دُرّ نجف

وظایف شیعیان در زمان غیبت کبری

جلد اول · فصل اول · بخش اول

اجتناب از گناه

از مهم‌ترین مسائل اساسی برای مقرّب شدن به درگاه امام دوری نمودن از گناه و منکرات است.

اولین وظیفه منتظر آن است که در انجام گناه هیچ‌گاه تعمّد و اصرار نداشته باشد. دوم آنکه اگر سهواً یا به خطا مرتکب گناه شد، از فعل خود پشیمان شده، توبه نماید و از امام علیه‌السلام نیز معذرت‌خواهی کند.

حضرت مهدی (عج) در بیانی فرمودند: «عاقبت زیبایی صنع خداوند سبحان، برای آنان پسندیده هست، درحالی‌که از گناهانی که نهی شده، اجتناب ورزند.»(۱)

حضرت در دعایی می‌فرمایند: «خداوندا دوری از معصیت را روزی ما کن.»(۲)

و همچنین در دعایی دیگر فرمودند: «خداوندا به نافرمانی‌ام رحم فرما.»(۳)

افزایش

چون ایمان و پایداری از لحاظ کمیت قابل تغییر است، لذا سعی در افزایش این دو برای شیعۀ منتظر لازم است تا خدای‌ناکرده دچار ضعف و سستی ایمان و بی‌ثباتی نشده، از راه انتظار خارج نشود. حضرت حجت (عج) در دعایی می‌فرمایند: «خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست و بر ایمان و پایدار کردن من افزایش نما.»(۱)

استفاده از عمر

شیعۀ منتظر باید از ساعات عمرش به نحو احسن استفاده کند تا عمری پربرکت عایدش شود. چرا که در غیر این صورت سال‌های زندگی‌اش بی‌ثمر بوده و در آینده سبب رکود و تأسف و تأثرش خواهد شد. حضرت مهدی (عج) در دعایی می‌فرمایند: «خداوندا مبارک کن برای ما آنچه برای عمرهای ما تقدیر کرده‌ای.»(۱) ازآنجایی‌که خواستهٔ حضرت برکت در عمر می‌باشد، لذا اگر منتظر ساعات عمرش را در توجه، دعا و انتظار حضرت به سر ببرد ان‌شاءالله این مبارکی نصیب او می‌گردد.

انصاف و رفتار نیک

در دعای حضرت قائم (عج) آمده است: «خداوندا بر عامه مردم، انصاف و خوش‌رفتاری را تفضّل بفرما.»(۱)

همان‌طور که بر فرمانروایان عدل و شفقت لازم است، بر رعیت و عامهٔ مردم در برخوردهای خانوادگی و اجتماعی و روابط با همنوعان رعایت میانه‌روی و داد دادن لازم است و منتظر باید در سیره، همانند پیامبر صلی‌الله علیه و آله به نیکی و خوش‌رفتاری برخورد کند که این دو صفت از ابزار جذب قلوب هست و عامل به این دو صفت، به پرواز و صعود توفیق می‌یابد.

اُلفت دوستان حضرت

بدان که دوستان پروردگار و امام عصر (عج) بینشان نزاع و دوئیت نیست چراکه حق تعالی بین آنان الفت (دوستی و همدلی) قرار داده است. ظهور بعضی اسماء در بین قلوب از افعال حق‌تعالی است.

از این نتیجه می‌گیریم که بین دوستان امام زمان (عج) هم از انس و الفتی که حق قرار داده، هیچ نزاع و جنگی نیست. حضرت حجت(عج) عرضه داشت: «خداوندا از تو می‌خواهم به اسمی که به آن بین قلوب دوستانت الفت دادی.»(۱) پس اگر کسی مدعی دوستی حضرت است و با دوست دیگر امام (عج) در نزاع است مصداق دوست واقعی نیست.

