دُرّ نجف

گلستان کشمیری

فصل سوم · بخش سوم

نسب نامه او

1- امام صادق علیه‌السلام فرمود: قوم یهود از رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله پرسیدند: برای ما نسب (تبار) خدایت را بیان کن. پیامبر صلی‌الله علیه و آله سه روز جواب آن‌ها را نداد و مکث کرد، پس سوره توحید (قل هو الله احد الله الصمد لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفواً احد) نازل شد. 2- عبدالعزیز بن مهتدی از امام رضا علیه‌السلام درباره توحید سؤال کرد، امام فرمود: هر کس این سوره را بخواند و ایمان به آن بیاورد هرآینه توحید را شناخته است. 3- حماد نصیبی گوید: از امام صادق علیه‌السلام درباره سوره توحید سؤال کردم، فرمود: نسبت خدا…احد، صمد و ازلی (همیشگی) است. چون صمد است نیاز همگان به اوست، دست‌آویزی ندارد که او را نگه بدارد، بلکه او همه‌چیز را نگه می‌دارد… لم یلد، فرزند ندارد تا از او ارث برند یعنی چیزی از او جدا نشده تا به دیگری انتقال پیدا کند…ولم یولد، زائیده نیست تا شریک او باشند یعنی دارای مالک و پدر بالاتر از او که در او سهیم باشند نیست…و لم یکن له کفواً احد و برای او همتا و کفوی اصلاً نیست.

حبط اعمال

حبط به معنی بطلان و بی‌اثر شدن است. حبط آن است که چهارپا علف بسیار خورد تا شکمش باد کند که موجب هلاکت شود. بهترین مثل آن است که در قرآن آمده است: «اگر مقداری خاکستر را در روز طوفانی در مقابل باد قرار دهیم گر چه واقعاً از بین نمی‌رود ولی طوری پراکنده می‌شود که هرگز به دست نمی‌آید.» (ابراهیم: 18) در 16 مورد حبط در قرآن، مربوط به عمل است؛ که عمل خوب بد را و عمل بد خوب را حبط می‌کند. در سوره انعام آیه 88 می‌فرماید: اگر شرک بورزی عمل تو حبط می‌شود. در سوره هود آیه 114 می‌فرماید: حسنات سیئات را از بین می‌برد. در سوره احزاب آیه 19: ایمان نیاوردن را و در سوره انعام آیه 88: شرک را و در سوره بقره آیه 217: ارتداد را، سبب حبط اعمال ذکر کرده است. حبط شامل دنیا و آخرت است که چنانکه در سوره بقره آیه 217 خداوند درباره ارتداد اشاره فرموده است: «حبطت اعمالهم فی الدنیا و الآخرة»

بطنه (پُر خوری)

امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: بپرهیزید از پرخوری که:

دراین‌باره 28 روایت در کتاب غررالحکم نقل کرده است که ازجمله امام فرمود: پرخوری حجاب زیرکی گردد.

تسبیحات عالم انوار

امام صادق علیه‌السلام فرمود: خداوند چون نور مقدس نبوی را خلق نمود، او را در حجاب‌های مختلف ساکن گردانید و نورش در هر حجاب مشغول به گفتن تسبیح خاص بود:

مجموع سالهای تسبیح هفتاد و هشت هزار سال می‌شود که منظور سالهای دنیوی متعارف نیست، چرا که عالم انوار و ارواح خارج از محدوده مادی است؛ و بیان تعداد برای تفهیم اذهان است و آن از عالم مجردات بشمار می‌آید.

نکوئی کن

گر همی‌خواهی که باشی در امان *** رو نکوئی کن تو با خلق جهان

آن‌که نیکی می‌کند در حق ناس *** بهترین مردمان او را شناس

اخلاص با سه وصف

امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: خوش به حال کسی که برای خدا، عبادت و دعایش را خالص گردانید و:

کرامت (بزرگی ورزیدن، ارجمندی، بخشندگی)

کرامت از خداست بر مراتب قابلان. کرامت در هدایت، نشانش آن است که: استقامت احوال دارد و متابعت سنت در اخلاق و خدمت و صدق یقین در قسمت دارد. کرامت در کفایت، نشانش آن است که: رزق بی حیلت و عافیت بی‌یار و خوی خوش بی مداهنت (چرب‌زبانی و دو رویی کردن) کرامت تقریب، نشانش آن است که سبک‌باری خدمت و وفاق استقبال و مستجابی دعا بود. خداوند در سوره یس آیه 36 فرمود: (وجعلنی من المکرمین: خداوندا مرا از اکرام شدگان قرار ده، که کرامت تقریب است.)

