دُرّ نجف

در محضر قدسیان

فصل بیستم: آداب باطنی شرکت در نماز جماعت

شرکت در نماز جماعت

از برکاتِ نماز جماعت، احترام و بزرگداشتِ مساجد است؛ زیرا نمازِ جماعت، معمولاً در مسجد برگزار می‌شود و خداوند دوست دارد خانه‌اش آباد و پررونق دیده شود؛ دقیقا مانند کعبه! طبق احکام شرعی، اگر حاکم مکه، ضعف یا کمبودی در حج مشاهده کند _ مانند کمبود تعداد حجاج _ باید اقداماتی انجام دهد تا شکوه، به این عمل عبادیِ بسیار مهم بازگردد؛ مانند فرستادنِ افرادی برای طواف به دورِ خانۀ خدا، تا خانۀ خدا از طواف‌کنندگان خالی نماند.

همچنین خداوند متعال به نمازِ همۀ شرکت‌کنندگانِ در جماعت، بر اساسِ برترین نمازِ آن جمع، با لطف و کرَمِ خود پاداش می‌دهد؛ برخلافِ امام جماعت که موظف است نماز را با توجه به ضعیف‌ترین فرد برگزار کند! پیامبر اکرم(ص) زمانی که امام علی(ع) را به یمن فرستاد، این نکته را به ایشان سفارش کردند.

تمرینِ رهبری

در تشریعِ نماز جماعت، به ضرورتِ انتخاب کسی که بتواند آن جمع را در همۀ شئون زندگی هدایت کند، تاکید شده است؛ مانند سفر که یکی از افرادِ گروه، مسئول آن می‌شود تا از بروز اختلاف میان همسفران جلوگیری کند.

از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل شده است که:

«إِذَا خَرَجَ ثَلَاثَةٌ فِي سَفَرٍ، فَلْيُؤَمِّرُوا أَحَدَهُمْ»⟦۱⟧

اگر سه نفر برای سفر بیرون بروند، باید یکی از آنان را امیر کنند. در نماز جماعت نیز باید یک نفر پیشوای جماعت، و نمایندۀ نمازگزاران در حضور خداوند متعال باشد؛ و چنین کسی باید از ویژگی‌های خاصی برخوردار باشد: یکی از مهم‌ترینِ این ویژگی‌ها عدالت است؛ چه به معنای پرهیزِ آشکار از آنچه مغایر عدالت است، و چه به معنای داشتنِ ملکۀ باطنی که موجب پرهیز آشکار از گناهان می‌شود؛ و این شرط در امام جماعت، جایگاه انسانِ عادل را در حرکت زندگی مشخص می کند.

اگر نمازی که محدودۀ مشخصی دارد، نیازمندِ امامِ عادل است، چگونه می‌توان امورِ امت را بدون وجود چنین فردی هدایت کرد؟! این اصل، از مبانیِ ضرورتِ وجودِ امام معصوم(ع) در رأس هِرَمِ رهبری امت است.

معیارِ برتری

مؤمن باید در ارزیابیِ خود، انصاف و تقوا را در نظر داشته باشد و فقط کسی که عدالتش ثابت شده را برای امامت جماعت انتخاب نماید؛ چون اگر از کسی که انتخاب می‌شود، شخص دیگری عادل‌تر و عالِم‌تر باشد، شاملِ این تهدید پیامبر(ص) می‌شود:

«مَنْ صَلَّى بِقَوْمٍ وَفِيهِمْ مَنْ هُوَ أَعْلَمُ مِنْهُ لَمْ يَزَلْ أَمْرُهُمْ إلى سَفَالٍ إلى يَوْمِ الْقِيَامَةِ»⟦۱⟧

کسی که امام جماعتِ گروهی شود و در میان آنان، فردی باشد که از او داناتر است، امور آنها تا روز قیامت در سراشیبیِ سقوط باقی خواهد ماند.

بر این اساس، همۀ معیارهای پیشرفت در دنیا، از جمله مال و اعتبار، هنگام انتخابِ امام جماعت از بین می‌رود، حتی برای یک نماز! این قاعده نیز در مورد نمازگزاران نیز وجود دارد، و مستحب است کسی که در صف اول نماز می‌ایستد، اهل فضل باشد؛ هم در علم، هم در کمال، هم در عقل و هم در تقوا.