اُنس به آخرت

شیعه در طی طریق الی الله، از جهت نیّت و عمل باید به‌گونه‌ای راه رود که انسش نسبت به آخرت و قیامت بیشتر شود. لازمهٔ این سیره که مطلوب و موردنظر امام (عج) است، کم کردن تعلّق به دنیاست. امام زمان (عج) در دعایی عرضه می‌دارد: «خداوندا بر محمّدو آل محمد درود بفرست … و مرا به آخرت مأنوس کن.»(۱) پس منتظر واقعی در باطن، مشتاق مسائل آخرتی و ملکوتی هست و از هر سببی که راهگشای انس به آن منزلگاه باشد استفاده می‌کند. امیدواری نمونه‌ای از آن اسباب است که انسان را وادار می‌کند تا به آخرت میل داشته باشد. امام زمان (عج) به خداوند عرضه می‌دارد: «مأنوس به آخرت نمی‌شود، مگر امید به تو.»(۲)

اخلاص

یکی از موضوعات مهم برای شیعه، تقرّب به حضرت ولی‌عصر علیه‌السلام است و آن با اخلاص ورزیدن در دین‌داری میسّر است. حضرت در نامه‌اش خطاب به شیخ مفید، چنین می‌فرماید: «سلام بر تو ای دوستدار مخلص که یقیناً اختصاص‌یافته ما هستی.»(۱) درواقع این پیامی برای همه عالمان شیعه است که اخلاص در تعلیم و تعلّم، رمز موفقیت و تقرّب است.

اطاعت

اطاعت و فرمان‌برداری از خداوند و حضرت ولی‌عصر علیه‌السلام توفیق می‌خواهد و اگر شرایط در شخص مطیع جمع باشد شاید توفیق دیدار هم فراهم شود. امام زمان علیه‌السلام در نامه‌اش به شیخ مفید فرمود: «اگر پیروان ما که خداوند آن‌ها را به طاعتش توفیق بدهد، وفادار به ما بودند و وحدت را حفظ می‌نمودند دیدار ما به تأخیر نمی‌افتاد.»(۱)

اطاعت یعنی فرمان معبود را بردن و در عمل، فرامین او را پیاده کردن است که همین سبب تقرّب به حضرت می‌شود، چراکه شخص مطیع راضی به قضا و قدر بوده و نیّتش از اخلاص بیرون نیست؛ لذا خدا و امام علیه‌السلام را ناظر می‌بیند و ایشان را حاضر می‌داند. در دعای امام زمان علیه‌السلام برای شیعیانش این‌طور آمده: «خداوندا آنان را به خاطر اطاعتشان عزیز گردان.»(۲)

اذیت به حضرت

امام زمان علیه‌السلام در جواب نامه محمد بن علی بن هلال کرخی در ردّ غلو و زیاده‌روی عده‌ای از شیعیان دربارهٔ ائمّه چنین مرقوم داشتند: «ای محمد بن علی، هرآینه جاهلان و احمق‌های شیعه مرا آزار دادند درحالی‌که دین‌داری آنان به‌قدر پر یک پشه در نزد ما ارزشی ندارد … من بیزاری می‌جویم از آنان که گویند ما در سلطنت خداوند بر جهان با او شریک هستیم و یا اینکه ما را در جایگاهی غیرازآنکه خداوند قرار داده است قرار بدهند.»(۱)

اشفاق امام بر رعیّت

امام علیه‌السلام بر رعیت و پیرو خود شفقت دارند (دلسوز و مهربان می‌باشند)؛ از جهت نسبتی که آنان به ایشان دارند، بر سر سفرهٔ کریمانه حضرت علیه‌السلام متنعّم هستند. هرچند بااین‌همه مهربانی امام، کارهای پیرو بی آفت و بدون آسیب نبوده و اسباب غمگینی مولای خود را فراهم می‌کنند. حضرت ولی‌عصر علیه‌السلام در جواب گروهی نوشتند: «اگر نبود از محبتی و رحمتی که به صلاح کارتان است و اشفاقی که بر شما دارم، شما را مخاطب خود قرار نمی‌دادم.»(۱)

اموال پاکیزه

در توقیعی از حضرت ولی‌عصر علیه‌السلام که در جواب سؤال اسحاق بن یعقوب نوشته‌شده، آمده است: «امّا اموال شما مورد قبول ما واقع نمی‌شود مگر آنکه تطهیر شده باشد.»(۱)

این‌چنین استفاده می‌شود که اموالی که شیعه به‌عنوان خمس (سهم امام و سهم سادات) می‌پردازد باید تصفیه بوده و از راه نامشروع به دست نیامده باشد و حرام به حلال مخلوط نباشد و حق کسی در آن ضایع نشده باشد.

