دُرّ نجف

چلچراغ

نماز

۱. ملکوت نماز

هر عبادتی دارای ملکوت و باطنی است. نماز نیز علاوه بر ظاهر آن که شامل رکوع، سجود و قیام است، ملکوت و باطنی دارد که در روایات فراوانی به آن اشاره شده است. امیرالمؤمنین در این باره می‌فرمایند: «اگر نمازگزار بداند که چه هاله‌ای از جلال خدا او را فرو می‌پوشاند، سر از سجده برنمی‌دارد.»⟦۱⟧ همچنین امام صادق(ع) می‌فرمایند: هنگامی‌که انسان به نماز می‌ایستد، رحمت خدا از آسمان بر او نازل می‌شود و ملائکه اطرافش را احاطه کرده، فرشته‌ای می‌گوید: «اگر این نمازگزار ارزش نماز را می‌دانست هیچ گاه از نماز دست نمی‌کشید.»⟦۲⟧

۲. سفرهٔ بی‌رنگ

کسانی که می‌خواهند نماز خاشعانه‌ای داشته باشند باید قبل از رسیدن وقت نماز خود را آماده کنند و بی‌مقدمه وارد نماز نشوند. صالحان و اولیای خدا چنان شوقی به نماز داشتند که ساعتی پیش از فرا رسیدن وقت نماز، دگرگون و دچار انقلاب درونی می‌شدند. نماز بدون مقدمه و تعقیبات، مانند غذا بدون سفره و نمک و آب آشامیدنی است.

۳. مقدمهٔ مؤثر

سجده پیش از نماز می‌تواند انسان را برای نمازی خاشعانه آماده کند. این سجده می‌تواند سجدهٔ یونسیه یا سجدهٔ تأمل یا سجدهٔ استغفار باشد. سجدهٔ پیش از نماز، دل را برای ورود به ملکوت نماز آماده‌تر می‌کند؛ مانند کسی که برای پریدن از مانعی، نخست دورخیز می‌کند.

۴. شمع نماز

گناه برای نماز مانند باد برای شمع است. شمع را باید در جایی و در وقتی افروخت که از تندباد در امان باشد. باید میان نماز و گناه فاصله انداخت تا بتوان در نماز به معراج رفت.

۵. پناهگاه دل‌ها

تمام انسان‌ها در زندگی خود نیازمند کسی هستند که مشکلاتشان را با او در میان بگذارند و کسانی که هیچ پناهگاه و یاوری برای بیان مشکلاتشان ندارند دچار افسردگی، دلمردگی و در نهایت نابودی می‌شوند. بسیاری هستند که انسانی همچون خود را برای بیان مشکلاتشان انتخاب می‌کنند، در حالی که خداوند حکیم بهترین شنونده و همنشین برای بندگان است. نماز نیز می‌تواند بهترین زمان برای درد دل کردن با خدا باشد.

۶. همیشه و همه‌جا

در روایات آمده است که هرگاه امری مهم برای امامان معصوم(ع) پیش می‌آمد به نماز می‌ایستادند. مؤمنان نیز باید این‌گونه باشند و این امر را مختص به مکان یا زمان خاصی نکنند؛ بلکه در دل شب، در طول روز، در میان مردم، در منزل یا در هر جای دیگری، اگر دچار غضب، یأس و ناامیدی شدند، گوشه‌ای را انتخاب کرده، با پروردگار جهانیان مناجات کنند.

۷. بهترین عبادت

خواندن نماز در اول وقت، به‌خصوص اگر برنامهٔ همیشگی نمازگزار باشد، او را تا حدی به سختی می‌اندازد؛ اما امیر المؤمنین(ع) می‌فرمایند: «بهترین عبادت، آن است که انسان را به سختی اندازد.»⟦۱⟧

۸. در جاری نماز

در روایتی از امام صادق(ع) می‌خوانیم: «پیامبر از یاران خود پرسید: اگر بر در خانهٔ یکی از شما نهری از آب زلال و پاکیزه باشد و در هر روز پنج بار خود را در آن بشویید، آیا چیزی از آلودگی در بدن او باقی می‌ماند؟ گفتند: نه. فرمود: نماز نیز همانند آب جاری است که گناهان را می‌شوید.»⟦۲⟧

۹. حقیقت نماز

اگر بخواهیم جوهر و حقیقت نماز را در یک جمله خلاصه کنیم، همان است که قرآن فرموده است: «إِنَّ

الصَّلاةَ تَنْهي عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنْكَرِ ۳

.» اگر نماز؛ نمازگزار را از فحشا و منکر بازندارد،

نماز نیست. پس بهترین شاخص برای قبولی نماز، میزان تأثیر آن بر رفتار و گفتار ما است.

