مقام مناجات
۱- اشاراتی به معانی:
مناجات: راز و نیاز کردن، راز دل خود را به کسی گفتن، رازگویی و عرض نیاز به درگاه خدا، نجوا کردن، دعا و نیایش، گفتگوی پنهانی با کسی.
۲- اشاراتی از قرآن:
۱- يٰا أَيُّهٰا الَّذيٖنَ آمَنُوا إِذٰا نٰاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوٰاكُمْ صَدَقَةً ذَٰلِكَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَأَطْهَرُ فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحيٖمٌ: ای کسانی که ایمان آوردهاید! هنگامیکه میخواهید با رسول خدا نجوا کنید؛ (سخن محرمانه و خصوصی و سرّی بگویید) قبل از آن صدقهای (در راه خدا) بدهید؛ این برای شما بهتر و پاکیزهتر است و اگر توانایی نداشته باشید، خدا آمرزنده و مهربان است. (مجادله: ۱۲)
۲- أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوٰاكُمْ صَدَقٰاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تٰابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقٖيمُوا الصَّلٰاةَ وَآتُوا الزَّكٰاةَ وَأَطيٖعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَاللَّهُ خَبيٖرٌ بِمٰا تَعْمَلُونَ: آیا از اینکه پیش از راز گفتن با رسول صدقه دهید (از فقر) ترسیدید؟ پس حال که ادا صدقه نکردید و خدا هم شما را بخشید اینک نماز به پادارید و زکات بدهید و خدا و رسولش را اطاعت کنید و خدا به هر چه کنید آگاه است. (مجادله: ۱۳)
۳- اشاراتی از احادیث:
۱- امام علی علیهالسلام: «در مناجات [باخدا] سبب نجات [نهفته] است.» (تنبیه الخواطر ۲/۱۵۴)
۲- امام زینالعابدین علیهالسلام در مناجات گفت: «بهواسطۀ تو، به لذت مناجات با تو رسیدند و از لطف تو، به عالیترین مقاصدشان دست یافتند.» (بحارالانوار ۹۴/۱۴۷/۲۱)
۳- امام باقر علیهالسلام: «با بازگشت (توبه) نیکو، خویشتن را در معرض رحمت و بخشایش خداوند قرار ده و برای بازگشت نیکو (راستین) از دعای خالصانه و مناجات شبانه مدد خواه.» (تحف العقول، صص ۲۸۵ ، ۲۸۶)
۴- امام صادق علیهالسلام: خداوند متعال به داوود علیهالسلام وحی فرمود: «به من شاد باش و از یاد من لذّت ببر و از نعمت مناجات با من برخوردار شو.» (قصصالانبیاء ۱۹۹/۲۵۴)
۵- امام علی علیهالسلام در مناجات خود گفت: «خدایا! گویا میبینم که پیکر مرا در گورش نهادهاند و تشییعکنندگان از کنار آن برگشتهاند و غریب بر غربت آن پیکر میگرید.» (الدعوات ۱۸۰/۴۹۷)
۶- امام زینالعابدین علیهالسلام در مناجات گفت: «بار خدایا، ما را در کشتیهای نجات خود بنشان و از لذت مناجاتت بهرهمند گردان و بر آبگیرهای محبتت وارد گردان و شیرینی دوستی و قرب خود را به ما بچشان.» (بحارالانوار ۹۴/۱۴۷، ۲۱)
۷- امام زینالعابدین علیهالسلام در دعایش در روز عرفه گفت: «و خلوت راز و نیاز (مناجات) با خودت در شب و روز را در نظر من آراسته گردان.» (الصحیفة السجادیة، الدعا ۴۷)
۸- پیامبر خدا صلیالله علیه و آله: خداوند عزوجل به دنیا وحی فرمود: «…؛ و بنده هرگاه در دل شب تار با خواجۀ خویش خلوت گزیند و با او به راز و نیاز پردازد، خداوند روشنایی را در دل او استوار گرداند…» (مشکاة الانوار ۴۵۰/۱۵۰۹)
۴- نکتهها:
* مناجات به معنای رازگویی و عرض نیاز و حاجت به درگاه خدا همراه با شکر او است. مناجات در قرآن در قالب کلماتی مانند «ناجیتم»، «نجواکم» و «نداءً خفیا» بهکار رفته است.
