مزیت مسجد
معمولاً هر خانه با صاحبش متناسب است؛ و قصرِ پادشاه با خانۀ رعیت قابل قیاس نیست. مسجد، خانۀ خداوند عزوجل همراه با ویژگیهای دنیویِ میهمانیِ الهی است. لذا از آداب ورود به مسجد، میتوان پاکی، حضور قلب، تواضع و رعایت احترام به این مکان مقدس را برشمرد. همچنین رعایت آداب ذیل، نشاندهندۀ قدرشناسی و درکِ جایگاه الهیِ این مکان است:
•کمک رسانی:
معمولاً هر کسی به خانۀ شخص کریم یا سرشناسی پناه ببرد، مورد حمایتش قرار میگیرد؛ حتی اگر پناهنده، ظالم باشد. در گذشته، حتی جنگهایی به خاطر نقض کردنِ این قاعده رخ داده، چنانکه در تاریخ جاهلیت دیده میشود. پس دیگر چه جای تعجب، که خانههای خداوند، از کسانی که به آنها پناه میآورند، حمایت نمایند؟
از این روست که قدرت و سلطۀ شیاطین در مساجد کاهش مییابد؛ کسی که در مسجد، به جماعت نماز اقامه میکند، توجه قلبی او به عبادت، بسیار آسانتر از کسی است که در خانه نماز اقامه میکند؛ زیرا حمایت الهی از نمازگزار در جمع مؤمنان و در خانۀ خداوند افزایش مییابد.
برخی از افراد، به بهانۀ تمرکز بهتر در خانه، خود را از رفتن به مساجد محروم میکنند، اما روشن است که این وسوسۀ شیطان است تا آنها را از پاداش بزرگ محروم کند. مؤمن میتواند نماز در مسجد و خشوع نماز را با هم تلفیق کند، زیرا وقتی در صفوف نمازگزاران قرار میگیرد، رحمتی فراگیر، همه را دربرمیگیرد، حتی اگر این جماعت، خارج از مسجد برگزار شود. حال، اگر این نمازِ جماعت در خانۀ خدا و با حضور قلب برگزار شود، تأثیر بسیار زیادی خواهد داشت.
بنابراین، در مسجد، ارکانِ کمال در نماز _ یعنی جماعت مؤمنین، خانۀ الهی، و خشوع در نماز _ همه در کنار هم تحقق مییابند. •مهمان نوازی:
وقتی کسی به ملاقات شخص دیگری میرود، اولین حقِ مهمان، اِکرامِ اوست! حال اگر میزبان، سخاوتمندترینِ عالمیان باشد چه! از نبی مکرم اسلام(ص) روایت است که فرمود:
«قَالَ الله تَبَارَكَ وَتعالى: إِنَّ بُيُوتِ فِي الأرْضِ الْمَسَاجِدُ، تُضِيءُ
لِأَهْلِ السَّمَاءِ كَمَا تُضَِيءُ النُّجُومُ لِأَهْلِ الأَرْضِ.. أَلاَ طُوبَى لِمَنْ كَانَتِ اَلْمَسَاجِدُ بُيُوتَهُ!.. ألاَ طُوبَى لِعَبْدٍَ تَوَضَّأَ فِي بَيْتِهِ، ثُمَّ زَارَنِ فِي بَيْتِي! ألاَ إِنَّ عَلَى الْمَزُورِ كَرَامَةَ الزَّائِرِ، ألاَ بَشِّرِ الْمَشَّاءِينَ فِي الظُّلُمَاتِ إلى الْمَسَاجِدِ بِالنُّورِ السَّاطِعِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ»⟦۱⟧
خداوند متعال فرمود: خانههای من در زمین، مساجد هستند که برای اهل آسمان میدرخشند، همانگونه که ستارگان برای اهل زمین میدرخشند. خوشا به حال کسی که مساجد، خانۀ او باشد. خوشا به حال بندهای که در خانهاش وضو بگیرد و سپس به دیدار من در خانهام بیاید. بیگمان، بر میزبان است که مهمان خود را گرامی بدارد. و بشارت ده آنانی را که در تاریکیها به سوی مساجد گام برمیدارند، به نوری درخشان در روز قیامت.
طبق مضمون روایت، مقصود از مساجد، مطلقِ آن است و پروردگار جهانیان، به ظاهرِ مردم و یا بنای مسجد نگاه نمیکند؛ و بر اساس این روایت، حتی اگر خانهای بیسقف، برای خدا باشد، جایگاه خاص و مبارکی خواهد داشت.
•زیارت خداوند متعال:
«أَلاَ طُوبَى لِعَبْدٍ تَوَضَّأَ فِي بَيْتِهِ، ثُمَّ زَارَنِ فِي بَيْتِي»⟦۲⟧
آگاه باشید که خوشا به حال بندهای که در خانهاش وضو بگیرد و سپس مرا در خانهام زیارت کند.
پس برای عمل به این حدیث، بهتر است در خانه وضو بگیریم و به مسجد برویم.
