دُرّ نجف

خزائن کشمیری

فصل اول · بخش اول

بی عنایت خدا

این‌همه گفتیم لیک اندر بسیج **** بی‌عنایت خدا هیچم هیچ

بی‌عنایت حق و خاصان حق **** گر ملک باشد سیاه هستش ورق (مولانا در مثنوی)

جمع مال

امام رضا علیه‌السلام فرمود: مال جمع نمی‌شود مگر به پنج خصلت:

1- بخل شدید، 2- آرزوی دراز و طولانی، 3- حرص غالب، 4- قطع رحم، 5- ایثار دنیا بر آخرت.

احوالات قیامت

در مؤلفات ملّازین‌الدین سلماسی (م 1266) مسطور است که هر کس مدت چهل شب در وقت خواب، سوره قیامت که 40 آیه دارد؛ را هفت بار با خضوع و خشوع تلاوت کندو مواظب تقوا باشد، قیامت و احوالات آن را در خواب ببیند و یقین کامل برای او حاصل شود. مرحوم آقا نجفی اصفهانی (م 1332) گوید: به این ختم مشغول شدم و در اربعین دوم قیامت و حساب و میزان و خصوصیات آن را در خواب مشاهده کردم.

مقنعه بر سر معلم

پادشاهی را دو پسر بود یکی مؤدب و دانا و دیگری ناشایسته چون دخترکان بازی و صفت زنانه می‌کرد. پادشاه مرد شجاع و رستم صفتی را به‌عنوان معلم پسر دوم انتخاب کرد تا شب و روز او را سلحشوری و صفت مردان بیاموزد. بعد از دو ماه دید پسرک به دنبال اسباب‌بازی و عروسک و با دخترکان بازی می‌کند. پادشاه خواست فرزند را ببیند که آیا سیرتش عوض شد! پس او را طلبید فرزند مقنعه بر سر کرده با اسباب‌بازی و معلم هم به‌ناچار مقنعه‌ای عمامه خود کرد و پهلوی او نشست. پادشاه آمد و پرسید: معلم کو؟! معلم از زیر مقنعه با آواز زنانه گفت: معلم منم! گفت: این چه حالی است؟ گفت: هر چه زحمت کشیدم نتوانستم او را همرنگ خود کنم. اکنون من از خجالت همرنگ او گشتم. ای عزیز! چون قابلیت ذاتی نبود، صفات تبدیل نگردد. چنانکه بعضی ندانسته‌اند و زحمت برای سالکین مبتدی کشند، ولی سالک مرتد از خاص به عام گردد و زحمت‌ها به هدر رود.

چهار نفر ممتاز

امام صادق علیه‌السلام فرمود: 1- اوتاد زمین و اعلام دین چهار نفرند: 1- محمد بن مسلم، 2- برید بن معاویه عجلی، 3- لیث بن بختری مرادی، 4- زرارة بن أعین شیبانی. 2- اینان قوامون (برپاکنندگان) به عدل و قوالون (گویندگان) به صدق «السابقون السابقون اولئک المقربون» پیشگامان پیشگام‌اند آن‌ها مقربان‌اند. (واقعه 10-11)، بشارت دهید مخبتین را به بهشت و امام اسم این چهار نفر را بردند. 4- اینان نجباءاند، در حلال و حرام خداوندی امناء الهی هستند. اگر اینان نبودند آثار نبوت منقطع می‌شد و مندرس می‌گشت.

اول بند نفس کردن

نفس خود ناکرده تسخیر ای فلان **** چون کنی تسخیر نفس دیگران؟

نفس را اول برو در بند کن **** پس برو آهنگ وعظ و پند کن

افسوس

مرحوم سید محسن امین عاملی صاحب کتاب (اعیان الشیعه) درباره ملّا حسینقلی همدانی (م 1311) استاد عرفان صده اخیر گوید: (در زمان او و نه بعدش کسی مانند او در علم اخلاق و تهذیب النفوس نبوده است.)

اوائلی که ما به نجف رفتیم (1308 ق) آخوند همسایه ما بود و روزهایی چند به درس اخلاقش حاضر شدم، ولی به دلیل اشتغال به کارهای مهم‌تر نتوانستم ادامه دهم و اینک بر این امر افسوس می‌خورم. او از زرق و برق دنیا و ریاست پرهیز می‌کرد و حتی نماز جماعت را با برخی خواص در منزلش می‌خواند.

