علم کیمیا
مرحوم عارف بالله شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی در پاسخ کسی که طالب علم کیمیا شد چنین مرقوم داشتند: ای طالب راه خدا! و ای سالک طریق هدی! جستن کبریت احمر، عمر ضایع کردن است. روی بر خاک سیه آر که یکسره کیمیا است. شیخ بهایی علیهالرحمه میفرماید:
گیرم که نحاس را تو زر کردی **** زر کن مس خویشتن اگر مردی
ای برادر یقین دان که قنطار قنطار طلای احمر برای کسی که از این عالم داخل آن عالم شد بهقدر ذرهای نفع و اثر ندارد. چنان فرض کن که انسان عمری را صرف نمود و علم را پیدا کرد، بعد امر به انتقال به آن عالم شد، از اینجا که رفته، در آنجا همچنین علمی ذرهای نفع ندارد. پس اکسیری حاصل کن که برای آن عالم به درد خورد و آن اکسیر را حضرت حق توسط پیامبر صلیاللهعلیهوآله برای شما آورده است و آن «استعینو بالصبر و الصلوة و آنها لکبیرة الا علی الخاشعین (بقره: 45) از صبر و نماز یاری بجویید که آن جز برای خاشعین در برابر حق گران و دشوار است» میباشد.
سوره طه
امام صادق علیهالسلام فرمود: خواندن سوره طه را ترک نکنید که خداوند، آن سوره را و هر که آن را بخواند دوست دارد. هر که همیشه آن را بخواند، خداوند در روز قیامت، نامه اعمالش را به دست راستش خواهد داد و آنچه در زمان دین اسلام انجام داده است، از او حسابرسی نخواهد کرد و در آخرت چندان به او پاداش داده شود تا خشنود گردد.
ذکر یا فکر
مرحوم عارف ربانی بهاری همدانی درباره ذکر و فکر در وقت بین الطلوعین میفرماید: الحاصل تا اول آفتاب را وقت عبادت قرار دهد، هیچ شغلی بهجا نیاورد غیر از عبادت، کارهای دیگر را به آنوقت نیندازد. همه را در اذکار و اوراد مشروعه مشغول باشد، اگر هنوز اهل فکر نشده باشد؛ اما اگر مرورش به ساحت (آستان) فکر افتاده، هر رشته فکری که در دست داشته، در خلال این اوقات اعمال نماید. اگر دید به سهولت فکر جاری است پی فکر برود و اگر دید فکر جامد است آن را ول کرده، پی ذکر برود و ملاحظه نماید که هر عملی را که بیشتر در وی تأثیر دارد، آن را بر همه اوراد مقدم دارد.
ثابت بودن در دین
از مهمترین مسائل اعتقادی برای هر دیندار و محب اهلبیت آن است که همیشه ثابتقدم باشد و شبهه و تزلزل او را هلاک نکند. امام صادق علیهالسلام به عبدالله سنان فرمود: زود است که به شما شبهه میرسد و نجات نمییابد در آن مگر کسی که دعای غریق را (با توجه) بخواند و آن دعا این است: «یا اللهُ یا رحمانُ یا رحیمُ یا مُقَلّبَ القُلُوب ثَبّت قَلبی علی دینک»: یعنی پروردگارا! ای بخشاینده! ای مهربان! ای دگرگون کننده قلبها! قلب مرا بر دینت ثابتقدم بدار. در زیارت جامعه کبیره امام هادی علیهالسلام به ما چنین میآموزد که دوستان چنین عرض میکنند: «فَثَبتی اللهُ ابداً ما حَییتُ عَلی مُوالاتکم وَ مَحَبّتکم وَدینکم»: یعنی ای امامان من! خدا برای همیشه تا زندهام بر پیروی و دوستی و دین شما مرا ثابت و پا برجا بدارد. در سجده زیارت عاشورا که از امام باقر علیهالسلام رسیده است چنین میگوییم: «وَثَبّت لی قَدَمَ صدق عندَک مَعَ الحُسَین وَ اَصحاب الحُسین»: یعنی خدایا! گام راستین مرا نزد خودت ثابت دار با امام حسین علیهالسلام و یاران امام.
علم واجب
کسی که رعایت قلب خویش از غفلت و نفسش از شهوت و عقلش از جهل کرد در زمره بیداران محسوب میشود. کسی که علمش را از هوی نفس و دینش را از بدعت و مالش را از حرام محافظت کرد ازجمله صالحان محسوب میشود. پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: «تحصیل علم بر هر مرد و زن مسلمان واجب است» منظور از علم، علم به تربیت و مصالح و مفاسد نفس است.