همچنین از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمودند:
«عَلَيْكُمْ بِإِتْيَانِ الْمَسَاجِدِ فإنهَا بُيُوتُ اللَّهِ فِي الْأَرْضِ وَمَنْ أَتَاهَا مُتَطَهِّراً طَهَّرَهُ اللَّهُ مِنْ ذُنُوبِهِ وَكُتِبَ مِنْ زُوَّارِه »⟦۱⟧
بر شما باد به حضور در مساجد! زیرا آنها خانههای خداوند در زمین هستند و هر کس با طهارت به آنها بیاید، خداوند او را از گناهانش پاک میکند و نام او در زمرۀ زائرین آنها نوشته میشود. روشن است که پروردگار جهان، محدود به زمان و مکان نیست، اما خانههای او در زمین، همین مساجد هستند؛ همانطور که دست کشیدن به حجرُالاَسود، معادلِ گرفتنِ دست راستِ خداوند، در زمین بهحساب میآید. این مکانها، به معنای کنایی، مکانهایی هستند که خداوند در آنها زیارت میشود و شایسته است که بنده در آن بگوید:
«إِلهَِي! الْعَبْدُ عَبْدُكَ، وَالْبَيْتُ بَيْتُكَ، وَهَا أَنَا ذَا بَينَ يَدَيك»
ای خدای من، بنده، بنده توست، و خانه، خانه توست، و اینک من در مقابل تو هستم.
نیتِ ساخت مسجد
در قرآن کریم، دو آیه دربارۀ ساختِ مساجد آمده که یکی نکوهشکننده و دیگری ستایشکننده است.
آیۀ نکوهشکننده به مسجد ضرار اشاره میکند:
﴿وَالَّذينَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَكُفْراً وَتَفْريقاً بَيْنَ الْمُؤْمِنينَ وَإِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنا إِلَّا الْحُسْن وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكاذبُونَ﴾⟦۱⟧
و کسانی که مسجدی به عنوان ضِرار و کُفر و ایجاد تفرقه بین مؤمنان و سنگربانی برای کسی که از پیش با خدا و پیامبرش جنگیده بود، ساختهاند و سوگند میخورند که جز نیکی چیزی نمیخواستیم، اما خداوند گواهی میدهد که آنان دروغگو هستند. بنی عمرو بن عوف، مسجد قُبا را ساختند و پیامبر اکرم(ص) را دعوت کردند تا به آنجا برود و نماز اقامه کند. پیامبر(ص) هم این دعوت را پذیرفت. اما گروهی از منافقان از بنی غنم بن عوف، حسادت ورزیدند و تصمیم گرفتند مسجدی بسازند تا در آن نماز بهجا آورند و در جماعتِ پیامبر(ص) حاضر نشوند. آنان مسجدی در کنار مسجد قُبا ساختند و از پیامبر(ص) خواستند برای دعای برکت و نماز به آنجا بیاید.
وقتی پیامبر(ص) از جنگ تبوک بازگشت، آیهای دربارۀ این مسجد نازل شد که: «در آن، هرگز اقامۀ نماز نکن!» پیامبر نیز به مسلمانان دستور داد که
این مسجد را بسوزانند و دیوارهایش را تخریب کنند تا به محل زباله تبدیل شود! این سرنوشتِ مسجدی است که برای خدا ساخته نشده است.
اما خداوند در قرآن کریم ساخت مسجد قبا را اینگونه ستایش میکند:
﴿لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى مِنْ أوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فيهِ فيهِ رِجالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرينَ﴾⟦۱⟧
بیتردید، مسجدی که از روز نخست بر پایۀ تقوا بنا نهاده شده، شایستهتر است که در آن نماز بگزاری! در آن مردانی هستند که دوست دارند پاک شوند و خداوند پاکان را دوست دارد.
کسانی که به سفر حج یا عمره موفق میشوند، معمولاً به این مسجد میروند تا دو رکعت نماز اقامه کنند، و این عمل برای آنها به منزلۀ یک عمره نوشته میشود.
پیامبر اکرم(ص) نیز فرموده است:
«صَلَاةٌ فِي مَسْجِدِ قُبَاء، كَعُمْرَةٍ»⟦۲⟧
نماز در مسجد قباء معادل عمره است.
و نیز فرمودهاند:
«مَنْ تَطَهَّرَ فِي بَيْتِهِ، ثُمَّ أَتَى مَسْجِدَ قُبَاء فَصَلَّى فِيهِ، كَانَ لَهُ كَأَجْرِ عُمْرَةٍ»⟦۳⟧
کسی که در خانه وضو گرفته و سپس به مسجد قُبا میآید و در آن نماز میگزارد، برای او به اندازه اجر یک عمره محاسبه میشود.
مسجد قُبا به یکی از مساجد جاودان در تاریخ اسلام تبدیل شده؛ زیرا بنیانگذاران آن از پاکان بودند و پیش از ساختن خانههای خداوند، خود را پاک و تزکیه کردند.
خداوند میفرماید:
﴿إنّما يَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَأَقامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّهَ فَعَسى أولئِكَ أَنْ يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدين﴾⟦۱⟧
فقط کسانی مساجد خدا را آباد میکنند که به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشند، نماز را بهپا دارند و زکات بدهند و جز از خدا نترسند؛ امید است که آنان از هدایتشدگان باشند. این قانون، همیشه پایدار است! لذا برخی صدقههای جاریه میدهند که ماندگار نیست و با گذشت زمان محو میشود؛ اما برخی اعمال برای فرد، جاودانگی بههمراه دارد. برکتِ اعمال، بستگی به خشیت و تقوای بانیِ آن دارد، همانطور که در آیه ذکر شده است.
با تحقق این خشیت، خداوند هدایت را برای آنان امید میدهد و میفرماید:
﴿فَعَسى أولئِكَ أَنْ يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدين﴾⟦۲⟧
امید است که آنان از هدایتشدگان باشند.
آبادانی مساجد
بنای مسجد برای خداوند، به دو چیز صدق میکند:
•بنای ظاهری:
بنای ظاهری، گاه ساختمان کاملی است در یک فضای کوچک:
«مَنْ بَنَ مَسْجِداً كَمَفْحَصِ قَطَاةٍ بَنَ اللَّهُ لَهُ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ»⟦۱⟧
و گاه، مشارکت در ساخت مسجد است، حتی به اندازۀ یک خشت. پروردگار جهانیان بسیار سخاوتمند است و از بندگان خود کمترین مقدار را نیز قبول میکند و در مقابل، بیشترین پاداش را به آنان می دهد.
