دُرّ نجف

چلچراغ

حج

۱. حقیقت حج

حج در لغت به معنای قصد است و حقیقت آن، قصد زیارت خانهٔ خدا به نیت قرب به پروردگار است. در حقیقت حاجی باید از زیارت خانه به صاحب‌خانه برسد؛ ولی متأسفانه بسیاری از حاجیان در این سفر معنوی، بیش از خانه را درک نمی‌کنند و از صاحب‌خانه هیچ بهره‌ای و اثری با خود نمی‌آورند؛ در حالی که حج، راهی است که باید ما را به

مقصودی برساند.

کعبه، سنگی است که ره گم نشود

حاجی احرام دگر بند، ببین یار کجاست

۲. حج و امامت

تأکید بر پیروی از پرچمداران توحید و امامان صالح در اعمال مختلف حج دیده میشود. حج‌گزار باید بعد از طواف در مقام ابراهیم نماز گزارد؛ به این معنا که باید در مکانی بایستد که قهرمان توحید در آنجا نماز گزارده است. پس به‌یقین نمازی مقبول است که زیر سایهٔ امامت و ولایت باشد و نمازگزار باید پا در جای پای امام خویش بگذارد.

۳. چشمهٔ اسرار

شیخ حسن نجفی، مؤلف کتاب جواهر الکلام، از فقهای بزرگ امامیه است. وی مناسک حج را این گونه توصیف می‌کند: «حج، ریاضتی روحی، طاعتی مالی، عبادتی جسمانی و زبانی و عملی و دارای جنبههای وجودی و عدمی است.» بر هر حجگزاری است که در این آیین الهی بیندیشد و از آن توشه‌ای نو برگیرد؛ چراکه در حج اسرار فراوانی است که جز بر جانهای شیفته آشکار نمی‌شود.

۴. روزی حج

رزق و روزی گاه از ناحیهٔ خدا به بنده عطا میشود و گاه از راه طبیعی، یعنی کسبوکار. حج نیز چنین است. برخی با دعوت خاص خداوند به حج مشرف میشوند و برخی با استمداد از ثروت و موقعیت خویش به آن دست می‌یابند.

دولت آن است که بی‌خون دل آید به کنار

ورنه با سعی و عمل، باغ و جنان این‌همه نیست

۵. خاک پاک

آنچه شهر مکه را از دیگر شهرهای جهان متمایز کرده است، جغرافیای آن نیست، بلکه تاریخ پر بار و پر فراز و نشیب حجاز و مکه است که آن را به شهری مقدس و روحانی بدل کرده است. در این مکان پاک، ابراهیم و اسماعیل زیسته و پیامبر گرامی اسلام(ص) و امیرالمؤمنین(ع) به دنیا آمده‌اند و پیشوایان معصوم(ع) در آن نماز گزارده‌اند. در و دیوار این شهر مقدس، شاهد زیباترین و شگفت‌ترین حوادث تاریخی بوده است و خاک آن، آرامگاه بهترین بندگان خدا است.

۶. تاریخ زنده

حج، یاد کسانی را که در راه خدا سختی و مرارت کشیدهاند، زنده نگه می‌دارد. حج‌گزار در سعی صفا و مروه، هاجر را به یاد می‌آورد که در سرزمینی خشک و لم‌یزرع سکنی گزید تا فرمانبردار شوی خود، ابراهیم خلیل باشد، که امام و ولی زمان بود. خداوند نیز پاداشی زودهنگام در دنیا به او عطا فرمود. حاجیان در همان مکانی که او هروله کرده است، هروله میکنند و از همان مکانی که آب نوشیده است، آب مینوشند و بدو درود می‌فرستند.

۷. حج، هنر ایمان

حج، اجتماع عظیم انسان‌های مؤمن در منطقه‌ای بدون هر گونه جاذبهٔ طبیعی و توریستی است. به‌راستی که این نیز از معجزات اسلام است که هر سال میلیون‌ها انسان را گرد هم می‌آورد و سپس آنان را با دل‌های آکنده از مهر و شفقت می‌پراکند. هر سال میلیون‌ها انسان، بار سفر می‌بندند و رنج راه را به جان می‌خرند تا ندای ابراهیم خلیل را لبیک گویند. کدام مکتب و آیینی قادر است که چنین گردهمایی میلیونی و باشکوهی را هر سال برگزار کند؟

