مقام پیشوایی (پیر، استاد)
شرح:
* پیر در اصطلاح به معنای پیشوا و رهبری است که متصدّی تربیت و تهذیب سالک بوده و بیمدد وی سالک به حق واصل نشود. (۱)
* منظور از پیر، پیر عقلی و سلوکی است که از طرف خداوند بوده و کسی با او برابری نمیکند.
* عطار نیشابوری در منطقالطیر گوید:
پیر در سلوک وجودی است که از آن گریزی نیست (ما لابُدّ راه) و مشایخ طریقت عقیده دارند هر کس از استادی ادب نیاموخته باشد، بطّال (کاهل و بیکاره) است و اگر مردی به بالاترین پایگاهها و مقامات برسد، چندانکه از غیب چیزهایی بر او کشف شود، ولی پیشوا و رهبر نداشته باشد، هیچ کاری از او برنمیآید.
گفتهاند: مدار طریقت بر پیر است که «الشیخ في قومه کالنّبي في امَّته» و محقّق و مبرهن است که به خویشتن به جایی نتوان رسید. (۳)
* از عارف حق شیخ ابوسعید ابوالخیر سؤال شد که اینهمه دولت (عرفانی) از کجا یافتی؟ گفت: بر کنار جوی آب میرفتم. پیر شیخ ابوالفضل سرخسی از آن جانب دیگر میرفت. چشمش بر ما افتاد؛ اینهمه دولت از آنجاست. (۴)
* پیرو راهبر از آنجا که وجود خام سالک را پخته میکند بهمثابۀ تابستان است و سالک که برگهایش ریخته و عریان است مانند پاییز است. (۵)
* سایۀ کامل در روی زمین مانند کوه قاف است که در همهجا گسترش دارد و روح او هم چون سیمرغ بلندپرواز است که بر حقایق عالیه طواف میکند. (۶)
* سیمرغ را میتوان از القاب پیر و مرشد کامل دانست که او بینشان است و کس نتواند به اصل او واصل شود. (۷)
یعنی انسان کامل و پیر واصل جسماً حادث است و روحاً ازلی؛ و قبل از پدیدار شدن این جهان مادّی در دریای کرم الهی مستغرق بودند.
* حافظ در اشعارش به موارد فوق اشاره کرده است:
پیر خرابات
* اشاره است به مرشد کامل که مرید را به ترک رسوم و عادات وامیدارد و به راه فقر و فنا میسپارد. (۸)
پیر مغان
* پیر طریقت را گویند.
* البته حافظ از امیرالمؤمنین علیهالسلام نوعاً به پیر مغان تعبیر میکند؛ گوید:
پیر میکده، پیر میفروش، پیر میخانه
* پیر طریقت را گویند.
پیر صحبت
۱) فرهنگ اشعار حافظ
۲) بوستان کشمیری، ص ۱۵۴
۳) منطقالطیر، ص ۵۹۳
۴) هزار و یک تحفه، ش ۸۲۵
۵) بوستان کشمیری، ص ۱۵۴
۶) گلستان کشمیری، ص ۱۶۳
۷) فرهنگ اشعار حافظ، ص ۹۴
۸) هزار و یک تحفه، ش ۴۳۷
۹) هزار و یک تحفه، ش ۵۳۴