دُرّ نجف

میل معشوقان

فصل دوم · بخش دوم

یادی از بزرگان

مرحوم بهاری در نوشته‌جات خود گاهی از بزرگان که مورد نظرش بودند، یاد می‌کرده است از جمله: در صفحه ۸ تذکرة المتقین آداب توبه گوید: به طریقی که سید بن طاووس قدس سّره العزیز (در باب توبه روز یکشنبه دوم ذیقعده) نقل کرده است. در صفحه ۳۸ در آداب تربیت اطفال گوید: به افلاطون حکیم گفتند: پسرت عاشق شده، فرمود: اکنون در انسانیت به کمال رسیده است. در صفحه ۹۳ در دستورالعمل می‌نویسد مثل شیخ بهاءالدین علیه الرحمة (شیخ بهایی). در صفحه ۵۲ آداب حج گوید: قصه سید بن طاووس قدس سّره با هم‌سفران معروف است. در صفحه ۵۶ در آداب حج می‌نویسد: استاد ما رضوان‌الله علیه (ملّا حسینقلی همدانی) می‌فرمود: خیلی کار از اتحاد قلوب ساخته گردد که از منفرد برنمی‌آید و اهتمام تامی در این مطلب داشت. در صفحه ۸۶ در اصناف مغرورین گوید: لکن استاد حقیر رضوان‌الله علیه (ملّا حسینقلی همدانی) به اصحاب خودشان همیشه می‌فرمود: برای کسی هیچ‌وقت اشتباه نشود، ممکن واجب نخواهد شد، محال است. در نامه «طالب قرب الهی» صفحه ۷۱ همین کتاب نوشته: مخصوصاً کتاب مفتاح الفلاح نوشته شیخ بهایی علیه الرحمة. در نامه «طالب قرب الهی» صفحه ۷۳ همین کتاب گوید: به کلمات سرور مراقبین و تاج العارفین و موحدین آقای و مولای ما علی بن طاووس رضوان‌الله علیه مراجعه کند.

ادعیه و اذکار و اوراد

هیچ شکی نیست همه عرفا دارای ورد و ذکری خاص در اوقات شبانه‌روز هستند و به ادعیه‌ای مونس می‌باشند. مرحوم بهاری هم در مراسلات به بعضی از آن‌ها اشاره فرمودند:

۱- موقع خواب ادعیه مأثوره (از امامان رسیده را) بخواند.

۲- تسبیح حضرت زهرا.

۳- بعد از بیداری شب سجده شکر کند و نگاه به آسمان نماید و این آیات «انّ فی خلق… میعاد» (آل عمران ۱۹۰-۱۹۴) را بخواند.

۴- بعد از نماز صبح ۱۰۰ مرتبه استغفار، ۱۰۰ مرتبه کلمه توحید (لا اله الا الله) ۱۱ مرتبه سوره توحید، ۱۰۰ مرتبه «اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجلّ فرجهم».

۵- بعد از نماز عصر استغفارات خاصه و ۱۰ مرتبه سوره قدر.

۶- در هر وقت شب یک سجده طولانی و ذکر مبارک آن را «سبحان ربّی الاعلی و بحمده» قرار دهد.

۷- سالک اگر از اهل ذکر باشد اول کار ذکرش استغفار، در اواسط ذکر یونسیه «لا إله إلا إنت سُبحانَکَ إنّی کُنتُ مِن الظّالمین»، در اواخر کلمه طیبه «لا اله الا انت» به شرط استمرار و حضور.

نامی از کتب

مرحوم بهاری در نوشته‌جات خود گاهی از بعضی کتاب‌ها نام می‌برده است از جمله: در صفحه ۱۰ آداب توبه تذکرة المتقین گوید: بعد از آن خوب است دعای توبه که در صحیفه سجادیه است و اولش این است «یا من لا یصفه نعت الواصفین» را بخواند. در صفحه ۵۱ آداب حج گوید: عمل توبه روز یکشنبه را که در منهاج العارفین (سمنانی) مسطور است به جا بیاورد. در صفحه ۹۳ در دستورالعملی می‌فرماید: مثل شیخ بهاءالدین علیه الرحمة در مفتاح الفلاح و دیگران در مصابیح و غیر همان نوشته‌اند.

