دُرّ نجف

کلام الامیر — جلد اول

علل‌الشرایع

عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ إِنَّ فِي كِتَابِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : أَنَّ أَشَدَّ اَلنَّاسِ بَلاَءً اَلنَّبِيُّونَ ثُمَّ اَلْوَصِيُّونَ ثُمَّ اَلْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ وَ إِنَّمَا يُبْتَلَى اَلْمُؤْمِنُ عَلَى قَدْرِ أَعْمَالِهِ اَلْحَسَنَةِ فَمَنْ صَحَّ دِينُهُ وَ صَحَّ عَمَلُهُ اِشْتَدَّ بَلاَؤُهُ وَ ذَلِكَ أَنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يَجْعَلِ اَلدُّنْيَا ثَوَاباً لِمُؤْمِنٍ وَ لاَ عُقُوبَةً لِكَافِرٍ وَ مَنْ سَخُفَ دِينُهُ وَ ضَعُفَ عَمَلُهُ قَلَّ بَلاَؤُهُ وَ اَلْبَلاَءُ أَسْرَعُ إِلَى اَلْمُؤْمِنِ اَلْمُتَّقِي مِنَ اَلْمَطَرِ إِلَى قَرَارِ اَلْأَرْضِ. (علل‌الشرایع ج۱ ص۴۴)

امام صادق(ع) فرمود: در کتاب علی(ع) آمده: شدیدترین مردم از نظر بلاء و گرفتاری، انبیاء و سپس اوصیاء و بعدش شبیه‌ترین مردم به آنها هستند و اساساً مؤمن به مقدار اعمال نیکی که انجام داده مبتلاء می‌شود. پس کسی که دین و اعمالش درست است، ابتلائش بیشتر است. زیرا خداوند دنیا را اجر و پاداشِ مؤمن و عقوبتِ کافر قرار نداده و کسی که دینش سخیف و عملش ضعیف باشد ابتلائش کمتر است. بلاء و گرفتاری نسبت به مؤمن متّقی، أسرع است از ریزش باران بر زمین.

گوییم: در آیهٔ شریفه آمده: وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ [سوره البقرة : ۱۵۵] ابتلاء ظاهرش تلخ و باطنش، به شرط صبر و تسلیم و عمل به وظیفه، شیرین است. بلاء از اسبابی است که خدا برای تربیت اولیائش در چنته دارد. اولیاء بلاء را به جان خریده و در آن به توحید رسیده و ضمن آن، واجد نور و سرور میشوند: الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ [سوره البقرة : ۱۵۶ و ۱۵۷]. بلاء با یُسری که خدا به متّقین وعده داده، تنافی ندارد و الزاماً مستلزم فقر و ناداری نیست! در جای دیگر هم فرموده: قُلْ لَنْ يُصِيبَنَا إِلَّا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَنَا هُوَ مَوْلَانَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ [سوره التوبة : ۵۱] اینکه فرموده "لَنْ يُصِيبَنَا إِلَّا مَا كَتَبَ الله لَنَا" و نگفته "كَتَبَ الله عَلَيْنَا" هم نکتهٔ لطیفی است: مصیبت‌ها، برای رشد ما و در نهایت به نفع ماست.

عَنْ عُمَرَ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ حِينَ سُئِلَ عَنِ العَقلِ، قال: إِذَا بَلَغَ الإنسانُ يَقَعُ فِي قَلْبِهِ نُورٌ فَيَفْهَمُ اَلْفَرِيضَةَ وَ اَلسُّنَّةَ وَ اَلْجَيِّدَ وَ اَلرَّدِيَّ أَلاَ وَ مَثَلُ اَلْعَقْلِ فِي اَلْقَلْبِ كَمَثَلِ اَلسِّرَاجِ فِي وَسَطِ اَلْبَيْتِ. (علل‌الشرایع ج۱ ص۹۸)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: عقل نوری است که وقتی انسان بالغ می‌شود در قلبش می‌تابد و به واسطهٔ آن نور، واجبات خدا و سنّت‌ها و خوب و بد را می‌فهمد. عقل در قلب، مِثل چراغی است در وسط خانه.

مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: قُلْتُ لَهُ مَا بَالُ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ لَمْ يُقَاتِلْ فُلاَناً وَ فُلاَناً وَ فُلاَناً قَالَ لآيَةٍ فِي كِتَابِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا اَلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَاباً أَلِيماً قَالَ قُلْتُ وَ مَا يَعْنِي بِتَزَايُلِهِمْ قَالَ وَدَائِعُ مُؤْمِنِينَ فِي أَصْلاَبِ قَوْمٍ كَافِرِينَ. (علل‌الشرایع ج۱ ص۱۴۷)

راوی گوید از امام صادق(ع) پرسیدیم چرا امیرالمؤمنین(ع) بعضی‌ها را نکشت؟ فرمود: به خاطر آیه‌ای که می‌گوید "هرگاه مؤمنان از کافران جدا شوند، آنگاه کافران را عذاب می‌کنیم (فتح: ۲۵)". راوی گوید: یعنی چطور جدا شوند؟ امام(ع) فرمود: مؤمنین باید از اصلاب کافرین متولد شوند.

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: إِنَّ عَلِيّاً عَلَيْهِ السَّلاَمُ لَمْ يَمْنَعْهُ مِنْ أَنْ يَدْعُوَ اَلنَّاسَ إِلَى نَفْسِهِ إِلاَّ أَنَّهُمْ أَنْ يَكُونُوا ضُلاَّلاً لاَ يَرْجِعُونَ عَنِ اَلْإِسْلاَمِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنْ أَنْ يَدْعُوَهُمْ فَيَأْبَوْا عَلَيْهِ فَيَصِيرُونَ كُفَّاراً كُلُّهُمْ. (علل‌الشرایع ج۱ ص۱۵۰)

امام باقر(ع) فرمود: به این جهت امیرمؤمنان(ع) بر خلافت خود اصرار نکرد، که دید مردم ابا می‌کنند و کافر میشوند. حال آنکه مسلمان باشند و گمراه، بهتر است تا کافر شوند.

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: قُلْتُ لَهُ لِمَ لَمْ يَأْخُذْ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَدَكَ لَمَّا وَلِيَ اَلنَّاسَ وَ لِأَيِّ عِلَّةٍ تَرَكَهَا فَقَالَ لِأَنَّ اَلظَّالِمَ وَ اَلْمَظْلُومَ كَانَا قَدِمَا عَلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَثَابَ اَللَّهُ اَلْمَظْلُومَ وَ عَاقَبَ اَلظَّالِمَ فَكَرِهَ أَنْ يَسْتَرْجِعَ شَيْئاً قَدْ عَاقَبَ اَللَّهُ عَلَيْهِ غَاصِبَهُ وَ أَثَابَ عَلَيْهِ اَلْمَغْصُوبَ. (علل‌الشرایع ج۱ ص۱۵۴)

از امام صادق(ع) پرسیدند چرا امیرمؤمنان(ع) در زمان خلافتش فدک را باز نگرداندند؟ فرمود: چون ظالم و مظلوم هر دو رحلت کرده بودند و خدا ظالم را عقاب و مظلوم را ثواب داده بود. پس برگرداندن فدک، دیگر وجهی نداشت.

عَنْ أَبِي سَعِيدٍ اَلْخُدْرِيِّ قَالَ: كَانَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَقُولُ: بِيَدِ عَلِيَّ فِى الآخِرَةِ لِوَائِي فَطُوبَى لِمَنْ أَحَبَّهُ وَ وَيْلٌ لِمَنْ أَبْغَضَهُ. قَدْ عَلاَ زَفِيرُ جهنمَ وَ اِشْتَدَّ حَرُّهَا وَ تَطَايَرَ شَرَرُهَا فَتُنَادِي جُزْنِي يَا عَلِيُّ فَقَدْ أَطْفَأَ نُورُكَ لَهَبِي فَيَقُولُ لَهَا عَلِيٌّ قِرِّي يَا جَهَنَّمُ خُذِي هَذَا وَ اُتْرُكِي هَذَا خُذِي هَذَا عَدُوِّي وَ اُتْرُكِي هَذَا وَلِيِّي فَلَجَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ أَشَدُّ مُطَاوَعَةً لِعَلِيٍّ فِيمَا يَأْمُرُهَا بِهِ مِنْ غُلاَمٍ (علل‌الشرایع ج۱ ص۱۶۴)

ابو سعید خُدری از رسول خدا(ص) روایت می‌کند که: در آخرت، لواء من دست علی است. خوش‌بحال دوست‌داران علی و بدبحال دشمنانش! در قیامت، جهنم می‌غرّد و می‌گدازد و شَررش زبانه می‌کشد و میگوید: علی! از من دور شو که نورت، نار مرا خاموش کرد! علی(ع) پاسخش میدهد: آرام باش! سپس به او فرمان میدهد که این شخص را بگیر که دشمن من بوده و این یکی را واگذار که دوست من است. جهنم، آنروز چون غلامی از علی فرمان میبرد.