شاگردان سه دسته
شاگردان افلاطون (م 437 قبل از میلاد) سه دسته بودند: اشراقی، رواقی، مشّائی؛ اما اشراقیون کسانی بودند که لوح خردشان از نقشهای عالم هستی پاک بود و انوار حکمت از خاطر افلاطون بی وسیله عبارات و خالی از اشارات میتابید. رواقیان کسانی هستند که در رواق خانه استاد مینشستند و دانش را از عبارات و اشارات او میگرفتند. مشائیان کسانی بودند که در رکاب استاد خویش میرفتند و در آن حالت گوهرهای حکمت را از او دریافت میکردند و ارسطو (م 384 قبل از میلاد) از این دسته بود.
ذکر آسان
شخصی به نام «شَیبه هُذَلی» نزد پیامبر صلیاللهعلیهوآله آمد و عرضه داشت: من پیر شدهام و توانایی اعمالی چون حج و جهاد و… نیست، پس ای رسول خدا! مرا دستوری آسان مرحمت فرما تا خدای سبحان مرا از آن بهره رساند. پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: گفتارت را دو بار دیگر تکرار کن. او سخن خود را مجموعاً سه مرتبه تکرار کرد. پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: در گرداگرد تو درخت و کلوخی نیست مگر اینکه از رحمت بر تو به گریه افتاد. چون نماز صبح را گزاردی ده بار بگو: «سبحانالله العَظیم وَ بحَمده وَ لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ الّا بالله العَلی العَظیم» که البته خدای عزوجل تو را به گفتن آن از کوری و دیوانگی و بیماری خوره و تنگدستی و رنج پیری نگاه میدارد. در تعقیبات نماز صبح مفاتیحالجنان این روایت امام باقر علیهالسلام از کتاب تهذیب را نقل کرده، در آنجا چنین آمده: از کوری و دیوانگی و خوره و پریشانی و خانه بر سرش فرود آمدن یا خرافت در هنگام پیری عافیت دهد.
یاد دم به دم؟
مولانا در مثنوی در دفتر اول میفرماید:
یعنی ما همه شیریم ولی از نوع شیرانی هستیم که روی پرچمها نقش میزنند و آن شیرهای منقوش هر لحظه با وزش باد به جهش و اهتزاز در میآید. حرکت شیرهای منقوش بر پرچم آشکار است و به چشم میآید ولی خود باد دیده نمیشود.
فیض و لطف آن خدایی که ظاهراً به چشم نمیآید از ما کم مباد (و به نسخه دیگر گم مباد) این تمثیل برای بیان ظهور کثرت و خفاء وحدت است. ظاهر نمودهای حسی طبیعت را میبینند، اما مؤثر حقیقی را نمیبینند. این تمثیل بیانگر فنای افعالی است و مراد از فنای افعالی این است که سالک به مرتبهای از کشف برسد که هیچ فعلی را به خود نسبت ندهد و همه افعال و احوال را از حقتعالی بداند.
حال سالکین
به می سجّاده رنگین کن گرت پیر مُغان گوید **** که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزلها
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حائل **** کجا دانند حال ما سبک باران ساحلها
حافظ شیرازی
خواهش چیزهای ضروری
خداوند به حضرت موسی علیهالسلام فرمود: 1- از طعام به یک تکه نان جو راضی باش که جلو گرسنگی تو را بگیرد. 2- از لباس به خرقهای (لباس مخصوص فقراء) قانع باش که عورتت را بپوشاند. 3- از من مانند کسی سؤال کن که خود را به وی نیازمند دانی، حتی علف گوسفندان و نمک خمیرت را از من بخواه. از این فقره مخصوصاً قسمت سوم «تحتاج الیه: نیازمند هستی» استفاده میشود که آنچه غیرضروری باشد را نباید از خدا خواست مانند لباس تجملی و خوراکی که به اشتهای نفس باشد مانند فالوده.
قاموسی
شیخ محمدباقر قاموسی بغدادی از علما و زهّاد و عرفاء عرب بود (همانند آقای قاضی) و اتقیاء و ابرار به او اقتدا میکردند. او شاگرد آخوند ملّا حسینقلی همدانی و شیخ محمد طه بود و آیتالله حکیم شاگرد وی بوده است. او تا آخر عمر عمامه بر سر نگذاشت. لباسش مانند تجّار بود و تنها در وقت نماز لباس میپوشید. وقتی نماز میخواند و عدهای به ایشان اقتدا میکردند، هیچ اعتنایی به جماعتهای اطراف صحن مطهر حضرت امیر علیهالسلام که بسیار بودند نداشت. روزی میان عدهای نشسته بود، گفت: خوب است از دنیا بروم. شروع کرد به خواندن سوره یس و متکا زیر دستش بود. وقتی به این آیه «وجعلنی من المکرَمین آیه 27» رسید، جان به جان آفرین تسلیم کرد (که به این موت اختیاری میگویند).