۸. اخلاص، شرط قبول

نیت خالص، از عوامل مهم در قبولی اعمال در پیشگاه خداوند است. خداوند، عمل بندهای را که آراسته به اخلاص نیست، نمی‌پذیرد. آیا کسی که با مشقت فراوان، به حج که سفری معنوی است، می‌رود، زیان نکرده است؟ از امام سجاد(ع) روایت شده است: «کسی که در حج، هدفی جز خدا نداشته باشد و در فکر دیدن و شنیدن و ستایش مردم نباشد، به‌حتم خدا گناهان او را میبخشد.»⟦۱⟧ و در تفسیر عمل خالص گفته‌اند: «عملی است که از آن حمد و ستایش کسی جز خداوند را نخواهی.»

۹. پسانداز برای سفر حج

بسیاری از مسلمانان، توان مالی برای رفتن به حج واجب یا مستحب را دارند، اما با اسراف اموال خود در امور غیر ضروری و بلکه حرام، به استطاعت نمی‌رسند. آنان اگر مقداری از سرمایهٔ خود را پسانداز کنند، امکان تشرف به این سفر روحانی را پیدا میکنند. امام صادق(ع) می‌فرمایند: «اگر با خوردن نان و نمک، توانایی مالی برای رفتن به حج را در هر سال مییابی، نان و نمک بخور.»⟦۲⟧

۱۰. حج حلال

قرآن کریم می‌فرماید: «إِنّمَا یَتَقَبَلُ اللّهُ مِنَ الْمُتّقِینَ؛⟦۱⟧ خدا فقط از پرهیزگاران می‌پذیرد.» پس قبولی حج نیز در گرو پاکیزگی مالی است که در این راه صرف می‌شود؛ زیرا اسلام، مجموعهای جامع است. نمیتوان به بخشی از آن ایمان آورد و بخشی دیگر را فراموش کرد. حج و نماز و روزه، مؤمن را از کسب‌وکار پاکیزه بی‌نیاز نمی‌کند. امام باقر نیز فرمود: «خداوند حج و عمرهای را که با مال حرام برگزار می‌گردد، نمی‌پذیرد.»⟦۲⟧

۱۱. حقیقت «لبیی»

لبیک می‌گوییم و انتظار داریم که خداوند لبیک ما را پاسخ دهد، در حالی که در همهٔ عمر چشم به دیگران داشته‌ایم و از دیگران درخواست و گدایی کرده‌ایم. حج، به می‌آموزد که لبیک‌گوی او باشیم و بس.

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت، کافری است

راهرو گر صد هنر دارد، توکل بایدش

۱۲. تجربهٔ مرگ و زندگی

پارچهٔ سفید احرام، همان پارچه‌ای است که هم نوزادان را با آن میبندند و هم مردگان را در آن می‌پیچند و به خاک می‌سپارند. گویی لباس احرام، برای تجربهٔ دوبارهٔ تولد و نیز یادآوری مرگ است. مولای متقیان، علی(ع) می‌فرماید: «آنچه گذشت، از دست رفت و آنچه می‌آید، کجا است؟ برخیز و فرصت را میان دو نیستی، دریاب.»⟦۳⟧

۱۳. مدرسهٔ تقوا

آنچه در حج بر حاجی حرام شده است، در حقیقت اموری است که در زندگی روزانه با آن سر و کار دارد؛ همچون عطر زدن، بهره‌مندی از نور آفتاب، بودن با همسر... فلسفهٔ حرام بودن این امور بر حاجیان، تمرین مخالفت با هوای نفس است؛ حتی در امور حلال.

۱۴. مترس و مترسان

حمل سلاح در حالت احرام، ممنوع است؛ زیرا موجب ترس و اضطراب در وجود دیگران می‌شود. ممکن است برخی حاجیان نه در ایام حج و نه در وطن خود اسلحهای نداشته باشند؛ ولی از راه‌های دیگر ترس و وحشت را در وجود دیگران پدید آورند. چه نیکو است که همیشه در حال احرام معنوی باشیم و هیچ‌گاه کسی را به اضطراب نیندازیم.

۱۵. غسل جان

«غسل»، عملی نمادین است تا بنده با زبان حال بگوید: پروردگارا جسم خود را شستشو دادم؛ تو نیز روح مرا پاکیزه گردان تا با جسم و جانی پاک به سوی تا آیم و خانه‌ات را طواف کنم.

