دُرّ نجف

مقامات معنوی

جلد هشتم · مقام بِشر

مقام بِشر

۱- اشاراتی به معانی:

بِشر: گشاده‌رویی؛ خوش‌رویی؛ انبساط.

۲- اشاراتی از قرآن:

۱- إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفًا ۖ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ: من پاک‌دلانه روی خود را به‌سوی کسی گردانیدم که آسمان‌ها و زمین را پدید آورده و من از مشرکان نیستم. (انعام: ۷۹)

۲- وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُّسْفِرَةٌ: صورت‌هایی در آن روز گشاده و نورانی است. (عبس: ۳۸)

* بین پنج ترجمۀ آقای انصاریان و خرمشاهی و فولادوند و قمشه‌ای و مکارم شیرازی؛ فقط آقای مکارم به گشاده و نورانی ترجمه کرده است و مابقی به درخشان و تابناک و فروزان اشاره کرده‌اند.

* در قرآن بِشر، بشاشه، منبسط، طلاقه الوجه و… نداریم.

۳- اشاراتی از احادیث:

۱- امام علی علیه‌السلام: «خوش‌رویی اولین بخشش است.» (غررالحکم، ص ۴۹)

۲- پیامبر صلّی‌الله علیه و آله: «گشاده‌رویی، کینه را زایل می‌کند.» (نهج‌الفصاحه، ص ۹۴)

۳- پیامبر صلّی‌الله علیه و آله: «از جمله صدقه این است که به مردم سلام کنی و گشاده‌رو باشی.» (نهج‌الفصاحه، ص ۹۴)

۴- امام علی علیه‌السلام: «شادی مؤمن در رخسار و اندوهش در دل اوست.» (آثار الصادقین، ج ۲، ص ۴۹)

۵- رسول خدا صلّی‌الله علیه و آله: «ای فرزندان عبدالمطلب، شما با دارایی و اموالتان نیروی برخورد با مردم را ندارید، پس با آنان با چهره‌های بشّاش و خوش‌رویی برخورد کنید.» (آثار الصادقین، ج ۲، ص ۴۸)

۶- امام باقر علیه‌السلام: «خوش‌رویی و گشادگی چهره، مهرآور و نزدیک کننده به خداست.» (تحف العقول، ص ۵۲۷)

۷- عبدالله بن سنان از امام صادق علیه‌السلام نقل می‌کند: «همانا برای اهل بهشت چهار علامت و نشان است: روی گشاده، زبان نرم، قلب مهربان، دست به عطا و بخشش.» (طرائف الحکم یا اندرزهای ممتاز، ص ۳۶۱)

۸- پیامبر اکرم صلّی‌الله علیه و آله: «برادرت را با چهرۀ باز ملاقات کن.» (الکافی، ج ۲، ص ۱۰۳)

۹- امام علی علیه‌السلام: «گشاده‌رویی تو نشانگر بزرگواری و کرامت نفس توست.» (تصنیف غررالحکم و درر الکلم، ص ۴۳۴)

۱۰- امام علی علیه‌السلام: «با گشاده‌رویی و خوش‌رویی، بخشش ارزش پیدا می‌کند.» (تصنیف غررالحکم و درر الکلم، ص ۴۳۴)

۴- نکته‌ها:

* یکی از آثار جذب نفوس در خوش‌رویی است. لذا عبوس و اخمو بودن را امامان نهی کرده‌اند و کلاً افرادی که خوش‌رویی دارند، دوستدار و خواهان هم زیاد دارند و برعکس آدم‌هایی که صورت‌های گرفته دارند و با گرفتگی با مردم برخورد می‌کنند خیلی‌ها آرزو دارند با اینان روبرو نشوند و از نشانه‌های مؤمن، شادی در صورت است.

* اگر یک غیرمسلمان هم سرور ظاهری داشته باشد، خواهان دارد اگرچه دینش درست نباشد؛ در نتیجه یک خُلق عمومی که همۀ مردم کره زمین داشته باشند، جذاب است همین بِشر در صورت و خوش‌رویی است.

