فتوّت در کلام
در تورات آمده که حضرت موسی علیهالسلام از خداوند پرسید: «فتوّت چیست»؟ خطاب آمد: «نفس را همان طور که پاکیزه از من تحویل گرفتی، پاکیزه به من برگردانی».
از امیرالمؤمنین علیهالسلام سؤال کردند، فتوّت چیست؟ فرمود: «هیچ کار نکند در نهانی که اگر آشکار شود، منفعل گردد». و نیز امام باقر علیهالسلام در این باره فرمود: «فتوّت آن است که همه کس را از خود بهتر دانی و خود را بر هیچ کس تفضیل ننهی».
امام جواد علیهالسلام یازده ساله بود که یحیی قاضی از حضرت دربارهی فتوّت سؤال کرد. امام فرمود: «اوّل، سخاست که هرچه دارد از هیچ کس دریغ ندارد. دوم صفاست که سینه را از کبر و کینه پاک سازد. سوم، وفاست». (بحرالمعارف، ج 1، ص 737 و 738)
سال ها و ماه ها
سالها بـاید که تـا یک سـنگ اصـلی زآفتاب **** لعل گردد در بدخشان یا عقیق اندر یمن
ماهها باید که تا یک پنبه دانه ز آفتاب و خاک **** شـاهدی را حلّه گردد یا شهیدی را کفن (سنایی)
تهیلیل و تکبیر
امام صادق علیهالسلام فرمود: «بسیار لااله الّا الله و الله اکبر بگویید که از این دو در نزد خدا چیزی دوست داشتنیتر نیست».
و آن حضرت فرمود: «بهای بهشت لااله الّا الله و الله اکبر است». (نمونهی معارف، ج 2، ص 745-وافی، ج 5، ص 218)
میل به خیر و شر
هـمه فــرزند آدمند و بشر **** میل بعضی به خیر و بعضی شر
این یکی مور از او نیازارد **** و آن دگر سگ بر او شرف دارد (سعدی)
ظاهر و باطن
از امّهات اسماءِ الهی، ظاهر و باطن است. امیرالمؤمنین علیهالسلام دربارهی این دو اسم در نهج البلاغه خطبه 95 فرمود: «او ظاهر است، پس چیزی برتر از او در ظهور نیست و باطن است، پس چیزی نزدیکتر از او نیست».
در خطبه 132 فرمود: «خداوند باطن هر مستور و حاضر هر سرّ و نهان است» و در خطبه 204 فرمود: «او ظاهر است به عجایب تدبیرش بندگان و اندیشمندان و باطن است با بزرگی عزّتش از فکر صاحبان وهم».
در خطبه 228 فرمود: «او بر زمینش به پادشاهی و عظمت ظاهر است، و به علم و شناختش زمین علم باطنی دارد» و در خطبه 162 فرمود: «او ظاهری است که گفته نمیشود از چه ظاهر شده و باطنی است که گفته نمیشود در چه پنهان و مستور است». هم چنین در خطبه 64 فرمود: «هر ظاهری غیر او غیر باطن است و هر باطنی غیر او غیر ظاهر است». در خطبه 152 نیز میفرماید: «او آشکار است نه به دیدن چشمها و پنهان است نه به سبب لطافت و شفافی».
حسرت!
مرحوم شیخ بهایی قمی در کتاب سفینة البحار گوید: «روایت است که اهل بهشت بر چیزی از دنیا که فوت شده، حسرت نمیخورند همانند آن ساعتی که بدون ذکر خدا بر آنان گذشته بود». (کتحسرهم علی ساعة مرّت من غیر ذکر الله)
آب سبو
دانش و علم ما مانند آب در کوزه (سبو) است و علم حق تعالی همانند آب دجله بی پایان است. همهی جهان به مثابه یک سَبو است که از دانش کم ما زود لبریز میشود و زیبایی بی پایان رحمتهای او مانند دریاست.
