تجلّیات وجودی
تجلیات عبارتاند از مظاهری که در هر مظهری حق در آن منطوی است. تجلیات وجودی همان مظاهر جمال و کمال است که بر عالم آید و آن سه قسم است:
1- تجلیات ذاتی که حق از خودش برای خودش مجرد از هر مظهر و صورت و صفت و اسم و رسمی منزه است و آن عالم احدیت است و به عالم سر الاسرار و غیب الغیوب تعبیر میکنند.
2- تجلیات صفاتی، عبارت از تعینات حق از نفس خودش در مظاهر کمالات که اسماء حق باشند و آن عالم وحدت است که از کمون اسرار غیب مطلق به اعیان آشکار میشوند و محل تجلیات صفات حق است.
3- تجلیات افعالی، عبارت از تعینات حق که در مظاهر اعیان خارجی از شکل و نوع و شخص و حسی و معنوی متجلی میشود و آن را عالم وحدانیه گویند.
در مجموع، حق را وجودی حقیقی است در ذات خویش و وجودی است اضافی که در اعیان ممکنات ظاهر میشود و این وجود اضافی را میشود به سایهای تشبیه کرد که بر کل ممکنات و موجودات کشیده شده است.
عجب
عجب مدار که شب تا به صبح بیدارم *** عجب بود که درآید به چشم عاشق خواب
بیا و این من و ما را تو از میان بردار *** که غیر این من و ما نیست در میانه حجاب
ابجد بندهای 210-201 دعای جوشن کبیر
«علی: 110»، «وفی: 96»، «غنی: 1060»، «ملی: 80»، «حفی: 98»، «رضی: 1010»، «زکی: 37»، «بدی: 16»، «قوی: 116»، «ولی: 46».
فضیلت سوره طور
امام باقر علیهالسلام و امام صادق علیهالسلام فرمودند: هر که سوره طور را بخواند حقتعالی خیر دنیا و آخرت را برای او جمع نماید.
این سوره 49 آیه و 312 کلمه و 1500 حرف دارد.
لیّاذ
لیاذ با حق زیستن و به وی پیوستن است. چون هیبت با محبت بیامیزد آن لیاذ بود و این مقام متصلان است و نشانهاش این است که: اسباب در توکل سالک گم شوند و کم گردند؛ و علایق در یقین وی مستهلک شوند؛ و چارهجویی و حیله در ثقت وی فانی شوند. چون چنین شود، از مردم بینیاز شود و از خلق وحشت نکند و آرزوی مرگ کند. به خاطر استهلاک از تدبیر خود رها شود و بینیاز از تمیز خود گردد و فراغت از مؤنت خود شود. به خاطر نداشتن مکر و چارهجوئی، با مقربان و نفس عارفان و علم عالمان ربانی وقت را میگذراند و فیض میگیرد.
گواه عشق
شوریدگان عشق، برابر نمیکنند *** با صد هزار افسر شاهی کلاه عشق
ای شیخ! روی زرد و لب خشک و چشم تر *** در شرع ما بود به حقیقت گواه عشق
فضیلت سوره ی اسراء
امام صادق علیهالسلام فرمود: هر که سوره بنیاسرائیل (سوره اسراء) را در هر شب جمعه بخواند نمیرد تا قائم آل محمد صلیالله علیه و آله را در یابد و از اصحاب او شود. این سوره 111 آیه و 1533 کلمه و 6460 حرف دارد.
ظهور واحد
واحد در ذات بینیاز است و همه اعداد به او نیاز دارند. وجود مطلق حق در حکم واحد است که همه موجودات در تحقق به او نیازمندند. وجود موجودات برای کمال، احتیاج مبرم به یک دارند تا تکثر پیدا کنند و هر وجودی به اندازه ظرفیت خود عددی میگیرد. واحد در هر مرتبه از مراتب اعداد ظهور خاصی و خاصیت و فایدهای دارد که در همه تفضیلات مرتبه واحد است. پس همه موجودات با تغایری که دارند تفاصیل وجود واحد حق است. البته واحد حقی را نه مثلی و نه جزئی باشد و آنچه ظهور از واحد میآید به اعداد نامتناهی و مرکبات خارجی میشود ولی بت همه کثرات از واحدیاش خارج نمیگردد و باقی میماند. در واقع مبدأ آثار و احکام واحد حقیقی است که به هر ماهیتی جلوه خاص دارد که به دیگری ندارد.
