دُرّ نجف

چلچراغ

اخلاق برای همه

۱. خلوص نیت

اخلاص در نیت، چه در گفتار و چه در رفتار، از مهم‌ترین راه‌ها برای کسب رضای پروردگار است. برای رسیدن به این مرتبه از قرب، باید همهٔ انگیزههای شرک‌‌آلود را در خود شناسایی و محو کنیم؛ خصوصاً در وقت عبادت.

زمینه‌های شرک عبارت‌اند از:

- خودپرستی؛

- احساس لذت و شادی در آنچه رضایت خداوند در آن نیست؛

- دنیاطلبی.

برای رهایی از همهٔ شرک‌های خفی و آشکار، نخست باید خویشتن را بشناسیم و سپس سرچشمه‌های شرک را؛ زیرا خودشناسی، مقدمهٔ خداشناسی است، و خداشناسی، مانع آلودگی به شرک است.

۲. نقشهٔ راه

مشخص بودن راه و خطِ مشی الهی، مسئلهای مهم و ضروری برای راهیان کوی یار است. مشخص نبودنِ ابتدا و انتهای مسیر و ناآشنایی با موانع، سالک را در برابر شبهات خلع سلاح می‌کند، بلکه گاه به عقب بازمیگرداند. در این صورت، شیاطین همهٔ دستاوردهای او را به باد خواهند داد و مانع پیشرفت او خواهند شد. بنابراین سالک باید به دو سیر تکاملی توجه کامل داشته باشد: سیر انفسی و سیر آفاقی. در این سیر تکاملی باید:

- ره‌توشهٔ سفر فراهم آورد؛

- توقف‌گاهها و گردنه‌‌های مسیر را بشناسد؛

- همراهان خود را با بصیرت برگزیند؛

- دشمنان و حرامیان راه را که در کمین او نشسته‌اند، بشناسد.

۳. میوهٔ صبر

فضیلت صبر، راه رسیدن به کمال و نجات از یأس و ناامیدی را هموار می‌کند. در روایات۱ آمده است که نسبتِ صبر به ایمان، همچون نسبت سر به بدن است. چنانکه بدن بدون سر، مردار است، ایمان بدون صبر نیز ناپایدار است. صبر، انسان را به مقصد می‌رساند و میوه‌های رسیده را در دسترس انسان قرار می‌دهد. کسی که در چیدن میوهٔ درختان عجله می‌کند، میوه‌های رسیده و شیرین نصیبش نمی‌شود.

۴. تدبیر بنده و تقدیر الهی

معنای «لاحول ولا قوة الا بالله»، پشت کردن به هر قدرتی است، جز قدرت الهی؛ اما تکیه و توکل به امدادهای الهی، با کوشش‌های انسان برای رسیدن به اهدافش تناقض ندارد؛ چراکه انسان باید از نیروی عقل و درایت خود استفاده کند و خداوند نیز آنچه را که خیر و صلاح بندگانش است، مقدر می‌فرماید. میتوان گفت امدادهای غیبی خداوند بهترین همراه در مسیر رسیدن به قرب الهی است و چه بسیار دست سالکان راه حق را گرفته است. با این حال نباید امدادهای غیبی را جایگزین کوشش‌های شخصی کرد؛ چراکه زمان و علت آن را فقط خداوند می داند؛ مانند کشاورزی که باید زمین را شخم بزند و بذر بپاشد و سپس انتظار باران را بکشد. آری؛ از تو حرکت، از خدا

برکت.

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری است

راهرو گر صد هنر دارد، توکل بایدش⟦۲⟧

۵. توازن و جامعیت

سالکِ راه حق باید توازن و جامعیت را از کف ندهد و همهٔ جزئیات دین را مراعات کند. احکام دین مبین اسلام، تمام نیازها و بایسته‌های انسان را در زندگی فردی و جمعی، پوشش می‌دهد، و جسم و جان و مال و علم و عمل انسان را مدیریت می‌کند. سالک حقیقی نباید بخشی از احکام را فدای بخشی دیگر کند و مصداق «نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَکْفُرُ بِبَعْضٍ»⟦۳⟧ شود. پیشرفت معنوی در گرو رشد جامع است، و افراط و تفریط، مؤمن را از دایرهٔ دین خارج می‌کند. هر گونه بی‌اعتنایی به بخشی از احکام دینی، مانع رشد جامع و کامل انسان می‌شود.