امتحان چه امتحانی

سمنون محب که از اقران جنید بغدادی و صحبت سری سقطی راه یافته بود در مناجاتی عرض کرد: الهی در هر چه مرا بیازمایی در آن راستم یابی و تسلیم شوم و دم نزنم! در حال دردی به وی مستولی شد که جانش به لب آمد و او دم نمی‌زد. بامداد همسایگان گفتند: ای شیخ دوش تو را چه بود؟ که از فریاد تو ما را خواب نیامد درحالی‌که او دم نزده بود. آری فشار درونی او به گوش ظاهری مستمعان رسیده تا خداوند بدو باز نمود که خاموشی، خاموشی باطن است. اگر به حقیقت خاموش بودی، همسایگان را خبری نبودی پس چیزی را که نتوانی مگوی. یک‌بار این بیت را گفت: خدا مرا جز در تو نصیب نیست و دلم به غیر تو مایل نیست مرا به هر چه خواهی امتحان کن. در حال بولش بسته شد و به حبس بول دچار شد. به مدرسه بچه‌ها می‌گردید و کودکان را می‌گفت: که عموی دروغ‌زن را دعا کنید تا حق شفایش دهد.

فضایل یونس بن عبدالرحمن

1- یونس، امام صادق علیه‌السلام و امام باقر علیه‌السلام و امام رضا علیه‌السلام را درک کرده بود. 2- امام رضا علیه‌السلام فرمودند: ابوحمزه ثمالی و یونس بن عبدالرحمان در زمان خود مانند سلمان فارسی زمان خود بودند. 3- هم‌چنین امام رضا علیه‌السلام سه بار بهشت را برای یونس تضمین نموده است. 4- امام جواد علیه‌السلام از طرف خود و پدر بزرگوارش بهشت را برای یونس ضمانت کردند. 5- عزیز بن مهتدی وکیل حضرت رضا علیه‌السلام از قم به حضرت نامه‌ای درباره یونس بن عبدالرحمان نوشت که چه می‌فرمایید؟ امام با خط مبارکش نوشت: او را دوست بدار و برایش طلب آمرزش کن، هرچند همه مردم شهر با تو مخالفت کنند. 6- در حدیثی آمده است که امام رضا علیه‌السلام به او فرمود: یونس! وقتی امامت از تو راضی و خشنود است دیگر از سخنان دیگران دلگیر نشو. 7- وقتی افراد بسیار از امام رضا علیه‌السلام سؤال کردند که ما نمی‌توانیم همیشه خدمت شما برسیم از چه کسی مسائل را بپرسیم؟ فرمود: از یونس بن عبدالرحمان.

یا ذالجلال و الاکرام

در تفسیر (کشاف) آمده است که پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: به خواندن «یا ذالجلال و الاکرام» مداومت کنید. پیامبر کسی را دید که نماز می‌خواند و می‌گفت: «یا ذالجلال و الاکرام» فرمود: دعایت مستجاب است. «یا ذالجلال و الاکرام» فقط در سوره الرحمن آیه 78 آمده است. لفظ «ذالجلال» مربوط به صفات جلال و لفظ «و الاکرام» مربوط به صفات جمال است این‌طور معنی می‌شود: که خداوند صاحب عظمت بالاتر از همه دهنده‌ها و مفیض همه نعمت‌هاست.

