حکمت گوید
دامن آلوده اگر خود همه حکمت گوید **** به سخن گفتن زیباش بدان به نشوند
و آنکه پاکیزه رود گر بنشیند خـاموش **** همه از سیرت زیباش نصیحت شنوند (سعدی)
شهادت به عدم شریک
امیرالمؤمنین علیهالسلام پس از مراجعت از جنگ صفین در منطقه حاضرین برای امام حسن علیهالسلام به طور وصیّت، نامهی شماره 31 را نوشت. حضرت در آن نامه فرمود: «ای پسرم! اگر برای خداوند شریکی بود، هر آینه پیامبرانش و آثار ملک و سلطنت و افعال و صفات او را میدیدی و میشناختی. لکن او خدای واحد است، چنآنکه در قرآن خود را این طور وصف کرد: «همانا معبودتان معبود یگانه است». (سوره کهف، آیه 110)
در نهج البلاغه خطبه 181 فرمود: «حق تعالی زاییده نشده تا در عزّت شریک داشته باشد» و در خطبه 132 فرمود: «شهادت میدهم غیر او خدایی نیست، شهادتی که ظاهر و باطن و قلب و زبان موافقت دارند» نیز در خطبه 35 فرمود: «شهادت به یگانگی او میدهم این که شریکی برای او نیست و خدای دیگری با او نیست» و هم چنین در خطبه 177 که فرمود: «شهادت میدهم که معبودی غیر الله نیست که همانند ندارد و شک و تردیدی در او نیست».
حلقه دام بلا
سلسلهی موی دوست، حلقهی دام بلاست **** هرکه در این حلقه نیست، فارغ از این ماجراست
مالکِ ملکِ وجود، حـاکمِ ردّ و قـبول **** هـرچه کُند جـور نیست، ور تو بـنالی جـفاست (سعدی)
لا اله الّا الله
پیامبر صلیالله علیه و آله فرمود: «من و گویندگان قبل از من کلمهای مثل لااله الّاالله نگفتیم» و نیز فرمود: «بهترین عبادتها، گفتن لااله الّاالله است» و هم چنین در جای دیگر فرمود: «گردن کش ستیزنده کسی است که از گفتن لااله الّاالله سَر باز زند».
امام باقر علیهالسلام فرمود: «چیزی که ثوابش بزرگتر از گواهی دادن به «لااله الّاالله» باشد، نیست. چون (بزرگی معرفت) خداوند عزّوجل را چیزی (معادل) و برابری نمیکند و کسی در امر و کار با او مشارکت ندارد».
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «هیچ بندهی مسلمانی نیست که لااله الّاالله بگوید مگر اینکه بالا رود در حالی که هر سقف (و مانعی) را بشکافد و به چیزی از گناهانش نگذرد، مگر آنکه آن را محو و نابود سازد تا آنکه مثل خود به حسنات رسد و بایستد».
پیامبر صلیالله علیه و آله فرمود: «از کلمات سخنی دوستدارتر از گفتن لااله الّاالله نزد خدا نیست و هیچ بندهای نیست که بگوید لااله الّاالله در حالی که آن را در صوت بکِشد، مگر آنکه گناهانش زیر قدمش فرو ریزد، چنآنکه برگ زیر درخت فرو میریزد». (توحید، شیخ صدوق، ص 18 تا 30)
عالِم و علیم
امیرالمؤمنین علیهالسلام دربارهی علم خداوند در خطبه 85 نهج البلاغه فرمود: «خداوند به همهی پنهانیها و نیّتهای پنهان داناست».
در خطبهی 64 فرمود: «علم او پایدار و استوار است» و در خطبه 132 فرمود: «او دانا به آنچه در سینهها و چشمهایی که دزدانه مینگرند، میباشد».
در خطبه 152 فرمود: «در وقتی که هیچ معلومی نبود، او عالم بود» و در خطبه 177 فرمود: «از علم او قطرات آب و تعداد آب و تعداد ستارگان آسمان و بادهای پراکنده در هوا و راه رفتن مورها بر روی سنگها و خوابگاه مورچهها در شب ظلمانی پوشیده و غایب نیست. آنچه از برگ درختان می افتد و پنهان نگریستن چشمها را میداند».
در خطبه 189 فرمود: «خداوند نالهی حیوانات چرنده را در بیابان و گناه بندگانش را در پنهانیها و رفت و آمد ماهیها در دریای بزرگ و طولانی و به هم خوردن آبها به وسیلهی بادهای سنگین را میداند».
در خطبه 204 فرمود: «حق تعالی عالم است، بدون تحصیل کردن و افزودن و استفاده از علم دیگران» نیز در خطبه 204 فرمود: «علم او به وسیلهی اخبار نیست» و هم چنین در خطبه 64 فرمود: «هر عالمی غیر او آموزنده (دانش آموز) است».
