پاسخ به دو پرسش
۱- دوستی از اهل سلوک گفته بود: چرا بعضی از اذکار که در کتابها ذکر میشود، بعضیها عمل میکنند و نتیجه نمیگیرند و بعد هم ناراحت میشوند؟
حقیر گفتم: ما در کتاب آفتاب خوبان و نیز در همین کتاب متذکر شدیم که اذکار و اوراد بهمنزلهٔ دوا هستند که طبیب حاذق به بیماران روحی و به حاجتمندان به تناسب میدهد و به خاطر همین نکته اجازهٔ استاد عامل، لازم است.
برنیامدن حاجت دلیل غلط بودن در نوشتار کتابی نیست، بلکه مشکل از حاجتمندان است که با دهها معایب نفسانی و عدم درک حکمت الهی و با عجله میخواهند جواب بگیرند و بقول استاد پرونده قبلی آنها که خراب است را مطالعه نمیکنند، بعد ناراحت میشوند که چرا خواندیم و نشد!
برای نمونه در کتاب محجة البیضاء فیض آمده است که:
۱- بنیاسرائیل هفت سال در خشکسالی به صحرا میرفتند و دعای باران میخواندند و نتیجه نمیگرفتند. خدا به پیامبرشان وحی فرمود که: تا حقوق به ظلم گرفته را به صاحبانشان ردّ نکنند، دعایشان را اجابت نمیکنم.
۲- در میان قومی از بنیاسرائیل قحطی شدیدی پدید آمد. هر چه دعا میکردند به اجابت نمیرسید. خداوند به پیامبرشان وحی فرمود با آنان بگو: چون شکمهایتان از حرام پرشده، بدنهایتان نجس و دستهایتان به خون بیگناهان آلوده است دعای شما را خدا مستجاب نمیکند.
پس صرف خواندن ذکر و دعا از کتابی، دلیل بر قطعی بودن استجابت نیست و آنچه ما در کتاب نقل کردیم بهعنوان تبرّک و تیمّن بوده است.
بله، اساتید ما میفرمودند: سه چیز برای همگان نافع و اجازه لازم ندارد و عوارضی هم ندارد:
اوّل استغفار، دوم صلوات و سوم صدقه دادن است.
۳ – بسیاری سؤال کردند که چرا اکثر اعداد اذکار را با شرایطش ننوشتید و با عدد کثیر، زمان خاص و مکان معین و امثال اینها رد شدید و مطلب را ناتمام گذاشتید؟
در جواب عرض کردیم: اوّلاً مرحوم استاد در حیاتشان اجازه به این صورت عمومی ندادند.
ثانیاً: با بهعنوان تبرّک و یادگاری از ایشان نقل کردیم.
ثالثاً: عمل کردن به بعضی چیزها برای بعضی اشخاص صلاح نیست و برای مؤلف هم عوارض جانبی دارد.
رابعاً: همیشه گفتهایم که هر طالبی با نسخه طبیب حاذق و متخصص باید دوا استعمال کند، نه از روی هر نوشتاری!