دُرّ نجف

چلچراغ

سوگ اهل بیت(ع)

۱. یاد حسین، یاد خدا است

مجالس حسینی در حقیقت مکانی برای احیای یاد خداوند است؛ چراکه آن حضرت با به تصویر کشیدن بالاترین شکل عبودیت و با فدا کردن عزیزترین جان‌ها خود را جاودانه ساخت. باید با نام خدا و با وضو وارد مجالس حسینی شد. در این مجالس، کسانی به بالاترین مراتب معنوی دست می‌یابند که بیشترین محبت را به اهل بیت پیامبر(ص) در دل دارند.

۲. نماد اطاعت

امام حسین (ع) در زمان امامت برادر بزرگوارشان امام حسن(ع) نماد اطاعت و پیروی از امام زمان خویش بودند و این بزرگ‌ترین درس برای ما است، که از امام زمان خویش و نایبان او اطاعت کنیم.

۳. بندگی مطلق

مصائب سید الشهداء(ع)، از لحظهٔ خروج ایشان از مدینه آغاز شد و تا بازگشت اهل بیت به مدینه ادامه داشت و در همهٔ این مدت طولانی و سخت، آنچه تغییر نکرد، بندگی و عبودیت ایشان و بازماندگانشان بود. جلوه‌هایی از این عبودیت را می‌توان در مناجات امام حسین در قتلگاه و نماز شب زینب کبری در شب یازده محرم و نیز در نیایش‌های سید الساجدین(ع) در میان غل و زنجیر مشاهده کرد.

۴. جلوه‌های بندگی

امام حسین (ع) حق بزرگی بر گردن تمام امت اسلام دارد؛ چراکه با شهادت خود، امت را از خواب غفلت بیدار کرد. غفلت از این بالاتر است که پیروی از محبوبترین خلق خدا را رها کرده و منفورترین شخص را برای امامت برمیگزینند؟! یزید شراب خواری که به پندار خود امیرالمؤمنین است!! باید دانست آنچه که امت اسلامِ آن زمان بدان گرفتار شد نتیجهٔ طبیعی مخالفت با فرمان قاطع خداوند در عید غدیر است.

۵. معرفت و سپس محبت

شناخت بیشتر و عمیق‌تر نهضت حسینی، در گرو شناخت امامت، وظیفهٔ امام و فلسفهٔ نهضت است. بدون این شناخت‌ها، عزاداری برای آنان و گریستن بر مصائب ایشان، سود چندانی ندارد. آری؛ محبت بدون معرفت، پایدار و مؤثر نیست.

۶. انتخاب حسین(ع)

اگر امام حسین(ع) فقط به عبادت فردی می‌اندیشید، نباید از مدینه خارج می‌شد؛ زیرا مدینه بهترین مکان برای اعتکاف و عبادت بود و هیچ کس مزاحم ایشان نمی‌شد و حکومت اموی نیز به آن راضی بود. اما حضرت سید الشهداء(ع) وظیفهٔ الهی و عبادی خود را در قیام علیه ظلم و فساد دید و بدین رو میدان جهاد و اصلاح امور امت را بر کنج عافیت برگزید. پس آنان که چنین دغدغه‌هایی ندارند، نمی‌توانند خود را پیرو صادق آن امام شهید بدانند.

۷. ابراهیم خلیل و حسین(ع)

ابراهیم خلیل و حسین(ع) از جهات گوناگونی به یکدیگر شباهت دارند. ابراهیم(ع)، مردم را به آیین حق فراخواند و حج، یادگار این دعوت بزرگ است. حسین(ع) نیز همین‌گونه رفتار کرد و ایام عزاداری، همچون ایام حج، مردم را گرد هم می‌آورد و دل‌ها را به سوی خدا روانه می‌کند. ابراهیم(ع) فرزندش را تا قربانگاه برد و حسین(ع) نیز چنین کرد و در راه خدا همهٔ خاندانش را به مقام شهادت رساند.