نماز و محو گناهان

1- پیامبر صلی‌الله علیه و آله مردی را دید که می‌گوید: خدایا مرا بیامرز و نمی‌بینم تو را که مرا بیامرزی! حضرت فرمود: به خدا سوءظن نداشته باش. آن مرد گفت: من در زمان جاهلیت و بعد از اسلام گناه کردم. پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: گناهانی را که در جاهلیت کردی اسلام آن‌ها را محو کرده است؛ اما گناهانی که در اسلام مرتکب شده‌ای کفاره گناهان بین دو نماز، از این نماز تا نماز بعدی است. 2- امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: با رسول خدا صلی‌الله علیه و آله در مسجد در انتظار نماز بودیم که مردی برخاست و عرض کرد: ای رسول خدا صلی‌الله علیه و آله! من گناهی کرده‌ام! پیامبر صلی‌الله علیه و آله روی از او بگردانید. هنگامی‌که نماز تمام شد، همان مرد برخاست و سخن اول را تکرار کرد! پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: آیا با ما این نماز را انجام ندادی و برای آن به‌خوبی وضو نگرفتی؟ گفت: آری. فرمود: این کفاره گناه توست. 3- سلمان گفت: زیر درختی در خدمت پیامبر صلی‌الله علیه و آله نشسته بودیم پس پیامبر صلی‌الله علیه و آله شاخه‌ای گرفت و تکان داد و برگ‌هایش فروریخت و فرمود: سلمان نمی‌پرسی که چرا چنین کردم؟ عرض کردم بفرمایید چرا؟ فرمود: مسلمان هنگامی‌که وضو را خوب بگیرد و سپس نمازهای پنج‌گانه را به‌جا آورد، گناهان او فرومی‌ریزد، همان‌گونه که برگ‌های این شاخه فروریخت و سپس آیه 114 سوره هود را تلاوت فرمود: «نماز بگذار در آغاز و انجام روز و ساعاتی از شب زیرا نیکی‌ها، بدی‌ها را از بین می‌برند این تذکری است بر آن‌ها که اهل تذکرند.»

خواتیم سوره حشر

1- پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: هر کس صبح هنگام بگوید: «اعوذبالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم» و سه آیه آخر سوره حشر (هو الله الذی لا اله الا هو عالم الغیب…العزیز الحکیم 22-24) را بخواند، خداوند هفت هزار ملائکه برای او می‌گمارد تا او را حفظ کنند و بر او تا شب درود بفرستند و اگر در آن روز یا شب بمیرد درجه شهید به او داده می‌شود.

2- پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: هر کس آخر سوره حشر را بخواند در آن روز یا شب بمیرد هر گناهی که او انجام داده را، خداوند از او بپوشاند و محو کند.

3- پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: هر کس صبح هنگام سه بار بگوید: «اعوذبالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم» سه آیه آخر سوره حشر را بخواند، خداوند هفتاد هزار ملک را برای او می‌گمارد و تا شب بر او درود می‌فرستند و اگر در آن روز بمیرد شهید مرده است؛ و هر کس به همین نحو در شب بخواند این منزلت برایش می‌باشد.

4- پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: هر کس سه بار از شیطان به خدا پناه ببرد و سپس آخر سوره حشر را بخواند، خداوند هفتاد هزار ملک را بر او می‌انگیزاند که شیاطین انس و جن را از او دور کنند. اگر شب بخواند تا صبح و اگر روز بخواند تا شب این خاصیت برایش باشد.

5- پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: هر کس آیات آخر سوره حشر را در شب یا روز بخواند پس در آن شب یا روز بمیرد بهشت بر او واجب می‌شود.

6- امام حسن علیه‌السلام فرمود: هر کس سه آیه آخر سوره حشر را صبح هنگام بخواند و در آن روز بمیرد، نشان شهدا بر او زده می‌شود و اگر شب بخواند و در آن شب بمیرد، نشان و مهر شهدا بر او زده می‌شود.

7- امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: آخر سوره حشر از «لو انزلنا… العزیز الحکیم» برای سر درد (صداع) دوا است.

8- عبدالله گفت: من بر پیامبر صلی‌الله علیه و آله قرائت قرآن می‌کردم چون به این آیات «لو انزلنا…العزیز الحکیم» رسیدم، فرمود: دست خود را بر سر بگذار، همانا جبرئیل چون این آیات را بر من نازل کرد به من گفت: دستان خود را بر سر بگذار چون این آیات شفاء برای هر دردی است مگر مرگ.

از استاد مسموع شده است که چهار آیه آخر سوره‌ی حشر برای قوی شدن اراده بسیار خوب است و هم‌چنین برای شفاء مریض برای کسی که ریاضت این آیه را به عدد خاص در ایام متعین خوانده باشد. جامعیت این چهار آیه یکی به خاطر این است که هیجده اسماء الهی در آن مندرج شده است.

دل آرام

محرم راز دل شیدای خود **** کس نمی‌بینم ز خاص و عام را

با دل آرامی مرا خاطر خوشست **** کز دلم یک‌باره برد آرام را (حافظ)

احتمال دارد مراد از دل آرام پیر حافظ به نام پیر گل‌رنگ (شیخ محمود عطار شیرازی) باشد.