اموالی که برای برگزاری مجالس امام و مدّاحی و جشن تولد و نظایر این‌ها به اسم حضرت داده می‌شود باید تزکیه شده باشد تا مورد قبول حضرتش واقع گردد. فرمودند: «اما کسانی که اموال ما را مشتبه و ممزوج می‌کنند و آن را برای خود حلال می‌شمارند و می‌خوردند انگار آتش می‌خوردند.»(۲)

اتفاق قلبی بر عهود

عهد و پیمانی که بر شیعه است ازجمله اجتماع و اتحاد قلوب هست و این سبب سرور حضرت می‌گردد که از تفرقه و گم‌گشتگی به دور می‌مانند اتفاق و یکدلی شیعه نسبت به یکدیگر در متابعت از فرامین امام علیه‌السلام سبب رؤیت حضرت می‌گردد. حضرت در توقیعی فرمودند: «اگر شیعیان ما که خداوند آنان را در طاعت خداوند توفیق دهد، در وفای به عهد و پیمانی که از آنان گرفته شد قلب‌هایشان اتفاق داشت دیدار ما از آنان به عقب و تأخیر نمی‌افتاد و سعادت مشاهده ما با معرفت و راستی زودتر انجام می‌گرفت.»(۱)

گرچه در این توقیع ضمیر جمع نسبت به همهٔ شیعیان آمده است ولیکن یکی از دلایل تام مصمّم بودن، باقی ماندن بر پیمان‌هایی است که از یکایک شیعه گرفته‌شده است لذا نباید با ترک معاهده، از لذّت رؤیت جمال نورانی حضرت علیه‌السلام محروم شوند.

استغاثه

طلب فریادرسی از دانی به عالی، رعیت به ارباب، عبد به مولی ممدوح است. امام زمان علیه‌السلام ابالغوث پدر و صاحب فریادرسان می‌باشد. شیعه گاهی برای مظلومیت امام علیه‌السلام به درگاه خداوند استغاثه می‌کند و ایشان را از خدای متعال طلب می‌کند و می‌خواهد که ایشان زودتر تشریف آورده و با برپا نمودن حق، باطل را از بین ببرند و داد مظلوم را از ظالم بستانند؛ در دوران غیبت کبری از خود حضرت علیه‌السلام طلب فریادرسی می‌شود چراکه ایشان مغیث و ملجأ گریختگان و درماندگان و غم‌زدگان است و به ندا و صدای آنان توجه می‌کند.

حضرت علیه‌السلام مظهر ابواب الهی می‌باشند لذا درب خانهٔ ایشان را می‌زنند تا توسط امام از شدّت گرفتاری نجات یابند. دومین نائب خاص امام زمان، جناب ابی جعفر محمد بن عثمان در زیارت آل یاسین خطاب به محضر حضرت علیه‌السلام چنین عرضه می‌دارد: «یٰا وِقٰایَةَ اللهِ وَ سِتْرَهُ وَ بَرَکَتَهُ اَغِثْنیٖ» ای نگه‌دارنده و پوشش و برکت الهی به فریادم برس.(۱)

ما که نداریم به غیر تو کس/ ای شه خوبان تو به فریاد رس

غوث یعنی فریادرسی، استغاثه یعنی طلب و درخواست کمک نمودن و غیاث نیز به شخص فریادرس اطلاق می‌شود و همه این موارد به داعی و حاجتمند و درخواست‌کننده، بستگی داشته و مربوط می‌شود. امام علیه‌السلام مغیث است که جواب فریادرسی را می‌دهد.