زبانِ عربی

شرطِ صحتِ قرائت در امام جماعت، نشان می‌دهد که امام باید به امر قرآن کریم توجه داشته باشد. کسی که در قرائتِ قرآن دچار اشتباه باشد، حتی ظاهر قرآن را نیز نمی‌تواند صحیح تلاوت کند، چه برسد به

تدبر در باطنِ آن! افزون بر این، شرطِ صحتِ تلاوت، برای نمازگزارِ تنها نیز نشان‌دهندۀ اهمیت اُنس با تلاوتِ صحیح است؛ حتی اگر نمازگزار، عرب زبان نباشد!

پس کسی که تلاوتِ سوره‌ها را هنگامِ نماز، به‌خوبی بیاموزد، انتظار می‌رود توانایی‌اش در قرائتِ درُست کل قرآن کریم را گسترش دهد. قطعاً کسی که دیگری را دوست دارد و زبان او را نمی‌فهمد، تلاش می‌کند تا به سرعت، زبان او را یاد بگیرد و بتواند با لذت بیشتری با او ارتباط برقرار کند. در مورد ارتباط با خداوند، زبانِ گفتگو، قرآنِ نازل شده از سوی خدای حکیم علیم است؛ پس شایسته است بنده، تمام تلاشش را برای یادگیری قرآن کریم داشته باشد.

برداشتنِ فاصله‌ها

یکی از شروط نمازِ جماعت، نبودِ فاصله میان امام و نمازگزاران، نبود فاصله میان نمازگزار و دیگران است. شاید بتوان این حالت را نمادی برای اتحادِ مؤمنان با یکدیگر و نبود فاصله با امامشان عنوان کرد. لذا پیامبر اکرم(ص) در مسجد، کنار اصحابشان می‌نشستند به طوری که از آنان قابل تشخیص نبودند.

سهل‌انگاری در جماعت

برخی، برای حضور در نماز جماعتی که نزدیک منزل و یا در محل کار برگزار می‌شود، کاهلی می‌کنند؛ آن‌هم با دلایلی مانند اینکه نماز جماعت

مستحب است؛ یا نماز فرادی به خشوع و توجه نزدیک‌تر و از ریا دورتر است؛ در حالی که اهمیتِ نماز جماعت، از همۀ این موارد بیشتر است.

صاحب کتاب عروة در مورد این مطلب چنین می‌گوید:

«وقد ورد في فضلها، وذم تاركها، من ضروب التأكيدات، ما كاد يلحقها بالواجبات»⟦۱⟧

در فضیلتِ نماز جماعت و نکوهشِ ترک‌کننده‌اش، تأکیداتی آمده که آن را نزدیک به واجبات قرار می‌دهد.

نظمِ صف‌های نماز

از جمله مواردِ مورد توصیۀ شارع در نماز جماعت، ایجادِ صفوفِ منظم و متعادل، پوشاندنِ جاهای خالیِ موجود در صف‌ها، و هماهنگیِ میان افراد است، به‌طوری که نمازگزاران، شانه به شانۀ یکدیگر باشند. این اقدامات، نمایانگر همبستگی و اتحاد جامعۀ ایمانی و نمادی از عدمِ وجودِ شکاف‌های طبقاتی میان افراد است.

معلوم است که تماسِ شانه‌ها موجبِ ایجاد محبت و دوستی میان افراد می‌شود.

از امام صادق(ع) نقل شده است:

«أَيُّمَا رَجُلٍ غَضِبَ عَلى ذِي رَحِمٍ، فَلْيَدْنُ مِنْهُ ، فَلْيَمَسَّهُ ، فإن الرَّحِمَ إذا مُسَّتْ سَكَنَت»⟦۲⟧

هر مردی که بر خویشاوندِ خود غضب کند، باید به او نزدیک شود و او را لمس کند؛ زیرا قوم و خویش وقتی لمس شود، سبب ایجاد آرامش می‌شود.

هرچند این روایت، دربارۀ خویشاوندان است، اما می‌توان چنین فهمید که نزدیک شدنِ جسم‌ها می‌تواند راهی برای نزدیک شدنِ روحی و ایجاد صمیمیت باشد.

تواضعِ امام

موقعیتِ امام جماعت نباید بالاتر از جایگاهِ مأمومین باشد، اگرچه برعکسش مُجاز است.