تعال: بیا بالا

در بین بادیه‌نشینان عرب رسم بود در مناطق کوهستانی خانه‌ها را در سینه کوه‌ها می‌ساختند و دامنه کوه را که هموار است برای کشت و زرع آماده می‌کردند. بچه‌ها در نقاط هموار به بازی مشغول می‌شدند. هنگام مغرب پدر و مادر به لبه ایوان منزل می‌آمدند و به بچه‌ها می‌گفتند: «تعالوا» بیایید بالا. خداوند در قرآن وقتی سخن پیامبر صلی‌الله علیه و آله را نقل می‌کند، می‌فرماید: «تعالوا آتل» (انعام: 151) بیایید بالا تا بر شما آنچه خدا فرموده را بخوانم.

اگر دو نفر در یک سطح قرار بگیرند، یکی به دیگری می‌گوید: «الی» به پیش من بیا؛ اما اگر خانه دوطبقه باشد، آنکه بالاتر است به پایینی می‌گوید: «تعال» بیا بالا. حرف همه انبیاء به امت‌هایشان این است: بیایید بالا که همه اعمال خیر بالا می‌رود.

فناء و بقاء (صعود و نزول)

مادری که بچه‌اش درون آتش افتاده سر و صدا می‌کند و بی سر و پا، بدون شعور خود را در آتش می‌اندازد تا بچه‌اش را نجات دهد، اگرچه خود بسوزد و از بین برود. وقتی بچه نجات یافت، مادر به هوش می‌آید و شعور پیدا می‌کند، نزدیک آتش نمی‌رود. حال اولی را می‌توان به فناء مثال زد که سالک وقتی فانی می‌شود چیزی همانند عقول مردم درک می‌کنند، او نمی‌کند چون از یقین دست برداشته و در عالم بیخودی سیر می‌کند، اما وقتی از حال برگشت به بقاء می‌رسد و لوازم تعین و تشخص پدیدار می‌شود. این قوس صعود و نزول سیری است که برای سالکین به‌حق پیدا می‌شود.

فضایل زکریا بن آدم اشعری

1- او از اصحاب امام رضا علیه‌السلام و امام جواد علیه‌السلام بوده است و نزد امام رضا علیه‌السلام مقامی بس بلند داشت و در قبرستان شیخان قم مدفون است. 2- وقتی‌که در قم بود، نامه‌ای به امام رضا علیه‌السلام نوشت که می‌خواهم از قم بیرون بروم، زیرا در بین آنان سفیهان و نادانان زیادند. امام در جواب نوشتند: چنین کاری را نکن زیرا خدا به‌واسطه وجود تو، بلا را از مردم قم برطرف می‌سازد. چنانکه به وجود امام کاظم علیه‌السلام از اهل بغداد، شر و بلا را مرتفع گردانید. 3- زکریا بن آدم گفت: بر حضرت رضا علیه‌السلام اول شب وارد شدم و امام از وفات ابو جریر بن ادریس قمی که تازه مرده بود سؤال کرد و رحمت خدا برای او خواست. پیوسته امام با من سخن می‌گفت و من با او سخن می‌گفتم تا فجر صبح طلوع کرد پس امام برخاست نماز صبح گذارد. 4- زکریا بن آدم یک سال با امام رضا علیه‌السلام از مدینه به مکه برای حج مشرف شد و در اعمال همانند حضرت انجام می‌داد. 5- علی بن مسیب همدانی گوید: به امام رضا علیه‌السلام عرض کردم: راه من دور است و همه وقت نمی‌توانم به خدمت شما برسم از چه کسی اخذ احکام دین خود را کنم؟ فرمود: از زکریا بن آدم قمی که مأمون است بر دین و دنیا. 6- امام جواد علیه‌السلام در نامه‌ای درباره وفات زکریا بن آدم چنین نوشتند: خدا رحمت کند او را در روز تولد و روز وفات و روز قیامت، او در زمان حیاتش عارف و معترف به حق بود و صابر و شکیبا و امیدوار به ثواب الهی و قیام‌کننده به آنچه خدا و رسولش دوست داشتند. او وفات کرد ولی پیمان‌شکن نبود خدایش رحمت کند و به نیتش پاداش نیک دهد و به آرزویش برساند.