۶. معنی گناه

گناه، هر چند کوچک و ناچیز باشد، مانع بزرگی بر سر راه سالک است. معنی گناه، دورویی با خدا است. حتی گاهی انکار خدا است. چگونه میتوان مدعی دوستی با کسی بود و آگاهانه به او خیانت کرد؟ در واقع نباید کوچکی گناه خود را ببینیم؛ بلکه باید به بزرگی کسی که فرمانش را نادیده گرفته‌ایم، توجه کنیم. بر اساس تعالیم دینی نباید کسی را کوچک شمریم؛ شاید او مقرب درگاه خداوند باشد. نباید عباداتی را کوچک شمریم؛ شاید نجات‌بخش ما

۱. الکافی، ج⟦۳⟧، ص۲۲۶: «الصَّبْرُ مِنَ الْإِيمَانِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَد.»

همان عبادت اندک و خالصانه باشد. همچنین نباید هیچ گناهی را کوچک بشماریم؛ شاید همان گناه کوچک، دروازهٔ دوزخ باشد.

۷. انس با قرآن

انس به تلاوت قرآن، همراه تدبر در آیات وحی، از خصلتهای نیکوکاران است. قطع ارتباط با کلام خداوند، قطع ارتباط با خداوند است؛ تلاوتی که با تدبر و توجه و حضور قلب باشد، درهای معارف قرآن را به روی قاری می‌گشاید؛ هرچند او تخصصی در علوم قرآنی نداشته باشد. قرآن کریم دریایی بی‌کرانه از اشارات و رموز است که جز بر صاحبان شرح صدر آشکار نمی‌شود. قرآن کتابی است «تِبْیاناً لِکُلّ شَیْ‌ء»⟦۱⟧ و «شِفاءٌ لِما فِی الصّدُور».⟦۲⟧ اما باید به چشم تدبر در آن نگریست و با حضور قلب به سراغش رفت.

۸. خطر بزرگ

تعالی و پیشرفت در برخی مراحل سلوک، گاهی احساس برتری بر دیگران را در انسان پدید می‌آورد؛ خصوصاً در محیطی که اطرافیان سالک، توجهی به امور معنوی ندارند. اما باید به یاد داشت که عاقبت انسان‌ها را فقط خدا می‌داند. هیچ کس نمی‌داند که فردا چه خواهد شد و سر از کجا در خواهد آورد. علاوه بر آن، ما از حقیقت و باطن دیگران خبر نداریم. پس نباید دربارهٔ کسی قضاوت کنیم. خودبرتربینی، نوعی داوری است. کبر و خودبرتربینی، بزرگ‌ترین خطر برای عاقبت انسان است و گاه آدمی را از الطاف خاصهٔ خداوند محروم می‌کند. حتی ممکن است عنایاتی که پیش از این به انسان شده است، از او سلب شود؛ مانند اتفاقی که برای بلعم بن باعورا افتاد.

۹. گنج در گرو رنج

رسیدن به قرب الهی جز با سعی و کوشش فراوان به دست نمی‌آید، و گنج قرب الهی بدون رنج حاصل نمی‌شود. هیچ کس از راه تن‌آسایی و تنپروری و راحت‌طلبی به جایی نرسیده است و قانون خدا نیز همین است: «وَلَنْ تَجِدَ

لِسُنَّةِ ۳

اللّهِ تَبْدیلا».