۸. عاشورا زنده است

به گمان برخی از کج‌اندیشان، نهضت حسینی به پایان رسیده و به تاریخ پیوسته است! اما تا نامی از خدا و دین و انبیا و یکتاپرستی در میان است، نام حسین(ع) بر سر زبان‌ها است و این چراغ هرگز به خاموشی نمی‌گراید؛ چنانکه نبی مکرم اسلام فرمود: «اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرارَةً فی قُلُوبِ الْمُؤمنينَ لا تَبْرَدُ اَبَداً؛ شهادت حسین، آتشی در دل‌های مؤمنان می‌افکند که هرگز سرد و خاموش نمی‌شود.»⟦۱⟧

۹. حماسهٔ فداکاری

عاشورا، اوج رشادت و فداکاری بندگان خدا در راه خدا است. وهب بن عبدالله جوان رشیدی است که در رکاب حسین(ع) پیکار کرد و آنگاه که از مادر خود پرسید آیا از من راضی هستی یا نه، شنید: از تو راضی نخواهم شد مگر آنکه در راه حسین، به شهادت برسی. پسر به شهادت می‌رسد و مادر نیز هنگام گریستن بر جنازهٔ پسر، به دست غلام شمر به شهادت می‌رسد.

۱۰. اخلاصِ یاران

در میان یاران حسین در روز عاشورا، هم پیر سالخورده‌ای همچون حبیب بن مظاهر بود و هم کسانی که در آن روز به جمع یاران سید الشهداء پیوستند؛ همچون حر بن یزید. یکی تازه راه را یافته بود و یکی از دیرباز در این راه کوشیده بود. شهادت، گذشتهٔ حر را پاک کرد و نیز حبیب را به جایی رساند که رشک هر عابد و پارسایی است.

۱۱. قربانگاه نفس

اگر بخواهیم آنچه در روز عاشورا رخ داد، در یک جمله بیان کنیم، باید بگوییم که عاشورا قربانگاه نفس برای خشنودی پروردگار بود. گویی کربلاییان هیچ چیز جز خدا و قرب او را نمیدیدند و این مقام، همان فناء فی الله است که عرفا در همهٔ عمر برای رسیدن به آن می‌کوشند.

۱۲. مشعل جاویدان

نقش امام معصوم را در سرپرستی و هدایت امت اسلام، می‌توان در روز عاشورا به نظاره نشست. اگر حضرت سیدالشهداء(ع) قیام نمی‌کرد و شهادت را برنمی‌گزید، چشمهٔ قیام تا ابد در جهان اسلام خشک می‌شد و فضیلت انقلاب در میان توجیه‌ها و عافیت‌طلبی‌ها گم می‌گشت. امام(ع) مشعل فروزان انقلاب علیه جهل و ستم در همهٔ گذرگاه‌های تاریخ است.

۱۳. تکلیف همگانی

از کودک شیرخواره تا پیران عابد و از مرد تا زن، در عاشورا به تکلیف خود عمل کردند. عاشورا، نشان داد که وقتی پای تکلیف در میان است، هیچ کس از آن فارغ نیست. در عاشورا، از هر قشر و طبقه‌ای، نماینده‌ای به میدان آمد تا معلوم گردد که فداکاری در راه حق، ویژهٔ گروهی و طبقه‌ای خاص نیست و همگان مسئولیت دارند.

۱۴. احیای عملی

زنده نگه داشتن یاد امام حسین(ع) تنها با سرودن شعر، ذکر فضائل، برپایی عزاداری و مانند آنها نیست؛ بلکه پیروی عملی از سیرهٔ آن حضرت در زندگی فردی و اجتماعی، بهترین راه برای زنده نگه داشتن نام و یاد امام حسین(ع) است. اگر مردم، آثار محبت اهل بیت را در زندگی پیروان ایشان ببینند، راهی جز ولایت نمی‌پذیرند.

۱۵. راه حسین(ع)

انوار و برکات نهضت حسینی همچون آفتاب بر جان‌ها می‌تابد؛ اما برای بهره‌مندی از این خورشید عالمتاب، باید خود را در معرض آن قرار دهیم. هر کس خواهان بهره‌مندی از الطاف بی‌دریغ خداوند از رهگذر حسین(ع) است، باید دست از معاصی بشوید و هیچ واجبی را ترک نکند؛ زیرا اهل بیت(ع) نیز از همین راه به مقامات بلند رسیدند. راهی جز این نیست و نباید در پی راه‌های میانبر و انحرافی بود.

۱۶. پرچم همشه در اهتزاز

عاشورا، فقط یک اتفاق تاریخی نیست که شروعی و پایانی داشته است! عاشورا حقیقت زندهای است که هیچ‌گاه فراموش نخواهد شد. وظیفهٔ ما نیز تأسی و پیروی از سالار شهیدان است و پیروی از ایشان، یعنی مبارزه با ستمکاران و مستکبران. آنان که می‌گویند «یا لیتنی کنت معک؛ ای کاش آن روز با تو بودیم» امروز هم می‌توانند در جبههٔ حسین باشند و در زیر پرچم همیشه در اهتزاز حسین(ع)، حضور یابند.