(تحریر شد در شب ۲۱ ماه مبارک رمضان سال ۱۴۰۳ هجری شمسی)

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : عَجِبْتُ لاِبْنِ آدَمَ أَوَّلُهُ نُطْفَةٌ وَ آخِرُهُ جِيفَةٌ وَ هُوَ قَائِمٌ بَيْنَهُمَا وِعَاءً لِلْغَائِطِ ثُمَّ يَتَكَبَّرُ. (علل‌الشرایع ج۱ ص۲۷۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: عجب از بنی‌آدم! اوّلش نطفه‌ای است و آخرش جیفه‌ای؛ بین این دو هم انبانی از مدفوع است. با اینحال تکبّر می‌ورزد!

عَنْ حَبِيبٍ اَلسِّجِسْتَانِيِّ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَنْ أميرالمؤمنين عَلَيْهِ السَّلاَمُ : لَيْسَ مِنْ شَجَرَةٍ وَ لاَ نَخْلَةٍ إِلاَّ وَ مَعَهَا مَلَكٌ مِنَ اَللَّهِ تَعَالَى يَحْفَظُهَا وَ مَا كَانَ فِيهَا وَ لَوْ لاَ أَنَّ مَعَهَا مَنْ يَمْنَعُهَا لَأَكَلَهَا اَلسِّبَاعُ وَ هَوَامُّ اَلْأَرْضِ إِذَا كَانَ فِيهَا ثَمَرُهَا وَ إِنَّمَا نَهَى رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَنْ يَضْرِبَ أَحَدٌ مِنَ اَلْمُسْلِمِينَ خَلاَءَهُ تَحْتَ شَجَرَةٍ أَوْ نَخْلَةٍ قَدْ أَثْمَرَتْ لِمَكَانِ اَلْمَلاَئِكَةِ اَلْمُوَكَّلِينَ بِهَا قَالَ وَ لِذَلِكَ يَكُونُ لِلشَّجَرَةِ وَ اَلنَّخْلِ أُنْساً إِذَا كَانَ فِيهِ حَمْلُهُ لِأَنَّ اَلْمَلاَئِكَةَ تَحْضُرُهُ. (علل‌الشرایع ج۱ ص۲۷۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: درختی نیست جز آنکه فرشته‌ای از جانب خدا همیشه مراقب آن است. اگر چنین نبود آفت‌ها و حیوانات، آن درخت و محصولاتش را نابود می‌کردند. رسول خدا(ص) هم بخاطر آن ملائکِ موکَّل، از قضاء حاجت زیر درختان مُثمِر نهی فرمود. دلیل اُنسِ انسان به درخت، خصوصاً وقتی میوه دارد، همان ملائکه‌ای است که آنجا حاضرند.

عَنِ اَلْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ: كَانَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يقول : اَلْمُغْتَسِلُ يَوْمَ اَلْجُمُعَةِ فَإِنَّهُ لاَ يَزَالُ فِي طُهْرٍ إِلَى اَلْجُمُعَةِ اَلْأُخْرَى. (علل‌الشرایع ج۱ ص۲۸۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کسی که روز جمعه برای خدا غسل کند، برای یک هفته واجد طهارت باطنی است.

عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : أَنَّ عَلِيّاً عَلَيْهِ السَّلاَمُ كَانَ يَكْسِرُ اَلْمَحَارِيبَ إِذَا رَآهَا فِي اَلْمَسَاجِدِ وَ يَقُولُ كَأَنَّهَا مَذَابِحُ اَلْيَهُودِ. (علل‌الشرایع ج۲ ص۳۲۰)

امام صادق(ع) فرمود: امیرمؤمنان(ع) در هر مسجدی که محراب می‌دید، آنرا خراب می‌کرد و می‌فرمود: مذابح یهود ساخته‌اید؟!

(گوییم: کلمه محراب در زمان رسول خدا به همان مکانی که او جلوتر از دیگران به نماز می‌ایستاد اطلاق می‌شد. پس از آنکه عُمر را در محراب خنجر زدند، عثمان برای حفظ جانش در محراب اتاقکی ساخت و محراب را از مسجد جدا کرد. از این زمان به آن اتاقک که با ضریح یا پنجره‌ای از مسجد جدا میشد، محراب می‌گفتند. امیرمؤمنان(ع) این کار عثمان را بدعت دانسته و به تخریب محراب‌ها می‌پرداخت. در نتیجه در عراق و حجاز محراب منسوخ شد، اما در شام پس از آنکه معاویه را در مسجد اموی خنجر زدند، باز محراب‌های محافظ جان رونق گرفت. مروان هم وقتی خلیفه بود مورد سوء قصد قرار گرفت. پس محراب مستحکمی از سنگ‌های منقوش برای خود ساخت. با تثبیت خلافت کم‌کم چنین محراب‌هایی منسوخ شد و بازرسی بدنی در ورودی مساجد جای آن‌را گرفت.)

عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : أَنَّ عَلِيّاً عَلَيْهِ السَّلاَمُ رَأَى مَسْجِداً بِالْكُوفَةِ قَدْ شُرِّفَ فَقَالَ كَأَنَّهَا بِيعَةٌ وَ قَالَ إِنَّ اَلْمَسَاجِدَ لاَ تُشَرَّفُ تُبْنَى جَمّاً. (علل‌الشرایع ج۲ ص۳۲۰)

امام صادق(ع) فرمود: امیرمؤمنان(ع) در کوفه مسجدی را دید که مثل برج ساخته بودند فرمود: نکند می‌خواستید کلیسا بسازید؟! سپس فرمود: مساجد را اینگونه بالا نبرید، بلکه گنبدی بسازید.

عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ قَالَ: قَالَ رَجُلٌ لِأَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ مَا مَعْنَى مَدِّ عُنُقِكَ فِي اَلرُّكُوعِ قَالَ تَأْوِيلُهُ آمَنْتُ بِوَحْدَانِيَّتِكَ وَ لَوْ ضُرِبَتْ عُنُقِي. (علل‌الشرایع ج۲ ص۳۲۰)

کسی از امیرمؤمنان(ع) پرسید یعنی چه که در رکوع، گردن را می‌کشیم؟ امیرمؤمنان(ع) فرمود: یعنی خدایا چنان به تو ایمان دارم که سرم را برای تو میدهم. بیا این گردنِ من!

عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: إِنَّ اَلْإِنْسَانَ إِذَا كَانَ فِي اَلصَّلاَةِ فَإِنَّ جَسَدَهُ وَ ثِيَابَهُ وَ كُلَّ شَيْءٍ حَوْلَهُ يُسَبِّحُ. (علل‌الشرایع ج۲ ص۳۳۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: انسان وقتیکه مشغول نماز است، بدنش، لباسش، و هرچه دور و ور اوست با نماز او تسبیح می‌گوید.

عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ : قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ إِذَا فَرَغَ أَحَدُكُمْ مِنَ اَلصَّلاَةِ فَلْيَرْفَعْ يَدَيْهِ إِلَى اَلسَّمَاءِ وَ لْيَنْصَبْ فِي اَلدُّعَاءِ. (علل‌الشرایع ج۲ ص۳۴۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: نمازتان که تمام می‌شود، زود بلند نشوید بروید، بلکه دست به آسمان بلند کنید و دعا کنید!

عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ جَدِّي عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ فِيمَا عَلَّمَ أَصْحَابَهُ: لاَ تَلْبَسُوا اَلسَّوَادَ فَإِنَّهُ لِبَاسُ فِرْعَوْنَ. (علل‌الشرایع ج۲ ص۳۴۶)

امام صادق(ع) فرمود: امیرمؤمنان(ع) به اصحابش میفرمود: لباس سیاه نپوشید که لباس فرعون بوده.

عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: إِنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ حَلَّلَهُمْ مِنَ اَلْخُمُسِ يَعْنِي اَلشِّيعَةَ لِيَطِيبَ مَوْلِدُهُمْ. قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : هَلَكَ اَلنَّاسُ فِي بُطُونِهِمْ وَ فُرُوجِهِمْ لِأَنَّهُمْ لاَ يُؤَدُّونَ إِلَيْنَا حَقَّنَا أَلاَ وَ إِنَّ شِيعَتَنَا مِنْ ذَلِكَ وَ أَبْنَاءَهُمْ فِي حِلٍّ (علل‌الشرایع ج۲ ص۳۷۷)

امام باقر(ع) فرمود: امیرمؤمنان(ع) خمس را بر شیعیانش حلال فرمود(یعنی وجوب آن‌را از ایشان برداشت) تا نسلشان پاک بماند. ایشان فرمود: آنچه مردم می‌خورند و مالی که با آن زن می‌گیرند، هلاکشان کرده چون حق ما را از آن مال نمی‌پردازند. برای همین من بر شیعیان خود و شیعیان نسل‌های آینده خمس را حلال کردم تا به این رجس و هلاکت دچار نشوند.

عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ دِينَارٍ يَرْفَعُهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: اِفْتَخَرَ رَجُلاَنِ عِنْدَ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقَالَ أَ تَفْتَخِرَانِ بِأَجْسَادٍ بَالِيَةٍ وَ أَرْوَاحٍ فِي اَلنَّارِ إِنْ يَكُنْ لَكَ تَقْوَى فَإِنَّ لَكَ كَرَماً وَ إِلاَّ فَالْحِمَارُ خَيْرٌ مِنْكَ وَ لَسْتَ بِخَيْرٍ مِنْ أَحَدٍ. (علل‌الشرایع ج۲ ص۳۹۳)

امام صادق(ع) فرمود: دو نفر در حضور امیرمؤمنان(ع) به هم تفاخر کردند. حضرت(ع) فرمود: به اجسادی که می‌پوسد و ارواحی که دوزخیست تفاخر می‌کنید؟! اگر تقوا داشته باشید باعث افتخارید و الا الاغ از شما بهتر است.

عَنْ شُرَيْحِ بْنِ هَانِي عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: لَوْ عَلِمَ اَلنَّاسُ مَا فِي اَلْأُضْحِيَةِ لاَسْتَدَانُوا وَ ضَحَّوْا إِنَّهُ لَيُغْفَرُ لِصَاحِبِ اَلْأُضْحِيَّةِ عِنْدَ أَوَّلِ قَطْرَةٍ تَقْطُرُ مِنْ دَمِهَا. (علل‌الشرایع ج۲ ص۴۴۰)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: اگر مردم اجر و ثوابی که در قربانی است می‌دانستند، قرض می‌کردند و قربانی می‌نمودند. هنگامی که اوّلین قطرهٔ خون قربانی به زمین می‌ریزد صاحب آن آمرزیده می‌شود.

سُلَيْمَانُ بْنُ جَعْفَرٍ عَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ أَخْبَرَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ : أَنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ أَخَذَ بِطِّيخَةً لِيَأْكُلَهَا فَوَجَدَهَا مُرَّةً فَرَمَى بِهَا فَقَالَ بُعْداً وَ سُحْقاً فَقِيلَ لَهُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ مَا هَذِهِ اَلْبِطِّيخَةُ فَقَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَخَذَ عَقْدَ مَوَدَّتِنَا عَلَى كُلِّ حَيَوَانٍ وَ نَبْتٍ فَمَا قَبِلَ اَلْمِيثَاقَ كَانَ عَذْباً طَيِّباً وَ مَا لَمْ يَقْبَلِ اَلْمِيثَاقَ كَانَ مِلْحاً زُعَاقاً. (علل‌الشرایع ج۲ ص۴۵۲)

امام رضا(ع) فرمود: امیرمؤمنان(ع) خربزه‌ای را شکست اما آن‌را تلخ یافت. پس آن‌را انداخت و فرمود: گُم شو! گفتند چرا چنین گفتید؟! فرمود: رسول خدا(ص) میفرمود: محبت ما را بر حیوانات و نباتات عرضه کردند، هریک که آن میثاق را پذیرفت، شیرین شد و گوارا؛ و هریک که نپذیرفت، شور شد و بدمزه.

عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ جَدِّي عَنْ آبَائِهِ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: أَحْسِنُوا صُحْبَةَ اَلنِّعَمِ قَبْلَ فِرَاقِهَا فَإِنَّهَا تَزُولُ وَ تَشْهَدُ عَلَى صَاحِبِهَا بِمَا عَمِلَ فِيهَا. (علل‌الشرایع ج۲ ص۴۶۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: قدر نعمت‌ها را پیش از زوال آنها بدانید. چون بالاخره دیر یا زود می‌روند و پیش خدا شهادت میدهند که با آنها چه کردید!

بِهَذَا اَلْإِسْنَادِ قَالَ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : سَمُّوا أَوْلاَدَكُمْ قَبْلَ أَنْ يُولَدُوا فَإِنَّ أَسْقَاطَكُمْ إِذَا لَقُوكُمْ فِي اَلْقِيَامَةِ وَ لَمْ تُسَمُّوهُمْ يَقُولُ اَلسِّقْطُ لِأَبِيهِ أَلاَّ سَمَّيْتَنِي. (علل‌الشرایع ج۲ ص۴۶۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: فرزندان خود را وقتی هنوز در شکم مادرشان هستند نامگذاری کنید. چون اگر سِقط شوند و نامی نداشته باشند، در قیامت آمده و به والدینشان شکوه می‌کنند که چرا برای ما اسمی نگذاشتید؟!

