دُرّ نجف

گلستان کشمیری

فصل پنجم · بخش دوم

اضافات دعای عرفه

دعای عرفه امام حسین علیه‌السلام در همه کتب ادعیه معروف و مشهور است، لکن در قسمت الحاقی که ابتدا آن این‌طور آمده است: «الهی انا الفقیر فی غنای…» بحث است که این قسمت از امام صادر شده یا از سید بن طاووس ابداع شده است. حضرت آیت‌الله بهجت مدت‌ها بر این باور بودند که بخش الحاقی از امام است؛ اما بعد فرمودند: شخصی در مشهد گفت: روز عرفه‌ای مشغول خواندن آن قسمت الحاقی شدم، پس مرحوم سید بن طاووس که بلندبالا بود را دیدم (به مکاشفه) و به بنده گفت: این بخش از منشأت خود من است.

بهار عشق

سی سال لاف مهر زدم تا سحر گهی **** واشد دلم چو گل، ز نسیم بهار عشق

پروانه گر ز عشق بسوزد عجب مدار **** کآتش زند به خرمن هستی شرار عشق

آن دم مس وجود تو زر می‌شود که تن **** در بوته فراق گذارد به نار عشق

عمر مفت از دست می رود

گویند: یک نفر روستایی از دهاتش کیسه گردو را آورد شهر تا آن را بفروشد. خریداری که حرفه‌ای بود پرسید: گردو را چند می‌فروشی؟ گفت: هر پنج دانه به یک قران. گفت: اگر یک دانه بخواهم چند می‌فروشی؟ گفت: مفتی؛ پس یکی را مفتی گرفت. پس هر وقتی می‌آمد و یکی را مفتی می‌گرفت و در ظرف چند روز روستایی گردوها را مفتی از دست می‌داد. حال عمرها هم مفت همانند یک دانه دانه گردوی آن روستایی از دست می‌روند، به هوش باید شد!

برای زلزله

1- حضرت موسی بن جعفر علیه‌السلام فرمود: هر کس در وقت خواب این آیه را بخواند: «ان الله یمسک السموات و الارض ان تزولا و لئن زالتا ان امسکهما من احد من بعده انه کان حلیماً غفوراً» (فاطر: 41) خانه بر سرش خراب نشود.

2- امام صادق علیه‌السلام فرمود: ملال به هم مرسانید از خواندن سوره (اذا زلزلت الارض زلزال‌ها) به درستی که هر کس در نمازهای نافله این سوره را بسیار خواند، هرگز خدا او را به زلزله و صاعقه و آفتهای عظیم دنیا مبتلا نگرداند و او را به این آفتها نمی‌راند. در وقت جان کندن ملک بزرگواری از جانب پروردگارش به نزد او بیاید و بر بالای سرش بایستد و به ملک الموت از جانب حق‌تعالی بگوید: با رفق و مدارا با دوست خدا سر کن که خدا را به خواندن سوره زلزال بسیار یاد می‌کرد.

از میان شوم

در بین ما و دوست به جز خود حجاب نیست **** آن به که بگذرم ز خود و از میان شوم

زندان تن گذارم و این خاکدان دون **** در اوج عرش، یوسف کنعان جان شوم

الحاح

امام صادق علیه‌السلام فرمود: حق‌تعالی مکروه و دشمن می‌دارد الحاح کردن مردم را بر یکدیگر در سؤال و این از برای خود پسندیده و دوست می‌دارد که از او سؤال نمایند و از آنچه نزد اوست طلب نمایند.

بیداری

برخاستن و قیام برای خدا، همان بیداری از خواب غفلت و سستی و تنبلی است. این نخستین روشنایی قلب بنده به زندگی حقیقی است که به سبب دیدن نور بیداری، هوشیاری حاصل می‌شود. بیداری به سه چیز حاصل می‌شود: اول آن که دل نعمت‌ها را ملاحظه کند یعنی تلاش کند تا نعمتهای عطا شده از خدا را موهبت بداند که در حق آنها تقصیر کرده است. دوم مطالعه گناهکاری گذشته کند و تدارک نماید تا خود را از بند آن برهاند و نفس را از زنگار پاک سازد. سوم از زیادتی و نقصان روزها آگاه شود و از ضایع کردن عمر بپرهیزد تا روزهای از دست داده را جبران و روزهای باقی را به بندگی آباد گرداند. بهترین معیار برای بیداری آن است که: آن چه لباس عادات را از قبل پوشیده از خود دور کند.

