دُرّ نجف

الفبای سلوک

فصل دوم · بخش چهارم · تأویل

تأویل

تأویل آن است که انسان سخن بگوید و مفاهیم خاص و اسراری در آن نهفته باشد که هدف نهایی آن سخن را شکل دهد. به بیان دیگر تأویل بازگشت از ظاهر است به باطن.

تأویل حقیقی است که وقوع آن به صورت خارجی متجلّی می‌شود؛ و تأویل در اصطلاح سلف و قدما عبادت است از تفسیر کلام و بیان معنی است خواه آن معنی مخالف با ظاهر باشد یا موافق.

تأویل واقع و خارج یک عمل و یک خبر است که گاهی به‌صورت علّت نهایی و نتیجه و گاهی به‌صورت واقع خارجی متجلّی و به عمل و خبر برمی‌گردد.

مثلاً حضرت یوسف علیه‌السلام در خواب دید یازده ستاره و خورشید و ماه بر او سجده می‌کنند و بعد از سال‌ها رنج و زحمت که در مصر به مقام بزرگ رسید، چون خانواده‌اش به مصر منتقل شدند یازده برادر و پدر و مادرش بر او تواضع کردند و گفت: «یا اَبتِ هذا تأویل رؤیای مِن قَبل» (یوسف ۱۰۰) در اینجا خواب دیدن به‌صورت یک خبر و تأویل وقوع خارجی آن است.

در داستان موسی و آن عالم که کشتی را سوراخ کرد و طفلی را کشت و دیواری را مرمّت کرد، موسی به هر سه عمل اعتراض کرد. بعد خضر علیه‌السلام توضیح علّت آن سه عمل را گفت: «ذلک تَأویلُ ما لم تسطِع عَلَیهِ صبراً: این است تأویل آنچه نتوانستی تحمل کنی.» (کهف ۸۲) در اینجا به عکس قضیه حضرت یوسف علیه‌السلام است آنجا اوّل خبر بود بعد وقوع خارجی. در اینجا وقوع اوّل است بعد خبر و توضیح علل.

در سوره آل‌عمران ۷ فرمود: «اوست که بر تو کتاب فرستاد، برخی از آن آیات محکم (استوار، یک رویه) اَند؛ آیاتٌ محکمات که بنیاد این کتاب‌اند و برخی دیگر (آیات) متشابه (چند رویه) اَند؛ وَ آخر مُتَشابِهات. امّا آن‌هایی که در دل کژی دارند، از سر آشوب و تأویل جویی، از آیات متشابه آن پیروی می‌کنند درحالی‌که تأویل آن را جز خداوند نمی‌داند و استواران در دانش؛ وَ ما لَم یعلمُ تأویلَهُ الّا الله وَ الرّاسِخُونَ فِی العلم.»

در روایات و تفاسیر آمده پیامبر صلی‌الله علیه و آله و ائمه علیه‌السلام راسخانِ در علم‌اند.

خداوند در سوره یس ۱۳ می‌فرماید: «و کلّ شیءٍ احصیناه فی امامٍ مبین: و هر چیزی را در امام و پیشوای آشکار قرار دادیم.» امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: «به خدا قسم، منم امام مبین که حق و درستی را از باطل و نادرستی آشکار می‌سازم و آن را از رسول خدا به ارث برده‌ام.»

امام حسین علیه‌السلام فرمود: «چون این آیه بر پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله نازل شد، ابوبکر و عمر برخاسته و پرسیدند: امام مبین تورات است؟ فرمود: نه. گفتند: انجیل است؟ فرمود: نه. گفتند: قرآن است؟ فرمود: نه. پس امیرالمؤمنین علیه‌السلام وارد شد. پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمودند این است آن امام مبین که خدای تعالی علم هر چیزی را در او شمرده است و بیان کرده است.»

در سوره نور ۳۵ خداوند فرمود: «یوقَد مِن شَجَرةٍ مبارکةٍ زیتونَةٍ لا شرقیَّةٍ و لا غَربیّة: از درخت مبارک زیتون که نه خاوری است و نه باختری (نه شرقی، نه غربی) فروزان است.»