نمونه‌ای از احادیث موردنظر بهاری

۱- در آداب توبه گوید: پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: همانا دلم را کدورتی می‌پوشاند تا جایی که من هر روز و شب هفتاد بار از خداوند طلب آمرزش می‌کنم.

۲- در آداب مراقبه گوید: امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: خداوند با هر چیزی همراه است نه به‌طوری‌که همسر و قرین آن باشد و غیر از هر چیزی است نه به‌طوری‌که از آن برکنار باشد.

۳- در آداب رفاقت گوید: پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: آدمی بر دین دوست خود است پس هر کس از شما باید بنگرد که با چه کسی دوستی می‌کند.

۴- در آداب رفاقت گوید: امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: همانا بیست درهم که در راه خدا به برادرم عطا کنم نزد من از صد درهم که بر مساکین صدقه دهم دوست‌داشتنی‌تر است.

۵- در آداب سلوک با زن گوید: امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: زن (همانند) گل ریحان است نه قهرمان.

۶- در دستورالعمل‌ها گوید: حضرت عیسی علیه‌السلام فرمود: معاشرت کنید با کسانی که رؤیت آن‌ها خدا را به یاد شما می‌اندازد.

۷- در مراسله ششم گوید: پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: هر کس در روز و شب بیست مرتبه به یاد مرگ افتد با شهدای جنگ احد محشور خواهد شد.

۸- در مراسله هفتم گوید: امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: هر کس به فقر دچار شود به چهار خصلت مبتلا می‌شود: ضعف در یقین و نقصان در عقل، سستی در دین و کم شرمی در چهره‌اش.

۹- در آداب توبه گوید: امام صادق علیه‌السلام فرمود: صدقه پنهانی غضب الهی را خاموش می‌کند.

۱۰- در آداب رفاقت گوید: امام صادق علیه‌السلام فرمود: دوستی یک روز پیوند است و دوستی یک ماه خویشاوندی و دوستی یک سال خویشی بسیار نزدیکی است که هر کس آن را ببُرد خداوند او را از رحمت خواهد بُرید.

حافظ

مرحوم بهاری در مراسلات، تمسّک به شعرهای حافظ می‌نمود و احاطه او به غزلیات حافظ مشهود بود برای نمونه:

۱- ماه کنعانی من مسند مصر آن تو شد **** وقت آن است که بدرود کنی زندان را (مراسله ۱)

۲- آسمان بار امانت نتوانست کشید **** قرعه کار به نام من دیوانه زدند (مراسله ۴)

۳- بلبل از فیض گل آموخت سخن، ورنه نبود **** این‌همه قول و غزل تعبیه در منقارش (مراسله ۸)

۴- پای من لنگ است و منزل بس دراز **** دست من کوتاه و خرما بر نخیل (مراسله ۹)

۵- فیض روح‌القدس ار باز مدد فرماید **** دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می‌کرد (مراسله ۱۰)

۶- مژده دادند که بر ما گذری خواهی کرد **** نیت خیر مگردان که مبارک فالی است (مراسله ۱۱)

۷- در خلوص من اگر هست شکی تجربه کن **** کس عیار زر خالص نشناسد چو محک (مراسله ۱۲)

۸- لاف عشق و گله از یار چنین لاف خلاف **** عشق‌بازان چنین مستحق هجران‌اند (مراسله ۱۳)

۹- درد ما را نیست درمان الغیاث **** هجر ما را نیست پایان الغیاث (مراسله ۱۵)

۱۰- من نه آنم که به جور از تو بنالم حاشا **** چاکر معتقد و بنده دولت خواهم (مراسله ۱۶)

مثنوی

از مراسلات مرحوم بهاری برمی‌آید که بر اشعار مثنوی مولوی احاطه داشته و به عنوان شاهد گاهی آن‌ها را متذکر می‌شده است از باب نمونه:

۱- ای دوای نَخوت و ناموس ما **** ای تو افلاطون و جالینوس ما (مراسله ۲۴/۱)

۲- ناز را رویی بیاید همچو وَرد **** چون نداری گرد بدخویی مگرد (مراسله ۱۹۰۶/۱)

۳- لنگ و لوک و خفته شکل و بی‌ادب **** سوی او می‌غیژ و او را می‌طلب (مراسله ۹۸۰/۳)