۱۶. درس زندگی

طواف، درس زندگی است. در طواف، از نقطه‌ای آغاز می‌کنیم و به نقطه‌ای می‌رسیم؛ پیوسته در حال حرکتیم، اما گرد یک محور و به یاد یک معشوق. هر لحظه در جایی هستیم، اما در همه حال بندهٔ یک خداییم.

۱۷. راز و رمز اعداد

هفت بار طواف، هفت بار سعی، هفت بار رمی جمرات... به‌راستی چه رازی در عدد هفت نهفته است؟ شاید ارتباطی میان اعمال حج و آسمانهای هفتگانه وجود دارد. اگر عالم تشریع، چهره‌ای دیگر از عالم تکوین است و خدای هر دو، یکی است، اعداد در عبادات بیارتباط با اعداد در عالم هستی نیست.

۱۸. عهد خدا

حجر الاسود، عهد الهی در زمین است. زمانی که در طواف خانهٔ خدا به حجر الاسود میرسیم به جای تلاش برای رسیدن به حجر الاسود و اذیت دیگران، باید معنای عهد و پیمان خداوند را در نظر بیاوریم و با خود عهد ببندیم که بندهٔ صالح خدا شویم. مهم‌تر از دست کشیدن به حجر الاسود، دست کشیدن از پیمان‌شکنی است.

۱۹. وقوف در میقات

یکی از مناسک حج بیتوته در میقات است. میقات، جایی است که حاجیان با هر جایگاه و طبقهٔ اجتماعی، یک رنگ و یک لباس حاضر میشوند و خدا را می‌خوانند. میقات، میعاد دیدار با حضرت حق است و در این فرصت، نباید هیچ لحظه‌ای را از دست داد.

۲۰. عرفه، روز معرفت

عرفه تجلیگاه رحمت و اکرامِ خاص خداوند در ایام حج است؛ مکانی برای درخواست آمرزش و مغفرت و بعد از آن پاکی از گناه. عرفه، روزی است که باید آلودگی‌ها را از خود دور کنیم. کسی که بعد از عرفه، در مغفرت و آمرزش الهی شک کند، خطایی بزرگ کرده و دریای بیکران رحمت حضرت حق را ندیده است. بدین رو گفته‌اند روز عرفه را با دعا و نیایش همراه کنید تا معرفت شما به خداوند بیشتر شود.

۲۱. سرور حج و حاجیان

حج‌گزار باید بداند که سرور حج و حاجیان، امام عصر(عج) نیز در مناسک حج حضور دارد. پس باید در تعجیل فرج آن حضرت، بسیار دعا کند؛ به‌خصوص در مکان‌هایی مانند زیر ناودان، مقام ابراهیم، و میان صفا و مروه، و هر جایی که حضور قلب بیشتری دارد. خوشا به حال آن حج‌گزاری که توفیق دیدار آن وجود نازنین را در مناسک حج پیدا می‌کند و خوش به سعادت کسی که مشمول دعای خاصهٔ آن حضرت قرار می‌گیرد.

۲۲. تبری و تولی

حج ابراهیمی تجلیگاه تولی و تبری است. در دین مقدس اسلام تولی و تبری ملازم و مکمل یکدیگرند. همانگونه که در شهادت به یگانگی پروردگار این دو واجب دیده میشود، و «لا اله» مظهر تبری و «الا الله» مظهر تولی

است. حاجی سنگی را می‌بوسد(حجر الاسود) و سنگی را با نفرت پرتاب می‌کند(رمی جمرات) تا تولی و تبری را با سنگ‌ها هم تمرین کند.

۲۳. اژدهای نفس

همانگونه که ابراهیم خلیل، خانهٔ خدا را از بتهای ظاهری پاک و مطهر نمود، ما نیز باید دل را از بتهای نفسانی پاک کنیم؛ بتهایی که گرچه آشکارا آنها را پرستش نمیکنیم، اما در نهان به آنها روی میآوریم. خواستهها و تمایلات نفسانی ما بتهای ما است. امام صادق(ع) می‌فرمایند: «دل حرم خداست. در حرم خدا جز خدا را جای ندهید.»⟦۱⟧ شکستن بت‌های درونی، بسیار سخت‌تر از شکستن بت‌های بیرونی است.

مادر بت‌ها بت نفس شما است

زانکه آن بت مار و این بت، اژدهاست

۲۴. بلای وسواس

وسواس اضافی در اعمال حج، مؤمن را از رسیدن به گوهر عبادت بازمیدارد. آدم وسواسی، طواف می‌کند در حالی که همهٔ هوش و حواسش به جزئیات است. جزئیات، مهم است؛ اما نباید در آنها بیش از حد لازم توقف کنیم؛ وگرنه از اصل و گوهر بازمی‌مانیم.