تصرف در چشم های بدریّون

در جنگ بدر تعداد مسلمانان 313 نفر و مشرکین 1550 نفر بودند و از نظر ابزار جنگی بیشتر از مسلمین ابزار داشتند. خداوند فرمود: «یرونهم مثلیهم رأی العین» (آل‌عمران: 13) مسلمانان کفار را با چشمشان دو برابر خود (626) می‌دیدند (اگرچه پنج برابر بودند.) یا این‌طور شود: «مشرکین مسلمانان را دو برابر خود (3100 نفر) می‌دیدند.» خداوند قبل از شروع جنگ مسلمانان را در چشمشان اندک جلوه داد تا با آن‌ها بجنگند و پس از شروع جنگ مسلمانان را در چشم آنان بسیار نمایاند؛ و مشرکین را در چشم مسلمانان اندک نمایاند تا برای جنگیدن جرئت داشته باشند. لذا در سوره انفال آیه 44 فرمود: یاد آورید با لشگر قریش در جنگ بدر روبرو شدید، خدا آنان را در چشم‌هایتان اندک نشان داد و (تا قوی می‌شوید) شما را نیز به چشم آن‌ها اندک نشان داد (تا تهیه مهمات جنگ نکنند.) (فی اعینکم قلیلاً و یقللکم فی اعینهم) که حکم خدا انجام پیروزی بود، شدنی شود.

اتحاد معین

دعوت انبیاء از برای غیر بود و اگر از برای غیر نبودی، این چندین گفت‌وگوی از بهر چه بودی؟ آنجا اتحاد معین و حضور است. گفتی هست اما بی‌حرف و صوت. آن لحظه که آن گفت است، فراق است و وصال نیست، زیرا در وصال گفت نگنجد نه بی‌حرف و صوت، نه با حرف و صوت. هر چه وصال بیشتر فراق صعب‌تر و دشوارتر است.

موافقت

موافقت استقبال حکم است بر دل گشاده و درواقع موافقت پیش از پیدا شدن حکم و رضا پس از پیدا شدن حکم است. موافقت به این است که بنده اختیار خود را رها کند و از تحکم خود ببرد و عنایت مولی را ببیند. چون بلا و عافیت و عطا و منع و موت و حیات نزد بنده یکسان بود حاجت‌های او یکی افتد و حجابی در دلش باشد و آرزوی شخصی نداشته باشد و امیدوار و راضی بر حکم حق باشد و صابر و آرامش دل داشته باشد. موافق عنایت مولا را در دل به شادی بیند و غم را بشوید و علایق را محو کند، پس به قربی که از عنایت مولی نصیبش شد، از تفرق ببرد.

نام محبّت

یا که بیهوده مران نام محبت به زبان *** یا چو پروانه بسوز از غم و با درد بساز

آن‌قدر حلقه زنم بر در میخانه عشق *** که کند صاحب میخانه به رویم در، باز

ادعا کردن

ادعا کردن در واقع مختص انبیاء و ائمه و اولیاء است؛ اما ادعای بیجا کردن، مانند ابلیس باشد که ادعای عبادت کرد ولی با خدا منازعه نمود و مخالفت امر او کرد. تظاهر به ادعا کردن تظاهر به کذب است. دعوی بی‌جا کردن برای خود، درهای گرفتاری و بلا را باز می‌کند. مدعی، هنگام دلیل خواستن از او، رسوا می‌شود. امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: کسی که در دعوی‌اش صادق است نمی‌بیند او را کسی مگر هیبتش در دل او می‌افتد و به او نمی‌گویند چرا چنین دعوی می‌کنی.

صلوات بر محمد و آل محمد

1- امام صادق علیه‌السلام فرمود: دعا محجوب از آسمان است و مستجاب نمی‌شود تا صلوات بر محمد و آل محمد فرستند. 2- امام صادق علیه‌السلام فرمود: هر که را به خدا حاجتی باشد، اول صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد و بعدازآن حاجت خود را بطلبد؛ پس دعای خود را ختم کند به صلوات بر محمد و آل محمد. به‌درستی که خدا کریم‌تر است که دو طرف دعا را قبول فرماید و میان آن را رد کند، زیرا صلوات مقبول است و رد نمی‌شود. 3- پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: صداهای خود را بلند کنید به صلوات بر من که نفاق را زایل می‌گرداند. 4- پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: هر که در روز جمعه صد مرتبه بر من صلوات بفرستد، حق‌تعالی شصت حاجت او را برآورد، سی حاجت دنیایی و سی حاجت آخرتی. 5- امام باقر علیه‌السلام فرمود: هیچ عملی در روز جمعه بهتر نیست از صلوات بر محمد و آل محمد.