۴- ملت عاشق از همه دین‌ها جداست **** عاشقان را ملت و مذهب خداست (مراسله ۱۷۷۰/۲۵)

۵- عقل دراک از فراق دوستان **** همچو تیرانداز اشکسته کمان (مراسله ۳۶۹۳/۳)

۶- میل معشوقان نهان است و ستیر **** میل عاشق با دو صد طبل و نفیر (مراسله ۴۶۰۳/۳)

۷- لوح را اول بشوید بی‌وقوف **** آنگهی بر وی نویسد او حروف (مراسله ۱۸۲۷/۲)

۸- آن سمیعی تو و آن اصغای تو **** و آن تبسم‌های جان‌افزای تو (مراسله ۴۶۹۹/۳)

۹- چون اساس خانه‌ای می‌افکنند **** اولین بنیاد را برمی‌کنند (مراسله ۱۸۳۰/۲)

۱۰- از حجامت کودکان گزیند زار **** که نمی‌دانند ایشان سرّ کار (مراسله ۱۸۳۲/۲)

نمونه‌ای از هشت موضوع سلوکی بهاری

آداب مراقبه

اول: ترک معاصی.

دوم: اشتغال به طاعات.

سوم: مراقبه.

چهارم: حزن دائم.

مجاهده موت احمر (سرخ)

وقتی صبح کنی چند کار بر تو لازم است:

۱- مشارطه.

۲- مراقبه.

۳- محاسبه.

۴- معاینه.

آداب رفاقت

رفیق باید:

۱- عاقل باشد.

۲- حسن خلق داشته باشد.

۳- اهل تقوی باشد.

۴- اهل بدعت نباشد.

۵- حریص بر دنیا نباشد.

صفات علماء حقه

۱- زاهد در دنیا باشد.

۲- گریزان از امراء و حکام باشد.

۳- فعلش موافق قولش باشد.

۴- از فتوی دادن پرهیز کند.

۵- شکسته و حزین و ساکت و سر پائین باشد.

۶- اهتمام به علم باطن و مراقبه قلب داشته باشد.

۷- تحصیل فهم اخبار و آیات کند.

تحصیل تقوی

۱- پرهیز از معاصی کند.

۲- حتی‌الامکان از مکروهات پرهیز کند.

۳- ترک مباحات نماید.

۴- ترک ماسوی الله در دل کند.

برای واعظ و ارشاد کننده مردم

۱- طمع هر چیز بیرون کند.

۲- تأمل و مشورت کند.

۳- قوه غضبیه را تحت قوه عاقله درآورد.

۴- کتوم اسرار باشد.

۵- نفس را ناصح و شفیق نداند.

۶- در کارها نظم و ترتیب باشد.

۷- در هیچ امری متکی به حول و قوه خود نباشد.

طالب معرفت

۱- صحیح مزاج باشد.

۲- متأدب به آداب شرع.

۳- تارک معاصی

۴- فارغ بال از امر معاش یا به ثروت یا قناعت یا توکل.

۵- بندگان خدا را حقیر نشمارد.

۶- حزین در دل، سرور در صورتش.

۷- کتوم اسرار.

فقر غالب شد

۱- فقر را مکروه ندارد.

۲- قانع به کفاف باشد.

۳- توکل بر خدا کند.

۴- به خاطر طمع به پس مانده دنیا وارد نشود.

۵- سبب سستی او در عبادت نشود.

۶- چیزی از قوت خود را انفاق کند.

۷- کسی مال به او می‌دهد از حرام، مشتبه، حلال، هدیه، صدقات، (احکامش را) مراعات کند.

۸- از سؤال و درخواست خودداری کند.

نامه «طالب قرب الهی» (ترجمه)

بسم‌الله الرحمن الرّحیم الحمدللّه ربّ العالمین و الصّلوة والسّلام علی محمّد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین الی یوم الدین.

