در دعاهایی که از ایشان علیهمالسلام رسیده، این متنِ شریف آمده است:
«وَلَا تُخْزِنِي مَعَ الْأَشْرَارِ، وَأَلْحِقْنِي بِصَالِحِ مَنْ مَضَى، وَاجْعَلْنِي مِنْ صَالِحِ مَنْ بَقِيَ، وَاخْتِمْ لِي عَمَلِي بِأَحْسَنِهِ، وَخُذْ بِي سَبِيلَ الصَّالِحِينَ...»؛ یعنی: و مرا با بدکاران خوار مگردان، و مرا به شایستگانِ گذشته ملحق ساز، و مرا از شایستگانِ باقیمانده قرار ده، و کارم را به نیکوترینش پایان بخش، و مرا به راهِ شایستگان ببر...
«وَأَعِنِّي عَلَى نَفْسِي بِمَا تُعِينُ بِهِ الصَّالِحِينَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ...»؛ یعنی: و مرا بر نفسِ خویش یاری ده، بدانچه شایستگان را بر نفسهایشان یاری میدهی...
«وَلَا تَرُدَّنِي فِي شَرٍّ اسْتَنْقَذْتَنِي مِنْهُ، يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ...»؛ یعنی: و مرا به بدیای که از آن رهانیدی بازمگردان، ای پروردگارِ جهانیان... این متن حالتی از کشمکش میان دو طرف را برای ما تصویر میکند: طرفِ نخست انسان است و طرفِ دوم نفسِ اوست.
و امام علیهالسلام میخواهد به ما بیاموزد که انسان در حالتِ این کشمکش میان خود و نفسِ خویش زندگی میکند، و از خداوند سبحان و متعال میخواهد که در این کشمکش یاریاش دهد...
«وَأَعِنِّي عَلَى نَفْسِي...»؛ و مرا بر نفسِ خویش یاری ده...
گویی در حالتِ رویارویی با نفسِ امّارهی به بدی است، که همهی حرامها و ممنوعها را برایش میآراید.
او در کشمکشی پیوسته با نفسِ خویش است، و از خداوند سبحان و متعال یاری و مدد میخواهد تا بتواند در این کشمکش پیروز شود و بر نفسِ خود چیره گردد.
و از این متن آشکار میشود که این ماجرا ویژهی ما نیست...
حتی شایستگان نیز در کشمکششان با نفسِ خویش به یاریِ الهی نیازمندند، با همهی ابزارهای کامیابی در این کشمکش که در اختیار دارند ـ از تقوا و پارسایی و ایمان و بیم از خداوند سبحان و متعال. با همهی اینها، آنان به یاریِ الهی نیازمندند:
«بِمَا تُعِينُ بِهِ الصَّالِحِينَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ...»؛ بدانچه شایستگان را بر نفسهایشان یاری میدهی...
انسان هر اندازه هم پارسا و پرهیزگار باشد ـ حتی اگر به این سطحهای بلند برسد ـ به مددِ الهی نیازمند است، زیرا این نبرد برابر نیست.
طرفهای آن از حیثِ امکاناتِ کامیابی یا شکست در حالتِ برابری نیستند.
نفسِ امّارهی به بدی ابزارهای بسیاری برای فریفتن و گمراه کردنِ انسان در اختیار دارد، از دلرباییها و شهوتها. پس نفسِ امّاره این ابزارها را دارد تا این انسان را بفریبد و او را تا مرزِ مخالفت با خداوند سبحان و متعال فرو کشد...
چه ابزارهایی به او در برابرِ فریب و دلربایی نفس مصونیت میبخشد؟
این ابزارها را همگان ندارند؛ بلکه حتی آن کس که آن ابزارهای مصونیتبخش را دارد، به مددِ الهی و به یاریِ الهی نیازمند است.
آن ابزارها تقوا و پارسایی و بیم از خداست.
همین ابزارهاست که انسان را مصون میدارد از اینکه با خواستهی نفسِ خویش همراه شود و در برابرِ آنچه نفسش میخواهد سر فرود آورد.
او میتواند در برابرِ نفسِ امّارهی به بدیِ خویش بایستد و به آن بگوید: نه!
این نیازمندِ مصونیتی است از پارسایی و تقوا و بیم از خداوند سبحان و متعال.
و آن که این ابزارها را ندارد، حالش تأسفبار است.
مصونیت تنها با نماز خواندن و روزه گرفتنِ انسان به دست نمیآید؛ اینها به تنهایی بسنده نیست!
ناگزیر باید پارسایی و تقوا و بیم از خدا با آن همراه شود؛ آنگاه انسان میتواند مصونیتی داشته باشد. ولی با این همه، پیروزیِ خود را در این کشمکش با نفسش تضمین نمیکند؛ و از همین رو همواره به مددِ الهی و یاریِ الهی و لطفِ الهی نیازمند است.
و از همین رو ائمه علیهمالسلام به ما میآموزند که هر اندازه هم به تقوا و پارسایی برسید، همواره به یاریِ الهی نیازمندید!
پس به خداوند سبحان و متعال روی آورید و از او در این کشمکش یاری بخواهید تا نفسِ امّارهی به بدی را مغلوب سازید و بر آن پیروز شوید و آن را به ارادهی خویش رام کنید.
مددِ الهی ناگزیر است! انسان هر که باشد از عنایتِ الهی و از مددِ الهی بینیاز نمیشود، هر اندازه هم که برسد!
از این رو سزاوار است که این را به یاد داشته باشیم و به او سبحانه و تعالی روی آوریم تا ما را بر نفسهایمان یاری دهد، بدانچه شایستگان را بر نفسهایشان یاری میدهد.
از خدا برای شما و برای ما توفیق میخواهیم.
«وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، وَصَلَّى اللهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ»؛ و ستایش از آنِ خداوند، پروردگار جهانیان است، و درود خدا بر سرور ما محمد و خاندان پاک و پاکیزهی او باد.