امیرالمؤمنین(ع) فرموده‌اند:

«إِنَّ اللَّهَ تعالى فَرَضَ عَلَى أَئِمَّةِ الْعَدْلِ أَنْ يُقَدِّرُوا أَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَةِ النَّاسِ كَيْلَا يَتَبَيَّغ بِالْفَقِيرِ فَقْرُه »⟦۱⟧

همانا خداوند بر امامان، عدالت را واجب کرده که خود را با ضعیف‌ترین افرادِ جامعه هم‌تراز کنند تا فقرِ فقیر موجب خشم و ناراحتیِ وی نشود.

علاوه بر این، امام جماعت باید خود را با ضعیف‌ترینِ مأمومین هماهنگ کند. وقتی اینقدر توجه به ضعیفان، به امام جماعت توصیه شده، آیا نباید به تفقد از حال آنان در غیرِ نماز، بپردازد؟!

همچنین مستحب است امام جماعت، رکوع را طولانی‌کند تا مأموم بتواند به جماعت ملحق شود و ثواب آن رکعت را دریافت کند؛ و این تأکیدی است بر ضرورت رعایت حال دیگران، و علاقه به خیر رساندن به آنها در جامعۀ ایمانی!

حقّ امام

اسلام، جامعۀ ایمانی را بر اساس تشکر از نعمت‌دهنده _ چه خالق و چه مخلوق _ تربیت می‌کند، و فرموده کسی که از مخلوق، تشکر نمی‌کند، از خالق نیز شکرگزاری نمی‌کند.

لذا امام سجاد(ع) در بیان حق امام جماعت می‌فرماید:

«وأَمَّا حَقُّ إِمَامِكَ فِي صَلَاتِكَ فإن تَعْلَمَ أَنَّهُ قَدْ تَقَلَّدَ السِّفَارَةَ فِيمَا بَيْنَكَ وَبَيْنَ اللَّهِ وَالْوِفَادَةَ إلى رَبِّكَ وَتَكَلَّمَ عَنْكَ وَلَمْ تَتَكَلَّمْ عَنْهُ وَدَعَا لَكَ وَلَمْ تَدْعُ لَهُ وَطَلَبَ فِيكَ وَلَمْ تَطْلُبْ فِيهِ وَكَفَاكَ هَمَّ الْمُقَامِ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَالْمَسْأَلَةِ لَهُ فِيكَ وَلَمْ تَكْفِهِ ذَلِكَ فإن كَانَ فِي شَيْ ءٍ مِنْ ذَلِكَ تَقْصِيرٌ كَانَ بِهِ دُونَكَ وَإِنْ كَانَ آثِاً لَمْ تَكُنْ شَرِيكَهُ فِيهِ وَلَمْ يَكُنْ لَكَ عَلَيْهِ فَضْلٌ فَوَقَ نَفْسَكَ بِنَفْسِهِ وَوَقَ صَلَاتَكَ بِصَلَاتِهِ فَتَشْكُرُ لَهُ عَلَى ذَلِكَ وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ»⟦۱⟧

و اما حقّ امامِ تو، در نمازی که به‌جا می‌آوری، آن است که بدانی او سفیری است که بین تو و خدا قرار گرفته و به نمایندگی نزد پروردگارت رفته است؛ او به جای تو سخن گفته و تو به جای

او سخن نگفته‌ای. او برای تو دعا کرده است و تو برای او دعا نکرده‌ای. او از طرفِ تو درخواست کرده است و تو از طرف او درخواستی نکرده‌ای. او بار نگرانیِ ایستادن در پیشگاه خدا را به دوش کشیده و از خدا برای تو سؤال کرده است و تو این مسئولیت را برای او به عهده نگرفته‌ای. اگر در این موارد کوتاهی‌ای باشد، او مسئول آن است و نه تو! اگر گناهکار باشد، تو در گناه او شریک نیستی و هیچ برتری‌ای نسبت به او نداری! او خود را به خاطر تو محافظت کرده و نمازت را با نمازش محافظت نموده است. پس بابت این امر، از او سپاسگزاری کن و هیچ حول و قوه‌ای جز به واسطۀ خدا نیست.

این، خود، از دلایلِ ضرورتِ تکریمِ امامِ عادل است. بنابراین، بر مأمومین واجب است که از حالِ او تفقد کنند، نیازهای او را برآورده سازند و حق او را در احترام و تکریم ادا کنند، چرا که حق بزرگ او با آنچه امام(ع) بیان کرده، ثابت شده است.