و بعد بدان ای برادر عزیزتر بزرگوارتر گرامی‌تر همانا برای طالب قرب الهی جل جلاله ناچار است مسائلی را از تمییز اسباب قرب از اسباب بعد تا این‌که بصیر در تحصیل مقرّب و فرار از آن بعید شود. از آنجایی که جای تفصیل گفتار کم است پس بر نحو اختصار و اجمال می‌گوییم که شما ناچارید از مراعات اموری چند: اول: و آن امر اهمیت دارتر است که مقرّبون به چیزی افضل و اعلی از آن به تقرّب نرسیدند بلکه حضرت خضر علیه‌السلام نرسید به این مرتبه‌اش مگر به این و بلکه قوام تحصیل الفت و محبت به این بنا شده است و آن ترک مخالفت و معصیت. چون مخالفت اشکالی در آن نیست که آن از اسباب بُعد و نفرت است و آن قدر بدیهی است که احتیاج به بیان و استشهاد ندارد. کسی بگوید ممکن است مخالفت با محبت جمع است، نظر به تمثیل معروف که مریض اشکالی در او نیست که صحّت خود را دوست دارد گاهی با این حال از اشیاء ضرر دارد به خاطر عوارض خارجی همانند غلبه شهوت استفاده کند، زیاده‌روی در کلام کرده و به تأمل آنچه گفته شد خرابی‌اش ظاهر می‌شود. لذا عقلا و صاحبان نفوس کامله از چیزی که احتمال ضرر در آن می‌دادند نهایت احتراز و دوری می‌کردند. به هر حال مریض تا پرهیز نکند از مرض قطعاً صحّت نمی‌یابد و اگر دواهای نافعه را بخورد و دکترش در غایت حذاقت باشد؛ و گاهی به نفس پرهیز از مرض خلاص یابد و اگرچه دوایی نخورد لذا امام علیه‌السلام فرمود: پرهیز سرّ هر مداوا و دوایی است. انصاف این است که قبیح‌ترین چیزها برای بنده ذلیل، شکستن پرده حیا در جایگاه مقدس سید و مولای او که برتر است بزرگی او و پرده تجرّی و جفاء را بدرد، با این‌که خدا جل شأنه به او مشغول است. چقدر شنیع و هلاکت‌وار است که نفس خود را در زمره هالکین قرار داده و از طرف خدای جبّار سموات (آسمان‌ها) و زمین‌ها مستحق سیاست (مجازات) شود و حال معتقد است که از محبین و مقرّبین است. دوم: اشتغال به طاعات است هر طاعتی باشد از ذکر یا فکر یا غیر این‌ها از عبادات ظاهری که در کتب فقها «رضوان‌الله علیهم» آن را بیان و معنون داشته‌اند. مخصوصاً کتاب «مفتاح الفلاح» نوشته شیخ بهایی علیه الرحمة، ولکن با دو شرط: اول حضور و دوم مداومت و منقطع نکردن آن‌ها؛ اما بیان کیفیت حضور و درجات آن به جایی وسیع‌تر از این مقاله می‌باشد تا توضیح داده شود. بله خوب است اشاره به ترجیح بعضی عبادات بر بعضی دیگر باید کرد به خاطر تأثیر بعضی در احیاء قلب بیشتر اثر می‌گذارد، پس ترجیح به حسب ترتیب چنین است:

۱- سجده طولانی در هر شب و ذکر آن ذکر معروف سبحان ربّی الاعلی و بحمده در هر وقت از شب که باشد با حالتی از زمین چسبیدن بدن (کنایه از تواضع) و در اخبار عدد خاصی برای این ذکر دیده نشده ولیکن عدد کثیر باشد به‌طوری‌که سجده طول بکشد و از طولانی شدنش بدن خسته شود البته به شرط حضور و مداومت.

۲- استغفار در دو طرف روز (اول روز و آخر روز) بلکه در دو طرف شب (اول شب و آخر شب) مخصوصاً استغفارات مخصوص‌های که از ائمه روایت شده است.

۳- در جمیع اوقات مداومت به ذکر ولیکن برای (سالک) مبتدی استغفار و (سالک) متوسط قول خداوند لا إله إلّا أنت سُبحانَکَ إنّی کُنت مِن الظّالمین (ذکر یونسیه) و برای غیر این دو دسته کلمه توحید (لا اله الا الله).

۴- مداومت بر طهارت در شب و روز و آن را چهار مراتب است: اول: تطهیر ظاهر من اَخباث (پلیدی‌ها و ناپاکی‌ها) و احداث (حدث اصغر باطل کننده وضو، حدث اکبر مانند احتلام و خروج منی سبب غسل می‌شود) و فضلات (آنچه از منافذ بدن خارج می‌شود). دوم: تطهیر جوارح از جرائم و معاصی و سیئات. سوم: تطهیر قلب از وساوس اخلاقی و ذمائم مهلکات. چهارم: تطهیر سرّ از ما سوی الله از مخلوقات.