6- امام هادی علیه‌السلام فرمود: حق‌تعالی حضرت ابراهیم را خلیل خود گردانید، برای آن‌که صلوات بر محمد و آل محمد بسیار می‌فرستاد. 7- پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: بخیل و بدترین بخیلان کسی است که من نزد او مذکور شوم و صلوات بر من نفرستد. 8- امام صادق علیه‌السلام فرمود: چون نام پیغمبر مذکور شد، بسیار صلوات بر او بفرستید که هر کس صلوات بر آن حضرت بفرستد، حق‌تعالی بر او هزار صلوات بفرستد در هزار صف از ملائکه. 9- امام رضا علیه‌السلام فرمود: هر که قادر نباشد بر چیزی که کفاره گناهان خود را بدهد، صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد که گناهانش را در هم می‌شکند.

وارث معنوی

ارث دو نوع است: صوری و ظاهری، معنوی و باطنی. پسر نوح از نظر صوری فرزند حضرت نوح بود، ولی خداوند در قرآن فرمود: «انه لیس من اهلک: فرزندت از اهلت نیست.» (هود: 46) یعنی از نظر معنوی فرزندش وارث نوح علیه‌السلام نبود. پیامبر صلی‌الله علیه و آله درباره سلمان فرمود: «سلمان منا اهل‌البیت: سلمان از ما اهل‌بیت است.» بااینکه سلمان ایرانی بود و از سادات قریش نبود و صورتاً نسبتی نداشت اما به خاطر اتصال معنوی، وارث معنوی پیامبر صلی‌الله علیه و آله بوده است. ابولهب عموی پیامبر صلی‌الله علیه و آله بود و صورتاً نسبت داشت، اما باطناً هیچ نسبتی نداشت بلکه دشمن پیامبر صلی‌الله علیه و آله شد و جایگاهش در دوزخ گردید. قاسم مؤتمن صورتاً نسبت فرزندی به خلیفه عباسی هارون‌الرشید داشت اما باطناً با ولایت علی بن ابیطالب علیه‌السلام اتصال معنوی داشت.

محاسبه

خداوند در سوره حشر آیه 18 فرمود: از خدا پروا کنید و هر کس بنگرد برای فردا از پیش چه فرستاده است. (اتقواالله و لتنظر نفس ما قدمت لغد) راه محاسبه پس از عزم بر توبه، سه چیز است:

1- میان نعمت خدا و گناه خود با نور حکمت مقایسه کند.

2- بداند انجام گناه برایش حجت خدایی هست و عذری ندارد و طاعت برایش منت است.

3- بداند، هر طاعت از خوشنودی به خودش برمی‌گردد و هر گناه به دیگری هم به خودش برمی‌گردد. نتیجه آن‌که میزان محاسبه آن است که وقت ضایع نگردد که خلل در سنجش هنگام محاسبه تضییع وقت است.

صفت شیرین

شیوه کوه‌کنی، شیوه فرهاد بود **** صفت حسن‌فروشی، صفت شیرین است

باغ حسن تو چه باغی است که پیوسته در او **** سنبل و نرگس و ریحان و گل و نسرین است؟

چهار شب از سال

امام صادق علیه‌السلام روایت کرده که: امیرالمؤمنین علیه‌السلام خوش داشت که در چهار شب از سال فارغ از کارهای دیگر گردد و به عبادت مشغول باشد و آن شب‌ها: اول رجب، شب نیمه شعبان، شب عید فطر، شب عید قربان و در آن شب‌ها نفس خود را فارغ برای عبادت و احیای آن می‌کرد.

تقسیم گوشت قربانی

ابی جمیله گوید: از امام صادق علیه‌السلام درباره گوشت قربانی سؤال کردم؟ فرمود: علی بن الحسین علیه‌السلام و فرزندش امام محمدباقر علیه‌السلام گوشت قربانی را سه قسمت می‌کردند: یک ثلث برای همسایگان، ثلث دیگر برای مسکینان و ثلث دیگر برای اهل خانواده.

قرآن و اهل آسمان

امام صادق علیه‌السلام فرمود: خانه‌ای که مسلمان در آن قرآن خواند، اهل آسمان آن خانه را به یکدیگر می‌نمایانند چنان‌که کواکب آسمان را اهل زمین به یکدیگر می‌نمایانند. امام علی علیه‌السلام فرمود: خانه‌ای که در آن قرآن خوانده شود، روشنی می‌دهد اهل آسمان را چنان‌که ستاره‌ها، اهل زمین را روشنی می‌دهند.