اگر سالک، سبوی جزئیش را که از دجلهی کمالات او یافته است، میشکست، چه قدر زیبا میشد چراکه اعتباری برای خود نمیدید.
آری اگر کسی شمّه ای از دجلهی خوبیها را بو ببرد، مَست شود، پس بر سبوی منیّت سنگ میزد و میشکست. البته عقل جزئی محال است که بتواند درک کند، ولی سالک الی الله سبوی روحش به آبِ معنای دجله پیوسته شده و همهی اجزایش به ذوق و رقص در میآیند. در حالت فنا، سبو و آب نبوده و زوالی نیست، بلکه مقدمهی بقاست. (مثنوی معنوی، دفتر اوّل، بیت 2848 تا 2869)
جز نگاهی
فـضـای مـُلــک خـداوند جـایـگاه مَنَست **** مـرا از آنچه در شـهر جایگاهی نیست
به غیر رزقِ مقدّر که میخورم شب و روز **** مرا ز مُلک جهان بهره جز نگاهی نیست (قاآنی شیرازی)
چرا دعا مستجاب نمی شود؟
امام کاظم علیهالسلام فرمود: «گروهی نزد امام صادق علیهالسلام آمدند و گفتند: ما خدا را میخوانیم، امّا او استجابت نمیکند! فرمود: چون شما کسی را میخوانید که او را نمیشناسید (لأنکم تدعون من لا تعرفونه)». (توحید، شیخ صدوق، ص 289)
توصیف بعضی صفات پروردگار
صفات حضرت حق نامتناهی و دست یابی به کُنه آن ناممکن است. اطلاع بر بعضی صفات، آن هم به اندازهی درک عملی و شهودی هرکس ممکن است.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در نهج البلاغه خطبه 85 فرمود: «او بر هر چیزی احاطه دارد و بر هر چیزی غلبه و به همهی اشیا قدرت و قوّت دارد».
در خطبه 108 فرمود: «هر چیزی در پیشگاه خداوند فروتن است و هر چیزی به او قائم است. توانگر کند هر بی چیزی را و عزّت دهد هر ضعیفی را». هم چنین در خطبه 99 فرمود: «حمد از آن پروردگاری است که فضلش در میان خلایق پراکنده و بخشش خود را به همه داده است».
ایشان در خطبه اوّل فرمود: «او فاعل همه چیز است، بدون صادر شدن حرکات و فعلی. بصیر است، زمانی که هیچ کدام از مخلوقاتش نبودند».
در خطبه 159 فرمود: «فرمان او با مصلحت و محکم است، خشنودیش أمان است از عقوبت و سبب مغفرت و رحمت است. او با علم، حُکم میکند و با حلم، عفو مینماید». و در خطبه 204 این گونه ستایش کرده و میفرماید: «ستایش خداوندی را که برتر از تشبیه است به مخلوقین، و غالب است بر گفتار توصیف کنندگانش».
ابجد بندهای 250-241 دعای جوشن کبیر
«مصوّر 336» «مطهّر 254» «مبشّر 542» «مقدّر 344» «منوّر 296» «منذر 990» «مدبّر 246» «میسّر 310» «مقدّم 184» «مؤخّر 846»
صفت رضا
سالک الی الله باید زحمت و ریاضت بکشد و با بندگیِ خالص، توفیق، رفیق راهش شود تا دری از حقایق و گنجی از عالم معنا و گوهری از اولیای خاصّ الخاص نصیبش شود.
آنکه هنوز در گمان است و به یقین نرسیده و آنکه روزنهای از حقایق به رویش باز نشده، شک میکند که شاید دری نباشد، و کمکم دریچههای امید را به یأس میبندد.
حضرت استاد آیت الحق سید عبدالکریم کشمیری رحمة الله علیه گاهگاهی میفرمود: «اگر مزهای از حقایق را بچشید، درس و کارهای ظاهری برای مدرّس شدن و آقا شدن و … را رها میکنید. من درسهای بسیاری تدریس میکردم ولی الآن پشیمانم….».