عبادتِ غیر مکلفین

باید کودکان و نوجوانانی که هنوز به سن تکلیف نرسیده‌اند را نیز برای رفتن به مسجد و شرکت در نماز جماعت تشویق نمود تا در فضای اطاعتِ جمعی قرار بگیرند. این کار باعث می‌شود تعهد به انجام احکام عبادی هنگامِ رسیدن به تکلیف، برایشان راحت‌تر باشد.

اسلام از ما می‌خواهد که غیر بالغین را به حضور در مساجد و اقامۀ نماز جماعت در آن، تشویق کنیم، تا به این وسیله، فضای عبادت جمعی را تمرین کنند. همین کار سبب می‌شود که آنها پس از رسیدن به سن بلوغ، به احکام و حضور در مساجد پایبندتر شوند.

در فتاوا نیز آمده که حضور کودکِ ممیّز در صفوفِ نماز جماعت ضرری ندارد. علاوه بر این، برخی از فقها فتوا به مشروعیت عبادات کودکان داده‌اند، به شرطی که مانند عبادات بالغین، صحیح باشد.

اسلام و پیشرفت

دوری از مراکز علم و یادگیری یکی از علل ضعف ایمان و محرومیت از درک عمیق دین است؛ مانند زندگی در روستا‌های دور افتاده که در آنها فرد، در جنبه‌های علمی و عملی پیشرفتی نمی‌کند.

از این‌رو، در میان شرایط امام جماعت، ذکر شده که نباید از ساکنانِ بادیه باشد.

در همین راستا _ یعنی نکوهش موقعیت‌هایی که موجب نقصان دین می‌شوند _ حرمتِ «تعرّب بعد از هجرت» مطرح می‌شود؛ یعنی رفتن به مکان‌هایی که احتمال آسیب به ایمان مسلمان در آنها وجود دارد، ممنوع است.

تبادلِ فرهنگی

یکی از ملزومات رُشدِ جامعۀ ایمانی در ابعاد مختلف، دستیابی به تلاقیِ فکری، تبادل فرهنگی و آمیختگی عاطفی است و آن تنها از طریق تجمعاتی چون نماز جماعت، حج، نماز جمعه و نماز عید فطر و عید قربان اتفاق می‌افتد. چه بسیار گمراهانی که در جمع هدایت یافتند و نیازمندانی که در جمع بی‌نیاز شدند؛ علاوه بر برکاتی که در عبادت‌های فردی به دست نمی‌آید.

خداوند متعال نیز عبادت به صورت جمعی را دوست دارد؛ و شاهد این حبّ الهی، حج سالانه، نماز جمعۀ هفتگی، و نماز جماعت روزانه در مساجد است.

مزایای عدالت

شخصِ فاقد عدالت، باید تلاش کند تا به این ویژگی دست یابد و از مزایای آن برخوردار شود؛

لذا او می‌تواند نماز جماعت را در خانه، برای خانواده و اهل خود اقامه کند، که این خود، باعث تحکیم خانوادۀ مؤمن خواهد شد.

وجود امام عادل، خلأ گردهمایی مؤمنان در خانۀ خدا را رفع می‌کند؛ زیرا نبودِ امام عادل در مساجد، ممکن است موجب نماز فرادی گردد.

به چنین فردی، پاداش‌هایی در روز قیامت عنایت خواهد شد. پیامبر اکرم(ص) فرمودند:

«سَبْعَةٌ يُظِلُّهُمُ اللَّهُ فِي ظِلِّهِ يَوْمَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّهُ: إِمَامٌ عَادِلٌ، وَشَابٌّ نَشَأَ فِي عِبَادَةِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ، وَرَجُلٌ قَلْبُهُ مُتَعَلِّقٌ بِالْمَسْجِدِ إذا خَرَجَ مِنْهُ حَتَّى يَعُودَ إليه، وَرَجُلَانِ كَانَا فِي طَاعَةِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ فَاجْتَمَعَا عَلَى ذَلِكَ وَتَفَرَّقَا، وَرَجُلٌ ذَكَرَ اللَّهَ خَالِياً فَفَاضَتْ عَيْنَاهُ، وَرَجُلٌ دَعَتْهُ امْرَأَةٌ ذَاتُ حَسَبٍ وَجمََالٍ، فَقَالَ: إِنِّ أَخَافُ اللَّهَ، وَرَجُلٌ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَأَخْفَاهَا حَتَّى لَا تَعْلَمَ شِمَالُهُ مَا يَتَصَدَّقُ بِيَمِينِهِ»⟦۱⟧