نازپرورد تنعم نبرد راه به دوست

عاشقی، شیوهٔ رندان بلاکش باشد⟦۴⟧

اگر رسیدن به مقصود بدون کوشش ممکن بود، انبیای الهی آن اندازه خود را به زحمت نمی‌انداختند و دل به الطاف الهی خوش می‌کردند! اما آنان هر چه در توان داشتند به کار بستند. پس پیروان آنان نیز باید همین‌گونه باشند. آری؛ گنج بی‌رنج میسر نمی‌شود.

۱۰. علم، مقدمهٔ عمل

تقویت پایه‌های علمی، به‌ویژه در مباحث عقاید، فقه، قرآن، حدیث و سیره، بهترین راه برای دانستن انتظارات خداوند از بندگانش است. اما باید دانست که مراد حقیقی خداوند از جزئیات احکام، با عقل عادی قابل فهم نیست؛ بلکه نیازمند ارتباط با عالم غیب است، که ویژهٔ امانتداران وحی الهی، یعنی پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) است. فراموش نباید کرد که هر آنچه از غیر طریق اهل بیت(ع) میرسد، باطلی است که ما را از مسیر حق و حقیقت دور میسازد. معرفت‌جویی و دانش‌اندوزی، دست ما را در لغزشگاهها می‌گیرد و چشم ما را در انتخاب و تشخیص حق باز می‌کند.

۱۱. معیار

باید در برخورد با خود و دیگران، خداوند را معیار قرار دهیم، نه خواستهٔ نفسانی خود را. ترجیح دادن عمل واجب یا مستحب، تنها به دلیل میل و کشش درونی، زاییدهٔ نفس است، در حالی که باید معیار اطاعتِ خداوند، شرع مقدس باشد. اگر هوای نفس بر انسان غالب شود، خدای او خواهد شد، و دیگر کردار و رفتار پسندیدهٔ او نیز هیچ ارزشی نخواهد داشت. کسانی که تنها با انگیزههای دنیایی به دیگران کمک میکنند نیز بهرهای از عمل خیر خود نخواهند برد؛ حتی اگر تمام وقت خود را صرف خدمت به دیگران کنند؛ چراکه حُسن فعلی باید همراه حُسن فاعلی باشد.

۱۲. فضیلت رایزنی

کسانی که بر عقیده و نظر خود، چه در جزئیات زندگی و چه در برخوردهای رفتاری، پافشاری میکنند، بیشتر از دیگران دچار اشتباه و خطا میشوند. اگر مشورت آگاهانه و حق‌مدارانه و با افراد با درایت و مورد اطمینان صورت بگیرد، پایین آمدن سطح خطاها و اشتباهات را در پی خواهد داشت؛ به‌خصوص اگر مشورت با بیداردلانی باشد که مورد عنایت خاصهٔ الهی قرار گرفتهاند. در این صورت، هم از نورانیت عقل و درایت آنان بهرهمند خواهیم شد، و هم خطاهای دیگران را تکرار نخواهیم کرد.

۱۳. قبض و بسط دل

بروز حالت قبض و گرفتگی در رهپویان راه حق به دلیل‌های مختلف، امری طبیعی است. آنچه مهم است، از دست ندادن سطحی از اقبال به خداوند و یاد او در هر وضع و حالی است. قرآن کریم به همراهی خداوند با بندگانش در همه حال، اشاره کرده است: «وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنْتُم.»⟦۱⟧ اگر این معیت را باور کنیم، ادبار و قبض به حداقل می‌رسد؛ چراکه می‌دانیم چشمانی که هرگز نمی‌خوابد، همواره مراقب و نگهبان ما است. بدین رو بنده‌ای که همواره خود را در محضر خدا میبیند، هرگز دچار افسردگی نمی‌شود و نیز می‌داند که در پی هر قبضی، بسطی است.