۱۰. کشف اسرار در نماز

کسانی که در دریای بیکران نماز غوطه‌ور می‌شوند، به کشف اسراری توفیق می‌یابند که در جایی دیگر نیست. امیر مؤمنان علی(ع) می‌فرماید: «اگر نمازگزار بداند که چه هاله‌ای از جلال خدا او را در بر می‌گیرد، سر از سجده برنمی‌دارد.»⟦۱⟧

۱۱. روی به سوی یار

نمازگزار باید پیش از ایستادن به نماز، خود را آماده کند و بهترین آمادگی، خواندن آیاتی از قرآن است، یا اذکاری مانند «سلمت امری لفاطر السموات والارض؛ امور خویش را واگذار می‌کنم به خدایی که خالق آسمان‌ها و زمین است.» این گونه اذکار نمازگزار را برای رودررویی با خدای بزرگ آماده میکنند و ظرفیت او را برای کسب معنویت بیشتر، توسعه می‌دهند.

۱۲. گفت‌وگو با خدا

قرآن، سخن خدا با ما است، و نماز سخن ما با خدا. آن که نماز را رها کرده است یا در آن کاهلی می‌ورزد، در واقع توفیق گفت‌وگو با خدا را از دست داده است. بدین رو است که نخستین درخواست ابراهیم خلیل از پروردگار، توفیق نمازگزاری به درگاه او است و این توفیق را برای ذریهٔ خویش نیز درخواست می‌کند.

۱۳. نشانهٔ عاشقی

نمی‌توان خود را عاشق اهل بیت پیامبر(ص) دانست و در نماز کاهلی کرد یا آن را در اول وقت به جای نیاورد. مگر امام حسین(ع) در میدان جنگ و در میان فوجی از تیرها در اول وقت به نماز نایستاد؟

۱۴. آیین جهانی و همگانی ادیان

آیین نماز، در همهٔ ادیان جایگاهی بلند دارد. انجیل، سرشار از گزاره‌‌هایی دربارهٔ نمازگزاری عیسی(ع) و مؤمنان مسیحی است. قرآن، آخرین کتاب آسمانی و ناب‌ترین وحی الهی، نیز دربارهٔ نماز و احکام و آداب آن، بسیار سخن گفته است. سفارش به اقامهٔ نماز و اشاره به برکات این آیین شگفت، در سرتاسر قرآن پراکنده است. به‌حتم انسان‌ها از نخستین روزهای حضور خود بر روی زمین، گرایشی لطیف به خداوند و نیایش به درگاه او را در وجود خود، احساس می‌کرده‌اند؛ اما با ظهور ادیان الهی و آغاز وحی محمدی، این گرایش‌ها و پرستش‌ها سر بر آستان نماز گذاشتند و اکنون می‌توان گفت نماز، پرچم ایمان، عصارهٔ تقوا و نشانهٔ دین‌داری است.

۱۵. طبیب دل‌ها

بیماری بزرگ و کشندهٔ قرن ما، پریشان‌حالی، اضطراب قلب و تشویش خاطر است. این بیماری خاموش و رایج، لذت زندگی را بر انسان حرام می‌کند و پیوسته او را آزار و شکنجه می‌دهد. آمار بالای خشونت و طلاق و اعتیاد و پرخاش‌گری و بی‌اعتمادی عمومی و خشونت گفتاری و رفتاری، از نشانه‌ها و پیامدهای این آسیب بزرگ اجتماعی است. از این رو جوامع انسانی، همواره در پی راه یا راه‌هایی است که بر این بیماری سخت غلبه کند. پیشنهاد دین و کتاب خدا برای درمان بیماری تشویش و اضطراب درون که ناهنجاری‌های بیرونی از آن سرچشمه می‌گیرد، نماز است. نماز، فضایل و خواص بسیاری دارد که در رأس آنها «قرب الی الله» و «اطمینان قلب» است؛ یعنی می‌تواند و این خاصیت مهم و حیاتی را دارد که به انسان یاری رساند تا از دام تشویش و اضطراب بیرون آید. چنانکه قرآن