دستِ افتاده گیر
ره نـیک مـردانِ آزاده گـیـر **** چو اِستاده ای دستِ افتاده گیر
ببخشای کآنآنکه مرد حقند **** خــریدار دکّــان بـی رونـق اند (سعدی)
سه نوع مرگ و حیات
عارف شبستری گوید: «تصوّر موت برای انسان سه قسم است:
حیات هم سه نوع است:
خاک درگه
وجه خـدا اگـر شـودت منظر نـظر **** زین پس شکی نماند که صاحب نظر شوی
گر در سرت هوای وصالست حافظا ***** بـاید که خـاک درگـه اهـل بـصر شـوی (حافظ)
عقل و دین
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «کسی که صفتی از صفات خوب در او استوار باشد، او را بپذیرم و از نداشتن صفات دیگر بگذرم.
از کسی که عقل و دین ندارد نمیگذرم و چشم نمیپوشم چراکه اگر دین نباشد، امنیت نیست و زندگی با ترس همراه باشد.
کسی که عقل ندارد، زندگی ندارد و با مردگان مقایسه شود». (اصول کافی، ج 1، ص 21، ح 30)
خالق زمان و مکان
در این که خداوند خالق مکان و زمان است، جای هیچ شکّی نیست. امّا او در چیزی حلول نکرده تا مکانی برای او دانست و زمان در او تأثیری ندارد تا مدّتی برای او فرض شود، پس منقرض شود.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در نهج البلاغه خطبه اوّل فرمود: «هرکه بگوید خداوند در چیست؟ هر آینه او را در چیز و محلّی قرار داده و هرکه بگوید او بر چیزی است؛ هر آینه او را از بعضی جاها و مکانها خالی دانسته است».
در خطبه 177 فرمود: «او خدایی است که کاری او را از کار دیگر مشغول نمینماید و زمان او را تغییر نمیدهد و هیچ مکانی او را احاطه نمینماید». در خطبه 181 هم میفرماید: «وقت و زمان بر او پیشی نگرفته و به مکانی محدود نمیگردد».
در خطبه 152 فرمود: «هرکه گوید او کجاست؟ هر آینه برای او مکان قرار داده است» و در خطبه 228 نیز میفرماید: «مصاحب با زمان نیست. آلات و ابزار او را یاری کننده نیستند. هستیِ او زمانها را و وجودش، عدم را پیشی گرفته است. شبها و روزها او را فاسد و فانی نمیکند».
ابجد بندهای 90-81 دعای جوشن کبیر
«مانع 161» «صانع 211» «جامع 114» «دافع 155» «نافع 201» «شافع 451» «رافع 351» «سامع 171» «واسع 137» «موسع 176»
یک شب
چه خوش است یک شبی بکشی هوی را **** به خلوص خواهی زخدا، خدا را
به حـضـور خـواهـی ورقـی ز قــرآن **** فــکنـی در آتـش کـتب ریا را (الهی قمشهای)
بهترین مشاوران
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود:
بهترین مشاوران تو اینان هستند: 1. خردمندان 2. صاحبان علم 3. تجربه داران 4. دوراندیشان (مستدرک الوسائل، ج 2، ص 65- تقویم قدس 1382)
واحد
در حدیثی آمده است که ابوهاشم جعفری از امام جواد علیهالسلام دربارهی واحد پرسید، امام فرمود: «کسی که همهی زبانها بر یگانگی او اجتماع دارند چنآنکه خداوند فرمود: اگر سئوال کنی از ایشان (کافران) را که چه کسی آسمانها و زمین را آفرید، هر آینه گویند: الله».
* سئوال از مفهوم واحد نیست و جواب امام به لسان فطرت عام و خاصّ است که حقیقتاً اعتراف دارند که خالق یکی است و بس. (توحید شیخ صدوق، ص 82 و 83)
درمان کجا
علم رسمی از کجا، عرفان کجا **** دانش فکری کجا، وجدان کجا
دردها را عشق درمان میکند **** درد را بی عاشقی درمان کجا
عشق را با عقل نسبت کی توان **** شاه فرمان ده کجا، دربان کجا (فیض کاشانی)
نفس گوید
آنچه نفس گوید: «به تدریج مسلمان شوم»، «نیک شوم»، عین مکر است و عین طلب فراق است. ضعیف شده و چارهی دگرش نیست، مداهنه (خدعه و دورویی) آغاز کرده است.
از مسلمانی او را، خود خبر نیست و نه از صورت مسلمانی، میگوید: «مسلمانی میباید». (مقالات شمس، ص 213)
توصیف محدود نامحدود را
صفات خداوند نامحصور و نامحدود است، لذا کسی او را آن طور که هست، توصیف نکند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در نهج البلاغه خطبه اوّل فرمود: «خداوندی که برای صفتش حدّی محدود و صفتی ثابت نمیباشد…» و در و در خطبه 177 فرمود: «زبانی نمیتواند او را توصیف کند» و نیز در خطبه 152 میفرماید: «هرکس او را توصیف کند، محدود کرده و هرکه او را محدود کند، به شمارش اعداد درآورده و کسی که او را در شمارش درآورده، ازلیّت او را باطل نموده است».