عَنْ وَهْبِ بْنِ وَهْبٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ قَالَ قَالَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : إِنِّي لَأَكْرَهُ أَنْ يَكُونَ اَلْمَهْرُ أَقَلَّ مِنْ عَشَرَةِ دَرَاهِمَ لِئَلاَّ يُشْبِهَ مَهْرَ اَلْبَغِيِّ. (علل‌الشرایع ج۲ ص۵۰۱)

امیرمؤمنان(ع) می‌فرمود: خوب نمی‌دانم که مهریه، کمتر از ده درهم باشد؛ چون این مقدار ناچیز را معمولاً برای زنا میدهند.

(گوییم: واحد مال، سکهٔ طلا یا دینار است. یک سکهٔ طلا همیشهٔ تاریخ مبلغی بوده که خرج یکماه یک خانوادهٔ متوسط را به راحتی تأمین میکرده. هزاران سال پیش چنین بوده، امروز نیز چنین است. منتها دینار اسلامی حدود ۴ گرم یعنی تقریباً معادل یک نیم سکهٔ طلای رایج امروز است نه یک سکهٔ تمام. در گذشته هر سکهٔ طلا یا دینار، معادل ده سکهٔ نقره یا درهم بوده است. اما در جهان مدرن فاصله قیمت طلا از نقره زیاد شده و به بیش از پنجاه برابر رسیده است. یعنی طلا ارزش خود را در طول تاریخ نگه داشته اما نقره ارزش خود را از دست داده است. بنابراین برای دانستن مقدار امروزی ده درهم نقره، باید نخست آن‌را به دینارِ طلا تبدیل کرد و بعد آن‌را به نیم‌سکه رایج تبدیل کرد. ده درهم، معادل یک دینار یعنی یک نیم‌سکهٔ امروزی است که مکروه است مَهر کمتر از آن باشد. اینکه درهم را معادل ۴ گرم نقره یا کمتر بدانیم و قیمت روز نقره را حساب کنیم، نادرست است. چون همانطور که عرض شد نقره ارزش خود را در گذر زمان از دست داده است.)

عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ رَفَعَ اَلْحَدِيثَ إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : مَا مِنْ عَبْدٍ إِلاَّ وَ عَلَيْهِ أَرْبَعُونَ جُنَّةً حَتَّى يَعْمَلَ أَرْبَعِينَ كَبِيرَةً فَإِذَا عَمِلَ أَرْبَعِينَ كَبِيرَةً اِنْكَشَفَتْ عَنْهُ اَلْجُنَنُ فَتَقُولُ اَلْمَلاَئِكَةُ مِنَ اَلْحَفَظَةِ اَلَّذِينَ مَعَهُ يَا رَبَّنَا هَذَا عَبْدُكَ قَدِ اِنْكَشَفَتْ عَنْهُ اَلْجُنَنُ فَيُوحِي إِلَيْهِمْ اَللَّهُ تَعَالَى أَنِ اُسْتُرُوا عَبْدِي بِأَجْنِحَتِكُمْ. (علل‌الشرایع ج۲ ص۵۳۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هر آدمی، چهل حائل از رسوایی دارد و هر گناه کبیره‌ای که مرتکب می‌شود حائلی از او فرو می‌افتد. هر چهل حائل که فرو افتاد فرشته‌ها می‌گویند خدایا این بنده‌ات نزدیک است که بی‌آبرو شود. پس خداوند به آنها وحی می‌کند: با بال‌هایتان گناهانش را مستور دارید تا آبرویش حفظ شود.

بِهَذَا اَلْإِسْنَادِ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ كَثِيرٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: خَرَجَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ بِشُرَاحَةَ اَلْهَمْدَانِيَّةِ فَكَادَ اَلنَّاسُ يَقْتُلُ بَعْضُهَا بَعْضاً مِنَ اَلزِّحَامِ فَلَمَّا رَأَى ذَلِكَ أَمَرَ بِرَدِّهَا حَتَّى إِذَا خَفَّتِ اَلزَّحْمَةُ أُخْرِجَتْ وَ أُغْلِقَ اَلْبَابُ قَالَ فَرَمَوْهَا حَتَّى مَاتَتْ ثُمَّ أَمَرَ بِالْبَابِ فَفُتِحَ قَالَ فَجَعَلَ مَنْ يَدْخُلُ يَلْعَنُهَا قَالَ فَلَمَّا رَأَى ذَلِكَ نَادَى مُنَادِيهِ أَيُّهَا اَلنَّاسُ اِرْفَعُوا أَلْسِنَتَكُمْ عَنْهَا فَإِنَّهُ لاَ يُقَامُ حَدٌّ إِلاَّ كَانَ كَفَّارَةَ ذَلِكَ اَلذَّنْبِ كَمَا يُجْزَى اَلدَّيْنُ بِالدَّيْنِ قَالَ فَوَ اَللَّهِ مَا تَحَرَّكَ شَفَةٌ لَهَا. (علل‌الشرایع ج۲ ص۵۴۰)