نجوی واژۀ عربی به معنای نزدیک واژۀ «همس» است که در فارسی به زمزمه، درگوشی، زیر گوشی و رازگویی و مانند آن ترجمهشده، انسان وقتی راز و سرّی را آهسته بیان میکند آن را نجوا میگویند؛ البته مناجات با خود به معنای با خود حدیث نفس کردن و زمزمه کردن است.
* در مقابل مناجات، ندا قرار دارد و به نوع صدایی اطلاق میشود که انسان از راه دور، کسی را فریاد میزند و یا از راه نزدیک، نه بهقصد رساندن صدا بهطرف مقابل، بلکه بهقصد آرام شدن و یا تخلیۀ روانی کسی را با ندای بلند میخواند. بر این اساس، آنگاهکه انسان خدا را ندا میدهد و با صدای بلند او را میخواند، گویا گرفتاریها، امان او را بریده و برای رهایی از آن با ناراحتی خدا را میخواند.
* هنگام منادات بنده احساس دوری از خدا میکند، از همین رو، خداوند را ندا میدهد که بیانگر دوری نیایشگر از خداست. هنگامیکه شخص احساس کرد که حالی به دست آورده و خود را نزدیک خدا احساس میکند، دیگر از منادات بیرون آمده و به مناجات میپردازد. از همین روست که پس از گفتن عبارتی همانند «یا رب»، «یا الهی» ادات و ابزار ندا و منادات را حذف کرده و در مناجات میگوید: «رب»، «الهی» که بیانگر قرب و نزدیک است.
* فرق دعا با مناجات را به حالات بنده در مقام صحبت با خدا بازگرداندهاند؛ اگر موضوع اعتراف به گناهان یا شدت محبت باشد و حال شخص اقتضای صحبتی آرام و خصوصی داشته باشد، اصطلاح مناجات به کار میرود، ولی دعا به خواستن با هر زبانی و با هر کیفیتی، از راه دور و یا نزدیک، بلند و یا آهسته اطلاق میگردد. در آغاز مناجات شعبانیه هر سه واژۀ دعا، ندا، مناجات آمده که میفرماید: «ای خدای من، بشنو دعایم را، آنگاهکه تو را میخوانم، بشنو ندایم را، آنگاهکه تو را ندا میکنم و رو به من آر، آنگاهکه با تو مناجات میکنم.»
* در تفاسیر از سحر بهعنوان بهترین زمان برای مناجات با خداوند نامبرده شده است. در این متون با استناد به آیاتی از قرآن ازجمله آیۀ ۱۴۲ سورۀ اعراف دربارۀ مناجات موسی علیهالسلام با خداوند در وادی طور در شب، آیۀ ۶۴ سورۀ فرقان دربارۀ زمان عبادت پروردگار و آیۀ ۱۶ سورۀ سجده، شب را برای تقرّب به خداوند مناسبتر قلمداد کردهاند.
خواندن خداوند با اسماء و صفاتی که تناسب با نیاز و درخواست مناجات کننده داشته باشد مطلوب است.
* بهتر است مناجات با الفاظی که خداوند به انسانها تعلیم داده است یا در مناجات ائمه آمده است، صورت بگیرد.
یکی از توصیههای خداوند به حضرت موسی علیهالسلام داشتن قلبی خاضع و خاشع هنگام مناجات است. (تحف العقول، ص ۴۹۲)
نقش مناجات در پذیرش توبه و مصون ماندن از دوزخ و ازدیاد رقّت قلب و ایجاد روحیه سالم به صواب ناجی خواهد بود.