ابجد بندهای 240-231 دعای جوشن کبیر

«بدیع السموات: 624»، «جاعل الظلمات: 1506»، «راحم العبرات: 953»، «مقیل العثرات: 1382»، «ساتر العورات: 1369»، «محیی الاموات: 547»، «منزل الآیات: 570»، «مضعف الحسنات: 1540»، «ما حی السیئات: 561»، «شدید النقمات: 940».

مِی خوردن ما

زاهد سوی میخانه شو و صومعه بگذار **** تا خلق نگویند که از روی ریا رفت

می‌خوردن ما روز ازل خود بنوشتند **** هان بر قلم صنع، مپندار خطا رفت

حامل قرآن

1- پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: اشراف و بزرگان امت من حاملان قرآنند؛ و جمعی که در شب عبادت می‌کنند.

2- پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: به درستی که قرآن در قیامت می‌آید به نزد حامل خود، به صورت جوان خوشرو و می‌گوید: منم آن قرآن که به سبب من شبها بیدار بودی و در روزها به سبب روزه خود را تشنه می‌داشتی و به سبب کثرت تلاوت من، دهانت خشک می‌شد و آب دیده‌ات جاری می‌شد. امروز با توأم هر جا که می‌روی؛ هر تجارتی که کردی، امروز از پی تجارت خود می‌روی و من به عوض تجارت جمیع تاجرانم برای تو. بشارت باد تو را! که به زودی کرامت الهی به تو می‌رسد. پس تاجی می‌آورند و بر سرش می‌گذارند و نامه امان از عذاب را، به دست راستش می‌دهند و نامه مخلد بودن در بهشت را به دست چپش می‌دهند و دو حُلّه بر او می‌پوشانند و به او می‌گویند: قرآن بخوان و بالا رو؛ و به عدد هر آیه به درجه‌ای بالا می‌رود (اقرا و اصعد درجه)

* حامل کسی است که باری را برمی دارد و با خود حمل می‌کند. پس حامل قرآن کسی است که در آشکار و نهان صفات قرآنی را در خود دارد به عنوان نمونه، پیامبر صلی‌الله علیه و آله به صدای بلند فرمود: ای حامل قرآن به سبب قرآن تواضع کن که خدا بلند مرتبه است و به قرآن عزت از مردم نخواه که خداوند تو را ذلیل می‌کند.

لذا در وصف حامل واقعی قرآن فرمود: «عرفاء اهل بهشت و حمله قرآنند.»

از خویش مگویید

در حضرت جانان سخن از خویش مگویید **** قدری نبود در بر خورشید، سها را

از درد منالید که مردان ره عشق **** با درد بسازند و نخواهند دوا را

سُها: ستاره‌ای ریز و کم نور در دُبّ اصغر

ملک

مَلک یکی از اسماء الهی است که در قرآن 5 بار تکرار شده است. مَلک یعنی پادشاه، دارنده حکومت مطلقه، دارنده سلطنت بر همه چیز. قدرت و فرمانروایی بر عوالم دنیوی و اخروی از آن خداست. همه مملوک و رعیت اویند، و او محیط بر آنها و در تحت سیطره فرمانروایی اویند. چون در دنیا بعضی ادعای مالکیت و پادشاهی کنند، و به مجاز باشد، ظهور این اسم برای خداوند در قیامت و در دنیا به حقیقت است و زوال‌پذیر نیست. در دعای جوشن کبیر بند 740 آمده است: «یا من هو ملک بلا عزل: ای سلطانی که سلطنتت زوال‌ناپذیر است.»

ابجد بندهای 120-111 دعای جوشن کبیر

«علام الغیوب: 1190»، «غفار الذنوب: 2070»، «ستار العیوب: 780»، «کاشف الکروب: 660»، «مقلب القلوب: 341»، «طبیب القلوب: 192»، «منور القلوب: 465»، «انیس القلوب: 290»، «مفرج الهموم: 445»، «منفس الغموم: 1347».

بیداری و هوشیاری

از امیرالمؤمنین علیه‌السلام در مناجات شعبانیه نقل شده که به خداوند عرض می‌کند: معبود من! بر من نیرویی نیست تا بدان نیرو، از نافرمانیت منتقل شوم مگر در هنگامی که مرا به خاطر دوست داشتنت بیدار کردی. (ایقظتنی لمحبتک) و در فقره دیگر این مناجات آمده است: معبود من! هر گاه مرا به خواب برد، مرا بی‌خبری از آمادگی برای دیدارت پس مرا معرفت به بخشش نعمتهایت هوشیار کرد. (نبهتنی المعرفة بکرم الآئک)

صفات آمر به معروف

کسی که می‌خواهد امر به معروف کند، نیازمند است به این که:

1- عالم به حلال و حرام باشد.

