دُرّ نجف

کلام الامیر — جلد اول

تفسیر العیاشی

سُلَيْمَانَ اَلْأَعْمَشِ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: قَالَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : مَا نَزَلَتْ آيَةٌ إِلاَّ وَ أَنَا عَلِمْتُ فِيمَنْ أُنْزِلَتْ وَ أَيْنَ نَزَلَتْ وَ عَلَى مَنْ نَزَلَتْ، إِنَّ رَبِّي وَهَبَ لِي قَلْباً عَقُولاً وَ لِسَاناً طِلْقاً. (تفسیر العیاشی ج۱ ص۱۷)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: آیه‌ای نازل نشده جز آنکه من میدانم راجع به چه نازل شده و کجا نازل شده. خداوند به من قلبی عاقل و زبانی فصیح داده!

اَلسَّكُونِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: مَنْ لَمْ يُوصِ عِنْدَ مَوْتِهِ لِذَوِي قَرَابَتِهِ مِمَّنْ لاَ يَرِثُ فَقَدْ خَتَمَ عَمَلَهُ بِمَعْصِيَةٍ. (تفسیر العیاشی ج۱ ص۷۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کسی که موقع مرگش برای نزدیکانی که ارث نمی‌برند چیزی وصیت نکند، نامهٔ اعمالش را به معصیت ختم کرده.

عَمْرِو بْنِ جُمَيْعٍ رَفَعَهُ إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: مَكْتُوبٌ فِي اَلتَّوْرَاةِ مَنْ أَصْبَحَ عَلَى اَلدُّنْيَا حَزِيناً فَقَدْ أَصْبَحَ لِقَضَاءِ اَللَّهِ سَاخِطاً، وَ مَنْ أَصْبَحَ يَشْكُو مُصِيبَةً نَزَلَتْ بِهِ فَقَدْ أَصْبَحَ يَشْكُو اَلله. (تفسیر العیاشی ج۱ ص۱۲۰)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: در تورات آمده: اگر کسی برای چیزی ناراحت باشد، در حقیقت به قضاء الهی ناراضی است و اگر کسی نسبت به مصیبتی شاکی باشد، در حقیقت نسبت به خدا شاکی است.

مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ اَلضَّبِّيِّ عن إِبْرَاهِيمُ اَلنَّخَعِيُّ عن أُمِّ بَكْرٍ قَالَتْ سَمِعْتُ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَقُولُ: اَلْمِغْزَلُ مِنْ طَيِّبَاتِ اَلْكَسْبِ. (تفسیر العیاشی ج۱ ص۱۵۰)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: نخریسی و بافندگی (و دوزندگی) از کسب‌های طیّب است.

عَنْ سَيْفٍ عَنْ نَجْمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: إِنَّ فَاطِمَةَ عَلَيْهَا السَّلاَمُ ضَمِنَتْ لِعَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَمَلَ اَلْبَيْتِ وَ اَلْعَجِينَ وَ اَلْخُبْزَ وَ قَمَّ اَلْبَيْتِ وَ ضَمِنَ لَهَا عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ مَا كَانَ خَلْفَ اَلْبَابِ مِنْ نَقْلِ اَلْحَطَبِ وَ أَنْ يَجِيءَ بِالطَّعَامِ. قَالَتْ: كَانَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ نَهَانِي أَنْ أَسْأَلَكَ شَيْئاً فَقَالَ: لاَ تَسْأَلِي اِبْنَ عَمِّكِ شَيْئاً إِنْ جَاءَكِ بِشَيْءٍ عَفْوٍ وَ إِلاَّ فَلاَ تَسْأَلِيهِ. (تفسیر العیاشی ج۱ ص۱۷۱)

امام باقر(ع) فرمود: فاطمه(س) کارهای خانه را می‌کرد و غذا می‌پخت و علی(ع) کارهای بیرون خانه را، مثلاً هیزم میآورد و مایحتاج خانه را فراهم می‌کرد. فاطمه(س) میفرمود: رسول خدا(ص) مرا نهی کرده که از علی چیزی بخواهم و فرموده: اگر پسر عمویت خودش چیزی داد، بگیر؛ و الا تو چیزی نخواه.

عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقَالَ: يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ بِي وَجَعٌ فِي بَطْنِي فَقَالَ لَهُ: أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : أَ لَكَ زَوْجَةٌ قَالَ: نَعَمْ، قَالَ: اِسْتَوْهِبْ مِنْهَا شَيْئاً طَيِّبَةً بِهِ نَفْسُهَا مِنْ مَالِهَا، ثُمَّ اِشْتَرِ بِهِ عَسَلاً، ثُمَّ أُسْكُبْ عَلَيْهِ مِنْ مَاءِ اَلسَّمَاءِ ثُمَّ اِشْرَبْهُ، فَإِنِّي أَسْمَعُ [سَمِعْتُ] اَللَّهَ يَقُولُ فِي كِتَابِهِ «وَ نَزَّلْنَا مِنَ اَلسَّمَاءِ مَاءً مُبَارَكاً» وَ قَالَ: «يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ» وَ قَالَ: «فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَرِيئاً» شُفِيتَ إِنْ شَاءَ اَللَّهُ، قَالَ: فَفَعَلَ ذَلِكَ فَشُفِيَ. (تفسیر العیاشی ج۱ ص۲۱۸)

اَلسَّكُونِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: اَلسُّكْرُ مِنَ اَلْكَبَائِرِ وَ اَلْحَيْفُ فِي اَلْوَصِيَّةِ مِنَ اَلْكَبَائِرِ. (تفسیر العیاشی ج۱ ص۲۳۸)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: همانطور که شراب‌خواری از کبائر است، حیف در وصیّت هم از کبائر است.

(حیف در وصیّت یعنی زیاده وصیّت کردن برای کسی یا در کاری، بحیثی که ضرر وارد شده بر ورّاث، بیش از نفع حاصل از وصیت باشد)

عَبْدِ اَللَّهِ اَلْعَلَوِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: إِنَّ اِبْنَ آدَمَ اَلَّذِي قَتَلَ أَخَاهُ كَانَ قَابِيلَ اَلَّذِي وُلِدَ فِي اَلْجَنَّةِ. (تفسیر العیاشی ج۱ ص۳۱۱)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: قابیل، در بهشت زاده شد و بعد با پدر و مادرش هبوط کرد.

عَنْ أَبِي اَلْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ : أَنَّ قَنْبَرَ مَوْلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ أُدْخِلَ عَلَى اَلْحَجَّاجِ بْنِ يُوسُفَ فَقَالَ لَهُ: مَا اَلَّذِي كُنْتَ تَلِي مِنْ أَمْرِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: كُنْتُ أُوَضِّيهِ فَقَالَ لَهُ: مَا كَانَ يَقُولُ إِذَا فَرَغَ مِنْ وُضُوئِهِ قَالَ: كَانَ يَتْلُو هَذِهِ اَلآيَةَ «فَلَمّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ فَقُطِعَ دابِرُ اَلْقَوْمِ اَلَّذِينَ ظَلَمُوا وَ اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ اَلْعالَمِينَ» فَقَالَ اَلْحَجَّاجُ : كَانَ يَتَأَوَّلُهَا عَلَيْنَا فَقَالَ: نَعَمْ، فَقَالَ: مَا أَنْتَ صَانِعٌ إِذَا ضَرَبْتُ عِلاَوَتَكَ قَالَ: إِذاً أَسْعَدُ وَ تَشْقَى فَأَمَرَ بِهِ [فَقَتَلَهُ] . (تفسیر العیاشی ج۱ ص۳۵۹)

