آنچه در این سلسله دروس گذشت حاصل تکاپوی اندیشه عدّهای از اندیشمندان شیعه است در سدههای اخیر. که عمداً و به ملاحظه (لا اقلّ در این ویرایش) از ذکر نامشان حذر کردم. چون عامّ و خاصّ در این مرز و بوم اسیر ناماند و نشان. به خیالی به الفاظ دل میبندند و به خیالی میبازند.
حال آنکه آنچه نوشتهام از حیث اندیشه بودن نقد پذیر و از حیث بشری بودن ابطال پذیر است. از اینرو نه تنها یقین قلبی بلکه حتی جزم ذهنی به آنها بگونهای که به تقلید و لو تقلید در استدلال بیانجامد لایق محقّق نیست. این دروس گُلیاست که باید بویید و رفت نه امامزادهای که در پایش به بست نشست. همانگونه که پذیرفتن همه این اندیشهها بیفکر و بیشهود و پای عَلَم آنها سینه زدن نارواست؛ نخوانده در مورد آنها نظر دادن و قضاوت نمودن و یا تفسیر آن بمالایرضیصاحبه نیز که منبعث از بیحوصلگی و تنبلی فکری است، کار اهل خرد نیست. از اینرو بر محقّق سزاست که استعداد خود را در فهم معارف منحصر نکرده، به نقد معارف بپردازد و به چشم غلو به اندوختههایش از این دروس ننگرد و خدا را پیو سته معلّم بداند تا هر روز علمی نو و دانشی ژرفتر نصیبش شود.
و ا ل س لا م ع ل ی ک م و ر ح م ة ا ل ل ه و ب ر ک ا ت ه .