مقام عفوّ
۱- اشاراتی به معانی:
عفو: بسیار بخشنده و عفو کننده، درگذرنده.
۲- اشاراتی از قرآن:
۱- « خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجٰاهِليٖنَ: گذشت پیشه کن و به (کار) پسندیده فرمان ده و از نادانان رخ برتاب». (اعراف: ۱۹۹)
۲- «… وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا أَلٰا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ…: و باید عفو کنند و گذشت نمایند مگر دوست ندارید که خدا بر شما ببخشاید». (نور: ۲۲)
۳- اشاراتی از احادیث:
۱- پیامبر خدا صلیالله علیه و آله: «از یکدیگر گذشت کنید تا کینههای میان شما از بین برود.» (میزان الحکمة، ج ۷، ص ۴۵۹)
۲- پیامبر خدا صلیالله علیه و آله: «بر شما باد گذشت؛ زیرا که گذشت جز بر عزت بنده نمیافزاید. پس از یکدیگر گذشت کنید تا خداوند شما را عزت بخشد.» (میزان الحکمة، ج ۷، ص ۴۶۰)
۳- پیامبر خدا صلیالله علیه و آله: «هر که پر گذشت باشد عمرش دراز شود.» (میزان الحکمة، ج ۷، ص ۴۶۰)
۴- پیامبر خدا صلیالله علیه و آله: «گذشت پادشاه، پادشاهی را پایندهتر میکند.» (میزان الحکمة، ج ۷، ص ۴۶۰)
۵- امام رضا علیهالسلام فرمود: «هرگز دو گروه باهم رویاروی نشدند مگر اینکه باگذشتترین آنها پیروز شد.» (میزان الحکمة، ج ۷، ص ۴۶۲)
۶- امام علی علیهالسلام در سخنان پیش از شهادتش فرمود: «اگر زنده ماندم که صاحباختیار خون، خودم هستم و اگر رفتم، مرگ وعدهگاه من است؛ اگر من [زنده بمانم و قاتلم را] ببخشم این گذشت برای من مایۀ تقرّب است و [اگر رفتم و شما او را بخشیدید] این بخشش برای شما ثواب و نیکی است. پس گذشت کنید. آیا دوست ندارید که خدا شما را ببخشاید؟» (میزان الحکمة، ج ۷، ص ۴۶۲)
۷- امام حسین علیهالسلام: «باگذشتترین مردم، کسی است که در زمان قدرت داشتن گذشت کند.» (میزان الحکمة، ج ۷، ص ۴۶۴)
۸- امام علی علیهالسلام: «گذشت، زکات پیروزی است.» (میزان الحکمة، ج ۷، ص ۴۶۴)
۹- امام علی علیهالسلام: «گذشت به همان اندازه که شخص بزرگوار را درست میکند، شخص فرومایه را تباه میگرداند.» (میزان الحکمة، ج ۷، ص ۴۶۶)
۱۰- امام علی علیهالسلام: «دو چیز است که ثواب آنها [از سنگینی] قابل وزن کردن نیست، گذشت و دادگری.» (میزان الحکمة، ج ۷، ص ۴۶۱)
۴- نکتهها:
* عفو یکی از خصایص ارزشمند اخلاقی و به معنای گذشتن از گناه و ترک کیفر آن است و اصل و ریشۀ آن به معنی محو و نابودی است.