آرزوست؟

چون کودکان بی‌خبر از راه و رسم عشق *** روز وصال، بی شب هجرانت آرزوست؟

یوسف صفت، نگشته به زندان غم اسیر *** شاهی مصر و ماهی کنعانت آرزوست؟

ظاهر به صورت کل

واحد فردی که در خود کثرت را داراست، اگر با دقت بنگری جز او کسی نیست در میان به صورت کل ظاهر گشته است، به‌طوری‌که چشمان او را در هر ذره‌ای می‌بینند.

مولانا در دیوان شمس گوید:

هرلحظه به شکلی بت عیار برآمد، دل برد و نهان شد

هر دم به لباس دگر آن یار برآمد، گه پیر و جوان شد

گه نوح شد و کرد جهانی به دعا غرق، خود رفت به کشتی

گه گشت خلیل و به دل نار بر آمده آتش، گل از آن شد

رومی سخن کفر نگفته است و نگوید منکر مشویدش

کافر شده آن‌کس که به انکار برآمد، از دوزخیان شد

وحدت وجود در قالب جمع اضداد تحقق می‌یابد. وجود واحد حقیقی، متکثر به مراتب و درجات متفاوته به شدت و ضعف و کمال و نقص می‌باشد.

حافظ فرمود:

زلف آشفته او موجب جمعیت ما است **** چون چنین است پس آشفته‌ترش باید کرد

مراد از زلف را کثرت نوریه اراده کنند که حجاب وجه اویند.

به هر که می‌نگرم صورت تو می‌بینم **** از این میان همه در چشم من تو می‌آیی

عیار یعنی مقایسه کردن و امتحان کردن برای سنجش مقدار عیار یعنی بسیار آمد و شد کننده، چالاک و تندرو.

عکس دلدار

تا زنگ سیه ز آینه دل نزداید **** عکس رخ دلدار، در او خوش ننماید

هر کو نکند بندگی پیر خرابات **** بر روی دلش، جان، در معنی نگشاید

اتهام دیوانگی و کافری

عارف نامی ابوسعید ابوالخیر در احوالات خود درباره خلق نسبت به او چنین فرمود: نام دیوانگی بر ما روا داشتند که به حکم «ایمان عبد، کامل نمی‌شود تا این‌که مردم بگویند او دیوانه است» مصداق پیدا کردیم.

عده‌ای ما را قبول کردند، گروهی به نزد قاضی شدند و به کافری ما گواهی دادند. به هر زمینی که ما بگذشتیم، گفتند: از شومی آن مرد در این زمین نبات نروید. روزی در مسجد نشسته بودیم زنان بر بام آمدند و نجاست بر ما پاشیدند. آواز از غیب می‌آمد: «او لم یکف بربک: آیا موجودات عالم گواه است کفایت از برهان نمی‌کند.» (فصلت: 53) گاهی جماعتیان از جماعت مسجد بازایستادند و گفتند: این مرد دیوانه در مسجد است ما در جماعت نمی‌رویم. بااین‌همه از آن، حالت قبض بر ما درآمد. قرآن را باز کردیم این آیت برآمد: «نبلوکم بالشر و الخیر فتنة و الینا ترجعون: ما شما را به بد و نیک مبتلا کرده بیازمائیم و هنگام مرگ به‌سوی ما باز‌می‌گردید.» (انبیاء: 35) او گفت: این‌همه بلاست که در راه تو می‌آوریم. اگر خیر است بلاست و اگر شر است بلاست به خیر و شر فرو آی و با ما گرد. پس از آن نیز ما در میان نبودیم، همه فضل و کرم او بود.

مجنون نه یی

بلهوسی گفت: به لیلی به طنز **** رو که چنین قابل و موزون نه یی

لیلی از این حال بخندید و گفت **** با تو چه گویم که تو مجنون نه یی

این ظاهر و آن باطن

ابن عباس گوید: مردی خدمت امیرالمؤمنین علیه‌السلام آمد و درخواست کرد که حضرت او را مهمانی کند. چون به خانه آمد، امام گرده نان جو و ظرفی آب طلبید و قطعه نان شکسته در آب انداخت و فرمود: میل نما. چون مشغول شد دید ران مرغی بریان درون آن است. پس حضرت مقداری دیگر در درون ظرف کرد، حلوا شد. آن مرد گفت: ای مولای من! پاره‌های نان خشک در آب می‌گذاری و انواع طعام‌ها می‌شود؟! فرمود: این ظاهر و آن باطن است، به خدا قسم همه کارها هم چنین است.