مولانا در دفتر اول مثنوی میگوید:
چون گشاده شد دری، حیران شود **** پـر بـروید بـر گـمان، پرّان شود
تـا ز درویـشی نـیابـی تـو گـهر **** کی گهر، جویی ز درویشی دگر؟
کلاه فقر
چون پوست، تخت من است و کلاه پشمین، تاج **** به تخت و تاجِ کیانی کـجا شـوم مـحتاج
کـــلاه فــقــر بــوَد خــود اشــاره در مـعنا **** به اینکه دور کن از سر هوای افسر و تاج (وحدت کرمانشاهی)
هادی
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «چگونه کسی قدرت هدایت (گمراهان) را دارد با اینکه هوای نفس بر او غالب است». (من یغلبه الهوی)(غررالحکم، ج 2، ص 597)
همه چیز بر او گواهی دهند
امیرالمؤمنین علیهالسلام در نهج البلاغه خطبه 49 فرمود: «همهی نشانههای ظاهر بر خداوند دلالت دارد و آثار وجودش بر قلب هر منکر گواهی میدهد». در خطبه 181 فرمود: «از شواهد خلقت او، خلقت آسمانهاست که ثابت و بدون ستون استوارست».
در خطبه 164 فرمود: «شواهد آیات و بیّنات بر زیبایی مصنوعاتش و بزرگی قدرتش آنچه برپا داشت. عقول بدان معترف و بر گوشهای ما دلایل بر وحدانیّتش پیچیده و صدا میکند».
در خطبه 202 فرمود: «از توانایی و سلطنت خداوند متعال شگفتی آفرینشهای نیکوی اوست». در این راستا در خطبه 154 فرمود: «از لطایف صنعت و عجایب خلقت حق تعالی که به ما نشان داده از حکمتها، خفّاش است که روز چشمهایش بسته و شبها چشمهایش باز است».
در خطبه 90 فرمود: «آنچه خلق نمود آن را محکم گردانید و تدبیرش را لطیف نمود و هر چیزی را به خودش اختصاص داد».
در خطبه 227 فرمود: «حدوث خلقتش دلالت بر قِدَم همیشگی او میکند و حدوث آفریدگان دلالت بر وجود او دارد». و نهایتاً در خطبه 152 خدا را ستایش کرده و فرموده: «ستایش از آنِ خداوندی است که با ایجاد آفرینش بر خودش دلالت مینماید».
ابجد بندهای 130-121 دعای جوشن کبیر
«جلیل 73» «کفیل 140» «مدیل 84» «جمیل 83» «دلیل 74» «منیل 130» «وکیل 66» «قبیل 142» «مقیل 180» «محیل 88»
کمترین درجه شناخت او
طاهر بن حاتم گوید: «نامهای به حضرت موسی بن جعفر علیهالسلام نوشتم و از او درخواست کردم تا کمترین درجهای که معرفت خالق به آن اکتفا میشود را برایم بنویسد. امام در جواب نوشت: خداوند مثل ندارد و همیشه شنونده و دانا و بیناست و هرچه بخواهد، انجام دهد». (توحید، شیخ صدوق، ص 284)
ره توحید
با دو قــبله در ره تـوحـید نتوان رفت راست **** یا رضــای دوسـت باید، یا هـوای خـویشتن
نَفس تو جویای کفر است و خِرَد جویای دین **** گر بقا خواهی به دین آی، ارفنا خواهی به تن (سنایی)
رأس علم
ابن عباس گوید:
«عربی از پیامبر صلیالله علیه و آله پرسیده رأس و سر علم چیست؟ پیامبر صلیالله علیه و آله فرمود: رأس علم شناخت پروردگار، او را به حق واقعی شناختنش است. پرسید: حقّ معرفت خدا چیست؟ فرمود: او را بی مثل و شبه و همتا بشناسی، (و بدانی) او یگانه، ظاهر، باطن، اوّل و آخرست و کفو و نظیری ندارد». (توحید، شیخ صدوق، ص 285)