* مناجات نمودن با خدا در آیات و روایات بهعنوان امری پسندیده است. انسان با مناجات و زمزمههای خود همواره نهتنها ارتباطش را با خدا حفظ میکند و ذکر و یادکرد خدا را در عمل مصداقی عینی میبخشد، بلکه فراتر از آن خود را چنان به خدا نزدیک مییابد که میخواهد درگوشی رازگویی داشته باشد و با خداوند زمزمههای عاشقانه داشته باشد؛ چنانکه حضرت موسی علیهالسلام در مناجات با خدا چنان نزدیک میشود که خداوند از او دربارۀ عصای او میپرسد و او عاشقانه با اطناب در کلام و پرهیز از ایجاز در سخن میکوشد تا با محبوبش بیشتر سخن گوید و بیشتر معاشقه کند. (طه: ۱۷ و ۱۸)
* مؤمن با مناجات خود، خدا را بهعنوان همصحبت و یار خویش میپذیرد و نیازها و خواهشهای خود را به او میگوید. زمزمههای عاشقانهای که میان بنده و خدا در سحرگاهان و شبانگاهان انجام میشود از بهترین گلواژههایی است که میان دو شخص ردوبدل میشود. در حقیقت مناجات اوج تمنای انسان عاشق است که حتی نیازهای روحیاش را به خدا عرضه میدارد.
مناجات در اشکال مختلف انجام میشود ازاینرو میتواند دعا و یا تنها راز و نیاز باشد و یا تنها به تعریف خدا و یا ذکر او بسنده شود و یا به بیان حالات و رفتار و کردار خویش اکتفا نماید.
* اهل مناجات با خدا، نهتنها اینگونه با مناجاتش از تکبر و استکبار میگریزد، چراکه نیایش و دعا به درگاه خدا از مهمترین نشانههای گریز از استکبار و اوج بندگی است، (غافر: ۶۰) بلکه بهترین جلوههای عبادت و از بهترین عبادات خالصانه با خداوند است؛ زیرا در این حالت هیچ ریا و ناخالصی و تکبّر و زشتی و بدی در رفتار بنده دیده نمیشود.
در آیات قرآنی، نجوا، زمزمه و درگوشی سخن گفتن بهجز در دعوت به خیر و خوبی جایز و روا دانسته نشده است. (مجادله: ۹) نجوای دو شخص یا چند شخص در مسئلهای در هنگام حضور در جمع و جمعیت میتواند امری جایز باشد، اما بهتر آن است که ترک شود، زیرا جواز به معنای وجوب و استحباب نیست. به نظر میرسد که اصل در نجوای اجتماعی ترک آن باشد؛ زیرا نوعاً موجب ایجاد شک و تردید و ظن در اطرافیان میشود؛ هرچند که به مؤمنین هشدار دادهشده که گمان بد نکنند، ولی نجوا کنندگان بدانند که باید از مواضع تهمت دوری کنند؛ یعنی اگر احتمال میدهد که این درگوشی موجب ظن و گمان بد دربارۀ آنان میشود و آنان را در معرض غیبت کردن و تهمت زدن نشان میدهد باید از آن کار پرهیز کند.