۲۵. آغاز و انجام حج

باید دانست که حقیقت حج از میقات آغاز نمی‌شود، بلکه از زمان خروج از خانه شروع می‌شود. حج‌گزار باید سفر حج را از زمان خروج از خانه تا هنگام بازگشت بداند و در تمام این مدت از نفس خویش غافل نشود. زیان‌کار کسی است که گمان کند خدا در کعبه است و در غیر مسجد الحرام، او را احساس نکند. حضور در کنار کعبه، باید اوج توجه به خدا را پدید بیاورد؛ نه اینکه تنها جایی باشد که به پروردگار عالم می‌اندیشیم.

۲۶. سیر روحی و باطنی

از جمله مصادیق حرکت به سوی خدا در آیهٔ «فَفِرّوا إِلَی اللّهِ»،⟦۲⟧ سیر روحی و درونی به سوی او است؛ ولی حج نه تنها سیری باطنی بلکه سیری ظاهری به سوی خداوند متعال است. هنگامی که وارد مسجد الحرام می‌شوی، همچون بندهای گریزپا هستی که به آغوش مولای خود پناه آوردهای؛ خصوصاً زمانی که برای اولین بار وارد مسجد الحرام میشوی و اولین حج را به جای میآوری. حج‌گزار باید هنگام ورود به مسجد الحرام، احساس حضور در خانه‌ای امن و سرشار از آرامش کند.

۲۷. استجابت دعا

می‌گویند دعای کسانی که نخستین‌بار به حج مشرف میشوند، مستجاب خواهد شد؛ زیرا همچون مهمانی است که برای میزبان، گرامی و عزیز است؛ خصوصاً در ساعات اولیهٔ مهمانی که معمولاً از مهمانان پذیرایی خاص می‌شود. پس بر مهمان است که همهٔ آداب ضیافت را بداند و دل صاحب‌خانه را به دست آورد.

۲۸. خدمت به حاجیان

از جمله توفیقات الهی در سفر معنوی حج، خدمت به دیگر زائران است. در کتاب‌های تاریخی نوشته‌اند: امامان معصوم برای رسیدن به این توفیق بزرگ، ناشناس در میان حجاج حاضر می‌شدند و به آنان خدمت می‌کردند. پیامبر گرامی اسلام می‌فرماید: سَرور مردم کسی است که در سفر خدمتگزار آنان باشد.⟦۱⟧ گفتنی است که هر حرکت و اقدامی در این سفر، با صاحب اصلی این مکان مقدس ارتباط مستقیم دارد و نباید هیچ عملی را کوچک شمرد؛ چراکه شاید همان عمل ناچیز، سبب نجات و رستگاری شود. از امام صادق(ع) روایت شده است که مراقبت از زائر بیمار، بهتر از رفتن به مسجد است.⟦۲⟧

۲۹. حرمت میهمانان خدا

همهٔ حاجیان مهمانان خداوند هستند و نگاه حاجیان به یکدیگر باید همین‌گونه باشد. اگر خداوند، چنین نگاهی دارد، حاجیان نیز باید یکدیگر را با همین چشم بنگرند و به عناوین و مناصب و خصوصیات بشری همدیگر توجه نکنند و بدانند که بیاحترامی به مهمانان خدا، گناهی سنگین است. کسانی که به خانهٔ خدا مشرف شدهاند، در حقیقت از گذشتهٔ خود بریده‌اند و هویتی تازه یافته‌اند.

۳۰. انفاق در حج

شایسته است که حج‌گزار در سفر حج، بخشنده، سخاوت‌پیشه و آسان‌گیر باشد؛ هم بر خود و هم بر دیگران. امام صادق(ع) می‌فرماید: «درهمی که در راه حج هزینه می‌شود، برتر از هزاران درهمی است که در راه‌های دیگر ـ حتی در راه خدا - صرف می‌شود.»⟦۳⟧ در روایتی دیگر آمده است: «خداوند اسراف را دوست ندارد، مگر در حج و عمره.»⟦۴⟧

۳۱. سوغات، سنت حسنه

آوردن سوغات و هدیه از سفر حج، سنتی نیکو است؛ ولی نباید در آن اسراف و رقابت کرد؛ زیرا حاجی را از عبادات و ادای حق بندگی در چنین مکان مقدسی بازمی‌دارد. چه زشت و ناگوار است که مؤذن ندای «حی علی الفلاح» سر دهد و حاجی در بازار سرگرم خرید باشد!