۵- قرائت سوره قدر (انا انزلناه فی لیلة القدر…) در شب و عصر جمعه.

۶- اهتمام بر تکرار فکر کند که ضرورت اقتضاء می‌کند. تا شخص فکور نباشد چیزی از دین و دنیا اصلاح نمی‌گردد؛ اما در چه کار و در چه چیزی تفکر باید کرد؟ اگر فکر جامد بود چه چیزی می‌تواند او را جریان و ساری کند؟ این بحث جایی دیگر برای توضیح دارد. غرض اختصار است، بله، فکر به جنبش و جوشش و به حرکت می‌افتد به وسیله کثرت ذکر و ملازمت و آموختگی اسباب آن.

سوم: مراقبه به معنی این‌که آنی از آنات غافل نباشد از چیزی که در جایگاه مقدس حضور، دائمی جلّ جلاله می‌باشد و باید ملازم به غفلت نباشد و به حضور حق مشغول باشد پس اگر تو او را نمی‌بینی و او که بزرگی‌اش بالاتر است تو را می‌بیند پس سزاوار است در تحصیل این مقام و مشیت بام بسیار بزرگی که هر که این راه را سلوک کند به مراتب عالیه و مقامات رفیعه می‌رسد به کلمات سرور مراقبین و تاج عارفین و موحّدین آقا و مولای ما علی بن طاووس رضوان‌الله علیه مراجعه کند که او بعد از ائمه طاهرین سلام‌الله علیهم مؤسس این بنیان و به رشد آگاهی رسانده این ارکان (سلوک) می‌باشد که خدا او را از اسلام و مسلمین پاداش خیر دهد. چهارم: حزن دائم، زیرا که آن ریسمانی است که بین تو و بین خداوند جلّ شأنه متصل می‌شود. این حزن یا از ترس خدای تعالی است اگر از صالحین به شمار آیی و یا به خاطر شوق به خداست اگر از محبین باشی. هرگاه حزن از قلب تو خارج شد و قلب تو غفلت کار شود پس بدان که رشته حزن از قلب پاره شد. پس آنگاه بر مملکت قلب تو شیاطین مسلّط می‌شوند و هر کاری که بخواهند و هر حکمی که اراده کنند در قلبت انجام دهند.

* متن نامه تا همین جا به دست آمده و معلوم نیست که آیا دنباله داشته است یا اینجا ختم شده است.

این نامه را مرحوم عارف بهاری برای یکی از ارادتمندان خود نوشته است. اصل این نامه به خط آن مرحوم در نزد حجةالاسلام شیخ محمدحسین بهاری فرزند مرحوم آیت‌الله شیخ محمدباقر بهاری متوفی ۱۳۳۲ بود که به وسیله دکتر سید ابوالقاسم حسینی برای مرحوم آیت‌الله حسینی تهرانی ارسال داشته که ما از صفحه ۹۸ جُنگ خطی آن را برای خوانندگان ترجمه نمودیم و این نامه در کتاب تذکرة المتقین موجود نمی‌باشد و بار اول است که به فارسی در دسترس علاقه‌مندان قرار می‌گیرد.

متن نامه «طالب قرب الهی» (عربی)

بسم‌الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب‌العالمین د الصلوة و السلام علی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین الی یوم الدین و بعد فاعلم ایها الاخ الاعز الاکرم انه لابد اولاً لطالب القرب الالهی جل جلاله من تمییز اسباب القرب من اسباب البُعد حتی یکون بصیراً فی تحصیل المقرّب و الفرار عن المبعد؛ و لما ضاق المجال من تفضیل المقال فقول علی سبیل الاختصار و الاجمال: انه لابد لک من مراعات امور: الاول و هو الامر هم الذی ما تقرب المقربون لشیی‌ء افضل و اعلی منه؛ بل ما حصل الخضر علیه‌السلام مرتبته الا بهذا؛ بل هو الذی بنی علیه قوام تحصیل الالفة المحبته، هو ترک المخالفة و المعصیته. فان المخالفة لا اشکال فی آن‌ها من اسباب البُعد و النفرة؛ و من بداهته لا یحتاج الی البیان و الاستشهاد؛ و القول بأنه قد یمکن أن یجتمع المخالفة مع المحبتة تظراً بالتمثیل المعروف من أن المریض لا اشکال فی أنه یحب صحته و معذلک قد لا یتحرّز عن الاشیاء المضرة لعارض خارجی هو غلبة شهوته شطط من الکلام و بالتامل یظهر ما فی المثال؛ و لذا ان العقلاء و ذوی النفوس الکاملة یتحرزون عما یحتمل فیه الضرر غایة الاحتراز.