حَجّاج یوسفِ ثقفی بر قنبر غلام امیرمؤمنان(ع) دست یافت. به او گفت تو برای علی چه می‌کردی؟ قنبر گفت: برایش آب میریختم تا وضو بگیرد. حجّاج گفت: بعد وضو چه می‌گفت؟ قنبر گفت: این آیه را می‌خواند: بعد، وقتی حرف‌هایی را فراموش کردند که آن‌ها را به‌خود می‌آورد، درهای همه‌گونه نعمتی را به رویشان باز کردیم تا به‌کل غافل شوند. وقتی هم از آن‌همه نعمت سرخوش‌شدند، یک‌دفعه گرفتار عذابشان کردیم؛ پس در جا خشکشان زد. بریده باد ریشهٔ چنین جماعت بدکاری و ستوده باد خدای ربّ العالمین! (انعام: ۴۵). حجّاج گفت: قصدش این بود که این آیه را از زبان تو برای من بخواند! قنبر گفت: احتمالاً. حجّاج گفت: چه خواهی کرد اگر فرمان به قتلت دهم؟! قنبر گفت: عاقبت بخیر می‌شوم و بر شقاوت تو افزوده می‌شود. پس حجّاج دستور داد قنبر را کشتند.

عَنِ ٱلْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ: بَيْنَمَا عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلَامُ يَخْطُبُ يَوْمَ ٱلْجُمُعَةِ عَلَى ٱلْمِنْبَرِ فَجَاءَ ٱلْأَشْعَثُ بْنُ قَيْسٍ يَتَخَطَّى رِقَابَ ٱلنَّاسِ فَقَالَ: يَا أَمِيرَ ٱلْمُؤْمِنِينَ حَالَتِ ٱلْحَمْدُ بَيْنِي وَ بَيْنَ وَجْهِكَ، قَالَ: فَقَالَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا لِي وَ مَا لِلضَّيَاطِرَةِ أَطْرُدُ قَوْماً غَدَوْا أَوَّلَ ٱلنَّهَارِ يَطْلُبُونَ رِزْقَ ٱللَّهِ، وَ آخِرَ ٱلنَّهَارِ ذَكَرُوا ٱللَّهَ، أَ فَأَطْرُدُهُمْ فَأَكُونَ مِنَ ٱلظَّالِمِينَ. (تفسیر العیاشی ج۱ ص۳۶۰)

راوی گوید: علی(ع) داشت روز جمعه خطبه می‌خواند که اشعثِ غیث که بزرگ قبیلهٔ ثقیف بود چون جا نداشت، از روی سروکول مردم رد می‌شد و بطرف منبر می‌آمد و بعنوان اعتراض از اینکه عوام زودتر جاهای مسجد را پر کرده‌اند و برای او که از اشراف است جایی نمانده، می‌گفت: یا علی، نماز می‌خواندم لذا از منبر دور افتادم و روی تو را نمی‌بینم! امیر مؤمنان(ع) فرمود: مرا با خودبرتربینان چه کار؟ مؤمنان فقیری را که صبح در جستجوی روزی‌اند و شب در جستجوی خدا، طرد کنم؟! اگر چنین کنم قطعاً ظلم کرده‌ام.

اَلْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ يَرْفَعُهُ عَنْ أَمِيرِ ٱلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ: صِيَامُ شَهْرِ ٱلصَّبْرِ وَ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي كُلِّ شَهْرٍ يُذْهِبْنَ بَلَابِلَ ٱلصُّدُورِ وَ صِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي كُلِّ شَهْرٍ صِيَامُ ٱلدَّهْرِ « مَنْ جٰاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثٰالِهٰا». (تفسیر العیاشی ج۱ ص۳۸۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: روزهٔ ماه رمضان به همراه سه روز روزهٔ دیگر ماه‌های، وسوسه‌های دل را از بین می‌برد. هرکس از هر ماه سه روز را روزه بگیرد، برایش سی روز محاسبه شده و چنان است که همیشه روزه‌دار است. چون خدا فرموده: هرکس کار خوبی کند، ده برابرش جزا می‌بیند.