قفلگر هم قفل سازد هم کلید

قبض، بسط آرد مشو تو ناامید

۱۴. نماز و نیایش

نماز، عامل اساسی در ایجاد توازن معنوی در بندگان است. هر یک از ما ممکن است در فاصلهٔ میان نمازهای واجب، مرتکب خطایی شویم که مجموع آنها محرومیت از انوار و الطاف الهی را در پی دارد. نمازهای بیشتر و معنوی‌تر، این فاصله‌ها را کمتر و سالم‌تر می‌کند. کسی که نتواند با پروردگار خود به صورت شایسته، سخن بگوید، از رسیدن به مراحل بالای کمال نیز محروم خواهد شد. گرچه خداوند رحمت عام نیز دارد، اما رحمت و عنایت خاص خداوند بی‌دلیل فراهم نمی‌گردد و تنها شامل کسانی میشود که همواره به یاد او هستند. چه بندهٔ بی‌سعادتی است آن که نتواند از مراحم خاصه برخوردار شود!

۱۵. نیاز شیطان

مراقبت فراوان بر گفتار و کردار، ضامن سعادت است. کسی که مراقب رفتار و گفتار خود نیست، خشم خدا را به جان خریده است و دچار شقاوت می‌گردد. مراقبت باید دائمی و دقیق باشد، نه کوتاه و گذرا؛ چراکه شیطان برای چیرگی بر بندگان، نیازمند لحظات و ساعات طولانی غفلت آنان نیست؛ بلکه لحظه‌ای غفلت برای او کافی است تا کار خود را بکند.

۱۶. حق‌شناسی

بندهٔ سعادتمند همواره قدردان زحمات دیگران و شکرگزار پروردگار خویش است. داشتن چنین خصلتی که از صفات خداوند است، روحیهٔ قدردانی از احسان دیگران را در هر زمان و مکانی، در وجود ما نهادینه می‌کند. چنین فردی هیچ‌گاه در حق خویشاوندان خود، به‌خصوص پدر و مادر خویش کوتاهی نخواهد کرد. کسی که شکرگزار احسان و

نیکی بندگان نیست، قدردان الطاف الهی نیز نخواهد بود.

نشان ناشناسی، ناسپاسی است

شناسایی حق، در حق‌شناسی است

۱۷. راهِ همیشه باز

استغفار، ذکر همیشگی مؤمنان است. بندگان به طور قطع نخواهند توانست آن گونه که شایستهٔ پروردگار است، او را عبادت کنند. بنابراین زندگی‌شان آکنده از لحظههای تکراری گناه و قصور در مقابل خالق و حتی خلق خواهد شد. مداومت بر استغفار خاشعانه، راه نجاتی است که همیشه باز است.

۱۸. عاشقم بر همه عالم

انس بسیار با خداوند، حالت دوری از خلق را به دنبال دارد؛ تا جایی که برای سالک دیگر هیچ لذتی نمی‌ماند جز خلوت کردن با خدا. اما این حالت، نباید به تنفر و بیزاری از خلق خدا و بازماندن از فعالیت‌های اجتماعی انجامد؛ بلکه باید دیگران را در طول خداوند سبحان به شمار آورد و نه در عرض و رقیب او. خلق خدا، جدا از خدا نیست.

به جهان، خرم از آنم که جهان خرم از اوست

عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست⟦۱⟧

۱۹. همنشینی با غافلان

همنشینی و همراهی با غافلان سرمست، نشانهٔ خشنودی از کارهای آنان است. همنشینی با چنین افرادی نه تنها رذایل اخلاقی را در وجود ما بارور می‌کند، بلکه رویگردانی و غضب الهی را نیز در پی دارد. آیا چنین حالتی جز قساوت قلب پیامد دیگری خواهد داشت؟

۲۰. عقیدهٔ قرآنی

از سنتهای خداوند در میان بندگان، آسیب‌پذیری جسم، مال و جان انسان است و هر کس تحمل سختیها و صبر و تسلیم در برابر مشیت پروردگار را نداشته باشد، گویا از قضا و قدر الهی ناراضی است. بندهٔ حقیقی، نه تنها در مقابل گرفتاریها تسلیم رضای پروردگار است، بلکه در حالتی از شعف و شادی از آنچه خداوند برای او مقدر فرموده است، به سر می‌برد و می‌داند که آنچه به آدمی میرسد، همان است که خداوند برای او تقدیر کرده و مصلحت دیده است. قرآن نیز بر این عقیده، صحه می‌گذارد.⟦۱⟧