امام عصر علیه‌السلام در دعایی به خداوند عرضه می‌دارد: «ای خدایی که هرگاه بنده در شب به حالت تحیّر (اضطرار) تو را با صدای بلند بخواند و برای او یاری کننده‌ای که مهربانی‌اش کند نیابد، پس از تو کمک فریادخواهی کند و استغاثه نماید.»(۲)

احسان (صله) برای امام

بدان که احسان، عطیّه و صلهٔ مالی برای امام ازجمله نکات مهمی است که شیعه نباید از ارزش‌های مادّی و آثار معنوی آن در زمان غیبت غافل بوده و بدان بی‌توجه باشد. یکی از کارهایی که محب می‌تواند از آن در جهت جلب خوشایندی محبوبش استفاده کرده و با انجام آن دل ایشان را شاد کند، این است که مالش را خالصانه در راه ایشان صرف نماید.

انجام هر کاری که عنوان هدیه و احسان به آن تعلّق می‌گیرد، مانند پرداخت هزینه مجالس مهدویّه، اطعام دادن و چاپ کتاب‌هایی که بنام حضرت علیه‌السلام است، صله دادن به سادات، ساختن مکانی بنام مبارک ایشان و رفتن به سفرهای زیارتی بنام ایشان و انجام ده‌ها کار نظیر این موارد می‌تواند مصداق صله برای حضرت علیه‌السلام باشد. پس در تمام موضوعاتی که مصداق صله، احسان مال می‌باشد حتماً لازم است نیّت، خالصانه برای امام زمان علیه‌السلام باشد.

اولین گام در صله دادن، کیفیت عمل و اخلاص هست، لذا درجات شیعیان به‌حسب دارایی و سخاوت و محبت مختلف است. امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «چیزی نزد خداوند محبوب‌تر از دادن پولی که برای امام علیه‌السلام می‌باشد، نیست که خداوند آن پول را برای دهنده، همچون کوه احد در بهشت قرار می‌دهد.»(۱) امام کاظم علیه‌السلام فرمودند: «هر کس نتواند ما را احسان کند، پس دوستان صالح ما را احسان کند ثواب صلهٔ ما برایش نوشته می‌گردد.»(۲)

امور نیابتی

محب، در هر کاری از امور عبادی و مستحبی که بتواند به نیابت از محبوبش انجام دهد نباید کوتاهی کند که این امور نیابتی مستحسن و پسندیده بوده و ثمره مجرّبی هم برای انجام آن مشاهده شده است.

انجام افعالی از قبیل نماز، زیارات، عمره، روزه و از این قبیل اعمال خیر و ممدوح به نیابت از امام علیه‌السلام بسیار نیکوست و جای هیچ شکی نیست که منوب از کار نائب خبر داشته و به کرمش این هدایا را می‌پذیرد و شیعه را کریمانه به لطفش می‌نوازد.

علی بن ابی حمزه از حضرت موسی بن جعفر علیه‌السلام دربارهٔ نیابت از زندگان و مردگان مانند حج و نماز پرسش کرد، امام علیه‌السلام تجویز کردند.(۱) موسی بن قاسم بجلّی به امام باقر علیه‌السلام عرض کرد: «بسا می‌شود که از سوی پدر شما حج به‌جای می‌آورم … پس چگونه آن را انجام دهم؟»

امام علیه‌السلام فرمودند: «(حج) تمتّع به‌جای آور.»(۲)

موسی بن قاسم گوید: «به امام جواد علیه‌السلام عرض کردم می‌خواستم از سوی شما و پدر شما طواف کنم، کسی به من گفت: نیابت طواف از جانب اوصیاء نمی‌شود!» ایشان فرمودند: «طواف کن هرقدر که توانستی، جایز است.»

