دُرّ نجف

روح و ریحان

استخاره

استخاره

یکی از مراجعات به جناب استاد در نجف و بعد در ایران استخارهٔ ایشان بود. انواع استخارات را وارد بودند. با تسبیح با قرآن و با الهام و هرکدام از تسبیح و قرآن را هم که اقسام گوناگون دارد، می‌دانستند.

روزی سؤال شد استخاره‌های شما هم صد درصد است؟ فرمود: وقتی حال استخاره باشد صد درصد است چطور شاعر هر وقت بخواهد نمی‌تواند شعر بگوید، وقتی ذوق گفتن شعرش بیاید شروع به شعر گفتن می‌کند.

فرمودند: استخاره با تسبیح یادگاری از مرحوم شیخ مرتضی طالقانی (قدّس سرّه) است و اصل استخاره با قرآن از دستورالعمل شیخ علی‌اکبر اراکی (قدّس سرّه) بود که از او خواستم و یک اربعین صوم به اضافهٔ سوره نور را با عدد و شرایط خاصی به من دادند، من هم انجام دادم تا اینکه سه خواب دیدم:

اول: در عالم رؤیا دیدم، در ایوان طلا امیرالمؤمنین علیه‌السلام ایستاده، نوح پیامبر با عمامه‌ای بزرگ در عقب سر ایشان ایستاده، امام به من تسبیح دادند.

دوم: در عالم خواب دیدم که آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی در صحن امیرالمؤمنین علیه‌السلام تشریف دارند و به من تسبیح دادند.

سوم: در خواب دیدم در کفم چیزی مانند ماه است و کم‌کم نور آن زیاد می‌شود. بعد از آن فهم استخاره داده شد و مراجعاتم زیاد شد. تا جایی که روزی چند صد استخاره می‌گرفتم و به زحمت افتادم. پس خدمت آقای حداد (قدّس سرّه) این مشکل را عرض کردم و ایشان مطلبی دقیق فرمودند… .

نوع استخارهٔ استاد به این نحو بود که با تسبیح استخاره می‌گرفتند و با آیه جواب می‌دادند. عرض شد: حافظ کل قرآن هستید؟ فرمود: نه، عرض می‌شد: با آیات چطور جواب می‌دهید؟ می‌فرمود: به دلم الهام می‌شود (و به تعبیری تسبیح بهانه بود).

می‌فرمودند: در مشهد مقدس سال‌های بسیار قبل کسی بود به نام سید جعفر شهرستانی که با یک استخاره می‌توانست چهارصد جواب دهد، البته آن از عطایای امام حسین علیه‌السلام به ایشان بوده. ما در کتاب آفتاب خوبان سه نمونه از استخارهٔ ایشان را درج کردیم و در اینجا هم چند نمونه از استخاره را به‌عنوان یادگاری نقل می‌کنیم:

۱ – دوستی از طلاب لبنانی برایم نقل کرد: در نجف خدمت آقای کشمیری رسیدم و استخاره‌ای خواستم، فرمود: شب بیا. شب خدمتش رسیدم و استخاره گرفت و فرمود زود از عراق بیرون برو که خطر در پیش است و تأمل مکن.

من آمدم مدرسه، لکن تأمل کردم، چیزی نگذشت که بعثی‌ها مرا به زندان انداختند و یک ماه در زندان بودم، بعد مرا به لبنان اخراج کردند.

۲- شخصی نزد استاد استخاره گرفت، ایشان فرمودند: شما زن نداری و شش ماه دیگر زن می‌گیری، آن شخص در ایران بود، بعد به هندوستان رفت و طبق گفتهٔ استاد به همان مدت عیال انتخاب کرد.

۳- یک نفر از اهلِ فضل، سِمتی داشت و به خاطر اینکه ترک منصب کند، نزد استاد برایش استخاره گرفتم. بدون آنکه جنابش آن شخص را دیده باشد و یا موضوع گفته شود، جزئیاتی در ارتباط با آن شخص و اطرافیانش فرمود که گفتنش مصلحت نیست اینجا درج شود، یکی آنکه به او فرمود: ترک منصب برایش فتوحاتی خواهد داشت.

آن اهل فضل، توفیق رفتن به مکه را پیدا کرد و بعد از آن ترک منصب کرد و به حقیر گفت: تازه جزئیات و خصوصیاتی را که آقای کشمیری در استخاره فرمودند، درک می‌کنم که چقدر دقیق بود.

۴- مرحوم سید هاشم رضوی، متوفی سال ۱۳۷۱ شمسی از شاگردان آقای قاضی، ابتدا در تهران بودند و قصد کردند یا در قم و یا در مشهد ساکن شوند، لذا نزد استاد استخاره‌ای برای این دو جا گرفتند. استاد فرمود: سکونت در قم خیلی خوب است و افرادی پروانه‌وار دورش می‌گردند و خدمت می‌کنند، اما برای سکونت مشهد خوب نیامد.

آقای رضوی در قم سکونت کردند و واقعاً عده‌ای از طلاب و دوستان دور و برش پروانه‌وار می‌گشتند. چند سال که بودند، روزی تصمیم می‌گیرند در مشهد ساکن شوند، پس به مشهد می‌روند لکن یک سال طول نکشید که دوباره به قم تشریف آوردند و دوستان ملازمت ایشان را اختیار و به خدمت و استفاده از جنابش مشغول شدند و دوباره مطابق آنچه استاد استفاده فرموده بود، شد.

در این چند سال اخیر که کسالت جسمانی داشتند، کم حرف می‌زدند و بیشتر تفکر می‌کردند و گاهی بعد از تفکر یک لااله‌الاالله می‌گفتند، نوعاً می‌فرمود: حال استخاره را ندارم چه از داخل کشور و چه از خارج کشور و یا افرادی که در رأس امور بودند. فقط برای یک نفر دیدم سه استخاره با قرآن گرفتند و آن عالم محقق مرحوم سید عبدالعزیز طباطبائی پسرخالهٔ آقا بودند و چند ماه بعد هم به رحمت ایزدی پیوست.