این درخت از درختان جهانِ حسّ و عالمِ طبیعت آن، چنان‌که محجوبان از حق گمان می‌کنند نیست. وگرنه در گوشه‌ای از اطراف جهان مکان داشت و هم مورد اشارهٔ حسّی قرار می‌گرفت. این درخت در دنیا و در جهان دیگر هم نیست. تنها خداوند برای نور وجود خود مثال زده است. درخت زیتون در نزد پوشیدگان از حق که به پایین‌ترین مرتبه از معانی قانع شده‌اند، عبارت است از درختی که در شام یا نقاط دیگر روییده می‌شود که گویند بهترین زیتون، زیتون شامی است. امّا به حسب مقامات عارفین و اشارات قرآنی گاهی به درخت طوبی و سدرةُ المنتهی تعبیر می‌شود و آن روغن زیتون، مطالب علمی و برهانی و نوارنی است که شامل خطابات و موعظه‌های نیکو است که عقل‌های بلند آن را پذیرا می‌گردند.

عارف شبستری فرمود:

نگردد علم هرگز جمع با آز **** مَلَک خواهی سگ از خود دور انداز

علوم دین زِ اخلاق فرشته است **** نیاید در دلی کو سگ سرشت است

علوم دینی از مکارم اخلاق فرشتگان است؛ و نباید دل عالِم دینی به دنبال صفات سگی یعنی حرص باشد.

حدیث مصطفی آخر همین است **** نکو بشنو که البته چنین است

آن‌که پیامبر صلی‌الله علیه و آله در حدیثی فرمود: «در خانه‌ای که سگ باشد فرشته داخل آن نمی‌شود.» در معنا منظور این است که هرچه جنبهٔ اشتغال دنیوی داشته و دل را مشغول کند، نقش غیر خدایی باشد و فرشته در آن وارد نمی‌شود.

مرحوم عارف بالله حاج اسماعیل دولابی دربارهٔ این حدیث که فرمود: «شنا و اسب‌سواری و تیراندازی را به فرزندانتان بیاموزید.» فرمود: مقصود از شناوری اینکه یاد بدهید در دریای عمیق دنیا شنا کنند و در آن غرق نشوند. مقصود از اسب‌سوار این است که یاد بدهید چگونه مرکب بدن را برانند که سرکشی نکند و اختیار آن‌ها را به دست نگیرد و آن‌قدر این‌سوی و آن‌سوی نکشانند که آن‌ها را خسته و درمانده کند؛ و آخرالامر هم بر زمین بزند و بکشد. مقصود از تیراندازی این است که یاد بدهید چگونه تیر دعا را به هدف بزنند. اگر این سه را یاد گرفتی، دیگر فرمان خدا ببر و به این کاری نداشته باش که چیزی گیرت می‌آید و روزی‌ات زیاد یا کم می‌شود.

آن حدیث پیامبر صلی‌الله علیه و آله که فرمود: «اغتَنِموا بَردَ الرَّبیع: غنیمت شمرید باد بهاری را که با بدن‌های شما آن کند که با درختان شما؛ و بپرهیزید (دوری کنید) از سرما (و باد) پاییزی که با بدن‌های شما آن می‌کند که با درختان شما می‌کند.»

مولانا می‌فرماید:

راویان این را به ظاهر برده‌اند **** هم بر آن صورت، قناعت کرده‌اند

آن خزان، نزد خدا نَفس و هواست **** عقل و جان، عین بهارست و بقاست

پس به تأویل این بوَد کانفاس پاک **** چون بهارست و حیاتِ برگ و تاک

پس تأویل حدیث شریف پیامبر چنین است که نَفَس پاک اولیاء مثل بهار باعث حیات و رویش درخت وجود سالک می‌شود.

امّا فرق است میان تأویل و تفسیر:

تفسیر عمومی‌تر از تأویل است، تفسیر بیان دلیل و تأویل بیان حقیقت مراد است، تفسیر، بیان ظاهری از لفظ است و تأویل بیان معنای باطنی است.

تفسیر به دست آوردن معناست و تأویل به دست آوردن راه تدبیر و درایت است.