يَزِيدَ بْنِ ثٰابِتٍ قَالَ: سَأَلَ رَجُلٌ أَمِيرَ ٱلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ أَنْ يَأْتِيَ ٱلنِّسَاءَ فِي أَدْبَارِهِنَّ فَقَالَ: سَفَلْتَ سَفَلَ ٱللَّهُ بِكَ، أَ مَا سَمِعْتَ ٱللَّهَ يَقُولُ أَ تَأْتُونَ ٱلْفٰاحِشَةَ مٰا سَبَقَكُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ ٱلْعٰالَمِينَ. (تفسیر العیاشی ج۲ ص۲۲)

کسی به امیرمؤمنان(ع) گفت: من از پشت با زنان می‌آویزم. علی(ع) فرمود: کار پستی می‌کنی، خدا پستت می‌کند! سپس آیه‌ای خواند: أَ تَأْتُونَ ٱلْفٰاحِشَةَ مٰا سَبَقَكُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ ٱلْعٰالَمِينَ.

حُسَيْنُ بْنُ صَالِحٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ ٱللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ يَقُولُ: كَانَ عَلِيٌّ صَلَوَاتُ ٱللَّهِ عَلَيْهِ يَقُولُ: مَنْ فَرَّ مِنْ رَجُلَيْنِ فِي ٱلْقِتَالِ مِنَ [اَلزَّحْفِ فَقَدْ] فَرَّ مِنَ ٱلزَّحْفِ وَ مَنْ فَرَّ مِنْ ثَلَاثَةِ رِجَالٍ فِي ٱلْقِتَالِ فَلَمْ يَفِرَّ مِنَ ٱلزَّحْفِ. (تفسیر العیاشی ج۲ ص۶۸)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: برای مؤمن گریختن از دو نفر در میدان مبارزه جایز نیست؛ اما گریختن از رویارویی با سه نفر ایرادی ندارد.

أَبِي عُثْمَانَ مَوْلَى بَنِي قُصَيٍّ قَالَ: شَهِدْتُ عَلِيّاً صَلَوَاتُ ٱللَّهِ عَلَيْهِ سَنَتَهُ كُلَّهَا فَمَا سَمِعْتُ مِنْهُ وَلَايَةً وَ لَا بَرَاءَةً وَ قَدْ سَمِعْتُهُ يَقُولُ: ] عَذَرَنِي ٱللَّهُ مِنْ طَلْحَةَ وَ ٱلزُّبَيْرِ بَايَعَانِي طَائِعَيْنِ غَيْرَ مُكْرَهَيْنِ، ثُمَّ نَكَثَا بَيْعَتِي مِنْ غَيْرِ حَدَثٍ أَحْدَثْتُهُ، وَ ٱللَّهِ مَا قُوتِلَ أَهْلُ هَذِهِ ٱلْآيَةِ مُنْذُ نَزَلَتْ حَتَّى قَاتَلْتُهُمْ « وَ إِنْ نَكَثُوا أَيْمٰانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَ طَعَنُوا فِي دِينِكُمْ » اَلْآيَةِ. (تفسیر العیاشی ج۲ ص۷۹)

راوی گوید یک سال مدام با علی(ع) بودم. ندیدم از کسی تعریف کند یا از کسی بد بگوید. جز آنکه روزی گفت: من در جنگ با طلحه و زبیر حجّتِ الهی داشتم. آنها بی‌آنکه مجبور باشند با من بیعت کردند و بی‌آنکه کاری کرده باشم بیعتشان را با من شکستند. خدا هم فرموده: اگر عهد شکستند و دربارهٔ دینتان زبان به طعن گشودند، دیگر، رهبرانِ کفر به‌حساب می‌آیند. پس با آن‌ها بجنگید (توبه: ۱۲).