* خوش‌رویی غیر خوش‌اخلاقی است. خوش‌اخلاقی جامع است ولی خوش‌رویی در یک قسمت است؛ چون کسانی هستند که خوش‌رو هستند ولی حرص، حسد، کینه و … دارند. پس خوش‌رویی عام است ولی اینکه در دلش چیست، این چیز دیگر است.

* در سخنان اهل‌بیت علیهم‌السلام، عبارت‌هایی همچون «وجه منبسط»، «البشر»، «بشر حسن»، «طلاقه الوجه» و «البشاشة» مترادف با خوش‌رویی به کار رفته است که به‌طور خلاصه: «وجه منبسط» به چهره‌ای که خالی از عبوسی است اطلاق می‌شود. (۲)، «البشر» به معنای طلاقت و وجه منبسط است. (۳)

قید حسن، به‌منزلۀ تأکید در گشاده‌رویی و نیکویی آن است.

«طلاقة الوجه» به معنای آشکارسازی سرور در چهره است. (۴)

«البشاشه» نیز به معنای طلاقت وجه استعمال شده است. (۵)

و از بررسی معنای واژه‌های بالا به این می‌رسیم که همگی اشاره به پیراستن چهره از آثار گرفتگی و خشم و آرامش دادن آن با سرور و فرح و نفس انبساط صورت و باز بودن بین دو ابرو و چشم و عضلات پوست چهره که قبل از تبسّم در چهره نمایان می‌شود را اشاره دارد.

* برخی از آثار گشاده‌رویی عبارت است از:

۱- کینه زدایی، ۲- پایان دادن به دشمنی، ۳- ایجاد الفت و محبّت، ۴- قرب به خداوند و ۵- فرجام نیک.

* گشاده‌رویی علاوه بر آنکه کمیت جذب را افزایش می‌دهد، کیفیت آن را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد و نتیجۀ کیفی گشاده‌رویی با واژۀ حبّ در آمیخته است که در روایتی امام باقر علیه‌السلام فرمودند: «خوش‌رویی و گشاده‌رویی آوردگاه محبّت است.»

* مهارت‌های مؤثّر در خوش‌رویی:

۱- ارتباط چشمی (که می‌تواند نشانۀ توجّه و علاقه باشد).

۲- لبخند (که باعث انتقال مهربانی و تفاهم می‌باشد).

۳- تکان دادن سر (که نشانۀ تصدیق، موافقت می‌باشد).

۴- حالات چهره (که با حالات مختلف، بتوان تأثیر مثبت در دیگران گذاشت).

۵- آراستن چهره.

* گشاده‌رویی یا همان باز بودن چهره، کمترین کاری است که می‌توان در مقابل برادر دینی خود انجام داد و از جمله دستورات ائمّۀ هدی علیهم‌السلام این است که طوری با مردم خوش‌رو و نرم‌گو باشیم که فکر کنند نیازمند آنان هستیم. (۶)

* ترشرویی در بیان قرآن، حدیث و منابع اخلاقی ما با بدخویی تفاوت‌هایی دارد همچنان که گشاده‌رویی و خوش‌رویی نیز مرادف با خوش‌خلقی و گشاده خویی نیست، بلکه تنها یکی از مصادیق آن است؛ چراکه یکی از اصحاب امام صادق علیه‌السلام از ایشان دربارۀ اندازۀ حسن خلق سؤال می‌کند و حضرت علیه‌السلام می‌فرمایند: «اندازه این است که با رفتاری متواضعانه و ملایم و گفتاری نیکو و دل‌پسند و چهره‌ای گشاده با او برخورد کنی.» (۷)

پس ایشان گشاده‌رویی را مصداقی برای حسن خلق معرفی می‌نمایند و نیز ترشرویی هم که در قرآن و روایات با واژۀ عبس و مشتقات آن و یا همان انقباض و گرفتگی چهره است از مصادیق بدخویی محسوب می‌شود و برای خوش‌خلقی با نمودهایی چون خوش‌گویی (طیب الکلام)، تبسّم، شوخی کردن با مؤمن و… و بدخویی را با نمودهایی چون فحش و ناسزا و آزار و اذیت و… معرفی نموده‌اند.