مجید، ذکر خدا را مایهٔ آرامش قلب‌ها شمرده است: الّذِینَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللّهِ أَلّا بِذِکرِ اللّهِ تَطْمَئِنّ الْقُلُوبُ.⟦۱⟧

۱۶. بالاترین ذکر

هیچ ذکری بالاتر از نماز نیست. خداوند در قرآن مجید می‌فرماید: «وَأَقِمِ الصّلَاهَٔ إِنَ الصّلَاهَٔ تَنْهَی عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ وَلَذِکْرُ اللّهِ أَکْبَرُ وَاللّهُ یَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ.⟦۲⟧ اگر نماز را این همه فضیلت و اثر و برکت نبود، امام صادق(ع) نمی‌فرمود: «نماز محبوب‌ترین عمل نزد خداوند و آخرین سفارش پیامبران است.»⟦۳⟧ پس بر ما است که خدا را شکر گزاریم که این نعمت بزرگ و این راه مبارک را از ما دریغ نفرمود و هر روز، پنج بار درهای آسمان را به روی ما می‌گشاید.

۱۷. قبله‌نمای دل‌ها

نماز، یعنی خدای را دیدن و از غیر او بریدن. آن غیر، هر چه هست و هر که هست، شایستهٔ پرستیدن نیست. نماز، یعنی اگر خدای آسمان‌ها را نپرستی، هر روز باید خدایان زمینی را به عبادت بایستی. پرستیدن او، تو را از دام خدایچه‌های دروغین و ستمگر می‌رهاند و بر تخت رستگاری می‌نشاند. پس خوشا نماز و خوشا این منجی بی‌منت، که آموزگار بندگی است و پایان بردگی. خوشا نماز که قبله‌نمای دوست است.

۱۸. نعمت بی‌مانند

محراب نیایش و سجادهٔ نماز، به‌راستی که بالاترین نعمت خداوند است و شکر این نعمت بر همه واجب. اما در برابر این نعمت عظما، باید مسئولیت‌شناس نیز بود. اگر نماز، نعمت است، پس روزی دربارهٔ آن از ما سؤال خواهند کرد که با این نعمت چه کردید: لَتُسْئَلُنَ یَوْمَئِذٍ عَنِ النّعیم.⟦۴⟧ مسئولیت‌شناسی در برابر نماز، این است که دیگران را نیز به آن فراخوانیم و این هدیهٔ الهی را تنها و غریب نگذاریم. انسانِ نمازگزاری که دیگران را به نماز دعوت نمی‌کند و عطر نماز را در میان اطرافیان خود نمی‌پراکند، حق این موهبت را ادا نکرده است.

۱۹. دعوت دیگران به نماز

در قرآن کریم می‌خوانیم پیامبران، اهل و خاندان خود را به نماز دعوت می‌کردند: وَکانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصّلاةِ وَالزّکاةِ وَکانَ عِنْدَ رَبّهِ مَرْضِیّا؛⟦۵⟧ «او [اسماعیل صادق‌الوعد] خاندان خویش را به نماز و زکات امر می‌کرد و پروردگارش از او خشنود بود.» پیامبران و همهٔ اولیای الهی، غیر از آن که خود دوستدار نماز بودند، می‌کوشیدند که این دوستی را میان مردم و نماز ایجاد کنند. خداوند نیز از آنان خواسته بود که دربارهٔ دیگران احساس مسئولیت کرده، آنان را در این خیر کثیر شریک گردانند.