عَنْ أَبِي ٱلْأَعَزِّ ٱلتَّمِيمِيِّ قَالَ: إِنِّي لَوَاقِفٌ يَوْمَ صِفِّينَ إِذْ نَظَرْتُ إِلَى ٱلْعَبَّاسِ بْنِ رَبِيعَةَ بْنِ ٱلْحَارِثِ بْنِ عَبْدِ ٱلْمُطَّلِبِ شَاكٍ فِي ٱلسِّلَاحِ، عَلَى رَأْسِهِ مِغْفَرٌ وَ بِيَدِهِ صَفِيحَةٌ يَمَانِيَّةٌ وَ هُوَ عَلَى فَرَسٍ لَهُ أَدْهَمَ وَ كَأَنَّ عَيْنَيْهِ عَيْنَا أَفْعَى، فَبَيْنَا هُوَ يَرُوضُ فَرَسَهُ وَ يُلَيِّنُ مِنْ عَرِيكَتِهِ إِذْ هَتَفَ بِهِ هَاتِفٌ مِنْ أَهْلِ ٱلشَّامِ: يُقَالُ لَهُ عَرَارُ بْنُ أَدْهَمَ: يَا عَبَّاسُ هَلُمَّ إِلَى ٱلْبِرَازِ قَالَ: فَالنُّزُولُ إِذاً فَإِنَّهُ إِيَاسٌ مِنَ ٱلْقُفُولِ قَالَ: فَنَزَلَ ٱلشَّامِيُّ وَ وَجَدَ وَ هُوَ يَقُولُ: إِنْ تَرْكَبُوا فَرُكُوبُ ٱلْخَيْلِ عَادَتُنَا أَوْ تَنْزِلُونَ فَإِنَّا مَعْشَرٌ نُزُلٌ قَالَ: وَ ثَنَى عَبَّاسٌ رِجْلَهُ وَ هُوَ يَقُولُ: وَ يَصُدُّ عَنْكَ مَخِيلَةَ ٱلرَّجُلِ ٱلْعَرِيضِ مُوضَحَةً عَنِ ٱلْعَظْمِ بِحُسَامٍ سَفْكِ أَوْ إِسَانِكَ وَ ٱلْكَلْمُ ٱلْأَصِيلُ كَأَرْغَبِ ٱلْكَلْمِ قَالَ: ثُمَّ عَصَبَ فَضَلَاتِ دِرْعِهِ فِي حُجْزَتِهِ ثُمَّ دَفَعَ فَرَسَهُ [قَوْسَهُ] إِلَى غُلَامٍ لَهُ يُقَالُ لَهُ: أَسْلَمُ كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى قَلَائِدِ شَعْرِهِ، وَ دُلَفُ كُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا إِلَى صَاحِبِهِ، قَالَ: فَذَكَرْتُ قَوْلَ أَبِي ذُؤَيْبٍ: فَتَنَازَلَا وَ تَوَاقَفَتْ خَيْلَاهُمَا وَ كِلَاهُمَا بَطَلُ ٱللِّقَاءِ مِخْدَعٌ قَالَ ثُمَّ تَكَافَحَا بِسَيْفِهِمَا مَلِيّاً مِنْ نَهَارِهِمَا لَا يَصِلُ وَاحِدٌ مِنْهَا إِلَى صَاحِبِهِ لِكَمَالِ ٱللَّأْمَةِ إِلَى أَنْ لَحَظَ ٱلْعَبَّاسُ وَهْياً فِي دِرْعِ ٱلشَّامِيِّ فَأَهْوَى إِلَيْهِ بِيَدِهِ فَهَتَكَهُ إِلَى ثُنْدُوَتِهِ ثُمَّ عَاوَدَ لِمُجَاوَلَتِهِ وَ قَدْ أَصْحَرَ لَهُ مَفْتِقُ ٱلدِّرْعِ فَضَرَبَهُ ٱلْعَبَّاسُ بِالسَّيْفِ فَانْتَظَمَ بِهِ جَوَانِحُ صَدْرِهِ وَ خَرَّ ٱلشَّامِيُّ صَرِيعاً بِخَدِّهِ وَ أُمَّ فِي ٱلنَّاسِ وَ كَبَّرَ ٱلنَّاسُ تَكْبِيرَةً اِرْتَجَّتْ لَهَا ٱلْأَرْضُ فَسَمِعْتُ قَائِلاً يَقُولُ مِنْ وَرَائِي « قٰاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللّٰهُ بِأَيْدِيكُمْ وَ يُخْزِهِمْ وَ يَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَ يَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ وَ يُذْهِبْ غَيْظَ قُلُوبِهِمْ وَ يَتُوبُ اللّٰهُ عَلىٰ مَنْ يَشٰاءُ » فَالْتَفَتُّ فَإِذَا هُوَ أَمِيرُ ٱلْمُؤْمِنِينَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلَامُ، وَ قَالَ يَا أَبَا ٱلْأَعَزِّ مَنِ ٱلْمُبَارِزُ لِعَدُوِّنَا قُلْتُ: هَذَا ابْنُ شَيْخِكُمْ ٱلْعَبَّاسِ بْنِ رَبِيعَةَ، قَالَ: يَا عَبَّاسُ قَالَ: لَبَّيْكَ، قَالَ: أَ لَمْ أَنْهَكَ وَ حَسَناً وَ حُسَيْناً وَ عَبْدَ ٱللَّهِ بْنَ جَعْفَرَ أَنْ تَخْلُوا بِمَرْكَزٍ أَوْ تُبَاشِرُوا حَدَثاً قَالَ: إِنَّ ذَلِكَ لِذَلِكَ قَالَ: فَمَا عَدَا مِمَّا بَدَا قَالَ: أَ فَأُدْعَى إِلَى ٱلْبِرَازِ يَا أَمِيرَ ٱلْمُؤْمِنِينَ فَلاَ أُجِيبَ جَعَلَنِيَ ٱللَّهُ فِدَاكَ قَالَ: نَعَمْ طَاعَةُ إِمَامِكَ أَوْلَى بِكَ مِنْ إِجَابَةِ عَدُوِّكَ، وَدَّ مُعَاوِيَةُ أَنَّهُ مَا بَقِيَ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ نَافِخُ ضَرْمَةٍ إِلاَّ طَعَنَ فِي نِيطِهِ أَطْفَأَ لِنُورِ ٱللَّهِ « وَ يَأْبَى اللّٰهُ إِلاّٰ أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ » « وَ لَوْ كَرِهَ ٱلْمُشْرِكُونَ » أَمَا وَ ٱللَّهِ لَيَمْلِكَنَّهُمْ مِنَّا رِجَالٌ، وَ رِجَالٌ يَسُومُونَهُمْ ٱلْخَسْفَ حَتَّى يَتَكَفَّفُوا بِأَيْدِيهِمْ وَ يَحْفِرُوا ٱلْآبَارَ إِنْ عَادُوا لَكَ فَقُلْ لِي قَالَ وَ نَمِيَ ٱلْخَبَرُ إِلَى مُعَاوِيَةَ فَقَالَ: وَ ٱللَّهِ دَمُ عَرَارٍ أَلَا رَجُلٌ يَطْلُبُ بِدَمِ عَرَارٍ قَالَ: فَانْتَدَبَ لَهُ رَجُلَانِ مِنْ لَخْمٍ، فَقَالَا: نَحْنُ لَهُ قَالَ: اِذْهَبَا فَأَيُّكُمَا قَتَلَ ٱلْعَبَّاسَ بِرَازاً فَلَهُ كَذَا وَ كَذَا، فَأَتَيَاهُ فَدَعَوَاهُ إِلَى ٱلْبِرَازِ، فَقَالَ: إِنَّ لِي سَيِّداً أُؤَامِرُهُ، قَالَ: فَأَتَى أَمِيرَ ٱلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ فَأَخْبَرَهُ فَقَالَ: نَاقِلْنِي سِلَاحَكَ بِسِلَاحِي، فَنَاقَلَهُ قَالَ: وَ رَكِبَ أَمِيرُ ٱلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ عَلَى فَرَسِ ٱلْعَبَّاسِ وَ دَفَعَ فَرَسَهُ إِلَى ٱلْعَبَّاسِ وَ بَرَزَ إِلَى ٱلشَّامِيَّيْنِ، فَلَمْ يَشُكَّا أَنَّهُ ٱلْعَبَّاسُ فَقَالَا لَهُ: أَذِنَ لَكَ سَيِّدُكَ فَخَرَجَ أَنْ يَقُولَ نَعَمْ فَقَالَ: « أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقٰاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللّٰهَ عَلىٰ نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ ». قَالَ: فَبَرَزَ إِلَيْهِ أَحَدُهُمَا فَكَأَنَّمَا اخْتَطَفَهُ ثُمَّ بَرَزَ إِلَيْهِ ٱلثَّانِي فَأَلْحَقَهُ بِالْأَوَّلِ وَ اِنْصَرَفَ وَ هُوَ يَقُولُ: « اَلشَّهْرُ ٱلْحَرَامُ بِالشَّهْرِ ٱلْحَرَامِ وَ ٱلْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اِعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اِعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ » ثُمَّ قَالَ: يَا عَبَّاسُ خُذْ سِلَاحَكَ وَ هَاتِ سِلَاحِي، قَالَ وَ نَمِيَ ٱلْخَبَرُ إِلَى مُعَاوِيَةَ فَقَالَ: قَبَّحَ ٱللَّهُ ٱللَّجَاجَ إِنَّهُ لَقَعُودٌ مَا رَكِبْتُهُ قَطُّ إِلاَّ خُذِلْتُ، فَقَالَ عَمْرُو بْنُ ٱلْعَاصِ: اَلْمَخْذُولُ وَ ٱللَّهِ اللَّخْمِيَّانِ لاَ أَنْتَ، قَالَ: اُسْكُتْ أَيُّهَا الشَّيْخُ فَلَيْسَ [هَذِهِ] مِنْ سَاعَاتِكَ. قَالَ: فَإِنْ لَمْ يَكُنْ رَحِمَ ٱللَّهُ اللَّخْمِيَّيْنِ وَ مَا أَرَاهُ يَفْعَلُ! قَالَ: ذَلِكَ وَ ٱللَّهِ أَضِيقُ لِجُحْرِكَ وَ أَخْسَرُ لِصَفْقَتِكَ، قَالَ: أَجَلْ وَ لَوْ لاَ مِصْرُ لَقَدْ كَانَتِ ٱلْمَنْجَاةُ مِنْهَا، فَقَالَ: هِيَ وَ ٱللَّهِ أَعْمَتْكَ وَ لَوْلاَهَا لَأَلْفَيْتَ بَصِيراً. (تفسیر العیاشی ج۲ ص۷۹)