عبادت بدون واسطه
امام صادق علیهالسلام فرمود: یکی از دانشمندان و بزرگان بنیاسرائیل در عبادت آنقدر سماجت کرد که مانند چوب خشک شد. خداوند به پیامبر زمان او وحی کرد که به وی بگوید: خدایت میفرماید: سوگند به عزت و جلالم، اگر تو برای من آنقدر عبادت کنی که همه گوشت و چربی بدنت مانند دنبهای که در درون دیگ آب میشود آب گردد، من عبادتهای تو را قبول نمیکنم مگر اینکه از راهش باشد.
ممکن است راست باشد
مرحوم عارف بالله حاج اسماعیل دولابی میفرمود: یکی از علمای نجف پس از سالها تدریس در حوزه، درس را تعطیل کرد و در را به روی خود بست. عدهای به سراغش رفتند و دیدند بسیار لاغر شده و حالش منقلب است. از وی پرسیدند که چرا درس را تعطیل کرده و طلبهها را محروم ساخته است؟ در پاسخ گفت: این اواخر این احتمال برایم مطرح شده است که میگفتیم خدا و قیامتی هست، ممکن است راست باشد! همین احتمال مرا از آنچه عمری خود را به آن مشغول کرده بودم بازداشته و به این حال افکنده است.
نی؟
مولانا در مثنوی بیت اول میفرماید:
بشنو از نی چون حکایت میکند **** از جداییها شکایت میکند
یعنی از این نی (نواختی که از چوب درست میکنند) بشنو که چگونه از فراق سخن میگوید و از جداییهای ایام هجران شکوه میکند. نی، تمثیلی از انسان کامل و ولی واصل است. رمزی از روح و ذات انسانی است که با درد و سوز است. انسان و ولی کامل به سبب دوری از نیستان یعنی عالم امر و روحانی که در مرتبه بیش بوده، نالان است. درون انسان کامل از تعلّقات دنیوی و هواهای نفسانی تهی است، نمیتواند دَم الهی را منعکس کند. اگر انسان کامل چیزی میگوید و به گوش بعضیها مطالب را میرساند، ولی گوش شنوا و چشم بینایی نیست که نالهها و سوزها و اسرار را ببیند و بشنود و درک کند.
تجانس روح ها
جابر جُعفی گوید: برابر امام باقر علیهالسلام خاکسارانه نشستم و گفتم: فدایت شوم! گاه بیهیچ حادثه ناخوشایندی یا دلیل و پیشامدی، چنان اندوهگین میشوم که خانواده و دوستانم اثر آن را در چهرهام میبینند علت چیست؟ فرمود: آریای جابر! همینطور است، خداوند عزوجل، مؤمنان را از سرشت (طینت) بهشت آفرید و نسیم روح خود را در آن دمید. از این رو، مؤمن برادر مؤمن است، چون یکی از این روحها در یکی از شهرها به او حزن (اندوهی) برسد، این مؤمن نیز محزون خواهد شد، چون که همسرشت اوست.
خشیّت (ترس از خدا)
نمونه آیاتی درباره خشیت از خدا در قرآن چنین آمده است: 1- خداوند در سوره نساء آیه 77 درباره حکم جهاد و جنگ بدر درباره عدهای فرمود: ناگهان دستهای از مردم (کافر) ترسیدند چون ترسیدن از خداوند یا فراتر از آن و گفتند: پروردگارا! چرا نبرد را بر ما مقرر کردی؟ 2- در سوره رعد آیه 21 میفرماید: و کسانی که آنچه را خداوند فرمان به پیوند آن داده است میپیوندند و از پروردگار خویش میترسند و از سختی حساب هراس دارند. 3- در سوره انبیاء آیه 49 فرمود: آنان که از پروردگارشان در نهان میهراسند و از رستخیز میترسند. 4- در سوره مؤمنون آیه 57 فرمود: مؤمنان که از ترس خدا هراسانند. 5- در سوره فاطر آیه 28 فرمود: از بندگان تنها دانشمندان از او میهراسند.
شب قدر
کسی از امام باقر علیهالسلام پرسید: ای پسر رسول خدا! چگونه دانند که شب قدری در هر سال هست؟ امام فرمود: چون ماه رمضان فرارسد، در هر شب 100 بار سوره حم دخان بخوان. چون شب 23 ماه رمضان فرا رسید، آنچه پرسیدی خواهی دید.