2- آن چه می‌گوید خود عکس آن را مرتکب نشود.

3- قصدش نصیحت خلق باشد.

4- با آنان رحیم و رفیق باشد.

5- با گفتار خوش آنان را دعوت کند.

6- آشنا به تفاوت و درجات مردم در فهم و استعداد و تأثیر پذیری باشد.

7- به مکر نفس و حیله‌های شیطان بینا باشد.

8- بر آزار دیگران صابر باشد.

9- در صدد مقابله آنان برنیاید.

10- با تکبر برخورد نکند.

11- نیتش را خالص برای خدا قرار بدهد.

12- از خدا در این امر کمک بجوید.

در نتیجه: اگر با او مخالفت کردند صبر پیشه کند و اگر موافقت قولش کردند شکر خدای به جای آورد.

نیّت سوء ابوعامر

قبل از اسلام یکی از رهبانان معروف به نام ابو عامر موقعیت بزرگی داشت. چون پیامبر صلی‌الله علیه و آله به مدینه آمدند، موقعیت ظاهری او متزلزل شد. لذا در مقام مخالفت با پیامبر صلی‌الله علیه و آله برآمد و جنگ احزاب و خندق را به وجود آورد.

پس از شکستها، با عده‌ای از منافقین مدینه برای خود پایگاهی خواست درست کند لذا با نیت سوء نزدیک مسجد قبا، مسجدی به بهانه‌های مختلف ساختند و برای افتتاح از پیامبر صلی‌الله علیه و آله دعوت کردند. پیامبر صلی‌الله علیه و آله عازم جنگ تبوک بودند و فرمودند: بعد از مراجعت آن را افتتاح خواهم کرد. بعد از آمدن از جنگ، خداوند سه آیه (107-110) سوره توبه را نازل کرد که: ای پیامبر صلی‌الله علیه و آله این مسجد که ساخته‌اند مسجد ضرار است، سوگند یاد می‌کنند که ما جز کار نیکو اراده نداشته و خدا گواهی می‌دهد در آن چه می‌گویند که ایشان دروغگویانند. پس به امر پیامبر مسجد ضرار را ویران ساخته و چوب‌هایش را سوزانده تا نیت سوء آنان سبب ازدیاد نفاق و جدایی مسلمانان نگردد.

برای قیامت دوستی

انس بن مالک گفت: من و پیامبر صلی‌الله علیه و آله از مسجد بیرون آمدیم و مردی را در کنار درب مسجد ملاقات کردیم. آن مرد گفت: قیامت چه وقت است؟ پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: برای قیامت چه آماده کرده‌ای؟ عرض کرد: نماز و روزه و صدقه بسیار آماده نکرده‌ام ولکن خدا و رسولش را دوست می‌دارم. پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: تو با کسی هستی که او را دوست می‌داری.

دل آگاه

خواجه عبدالله انصاری فرمود: تجلّی حق ناگاه آید امّا بر دل آگاه آید.

بدیع

بدیع از اسماء الهی است به معنی عجیب و تازه و بی مانند و شگفت‌انگیز می‌آید. خداوند همه مخلوقاتش را ابداع کرد، بدون سابقه قبلی، سپس به آنها صورت داد و بعد روان‌های شگفت‌انگیز بخشید. عمر بن اعین از امام باقر علیه‌السلام سؤال کرد: از قول خداوند: «بدیع السموات و الارض» (انعام: 101)، فرمود: خدای عزوجل ابداع نمود و پدید آورد تمام اشیاء را به علم خود، بدون الگو و مثل. پس آسمان و زمین را خلق کرد در صورتی که پیش از آن آسمان و زمینی وجود نداشت. پس در صنعش حکمت‌ها پیدا و نشانه‌های قدرت بارز؛ و همه از توانایی و دانایی او عاجزند.