در نیشابور، قبر پیرزنی به نام شطیطه است که یک دِرهم را نزد امام کاظم(ع) فرستادند، امام نیز آن را قبول کرده و فرمودند:
«إِنَّ اللهَ لَا يَسْتَحْيِ مِنَ الْحَقِّ»⟦۲⟧
و تا امروز نیز یک دِرهمِ شطیطه، ضرب المثل است.
•بنای معنوی:
که منظور از آن، احترام و تکریمِ مساجد است.
تکریمِ مساجد، شامل موارد ذیل میشود:
•دوری از لغو در مسجد:
از اباذر غفاری نقل شده که پیامبر اکرم(ص) فرمودند:
«يَا أَبَا ذَرٍّ مَنْ أَجَابَ دَاعِيَ اللَّهِ وَأَحْسَنَ عِمَارَةَ مَسَاجِدِ اللَّهِ كَانَ ثَوَابُهُ
مِنَ اللَّهِ الْجَنَّةَ، فَقُلْتُ: كَيْفَ يُعْمَرُ مَسَاجِدُ اللَّهِ؟ قَالَ: لَا تُرْفَعُ فِيهَا الْأَصْوَاتُ وَلَا يُخَاضُ فِيهَا بِالْبَاطِلِ وَلَا يُشْتَرَى فِيهَا وَلَا يُبَاعُ وَاتْرُكِ اللَّغْوَ مَا دُمْتَ فِيهَا فإن لَمْ تَفْعَلْ فَلَا تَلُومَنَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا نَفْسَكَ»⟦۱⟧
ای اباذر! هر کس دعوت خداوند را اجابت کند و در آباد کردن مساجد خداوند بکوشد، پاداش او بهشت است. اباذر پرسید: چگونه مساجد خداوند آباد میشوند؟ پیامبر(ص) پاسخ داد: در آنها نباید صداها بلند شوند، نباید سخنان باطل گفته شود، نباید خرید و فروش صورت گیرد، و باید از لغو دوری کنی تا زمانی که در آن حضور داری. اگر چنین نکنی، در روز قیامت جز خودت را سرزنش نکن.
افزون بر این، کسی که احترام مسجد را نگه ندارد، به دیگران نیز آسیب میزند؛ زیرا ممکن است یکی از نمازگزاران را از توجه در نماز بازدارد. چنین فردی از چشم خداوند نیز میافتد؛ زیرا از یک سو به برادرِ مؤمن خود آسیب رسانده و از سوی دیگر، امر خداوند را خوار شمرده است. همانطور که کسی در حضور سلطان، آداب مخصوصی را رعایت میکند، اینجا نیز خانۀ خداوند است و رعایت آداب آن، بهمراتب بیشتر و ضروریتر است. همچنین، چنین فردی به خود نیز آسیب میزند؛ زیرا از نزدیکی به خداوند در خانه او محروم میشود. بهروشنی
مشخص است که خداوند برای کسی دو قلب قرار نداده؛ پس کسی که به امور باطل مشغول شود، نمیتواند به حق تعالی توجه کند! زیرا بعد از حق، چیزی جز گمراهی نیست.
•اقامۀ نماز:
تا زمانی که مؤمن در مهمانیِ خداوند حضور دارد، چرا فرصت را غنیمت نشمارد و نافلهها و فرائض الهی را انجام ندهد؟! خصوصاً که حضور در مسجد و اقبال به عبادات در آن، بسیار آسانتر از منزل است. خصوصاً که اگر انسان نماز قضا برعهدهاش باشد؛ بهجا آوردن این نمازها، یکی از عوامل پذیرش از جانب خداوند برای نمازگزار و نمازش محسوب میشود.
•قرائت قرآن:
گفتگوی خداوند متعال با بنده از طریق قرآن کریم است.
در روایتی از پیامبر اکرم(ص) چنین آمده است:
«مَنْ كَانَ القرآن حَدِيثَهُ وَالْمَسْجِدُ بَيْتَهُ بَنَ اللَّهُ لَهُ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ»⟦۱⟧
هر کس قرآن را سخن و گفتگوی خود قرار دهد و مسجد را خانۀ خویش، خداوند برای او خانهای در بهشت بنا خواهد کرد. هر کس به گفتگوی خداوند متعال با خودش مشتاق است، باید قرآن بخواند؛ چراکه قرآن، کتابِ نازل شده از سوی پروردگار متعال است؛ کما اینکه هر کس به گفتگوی خودش با پروردگار
مشتاق است، باید نماز اقامه کند؛ چراکه نماز، سخن گفتنِ بنده با پروردگار است! و نباید از این، غافل شد که نماز، جامعِ دو نورِ قرآن و دعاست.
همچنین بهترین مکان برای تلاوتِ کتاب خداوند، خانۀ اوست. لذا مؤمن در مسجد، میان دو گفتگوست: گفتگوی خود با خداوند، و گفتگوی خداوند با او. پس بنده باید باور کند که نشستن در مسجد، بهتر از حضور در بهشت است!