در خطبه 84 فرمود: «اوهام هیچ کس به صفات او نرسد» هم چنین در خطبه 181 فرمود: «به جفت توصیف نمیشود». در خطبه 178 نیز فرمود: «او لطیفی است بدون متصف شدن به پنهانی. بزرگی است که به خشونت متصف نمیشود. بینایی است که به وسیلهی حواس توصیف نمیشود».
دعوت عملی
امام صادق علیهالسلام فرمود: «با اعمالتان مردم را به خدا بخوانید و دعوت کنید نه فقط با زبانتان. (کونوا دعاة الناس بأعمالکم)(قرب الاسناد، ص 39- تقویم قدس 1382)
جزیره خضراء
شخصی از حضرت آیت الله بهجت پرسید: «جزیره خضراء که این همه دربارهی آن بحث میشود، کجاست»؟ فرمود: «جزیره خضراء آن دلی است که امام زمان در آن تاب بیاورد». (گوهرهای حکیمانه، مهدی عاصمی، ص 124)
صد جوی خون
نادیدههای چـند ز دلدار دیدهایم **** نشنیدههای چـند ز جـانـان شنودهایم
تا رخت جان به سایه سروی کشیدهایم **** صد جوی خون ز دیده، به دامن گشودهایم (وحدت کرمانشاهی)
صفات فعل پروردگار
صفاتی که به خداوند متّصف میشوند مانند «رزق دادن» و «خلق کردن» را صفات فعل می گویند. پس وقتی میآفریند و خلق میکند و یا رزق میدهد، تحقق صفت در خارج و غیبت به وقوع می پیونددد و این میتواند در نوع افعالش زمانی باشد و زمانی بنا شده و در واقع صفت افعال، اضافیه میباشد و تحقق آن با مخلوق و یا مرزوق خواهد بود.
خداوند در صفات فعل یک جا در قرآن از غضب خود نام میبرد: «غضب الله علیهم» و در جای دیگر از رضایت خود از بندگان نام میبرد: «رضی الله عنهم» از این جهت در صفات فعل گفته میشود خدا هم زنده میکند و بعد هم میمیراند. پس عطا و منع از فعل اوست. او به حکمت و مصالح پدید میآورد و محو مینماید.
قاردیت خدای قوی
امیرالمؤمنین علیهالسلام در نهج البلاغه خطبه 85 در این باره فرمود: «او به همهی اشیا قدرت و قوّت دارد».
در حکمت 293 از کلمات حکمت آمده کسی از حضرت سئوال نمود که خداوند چه طور قادر است این همه خلایق را روز قیامت حساب رسد؟ فرمود: «همان طور که همه را روزی داد، به حساب آنها هم خواهد رسد». در خطبه 64 فرمود: «هر قادری غیر او گاهی (به اندازهی خودش) قدرت دارد و گاهی عاجز میشود» و در خطبه 108 فرمود: «چه بزرگ است از مخلوقات تو و چه کوچک است بزرگیِ آن در نزد قدرت تو»!
در خطبه 152 فرمود: «او قادر بود زمانی که هیچ مقدوری وجود نداشت». در خطبه 182 هم فرمود: «خداوند همه را با قدرتش بیافرید» و نیز در خطبه 82 فرمود: «حمد خدایی را که به قدرتش بالاست».
ذرات مست شد
سـاقی چـه شد که جمله جـهان میپرست شد **** این خود چه باده بود که ذرّات مَست شد
این رو چه روی بود که یک جلوه چون که کرد **** عالم که نیست بود از آن جلوه هست شد (اسیری لاهیجی)
نور و ظلّ و ظلمت
حکیم ملّا هادی سبزواری گوید: «هو شی ءِ به حسب عقلی به سه قسم است: 1. نور (بود یا وجود)، 2. ظلّ (نمود)، 3. ظلمت (عدم یا نابود).
ممکن الوجود دو جهت دارد: «جهت نورانیت، جهت ظلمانیت». (التجلیات، محی الدین عربی، ص 47 -اسرارالحکم، سبزواری، ص 6)
مواصلت
مواصلت یعنی به هم پیوستن و با هم وصلت کردن. خداوند در سورهی علق آیه 19 فرمود: «واقترب» یعنی خود را به خدا نزدیک گردان.
مواصلت در عذر: به این است که در فعل برکات ظاهر گردد و در خوی آرامش و در دل خوشی آید.
مواصلت در توفیق: به این است که دل قبول کند و دعاها اجابت گردد.
مواصلت در دوستداری: به این است که برکات بر انفاس ظاهر گردد و همّت بزرگ شود و حکمت گشاده گردد. (صد میدان، میدآنچهل و ششم)