۱۷. بشنویم و بخوانیم

بر ما است که به شنیده‌ها قناعت نکنیم و برای فهم بهتر عاشورا، سراغ منابع و آثار معتبر هم برویم. همان‌گونه که مصائب سید الشهداء(ع) را باید شنید و گریست، مطالعه و تأمل هم باید کرد. شنیدن، جای خواندن و پژوهش را نمی‌گیرد؛ چنانکه گاهی نیز باید گوش دل بسپاریم و از زبان دانایان و اهل دل بشنویم.

۱۸. عزاداران صادق

بهترین و صادق‌ترین عزاداران امام حسین(ع)، آنان‌اند که همچون ایشان خدا را دوست دارند و در راه خدا سر از پا نمی‌شناسند و از ایثار جان و مال خود دریغ ندارند. آری؛ به عمل کار برآید، به سخندانی نیست. آنان که گریه می‌کنند و بر سر و سینهٔ خود می‌کوبند، اما راه حسین(ع) را نمی‌پیمایند، راه به جایی نمی‌برند.

۱۹. فرصت طلایی

بر سخنرانان و گویندگان است که در ماه‌های محرم و صفر، از سیره و زندگی امام حسین(ع) بگویند تا مردم بدانند که در سوگ چه انسان بزرگی گریه می‌کنند. عاشورا، بهترین فرصت برای تعلیم اسلام و تبلیغ دین است. نباید این فرصت طلایی را صرف امور کم‌اهمیت و کم‌فایده کنیم.

۲۰. مشارکت با پیامبران

گریه بر سالار شهیدان، در حقیقت مشارکت با همهٔ انبیا و اوصیا در حزن و اندوه بر آن امام همام است؛ چراکه هیچ مصیبتی، از ابتدای خلقت تا به امروز، سخت‌تر از وقایع روز عاشورا نیست؛ مصیبتی که حتی زنان و کودکان را هم در بر گرفت. بزرگی این مصیبت، به قدری است که جز با ظهور امام زمان(ع) التیام نمی‌یابد.

۲۱. برکات ایام عزاداری

ایام عزاداری، بهترین روزها و شب‌ها برای آشنایی بیشتر با دین خدا است. پیروان اهل بیت(ع) می‌بایست در این ایام، تا می‌توانند از خانه‌های خود بیرون بیایند و مجالس حسینی را از شور و شوق سرشار کنند.

۲۲. رهبر جهانی

باید اندیشید که حسین(ع) چرا قیام کرد و دست به شمشیر برد و جان خویش و خویشانش را فدا کرد. آیا ایشان، هدفی جز اعتلای توحید و نام خدا داشت؟ اگر چنین است، بر هر مرد و زن مسلمانی است که در احیای نام حسین(ع) بکوشد؛ حتی اگر دینی غیر از اسلام، و مذهبی غیر از تشیع دارد. او رهبر هر آزاده‌ای است و شخصیتی جهانی است.

۲۳. سه دهه، سه گام

دههٔ آخر ماه رمضان، دههٔ اول ذیحجه و دههٔ اول ماه محرم، فرصت‌هایی مغتنم برای یادآوری مسئولیت‌های دینی و شرعی مسلمانان است. این سه دهه، سه مرحله و سه گام تا رسیدن به مقصود است. بی‌اعتنایی به هر یک از آنها، مقصد را دور از دسترس می‌کند. هر دهه، یک گام است و این گام‌‌ها سرانجام ما را به مقصود می‌رسانند.

۲۴. صاحب عزا

در ایام عزاداری سالار شهیدان، امام زمان(عج) صاحب عزا است. با خواندن «زیارت ناحیهٔ مقدسه»، اندکی از آلام قلب شریف آن بزرگوار را درک کرده، تسکین دهیم. آنچه از اخبار عاشورا به گوش ما رسیده است، گوشه‌ای از ماجرا است و آنچه امام عصر(ع) می‌داند، بیش از آن چیزی است که ما شنیده‌ایم و می‌دانیم. پس غم ایشان سنگین‌تر از غم هر مسلمانی است.

۲۵. سرمایهٔ جاودان

شایسته است که در دههٔ محرم، مشغولیت‌های کاری خود را کاهش دهیم تا برای شرکت در مراسم عزاداری، وقت و توان بیشتری داشته باشیم. محرم و روز عاشورا نباید برای ما همچون روزهای دیگر سال باشد. توجه به مصائب اهل بیت(ع) در این روزها سرمایهٔ معنوی مؤمن برای همهٔ ماه‌ها و روزهای سال است.

