دُرّ نجف

مقامات معنوی

جلد هفتم · مقام پیشوایی (پیر، استاد)

مقام پیشوایی (پیر، استاد)

شرح:

* پیر در اصطلاح به معنای پیشوا و رهبری است که متصدّی تربیت و تهذیب سالک بوده و بی‌مدد وی سالک به حق واصل نشود. (۱)

* منظور از پیر، پیر عقلی و سلوکی است که از طرف خداوند بوده و کسی با او برابری نمی‌کند.

* عطار نیشابوری در منطق‌الطیر گوید:

پیر در سلوک وجودی است که از آن گریزی نیست (ما لابُدّ راه) و مشایخ طریقت عقیده دارند هر کس از استادی ادب نیاموخته باشد، بطّال (کاهل و بیکاره) است و اگر مردی به بالاترین پایگاه‌ها و مقامات برسد، چندان‌که از غیب چیزهایی بر او کشف شود، ولی پیشوا و رهبر نداشته باشد، هیچ کاری از او برنمی‌آید.

گفته‌اند: مدار طریقت بر پیر است که «الشیخ في قومه کالنّبي في امَّته» و محقّق و مبرهن است که به خویشتن به جایی نتوان رسید. (۳)

* از عارف حق شیخ ابوسعید ابوالخیر سؤال شد که این‌همه دولت (عرفانی) از کجا یافتی؟ گفت: بر کنار جوی آب می‌رفتم. پیر شیخ ابوالفضل سرخسی از آن جانب دیگر می‌رفت. چشمش بر ما افتاد؛ این‌همه دولت از آنجاست. (۴)

* پیرو راهبر از آنجا که وجود خام سالک را پخته می‌کند به‌مثابۀ تابستان است و سالک که برگ‌هایش ریخته و عریان است مانند پاییز است. (۵)

* سایۀ کامل در روی زمین مانند کوه قاف است که در همه‌جا گسترش دارد و روح او هم چون سیمرغ بلندپرواز است که بر حقایق عالیه طواف می‌کند. (۶)

* سیمرغ را می‌توان از القاب پیر و مرشد کامل دانست که او بی‌نشان است و کس نتواند به اصل او واصل شود. (۷)

یعنی انسان کامل و پیر واصل جسماً حادث است و روحاً ازلی؛ و قبل از پدیدار شدن این جهان مادّی در دریای کرم الهی مستغرق بودند.

* حافظ در اشعارش به موارد فوق اشاره کرده است:

پیر خرابات

* اشاره است به مرشد کامل که مرید را به ترک رسوم و عادات وا‌می‌دارد و به راه فقر و فنا می‌سپارد. (۸)

پیر مغان

* پیر طریقت را گویند.

* البته حافظ از امیرالمؤمنین علیه‌السلام نوعاً به پیر مغان تعبیر می‌کند؛ گوید:

پیر میکده، پیر می‌فروش، پیر میخانه

* پیر طریقت را گویند.

پیر صحبت

۱) فرهنگ اشعار حافظ

۲) بوستان کشمیری، ص ۱۵۴

۳) منطق‌الطیر، ص ۵۹۳

۴) هزار و یک تحفه، ش ۸۲۵

۵) بوستان کشمیری، ص ۱۵۴

۶) گلستان کشمیری، ص ۱۶۳

۷) فرهنگ اشعار حافظ، ص ۹۴

۸) هزار و یک تحفه، ش ۴۳۷

۹) هزار و یک تحفه، ش ۵۳۴