نمازگزاری که دیگران را به این عبادت الهی دعوت می‌کند، پاداش کسی را نصیب می‌برد که در هدایت مردم به سوی سعادت اخروی می‌کوشد. امیر مؤمنان، علی(ع) دربارهٔ پاداش هدایت و راهنمایی دیگران می‌فرماید: «آنگاه که رسول خدا(ص) مرا برای تبلیغ اسلام به یمن فرستاد، فرمود: یا علی، با کسی جنگ نکن مگر برای دعوت او به اسلام. سوگند به خداوند، اگر حضرت حق یک نفر را به دست تو هدایت کند، برای تو بهتر است از آنچه که آفتاب بر آن می‌تابد و تو بر او ولایت پیدا می‌کنی.»⟦۱⟧

۲۰. جسم و جان نماز

نماز، همچون انسان، ترکیبی است از جسم و جان. جسم یا صورت نماز، همین الفاظ و حرکات است. اما عمق و روح نماز گفت‌وگوی صمیمانهٔ انسان با خدای خود است. روح نماز، انسان را با خداوند پیوند می‌دهد و قطرهٔ جان او را به دریای هستی متصل می‌کند. در هر لفظ و در هر یک از حرکات و سکنات نماز، نشانه‌ای است که به حقیقتی بزرگ اشاره دارد. نماز را می‌توان بازترین پنجرهٔ بصیرت به سوی باغ ایمان و نور دانست.

۲۱. مدرسهٔ عشق

منظومهٔ نماز، سرشار از نشانه‌ها و رمز و رازها است. آنگاه که می‌ایستیم، آماده می‌شویم که خود را از منجلاب زندگی برهانیم و در آغوش رحمانیت حق آرام گیریم. رکوع، ما را به تعظیم خدایی وا می‌دارد که همهٔ بزرگی‌ها از او است. بزرگداشت عظمت مطلق هستی، انسان را بزرگ‌تر از اندازه‌های خود می‌کند. سجده، به ما می‌آموزد که راه افلاک از خاک می‌گذرد و تا خاکسار نباشیم در سایه‌سار رحمت جایی نداریم. همهٔ الفاظ و حرکات نماز، مدرسهٔ عشق و آموزشگاه معرفت‌اند. آنگاه که از نماز خارج می‌شویم، گویی غبار جسمانیت را از روح خود تکانده‌ایم و سبکبال‌تر از همیشه آمادهٔ پروازیم؛ پرواز به بیکرانه‌ها، به آشیانهٔ عرشیان، به سرای قدس و خلوت انس.

۲۲. اهمیت نماز

نماز در اسلام و در نزد خدای متعال از چنان عظمت و اهمیتی برخوردار است که قرآن کریم نمازگزارانی را که در نماز، غفلت و سهل‌انگاری می‌کنند، سزاوار دوزخ می‌خواند: «فَوَیْلٌ لِلْمُصَلّینَ الّذینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ؛ وای بر نمازگزارانی که از نمازشان غافلند.»⟦۲⟧

۲۳. روزگار وصل

آدمیان، هماره در پی فرصت گرانبهایی هستند که از غرایز و طبیعت حیوانی خویش فاصله گیرند و «خویشتن حقیقی» خود را دریابند. نماز، این فرصت طلایی را در اختیار انسان قرار می‌دهد که دمی از خود بیاساید و خویشتن حقیقی و عرشی خویش را به چشم ببیند. در این دیدار و ملاقات با خود، خدای را نیز ناظر و حاضر می‌بینیم. آنان که از عبادت خدا سرمی‌تابند و استکبار می‌ورزند، از حقیقت خویش دور می‌افتند و هرگز خدای خود را در نخواهند یافت.

دوری و مهجوری، کیفر کسانی است که به آرمیدن در بستر تن خو کرده‌اند و به سوی آسمان وصل، بال نمی‌گشایند. اینان از اصل خویش بازمی‌مانند و توفیق نمی‌یابند که روزگار وصل را بجویند.

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش

بازجوید روزگار وصل خویش

۲۴. روحانیت و جسمانیت نماز

نمازگزاران، خدای خویش را در نزدیک‌ترین فاصله با خود می‌بینند، بلکه سیمای حق را در آیینهٔ جان نظاره می‌کنند؛ زیرا نماز غبار تن و جسمانیت را از آیینهٔ روح آنان می‌زداید. آفتاب هستی‌بخش هر دم جان نمازگزار را گرم‌تر می‌کند؛ آنچنان‌که دیگر نمی‌تواند لحظه‌ای از خدای خویش فاصله گیرد و یا بگریزد: لایمکن الفرار من حکومتک.⟦۱⟧ همهٔ این برکات عرشی و فواید معنوی، هنگامی است که در صورت الفاظ و ظاهر حرکات نماز توقف نکنیم. آدمی، زنده به روح است نه به تن. نماز نیز نماز است اگر روحمند و روحانی باشد.