زمزمه فرهاد
من اگر رندم و بدنام، برو خرده مگیر *** زآنکه هر خوب و بدی از ادب استاد است
دامن دشت گر از ناله مجنون خالی است *** کمر کوه پر از زمزمه فرهاد است
ابجد بندهای 190-181 دعای جوشن کبیر
«من لا یرجی الا فضله: 1291»، «من لا یسئل الا عفوه: 415»، «من لا ینظر الا بره: 1520»، «من لا یخاف الا عدله: 953»، «من لا یدوم الا ملکه: 308»، «من لا سلطان الا سلطانه: 458»، «من وسعت کل شئی رحمته: 1639»، «من سبقت رحمته غضبه: 3112»، «من احاط بکل شئی علمه: 526»، «من لیس احد مثله: 778».
اعیان ثابته و اعیان ممکنه
اعیان جمیع اشیاء موجود، در خارج بیش از وجود خارجی، در علم حق بودهاند و آن صور علمیه اشیاء را اعیان ثابته میخوانند. پس هر عینی از اعیان به اقتضای ذاتی و قابلیت، به تجلی وجود حق به صورت آن اعیان در وجود خارجی به همان صورت پدیدار شد. اعیان ثابته صور اسماء الهیهاند که وجود محض و در مقام احدیت بودند و از تجلی حق در واحدیت از ناحیه تجلی اسمائی متحقق شدهاند و اثر و ظهور وجود مطلقاند. حقایق و موجودات عینی، ظل و سایه و صورت و ظهور و فرع اعیان ثابتهاند. در احادیث از نمود (عین ثابت تعین و رنگ) تعبیر به طینت شده است. طین در فلسفه به هیولای اولی تعبیر شود. آنچه در صورت اعیان خارجیه دیده میشود نیست مگر حقیقتی واحد که بهواسطه تلبس و شئون و صفات متکثر و متعدد مینماید. جامی گفت:
تا چند حدیث جسم و ابعاد و جهات *** تا کی سخن معدن و حیوان و نبات
یک ذات فقط بود محقق نه ذوات *** این کثرت وهمی ز شئون است و صفات
پس اعیان ثابته در مرتبه واحدیت که منشأ کثرات و اسماء است از یکدیگر جدا گشتهاند. جامی گوید:
اعیان همه شیشههای گوناگون بود *** کافتاد در آن پرتو خورشید وجود
هر شیشه که سرخ بود یا زرد و کبود *** خورشید در او به آنچه او بود، نمود
فضیلت سوره ی نجم
امام صادق علیهالسلام فرمود: هر که سوره نجم را در هر شب یا در هر روز بخواند:
1- در میان مردم به خیر و نام نیک زندگی نماید.
2- گناهانش آمرزیده شود.
3- محبوب دلهای مردم گردد.
مظهریت راستی مجنون
گویند: لیلی به مجنون گفت: گوش تو را میگیرم و دور شهر میچرخانمت! مجنون گفت: اگر تو میکشی برو تا برویم. لیلی یک سیلی به گوش مجنون نواخت. مجنون آن طرف صورتش را جلو آورد و گفت: جانم به فدایت! یکی دیگر هم بزن که قبلی خیلی مزه داشت. مجنون چون خودش را وقف لیلی کرده بود، دردی احساس نمیکرد و بیآبرویی را نمیفهمید؛ تنها چیزی که میدید لیلی بود و راستی او در محبت مظهریت پیدا میکرد.