لرزیدن زمین

1- پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: به واسطه وجود ائمه اثنی عشر است که خداوند نگاه می‌دارد آسمان را که بر زمین نیفتد و زمین را حفظ می‌کند از این که اهلش را فرو برد. 2- امام رضا علیه‌السلام فرمود: به واسطه ما باری تعالی نگاه می‌دارد آسمانها و زمین را از اینکه زائل شوند. 3- امام صادق علیه‌السلام فرمود: اگر از ما در روی زمین نباشد، زمین اهلش را فرو می‌برد. از نقل این روایت سرّ لرزیدن زمین کربلا در وقت شهادت امام حسین علیه‌السلام که زمان انتقال امامت به امامی دیگر (امام سجاد) بود ظاهر می‌شود. امام سجاد علیه‌السلام در خیمه‌ها بود کسی به شمر گفت: زن‌ها را در خیمه‌ها حبس کن و خیمه‌ها را آتش بزن. یحیای مازنی گفت: ای امیر! می‌خواهی زمین ما را در خود فرو برد.

بنده خاص و شیطان؟

مرادی را احتضار دست داد و مریدان گرد او جمع بودند و می‌گفتند: شهادتین بگو. مراد هیچ نمی‌گفت و روی برمی‌گردانید! چون مریدان این چنین بدیدند، فریاد برآوردند: آه! که این ساعت مهم است، این چه تاریکی است، پس حال ما چه خواهد بود! چون مراد از حال احتضار به در آمد، مریدان علت این واقعه را پرسیدند؟ گفت: در احتضار تشنه شدم، شیطان کاسه‌ای از آب سرد آورد و گفت: خدای را همباز (شریک) بگو تا آبت دهم، من از وی روی می‌گردانیدم. شمس تبریزی گوید: این خود راست است، اما بنده خاص خدا چو وقت احتضار آید، چه جرأت باشد شیطان را که گِرد او گردد؟ فرشته به حساب گرد او بگردد.

نقش عجیب

آفرینش همه تنبیه خداوند دل است **** دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار

این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود **** هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار

هر که امروز نبیند اثر قدرت او **** غالب آن است که فرداش نبیند دیدار

سماع

شمس تبریزی در گفتاری فرمود: سماعی هست که حرام است که البته آن دست، به آتش دوزخ معذّب باشد.

سماعی هست که با آن حالت برآید، البته به بهشت رسد. سماعی هست که مباح است و آن سماع اهل ریاضت و زهد است؛ که ایشان را آب دیده و رقّت آید. سماعی هست که فریضه است و آن سماع اهل حال است که فرض آن عین است، چنان که پنج نماز و روزه‌ی رمضان و این فرض عین است اصحاب حال را، زیرا مدد حیات ایشان است. اگر اهل سماعی را به مشرق سماع است، صاحب سماع دیگر را به مغرب سماع باشد و ایشان را از حال هم دیگر خبر باشد.

طعام بهشتی

شقیق بلخی (مقتول 194 ه ق) گوید: در سال 149 به حج می‌رفتم به منزل زباله رسیدم، دیدم آقایی جوان با ظرف لب چاهی ایستاد و می‌خواهد آب بکشد، ظرفش را داخل چاه انداخت. سر به سوی آسمان بلند کرد و گفت: خدایا تو سیرابی و من تشنه و قوت منی وقتی که طعام بخواهم. دیدم آب چاه جوشید و بالا آمد پس دست برد و ظرف پر از آب را گرفت و وضو ساخت تا نماز بگذارد. پس به جانب تپه‌ای رفت و ریگی در ظرفش ریخت و حرکت داد و بعد بیاشامید. من نزدش رفتم و سلام نمودم و گفتم: از آن چه خدا به شما نعمت داده به من مرحمت کنید. فرمود: ای شقیق! نعمت در ظاهر و باطن همیشه با ما بوده، پس گمان خوب بر خدایت ببر. ظرف را به من داد و آشامیدم، دیدم سویق و شکر است که لذیذتر و خوشبوتر از آن نیاشامیده بودم و تا چند روز میل به طعام و شراب نداشتم… بعداً او را در مکه دیدم و از غلامش رسیدم ایشان کیست؟ گفت: او موسی بن جعفر علیه‌السلام است.

مقام توحید ذاتی

پیامبر صلی‌الله علیه و آله در سجده می‌گفت: خدایا!

1- از عقابت به عفوت پناه می‌برم. (اعوذ بعفوک من عقابک)

2- از خشمت به رضایت پناه می‌برم. (اعوذ برضاک من سخطک)

3- از خودت به خودت پناهنده‌ام. (اعوذ بک منک)

مرتبه سوم، توحید ذاتی و فنای کلی است که استعاذه حقیقی حاصل شده است.

لقمه

بهر لقمه، گشته لقمانی گرو *** وقت لقمان است، ای لقمه برو

از برای لقمه‌ای این خارخار *** از کف لقمان برو آرید خار

خارخار: اضطراب، لقمان: روح لقمان صفت