۲۵. حضور قلب در نماز

وقتی امیر مؤمنان علی(ع) به نماز می‌ایستاد، چنان آرامشی در اعضا و جوارح ایشان پدیدار می‌گردید که به گفتهٔ راویان گاه کبوتری بر شانهٔ او می‌نشست.⟦۲⟧ برای رسیدن به چنین مقام والایی در نماز، نخست باید دل را از اغیار

پیراست و همهٔ قلب و روح خویش را بر سر سجاده گذاشت.

خلوت دل نیست جای صحبت اغیار

دیو چو بیرون رود، فرشته درآید

نماز، بی‌حضور قلب، همچون مشکْ بدون آب است. هر قدر که بر طمأنینه و حضور قلب خود در نماز بیفزاییم، مشک وجود خود را از طراوت حیات معنوی آکنده‌تر کرده‌ایم.

۲۶. زیباترین جلوهٔ بندگی

از آیات و روایات، چنین برمی‌آید که نماز، مهم‌ترین عبادت و مؤثرترین آیین عبادی است. شاید نتوان، زیباتر از نماز، جلوه‌ای برای بندگی و عبودیت یافت. نماز هر کس، نشانهٔ میزان اخلاص و ایمان او است. هر نمازگزاری می‌تواند ایمان و معرفت و عقیدهٔ خود را در نماز خود ببیند. هر تغییری در روح و ایمان انسان، در نماز او ظاهر می‌شود و در نماز می‌توان خود را شناخت و از پیشرفت یا پسرفت معنوی خود خبردار شد.

۲۷. جامعیت نماز

از شگفتی‌های نماز این است که جامع همهٔ کمالات و عبادات است. چنان‌که اگر کسی بتواند دو رکعت نماز درست و کامل به جا آورد، گویی همهٔ فضلیت‌ها را یک‌جا گرد آورده است. مقدمات و متن و تعقیبات این آیین الهی، نمازگزار را به مرتبه‌ای از کمال و صواب می‌رساند که دست‌یابی به آن از راه دیگر عبادات ممکن نیست.

۲۸. نماز، امانت خدا

در روایت است: «چون وقت نماز می‌رسید، حضرت امیرالمؤمنین(ع) اندام مبارکش به لرزه درمی‌آمد و حالتی شگفت بر ایشان مستولی می‌شد. می‌پرسیدند: شما را چه شده است؟ می‌فرمود رسید هنگام ادای امانتی که بر آسمان و زمین عرضه کردند و آنها ابا کردند و ترسیدند و آدمی متحمل آن شد. پس نمی‌دانم که آن را نیک ادا خواهم کرد یا نه؟»⟦۱⟧

۲۹. نشانهٔ بندگی

نماز، از چنان اهمیت و فضلیتی برخوردار است که حتی کالبد ظاهری آن نیز قداست دارد و بی‌تأثیر و برکت نیست. اگرچه نماز بی‌روح، همان نیست که از مؤمنان خواسته‌اند و کالبد بی‌جان نماز چندان به کار نمی‌آید، اما محرومیت از حضور قلب و اخلاص، حکم نماز را ساقط نمی‌کند و کسی نمی‌تواند به این بهانه که قادر به اقامهٔ درست و کامل نماز نیست، آن را ترک گوید. به گفتهٔ مرحوم حاج ملااحمد نراقی در معراج السعاده: «شخصی از عوام را دیدند که نماز را بی‌شرایط و آداب به‌جا می‌آورد و از طمأنینه و رکوع و سجود صحیح خالی بود. به او گفتند: این نماز فاسد است و کردن و نکردن آن مساوی است؛ پس چه فایده بر آن مترتب است؟ گفت: اگر صحت واقعی می‌خواهید، نماز اکثر به این صورت است. و [اما] مقصود من از این عمل آن است که بداند من سرکش و یاغی نیستم.»⟦۲⟧