راغب در مفردات این معنی را ریشۀ اصلی نمیداند و معتقد است که عفو به معنای قصد گرفتن چیزی است و به همین مناسبت به وزش بادهایی که منجر به ویرانی و گرفتن چیزی میشود، این واژه اطلاق شده است و اگر به محو کردن، عفو اطلاق میگردد، به خاطر این است که آنهم نوعی قصد برگرفتن چیزی است. (۱)
عفو کردن و از تقصیر گذشتن با وجود قدرت و انتقام، طریقۀ پیامبران و متقیان است و معنی عفو آن است که هرگاه از کسی جرمی و تقصیری نسبت به تو واقع شود، پی او نروی و به او اظهار نکنی و از ظاهر و باطن فراموش کنی و احسان را به او زیادهتر از پیش کنی. (۲)
* مطالعۀ قرآن کریم به ما نشان میدهد، آیاتی که مشتمل بر واژۀ عفو بوده و یا واژههایی که بر معنی عفو دلالت میکنند (مانند رحمت و مغفرت و …) بهروشنی گویای موضوع عفو و گذشت هستند. دستهای از آیات به عفو خداوند اشاره دارند: «بعضی از شما خواهان دنیا بودند و بعضی خواهان آخرت، پس خداوند شما را از آنها منصرف ساخت (و پیروزی شما به شکست انجامید) تا شما را آزمایش کند و او شما را بخشید و خداوند نسبت به مؤمنان فضل و بخشش دارد». (آلعمران: ۱۵۲)
و برخی آیات به عفو اولیای خداوند اشاره دارد: «گفت امروز ملامت و توبیخی بر شما نیست، خداوند شما را میبخشد و ارحمالراحمین است». (یوسف: ۹۲)
در این آیه حضرت یوسف علیهالسلام نهتنها از حق خود گذشت و حتی حاضر نشد کمترین توبیخ و سرزنشی را در حق برادرانش روا دارد، بلکه ازنظر حقالله نیز آنان را اطمینان داد که خداوند غفور و بخشنده است. (۳)
* برخی دیگر از آیات، پیغامی الهی و خطابی ملکوتی به بندگان است تا عفو و گذشت را سنتی حسنه در زندگی خود قرار دهند؛ مانند: «ما آسمان و زمین و آنچه میان آن دو است، جز بهحق نیافریدیم و ساعت موعود (قیامت) قطعاً فرا خواهد رسید. از آنها (دشمنان) بهخوبی صرفنظر کن (و آنها را به نادانیشان ملامت ننما)». (حجر: ۸۵)
خداوند در این آیه به پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله دستور میدهد که در برابر لجاجتها، نادانیها، تعصبها، کارشکنیها و مخالفتهای سرسختانۀ انسانها ملایمت و محبت نشان ده و از گناهان آنان صرفنظر کن و آنها را ببخش، بخششی زیبا که حتی توأم با ملامت نباشد. (۴)
* روایات بسیاری مبنی بر عفو و تشویق کردن ائمه علیهمالسلام به این صفت کریمانه وجود دارد که نشاندهندۀ اهمیت بالای آن است. البته عفوی که با شرایط خاص توأم باشد و اگر با این شرایط نباشد، نهتنها ممدوح و پسندیده نیست بلکه مذموم و ناپسند نیز هست، مانند روایتی از امام علی علیهالسلام که فرمودند: (بدی یا خوبی را) به نیکی پاداش بده و از بدی درگذر، بهشرط آنکه به دین لطمهای نزند یا در قدرت اسلامی ضعفی پدید نیاورد. (۵)
* عفو برخلاف تصوّر عمومی همیشه پسندیده نیست، عفوی که در راه خدا باشد و به گستاخی گناهکار و جنایتکار منجر نگردد، پسندیده است و در غیر این صورت مذموم است، بر این اساس عفو دو نوع است:
۱- عفو ممدوح و پسندیده: عفو پسندیده عفوی است که فرد با قدرت بر انتقام، از خطای شخصی که به او ستم کرده بگذرد و طبق فرمایشات معصومین علیهمالسلام، هرگونه سرزنش و ملامتی را هم به دنبال عفو خود نیاورد. (۶)، علاوه بر این، همانطور که در بالا گفته شد، عفوی پسندیده است که منجر به گستاخی جنایتکار نگردد.
۲- عفو مذموم و ناپسند: در فضیلت عفو و گذشت و ترک انتقامجویی تردیدی نیست، اما این بدان معنا نیست که استثنایی در کار نباشد بلکه مواردی پیش میآید که عفو و گذشت سبب جرئت جانیان و خاطیان میشود. در این موارد برای حفظ نظم جامعه و پیشگیری از تکرار جرم باید از عفو صرفنظر کرد. لذا خداوند در عین اینکه بندگان خود را به عفو و بخشش فرامیخواند در آیات مختلف مردم را به قتال نیز دعوت میکند تا حرمتهای الهی حفظ شوند.
خداوند در قرآن میفرماید: «و با آنها پیکار کنید تا فتنه (و بتپرستی و سلب آزادی از مردم) باقی نماند و دین مخصوص خدا گردد. پس اگر (از روش نادرست خود) دست برداشتند (مزاحم آنها نشوید، زیرا) تعدّی جز بر ستمگران روا نیست». (بقره: ۱۹۳)
* از آثار و فواید عفو دنیوی که میتوان گفت؛ حصول تقواست، خداوند در قرآن میفرماید: «اگر شما گذشت کنید، به پرهیزگاری نزدیکتر است». (بقره: ۲۳۷) بر این اساس یکی از آثار بخشش، نزدیک بودن بخشش به تقواست که این امر از دو جهت است: ۱- کسی که از حق خود میگذرد و آن را میبخشد، قطعاً میتواند مطمئن باشد که در این گرفتن حق، بههیچوجه اشتباه نکرده و حق دیگری را پایمال نکرده است، بنابراین گذشت به تقوا نزدیکتر است.
کسی که با گذشت از حق قانونی و شرعی خود صرفنظر میکند، امید است که نافرمانی و گناه خدا را در گرفتن آنچه حق اوست، نکند. (۷)
عفو و گذشت سبب عزّت است، چراکه در نظر مردم نشانۀ بزرگواری، شخصیت و سعهصدر است. درحالیکه انتقامجویی در مسائل شخصی نشانۀ عدم تسلط بر نفس است. رسول اکرم صلیالله علیه و آله میفرماید: «عفو و گذشت سبب عزّت و آبرو میگردد؛ چراکه عفو چیزی جز عزت بر انسان نمیافزاید.» (۸)
عفو و گذشت سبب سلامت روح و آرامش جان و درنتیجه، سبب طول عمر میشود. رسول اکرم صلیالله علیه و آله میفرمایند: «عفو و گذشت سبب سلامت روح و آرامش جان و طول عمر خواهد شد.» (۹)
انتقامجویی سبب برافروخته شدن آتش کینه در دلها شده، طرف مقابل را به انتقامی خشنتر وامیدارد و آن انتقام سبب خشونت بیشتری شده، گاه به جنگی تمامعیار در میان طوایف و قبائل بزرگ تبدیل میشود. عفو و گذشت جلوی این ناهنجاریها، کینهورزیها، خشونت و جنایتها را میگیرد و آن را از بین میبرد. (۱۰) و محبت خداوند (مائده: ۳) و نزول رحمت الهی (۱۱) را در پی دارد.
* از آثار اخروی عفو میتوان گفت:
ورود در بهشت باشد، رسول خدا صلیالله علیه و آله فرمود: «آنگاهکه بندگان در صحرای محشر گردآورده شوند، آواز دهندهای ندا میدهد آنکس که مزدش باخداست برخیزد و به بهشت رود. گفته میشود: چه کسی مزدش باخداست؟ میفرمایند: بخشایندگان مردم.» (۱۲)
موجب اجر و پاداش میشود، در روایتی آمده است: «در کیفر برای گناه شتاب مکن و بین کیفر و گناه جایی برای گذشت باقی بگذار، با این کار پاداش آخرت و ثواب به دست میآوری.» (۱۳)
* برای تحصیل ملکۀ عفو باید شرایط و مقدماتی را کسب و به آنها توجه نمود که به برخی اشاره میکنیم:
توجه به قدرت و عفو الهی: مهمترین عامل در ایجاد و تقویت فضیلت اخلاقی چون عفو و گذشت در آن است که آدمی متوجه قدرت الهی شود. توجه به قدرت الهی و اینکه خداوند خود کمتر به عدل خویش مردم را در دنیا مؤاخذه میکند، بلکه به عفو و گذشت با آنان مواجه میشود و از بسیاری از گناهان و خطاهای بشر میگذرد. نشان میدهد که اصل عفو و احسان امری خوب و فضیلتی الهی است. ازاینرو خداوند در آیۀ ۱۴۹ سورۀ نساء به عفو و قدرت خویش توجه میدهد و از مردم میخواهد تا آنان نیز از خطاها و گناه دیگران از آشکار و پنهان بگذرند و اهل گذشت باشند. چراکه خداوند نیز اینگونه است که در عین قدرت، اهل عفو و گذشت است.