هفت نفر هستند که خداوند در روزی که جز سایۀ او سایه‌ای نیست، آنها را در سایۀ خود قرار می‌دهد: امام عادل، جوانی که در عبادت خدا رُشد کرده، مردی که قلبش به مسجد وابسته است و پس از خروج از آن تا بازگشت به آن دل‌مشغول است، دو فردی که به اطاعت خدا گرد هم آمدند و با همین قصد از هم جدا شدند، مردی که خداوند را در خلوت یاد کرده و چشمانش از خشیت او اشکبار شده، مردی که زنی با حسب و جمال او را دعوت کرد و او گفت «من از خدا می‌ترسم»، و مردی که صدقه‌ای داد و آن را به حدی پنهان کرد که دست چپش از آنچه دست راستش داده، آگاه نشد.

حسرتِ امام جماعت

برخی از ما، خود را در نماز، در زمانی که امام جماعت هستیم، بیش از زمانی که مأموم هستیم، متوجه خداوند می‌یابیم. شاید رازش _ غیر از موارد ریا _ این باشد که فرد، از حالِ توجه مأمومینِ پشت سرش مطلع شود و از خداوند شرم کند که جماعتی را امامت کند، درحالی‌که شخصی در آنان، از امام جماعت، بیشتر توجه و خشوع داشته باشد.

و همین ممکن است موجب حسرت و شرمساری در روز قیامت شود؛ زمانی که فرد درمی‌یابد که در صفوفِ مأمومین، کسانی بودند که از او خشوع بیشتری داشتند، و او در محرابی قرار گرفته بود که شایستۀ آن نبود. متاسفانه این مساله پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) رخ داد، وقتی که مردم، امام خود را از جایگاه حقیقیِ خود کنار زدند.

ویژگی امام جماعت

کسی که قصدِ امامتِ جماعت دارد، لازم است که به وجود مأمومینِ پشت سر خودش توجه نکند! زیرا توجه به مأمومین، ممکن است او را به ریا و شادی از زیاد بودنِ تعدادشان مبتلا کند. همچنین ممکن است توجه و خشوع او در نماز، بر اساسِ تعداد مأمومینِ پشت سرش تغییر کند؛ یا حرکاتی را که نشان‌دهندۀ خشوع است به‌صورت مصنوعی انجام دهد!

یا ممکن است مسجدی را به‌خاطر برخی مزایای دنیوی بر مسجد دیگر ترجیح دهد؛ یا اجتماع مردمِ پشت سرش در نماز را مقدمه‌ای

برای کسب وجهه‌ای در جهت برخی منافع دنیوی قرار دهد! حتی ممکن است نماز جماعت را به حرفه‌ای تبدیل کند که به واسطۀ آن، وجدان خود را راضی نگه دارد و آن را خدمتی برای دین به‌حساب آورد!

درحالی‌که هیچ تفاوتی میان او و مأمومین، در اصلِ اقامۀ نماز وجود ندارد. در نهایت، امام جماعت باید مواظب باشد که نزدیکانِ او احساس نکنند که رفتار و گفتارش در مسجد، با رفتار و گفتارش در منزل، بسیار متفاوت و مغایر است و او حالت نفاق را در رفتار و کردارش دارد!

احترام به امام جماعت

امام جماعت دو ویژگی مهم را در خود دارد:

یکی عدالت؛ حتی در خارجِ نماز؛ و دیگری پیشوا بودن برای گروه نمازگزاران. لذا امام جماعت، دارای حقی ثابت بر عهدۀ مؤمنین است؛ حقی که امام سجاد(ع) در رسالۀ حقوقشان به آن اشاره کرده‌اند.

شاید به همین دلیل است که برخی احکام، مرتبط با امام جماعت، وضع شده‌اند و جایگاهِ او و رعایت ادب نسبت به او را تاکید می‌کنند. عدمِ سبقت از او در جایگاهِ نماز، جلو نیفتادن از او در انجام اعمال نماز، گوش دادن به او هنگام قرائتِ واجب، بلند نشدن صدای مأموم به‌گونه‌ای که صدایش شنیده شود، از جملۀ این احکام است.

