تزکیه
تزکیه به معنی پاکیزه کردن و تصفیه نمودن است و در اصطلاح به معنی تطهیر از شرک و کفر و اخلاق رذیله و صفات خبیثه و معاصی کبیره و صغیره است و مرتبه اعلای آن عصمت است.
تزکیه باید گواهان را، بدان **** تزکیهاش صدقی که موقوفی بِدآن (مثنوی)
چون گواهت تزکیه شد، شد قبول **** ورنَه محبوس است اَندر مول مول (مثنوی)
غرض اصلی از خلقت بشر، نیل به سعادت و تحصیل کمال و تزکیه نفس از رذایل و مهلکات و سیّئات است و سالک باید مطیع اراده و امر استاد باشد اگرچه علم و عمل او زیاد باشد؛ زیرا خلاص شدن از رذایل و ناپاکیها و آفات نفس تحقق نمیپذیرد مگر با کمک گرفتن از استاد و مدد او؛ زیرا انسان علیل و مریض هرقدر هم که علّت و مرض را از خود دور کند، باز به مرض دیگری مبتلا میشود و هر چیزی را که گمان کند تقویت صحّت و سلامتی شود به سبب افراط یا حدوث مرض میگردد.
ساعتی آن جایگه، تشریف دِه **** تزکیهٔ ما کن، ز ما تعریف دِه (مثنوی)
انسان تا خود را تزکیه نکند و نفس خود را پاک نکند، نمیتواند دیگران را تزکیه نموده و از بدی باز داشته و هدایت نماید.
در سوره اعلی ۱۴ فرمود: «قَد اَفلحَ من تزکّی: به یقین رستگار شد کسی که خود را تزکیه کرد.»
توفیق هدایت و قرب به خداوند فقط با تقوا و تزکیه نفس حاصل میشود و خداوند رسالت خود را در دستهای پاکیزه و دلهای پاکیزه شده خواهد نهاد.
در سوره نساء ۴۹ فرمود: «بل الله یُزکّی مَن یشاء: خداوند هرکه را بخواهد (از پلیدیها و رذایل پاکیزه میکند.» نه اینکه هرکس بخواهد میتواند خود را با عمل خویش تزکیه نماید؛ زیرا که تزکیه فضلی است از جانب خداوند که اکتساب آن با صِرف عمل ممکن نیست. بلکه اگر عمل بنا به امر جانشینان خدا باشد، نفس آماده قبول آن فضل الهی میشود.
پس تزکیه نفس بدون توفیق الهی امکان ندارد.
در کتاب صحبت جانان آمده: روزی به محضر مبارک حضرت آیتالله «سید عبدالکریم کشمیری» آن عارف فرزانه شرفیاب شدیم. وقتی از ایشان سؤال شد آقای کوهستانی را چگونه یافتید؟ فرمود: او صاحب نفس زکیه بود.
در چهار مورد که در قرآن تزکیه و تعلیم با هم آمده، سه مورد تزکیه مقدم بر تعلیم و یک مورد تعلیم مقدم بر تزکیه است.
۱) در سوره بقره ۱۵۱ فرمود: «از خودتان پیامبری در میان شما فرستادیم که آیههای ما را بر شما میخواند و یُزکّیکُم و یُعلِّمُکُم و (جان) شما را پاکیزه میگرداند و به شما کتاب آسمانی و فرزانگی میآموزد و آنچه را که نمیدانستید یاد میدهد.»
۲) در سوره آلعمران ۱۶۴ فرمود: «خداوند بر مؤمنین منّت نهاد که از خودشان فرستادهای در میان آنان برانگیخت که آیات وی را بر آنان میخواند و آنها را پاکیزه میگرداند و به آنان کتاب و فرزانگی میآموزد و بهراستی پیش از این در گمراهی آشکار بودند.»
۳) در سوره جمعه ۲ فرمود: «اوست که در میان نانویسندگان (عرب) پیامبری از خود آنان برانگیخت که برایشان آیاتش را میخواند و آنها را پاکیزه میگرداند و به آنان کتاب (قرآن) و فرزانگی میآموزد و بهراستی پیش از آن در گمراهی آشکار بودند.»
۴) و در سوره بقره ۱۲۹ فرمود: «پروردگارا در میان آنان از خودشان پیامبری را که آیههایت را برای آنان میخواند و به آنان کتاب (آسمانی) و فرزانگی میآموزد و به آنها پاکیزگی میبخشد، برانگیز.»
تعلیم که قبل از تزکیه است حاصل نمیشود مگر با علم تقلیدی که برای عالم یک اَمر عادی است. به خلاف تعلیم که پس از تزکیه قرار میگیرد که حتماً باید با علم تحقیقی باشد با جمیع مراتبش از علمالیقین، عینالیقین و حق الیقین. (علمالیقین با برهان و دلیل حاصل میشود و علمی است که در آن شکی نباشد. عینالیقین با حکمت حاصل شود و حق الیقین با شهود صورت میگیرد.)
علم و دانش زمانی نتیجه میدهد که همراه با بینش و حکمت و تزکیه و تقوا باشد و در مقام تربیت، تزکیه مقدم بر علوم حقّه و معارف حقیقه است.
تزکیه قبل تعلیم است چنانکه تخلیه قبل از تحلیه است.
در تزکیه، با کلام بزرگی میشود صفتی را عوض کرد، سیرتی را دگرگون نمود، عیبی را گفت، آفتی را بیان داشت. اگر مستمع گیرنده و طالب باشد در پی مداوا برمیآید و نسخه را پیاده میکند و سه جای قرآن که تزکیه مقدم بر تعلم است برای این گروههاست. تزکیه قبل از تعلیم در نفس تأثیر میگذارد. امّا در قرآن یک مورد تعلیم مقدم بر تزکیه آمده، برای دستهای از افراد که تدریس علم اخلاق و حکمت از گویندهای صاحبنفس و عالمی اخلاقی برایشان مثمر ثمر است. لذا اوّل فضایل و رذایل را میآموزند و سپس به یادداشتها، آنها را جامه عمل میپوشانند و این دسته بسیارند.