امام علی(ع) میفرماید:
«الْجَلْسَةُ فِي الْجَامِعِ خَيْرٌ لِي مِنَ الْجَلْسَةِ فِي الْجَنَّةِ؛ لِأَنَّ الْجَنَّةَ فِيهَا رِضَي نَفْسِي وَالْجَامِعَ فِيهِ رِضَي رَبِّي»⟦۱⟧
نشستن در مسجد برای من بهتر است از نشستن در بهشت؛ زیرا بهشت رضایت نفس مرا دارد و مسجد رضایت پروردگارم را. •تفکر:
مؤمن، وقتِ حضور در مسجد، حتی اگر در حال نماز یا خواندن قرآن نباشد، میتواند در وضعیتِ خود تأمل کند و بیندیشد که: از کجا آمده؟!
اکنون کجاست؟!
و به کجا خواهد رفت؟!
و چه چیز تازهای در زندگیاش وجود دارد؟!
زیرا ممکن است روزها و سالها زندگی کرده باشد، ولی در معرفت و نزدیکی به پروردگارش هیچ پیشرفتی نکرده باشد. این تأمل، ممکن است انسان را به انتقاد از خودش وادارد، هنگامی که پاسخ قانعکنندهای برای این سوالات پیدا نمیکند.
شاید فقط یکبار حضور در مسجد، با این تفکر، برای تغییر مسیر زندگی انسان تا ابد کافی باشد.
•مناجات:
خوشا به حال کسی که در خانۀ خداوند متعال به این اندیشهها میپردازد:
«آهِ.. آهِ.. مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ وَبُعْدِ السَّفَر»⟦۱⟧
آه... آه... از کمبود توشه و طولانی بودن سفر.
و در مناجات با پروردگارش میگوید:
«فَوَاسَوْأَتَاهْ غَداً مَِنَ الْوُقُوفِ بََيْنَ يَدََيْكَ إذا قِيلَ لَِلْمُخِفِّينَ جُوزُوا وَلِلْمُثْقِلِينَ حُطُّوا أمَعَ الْمُخِفِّينَ أجَُوزُ أمَْ مَعَ الْمُثْقَِلِينََ أحُطُّ وَيْلِي كُلَّمَا طَالَ عُمُرِي كَثُرَتْ خَطَايَايَ وَلَمْ أتُبْ أمَا آنَ لِي أنْ أسْتَحِيَ مِنْ رَبِّي »⟦۲⟧
چه حسرتی برای من در روز قیامت است، زمانی که در برابر تو ایستادهام و گفته میشود: سبکباران به جلو حرکت کنید و سنگینباران متوقف شوید. آیا من با سبکباران حرکت میکنم یا با سنگینباران متوقف میشوم؟ وای بر من! هر چه عمرم
طولانیتر شده، گناهانم بیشتر شدهاند و توبه نکردهام. آیا وقت آن نیست که از پروردگارم خجالت بکشم؟
•مطالعۀ کتاب:
برخی از مساجد، کتابخانه دارند، و میتوان از کتابهای سودمندشان استفاده کرد، نسبت به پروردگار متعال معرفت پیدا کرد و به او نزدیکتر شد.
انواعِ تشریع
خداوند متعال دو نوع تشریع دارد: تشریع برای اعمال آشکار و تشریع برای عمل پنهان. گاهی خدا ما را به نماز جماعت تشویق میکند، زیرا کمتر تأکید به انجام عمل مستحبی شده است. مثلاً در روایات اهلبیت(علیهمالسلام) تأکید شگفتانگیزی بر نماز جماعت شده است؛ بهگونهای که ثواب یک رکعت نماز جماعت را جز خداوند عزوجل نمیتواند بشمارد.
در حدیث قدسی دربارۀ فضیلت نماز جماعت آمده است:
«فإن زَادُوا عَلَى الَْعَشَرَةِ فَلَوْ صَارَتْ بِحَارُ السَّمَاواتِ وَالْأَرْضِ كُلُّهََا مِدَاداً وَالْأَشْجَارُ أقْلَاماً وَالثَّقَلَانِ مَعَ الْمَلَائِكَةِ كُتَّاباً لَمْ يَقْدِرُوا أنْ يَكْتُبُوا ثَوَابَ رَكْعَةٍ وَاحِدَةٍ»⟦۱⟧
اگر تعدادشان بیش از ده نفر شود، حتی اگر دریاهای آسمانها و زمین همگی مرکّب شوند، و درختان قلم گردند، و جن و انس با
فرشتگان کاتبان شوند، نمیتوانند ثواب یک رکعت از آن را بنویسند.
همچنین دربارۀ حج و نماز عید فطر و قربان نیز اینگونه است! همۀ اینها عبادتهای آشکارند.
گاهی نیز خداوند ما را به عباداتی همچون روزه، نماز شب و انفاق تشویق میکند که اینها عبادتهای پنهانی هستند. خداوند متعال همانطور که دوست دارد آشکارا پرستیده شود، همچنین دوست دارد که در پنهان نیز پرستیده شود. کسی که عبادت پروردگارش را در خلوت به خوبی انجام میدهد، آن را در آشکار نیز به خوبی بهجا میآورد. خوشا به حال کسی که در شب، خلوتی با خداوند دارد و در روز نیز با او گفتوگو میکند.
روحهای ما برای تکاملِ خود، به نماز جماعت نیاز دارند، همانگونه که به نماز شب نیازمندند؛ تا مصداق مناجات شعبانیه باشند: «پس در نهان با او نجوا کردی و آشکارا برای او عمل کردی.»
خوشا به حال کسی که هر دو نوع تشریع و عبادت را در نماز صبح جمع کند؛ زمانی که جماعتِ آشکار و حرکت به سوی مسجد در خلوت شب، با هم جمع میشود.
