دُرّ نجف

گلستان کشمیری

فصل سوم · بخش دوم

جانِ جان

کسی کز عشق خالی شد، فسرده ست **** گرش صد جان بود، بی‌عشق مرده ست

مبین در عقل، کان سلطان جان است **** قدم در عشق نه، کان، جان جان است

علی علیه السلام نفس پیامبر صلی الله علیه و آله است

عایشه گوید: روزی رسول خدا صلی‌الله علیه و آله صحابه را یک‌یک نام می‌برد و تعریف هر یک را به صفتی می‌کرد که مناسب حال او بود. من گفتم: عجب است که علی علیه‌السلام را تعریف نکردی؟ پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: وای بر تو! هرگز کسی خود را تعریف کرده است. (هل یعرف احد نفسه)

روزها

روزها پنج دسته‌اند:

لب دوختن

عارفان کز جام حق نوشیده‌اند **** رازها دانسته و پوشیده‌اند

سر غیب آن را سزد، آموختن **** کاو ز گفتن، لب تواند دوختن

قوه متخیّله

ملاصدرای شیرازی درباره قوه متخیله فرمود: قوه متخیله تجلی‌گاه صفت خلاقیت خداوند است که می‌تواند صور مختلفه را خلق کند و قادر به ایجاد صور ذهنی است. نفس منزه انبیاء و اولیاء و عرفاء که خلیفه خالق جهان است و به کمال و فعلیت رسیده‌اند و از ظلمت ماده تا آن درجه منزه گردیده‌اند که می‌توانند به همت خود صوری را که قوه متخیله در ذهن خلق نموده وجود عینی بخشد؛ یعنی نیروی خلاقیت نفس کامل تا آن حد است که می‌تواند شرایط خارجی را مطابق وضع درونی خود سازد.

بر راه افتاد

روزی به شیخ ابوسعید ابوالخیر گفتند: ای شیخ! فلان مریدت بر فلان راه افتادست، مست خراب. فرمود: بحمدالله که بر راه افتاده است از راه نیفتاده است.

علامتی از نفاق

دو دوست مدت‌ها با هم بودند. روزی به خدمت پیر عارفی رسیدند. فرمود: شما چند سال است که با هم دوست و هم‌صحبت هستید؟ گفتند: چندین سال. فرمود: هیچ میان شما در این مدت منازعتی نبود؟ گفتند: نی، الا موافقت. گفت: بدانید شما به نفاق زیستید. لابد حرکتی از یکدیگر دیدید و در دل شما رنجی و انکاری به‌ناچار آمده بود؟ گفتند: بلی. فرمود: آن انکار را از خوف به زبان نیاوردید؟ گفتند: آری، فرمود: این علامت نفاق است.

آب آن سو است

رو دست بشوی از تن، ز آن پیش که خود سازد **** سیلاب فنا ویران، این کاخ ترابی را

بشنو سخن وحدت ای تشنه که آب آن سو است **** بیهوده چه پیمایی، این دشت سرابی را؟

ابجد بندهای 140-131 دعای جوشن کبیر

«دلیل المتحیرین: 823»، «غیاث المستغیثین: 3612»، «صریخ المستصرخین: 2381»، «جار المستجیرین: 1008»، «امان الخائفین: 865»، «عون المؤمنین: 353»، «راحم المساکین: 461»، «ملجأ العاصین: 326»، «غافر المذنبین: 2164»، «مجیب الدعوة المضطرین: 1280».

گنج معرفت

تمثل معرفت و کشف حقیقت به گنج و حیرانی به ویرانی مبتنی، بر آن است که گنج را در ویرانه‌ای و جاهای مخفی می‌نهند تا ذهن کسی به آن محل متوجه نشود. گنج معرفت که مخفی است در ویرانی وجود شخصی موهوم خود دانست. تا وقتی سالک اسیر خودبینی و اوصاف دنیوی خود است و فانی نشود، نتواند به گنج دست یابد.