ملائکه و اذان و اقامه

امام صادق علیه‌السلام به محمد بن مسلم فرمود: چون اذان و اقامه می‌گویی در پشت سر تو دو صف از فرشتگان به نماز می‌ایستند و اگر بدون اذان اقامه گفتی یک صف از فرشتگان پشت سر تو به نماز می‌ایستند.

شمول قدرت الهی

خداوند آن‌قدر قدرت دارد که وقتی چیزی را محو کرد، دوباره مانند آن را خلق می‌کند. اگر قطره‌ای به هوا برود و محو شود، از خزینه قدرت او نمی‌تواند بگریزد. اگر صدبار قطره‌ای به وجود و سپس به عدم رفت، چون خدا آن را بخواند باز آن قطره از سر شوق به وجود می‌آید.

گر در آید در عدم یا صد عدم **** چون بخوانیش، او کند از سر، قدم

صد هزار پدیده ضد، ضد خود را می‌کشد، باز به‌حکم نافذ خدا به وجود می‌آیند. از قدرتش هرلحظه کاروان‌ها از نیستی‌ها به عرصه هستی می‌آیند. از مشیتش به قاعده «تجدد امثال» همیشه دائم موجودات آیند و روند. چون فصل پائیز رسد، امر خزان آید و درختان به دریای مرگ روند و زاغ‌ها نوحه‌گر شوند ولی فصل بهار از امر سالار ده یعنی خدا، حیات و زندگی را آغاز کنند.

آنچه خوردی، وا ده ای مرگ سیاه **** از نبات و دارو و برگ و گیاه

* مرگ سیاه یعنی مرگ حول انگیز

فقر

پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: فقر مایه مباهات است و من بدان می‌بالم. «الفقر فخری و به افتخر.» فقر در بدایت ترک دنیا و در نهایت فناست. فقیر آن است که از سر همه‌چیز گذشته باشد. همه موجودات فقر ذاتی و نیاز به ذات غنی و باری‌تعالی دارند. «انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی» (فاطر:15)

فقر صفاتی آن است که موجودات بعد از ظهور باید راه کمال پیمایند و مظهر صفات او شوند. در اصطلاح، فقر را از مقامات نه از احوال می‌شمارند، پس تا سالک از خودش بیرون نیامده و تسلیم نشده و مدعی موجودیت خود است، به مقام فقر نرسیده است. به تعبیر دیگر: فقر به ظاهر نداشتن املاک و حقیقتش خروج از موجودیت برای خود است. نشانه فقر صدیقان و فقیران صادق، گله نگذاردن و نهان داشتن آثار سختی و بلاست. هیچ‌کس در این راه نرفت که شکایت کرد و به جایی نرسید هر کس راه فقر رفت و کوشید، از صد هزار نفر یکی را مقصد (مقام فقر) حاصل شد. از علامت فقر، این است که فقیر هیچ‌چیز ندارد و چیزی به دست وی در این جهان و آن جهان نیست، فقر اولیاء با فقر عامه فرق می‌کند چراکه برای اولیاء، کمال روحانی و برای عامه نقص است. از فقر حقیقی درنهایت به غنای حقیقی می‌رسد.

سوره نصر

1- امام صادق علیه‌السلام فرمود: هر کس سوره نصر را در نماز مستحبی یا واجب بخواند، خداوند او را بر همه دشمنان یاری فرماید و روز قیامت با نامه‌ای گویا، خداوند او را از قبر بیرون آورد و به محشر در آید و در آن نامه امانی است که از پل دوزخ و آتش و خروش آن بگذرد. در آن روز بر هیچ‌چیزی نمی‌گذرد مگر او را بشارت دهند به هر نیکی که کرده و وارد بهشت می‌شود. در دنیا اسباب خیر برای او بازگردد، آن‌قدر که حتی آرزوی آن را نکرده و بر قلبش خطور نکرده باشد. 2- پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: هر کس سوره نصر را بخواند او را ثواب کسی دهند که با محمد صلی‌الله علیه و آله در فتح مکه حاضر بوده است. 3- پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: سوره نصر برابری می‌کند با ربع قرآن. 4- امام صادق علیه‌السلام فرمود: خواندن آن برای رفع دشمن و بلا رواست. 5- در خبر آمده است: هر کس این سوره را بخواند چون عزرائیل به وی در آید او را سلام و بشارت دهد.