سؤال از توحید
از حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام درباره توحید پرسیدند؟ فرمود: «خداوند را در فکر و ذهن خود به وهم درنیاوری». (نهج البلاغه، حکمت 462)
خلقت مخلوقات
خداوند بنا بر قاعده لطف و افاضهی حکمت و با علمِ مصلحت بینی و قدرتش، مخلوقات را خلق کرد تا کمال پیدا کنند و به او نزدیک شوند و از عطایای بی شمار او بهره مند گردند و از خزانهی نامتناهی او احسانها و تفضّلات را دریابند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در نهج البلاغه خطبه 64 فرمود: «حق تعالی مخلوقات را خلق نکرد تا سلطنت خدا پیش محکم شود و یا به خاطر ترس از عواقب روزگار، و نه به خاطر کمک خواستن بر دفع همتایی که با حضرتش نزاع نماید… . ولکن همهی مخلوقات پرورش یافتهی اویند. او از آنچه خلق کرده، خسته و سنگین نشده و از تدبیر و اصلاح حال آنها در خلق کردن وقفه و عجزی واقع نگردید؛ و آنچه تقدیر و حکم نمود شبهه بر او وارد نشد».
در خطبه 108 فرمود: «خلق را به خاطر ترس از تنهایی نیافرید و به خاطر جلب سود ایجاد نفرمود». و در خطبه 184 فرمود: «خداوند سبحان وقتی مخلوقات را خلق میکرد، از طاعت آنان بی نیاز و از معصیتشان ایمن بود، زیرا معصیت آنان او را ضرری و طاعت مطیعان، نفعی بدو نمیدهد». در خطبه 228 فرمود: «آفریدن مخلوقات به خاطر محکم شدن سلطتنش نبود و نه به خاطر خوف زوالش و نه برای کمک یافتن از آنها علیه دشمنش و نه به خاطر ازدیاد در مُلکش و نه برای تفاخر به کثرت از برای آن کس که شریک مَر او را دارد».
دو پلّه
دنـیـا و دیـن دو پـلّهی مـیـزان قـدرت اسـت **** این پلّه چون به خاک شد، آن پلّه بر هواست
صوفی شدی! صداقت و صدق و صفات کو؟ **** صافی شدی! کدورت حقد و حسد چراست؟ (اوحدی مراغهای)
تشبیه وجود مطلق به نور
بر مبنای وحدت وجود، وجود، عین وحدت است، نه وحدت عددی و نوعی و جنسی؛ بلکه وحدت حقیقی که فرد و یگانه است و در مراتب و درجات در جهان تجلّی و ظهور میکند. به همین لحاظ وجود را به نور تشبیه کردهاند.
نور یک حقیقت است که به حسب شدّت و ضعف ظهور میکند. نور ذاتاً نور و ظاهر کننده و منوّرِ همه چیز میباشد.
همهی موجودات به یک وجود باز میگردند و هر کدام یک تجلّی از تجلّیات بی انتهای آن هستند.
هم چو آن یک نور خورشید سما **** صد بوَد نسبت به صحن خانهها
لـیـک یک باشد همه انـوارشـان **** چون که برگیری تو دیوار از میان
رمز اشارات
دامن خلوت ز دست کی دهد آن کو که یافت **** در دل شبهای تار، ذوق مناجات را
هـر نـفَـسَم چـنـگ و نـی از تـو پـیامی دهد **** پــی نـبرد هـر کـسی رمز اشارات را (وحدت کرمانشاهی)
سه نوع خط
آن خطاط سه گونه خط نبشتی. یکی فقط او خواندی، یکی هم او خواندی و هم غیر، یکی نه او خواندی و نه غیر.