* به طور کلی روایات ما دستور داده‌اند با همه‌کس خوش‌رو باشیم؛ و این توصیه عمومی به این جهت مورد سفارش قرار گرفته است که اگر مخاطب ما از مؤمنین باشند، خوب روشن است که به جهت ایمان ایشان باید با آنان خوش‌رو بود و اگر مؤمن نباشند، خوش‌رویی باعث حفظ خود و مؤمنین و دفع ضرر آنان از خود و مؤمنین می‌شود.

* ترشرویی و گشاده‌رویی از مصادیق بارز ارتباط غیرکلامی هستند که ترشرویی با انقباض عضلات صورت انجام می‌گیرد یا جمع شدن ابروها و بین دو چشم و در نقطه مقابل، گشاده‌رویی است که با باز بودن عضلات صورت و چشم و گونه‌ها شکل می‌گیرد و حرکات روان تنی و حالات بدنی، از عوامل اساسی در جاذبه میان فردی هستند که صورت و چهره از نقاط بسیار پرظرفیت در انعکاس احساسات و عواطف انسانی شمرده می‌شوند.

* خوش‌رویی و گشاده‌رویی اولین مرحلۀ آغاز دوستی و ارتباطات دوستانه و اجتماعی می‌باشد که رفتاری عاطفی بوده و موجب جاذبه میان فردی شده؛ و اگر حرکات غیرکلامی چهره به‌ویژه صورت شاد همراه با لبخند در هنگام ملاقات با دوستان باشد تأثیری عمیق‌تر از زبان دارد.

* راه‌های کسب خوش‌رویی و درمان ترشرویی:

۱- توجّه به شرافت و ستودگی خوش‌رویی نزد عقل و شرع.

۲- توجّه به عواقب فراوان اخروی و دنیوی ترشرویی.

۳- بیرون کردن حبّ دنیا از قلب (که ریشۀ هر خطا و عداوت از جمله ترشرویی می‌باشد).

۴- دفع انکار و استکبار در برابر حق از خود.

۵- کسب صفت تواضع در برابر مردم.

۶- تلاش برای رسیدن به رحمت الهی و اتّصاف به صفات او.

* بشاشت و گشاده‌رویی و نفی ترشرویی مربوط به ظاهر وجود مؤمن است اما حزن دائم نسبت به از دست دادن کمالات و بدعاقبتی و خوف از عظمت الهی در قلب ایشان همواره وجود دارد. همان‌طور که در روایات وارد است که مؤمن کسی است که حزن او در قلبش و گشاده‌رویی او در چهره‌اش است. (۸)

و اگر لابه‌لای چهرۀ او جستجو شود، حزنی لطیف و نورانی مورد مشاهده است که حاکی از حالات درونی اوست. البتّه باید دقت کرد که حزن با غم و اندوه بسیار تفاوت دارد، اندوه و غم، ظلمانی است و سنگین و حزن، نورانی و سبک و سبک کننده است و تعالی‌بخش.

* همواره باید در نظر داشت که بنا بر روایات و قواعد مسلّم اخلاق اسلامی، بهترین حالت در هر کار میانه‌روی است؛ بنابراین در خوش‌رویی نیز باید اعتدال را از دست نداد همان‌طور که در روایت از امام علی علیه‌السلام است که فرمود: رو ترش بودن سبب کسب دشمنی مردم است، اما گشاده‌رویی (زیاد و با همه‌کس) نیز هم‌نشینان بد را به‌سوی فرد جلب می‌کند، بنابراین بین این دو حالت باش؛ زیرا بهترین در همۀ صفات و کارها حدّ وسط است. (۹)

* انواع ترشرویی: ۱- ترشرویی در مواجهه با حق و حقیقت: که ولید بن مغیره در مقابل شنیدن آیات قرآن از خود بروز داد.

۲- ترشرویی در مواجهه با مؤمنین به جهت هوای نفس و امور دنیوی و بدون رجحان عقلی و شرعی.