امام جماعت و سیاست

خطیب نماز جمعه از این فریضۀ مقدس استفاده می‌کند تا مردم را دربارۀ مسائل مهمی که به امور همه مسلمانان مربوط می‌شود، آگاه سازد. علاوه بر این، نمازگزاران را به رعایت تقوای فردی توصیه می‌کند. لذا این اجتماع الهی، به مقدمه‌ای برای مصونیتِ امّت از خطراتِ کفار و منافقان تبدیل شده است.

همچنین مستحب است در رکعت اولِ نماز ظهرِ روز جمعه، نمازگزار، سورۀ جمعه را بلند بخواند، که در آن، بدترین دشمن مسلمین، یعنی یهود، آمده است. در رکعت دوم نیز بهتر است سورۀ منافقون خوانده شود؛ زیرا این گروه، خطرشان برای امت، قابل توجه است و آنان بودند که پس از وفات پیامبر(ص)، مسیر دین را منحرف کردند.

امام رضا(ع) این ویژگی مهم خطبۀ امام در روز جمعه را این‌گونه بیان فرموده‌اند:

«وَتَوْقِيفِهِمْ عَلَى مَا أَرَادَ مِنْ مَصْلَحَةِ دِينِهِمْ وَدُنْيَاهُمْ، وَيُخْبِرُهُمْ بِمَا وَرَدَ عَلَيْهِم مِنَ الآفَاقِ الَّتِي لَهُمْ فِيهَا الْمَضَرَّةُ وَالْمَنْفَعَةُ»⟦۱⟧

و آنان را بر آنچه برای مصلحت دین و دنیایشان لازم است آگاه می‌کند و آنان را از وقایعی که از آفاق به آنان رسیده است _ از مصیبت‌هایی که برای آنان زیان و منفعت دارد _ باخبر می‌سازد.

درجاتِ فضل و برتری

اگر در بین ائمۀ جماعت، شخصی بخواهد امامت بقیه را در نماز برعهده بگیرد، شرایطی برای او در نظر گرفته شده که نشان از واقع گراییِ دین مبین اسلام است. ملاکِ انتخاب امام جماعت در بین آنان، انس بیشتر با قرآن، جهادِ بیشتر در راه خدا، آن هم با کوچ از شهر و دیار، سن بیشتر، عمل بیشتر به سنت، و درک درُست‌تر از دین است.

نظم را در خود عادت دهید

شرطِ استمرار و ترتیب، همیشه بر همۀ بخش های نماز جاری است. در نماز جماعت، علاوه بر آن، باید ترتیب و نظمِ ظاهری را نیز افزود. همچنین از جمله مستحبات نماز جماعت، برپایی صف، مرتب کردن صف‌ها، پُر کردن جاهای خالی، و نزدیک بودنِ صف‌های نماز است.

دغدغۀ شارع مقدس بر حفظِ نظمِ صفوفِ نماز، حاکی از اهتمام او به نظم در همۀ امور زندگی است.

لذا به‌عنوان نمونه خداوند متعال می‌فرماید:

﴿يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفّاً كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ﴾⟦۱⟧

در راه او جهاد می‌کنند [و از ثابت قدمی] گویی بنایی پولادین و استوارند.

امام جماعت

اسلام، دینِ محبت و برادری است، و یکی از برکات تشریعِ نماز جماعت، تحکیم این برادری است. لازمۀ این مسئله نیز این است که مأمومین، امام جماعت را قبول داشته باشند؛ پس اگر کسی که صلاحیت این کار را ندارد زمامِ امور را برعهده بگیرد، باعث از بین رفتنِ این هدف در این فریضه می‌شود.

پیامبر اکرم(ص) در‌بارۀ امام جماعتی که نمازش پذیرفته نیست چنین می‌فرماید:

«وَإِمَامُ قَوْمٍ يُصَلِّي بِهِمْ وَهُمْ لَهُ كَارِهُون »⟦۱⟧

و امام جماعتی که برای مردمی نماز اقامه می‌کند، در حالی که آنان از او ناراضی‌اند.

می‌توان قاعده‌ا‌ی کلی از این روایت برداشت کرد؛ یعنی کسی که در رأس امور مسلمانان قرار دارد، باید اهل محبت و مودت باشد. همچنین این قاعده، در خانواده، که یک اجتماع کوچک است نیز وجود دارد، و محبت، مودت و دوستی هر چقدر در خانواده بیشتر باشد، باعث استحکام بیشترِ خانواده می‌شود.