۲۶. طلیعهٔ محرم

در هیچ امر مهم و بزرگی، نباید بدون مقدمه وارد شد؛ بلکه از پیش باید خود را آماده کرد. محرم، ماهی است که ورود به آن باید با آمادگی کامل باشد و این آمادگی از راه ذکر و استغفار و یادآوری فضائل و مصائب اهل بیت حاصل می‌شود. عزادار دائماً باید به خود بگوید من وارد روزهایی می‌شوم که گریستن برای حسین(ع) در آنها، بزرگ‌ترین گناهان مرا نیز می‌پوشاند؛ امام رض‌ا(ع) وعده داده است: «گریستن برای حسین(ع)، گناهان بزرگ را فرومی‌ریزد.»⟦۱⟧

۲۷. حضور مؤثر

باید با حضور در هیئت‌های عزاداری و مجالس سخنرانی، از یک‌یک روزهای محرم و فاطمیه استفاده کرد؛ اما این حضور باید با میل قلبی و نیت خالصانه باشد تا تأثیر گذارد. هر هدف دیگری غیر از خدا و عرض ارادت به اهل بیت(ع)، حضور در مراسم سوگواری را در حد عادات و برنامه‌های غیر عبادی، تنزل می‌دهد. همچنین باید کوشید از حواشی مراسم سوگواری کاست و بر محتوای آنها افزود.

۲۸. نعمت گردهمایی

شایسته است که سخنرانان از مناسبت‌های مذهبی و برنامه‌های سوگواری بیشترین استفاده را بکنند و با دستی پر به این مجالس بروند. یکی از برکات ائمهٔ اطهار(ع) برای ما این است که ما را گرد هم جمع می‌کنند تا سخنان اهل علم را بشنویم. پس اهل علم نیز باید قدر این مجالس را بدانند و سخنان پر بار و مفید بر زبان آورند. هیچ دینی مانند اسلام، این همه توفیق برای جمع کردن مردم را ندارد. این نعمت بزرگ را کفران نکنیم.

۲۹. ستون خیمهٔ عزا

مجالس سوگواری، اگرچه برای یادآوری مصائب اهل بیت(ع) و شنیدن سخنان آنان است، اما در این مجالس نباید ذکر خدا و نعمت‌های او به حاشیه رود. مناجات با خدا و یادآوری عظمت و رحمانیت حضرت حق، باید ستون اصلی هر مجلسی باشد.

۳۰. کاه یا گندم؟

بیشترین فایدهٔ مجالس دینی و سوگواری، تحول قلب و توجه دل به خدا است. آنان که فقط با حاجات دنیایی خود روی به چنین مجالسی می‌آورند، مانند کسانی هستند که برای کاه، گندم می‌کارند.

۳۱. عزاداری برای همسانی

معنی عزاداری، درخواست همسانی با اهل بیت(ع) است. عزادار واقعی کسی است که می‌کوشد خود را همسان با معصومین(ع) کند و در راه آنان قدم بردارد. بنابراین گریهٔ بیشتر، گویاترین نشانهٔ عزاداری نیست؛ اگرچه عزاداری با گریه و تألم روحی، مؤثرتر است.

۳۲. مکان عزاداری

برخی گمان می‌کنند که عزاداری فقط در مسجد یا حسینیه یا مجلس عزا است و پس از آن می‌توانند هر گونه که می‌خواهند باشند! اینان به محض اینکه از مجلس عزا بیرون می‌آیند، طوری رفتار می‌کنند که هیچ شباهتی به انسان‌های عزادار ندارند. در محرم و صفر و دیگر روزهای عزا باید همچون آدم مصیبت‌دیده بود؛ حتی در خانه و خیابان و محل کار.

۳۳. روزهای سرنوشت‌ساز

عاشورا و فاطمیه و دیگر روزهای سوگواری، سرمایه‌های بزرگ و گرانقدر شیعه است. این روزها به شیعه، هویت و توان و انگیزه می‌دهد که به‌نیکی از عهدهٔ مسئولیت‌های سخت و فراوان خود برآید. پس اگر جامعهٔ دینی توان کافی برای حل مسائل خود نداشت، باید بپذیرد که نتوانسته است از روزهای عزیز به‌نیکی استفاده کند.

۳۴. استفاده از وسایل سمعی و بصری

اگرچه حضور زنده و شیوه‌های سنتی در سوگواری، معنویت و اثرگذاری بیشتری دارد، ولی استفاده از وسایل سمعی- بصری نیز خالی از فایده نیست؛ خصوصاً برای کسانی که به هر دلیلی، امکان یا توفیق حضور مستقیم در مجالس را ندارند.