طلب
طلب جستن و کوشیدن است؛ و طلب ثواب از طلب بهشت است؛ شفاعت و عفو و خوشنودی این از طلب مجتهدان است؛ اما طلب حقتعالی کاری عظیم است و خلق آن را به سستی مینگرد و آن ترک دنیا و آخرت است. همهچیز پیش جویند و پس یابند؛ و حقتعالی را پیش یابند و پس جویند.
مُفردون
پیامبر صلیالله علیه و آله فرمود: «سیر کنید که مفردون پیشی گرفتند. مردم گفتند: ای رسول خدا! مفردون کیاناند؟ فرمود: محیرون (یعنی متحیرین) آنان که در ذکر و یاد خدای عزوجل سرگشتهاند، یاد خدا، بارهای گران را از ایشان برمیدارد، از این روی روز قیامت سبکبال خواهند بود.» مفرد به کسر راء کسی است که با قوت توحید حقتعالی را از غیر، تنها و جدا ساخته است و مفرد به فتح راء کسی است که حقتعالی او را با جذب به سوی خود، تنها و جدا ساخته است، روایت به هر دو صورت نقل شده است. در بعضی نسخهها مفرد با تشدید راء آمده است. در کتاب صحیح مسلم کتاب الذکر آمده است که پیامبر در طریق مکه میرفتند پس بر کوهی که اسمش «جمدان» بود عبور کردند و فرمود: سیر کنید این جمدان (بیحرکت، بی جنبش) است، پیشی گرفتند مفردون. عرض کردند: مفردون کیاناند؟ فرمود: مردان و زنانی که یاد خدا زیاد میکنند. «الذاکرون الله کثیراً و الذاکرات»
دل دیوانه
محرم راز خدایی، دل دیوانه ماست *** مخزن گنج نهان، سینه ویرانه ماست
بروای زاهد افسرده، که در محفل دوست *** ما چو شمعیم و خلایق همه پروانه ماست
ابجد بندهای 220-211 دعای جوشن کبیر
«من اظهر الجمیل: 1310»، «من ستر القبیح: 901»، «من لم یوأخذ بالجریرة: 1928»، «من لم یهتک الستر: 1286»، «عظیم العفو: 1207»، «حسن التجاوز: 566»، «واسع المغفرة: 1493»، «باسط الیدین بالرحمة: 463»، «صاحب کل نجوی: 220»، «منتهی کل شکوی: 891».
فضایل سوره ی جحد (کافرون)
1- پیامبر صلیالله علیه و آله فرمود: هر که سوره کافرون را بخواند، چنان باشد که ربع (یکچهارم) قرآن را خوانده باشد.
2- پیامبر به کسی که این سوره را میخواند، فرمود: او از شرک بری شود و در روایتی آمده که گناهانش آمرزیده شده است.
3- پیامبر صلیالله علیه و آله به نوفل بن معاویة اشجعی فرمود: هرگاه در رختخواب برای خوابیدن قرار گرفتی، این سوره را بخوان، چون قرائت کردی از شرک بری میشوی.
آثار وضعی شادی دل افسرده
امیرالمؤمنین علیهالسلام به کمیل بن زیاد نخعی فرمود: خانوادهات را سفارش کن در روز پی مکارم اخلاق حمیده باشند و شب در رفع نیازمندان بکوشند. به آن خدائی که همه صداها را میشنود، هر که دل افسردهای را شاد کند خداوند مددکاری برای او میآفریند که هرگاه گرفتاری برایش پیش آید، همانند سیل بهطرف گرفتاری هجوم برده و آن را دور میسازد، چنانکه شتربان شتران بیگانه را میراند و دور میکند.
ابجد بندهای 180-171 دعای جوشن کبیر
«من هو فی ملکه مقیم: 476»، «من هو فی سلطانه قدیم: 500»، «من هو فی جلاله عظیم: 1280»، «من هو علی عباده رحیم: 551»، «من هو بکل شئی علیم: 613»، «من هو بمن عصاه حلیم: 447»، «من هو بمن رجاه کریم: 672»، «من هو فی صنعه حکیم: 484»، «من هو فی حکمته لطیف: 793»، «من هو فی لطفه قدیم: 469».