جایگاهی خاص
مؤمنانِ خاص، کسانی هستند که در دلِ خود، شوق و اشتیاقی به مسجد احساس میکنند؛ و در مسجد، مانند ماهیِ در آب هستند، نه پرندۀ در قفس! مؤمن میتواند میزان ایمان خود را با توجه به حالتش
در مسجد ارزیابی کند و اگر حالش در مسجد، مانند ماهیِ در آب باشد، نشانهای از صدقِ ایمانِ اوست.
نشانۀ دیگرِ این صداقت، شوق او در انتظارِ فریضۀ بعدی در مسجد است! لذا در قلبش این حقیقت را احساس میکند که آرامشِ او در مسجد، بیشتر از آرامشش در خانه و کنار خانواده است. از همین رو، به نشانۀ شوق به دیدار صاحب مسجد، از نخستین کسانی است که وارد مسجد میشود!
روایت شده که امام صادق(ع) فرمودند:
«ثَلَاثَةُ نَفَرٍ مِنْ خَالِصَةِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ: رَجُلٌ زَارَ أَخَاهُ فِي اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ فَهُوَ زَوْرُ اللَّهِ وَعََلَى اللَّهِ أَنْ يُكْرِمَ زَوْرَهُ وَيُعْطِيَهُ مَا سَأَلَ، وَرَجُلٌ دَخَلَ الْمَسْجِدَ فَصَلّى وَعَقَّبَ انْتِظَاراً لِلصَّلَاةِ الْأُخْرَى فَهُوَ ضَيْفُ اللَّهِ وَحَقٌّ عَلَى اللَّهِ أَنْ يُكْرِمَ ضَيْفَهُ، وَالْحَاجُّ وَالْمُعْتَمِرُ فَهُمَا وَفْدُ اللَّهِ وَحَقٌّ عَلَى اللَّهِ أَنْ يُكْرِمَ وَفْدَهُ»⟦۱⟧
سه گروه، از برگزیدگانِ خداوند عزوجل در روز قیامت خواهند بود: کسی که برادرش را در راه خدا زیارت کند؛ که او مهمان خداست و بر خداست که مهمانش را اکرام کند و خواستهاش را برآورده سازد. کسی که وارد مسجد شود و نماز اقامه کند و در انتظار نماز دیگر بنشیند؛ که او مهمان خداست و بر خداست که مهمانش را اکرام کند. و حاجی و معتمر؛ که آنان میهمانان خدا هستند و بر خداست که میهمانانش را اکرام کند.
آداب مسجد
بر نمازگزار لازم است که هنگام ورود به مسجد، همۀ آداب مربوط به ورود را رعایت کند؛ مانند خواندن دعاهای مأثور، وارد شدن با پای راست، خارج شدن با پای چپ، آراستن خود، استفاده از عطر، پوشیدن پاکترین و بهترین لباس، و درکِ این حقیقت که این مکان مِلکِ خاصِ خداوند است؛ اگرچه همه چیز متعلق به اوست.
ادبِ آخر _ یعنی احساس حضور در خانۀ خداوند و مهمانی او _ موجبِ تحقق سایر آداب میشود. لذا مکانی که به عنوان مسجد وقف شده، تا قیامت، خانۀ خداوند است و هنگام ورود به آن، باید مالکیت خاص خداوند بر آن مکان را در ذهن داشت.
همچنین هر کسی که نزد کریم وارد میشود، حقی بر گردن کریم پیدا میکند. چون هر میهمان، کرامتی دارد، حتی اگر مجرم یا خطاکار باشد. بر همین اساس، خداوند، ورود به حرم خود در مکه را موجب امنیت مطلق قرار داده است. البته این امنیت، بهطور نِسبی در سایر مساجد نیز تحقق مییابد و هر کسی که وارد مسجد شود، به نوعی در امنیت است.
کَرَمِ اهل بیت(علیهمالسلام)
اهلبیت(علیهمالسلام)، که به اخلاق الهی آراسته بودند، زمانی که لطف یا عذرخواهی را از کنیز یا غلامی میدیدند، آنان را آزاد میکردند! زیرا آزادی، نهایت آرزوی هر برده بوده است.
مثلاً زمانی که کنیزی با دستهای گیاه خوشبو وارد شد و به امام حسین(ع) سلام کرد، امام(ع) به او فرمودند:
«أَنْتِ حُرَّةٌ لِوَجْهِ الَلَّهِ، فَقُلْتُ: تَجِيئُكَ بِطَاقَةِ رَيْحَانٍ لَا خَطَرَ لَهَا فَتُعْتِقُهَا، قَالَ: كَذَا أدَّبَنَا اللَّهُ، َقَالَ اللَّهُ: ﴿وَإذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أو رُدُّوها﴾ وَكَانَ أحْسَنَ مِنْهَا عِتْقُهَا»⟦۱⟧
«تو برای خدا آزاد هستی.» وقتی به ایشان گفته شد: «او فقط دستهای گیاه خوشبو آورده که هیچ ارزشی ندارد، اما شما او را آزاد کردید!» امام پاسخ دادند: «خداوند ما را اینگونه تربیت کرده است.» سپس آیه شریفه را ذکر کردند و افزودند که آزاد کردنِ او طبق آیه، پاسخِ بهتری است.
بیشک، آزادی از آتش جهنم، بسیار مهمتر از آزادی از بندِ بردگیِ ظاهری است؛ و این همان عنایتی است که از صاحب مسجد، انتظار میرود، وقتی بندهای برای رهایی خود از آتش به مسجد وارد میشود. اگر چنین خَلاصیِ مهمی با یک مرتبه حضور در مسجد، حاصل شود، پس حضورهای مکرر سبب چه عنایتی خواهد شد؟!