۳۰. همیشه و در همه حال

نماز را به هیچ بها و بهانه‌ای نباید سبک شمرد یا از آن روی برتافت؛ حتی به این دلیل که ما را با سجاده و نماز چه کار که آلودهٔ هزارگونه عصیانیم. برای رسیدن به نماز برتر، باید از خود نماز یاری جست و به دامان او چنگ آویخت. همچنانکه معصیت، نباید رشتهٔ پیوند انسان را با پروردگار، پاره کند، نردبان نماز نیز هیچ‌گاه و به هیچ بهانه‌ای نباید واژگون شود. اگر نماز ما آن نیست که می‌‌بایست، راه اصلاح و جبران، در ترک نماز نیست؛ در پناهندگی به آن است؛ یعنی از همو باید خواست که ما را لایق خود کند. آیا گریختن از مادر معنا دارد؟ دامان نماز را هرگز نباید از کف داد، حتی در روزها و ساعت‌هایی که لیاقت یا رغبت سجاده‌نشینی را در خود نمی‌بینیم.

۳۱. کلید بهشت

در روایت آمده است: «نماز ستون دین است و اولین عملی که انسان از آن بازخواست می‌شود، نماز است. اگر نماز قبول شود باقی اعمال نیز مورد قبول قرار می‌گیرد و اگر رد شود، باقی اعمال نیز رد می‌شود.»⟦۳⟧ این سخن به این معنا است که نماز کلید همهٔ خیرها و فضیلت‌ها است.

۳۲. نماز در متون دینی

نماز در روایات به صورت‌های مختلفی وصف شده است؛ از جمله:

ـ نماز معراج مؤمن است.⟦۱⟧

ـ نماز موجب تقرب پرهیزگاران به خداوند است.⟦۲⟧

ـ نماز ستون دین است.⟦۳⟧

این روایات نشان می‌دهند که هیچ عبادتی در عظمت و اهمیت قابل قیاس با نماز نیست. پس تارک نماز یا آن که در نماز کاهلی می‌کند، به‌واقع خود را از اهل ایمان جدا کرده است. چه زیان‌کارند کسانی که نعمت‌های خداوند را با خواندن چند رکعت در شبانه‌روز شکر نمی‌نهند و راه کفر و طغیان را در پیش می‌گیرند. روایات معصومین(ع)، ما را از ازدواج، رفت‌و‌آمد، هم‌سفره شدن و هم‌سفر شدن با این گروه نهی کرده‌اند. امیرالمؤمنین می‌فرمایند: «رسول خدا(ص) به ما فرمان داد تا با اهل معصیت با چهره‌های درهم کشیده برخورد کنیم.»⟦۴⟧

۳۳. نماز برتر

کسانی که می‌خواهند نمازی خاشعانه داشته باشند، باید معرفت خود را به حضرت باری تعالی بیشتر کنند. هر قدر معرفت به مقام ربوبیت پروردگار بیشتر شود، به دایره قرب الهی نزدیک‌تر می‌شویم و بیشتر مشمول رحمت خاص پروردگار می‌گردیم. در روایتی از امام صادق(ع) در وصف امام سجاد آمده است که ایشان اگر وارد نماز می‌شدند رنگ رخسارشان تغییر می‌کرد.

۳۴. نماز به روایت پیامبر و امام ششم

پیامبر(ص) می‌فرماید: «از ملک‌الموت شنیدم که می‌گفت: من با نمازگزاری که نماز را به وقت خود به جای می‌آورد، از مادر مهربان‌ترم.»⟦۵⟧ امام صادق(ع) نیز فرموده‌اند: «برای نمازگزار، آنگاه که به نماز می‌ایستد، سه پاداش بزرگ است: نخست آنکه آسمان، از پای تا سر او را ستاره‌باران می‌کند. دیگر آنکه فرشتگان همهٔ پیکر و اندام او را در برمی‌گیرند و گرد او می‌چرخند. سوم آنکه فرشتگان او را ندا می‌دهند: ای نمازگزار، اگر می‌دانستی که با چه کسی به مناجات ایستاده‌ای، هرگز روی به سویی دیگر نمی‌گرداندی.»⟦۶⟧

۳۵. پیرو صادق

اظهار محبت به اهل بیت پیامبر تنها با زبان کافی نیست و باید در عمل نیز به منصهٔ ظهور درآید. پیروی از زندگی معصومین(ع) بهترین راه برای اظهار محبت به آنان است. باید در نماز و روزه و حج و انفاق و مهربانی با خلق خدا و... نیز شبیه آنان باشیم.