۲۱. لحظههای تنهایی

بندگان باید به دور از هیاهوی زندگی، زمانی را برای خلوت با پروردگار در نظر بگیرند. نیمههای شب، از بهترین ساعات خلوت با خداوند است. رسیدن به لقاء الله جز با شب‌زندهداری حاصل نخواهد شد؛ چراکه چنین ساعاتی بهترین زمان برای دل کندن از دنیای خاکی و وصل به ملکوت است.

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ

از یمن دعای شب و ورد سحری بود

۲۲. دوستی با خویشتن

دین اسلام دین بزرگ‌منشی و محبت است. سختگیری در برخورد با خویشتن و تحمیل عبادات سخت و طاقت‌فرسا بر جسم و جان، نه مرضی خداوند است و نه سودی در آن است. مقید بودن به برخی اذکار، پسندیده و شایسته است، اگر اجبار و تکلفی در میان نباشد. زیرا عبادت وقتی در جان اثر می‌کند که همراه لذت و رغبت باشد. آری، اگر عبادتی واجب بود، باید آن را در هر حالی به جا آورد.

۲۳. جهنم حرام‌خواری

تلاش برای کسب روزی حلال - خصوصاً در زمانه‌ای که گناه در شکلها و حالتهای گوناگون، زندگی ما را احاطه کرده است- برای نجات از آثار ظاهری لقمه حرام، ضرورت دارد. همچنین باید از آثار باطنی روزی حرام نیز برحذر بود. همان طور که غیبت، ملکوتی دارد که همان خوردن گوشت مردار است، و برای ربا ملکوتی است که همان مبتلا شدن به رفتار جن‌زندگان است، و برای خوردن مال یتیم ملکوتی است که همان خوردن آتش است، لقمهٔ حرام نیز باطنی دارد که باید از آن به خدا پناه برد.

۲۴. الطاف عام و خاص امام زمان(عج)

خداوند تمام برکات مادی و معنوی خود را به یمن وجود امام عصر(عج) در اختیار بندگانش قرار داده و بدیهی است که داشتن ارتباط عاطفی و عقیدتی با ایشان، باعث سرازیر شدن این برکات خواهد شد. وجود مبارک آن حضرت ولی عصر، همچون خورشیدی در پشت ابر است. چگونه ممکن است که ولیِ خدا و حجت زمان، عاشقان کمال و قرب را به حال خود واگذارد؟! آری؛ برخورداری از الطاف ایشان - چه در غیبت صغری و چه در غیبت کبری- جز بر کسانی که صادقانه و خالصانه عشق می‌ورزند، میسر نخواهد بود.

۲۵. گوهر محبت

دگرگونی و رقت دل با یاد مصائب اهل بیت(ع) در مناسبتهای مختلف، از مصادیق دوستی و محبت به این خاندان معظم است. این ارتباط روحی – به‌ویژه اگر عمیق باشد- آسان به دست نمی‌آید. برای دست‌یابی به گوهر محبت اهل بیت(ع)، نباید منتظر ایامی خاص بود؛ بلکه هیچ فرصتی را نباید برای یادآوری مصائب و مقامات آنان از دست داد.

۲۶. ایستگاههای عبادی

انسان سالک به ایستگاههای عبادی خاصی در طول سال نیازمند است. رمضان، حج، عمره و زیارت بارگاه امامان فرصت‌هایی است برای تجدید قوای معنوی انسان. حضور در چنین مکان‌هایی دل کندن از دنیای مادی و بهره‌مندی از نفحات ملکوتی خداوند را در پی دارد؛ خصوصاً اگر خالصانه و همراه حضور قلب باشد و نیز در رفتار و گفتار نیز پیرو آنان باشیم.