ملت‌های پیشین

﴿وَأوحَيْنا إلى مَُوسى وَأَخيهِ أَنْ تَبَوَّءا لِقَوْمِكُا بِمِصْرَ بُيُوتاً وَاجْعَلُوا بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً وَأقيمُوا الصَّلاةَ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنينَ﴾⟦۱⟧

و به موسی و برادرش وحی کردیم که: خانه‌هایی در سرزمین مصر برای قوم خود فراهم آورید، و خانه‌هایتان را روبروی هم قرار دهید، و نماز را برپا دارید، و مؤمنان را [به رهایی از چنگال فرعونیان] مژده ده!

برخی، از این آیه، چنین برداشت کرده‌اند که خداوند از بنی‌اسرائیل خواسته که خانه‌هایشان را نزدیکِ هم بسازند، تا برپاییِ نماز به صورت دسته جمعی برایشان آسان‌تر باشد. لذا این آیه، نشان از پیشینۀ دستور به برپایی نماز به صورت جماعت دارد. برخی، منظور از قبله را نقطه‌ای دانسته‌اند که بنی‌اسرائیل باید به آن توجه می‌داشتند. در هر صورت موضوع اصلی، توجه و تمرکز در نماز است که حتی در زمان بنی اسرائیل به آن اشاره شده است.

گروه مسلمانان

اهل‌بیت(علیهم‌السلام) بعد از رحلت پیامبر(ص) موضع خود را به‌طور صریح در

خطبه‌های فدکیه و شقشقیه به طور کامل بیان کرده‌اند و در مقابل، با وجودِ

اختلاف نظری که در امت اسلامی حاکم بود، تمام تلاش خود را داشتند که منجر به اختلاف عملی در احکام دین نشود. همچنین در طول عمر

بابرکتِ خود نیز با وجود تمام مشکلات و تفاوت‌ها، به روح برادری و مهربانی

در مقابله با دیگر مسلمانان اعتقاد داشتند؛ از مریض عیادت می‌کردند، در تشییع جنازه حضور می‌یافتند، در نماز جماعت حاضر می‌شدند.

امام صادق(ع) در روایتی چنین می‌فرمایند:

«مَنَْ صَلّى مَعَهُمْ فِي الصَّفِ الْأَوَّلِ ، كَانَ كَمَنْ صَلّى خَلْفَ رَسُولِ اللَّهِ صَلّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِه فِي الصَّفِ الْأَوَّلِ»⟦۱⟧

هر کس در صف اول نماز جماعت با آنان نماز به‌جا آورد، همانند کسی است که در صف اول پشت سر رسول خدا(ص) نماز به‌جا آورده باشد.

نماز جمعه

نماز جمعه از جمله نمازهایی است که فضل و اهمیت آن از ذهنِ بسیاری، دور مانده است. برای بیان فضیلت این نماز، کافی است که خداوند در هنگام دستور به آن در سورۀ جمعه، از آن با عبارت «ذکر خدا» یاد کرده است⟦۲⟧.

یکی از ویژگی‌های این نماز، ترکیبِ دو جنبه در آن است: جنبۀ فردیِ ارتباط انسان با خداوند که در اصلِ نماز نمود پیدا می‌کند؛ و جنبۀ اجتماعی که در خطبۀ جمعه مطرح می‌شود و به مسائل مسلمانان پرداخته می‌شود.

با نگاهی به اهمیت این نماز، می‌توان گفت: واجب، برتر از مستحب، و نماز، در رأس واجبات قرار دارد. نمازهای یومیه، برتر از سایر نمازها، و نماز ظهر، برترین آنهاست؛ زیرا نماز وُسطی است؛ و نماز جمعه، از نماز ظهر برتر است. بنابراین، نماز جمعه، عصاره‌ای از برترین عبادت‌هاست.

از امام صادق(ع) دربارۀ ساعتی از روز جمعه، که امید می‌رود دعای مؤمنان در آن مستجاب شود، پرسیده شد، و ایشان فرمودند: «در وقتی که امام خارج شود.» گفته شد: «ممکن است امام زود یا دیر بیاید.» فرمودند: «وقتی خورشید زوال کرده باشد.» و دربارۀ ساعت استجابت دعا فرمودند: «بین فراغ امام از خطبه تا زمانی که مردم در صفوف مرتب شوند، و ساعتی دیگر در آخر روز تا زمانی که خورشید غروب کند.» ⟦۱⟧

انواع شِرکِ خفی

شرکِ خَفیّ در تمامیِ عبادات وجود دارد؛ چراکه از صدای حرکت مورچه، بر سنگِ سیاه، در شب تاریک، نیز پنهان‌تر است. یکی از مواردِ شِرکِ خَفیّ، مربوط به امام جماعت است؛ زیرا انگیزه‌های شِرک در این مقام، بیشتر هستند؛ چون امام عادل از دیگران به خداوند نزدیک‌تر است و به همین دلیل است که برای مردم امام شده است.

