دُرّ نجف

استاد طریق

دست پیر راه

دست پیر راه

دست را مسپار جز در دست پیر **** حق شده آن دست او را دستگیر (۴/۷۳۶)

چون که دست خود به دست او نهی **** پس ز دست آکلان بیرون جهی (۴/۷۳۹)

هرگاه دست خود را به دست آن انسان کامل دهی، از دست خورندگان رهایی خواهی یافت (خورندگان و تباه‌کنندگان همچون شیطان و هواهای نفس‌اند).

دست پیر از غایبان، کوتاه نیست **** دست او، قبضهٔ الله نیست (۱/۲۹۷۵)

دست ارشاد پیر، نه‌تنها حاضران را یاری می‌کند بلکه حتی غایبان را نیز مشغول خود می‌گرداند زیرا دست پیر، چیزی جز دست خدا نیست. (غایبان، این‌ها کسانی هستند که بی اطاعت از مرشد حاضر، از روحانیت اولیای پیشین کسب فیض می‌کنند.)

سالک همیشه در محل رجوع به کامل است و باید دست خود را در دست کامل بگذارد که دست او دست خدا می‌باشد.

چون قبول حق بُوَد آن مرد راست **** دست او در کارها، دست خداست (۱/۱۶۱۰)

دست او را حق، چو دست خویش خواند **** تا یَدالله فَوقَ اَیدیهم براند (۱/۲۹۷۲)