۲۷. افشای راز، ممنوع!

پنهان ساختن حالات خاص معنوی از عامهٔ مردم، شرط اساسی در پایداری این حالات نورانی است. علاوه بر این سالک باید از ریا و غرور در رفتار و کردار برحذر باشد؛ چراکه این دو رذیلت از جمله علتهای محو اجر و ثواب است. نباید از قاعدهٔ پنهان کردن حالات معنوی خود تخلف کرد، مگر در موارد خاص. مشورت با صاحبان بصیرت دربارهٔ حالات معنوی یا تشویق رهپویان راه کمال با بیان تجربههای روحی خاص خود، از جملهٔ آن موارد است.

۲۸. سیرهٔ صالحان

مراجعه به سیرهٔ صالحان و سالکین - خصوصاً معاصرین- بارقهای از امید را در وجود سالک روشن می‌کند؛ به‌ویژه در ایام یأس و ناامیدی. چراکه همهٔ بزرگان، دورهای را که بر سالک میگذرد، از سر گذرانده و به موانع و مقتضیات راه آشنا هستند. پس نباید بهانهجویی کرد، و جبر و مقتضای زمانه و تأثیر همنشین را دلیل بازماندن از طی طریق شمرد. بهانه‌جویان به این بهانه که تأسی به معصومین امکان‌پذیر نیست، خود را از برکات بسیاری محروم می‌کنند.

۲۹. دنیا، خانهٔ استیجاری

زندگی روزانه پر از دل‌مشغولیهایی است که میان بنده و خالقش پرده می‌افکنند و تمرکز او را به هم می‌‌زنند؛ حال آنکه برای ارتباط با خداوند نیاز به تمرکز و فراغت بال است. در روایات⟦۱⟧ تأکید شده است که دنیا سرای فانی است و بندگان در این دنیا همچون میهمان‌اند. آیا هیچ عاقلی، خود را مشغول به تزیین خانهای می‌کند که هر لحظه باید از آن بیرون رود؟!

۳۰. آفت زبان

کسی که فراوان سخن می‌گوید، فراوان خطا می‌کند و کسی که بسیار خطا می‌کند، دچار دلمردگی می‌شود. این، در حالی است که سکوت در آنچه بر ما روشن نیست، بازخواست ندارد. سخن باید مستدل و نغز باشد؛ وگرنه لغو است و سخن لغو، آثار روحی سختی برای انسان دارد. در قیامت، از سخنان ما بیش از سکوتمان بازخواست می‌کنند.

کم گوی و گزیده گوی چون دُر

تا زاندک تو جهان شود پُر

یک دسته گل دماغ‌پرور

از خرمن صد گیاه بهتر

۳۱. برنامه‌ریزی دقیق

ما در عصری زندگی می‌کنیم که برنامهریزی و آیندهنگری، حتی در کوچکترین مسائل، ضروری است؛ اما زمانی که دربارهٔ امور تربیتی که از پیچیدهترین مسائل حیات است، سخن به میان می‌آید، متأسفانه برنامه‌ای نداریم و با آشفتگی، بیصبری و کمحوصلگی، انتظار رسیدن به نتایجی عالی داریم. امیر سخن، علی(ع) زمانی که دیگران را به رعایت نظم فرامیخواند، در حقیقت نظم در همهٔ امور و در تمام زمینهها را خواستار است.⟦۲⟧

۳۲. میوههای زودرس

سالک در مسیر رسیدن به کمال از برخی برکات ظاهری بهره‌مند میشود که ممکن است میوههایی زودرس و برای تشویق رهپویان مسیر حق باشند. البته اگر سالک دچار توهم نشده باشد. حال آنکه بندهٔ هوشیار، فریفتهٔ چنین ظواهری نخواهد شد. سالک باید همهٔ کوشش خود را برای رسیدن به رضای پروردگار به کار بندد و به آنچه در این

طریق به او عطا میشود، دل نبندد و صبر را پیشهٔ خود کند.