مقرّر اهل ریاضت
شارح خطبة البیان محمد دهدار شیرازی (م 1016) چنین نوشت: پوشیده نخواهد بود که مقرر اهل ریاضت است که تا حضرت امیرالمؤمنین را در خواب یا در غیبت یا در واقعه نبینند، ایشان را فتح نمیشود. این لا شئی (هیچی) از سید محمد لار شنیدم که گفت: در وقتی که مرا شیخ به خلوت نشاند، مدتی فتح نشد تا در واقعه دیدم که حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام آمدند و نیای از طلا در دست، یک سر آن را بر سینه من بالای دل نهادند و دهان مبارک خود بر سر دیگر نهاده، چند نفس دمیدند، پس مرا آغاز فتح شد؛ و از سید محمد سرمست شنیدم که گفت: مرا مدتی فتح نمیشد. شبی امیرالمؤمنین علی علیهالسلام را در خواب یا در واقعه دیدم، به بدنی در کمال بزرگی و قامتی در غایت بلندی که سر، بالا باید کرد که روی مبارک آن حضرت را دید، آنگاه مرا بنیاد فتح شد.
لجا
لجا باز پناهیدن است به یک جا. خداوند در سوره توبه آیه 118 فرمود: «و دانستند که از غضب خدا جز او ملجأ و پناهی نیست.» لجای زبان، اعتذار و لجای دل، افتقار و لجای جان، اضطرار است. لجا خود را به وی سپردن است، توکل کار به وی سپردن است. متوکل به عطا آرام گیرد و خداوند لجا، به وی آرام گیرد در راه لجا حجاب نیست. هر لجا که لجا نیست حقیقت را مایه نیست. لجا پیرایه پیوستگان و مایه دست گرفتگان و حلقه در حق است به دست جویندگان.
نغمه ها تو را نفریبند
کمیل بن زیاد از اصحاب خاص امام علی علیهالسلام گوید: شبی از مسجد کوفه با امام خارج شدم و به سمت منزلش روان گردیدیم. یکچهارم شب گذشته بود. در راه از جلو خانهای عبور کردیم که مردی قرآن میخواند و این آیت را تلاوت میکرد: (امن هو قانت اناء اللیل ساجداً و قائماً یحذر الآخره و یرجوا رحمة ربه) (زمر: 9) چون صدای او خوش و دلنواز بود، کمیل به صدایش گوش میداد و به حال او غبطه میخورد. امام فرمود: ای کمیل نغمههای این (طنطنة) مرد تو را نفریبد که او اهل جهنم است؛ بعد تو را آگاه خواهم ساخت. بعد از اتمام جنگ نهروان، امام با نوک شمشیر، سرهای کشتهگان را جا به جا میکرد پس به سری میرسد و آیه فوق را تلاوت میکند؛ کمیل فهمید این همان قاری قرآن آن شب است که جذب صدایش شده بود؛ و امام فرموده بود او اهل جهنم است. پس کمیل پاهای امام را بوسید و طلب آمرزش از خدا مینمود.
همرهی خضر
دست ز هستی بشوی، تا شودت روی دوست *** جلوهگر از شش جهت، گر چه ندارد جهات
همرهی خضر کن در ظلمات فنا *** ور نه به خود کی رسی، در سر آب حیات
سر به ارادت بنه در قدم رهروی *** کز سخن دلکشش حل شودت مشکلات
ابجد بندهای 200-191 دعای جوشن کبیر
«فارج الهم: 360»، «کاشف الغم: 1472»، «غافر الذنب: 2064»، «قابل التوب: 572»، «خالق الخلق: 1492»، «صادق الوعد: 306»، «موفی العهد: 246»، «عالم السر: 432»، «فالق الحب: 252»، «رازق الانام: 431».