توجه به ظرفیت و توانایی خود: ازآنجاکه خداوند در قرآن میفرماید: «خداوند هیچکس را جز بهاندازۀ تواناییاش تکلیف نمیکند». (بقره:۲۸۶) بنابراین میتوان دریافت که ظرفیت و توانایی برای کسب قدرت بر عفو و گذشت از خطای دیگران در وجود انسان هست و خداوند متعال بر اساس عدل، آن را به همۀ انسانها عطا فرموده است.
توجه به آمرزش خداوند: از دیگر عوامل ایجادی و تقویتکننده میتوان به توجه انسان نسبت به آمرزش و غفران خداوند اشاره کرد. پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله میفرمایند: «از گناهان مردم درگذرید تا خداوند بدین سبب دوزخ را از شما دور گرداند، پس اگر دوست داری مورد رحمت خداوندی قرار بگیری، خودت نیز اهل رحمت و گذشت و مهربانی باش.»
کظم غیظ: خداوند میفرماید: «همان کسانی که از گناهان و اعمال زشت اجتناب میورزند و هنگامیکه خشمگین میشوند، عفو میکنند». (شوری: ۳۷)
بر اساس این آیه، کظم غیظ و فرونشاندن خشم بر غضب مقدم شده است، پس فرونشاندن خشم شرط اساسی عفو به شمار میرود و از سوی دیگر فرونشاندن خشم شامل کنترل اعصاب، اراده و سایر اعضاء و جوارح است؛ بنابراین معلوم میشود که عفو و بخشش از برکات و آثار کظم غیظ محسوب میشود. (۱۴)
* باید برخورد خداوند با گناهکاران و سیرۀ اهلبیت را سرمشق خود قرار داد تا بخشش دیگران برایمان راحتتر صورت گیرد. وقتی توجه به قدرت الهی داشته باشیم و اینکه خود خداوند، کمتر به عدل خویش مردم را در دنیا مؤاخذه میکند بلکه به عفو و گذشت با آنان، برخورد میکند و از بسیاری گناهان و خطاهای بشر میگذرد، این ما را بر آن میدارد که عفو و احسان امری خوب و فضیلتی الهی است؛ و نیز در سیرۀ پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله و توصیههای ایشان به عفو و گذشت در برابر آزار و اذیت دیگران، نشانگر اهمیت این خصلت پسندیده است؛ باآنکه ایشان فرمودند: «هیچ پیامبری در راه ابلاغ رسالت، مانند من آزار ندید»، اما بااینوجود همواره عفو و گذشت داشتند، کما اینکه پیامبر صلیالله علیه و آله در سال هشتم بعد از فتح مکّه، اعلام عفو عمومی کردند (و همۀ کسانی را که آن حضرت و یارانش را اذیت و شکنجه کرده بودند آزاد کرد)، مگر چند نفر را مهدور الدّم دانست ازجمله (عبدالله بن زبعری) که پیامبر صلیالله علیه و آله را هجو میکرد و (وحشی) که عمویش حمزه را در جنگ احد کشت و …
اما (هبّار بن الاسود) کسی بود که وقتی ابوالعباس بن ربیع داماد پیامبر صلیالله علیه و آله همسرش زینب دختر پیامبر صلیالله علیه و آله را که حامله بود را به مدینه فرستاد، هبّار در میان راه او را ترساند و بچهاش را سقط نمود؛ و پیامبر صلیالله علیه و آله خونش را مباح اعلام کرده بود. در فتح مکّه به نزد پیامبر آمد و از بدی عملش نسبت به دختر پیامبر صلیالله علیه و آله که بچهای را سقط کرده بود ابراز پشیمانی کرد و عذرخواهی نمود و گفت: یا رسولالله ما اهل شرک بودیم خداوند بهوسیلۀ شما ما را هدایت کرد و از هلاکت نجات داد، پس از جهلم و آنچه از جانب من به شما رسیده، درگذر و مرا عفو کن!