هر چه در این پرده نشانت دهند

گر نپسندی، به از آنت دهند

۳۳. دشمن دانا

شیطان، آگاهترین کس در فریفتن بندگان خدا است؛ چراکه همهٔ جزئیات زندگی مردم را می‌داند و به قوت و ضعف آنان آگاه است. برای رهایی از چنگال شیطان باید نقاط ضعف خود را پیدا و درمان کنیم. شیطان، دشمنی است که

به عزت خداوند قسم خورده است که همهٔ انسان‌ها، مگر مخلصین، را گمراه می‌کند. پس باید در برابر او استوار و هوشیار بود.

۳۴. نمازهای نافله و جماعت

نمازهای نافله، به‌خصوص نماز شب، همچنین حضور در نمازهای جماعت، از مستحبات مؤکد است و عنایات خاص الهی را در پی دارد. سالکان طریق کمال، برای ترقی و پیشرفت در مسیر قرب پروردگار، نیازمند نفحات خاص الهی‌اند. حضور در مکانهایی که عبادت پروردگار در آن به صورت دسته جمعی است، باعث نزول رحمت خاصهٔ پروردگار است؛ رحمتی که در عبادات فردی، ممکن است بر بندگان نازل نگردد.

۳۵. آرزوهای بلند

آنان که می‌پندارند سالهای بسیاری از عمرشان باقی است، خود را به دام شیطان افکنده‌اند؛ زیرا روز و سال‌های عمر چون باد می‌گذرد و آنچه باقی می‌ماند، افسوس و حسرت است. آن مقدار از کمالات معنوی که در جوانی به دست می‌آید، در سال‌های پیری و کهن‌سالی ممکن نیست. رسیدن به مراتب بالای کمال، معمولاً در دورهٔ جوانی، آسان‌تر است. بله، پختگی معنوی در میان‌سالی حاصل می‌گردد، اما نباید فراموش کرد که حالات خوش روحانی و بیداری دل، در اواخر عمر کمتر رخ می‌دهد. در روایات⟦۱⟧ آمده است که شیطان بر صورت میان‌سالان گنه‌کار بوسه می‌زند و میگوید: این صورت هیچ گاه روی رستگاری را نخواهد دید.

۳۶. راه باز است

خطای بزرگی است اگر کوشش برای رسیدن به مراتب عالی کمال را مخصوص گروهی خاص بدانیم. زیرا قرآن کریم می‌فرماید: «أَنّی لا أُضیعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْکُمْ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی.»⟦۲⟧ یعنی هیچ مرد و زنی از بهرهٔ اعمال خود محروم نیست. اسلام برای تکامل و ترقی همهٔ انسان‌ها آمده است. مهم این است که در راه بندگی، قدم برداریم. آنان که گمان میکنند توانایی قدم برداشتن در این مسیر را ندارند، در حقیقت در دام شیطان گرفتار شدهاند. تاریخ، شاهد است که چه بسیار مردان و زنان گمنام، بر اثر کوشش در راه بندگی خدا، به عالی‌ترین مقامات معنوی دست یافتند.

۳۷. جهنم تشویش

بهترین راه برای رهایی از مشغلههای روزمره و درگیری‌های ذهنی، تسلیم شدن در برابر قضا و قدر الهی، و پرهیز از هر گفتار و رفتاری است که ناخشنودی خدا را در پی دارد. اگر در این مسیر قرار نگیریم، نگرانی‌ها هیچ‌گاه دست از سر ما برنمی‌دارد و پیوسته در تشویش و اضطرابیم؛ به طوری که فرصتی برای اندیشیدن به آخرت و کمالات معنوی پیدا نمی‌کنیم.