شهید ثانی(قدس‌سره) نمونه‌هایی از شِرک خفی که ممکن است برای امام جماعت رخ دهد را به صورت خلاصه بیان کرده است:

«اول: ممکن است امام، نماز را بر پایۀ اخلاص بنا کند، اما فردی وارد شود، و همان لحظه، شیطان به او بگوید: نمازت را زیباتر کن تا حاضرین، تو را با نگاه احترام و صلاح ببینند. در این حالت، اعضای بدنِ او، خشوع بیشتری نشان می‌دهند و این، همان ریای آشکاری است که برای مبتدیان در مسیر عبادت پوشیده نیست.

دوم: ممکن است امام، این آفَت را درک کرده و از آن خود را محافظت کند، اما شیطان در قالبِ خیرخواهی به او نزدیک می‌شود و می‌گوید: تو پیشوا هستی و دیگران از تو الگو می‌گیرند، بنابراین ثواب اعمال آنان نصیب تو می‌شود. این حیله، از اوّلی پیچیده‌تر و بزرگ‌تر است و این نیز عین ریا محسوب می‌شود. حال اگر خشوع و عبادتِ خوب را خیر بداند، چرا در خلوت برای خود، همان خشوع را نمی‌پسندد؟ و چگونه ممکن است نفس دیگری از نفس خود برای او عزیزتر باشد؟!

سوم: فرد به این مسئله توجه کند و بداند که تفاوت در رفتار بین خلوت و حضور دیگران قطعاً ریاست. سپس در خلوت به خود مشغول شود؛ اما این نیز نوعی ریاست؛ زیرا او نمازِ خود را در خلوت بهبود می‌بخشد تا در حضور دیگران بهتر به نظر برسد. در حالی‌که اخلاص یعنی دیدن هر جانداری در نماز و دیدن مردم یکسان باشد.

چهارم: مردم به او نگاه کنند و شیطان به او بگوید که به عظمت خدا و جلال او فکر کن و اینکه تو چه کسی هستی که در برابر او ایستاده‌ای! از اینکه خدا به قلب تو نگاه کند درحالی‌که تو از او غافل هستی، شرم کن. در این حالت، قلبِ خود را حاضر می‌کند و گمان می‌کند این همان اخلاص است، در حالی‌که این حیله و فریب است. اگر خشوع او به‌خاطر توجه به جلال و عظمت خدا بود، این احساس باید در خلوت نیز با او همراه باشد. نشانِ امنیت از این آفَت، این است که این خاطر در خلوت همانند حضور در میان مردم برای او آشنا باشد و حضور دیگران دلیل ایجاد این خاطر نباشد، همان‌طور که حضور حیوانات نیز نباید موجب ایجاد آن شود»⟦۱⟧.

پانوشت‌ها

  1. سنن أبی‌داود، ج۳، ص۳۶.
  2. من لیحضره الفقیه، ج۱، ص۳۷۸.
  3. العروة الوثقی، ج۱، ۷۶۳.
  4. کافی، ج۳، ص۷۳۹.
  5. نهج البلاغة، ص۳۲۵.
  6. بحار الأنوار، ج۷۱، ص۱۶.
  7. وسائل الشیعة، ج۵، ص۱۹۹.
  8. عیون أخبار الرضا(ع)، ج۲، ص۱۱۱.
  9. سوره صف، آیه ۴.
  10. معجم کبیر طبرانی، ج ۱۱، ص۴۴۹.
  11. سوره یونس، آیه ۸۷.
  12. کافی،ج۶، ص۳۴۰.ََ
  13. سوره جمعه، آیه ۹: ﴿یَا أیُّهَا الّذِینَ آمَنُوا إِذَا نُودِیَ لِلصَّلَاةِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَی ذِکْرِ اللهِ﴾.
  14. کافی، ج۶، ص۴۴۵.
  15. أسرار الصلاة (شهید ثانی)، ص۱۷۱-۱۷۵.