پیامبر صلیالله علیه و آله فرمود: «تو را عفو کردم، خداوند به تو احسان کرد که به اسلام هدایتت نمود؛ با قبول اسلام، گذشتهها کنار گذاشته میشود.» (۱۵)
یا در جنگ خیبر به تحریک یهودیان، زینب، دختر حارث، دست گوسفندی را پخته و زهرآلود نمود و بهعنوان هدیه نزد پیامبر صلیالله علیه و آله آورد. پیامبر صلیالله علیه و آله رد احسان نکردند و لقمۀ اول را که به دهان گذاشتند احساس مسمومیت کردند و دستور دادند آن زن را احضار کنند. پس از گفتگو، پیامبر صلیالله علیه و آله این گناه بزرگ او را بخشیدند. پیامبر صلیالله علیه و آله در روزهای آخر عمر در بستر بیماری فرمودند: «این بیماری، اثر آن غذای مسموم است.» (۱۶)
و یا در سیرۀ حضرت علی علیهالسلام آمده است که ایشان در پایان جنگ با ناکثین، تمام کسانی را که در برابر او شمشیر کشیده بودند را مورد عفو قرار داد و آنها را آزاد گذاشت که کشتههای خود را آزادانه به خاک بسپارند. (۱۷)
* در سیرۀ بزرگان ما که در عصر زعامت مرحوم آیتاللهالعظمی سید ابوالحسن اصفهانی، شبی از شبها که ایشان در نجف اشرف نماز مغرب و عشاء را به جماعت میخواندند، بین نماز، شخصی فرزند او را که بسیار فرزند شایستهای بود، با کارد به قتل رساند. وقتی از خبر شهادت فرزند عزیزش باخبر شد، با بردباری و صبوری فرمود: لا حول و لا قوة الا بالله و بعد بلند شد و نماز عشاء را خواند. بعد خدمتش رسیدند و دربارۀ قاتل فرزندش پرسیدند، فرمود: او را عفو کردم. (۱۸)
و نیز در سیرۀ اصحاب اهلبیت، ازجمله مالک اشتر که روزی از بازار کوفه میگذشت؛ درحالیکه عمامه و پیراهنی از کرباس بر تن داشت. مردی بازاری بر در دکانش نشسته بود و بهعنوان اهانت، زبالهای (کلوخ) به طرف او پرتاب کرد. مالک اشتر بدون اینکه به کردار زشت بازاری توجهی کند و از خود واکنش نشان بدهد، راه خود را پیش گرفت و رفت. آن مرد بعد که او را شناخت شتابان به دنبالش آمد و داخل مسجد او را پیدا کرد و از او عذرخواهی نمود و گفت: «امیدوارم مرا مورد لطف خود قرار داده و از تقصیرم بگذری.» مالک اشتر گفت: «هرگز ترس و وحشت به خود راه مده! به خدا سوگند من وارد مسجد نشدم مگر اینکه دربارۀ رفتار زشت تو از خداوند طلب آمرزش نموده و از خداوند بخواهم که تو را به راه راست هدایت نماید.» (۱۹)
* اینکه گفته میشود خدا حقالله را میبخشد ولی حقالناس را نمیبخشد و این در حالی است که در قرآن کریم وعده داده است که نسبت به همۀ گناهان آمرزنده و بخشایشگر است. (زمر: ۵۳) باید گفت: حقالله را در صورت توبه میبخشد اما حقالناس را بدون ادای حق صاحب آن و راضی کردن او نمیبخشد، چراکه رضایت خداوند منوط به رضایت صاحب حق است؛ و عدالت او اقتضاء میکند که حق صاحب حق را به صورت مستقل به رسمیت بشناسد و عقل نیز اقتضاء میکند که وقتی حقّی را از کسی ضایع مینمایی در حق همان شخص جبران کنی و از او حلالیت بطلبی.