۳۲. علامت قبولی اعمال

بزرگ‌ترین توشهٔ حج، آرامش و طمأنینهٔ حاجی تا پایان عمر است، و این یکی از مواهب شگفت حج است. همان‌طور که یاد خداوند جانها را آرامش میبخشد، حج نیز باعث آرامش جانها میشود. امام باقر(ع) می‌فرماید: «حج آرام‌بخش دل‌ها است.»⟦۱⟧ اگر حج‌گزار در حج و پس از آن، به آرامش دست نیافت، باید بداند که حج او کامل و مقبول نبوده است.

۳۳. کمال حج

از جمله آداب سفر حج که زائران نباید در آن کوتاهی کنند، زیارت قبر نبی مکرم اسلام و ذریهٔ مطهر ایشان و عموی آن بزرگوار است. در این زیارتها باید آداب زیارت رعایت شود و وجود مقدس ایشان را حی و زنده بدانیم و شفاعتشان را مسئلت کنیم. در روایتی از پیامبر(ص) می‌خوانیم: «هر کس مرا زنده یا مرده، زیارت کند، روز قیامت شفاعتش خواهم کرد.»⟦۲⟧ از امام علی(ع) نیز روایت شده است: «حج خود را با زیارت رسول خدا(ص) به پایان برسانید.»⟦۳⟧

۳۴. اماکن چهارگانه

ارتباطی ظریف میان اماکن چهارگانهای است که برای خواندن نماز قصر یا تمام، در آنها مختاریم: مکه مکرمه(جلوه گاه توحید)، مدینه منوره(رمز نبوت)، کوفه(نماد ولایت)، کربلا(تجلیگاه شهادت).

۳۵. شوق حج

یکی از تعابیر زیبایی که امیرالمؤمنین دربارهٔ حج فرموده‌اند، چنین است: «اشتیاق حاجیان برای رسیدن به خانهٔ خدا همچون شوق کبوتران تشنه به برکهٔ آب است.»⟦۴⟧ آیا تا کنون هجوم پرندگان تشنه را به برکه‌های آب دیده‌اید؟ حج‌گزار همان‌گونه به سوی کعبه رهسپار است. کعبه، سرچشمهٔ مهر و عاشقی است، و حاجی در برابر کعبه، همچون

عاشق در برابر خانهٔ معشوق است.

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست

منزل آن مه عاشق‌کش عیار کجاست

۳۶. گنجینهٔ حج

خداوند متعال، اِکرام زائران خانه‌اش را بر خود واجب کرده است. یکی از مصادیق این اکرام، بینیازی مادی در زندگی دنیایی است؛ چنانکه فرموده‌اند: «حج بگزارید تا بی‌نیاز شوید.»⟦۵⟧ «حج، رزق و روزی شما را فراوان می‌کند.»⟦۱⟧ می‌کند.»۱ «حج، فقر را از بین می‌برد.»⟦۲⟧ آری؛ حج چونان گنجی است که حج‌گزار را بی‌نیاز و بلندنظر می‌کند.

۳۷. نور حج

آثار و برکات معنوی حج، هماره در حاجی باقی می‌ماند؛ حتی آنگاه که به خانهٔ خود بازگشته است. نور حج، خاموش نمی‌شود مگر با تندباد معصیت. امام صادق(ع) می‌فرماید: «تا زمانی که اثر تراشیدن موی سر در حاجیان وجود دارد، گویی هنوز در طواف کعبه به سر میبرند.»⟦۳⟧ تراشیدن موی سر، کنایه از باقی ماندن آثار حج است.