۳۸. آتش حسرت

فرصتها همچون ابر در گذرند. فرصت‌سوزی، نتیجه‌ای جز حسرت و ناکامی ندارد. هر لحظه از عمر انسان، فرصتی دوباره است که خداوند به او داده است. اگر این فرصت‌ها را مغتنم نشماریم، روزی خواهد رسید که در آتش حسرت

بسوزیم و خود را نفرین کنیم.

فرصت شمار صحبت، کز این دو راهه منزل

چون بگذریم دیگر، نتوان به هم رسیدن

۳۹. خلق خدا، عیال خدا

از جمله فضیلت‌هایی که بندگان را مشمول رحمت خاصهٔ خداوند می‌کند، برآوردن خواستههای بندگان خدا و شاد کردن دل آنان است. روایات اسلامی، بندگان خدا را «عِیَالَ اللّه» نامیده‌اند.⟦۱⟧ یعنی آفریده‌های خدا، در حکم خانوادهٔ او هستند و کمک به آنان، موجب خشنودی خدا است. نیکوتر آن است که قبل از آنکه نیازمندی خواستهٔ خود را به زبان آرد، برای برآوردن حاجت او اقدام کنیم. این را نیز باید دانست که که حل مشکلات دیگران، تأثیر بسزایی در شرح صدر انسان دارد.

۴۰. هدایت‌گستری

شایسته نیست که توجه انسان به خودش او را از توجه به دیگران بازدارد و یا توجه به دیگران او را از توجه به خود غافل کند. بسیاری از مردم حتی احکام اولیهٔ دین را نمیدانند و یکی از راههای شکرگزاری در برابر نعمت هدایت، دستگیری و هدایت چنین افرادی است؛ مخصوصاً اگر از بستگان نزدیک باشند. در گام نخست، باید با یادآوری نعمت‌های الهی، اسباب نزدیکی و محبت دیگران را به پروردگار فراهم کرد و سپس موانع راه و خطرات گمراهی را به آنان گوشزد نمود.

پانوشت‌ها

  1. حافظ.
  2. نساء/۱۵۰: «ما به برخی ایمان داریم و برخی را انکار می‌کنیم.»
  3. نحل/ ۸۹: «و این کتاب را که روشنگر هر چیزی است...»
  4. یونس/ ۵۷: «و درمانی برای آنچه در سینه‌ها است.»
  5. فتح/ ۲۳: «و در سنّت الهی هرگز تغییری نخواهی یافت.»
  6. حافظ.
  7. حدید/۴: «هر کجا باشید او با شما است.»
  8. سعدی.
  9. توبه/۵۱: «قُلْ لَنْ یُصیبَنا إِلاّ ما کَتَبَ اللّهُ لَنا؛ بگو بر ما نمی‌رسد هیچ مصیبتی مگر آنکه خدا نوشته باشد.»
  10. بحار الانوار، ج۳۶،ص۱۲۰: «الدّنْیَا دَارُ الْفَنَاء.»
  11. نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح، ص۴۲۱: «أُوصِیکُمَا وَجَمِیعَ وَلَدِی وأَهْلِی وَمَنْ بَلَغَهُ کِتَابِی بِتَقْوَی اللّهِ وَنَظْمِ أَمْرِکُم.»
  12. مشکاة الانوار فی غرر الاخبار، ص۱۶۹: «إِذَا بَلَغَ الرَجُلُ أَرْبَعِینَ سَنَهًٔ وَلَمْ یَغْلِبْ خَیْرُهُ شَرَهُ قَبَلَ الشّیْطَانُ بَیْنَ عَیْنَیْهِ وَقَالَ هَذَا وَجْهٌ لَا یُفْلِح.»
  13. آل عمران/ ۱۹۵: «من عملِ هیچ صاحب عملی از شما را، از مرد یا زن، تباه نمی‌کنم.»
  14. الکافی، ج۳، ص۴۱۹: «الْخَلْقُ عِیَالُ اللّهِ، فَأَحَبّ الْخَلْقِ إِلَی اللّهِ مَنْ نَفَعَ عِیَالَ اللّه.»