وَ أَخْبَرَنِي شَيْخُنَا أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ رَحِمَهُ اَللَّهُ بِإِسْنَادِهِ إِلَى أَبِي اَلْفَرَجِ اَلْأَصْفَهَانِيِّ قَالَ كَانَ أَبُو بِشْرٍ يَقُولُ: كَانَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ لاَ يَرَى أَحَداً يَسُبُّ اَلنَّبِيَّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ إِلاَّ وَثَبَ عَلَيْهِ وَ كَانَ فِي كُلِّ يَوْمٍ يَجِيءُ إِلَى أَبِيهِ مَضْرُوباً مَشْجُوجاً فَقَالَ لَهُ فِي ذَلِكَ أَبُو طَالِبٍ اِصْبِرَنْ يَا بَنِيَّ فَالصَّبْرُ أَحْجَى اَلْأَبْيَاتَ. (ایمان أبیطالب ج۱ ص۲۷۶)
راوی گوید: در اوائل بعثت، علی(ع) با هرکس که رسول خدا(ص) را ناسزا میگفت، درگیر میشد و هر روز مضروب و زخمی به خانه میرسید. پدرش ابوطالب که چنین میدید به او میگفت: پسرم صبوری کن! که صبر معمولاً بهترین کار است.
عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: كَانَ وَ اَللَّهِ أَبُو طَالِبٍ عَبْدُ مَنَافِ بْنُ عَبْدِ اَلْمُطَّلِبِ مُؤْمِناً مُسْلِماً يَكْتُمُ إِيمَانَهُ مَخَافَةً عَلَى بَنِي هَاشِمٍ أَنْ تُنَابِذَهَا قُرَيْشٌ. (ایمان أبیطالب ج۱ ص۳۶۳)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: به خدا سوگند پدرم، ابوطالب ملقّب به عبدمناف پسر عبدالمطّلب، مسلمان و مؤمن بود؛ اما ایمانش را پنهان میکرد تا قریش به حرمت او و بنیهاشم را آزار نرسانند.