۳۶. آخرین نماز

دقت به این حقیقت که شاید نمازی که اکنون می‌خوانیم، آخرین نماز ما باشد توجه و حضور قلب ما را بیشتر می‌کند. کسی که این احتمال را می‌دهد، با همهٔ توان و نیروی خود می‌کوشد که بیشترین ارتباط را با نماز و خدا برقرار کند. پس شایسته است که هر بار همین‌گونه وارد نماز شویم. در روایات آمده است: «نماز واجب را در وقت خود بخوان با حالت کسی که با آن وداع می‌کند و می‌ترسد پس از این هیچ گاه موفق به آن نشود.»⟦۱⟧

۳۷. شگفتی فرشتگان

ملائکهٔ الهی که همواره با عبادت مأنوس هستند و در عرش الهی مشغول تسبیح خداوند می‌باشند، از دیدن بنده‌ای که برای انجام نافله از خواب برمی‌خیزد تعجب می‌کنند؛ نافله‌ای که خداوند آن را واجب نکرده است. در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: «هنگامی که بنده برمی‌خیزد تا نافله‌ای را به جای آورد، پروردگار، فرشتگانش را به تماشای او فرامی‌خواند.»⟦۲⟧

۳۸. مرز اسلام

نماز، ستون دین و مرز میان کفر و ایمان است. کسی که صبح خود را با نماز آغاز می‌کند و با نماز وارد شب می‌شود، دل و جان خویش را از آسیب‌های روحی و بیماری‌های قلبی دور نگه داشته است. با وجود این و با هزار تأسف و دریغ، نماز در جامعهٔ دینی ما جایگاه بلند خود را نیافته و هنوز آن‌گونه که بایسته و شایسته است، جای خود را در میان جوانان باز نکرده است. این فریضهٔ الهی، دشمنان فراوانی دارد که در رأس آنها انحرافات عقیدتی و مفاسد اخلاقی است. مردمی که در دام فساد و انحراف گرفتار آمده باشند، به سوی نماز نمی‌روند. از سوی دیگر، برای رهایی از بی‌تقوایی‌ها و برای نزدیک‌تر شدن به خدا، راه نماز، از همه هموارتر است: الصلوه قربان کل تقی. جامعهٔ رستگار، جامعه‌ای است که رو به دین خدا دارد و دین خدا جز در خیمهٔ نماز نمی‌آرامد و نمی‌بالد.

۳۹. تبلیغ نماز

نماز، ضامن رستگاری فرد و جامعه است. بنابراین هر کس که درد دین و انسان دارد، نماز و تبلیغ آن را وجههٔ همت خود می‌کند. از این رو بر ما است که همواره پرده از رخسار زیبای نماز برداریم و همگان را به تماشای این چهرهٔ نورانی تشویق کنیم.

۴۰. در حلقهٔ فرشتگان

عارف ربانی، آیت الله میرزا جواد ملکی تبریزی در رسالهٔ لقاء الله می‌نویسد: «هنگامی که در آخر شب، نمازگزار به پا می‌خیزد و در حالی که چشم‌های دیگران در خواب است، وضو می‌گیرد و در مصلا می‌ایستد و روی خود را به سوی خدا می‌کند و با الله اکبر نماز را شروع می‌نماید، منادی از ملکوت آسمان‌ها آواز سر می‌دهد: ای بنده‌ای که پروردگار

خویش را ندا می‌کنی، همانا احسان و هدیهٔ الهی از کرانهٔ آسمان همچنان بر سر تو افشانده می‌شود و فرشتگان از مصلای تو تا کرانهٔ آسمان، گرداگرد تو را فراگرفته‌اند.»⟦۱⟧