و کیف کان فالمریض اذا لا یحتمی لا یتخلص من المرض قطعاً و ان شرب الادویة النافعة و یکون طیببه فی غایة الحذافة و قد یکون یتخلص سنه نبض الحمیة و لو لم یشرب الدواء و لذا قال علیه‌السلام: الحمیة رأس کل دواء. والانصاف ان اقبح الاشیاء للعبد الذلیل خرق استار الحیاء فی مقدس حضور سیده و مولاه جلت عظمته و أخذ جلباب التجری و الجفاء مع أنه علی شأنه مشغول به؛ فما أشنعه و أهلکه قدسلک نفسه فی زمرة الهالکین. نامه حاج شیخ محمد بهاری رضوان الله علیه واستحق السیاسة من جبار السموات و الارضین؛ و هو معتقد أنه من المحبین المقربین. الثانی هو الاشتغال بالطاعات، أی طاعة تکون ذکراً کانت او فکراً أو غیر هما بین العبادات الظاهریه آلتی هی فی کتب الفقهاء رضوان الله علیهم معنونة لاسیما مفتاح الفلاح من مصنفات البهمائی علیه الرحمة لکنها بشرطین: الاول الحضور و الشانی فی المداومة و عدم الانقطاع؛ و اما بیانی کیفیة الحضور و درجاته له مقام آخر و مجال اوسع من ذلک؛ نعم الابأس بالاشارة الی ترجیح بعض العبادات علی بعضها نظراً الی تأثیره فی احیاء القلب أزید من غیره فلیکن الترجیح بحسب الترتیب منها السجدة الطویلة فی کل لیلة و ذکرها الذکر المعروف سبحان ربی الاعلی و بحمده فی‌ای وقت من اللیل تعفیراً و لم نر لذکره عدداً مخصوصاً فی الاخبار ولیکن العدد کثیراً حتی یطول سجدة و تعب من طوله نعم یشرط فی‌ها الشرطان المتقدمان و منها الاستغفار فی طرفی النهار بل فی طرفی اللیل و النهار لاسیما الاستغفارات المخصوصة المأثورة و منها المداومة فی جمیع اوقاته بالذکر ولیکن للمبتدی الاستغفار و للمتوسط قوله عزین قائل: لا اله الا انت سبحانک الآیة و فی غیر هما کلمة التوحید؛ و منها المداومته علی الطهارة لیلاً و نهاراً و لها اربع مراتب: اول‌ها تطهیر الطاهرین الاخباث و الاحداث و الفضلات؛ ثانی‌ها تطهیر الجوارح من الجرائم و المعاصی و السیئات؛ ثالث‌ها تطهیر القلب عن وساوس الاخلاق و ذمائم الملکات؛ رابعها تطهیر السّر عما سوی الله من المخلوقات؛ و منها قرائة مأة انا انزلنا فی لیلة الجمعه و فی عصر یومها ایضاً. و منها الاهتمام علی التعود بالفکر ضرورة انه ما لم یکن فکوراً لا یصلح شیئی من دینه و دنیاه. و أما متعلقه فی‌ای أمر یکون و فیماذا یتفکر؟ و اذا کان الفکر جامداً فما الذی سجریه و یرسله؟ فله ایضاً مقام آخر و الغرض الاختصار. نعم یهمز الفکر و یتحرک بکثرة الذکر و هذا من احد اسبابه. الثالث المراقبة بمعنی ان لایفعل انا من الآنات عمن کان فی مقدس حضوره دائماً جل جلاله و یکون ملازماً به و مشغولاً ایاه فانک لو لم تکن تراه و هو جلت عظوته یراک فینبغی ان تراجع فی تحصیل هذا المقام الاتم و السنام الاعظم الذی یرفع من سلک هذا المسلک الی المراتب العالیة المقامات الرفیعة الی کلمات سید المراقبین و تاج العارفین الموحدین سیدنا و مولانا علی بن طاوس رضوان الله علیه فانه بعد الائمة الطاهرین سلام الله علیهم مؤسس هذا البنیان رشید هذه الارکان جزاه الله تعالی عن الاسلام و المسلمین خیراً. الرابع الحزن الدائم فانه حبل متصل نبیک و بین الرجل شأنه اما خوفاً منه تعالیان کنت من الصالحین و اما شوقاً الیه ان کنت من المحبین فاذا خرج الحزن من قلبک و کان القلب لاحیاً فاعلمان الحبل منقطع و الرشته پاره شده فخئذ قد استولی علی مملکة قلبک الشیاطین یفعلون ما یشاؤن و یحکمون ما یریدون.

