دُرّ نجف

الفبای سلوک

فصل دوم · بخش اول · برزخ

برزخ

واسطه و فاصله بین دو چیز برزخ است. به‌عبارت‌دیگر برزخ چیزی است که در میان دو شیء یا دو مرحله حائل و حاجز می‌شود.

در سوره فرقان ۵۳ فرمود: «و جَعَل بَینَهُما بَرزَخاً وَ حِجراً مَّحجُوراً: میان آن دو (دریا) حائلی و پرده‌ای جداساز نهاد که به هیچ روی به هم نیامیزند.»

در سوره مؤمنون ۱۰۰ فرمود: «وَ مِن وَرائِهِم بَرزَخٌ اِلی یَومِ یَبعَثُون: و پیشاروی آنان تا روزی که برانگیخته شوند، برزخی خواهد بود.»

دوزخ و جنّات و برزخ در میان **** پیشِ چشمِ کافران آرَم عیان (مثنوی)

برزخ در اصطلاح، عالمی است که بین دنیا و آخرت قرار گرفته که از هنگام مرگ هر انسانی شروع می‌شود و تا پدیدار شدن روز قیامت ادامه دارد؛ بنابراین اکنون عالم برزخ وجود دارد و آنان که مرده‌اند، در این عالم به سر می‌برند.

امام صادق علیه‌السلام فرمود: «اَلبَرزَخُ، اَلقَبر وَ هُوَ الثّوابُ وَ العقابُ بَینَ الدُّنیا وَ الآخِرَة: برزخ قبر است و آن ثواب و عقاب بین دنیا و آخرت است.»

چون لباس تن در قبر قرار گرفت، روح به عاملی رود به نام برزخ، در قالب مثالی که همه چیز از خوبی‌ها و بدی‌ها و نیّت‌ها و … بر او آشکار گردد. قالب مثالی بی‌هیچ کدورتی همانند آب صاف که صورت در آن دیده می‌شود، ظاهر می‌گردد و ملکات ممثل می‌شوند.

آنچه در دنیا بالقوّه بوده، در آنجا بالفعل دیده می‌شود؛ یعنی هر نیّت درونی و هر عمل باطنی که در دنیا داشته، در آنجا به‌صورت مشخص و خوی های ملکوتی و حیوانی به ظهور می‌آید؛ و همه اخلاق و کردار، از فضایل و رذایل به‌صورت حور و غلمان و گرگ و سگ و … مجسّم و بارز می‌گردد.

عالم دنیا پر از کثرات و تعیّن است. وقتی انسان به برزخ رفت، تعیّن و حجابی باقی نمی‌ماند و همه‌چیز حضوری و بدون مانع دیده می‌شود.

در بدن عنصری مرض و صحّت و پیری و جوانی راه دارد، امّا آنجا عالم یکرنگی و یک سنخی است و همه اعضاء از پا و سر و چشم، همانند دل، ادراکی و شهودی می‌شوند. چون از تعیّن و صورت گِلی و عنصری به درآمده‌اند، پس اتّحاد همه اعضاء را فرامی‌گیرد.

چون برزخ عالم حضور و مشاهده است، آن‌که لایق جانان باشد با تجلّی نور ذات به بالاترین درجه از شهود و مقامات ربّانی می‌رسد.

امام صادق علیه‌السلام فرمود: «هنگامی‌که خداوند جان مؤمن را بگیرد، او را در کالبدی همانند دنیا قرار می‌دهد که با آن می‌خورد، می‌آشامد و اگر کسی بر آنان وارد شود (با همان قیافه‌ای که در دنیا داشتند) ایشان را می‌شناسد.»

در منزلگاه خطیر برزخ آنچه موجب نجات انسان است اعمال نیکی است که خود در دنیا به‌جا آورده و یا دیگران در رابطه با او انجام داده‌اند.

امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: «عمل نیک نیکوکاران با چهره‌ای نیکو و خوش‌بو و خوش جامه نزدش آید و به او بشارت می‌دهد که به بهترین منزلگاه‌ها وارد گشته‌ای و از این پس تا قیامت در شادی و شادمانی به سر خواهی برد.»

و نیز از امام صادق علیه‌السلام روایت است: «در عالم قبر، از نماز و زکات و حج و روزه و ولایت و محبّت به ما سؤال می‌کنند. مقام ولایت (که به صورتی) در جانب قبر قرار دارد، به نماز و حجّ و روزه و زکات گوید اگر در شما نقصی است من آن را تکمیل می‌کنم.»

در عالم برزخ شفاعت به‌طور عموم نیست بلکه فقط برای افراد خاص که بر اثر تلاش‌های صادقانه و مجاهدت‌های مخلصانه در دنیا گناهان خود را جبران نموده‌اند، خواهد بود.

امام صادق علیه‌السلام فرمود: «وَ الله ما اَخافُ عَلَیکُم اِلّا البَرزَخَ: به خدا سوگند، جز از عالم برزخ بر شما بیم ندارم.»

و نیز فرمود: «امّا در قیامت همه شما با شفاعت پیامبر صلی‌الله علیه و آله که شفاعتش پذیرفته می‌شود یا با شفات وصّی پیامبر در بهشت هستید.»

پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: «دوستی من و خاندانم در هفت محل سودمند است: هنگام مرگ، درون قبر، وقت برپا شدن قیامت، حین گشودن نامه عمل، حین حساب و بازخواست، حین سنجش اعمال و حین گذشتن از صراط»

در مورد مسئله «سؤال و پرسش» از امام صادق علیه‌السلام روایت است: «لا یسأل فی القبر الّا من محض الایمان محضاً اَو محض الکفر محضاً و الآخرون یلهون عنهم: در قبر سؤال نمی‌شود مگر از کسانی که دارای ایمان و کفر محض هستند و دیگران به حال خود رها می‌گردند.»