راوی گوید روزی در صفّین، عباس، نوهٔ حارث بن عبدالمطلب درحالیکه غرق سلاح بود در میدان می‌چرخید. پهلوانی از شام وی را به مبارزه طلبید. آن دو با هم درگیر شدند و پس از زحمت بسیار، عباس رقیبش را شکست داد. در این لحظه لشکر عراق تکبیر گفتند و کسی بلند قرائت کرد: قٰاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللّٰهُ بِأَيْدِيكُمْ وَ يُخْزِهِمْ وَ يَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ. دیدیم امیرالمؤمنین(ع) است. ایشان عباس را خطاب قرار داد و فرمود: مگر نگفتم تو و حسن و حسین و عبداللهِ جعفر، تنها به میدان نروید و مبارز نطلبید؟ معاویه می‌خواهد تک‌تک بنی‌هاشم را بکشد و به خیال خود نور خدا را خاموش کند. عباس گفت ولی دشمن، مرا به مبارزه طلبید. علی(ع) فرمود: تو باید امامت را اجابت کنی یا دشمنت را؟! این شکست بر لشکر شام گران آمد و معاویه دو پهلوان را فرستاد و گفت هرطور شده عباس را بکشید. آنها آمده و عباس را طلب کردند. علی(ع) زره عباس را پوشید و شمشیر عباس را بدست گرفت و بر اسب عباس سوار شد و به جنگ آنها رفت. چون پر کاهی یک یک آنها را از زمین برکند و به درک واصل کرد و به قلب لشکر عراق بازگشت.