پانوشت‌ها

  1. الخصال، ج۲، ص۶۳۲: «لَوْ یَعْلَمُ الْمُصَلّی مَا یَغْشَاهُ مِنْ جَلَالِ اللّهِ مَا سَرَهُ أَنْ یَرْفَعَ رَأْسَهُ مِنْ سُجُودِه.»
  2. الکافی، ج۳، ص۲۶۵: «إِذَا قَامَ الْمُصَلّی إِلَی الصّلَاهِٔ نَزَلَتْ عَلَیْهِ الرَحْمَهُٔ مِنْ أَعْنَانِ السَمَاءِ إِلَی أَعْنَانِ الْأَرْضِ وَحَفّتْ بِهِ الْمَلَائِکَهُٔ وَنَادَاهُ مَلَکٌ لَوْ یَعْلَمُ هَذَا الْمُصَلّی مَا فِی الصّلَاهِٔ مَا انْفَتَلَ.»
  3. نهج البلاغه، ص۵۱۱: «أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ مَا أَکْرَهْتَ نَفْسَکَ عَلَیْه.»
  4. الاصول الستة عشر، ص۷۳: «لو کان علی باب احدکم نهر فاغتسل منه یوم خمس مرات هل کان یبقی علی جسده من الدرن شی‌ء انما مثل الصلوهٔ مثل النهر الذی ینقی الدرن کلما صلی صلوة کان کفارة لذنوبه الا ذنب اخرجه من الایمان مقیم علیه.«
  5. عنکبوت/۴۵.
  6. الخصال، ج۲، ص۶۳۲: «لَوْ یَعْلَمُ الْمُصَلّی مَا یَغْشَاهُ مِنْ جَلَالِ اللّهِ مَا سَرَهُ أَنْ یَرْفَعَ رَأْسَهُ مِنْ سُجُودِه.».
  7. سورهٔ رعد، آیهٔ ۲۹.
  8. سورهٔ عنکبوت، آیهٔ ۴۵.
  9. کلینی، فروغ کافی، ج۳، ص۲۶۴.
  10. سورهٔ تکاثر، آیهٔ ۸.
  11. سورهٔ مریم، آیهٔ ۵۵.
  12. بحارالانوار، ج ۸۵، ص۱۵، باب۱، ح۲۶.
  13. ماعون/ ۴-۵: «فَوَیْلٌ لِلْمُصَلّینَ الّذینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ.»
  14. دعای کمیل.
  15. بحار الانوار، ج۸، ص۲۶۶.
  16. ر.ک: مجمع البیان، ذیل آیهٔ آخر سورهٔ احزاب.
  17. ملا احمد نراقی، معراج السعاده، ص۲۱۱.
  18. صدوق، الامالی، ص۶۴۱: «الصلاهٔ عمود الدین وأنها أول ما یحاسب علیه العبد یوم القیامهٔ من الأعمال وأول ما یسأل عنه العبد بعد المعرفهٔ فإن قبلت قبل ما سواها وإن ردت رد ما سواها.»
  19. مصباح الشریعه، ص۵۴: «الصلاة معراج المومن.»
  20. الکافی، ج۶، ص۱۰: «الصلاة قُربان کل تقی.»
  21. صدوق، امالی، ص۴۱: «الصلاة عمود الدین.»
  22. الکافی، ج۵، ص۵۸.
  23. بحار الانوار، ج۶، ص۲۵۱.
  24. ثواب‌الاعمال، روایات مربوط به نماز.
  25. صدوق، الامالی، ص۲۵۶: «إِذَا صَلّیْتَ صَلَاهًٔ فَرِیضَهًٔ فَصَلّهَا لِوَقْتِهَا صَلَاهَٔ مُوَدّعٍ یَخَافُ أَنْ لَا یَعُودَ إِلَیْهَا أَبَد.»
  26. وسائل الشیعه، ج۴، ص۷۲: «إِنَ الْعَبْدَ يَقُومُ فَيُصَلِّي النَّافِلَةَ فَيُعَجِّبُ الرَّبُ مَلَائِكَتَهُ مِنْهُ فَيَقُولُ يَا مَلَائِكَتِي عَبْدِي يَقْضِي مَا لَمْ أَفْتَرِضْ عَلَيْهِ.«
  27. رسالهٔ لقاء‌الله، ص۱۰۱.