طلب اولاد
از اساتید اذکار رسیده است که ذکر استغفار مانند «استغفرالله ربی و اتوب الیه» یا ذکر یونسیه «لا اله الا انت سبحانک انّی کنت من الظالمین» که همان معنای استغفار را میدهد برای طلب فرزند نافع است. استاد فرمود: از سوره نوح آیه (12-10) این نکته استفاده میشود که حضرت نوح به قوم خود فرمود: ای قوم من! به درگاه خدای خود استغفار (طلب آمرزش) کنید که او خدای بسیار آمرزندهای است (اگر استغفار کنید). خدای 1- باران آسمان را بر شما (پس از خشکسالی فراوان) نازل کند. 2- شما را به مال بسیار و فرزندان متعدد مدد فرماید. (یمددکم باموال و بنین) 3- و باغهای خرّم و نهرهای جاری بر شما عطا کند. پس با اجازه استادی، مرد و زن هر دو تا یک سال به عدد خاص استغفار گویند، امید است خداوند آنها را فرزند عطا فرماید. بدون شک با استفاده از آیه فوق ذکر استغفار برای ازدیاد مال مؤثر است مخصوصاً اگر تعداد آن مناسب حال گوینده آن باشد.
مقام عقل اول
بدان که پیامبر صلیاللهعلیهوآله مقام جمعالجمعی و مطلقه دارد و هیچ پیامبر و ملک مقربی به این درجه و مقام نخواهد رسید. عقل اول و انسان کبیر، قلم اعلی و نور اول هم اوست. در شب معراج وقتی رسول خدا صلیاللهعلیهوآله با جبرئیل به سدرةالمنتهی رسیدند، به مقامی جبرئیل ایستاد و گفت: یا رسولالله شما بفرمائید، دیگر من نمیتوانم دنبال شما بیایم! پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: آیا در مثل این مقام دوست، دوست خود را ترک میکند! جبرئیل عرض کرد: اگر بهاندازه سر انگشت نزدیکتر و جلوتر روم هرآینه خواهم سوخت.
چهل سالگی و عصا به دست گرفتن
در روایت وارد شده است «هر کس به چهلسالگی برسد و عصا به دست نگیرد عصیان کرده است». چون تا چهلسالگی قوای طبیعی سفرش تمام شود و تکمیل جسمیت تا این سن است و عقل و نفس هم آنچه میخواست کسب کند از سعادت و بدبختی یافته است و بعد از این ارکان رو به ضعف میرود و از طرف پروردگار هم امر میشود از این به بعد اعمال بنده را محکم یادداشت کنند. شیطان هم تا این زمان دامهایش را آزموده است، پس بنده باید عصای احتیاط در سفر بهسوی آخرت را بردارد. اگر غافل شد و تقوا نورزید و از ملکات سیئه دست برنداشت، جز عصیان و رو سیاهی چیزی نخواهد یافت. عصای چوبی در این سنین برداشتن، نشانه توجه به سرازیری و رحلت و کوچ کردن بهسوی آخرت میباشد.
ثواب ها و پاداش ها
تعدادی از فقرای مدینه نزد پیامبر صلیاللهعلیهوآله آمدند و گفتند: ثروتمندان کارهای خیر مانند آزاد کردن بندگان، صدقه دادن، حج و… را انجام میدهند که ما قادر بر انجام آنها نیستیم (در نتیجه اجر ایشان بیش از ما میباشد). پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: کسی که 100 مرتبه «اللهاکبر» بگوید، بیش از ثواب آزاد کردن صد بنده برایش ثبت میشود.
کسی که 100 مرتبه «سبحانالله» بگوید، بهتر از حج بر او پاداش نوشته میشود. کسی که 100 مرتبه «الحمدلله» بگوید، بهتر از دادن صد اسب با تجهیزات کامل در راه خدا میباشد و کسی که 100 مرتبه «لا اله الا الله» بگوید، بهترین مردم در روز قیامت خواهد بود.
شکر ثواب ها و پاداش ها
معقل بن یسار از حضرت باقر علیهالسلام یا صادق علیهالسلام نقل کرده که هر کس در صبح سه بار بگوید: «اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم» و سه آیه سوره حشر یعنی: «هو اللّه الذی لا اله الا هو عالم الغیب» تا «هو العزیز الحکیم» (24-22) را بخواند خداوند 70000 فرشته بر او موکل گرداند تا او را از جمیع آفات نگاه دارند و تا شب بر او درود فرستند و اگر در آن روز بمیرد شهید مرده باشد. اگر آن را به همین صورت (مذکور) در شب بخواند، همین منزلت و ثواب به او داده میشود. در خبر آمده است که پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: از جبرئیل درباره اسم اعظم پرسیدم، گفت: زیاد بخوان آخر (سه آیه) سوره حشر را. بار دوم و سوم درباره اسم اعظم پرسیدم همین جواب را داد. پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود:
هر که خواتیم سوره حشر را در شب و روز بخواند و در آن روز بمیرد خداوند بهشت را بر او واجب گرداند.