* نجوا کنندگان در میان جمع، باید توجه داشته باشند که خداوند در این نجواها حضور دارد، پس افراد نباید به رفتار زشت و گفتار نابهنجار و ناپسند اقدام کنند، چراکه خداوند نهتنها از رگ گردن به ایشان نزدیکتر است بلکه حتی دو فرشتۀ رقیب و عتید از راست و چپ ایشان نشسته و هر چه را به زبان و گفتار بیاورند، مینگارند. (ق: ۱۶ تا ۱۸)
* برخی از نجوا کردنها و صحبتهای درگوشی، ازجمله اعمالی است که ترکش در مجالس، موردنظر اسلام است. امام صادق علیهالسلام فرمود: «هرگاه سه نفر با هم، همصحبتاند، دو نفر از آنها سر به گوش و درگوشی با هم صحبت نکنند، زیرا مایۀ آزار رفیق سوم ایشان است. (کافی ج ۴ ص ۴۸۱)
* نجوای اجتماعی گاهی برای توطئهگری و ایجاد آشوب و تعدّی و تجاوز به حقوق مردمان ایجاد میشود که مذموم است و قرآن کریم به سه نجوای مفید اشاره میکند و آن را استثناء کرده است؛ خداوند در آیۀ ۱۱۴ سورۀ نساء میفرماید: «در بیشتر سخنانی که مردم آهسته در گوش هم نجوا میکنند خیر و فایدهای نیست، مگر آنکه کسی آهسته به انفاق و صدقهای بخواند و یا انجام کار نیکویی را آهسته درگوشی نجوا کند یا به اصلاح و رفع کدورت بین مردم بکوشد و آنکس که به خاطر رضای خدا چنین کارهایی کند ما بهزودی پاداش عظیمی به او کرامت خواهیم کرد.»
* خداوند در قرآن، مناجاتهایی را از زبان پیامبران، فرشتگان و بندگان صالح خود که بیشتر با کلمۀ ربّنا آغازشده، بیان کرده است.
از مناجات مشهور پیامبران در قرآن میتوان به داستان حضور موسی علیهالسلام در کوه طور و مناجات چهل شبانۀ او با خداوند (اعراف: ۱۴۲)، مناجات یونس علیهالسلام (انبیاء: ۸۷) در تاریکیهای دریا و شکم ماهی با پروردگار خود، مناجات یوسف علیهالسلام با خداوند در تنگناهایی که گرفتار آن شده بود (یوسف: ۳۳)، مناجات ابراهیم علیهالسلام در میانۀ آزمایشات الهی (ابراهیم: ۳۴ تا ۴۱) و مناجات داوود علیهالسلام در زبور اشاره کرد.
آیات ۳۸، ۱۹۳ و ۱۹۴ سورۀ آلعمران نیز ازجمله مناجاتهای معروف قرآن از زبان بندگان است.
* در میان دعاهایی که از امامان شیعه رسیده، برخی تعبیر به مناجات شده است. از مناجاتهای مشهور ائمه علیهالسلام، میتوان از مناجات شعبانیه، مناجات منسوب به حضرت علی علیهالسلام در مسجد کوفه و مناجات پانزدهگانۀ امام سجاد علیهالسلام اشاره کرد. در میان عرفا نیز برخی به داشتن مناجاتنامه مشهور شدهاند که از مهمترین این مناجاتنامهها، مناجاتنامۀ خواجه عبدالله انصاری است.
* انسانی که بیشترین توجهش به خداست، خدای متعال نیز عنایتش را شامل حال او میگرداند و لذت و طعم مناجات را به او میچشاند. بهعکس، انسانی که همّتش دنیاست و محبت دنیا در دل اوست، از لذت مناجات با خدا محروم خواهد بود. در همین زمینه، گناه، حبّ دنیا، خودنمایی، ریا و شهرتطلبی از عوامل مهم حرمان انسان از مناجات با معبودش است.
* در مناجات با خدا، شرایط بیرونی ایجاب میکند که انسان آهسته با خداوند سخن بگوید، چراکه وقتی انسان میخواهد به گناهانش اعتراف کند مایل نیست دیگران از آن آگاه شوند و نیز طبع گفتگوهای عاشقانه و محبتآمیز ایجاب میکند که بهگونهای نباشد که اغیار از آنها آگاه شوند.
* مناجات سخنی است که دور از اغیار بوده و با آهسته سخن گفتن بیشتر تناسب دارد، بر این اساس، خواندن مناجاتی که از اهلبیت واردشده و یا اشعاری که برخی با مناجات خویش با خداوند، سرودهاند نجوا و مناجات نیست بلکه خواندن مناجات است، چه اینکه در دعا کردن، انسان باید بهقصد انشاء، چیزی را بگوید و از خدا درخواست نماید، خواندن دعاهایی که از اهلبیت واردشده، دعای خود انسان محسوب نمیشود، زیرا قصد انشاء در خواندن ندارد بلکه بهقصد حکایت، جملاتی را بیان میکند، در این صورت انسان دعا نمیکند، بلکه دعا میخواند و به همین دلیل، گاهی به معانی اینگونه دعاها توجهی ندارد.