رؤیت به چشم

1- یعقوب بن اسحاق در نامه‌ای از امام حسن عسگری علیه‌السلام سؤال کرد: آیا پیغمبر پروردگارش را دیده بود؟ امام در جواب نوشت: خدای تبارک‌وتعالی از نور عظمتش به قلب پیغمبرش آنچه دوست داشت نشان داد. 2- ابو قره از امام رضا پرسید: خدا دیدار خویش را به محمد عطا کرد؟ امام فرمود: پس از آن‌که از طرف خدا، به جن و انس رسانید که «دیده‌ها او را درک نکند، علم مخلوق به او احاطه نکند، چیزی مانند او نیست.» مگر محمد صلی‌الله علیه و آله نبود، چگونه ممکن است مردی به‌سوی تمام مخلوق آید و این (سه مطلب) را بگوید، سپس بگوید: من به چشمم خدا را دیدم و به او احاطه علمی پیدا کردم، او به شکل انسان است! خجالت نمی‌کشید! زنادقه این‌چنین نسبتی را نتوانستند به او دهند. 3- مردی از خوارج به امام باقر علیه‌السلام گفت: چه چیز را می‌پرستی؟ فرمود: خدای تعالی را، گفت: او را دیده‌ای؟ فرمود: از دیدگان چشم دیده نمی‌شود، ولی دل‌ها او را به حقیقت ایمان ببینند؛ با آیاتش توصیف شده و با علامات شناخته شده، ولی با سنجش شناخته نشود و با حواس درک نشود و مانند مردم نیست. 4- امام صادق علیه‌السلام فرمود: این خورشید یک‌هفتادم نور کرسی است و کرسی یک‌هفتادم نور عرش و عرش یک‌هفتادم نور حجاب و حجاب یک‌هفتادم نور ستر است اگر آن‌ها (مدعیان رؤیت) راستگویند، چشم خود را به همین خورشید وقتی‌که در ابر نباشد بدوزند.

ادب

از ادب پر نور گشته این فلک **** در ادب معصوم و پاک آمد ملک

از خدا جوئیم توفیق ادب **** بی‌ادب محروم ماند از فیض رب

بی‌ادب تنها نه خود را داشت بد **** بلکه آتش بر همه آفاق زد

ابجد بندهای 240-231 دعای جوشن کبیر

«اعظم من کل عظیم: 2117»، «اکرم من کل کریم: 671»، «ارحم من کل رحیم: 647»، «اعلم من کل علیم: 431»، «احکم من کل حکیم: 287»، «اقدم من کل قدیم: 439»، «اکبر من کل کبیر: 595»، «الطف من کل لطیف: 389»، «اجل من کل جلیل: 247»، «اعز من کل عزیز: 312».

عبادت احرار یا کرام

امام صادق علیه‌السلام فرمود: گروهی خدای عزوجل را پرستش می‌کنند از روی محبت به او، این عبادت آزادگان است. در روایت دیگر فرمود: من خدای را از روی محبت عبادت می‌کنم (اعبده حباً له) و این عبادت کرام (کریمان) است.

جوانان رقیق القلب اند

پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: شما را به شبان (جوانان) وصیت می‌کنم که به آنان نیکی نمایید، زیرا قلبشان رقیق است (ارق افئدة). خدا مرا مبعوث به رسالت نمود که بشارت‌دهنده و ترساننده باشم، پیرمردان با من مخالفت کردند و جوانان با من پیمان بستند.

ختم قرآن هدیه به امام

علی بن مغیره گفت: به امام کاظم علیه‌السلام عرض کردم: من هم بعد از پدرم با توجه به فرصت شغل، گاهی بیشتر و گاهی کمتر از او قرآن را در ماه مبارک رمضان ختم می‌کنم. هنگامی‌که عید فطر فرامی‌رسد یک ختم آن را برای رسول خدا صلی‌الله علیه و آله و یک ختم برای امیرالمؤمنین علیه‌السلام و یک ختم برای حضرت فاطمه علیه‌السلام و سپس برای هر یک از ائمه تا به شما منتهی شود یک ختم قرآن اهدا می‌کنم. چه اجری برای این عمل من وجود دارد؟ امام فرمود: اجر تو این است که در قیامت با آن‌ها خواهی بود. گفتم: الله‌اکبر یک چنین اجری دارم! سه مرتبه فرمود: آری.

کرامت ولایت

پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: نبوت به من پایان یافت ولیکن حق‌تعالی امت مرا پس از نبوت، درجه ولایت کرامت کرده است.