تعداد خواندن این سوره به عدد حروفش 80 و به عدد کلماتش 19 می‌باشد.

چهل گذشت

وجه الله

وجه را معانی بسیاری ذکر کرده‌اند از جمله:

1- ذات

2- اول و ابتدا

3- قصد نمودن

4- تدبیر و حیله

5- جهت و طرف و ناحیه

6- قدر و منزلت

7- رئیس قوم و محل اشاره نمودن

8- ثواب

9- مقابل

10- انبیاء و رسل و حجج الهی

وجه در معنی ظاهری، صورت عموم انسان و حیوان است ولیکن در خدا به معنی ذات مناسب است. چنانکه در سوره قصص آیه 88 فرمود: «کل شی‌ء هالک الا وجهه»: همه‌چیز جز وجه خدا هالک است. ابوصلت هروی گوید: به امام رضا علیه‌السلام عرض کردم: می‌گویند ثواب کلمه «لا اله الا الله» ثواب نظر به وجه الله است؟ فرمود: هر کس خدا را به صورت مانند صورت‌های انسان پندارد تحقیقاً کافر شده است. لکن وجه خدا انبیاء و رسولان او هستند که به‌وسیله آن‌ها به‌سوی خدا و دین او توجه پیدا می‌کنند. نظر به آن‌ها و درجاتشان نزد خدا دارای ثواب بزرگی برای مؤمنین در روز قیامت است.

ذارئ

از اسماء الهی «ذاری» است که به معنی خالق و آفریننده می‌آید؛ یعنی خداوند همه را خلق کرد و در زمین پراکنده و ظاهر گردانید. خداوند از همه در عالم ذر (عالم ارواح) گواهی بر خالقیت خود گرفت و از صلب حضرت آدم علیه‌السلام آن‌ها را خلق و در روی زمین منتشر کرد. به معنای دیگر، همه موجودات به صورت ذرات و ریز بودند و برای تشکیل و موجودیت آن‌ها، قالب‌هایی از موجد عالم زده شد و هر یک به صورت خاک و سنگ و حیوان و انسان و… پدید آمدند و به کمال خود رسیدند. خداوند در سوره‌ی ذاریات آیه 1 فرمود: «والذاریات ذروا» قسم به بادهایی که پراکنده‌کننده هستند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام در جواب ابن الکواء که درباره ذاریات سؤال کرد فرمود: مقصود باد است. یکی از عواملی که برای بخش کردن و جفت‌گیری و تلقیح و نزول رحمت‌های آسمانی مؤثر است، باد می‌باشد؛ و از مظاهر اسم ذاری‌ء یکی باد است که در نظام عالم از ارکان و رسیدن به کمالات می‌شود.

برگ عیشی

ای که پنجاه رفت و در خوابی **** مگر این چند روزه در یابی

هر که آمد عمارت نو ساخت **** رفت و منزل به دیگری پرداخت

برگ عیشی به گور خویش فرست **** کس نیارد ز پس تو پیش فرست (سعدی)

آدم علیه السلام بر چه صورتی بود؟

روایت از پیامبر صلی‌الله علیه و آله است که فرمود: «خلق الله آدم علی صورته» خدا حضرت آدم را بر صورتش خلق نمود.

سه توجیه درباره این حدیث نموده‌اند: 1- شخصی به امام رضا علیه‌السلام عرض کرد: این حدیث پیامبر صلی‌الله علیه و آله درست است؟ فرمود: و الله که اول حدیث را حذف کردند و تمام حدیث این است که پیامبر صلی‌الله علیه و آله بر دو نفر گذشتند که همدیگر را نفرین و سب می‌کردند، پس یکی به دیگری گفت: خدا صورت تو را و صورت کسی را که به تو شبیه است قبیح کند. پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: ای بنده خدا! این حرف را به برادر دینی خود مزن، زیرا که خداوند آدم ابوالبشر علیه‌السلام را بر صورت خود خلق کرده است، پس سب نمودی آدم علیه‌السلام را. 2- ضمیر در «صورته» راجع به الله باشد و اضافه تشریفیه است مثل نسبت دادن خداوند روح را به خودش «نفخت فیه من روحی»: آدم را از روح خودم دمیدم. 3- ضمیر راجع به آدم علیه‌السلام باشد که خداوند ابتدا به همین صورت آدم علیه‌السلام را خلق کرد.