۳۵. هر چیزی در جای خود

سوگواری برای اهل بیت(ع)، با همهٔ فضیلت و اهمیتی که دارد، جایگزین دیگر آداب و وظایف مسلمانی نیست. مثلاً وقتی برای عزاداری به مسجد می‌رویم، نباید آداب ورود به مسجد(نماز تحیت و...) را فراموش کنیم؛ یا زنان مسلمان نباید عزاداری را بهانه‌ای برای بی‌توجهی به حجاب کنند. سوگواری، بخشی از زیست دینی است، نه همهٔ آن. پس یکی را نباید جایگزین دیگری کرد.

۳۶. بُکاء یا تباکی

در متونی دینی آمده است که هنگام شنیدن مصائب اهل بیت(ع) اگر بکاء(گریه) ندارید، تباکی کنید؛ یعنی حالت گریه و اندوه را در خود ظاهر کنید. تباکی، ریا نیست؛ بلکه همدردی و همدلی است، اگرچه بدون اشک. ما در همدردی با دیگران نیز همین‌گونه رفتار می‌کنیم. وقتی مصائب و مشکلات آنان را می‌شنویم، حالت حزن و اندوه و گریستن را در چهرهٔ خود آشکار می‌کنیم؛ حتی اگر اشک در چشمان ما نباشد.

۳۷. استمرار قساوت قلب

گریستن بر مصائب اهل بیت(ع) نشانهٔ رقت قلب و محبت دل به آنان است. اگر کسی دچار قساوت دل شد و در سوگ و مصائب آنان نگریست، باید علت آن را بیابد و خود را درمان کند. امام علی(ع) می‌فرماید: «چشم‌ها نخشکید مگر بر اثر سختی دل و دل‌ها سخت نشد، مگر به سبب فراوانی گناه.»۱ قساوت قلب، نشانهٔ متأثر نشدن است و متأثر نشدن نشانهٔ بی‌محبتی است و بی‌محبتی به اهل بیت(ع) نشانهٔ میل قلب به امور باطل و بیهوده است.

۳۸. نشانهٔ قبولی عزاداری

نشانهٔ قبولی عزاداری برای بانیان مجلس، عزاداران، سخنرانان و مداحان در پایان این ایام، توبهٔ صادقانه و تصمیم بر بازگشت از گناه است. امام حسین و نهضت ایشان برای خدا بود و هر چیزی که خدایی نیست، ربطی به عاشورا و امام حسین(ع) ندارد.

۳۹. از دست دادن آثار و برکات معنوی

یکی از مشکلاتی که عزاداران حسینی با آن مواجه هستند، از دست دادن برکات معنوی، بعد از پایان ایام عزاداری است که بدون شک بزرگ‌ترین زیان برای آنان خواهد بود. در تفکر اهل بیت(ع) کسی که دو روز او یکسان باشد، زیانکار است؛ چه رسد به آنکه واپس نیز برود! بهترین راه برای دور ماندن از چنین آفتی، رساندن آب زلال توحید و امامت به ریشه‌های ایمان است که آن نیز با ترک معاصی ممکن است.

۴۰. دوری از ولایت

آنچه در روز عاشورا به وقوع پیوست، نتیجهٔ دوری از چشمهٔ زلال غدیر، بستان عظیم ثقلین است. اگر چنین لرزهٔ عظیمی بر پیکر خفتهٔ امت اسلام وارد نمیشد، به طور قطع سرنوشت امت اسلام به مسیر ضلالت و گمراهی منتهی می‌شد که جز خدای متعال از فرجام آن آگاهی ندارد و اینجا است که معنای سخن پیامبر را می‌توان دریافت که

فرمودند: «وانا من حسین.»⟦۲⟧

۱. علل الشرائع، ج۱، ص۸۱: »مَا جَفَّتِ الدُّمُوعُ إِلَّا لِقَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَمَا قَسَتِ الْقُلُوبُ

إِلَّا لِكَثْرَةِ ال ُُّذنُوبِ.«

پانوشت‌ها

  1. جامع احادیث الشیعه، ج۱۲، ص۵۵۶.
  2. وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۵۰۴: «فَإِنَ الْبُکَاءَ عَلَیْهِ یَحُطّ الذّنُوبَ الْعِظَام.»
  3. شرح الاخبار فی فضائل الائمه الاطهار، ج۳، ص۱۱۲.