بعد از سه سال، روز اول از جانب رسول‌الله صلی الله علیه و آله و روز دوم از طرف امیرالمؤمنین علیه‌السلام و روز سوم از جانب امام حسن علیه‌السلام و روز چهارم از طرف امام حسین علیه‌السلام و روز پنجم از جانب علی بن الحسین علیه‌السلام و روز ششم از طرف ابو جعفر محمدبن علی علیه‌السلام و روز هفتم از طرف جعفر بن محمد علیه‌السلام و روز هشتم از طرف پدرت امام موسی علیه‌السلام و روز نهم از جانب پدرت امام علی بن موسی علیه‌السلام و روز دهم از جانب شما ای آقای من طواف کردم، به‌وسیلهٔ اینان، به خدا سوگند خدای را دین‌داری می‌کنم.

فرمودند: «به خداوند سوگند دین‌داری‌ات به دینی است که جز از آن خداوند از بندگانش قبول نمی‌کند.» عرض کردم: گاهی از طرف مادرت فاطمه علیهاالسلام طواف می‌کنم و گاهی نشد. فرمودند: «زیاد این طواف را کن که انشاء الله بهترین عملی است که انجام داده‌ای.»(۳)

الآن امام عصر علیه‌السلام زنده است و به نیابت ایشان زیارت کردن بسیار ممدوح است چه آنکه همهٔ اموال و جان و نفسمان از اوست. زیارت نیابتی برای حضرت علیه‌السلام، یکی از مهم‌ترین اموری بوده و هست که عالمان ربّانی و محبین مخلص و مقرّبین، برای ادا یکی از الطاف بیکران ایشان انجام می‌دادند و هم‌اکنون نیز از انجام آن کوتاهی نمی‌کنند.

احترام به نام امام

بدان که رعایت ادب و احترام به نام، لقب و کنیه امام علیه‌السلام از سیرهٔ محبّین ایشان است.

بر زبان آوردن اسامی معشوق و القابی زیبندهٔ ایشان و خواندن نام مبارکشان به هر زبان، به صواب است. هرگاه لقب قائم، از میان القاب ایشان شنیده شود، نص صریح واردشده است که به احترام ایشان برخیزند.

گفته‌اند: در بعضی روایات آمده است که روزی در مجلس امام صادق علیه‌السلام ذکر صاحب‌الزمان شد، ایشان تعظیماً و احتراماً به اسم شریف او برخاستند.(۱)

ازامام صادق علیه‌السلام سؤال شد، سبب قیام هنگام ذکر لفظ قائم از القاب حضرت حجّت چیست؟ ایشان فرمودند: «چون او را غیبت طولانی خواهد بود و از شدّت رأفت به‌سوی کسانی که آن‌ها را دوست دارد، هرکسی به این اسم یاد او کند که مشعر به دولتش و حسرت به غربت او دارد، نظر می‌نماید.»(۲)

امکنه منسوب به امام

از شیوهٔ عاشقان و اهل محبّت آن است که به مکان‌های منسوب به معشوق و محبوب وارد می‌شوند و توقفی کرده و به یاد ایشان دعا و مناجاتی می‌کنند تا یاد و خاطر مبارک ایشان را در دل تمدید نمایند. ازجمله این اماکن می‌توان به مسجدسهله، مسجدکوفه، مسجد جمکران، مقام صاحب‌الزمان درکربلا، مسجدصعصعه و مانند این‌ها اشاره کرد.

من ندیدم در میان کوی او/ بر در و دیوار الّا روی او

بوسه گر بر در زنم لیلی بود / خاک گر بر سر کنم لیلی بود (عطار نیشابوری)

چه آنکه شرف مکان به مکین است؛ قلوب اهل محبت حضرتش در این اماکن، ازیک‌طرف به یاد ایشان می‌افتد و با حضور قلب، حالت شوق به محبوب در دلشان پدید می‌آید و از طرفی دیگر به دلیل عدم وصال و فراق حضرت علیه‌السلام متأثّر گشته، آنگاه برای فرج و سلامتی ایشان دعا می‌کند.