جُدایی از هویّت
هر کسی که واردِ حرَم الهی، مسجد پیامبر(ص) یا زیارتگاههای معصومین(علیهمالسلام) شود، از هویّت رسمی خود جُدا شده و رَدای میهمانِ خداوند را بر تن میکند. همینطور کسی که به مسجد وارد میشود نیز بهعنوان میهمان
خداوند در نظر گرفته میشود، و نمازگزار باید با این دیدِ الهی، به دیگر نمازگزاران بنگرد! این نگاه، موجب حفظ حُرمت کسانی میشود که وارد خانۀ خدا شدهاند. بنابراین، تحقیر یا توهین به مؤمن در مسجد، میتواند خشمِ خداوند منتقم را برانگیزد! زیرا او در محدودۀ حفاظت و اکرامِ الهی است. از اینرو، نباید با سخنی ناراحتکننده، نمازگزاران را آزرده کرد و یا در مسجد، غیبتِ آنان را کرد.
همچنین تکرارِ حضور در مسجد، یکی از دلایل حُسنِ ظاهر است، و موجب رُجحان همسایگی، معامله و ازدواج با چنین فردی میشود.
پیامبر اکرم(ص) فرمودند:
«مَنْ صَلَّى الْخَمْسَ فِي جمََاعَةٍ فَظُنُّوا بِهِ خَيْراً»⟦۱⟧
کسی که نمازهای پنجگانه را به جماعت بخواند، گمانِ خیر به او داشته باشید.
درسِ زندگی
هر یک از آداب نماز جماعت و مستحبات آن، درسی شیوا از درسهای زندگی است؛ همچنین اگر نماز جماعت در مساجد برگزار نمیشد، نوری از اسلام باقی نمیماند.
بنابراین نمازگزار در تحقق این کرامت برای خانههای خداوند نقش دارد؛ چه از طریقِ آبادانی با ساخت و ساز، و چه از طریقِ حضور در آنها، حتی اگر به طور جزئی و دقیق از این نقش آگاه نباشد.
حُرمت مسجد
در شریعت، برای ورود به مسجد، آدابی وجود دارد؛ مثلاً فرد جُنُب و حائض، امکان حضور در مسجد را ندارند و هنگام نجس شدنِ مسجد باید بلافاصله آنجا را تطهیر نمود.
بر این اساس، اقتضا میکند که فرد، آداب طهارت باطن را نیز رعایت نماید. پس کسی که با گناهِ غیبت، خود را آلوده ساخته و استغفار ننموده، چگونه وارد خانه خدا میشود؟!
همراهیِ دائمی
قطعاً همراهیِ الهی، خواه ناخواه، در تمامی حرکات و سکناتِ بنده تحقق دارد؛ اما این همراهی، در برخی مواقع، چنان شدت میگیرد که بنده به عنوان میهمان و زائر خداوند توصیف میشود. بدیهی است که اگر چنین عنوانی شامل حال بنده شود، او در سایۀ لطف الهی زندگی خواهد کرد؛
لطفی که از این آیۀ کریمه برداشت میشود:
﴿إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذينَ اتَّقَوْا وَالَّذينَ هُمْ مُحْسِنُونَ﴾⟦۱⟧
بیتردید خدا با کسانی است که پرهیزکاری پیشه کردهاند و آنان که [واقعاً] نیکوکارند.
یکی از مصادیقِ این ضیافت که مستلزم همراهی خاص الهی است، حضور در مساجد، و اقامۀ نماز در آنهاست.
رعایت حقوق
هر مکانی، حقوق و اخلاق، قوانین مخصوص به خود را دارد. مثلاً برای دیدار با پادشاهان، قوانین و تشریفات خاصی وجود دارد، تا جایی که شخصِ ملاقات کننده، ترسِ این را دارد که آدابِ حضور را رعایت نکرده باشد! حال تصور کنید که این قرارِ ملاقات، با صاحبِ کلّ هستی باشد! در اینصورت، بنده باید در بالاترین درجاتِ احترام باشد، و ادب را رعایت کند.
از اینرو فقهاء، چند کار را برای ورود به مسجد ضروری دانستهاند: رفتن به مسجد جز برای نماز مکروه است؛ کثیف کردن مسجد، خوابیدن مگر به ضرورت، با صدای بلند صحبت کردن، خواندن شعر به جز اشعار پندآموز، خرید و فروش، صحبت از دنیا، و تبدیل مسجد به مکانی برای دعوا و خصومت، و همچنین خوردن پیاز و سیر قبل از ورود به مسجد، ممنوع است.
امام صادق(ع) تمامی آداب ورود به مسجد را با یک سخن جامع اینگونه بیان میکند:
«إذا بَلَغْتَ بَابَ الْمَسْجِدِ فَاعْلَمْ أَنَّكَ قَصَدْتَ بَابَ بَيْتِ مَلِكٍ عَظِيمٍ لَا يَطَأُ بِسَاطَهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ وَلَا يُؤْذَنُ بِمُجَالَسَةِ مَجْلِسِهِ إِلَّا الصِّدِّيقُونَ وَهَبِ الْقُدُومَ إلى بِسَاطِ خِدْمَةِ الْمَلِكِ فإنكَ عَلَى خَطَرٍ عَظِيمٍ ، إِنْ غَفَلْتَ هَيْبَةَ الْمَلِكِ وَاعْلَمْ أَنَّهُ قَادِرٌ عَلَى مَا يَشَاءُ مِنَ الْعَدْلِ وَالْفَضْلِ مَعَكَ وَبِك»⟦۱⟧
وقتی به درِ مسجد رسیدی، بدان که وارد خانۀ پادشاهی بزرگ شدهای؛ جایی که تنها پاکان بر فرش او قدم میگذارند، و صدّیقان اجازۀ حضور در مجلس او را دارند. تصور کن که در خدمت این پادشاه هستی، زیرا لحظهای حساس و مهم است. اگر هیبت او را نادیده بگیری، در خطر بزرگی قرار خواهی گرفت. بدان که او قدرت دارد با عدل و لطف، هر آنچه بخواهد برای تو انجام دهد .