راوی نقل میکند که وقتی امیرالمؤمنین(ع) میخواست زنی بنام شُراحه را به جرم زنا سنگسار کند، چنان جمعیتی جمع شدند که بیم آن می‌رفت بعضی زیر دست و پا کشته شوند. پس حضرت دستور داد درهای دارالخلافه را ببندند و مراسم را در دارالخلافه برگزار کرد. آنگاه درها را باز کرد و اجازه داد مردم دسته دسته وارد شوند و زن سنگسار شده را ببینند و عبرت بگیرند. مردم می‌آمدند و زن را که مرده بود لعن می‌کردند. حضرت فرمود منادی ندا کند: ای مردم زبان از لعن فروبندید! زیرا حدّ وقتی بر مجرمی جاری شد گناهش پاک شده. راوی می‌گوید: پس از آن هیچ لبی حرکت نکرد و مردم فقط تماشا می‌کردند.

مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ قَالَ حَدَّثَنِي اَلْحُسَيْنُ بْنُ مُوسَى عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: كَانَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مُكَفَّراً لاَ يُشْكَرُ معروف [مَعْرُوفُهُ] وَ لَقَدْ كَانَ مَعْرُوفُهُ عَلَى اَلْقُرَشِيِّ وَ اَلْعَرَبِيِّ وَ اَلْعَجَمِيِّ وَ مَنْ كَانَ أَعْظَمَ مَعْرُوفاً مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَلَى هَذَا اَلْخَلْقِ وَ كَذَلِكَ نَحْنُ أَهْلَ اَلْبَيْتِ مُكَفَّرُونَ لاَ يَشْكُرُونَنَا وَ خِيَارُ اَلْمُؤْمِنِينَ مُكَفَّرُونَ لاَ يُشْكَرُ مَعْرُوفُهُمْ. (علل‌الشرایع ج۲ ص۵۶۰)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: رسول خدا(ص) مُکَفَّر بود یعنی از معروف و خوبی‌هایش تشکّر و قدردانی نمی‌شد. در حالی که بر قرشی و عربی و عجمی، خوبی‌هایش آشکار و جاری بود. واقعاً چه کسی را می‌توان یافت که نیکو کردارتر از رسول خدا(ص) بر خلایق باشد؟ با این حال از آن جناب تشکّر نشد و ما اهل‌بیت نیز مکفّریم و از کارهایمان قدردانی نمی‌شود. مؤمنانِ خوب هم مکفّرند و خوبی‌هایشان دیده نمیشود و از آنها قدردانی نمی‌گردد.

عِيسَى بْنُ جَعْفَرٍ اَلْعَلَوِيُّ اَلْعُمَرِيُّ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّ اَلنَّبِيَّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ: مَرَّ أَخِي عِيسَى عَلَيْهِ السَّلاَمُ بِمَدِينَةٍ وَ إِذَا فِي ثِمَارِهَا اَلدُّودُ فَشَكَوْا إِلَيْهِ مَا بِهِمْ فَقَالَ دَوَاءُ هَذَا مَعَكُمْ وَ لَيْسَ تَعْلَمُونَ أَنْتُمْ قَوْمٌ إِذَا غَرَسْتُمُ اَلْأَشْجَارَ صَبَبْتُمُ اَلتُّرَابَ ثُمَّ صَبَبْتُمُ اَلْمَاءَ وَ لَيْسَ هَكَذَا يَجِبُ بَلْ يَنْبَغِي أَنْ تَصُبُّوا اَلْمَاءَ فِي أُصُولِ اَلشَّجَرِ ثُمَّ تَصُبُّوا اَلتُّرَابَ لِكَيْلاَ يَقَعَ فِيهِ اَلدُّودُ فَاسْتَأْنَفُوا كَمَا وَصَفَ فَذَهَبَ ذَلِكَ عَنْهُمْ. (علل‌الشرایع ج۲ ص۵۷۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: عیسی(ع) به شهری عبور میکرد که در میوه درختانشان کرم بود. مردم شکایت نزد حضرت کرده و از بودن کرم اظهار ناخرسندی نمودند. حضرت فرمود: دواء این آفت پیش خودتان است و از آن بی‌اطّلاعید! وقتی درخت را می‌کارید، ابتداء خاك ریخته و سپس آب می‌ریزید؛ درحالیکه باید اوّل آب پای ریشهٔ درخت ریخته سپس خاك بریزید تا در ریشه‌ها کرم پیدا نشود. مردم به دستور عیسی از نو درختان را به شرحی که دستور داده بودند کاشتند و کرم‌ها از میوه‌ها زایل گشت.