۳۸. آثار حج بر دیگران

برکات حج، افزون بر حج‌گزار، خویشان و آشنایان حاجی را نیز از نور معنویت بهره‌مند می‌کند. امام صادق(ع) می‌فرماید: «کسی که به حج می‌رود، می‌تواند خانواده و همسایه‌اش را در قیامت شفاعت کند.»⟦۴⟧

۳۹. خدمت به خانوادهٔ حج‌گزار

کسانی که توفیق رفتن به این سفر معنوی را پیدا نکردهاند، میتوانند با خدمت به خانوادهٔ حج‌گزار، ناکامی خود را جبران کنند؛ به‌خصوص اگر آن خانواده در غیبت سرپرست خود، نیازمند سرکشی و مراقبت باشد. از امام سجاد(ع) نقل شده است: «هر کس جای خالی حج‌گزار را در خانواده و داراییاش پر کند، اجری مانند او دارد.»⟦۵⟧

۴۰. آثار و برکات حج در آخرت

برخی از برکات حج جز در قیامت بر انسان آشکار نخواهد شد و اگر مسلمانان بر این برکات و آثار در دنیا واقف می‌شدند با پای پیاده و در سختترین شرایط به حج می‌رفتند. در روایت آمده است که موسی کلیم الله، از خداوند دربارهٔ ثواب حج خالص و مال حلال می‌پرسد، از خدای خویش می‌شنود: «او را در ملکوت اعلی، با پیامبران، صدیقان، شهیدان و صالحان همراه میکنم.»⟦۶⟧ آیا پاداشی بالاتر از این وجود دارد؟

پانوشت‌ها

  1. من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۲۱۹: «وَمَنْ حَجَ یُرِیدُ بِهِ وَجْهَ اللّهِ عَزّ وَجَلّ لَا یُرِیدُ بِهِ رِیَاءً وَلَا سُمْعَهًٔ غَفَرَ اللّهُ لَهُ الْبَتّهَٔ.»
  2. تهذیب الاحکام، ج۵، ص۴۴۲: «إِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَأْکُلَ الْخُبْزَ وَالْمِلْحَ وَتَحُجَ فِی کُلّ سَنَهٍٔ فَافْعَل.»
  3. مائده/۲۷.
  4. صدوق، الامالی، ص۴۴۳: «لَا یَقْبَلُ اللّهُ عَزّ وَجَلّ حَجّاً وَلَا عُمْرَةً مِنْ مَالٍ حَرَام.»
  5. غرر الحکم و درر الکلم، ص۲۲۲: «قم واغتنم الفرصه بین العدمین.»
  6. جامع الاخبار، ص۸۵: «القلب حرم الله فلا تسکن حرم الله غیر الله.»
  7. ذاریات/۵۰: «پس به سوی خدا بگریزید.»
  8. مکارم اخلاق، ص۲۵۱: «سید القوم خادمهم فی السفر.»
  9. الکافی، ج۹، ص۲۳۷: «قعودک عنده افضل من صلاتک فی المسجد.»
  10. تهذیب الاحکام، ج۵، ص۲۲: «درهم فی الحج افضل من الفی الف فیما سوی ذلک فی سبیل الله.»
  11. من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۲۷۹: «یُبْغِضُ الْإِسْرَافَ إِلّا فِی حَجّ أَوْ عُمْرَةٍ.«
  12. شیخ طوسی، الامالی، ص۲۹۶: «الْحَجُ تَسْکِینُ الْقُلُوب.»
  13. قرب الاسناد، ص۶۵: «مَنْ زَارَنِی حَیّاً وَمَیّتاً کُنْتُ لَهُ شَفِیعاً یَوْمَ الْقِيَامَة.»
  14. الخصال، ج۲، ص۶۱۶: «أَتِمّوا بِرَسُولِ اللّهِ(ص) حَجَکُمْ إِذَا خَرَجْتُمْ إِلَی بَیْتِ الله.»
  15. وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۱۵: «یَأْلَهُونَ إِلَیْهِ وُلُوهَ الْحَمَام.»
  16. الکافی، ج۹، ص۳۶۹.
  17. همان، ج۸، ص۱۷۸.
  18. تحف العقول، ص۷.
  19. الکافی، ج۹، ص۲۴۱: «لَا یَزَالُ الْعَبْدُ فِی حَدّ الطّوَافِ بِالْکَعْبَهِٔ مَا دَامَ حَلْقُ الرَأْسِ عَلَیْه.»
  20. مستدرک الوسائل، ج۸، ص۵۰: «فَإِنَ الْحَاجَ لَیُشَفّعُ فِی وُلْدِهِ وَأَهْلِهِ وَجِیرَانِهِ.»
  21. وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۳۰: «من خلف حاجا فی اهله وماله کان له کاجره.»
  22. من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۲۳۶: «أَجْعَلُهُ فِی الرَفِیقِ الْأَعْلَی مَعَ النّبِیّینَ وَالصّدّیقِینَ وَالشّهَداءِ وَالصّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولئِکَ رَفِیقا.»