جامعیّت مسجد
برخی، مسجد را فقط مکانی برای عبادت میدانند و بعد از اتمامِ نماز، دربِ آن را میبندند. برخی نیز مسجد را به موزهتبدیل کردهاند و هر کافر و مسلمانی را برای بازدید از آنجا راه میدهند. اینها از نشانههای عدم اخلاص در بنا یا مدیریت مسجد است! شاید هدف از ساختن این مساجد، فقط تفاخر و خودخواهی باشد که برخی از پادشاهان چنین بودند. اما مسجدی که بنای آن در اسلام سفارش شده، جامعِ تمام منافع دنیوی و اخروی است که امیرمؤمنان(ع) دربارۀ آن چنین میفرمایند:
«مَنِ اخْتَلَفَ إلى الْمَسْجِدِ أَصَابَ إِحْدَى الثَّمَانِ: أَخاً مُسْتَفَاداً فِي اللَّهِ أو عِلْماً مُسْتَطْرَفاً أو آيَةً مُحْكَمَةً أو رَحمَْةً مُنْتَظَرَةً أو كَلِمَةً تَرُدُّهُ عَنْ رَدًى أو يَسْمَعَ كَلِمَةً تَدُلُّهُ عَلَى هُدًى أو يَتْرُكَ ذَنْباً خَشْيَةً أو حَيَاءً»⟦۱⟧
کسی که مرتّباً به مسجد رفت و آمد کند، یکی از این هشت فایده را خواهد برد: برادری که در راه خدا از او بهرهمند شود؛ دانشی
جدید و نو که برای او مفید باشد؛ آیهای محکم که هدایتگر او باشد؛ رحمتی منتظر که بر او نازل شود؛ کلمهای که او را از تباهی بازدارد؛ سخنی که او را به سوی هدایت رهنمون سازد؛ ترک گناهی به خاطر خشیت از خدا؛ پرهیز از گناهی به دلیل حیا.
پیاده رفتن به سمت مسجد
دوریِ مسجد از دلایلی است که برخی را از رفتن به مسجد بازمیدارد؛ تا جایی که حتی روزهای جمعه و اعیاد نیز به مسجد نمیروند! اما مساجد خانۀ خدا روی زمین هستند و در روایتی از امام صادق(ع) چنین آمده است:
«مَنْ مَشَى إلى الْمَسْجِدِ لَمْ يَضَعْ رِجْلاً عَلَى رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا سَبَّحَتْ لَهُ الْأَرْضُ إلى الْأَرَضِينَ السَّابِعَةِ»⟦۱⟧
هر کس به سوی مسجد قدم بردارد، هیچ گامی بر زمین نگذارد، چه روی خاک نرم و چه روی زمین خشک، مگر آنکه زمین برای او تا هفتمین طبقه زمین تسبیح گوید.
حتی به اندازۀ لانۀ پرنده
ممکن است بندهای که از ثروت فراوان برخوردار نیست، به خاطر عدم توفیقش در ساخت مسجد، حسرت بخورد. اما این حسرت، درُست نیست! زیرا حتماً نباید کسی مسجدی کامل بسازد تا اجر ساخت
مسجد را ببرد! بلکه حتی اگر مکانی ساده آماده شود و نام مسجد بر آن گذارده شود، کافی است. بزرگترین نمونۀ این موضوع، مسجد پیامبر(ص) بود که در ابتدا حتی سقفی برای محافظت از گرما و سرما هم نداشت.
امام باقر(ع) است فرمودند:
«مَنْ بَنَ مَسْجِداً كَمَفْحَصِ قَطَاةٍ بَنَ اللَّهُ لَهُ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ. قَالَ أَبُو عُبَيْدَةَ: وَمَرَّ بِي وَأَنَا بَيْنَ مَكَّةَ وَالْمَدِينَةِ أَضَعُ الْأَحْجَارَ، فَقُلْتُ: هَذِهِ مِنْ ذَاكَ، قَالَ: نَعَمْ»⟦۱⟧
کسی که مسجدی به اندازۀ جای تخمگذاری پرنده بسازد، خداوند برای او خانهای در بهشت بنا خواهد کرد. ابوعبیده نقل میکند: در حالی که بین مکه و مدینه بودم و سنگها را قرار میدادم، امام باقر(ع) از کنار من عبور کردند. گفتم: آیا این از همان است؟ فرمودند: بله!
این روایت نشان میدهد که حتی ایجاد محدودهای کوچک در مسیر، میتواند مصداق مسجد باشد. امام(ع) نیز این اقدام را تأیید کردهاند، و این نگاه، ارزش معنوی هر تلاش کوچک برای ایجاد مکانی مقدس را بیان میکند.
آدابِ ورود و خروج به مسجد
سزاوار است بنده در همه کارهای خود مانند وضو، غسل، خوردن و آشامیدن، خواب، لباس پوشیدن و... به آدابی که در روایات آمده است پایبند باشد. کمترین ذکر در آغاز هرکار نیز گفتنِ «بسم الله» است. ورود به مسجد و اماکن متبرکه نیز از این قضیه مستثنا نیست! بندۀ اهلِ مراقبه، باید در آداب ورود به مسجد، به پیامبر(ص) تأسی داشته باشد. ایشان هنگام ورود به مسجد چنین می فرمودند⟦۱⟧:
«بِسمِ الله وَالسَّلامُ عَلى رَسولِ الله، اللّهُمَّ اغفِر لى ذُنوبي وَافتَح لى أبوابَ رَحمَتِكَ»
به نام خدا و سلام بر رسول خدا، خدایا، گناهانم را بیامرز و درهای رحمتت را به روی من بگشا.