دو امتحان از آیت‌الله میرزا محمدتقی شیرازی (نقد و بررسی)

۱- از مرحوم شیخ محمد بهاری پرسیدند: ما به آقا میرزا محمدتقی شیرازی (که بعد از شیخ مرتضی انصاری مرجع تقلید شد) آیا رجوع کنیم یا نکنیم؟

بهاری می‌گوید: من امتحانش می‌کنم! میرزا شیرازی در صحن سید الشهداء نماز جماعت می‌خوانده و مردم به او اقتدا می‌کردند. روزی آقای بهاری آمد و سجاده‌اش را پهلوی سجاده ایشان انداخت و مقارن ایشان شروع کرد به نماز خواندن، درحالی‌که میرزای شیرازی هم نماز می‌خوانده. بعد از فراغت از نماز به آن افرادی که سؤال کرده بودند فرمود: از این مرد تقلید کنید! برای این‌که در تمام حالات نماز اصلاً خطوری در قلبش پیدا نشده که این شیخ آمده پهلوی من و در مقابل من نماز می‌خواند.

۲- گویند شیخ بهاری در سفری زیارتی که به سامرا می‌رفتند همپالگی آقا میرزا تقی شیرازی شد. فرمود: یک مطلب علمی را پیش کشیدم و می‌خواستم میرزای شیرازی را عصبانی کنم که از میدان بدر رود تا یک جمله‌ای، یک کلامی خلاف بگوید. ولی در تمام مسافرت بین کاظمین و سامرا که هجده فرسخ بود آن هم مسافرت با قاطر؛ آنچه کردم یک کلام از دهان ایشان بیرون نیامد. حتی بعضی اوقات من تصنّعاً می‌گفتم: مثلاً شما این مطلبی را نمی‌فهمید، ولی ایشان ابداً از آن روشش تعدّی نمی‌کرد و آرام جواب مرا می‌داد.

* نقد: بنده فقیر که سال‌ها شرح‌حال عارفان را خواندم و شنیدم و یا از آنان مشاهده کردم، در سیره آنان چنین امتحانی آن هم از عارفی سترگ که سیره‌اش بر رجاء و عشق و صفا بود، نخواندم و نشنیدم و مشاهده نکردم. به آنانی که سال‌ها در عرفان عملی زحمت و مجاهدت کردند هم بازگو شد فرمودند: اصلاً این نوع مسائل به ذهن عارفان خطور نمی‌کند تا عملاً سبب رنجش و عصبانیت مرجع تقلیدی بزرگوار شوند. برای همین است که گفته‌اند در هر فن و علم و صنعتی متخصص آن علم باید نظر دهد نه آن‌که کسی در عرفان نظری و عملی راه نرفته و از مقام عرفا و واصلین خبری ندارد وارد بر نظر و حکم مطلبی که اصلاً زیبنده یک عارف والامقام که زبانزد همگان است می‌گردد!

زرگری

در بعضی افواه از اهل علم شنیدم که مرحوم بهاری زرگری داشته و وضع مادی‌اش خوب بود لذا رجاء او غالب بود!

* نقد: در هیچ کتاب و سندی این مطلب دیده نشده و این نسبت به ساحت مقدس آن زنده‌یاد از نظر تحقیقی مردود شناخته شده است و بسیاری از افواهیات اصلی برای آن نیست.