سؤال کردند: یا رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله این کرامت که را است؟ فرمود: آن‌هایی که قدم متابعت بر جاده سنت من نگاه دارند و نفس را از انواع شهوات منع کنند و به طاعت مهذب گردند.

قصه عاشقان

او را که دل از عشق مشوش باشد **** هر قصه که گوید، همه دلکش باشد

تو قصه عاشقان، همی کم شنوی **** بشنو! بشنو! که قصه‌شان خوش باشد

(شیخ بهایی)

ابجد بندهای 340-331 دعای جوشن کبیر

«کریم الصفح: 479»، «عظیم المن: 1141»، «کثیر الخیر: 1571»، «قدیم الفضل: 1095»، «دائم اللطف: 205»، «لطیف الصنع: 370»، «منفس الکرب: 483»، «کاشف الضر: 1432»، «مالک الملک: 212»، «قاضی الحق: 1050».

ذکر از ناف

آن صوفی ارشد به مریدش گوید: ذکر از ناف برآور! گفتم: نه، ذکر از ناف برمیاور، از میان جان برآور! به این سخن، در او حیرانی آمد.

سه گونه تقوا

تقوی بر سه وجه است:

1- تقوی بالله: یعنی تقوای از برای خدا و آن ترک حلال (مکروهات و مباحات و لذات مشروع نفسانی) تا چه برسد به امور مشتبه و این تقوی خاص الخاص است.

2- تقوی من الله: تقوای از خدا و آن ترک شبهات است تا چه رسد به حرام و این تقوای خاص است.

3- تقوی از خوف آتش و عقاب و آن ترک حرام است و این تقوی عام است. مثل تقوی مانند آبی است که در نهر روان و زیر درختان می‌رود و هر درختی به اندازه جوهر و طمع و لطافت ارتزاق می‌کند و مردم هم به اندازه ظرفشان استفاده می‌برند. تقوی هر کس بیشتر باشد عبادتش خالص‌تر است و هر عبادتی بر تقوی نباشد، همانند غبار پراکنده‌ای است که قیمتی ندارد. خداوند در سوره توبه آیه 19 فرمود: «آیا کسی که بنیانش بر تقوی و خوشنودی خدا باشد بهتر است یا کسی که اساسش بر کنار رود آبی که سست باشد و به مرور زیرش خالی و او را در جهنم اندازد.» در حقیقت تقوی، طاعت خالص بدون معصیت است و یاد خداوندی است که فراموشی ندارد و مقبولیت اعمال بدون آن مردود است.

جز یار نمی گنجد

امروز مرا در دل، جز یار نمی‌گنجد *** وز یار چنان پر شد، کاغیار نمی‌گنجد

در چشم پر آب من، جز دوست نمی‌آید *** در جان خراب من، جز یار نمی‌گنجد

میدان فتوح

خداوند در قرآن سوره فاطر آیه 2 فرمود: هر رحمتی که خدا برای مردم گشاید بازدارنده‌ای برای آن نیست. (ما یفتح الله من رحمة فلا ممسک لها) فتوح نامی است که از غیب ناجسته و ناخواسته آید و آن: 1- یا رزق آید که بدون کسب و طلب کردن و انتظار باشد. 2- یا در علم لدنی آید و آن نا آموخته با شریعت موافق و ناشنیده به دل آشنا و ناآزموده در حکمت پسندیده آید. 3- یا از نشان‌های غیبی آید و آن از اشارت خواب‌های نیکو. دعاهای نیکان و قبول دل‌ها آید.

آثار سوء عمل بدون علم

– امام صادق علیه‌السلام فرمود: عمل‌کننده بدون بصیرت مانند کسی است که بر طریق اصلی راه نمی‌رود و هرچند سرعت را زیاد کند از هدف و مقصود دورتر گردد. 2- پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: هر کس بدون دانایی عمل کند، افسادش از اصلاحش بیشتر است. (خراب کردنش از درست کردنش بیشتر است.)

تخم محبّت

سال‌ها حلق زدم بر در میخانه عشق **** تا به روی دلم از غیب گشودند، دری

هر که در مزرع دل تخم محبت نفشاند **** جز ندامت نبود، عاقبت او را ثمری