و هنگامی که از مسجد خارج می شدند می فرمودند:
«بِسمِ الله، وَالسَّلامُ عَلى رَسولِ الله، اللّهُمَّ اغفِر لى ذُنوبي وَافتَح لى أبوابَ فَضلِكَ»
به نام خدا، و سلام بر رسول خدا، خدایا، گناهان مرا بیامرز و درهای فضلت را به روی من باز کن.
خدمت به مسجد
برکتِ خدمت به مسجد _ چه در ساخت، چه در آبادانی، چه در نگهداری یا خدمت در آن _ بهخوبی از داستان مادر حضرت مریم(علیهاالسلام) آشکار میشود. او از خداوند خواست که فرزندش را وقف خدمت به بیتالمقدس کند و در دعای خود گفت:
﴿إِذْ قالَتِ امْرَأَتُ عِمْرانَ رَبِّ إِنِّ نَذَرْتُ لَكَ ما في بَطْن مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنِّ إِنَّكَ أَنْتَ السَّميعُ الْعَليم﴾⟦۱⟧
[یاد کنید] هنگامی که همسر عمران گفت: پروردگارا! برای تو نذر کردم که آنچه را در شکم خود دارم [برای خدمت خانه تو از ولایت و سرپرستی من] آزاد باشد، بنابراین از من بپذیر؛ یقیناً تو شنوا و دانایی.
خداوند نیز دعای او را پذیرفت و بهعنوان پاداش، مریم(علیهاالسلام) را بهخوبی پرورش داد و برکت وجودی او و حضرت عیسی(ع) را تا ابد به ارمغان آورد. پس چنین برکتی شامل حال کسی خواهد شد که با صداقت، از خداوند، توفیق خدمت به خانۀ او را داشته باشد.
این نیّتِ مبارک، میتواند فضایی از رحمت و توفیق الهی را در زندگی انسان به جریان بیندازد.
آراسته بودن در مسجد
تزیین ظاهری در پوشش و استفاده از عطر هنگام ورود به مسجد، از عوامل بزرگداشت و احترام آن است.
خداوند در اینباره در آیه ی ذیل ما را به این امر سفارش کرده است:
﴿خُذُوا زينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ﴾⟦۱⟧
ای فرزندان آدم! در هر مسجدی، آرایش و زینتِ همراه خود برگیرید.
همانطور که انسان معمولاً برای دیدار با افرادی که برای او ارزش دارند، خود را آراسته میکند، باید برای رویارویی با پادشاه عالَم نیز اهمیتی ویژه قائل باشد و خود را آراسته نماید! از طرفی انسان نهی شدهاز چیزهایی که موجب آزار دیگران میشود و احترامِ فضای مسجد را کم میکند.
پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند:
«مَنْ أَكَلَ الْبَصَلَ وَالثُّومَ وَالْكُرَّاثَ، فَلَا يَقْرَبَنَّ مَسْجِدَنَا، فإن الْمَلَائِكَةَ تَتَأذى مِمَّا يَتَأذى مِنْهُ بَنُو آدم»⟦۲⟧
کسی که سیر، پیاز یا تَره خورده است، به مسجد ما نزدیک نشود، زیرا فرشتگان از آنچه انسانها اذیت میشوند، متأذی میشوند. همچنین باید دقت کرد که شِرکِ پنهان و ریاکاری، در موضوعات مختلف وارد عمل انسان نشود.
شهید ثانی(قدسسره) در این زمینه میگوید:
«از شیطان کسی در امان نیست، مگر آنکه نگاه دقیق داشته باشد و به توفیق و هدایت الهی سعادتمند شود. زیرا شیطان همیشه همراه کسانی است که برای عبادت خداوند تلاش میکنند و لحظهای از آنان غافل نمیشود، تا اینکه آنها را در هر حرکت، از جمله کشیدن سرمه، کوتاه کردن سبیل، عطر روز جمعه و پوشیدن لباس فاخر به مهلکه بکشاند. گرچه اینها سنتهایی در زمانهای خاص هستند، اما در نفس حظی خفی دارند که بهسبب جلب نگاه خلق، شیطان از این راهها وارد میشود، مگر اینکه شخص هوشیار باشد.»⟦۱⟧
مسجد و ارتباطات اجتماعی
خداوند برای کرامت مؤمن، اهمیت زیادی قائل شده، و آن را را برتر از کعبه قرار داده است؛ زیرا مؤمن، موجودی وابسته به خداست، برخلاف کعبه که بیجان است! لذا اجازه نداده که مؤمن، خود را خوار و ذلیل کند، و کسی که فقر خود را به حدی پنهان میکند که دیگران او را بهواسطۀ عفّتش، غنی میپندارند، را ستوده است.
با این نگاه، اگر مؤمنِ نیازمند، مجبور شود جایی برای عرض نیازش برود، بهترین مکان برای او مسجد و خانۀ خداست. همچنین اگر مؤمن
فقیر، ناچار شد به کسی مراجعه کند، بهترین افراد، اهل جماعت در مسجد هستند. این واقعه در زمان پیامبر(ص) نیز اتفاق افتاد، در وقتی که نیازمندی به مسجد آمد و حضرت علی(ع) در حین رکوع، انگشتر خود را به او صدقه دادند. لذا در اینباره، آیهای نازل شد که تا ابد قرائت میشود.