عَنْ عُمَرَ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنْتُمْ إِذَا أَكَلْتُمُ اَللَّحْمَ طَبَخْتُمُوهُ غَيْرَ مَغْسُولٍ وَ لَيْسَ شَيْءٌ يَخْرُجُ مِنَ اَلدُّنْيَا إِلاَّ بِجَنَابَةٍ فَغَسَلُوا. (علل‌الشرایع ج۲ ص۵۷۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: چرا وقت طبخ غذا، گوشت را نمی‌شویید؟ هیچ موجودی از دنیا نمی‌رود جز در حال جنابت. پس گوشت را بشویید!

عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ عَمِّهِ يَعْقُوبَ رَفَعَ اَلْحَدِيثَ إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ إِذَا خَلَعَ أَحَدُكُمْ ثِيَابَهُ فَلْيُسَمِّ لِئَلاَّ تَلْبَسَهَا اَلْجِنُّ وَ لاَ تَتَّبِعُوا اَلصَّيْدَ فَإِنَّكُمْ عَلَى غِرَّةٍ وَ إِذَا بَلَغَ أَحَدُكُمْ بَابَ حُجْرَتِهِ فَلْيُسَمِّ فَإِنَّهُ يَفِرُّ اَلشَّيْطَانُ وَ إِذَا دَخَلَ أَحَدُكُمْ بَيْتَهُ فَلْيُسَلِّمْ فَإِنَّهُ يَنْزِلُهُ اَلْبَرَكَةُ وَ تُؤْنِسُهُ اَلْمَلاَئِكَةُ وَ اِتَّقُوا اَلْخُرُوجَ بَعْدَ نَوْمَةٍ فَإِنَّ لِلَّهِ دَوَابّاً يَبُثُّهَا يَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ وَ إِذَا سَمِعْتُمْ نُبَاحَ اَلْكَلْبِ وَ نَهِيقَ اَلْحَمِيرِ فَتَعَوَّذُوا بِاللَّهِ مِنَ اَلشَّيْطَانِ اَلرَّجِيمِ فَإِنَّهُنَّ يَرَوْنَ وَ لاَ تَرَوْنَ. (علل‌الشرایع ج۲ ص۵۸۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: لباستان را که در می‌آورید، بسم الله بگویید تا از دسترس اجنه محفوظش نگه دارید. در شکار به دنبال حیوانی نروید که برکت ندارد و بیم تلف شدن است. وارد اتاق خود که می‌شوید بسم الله بگویید تا شیطان طرد شود. وارد خانه که می‌شوید سلام کنید گرچه کسی در خانه نباشد. این کار برکت را نازل می‌کند و باعث انس ملائکه است. شب بی‌جهت از خانه خارج نشوید، چون خدا موجوداتی دارد که شب را برای آنها نهاده و اذیت می‌شوند. صدای پارس سگ یا بانگ الاغ را که شنیدید از شیاطین به خدا پناه برید. زیرا آنها چیزهایی می‌بینند که شما نمی‌بینید.

عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ عَمِّهِ يَعْقُوبَ رَفَعَ اَلْحَدِيثَ إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ : نِعْمَ اَللَّهْوُ اَلْمِغْزَلُ لِلْمَرْأَةِ اَلصَّالِحَةِ. (علل‌الشرایع ج۲ ص۵۸۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: بهترین مشغولیت برای زن نیکوکار، بافندگی و خیاطی است.

عَنِ اَلسَّكُونِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ذُكِرَتِ اَلْحَرُورِيَّةُ عِنْدَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقَالَ إِنْ خَرَجُوا مَعَ جَمَاعَةٍ أَوْ عَلَى إِمَامٍ عَادِلٍ فَقَاتِلُوهُمْ وَ إِنْ خَرَجُوا عَلَى إِمَامٍ جَائِرٍ فَلاَ تُقَاتِلُوهُمْ فَإِنَّ لَهُمْ فِي ذَلِكَ مَقَالاً. (علل‌الشرایع ج۲ ص۶۰۳)

از امیرمؤمنان(ع) راجع به خوارج آینده پرسیدند، فرمود: اگر علیه مردم شمشیر کشیدند یا با امام عادل به جنگ برخاستند، با آنها بجنگید. اما اگر بر امام جائر خروج کردند شما کاری به کارشان نداشته باشید؛ چون دلیلی پیش خود دارند.