پس جز از نیکان و بدان محض که از آنان به متوسطان و مستضعفان تعبیر می‌گردد پرسش نمی‌شود.

«متوسطان» کسانی هستند که توانایی ادای تکالیف خود را ندارند (مانند ابلهان، دیوانگان و کودکان) و «مستضعفان» کسانی هستند که دسترسی به آیین حق را نداشته و قادر به هجرت از دیار خود نیستند و از دین و اسلام بی‌خبرند. در سوره نساء ۹۸ و ۹۹ فرمود: «آن گروه از مردان و زنان و کودکان مستضعفی که برایشان چاره‌ای میسر نبود و راهی به‌سوی نجات خود نمی‌یافتند، به عفو و بخشش خداوند امیدوار باشند که خداوند آمرزنده است و گناهانشان را می‌بخشد.»

امّا گروهی از نیکان که دارای ایمان و تقوای بالایی هستند، مورد سؤال و جواب قبر قرار نمی‌گیرند و از این انسان‌های برتر به معصومان و مقرّبان تعبیر می‌شود و شامل پیامبران و امامان علیه‌السلام و دانشمندان پارسا (اولیاء) و پیکارگران راه خدا هستند. پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: «اَقرَبُ النّاسِ مِن دَرَجَةِ النّبُوةِ اَهلُ العِلمِ وَ الجِهاد»

امام کاظم علیه‌السلام فرمود: «هرکس از دوستان و شیعیان ما بمیرد و هنوز قرآن را به طور کامل فرا نگرفته باشد، در قبرش به او تعلیم می‌دهند تا خداوند به این وسیله درجاتش را بالا ببرد. چرا که درجات بهشت به‌اندازه آیات قرآن است. به او گفته می‌شود: بخوان و بالا برو. او می‌خواند (و از درجات بهشت) بالا می‌رود.»

از این روایت برمی‌آید که یکی از فلسفه‌های وجود عالم برزخ این است که در آن پاره‌ای از کمبودهای تعلیم و تربیت مؤمنان جبران می‌گردد. درست است که آنجا، جای عمل صالح نیست ولی چه مانعی دارد که محل معرفت بیشتر باشد و آگاهی و تکامل افزون گردد. درباره تکامل نفوس در عالم برزخ روایات متعددی وارد شده است. از جمله در بحارالانوار ج ۶ ص ۲۲۹ از پیامبر صلی‌الله علیه و آله روایت است: «اِنّ اطفال شیعَتنا مِنَ المؤمنین تُرَبّیهِم فاطِمَةُ علیها السلام: همانا کودکان شیعیان از مؤمنان را فاطمه علیهاالسلام تربیت می‌کند.»

در ضمن روایتی است از کتاب امالی صدوق در مورد معراج پیامبر صلی‌الله علیه و آله که: «رسول خدا در شب معراج عبور می‌کرد، دید پیرمردی در زیر درختی نشسته و کودکانی در اطراف او هستند. از جبرئیل پرسید: این پیرمرد کیست؟ گفت: این پیر، پدر تو ابراهیم خلیل علیه‌السلام است؛ و پیامبر صلی‌الله علیه و آله پرسید: این کودکان کیان‌اند؟ جبرئیل گفت: این‌ها اطفال مؤمنان هستند که ابراهیم علیه‌السلام به آن‌ها تعلیم می‌دهد.»

مؤمنان به مقدار گناهی که مرتکب شده‌اند، در برزخ عذاب می‌شوند و مدّت و میزان آن برای افراد مختلف متفاوت است و در حقیقت عذاب مؤمن، کفّاره گناهان اوست.

امام رضا علیه‌السلام فرمود: «کسی که به حق معتقد بوده، سپس گناه کند و در دنیا (پیش از مرگ) توبه نکند، در برزخ به اندازه گناهانش او را عذاب دهند تا در روز قیامت گناهی بر او نباشد.»

امام صادق علیه‌السلام فرمود: «هیچ مؤمنی در شرق و غرب زمین باقی نمی‌ماند مگر آنکه روحش به وادی‌السلام برده شود.» پرسیده شد: وادی‌السلام کجاست؟ فرمود: «بهشت شهر کوفه که مؤمنان در آنجا حلقه‌حلقه گرد هم آیند و با هم سخن گویند.»

و از امیرالمؤمنین علیه‌السلام روایت است: «بدترین آب روی زمین آب وادی برهوت است. برهوت سرزمین است که حَضرَ موت (اطراف یمن) واقع شده و تمامی کفّار (پس از مرگ) در آنجا گرد هم آیند.»

حق سبحانه و تعالی در آینه دل انسان کامل که خلیفه اوست تجلّی می‌کند و عکس انوار تجلّیات از آینه دل او بر عالم فایض می‌گردد و عالم به سبب این فیضان تجلّیات محفوظ و باقی می‌ماند. مادام که این انسان کامل است پس هیچ از معانی و غیر معانی از باطن به ظاهر و از ظاهر به باطن در نیاید مگر به فرمان او. پس این انسان کامل برزخ میان ظاهر و باطن و جالس حدّ مشترک بین غیب و شهادت و حاجز بین العالمین است.

می‌توان گفت مرتبه انسان کامل، برزخ بین غیب و شهادت است و آینه‌ای است که در آن حقیقت عبودیت و سیادت آشکار می‌شود.