۳- ترشرویی در نهی از منکر؛ مثل زمانی که پیامبر اعظم صلّی‌الله علیه و آله در ایام موسم حج درخواست آب فرمود و به‌جای آب، شراب نزد ایشان می‌آورند و آن بزرگوار پس از بو کردن آن چهره در هم می‌شکند. (۱۰)

و نیز به اصحاب خود دستور فرمودند که گنه‌کاران را با چهره‌هایی ترش ملاقات کنید. (۱۱)

بلکه امام علی علیه‌السلام این ترشرویی را بغض در راه خدا و برترین عمل دانسته‌اند. (۱۲)

۴- ترشرویی حاکی از تأسف به حال گنه‌کاران، چون زمانی که پیامبر صلّی‌الله علیه و آله در پایان خطبۀ شعبانیه ماه شعبانی، ناگهان در عالم ملکوت، درآویختگان به درخت زقوم از امّت خود را مشاهده می‌فرمایند که برخی به یک و چند شاخه و برخی به بسیاری از شاخه‌های آن چنگ زده بودند، به خاطر تأسف بر حال آن افراد، چهرۀ پیامبر رحمت و پدر رئوف امّت در هم رفته می‌شود. (۱۳)

دو مورد اول ترشرویی جزء رذایل و دو مورد آخر جزء فضایل هستند.

* علل و ریشه‌های ترشرویی عبارت‌اند از:

۱- حبّ دنیا و شعبه‌های آن مانند برتری‌جویی و جاه‌طلبی.

۲- کبر و تحقیر مردم.

۳- تنگی سینه.

۴- استکبار در برابر حق (مرحوم علّامه طباطبایی در تفسیر ترشرویی ولید بن مغیره که در سورۀ عبس که ذکر شد مورد سرزنش قرار گرفته است، می‌گوید: ادبار و استکبار از احوالات روحی و درونی است و ترشرو شدن ولید در اثر شنیدن آیات الهی از این جهت است که اثر ادبار و استکبار ولید در ظاهر حالش هم اثر گذاشته است).

۵- غلظت قلبی و بی‌بهرگی از صفات رحمانی الهی. (که این حالت را می‌توان ریشۀ اصلی ترشرویی دانست).

* انسان‌ها بیش از آنکه به صدقات مالی کسی نیاز داشته باشند، به روی گشاده و خوش او نیاز دارند، زیرا عواطف انسانی بسیار قوی‌تر، روشن‌تر و حساس‌تر است؛ این‌گونه است که انسان با همه نیاز به لقمه نانی و قرض مالی، گاه عطای تندخو را به لقایش می‌بخشد و از خیر نیاز می‌گذرند تا عواطف و احساسات خویش را پاس داشته باشند؛ چراکه انسان عزّت نفس خویش را هرگز فدای چیزی نمی‌کند و حاضر است بدترین شرایط و سخت‌ترین مشکلات ازجمله گرسنگی و تشنگی را تحمّل کند، ولی گام بر عزّت نفس خود نگذارد و خود را خوار و ذلیل در برابر بندگان و دیگران نکند، زیرا خواری را تنها در پیشگاه خدا می‌پسندد و لا غیر.

* باید مؤمن به‌گونه‌ای باشد که غم و اندوه را از دیگران بزداید و با چهرۀ گشاده زندگی را برای دیگران شیرین و شاد کند مخصوصاً در صله‌رحم‌ها و دیدار با خویشاوندان.

۱) گل‌های جاوید (هزار کلمه قصار)، ص ۳۸۲

۲) لسان العرب، ج ۷، ص ۲۹۵

۳) همان، ج ۴، ص ۶۱

۴) همان، ج ۱۰، ص ۲۲۹

۵) همان، ج ۶، ص ۲۶۶

۶) الکافی، ج ۲، ص ۱۴۹

۷) الکافی، ج ۲، ص ۱۰۳

۸) اعلام الدین فی صفات المؤمنین، دیلمی، ص ۱۱۵

۹) شرح نهج‌البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۲۰، ص ۲۸۶

۱۰) النهایه فی غریب الحدیث و الاثر، ج ۴، ص ۸۰

۱۱) الکافی، کلینی، ج ۵، ص ۵۹

۱۲) تنبیه الخواطر و نزهه النواظر، ج ۲، ص ۱۲۴

۱۳) تفسیر منسوب به امام حسن عسکری علیه‌السلام، ص ۶۴۸