* خداوند همنشین کسی است که او را یاد کند و از آنطرف این احتمال میرود که خدای متعال به درخواستهای انسان، به دلیل فاصله و حجابی که گناهان بین او و خداوند ایجاد کرده، اعتنا و توجهی نکند؛ اما در ایام خاص، مانند ماه رمضان که به بندگانش قول داده که آنان را از لطف و رحمت واسعۀ خود بهرهمند سازد به صداها و درخواستهای آنان توجه میکند.
* اگر خداوند شیرینی و حال مناجات را به کسی بچشاند معلوم میشود که اذن پروردگار دادهشده است و اگر این حال نیامد باید توقف و تأمل کند که به چه سبب و کاری، این جمود آمده است. پس التماس و خواهش لازم است تا برق مقدماتی مناجات بیاید، آنگاه توفیق حاصل میگردد.
* گفتگو و مناجات، شرححال هر بنده در موقعیت خود است از مناجاتی و خوفی یا خراباتی و رجایی؛ یعنی در مناجات، شبها از هراس الهی، قلبشان میتپد، بعضی اشک از چشمشان جاری میشود، بعضی به حال سجده میافتند و نماز میخوانند و … این قاعده نیست که در تکلّم و راز و نیاز، به یک نوع برخورد کنند بلکه هر قالب و نفسی دارای آثار خاص خودش است.
* در مناجات استدعا و استعاذه لازم است، البته نباید تکیه و بسنده به زبان صرف کرد؛ چراکه قلب، مجری است برای فیض گرفتن، او اول باید کار کند، بعد جوارح، البته برای یادگیری در عرضه داشتن حاجت به خداوند، از بهترین مناجات که مناجات ائمه است رجوع کند.
* در شرححال انبیاء میبینیم که از موسی علیهالسلام بیشترین مناجات و تضرّع و راز و نیاز نقلشده است، چون مناسب کلیماللهی، این تقاضا را دارد.
* مکان مناجات، زمان آن، سنین عمر، جایگاه شخص اعم از اینکه شخص، جزو عوام است یا خواص و محب است یا عاشق و … در حالات انسان در موقع مناجات، تأثیر دارد و باید مراقب بود این تضرّعات، عادت نشود چراکه از کیفیت کاسته میشود و مناجات در چهارچوب نباشد بلکه دعاکننده، خود را رها کرده و اختیار مناجات را به دست حقتعالی بدهد تا کیفیت، بالا باشد و لذت مناجات را درک کند.
* در موقع مناجات، سعی شود با طهارت بوده یعنی در حالت جنب نباشد و با وضو و روبهقبله و عدم توجه به غیر حاضر شود و از عدم استجابت درخواستهایش در مناجات باخدا ناامید نشود چراکه گاهی خدا استجابت دعا را به تأخیر میاندازد و دوست دارد که مناجات بندهاش با او زیادتر گردد.
* سزاوار است آدمی مراقب زبان خود باشد آن را با گفتن کلمات زشت آلوده نکند چراکه میخواهد با آن زبان باخدایش مناجات کند و نیز کسی که مدعی دوستی باخداست باید به دنبال خلوت کردن با محبوبش باشد. چراکه در مناجات خدا با موسی علیهالسلام آمده است که: «دروغ میگوید کسی که میپندارد مرا دوست میدارد، چراکه چون تاریکی شب او را فرامیگیرد به خواب میرود (و از مناجات با من غافل میشود) مگر نه اینکه هر عاشق و دوستداری خلوت با محبوب خود را دوست میدارد.» (۲)
۱) تحف العقول، ص ۴۹۲
۲) الجواهر السنیه، ص ۵۰