و دربارۀ تعویق انداختن عفو و بخشش حضرت یعقوب علیهالسلام، فرزندانش را، آمده است که: اسماعیل بن فضل هاشمی از امام صادق علیهالسلام سؤال کرد: «چرا حضرت یعقوب طلب عفو فرزندان را به تعویق انداخت، ولی یوسف فوراً برادران گناهکار خود را بخشید و برای آمرزش آنان دعا کرد؟» حضرت در جواب فرمودند: «اول آنکه جوان از پیر رقیقالقلبتر است به این جهت یوسف از عذرخواهی برادران زودتر متأثر شد و آنان را فوراً بخشید. دوم آنکه فرزندان یعقوب به یوسف ستم کرده بودند، یوسف خود صاحب حق بود و آن را فوراً بخشید، ولی یعقوب که باید حق دیگری را ببخشد، به تعویق انداخت که سحر شب جمعه برای آنان طلب آمرزش نماید.» (۲۰)
نکته قابلتوجه اینکه، بعضی به یکبار عفو و گذشت کردن از دیگران بسنده کرده و تکرار اشتباه دیگران را مستوجب تنبیه و شکنجه میدانند، درحالیکه در سفارشات اهلبیت به ما طور دیگری آمده است؛ شخصی نزد پیامبر صلیالله علیه و آله آمد و گفت: «ای رسول خدا! ما غلامی داریم که گاهی اشتباه میکند تا چه مقدار از تقصیرات غلام و خدمتکار خود بگذریم؟»
پیامبر صلیالله علیه و آله مدتی سکوت کردند و بعد فرمودند: «روزی هفتاد بار او را عفو کن و از تقصیرات او بگذر.» (۲۱)
۱) مفردات الفاظ قرآن کریم، ج ۱، مادۀ عفا
۲) ترجمۀ مصباح الشریعه، ج ۱، ص ۳۷۴
۳) تفسیر نمونه، ج ۱۰، ص ۵۷
۴) تفسیر نمونه، ج ۱۱، ص ۱۲۶
۵) میزان الحکمة، ج ۸، حدیث ۳۸۳۹
۶) میزان الحکمة ریشهری، ج ۸، حدیث ۳۸۳۷
۷) ترجمۀ تفسیر مجمعالبیان، ج ۳، ص ۴۹
۸) اصول کافی، ترجمۀ مصطفوی، ج ۲۳، ص ۱۰۸
۹) میزان الحکمة، ج ۳، حدیث ۱۳۱۸۴
۱۰) بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۱۶۸
۱۱) غررالحکم، ترجمۀ محلاتی، ح ۴۳۰۷
۱۲) تفسیر نمونه، ج ۲۰، ص ۴۶۷
۱۳) غررالحکم، ترجمۀ محلاتی، ح ۷۵۰۸
۱۴) سایت دانشنامۀ اسلامی- اهلالبیت
۱۵) سفینة البحار ۱/۴۱۲
۱۶) داستانها و پندها ۵/۱۰۱ – سیرۀ ابن هاشم ۳/۳۵۲
۱۷) الجمل شیخ مفید، صص ۳۹۴ ، ۱۱۱
۱۸) سیمای فرزانگان، ص ۳۳۶
۱۹) بحارالانوار، ج ۴۲، ص ۱۵۷
۲۰) سفینة البحار، ص ۴۴۲
۲۱) محجة البیضاء ۳/ ۴۴۴