جَابِرٍ ٱلْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ ٱلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: تَصَدَّقْتُ يَوْماً بِدِينَارٍ فَقَالَ لِي رَسُولُ ٱللَّهِ صَلَّى ٱللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ صَدَقَةَ ٱلْمُؤْمِنِ لَا تَخْرُجُ مِنْ يَدِهِ حَتَّى يَفُكَّ بِهَا عَنْ لُحِيِّ سَبْعِينَ شَيْطَاناً، وَ مَا تَقَعُ فِي يَدِ ٱلسَّائِلِ حَتَّى تَقَعَ فِي يَدِ ٱلرَّبِّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَ لَمْ يَقُلْ هَذِهِ ٱلْآيَةَ «أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبٰادِهِ وَ يَأْخُذُ الصَّدَقٰاتِ» إِلَى آخِرِ ٱلْآيَةِ. (تفسیر العیاشی ج۲ ص۱۰۷)

امیرمؤمنین(ع) فرمود: روزی دیناری صدقه دادم. به رسول خدا(ص) که رسیدم فرمود: صدقه که از دست مؤمن خارج میشود، او را از چنگ هفتاد شیطان نجات میدهد و بدست سائل که میرسد در دست خدا واقع می‌شود. چنانکه خدا فرموده: مگر نمی‌دانند که خود خداست که توبه را از بندگانش می‌پذیرد و صدقات را میگیرد(توبه: ۱۰۴).

أَبِي عُبَيْدَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ: إِنَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ مَرَّ بِقَوْمٍ فَسَلَّمَ عَلَيْهِمْ فَقَالُوا: وَ عَلَيْكُمُ السَّلَامُ وَ رَحْمَةُ ٱللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ وَ مَغْفِرَتُهُ وَ رِضْوَانُهُ، فَقَالَ لَهُمْ أَمِيرُ ٱلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا تُجَاوِزُوا بِنَا مَا قَالَتِ ٱلْأَنْبِيَاءُ لِأَبِينَا إِبْرَاهِيمَ، إِنَّمَا قَالُوا: رَحْمَتُ اللّٰهِ وَ بَرَكٰاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ. (تفسیر العیاشی ج۲ ص۱۵۴)

امام باقر(ع) فرمود: امیرمؤمنان(ع) بر قومی گذشت و به آنها سلام کرد. پاسخ دادند: وَ عَلَيْكُمُ السَّلَامُ وَ رَحْمَةُ ٱللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ وَ مَغْفِرَتُهُ وَ رِضْوَانُهُ. فرمود: از آنچه قرآن از زبان انبیاء گفته تجاوز نکنید. گفته: رَحْمَتُ اللّٰهِ وَ بَرَكٰاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ.

أَبِي حَمْزَةَ ٱلثُّمَالِيِّ قَالَ: سَمِعْتُ أَحَدَهُمَا يَقُولُ: إِنَّ عَلِيّاً عَلَيْهِ السَّلَامُ أَقْبَلَ عَلَى ٱلنَّاسِ فَقَالَ: أَيُّ آيَةٍ فِي كِتَابِ ٱللَّهِ أَرْجَى عِنْدَكُمْ فَقَالَ بَعْضُهُمْ: « إِنَّ اللّٰهَ لاٰ يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ مٰا دُونَ ذٰلِكَ لِمَنْ يَشٰاءُ » قَالَ: حَسَنَةٌ وَ لَيْسَتْ إِيَّاهَا فَقَالَ بَعْضُهُمْ: « يٰا عِبٰادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلىٰ أَنْفُسِهِمْ لاٰ تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّٰهِ » قَالَ: حَسَنَةٌ وَ لَيْسَتْ إِيَّاهَا وَ قَالَ بَعْضُهُمْ: « اَلَّذِينَ إِذٰا فَعَلُوا فٰاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللّٰهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ » قَالَ: حَسَنَةٌ وَ لَيْسَتْ إِيَّاهَا، قَالَ: ثُمَّ أَحْجَمَ ٱلنَّاسُ فَقَالَ: مَا لَكُمْ يَا مَعْشَرَ ٱلْمُسْلِمِينَ قَالُوا: لاَ وَ ٱللَّهِ مَا عِنْدَنَا شَيْءٌ قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ ٱللَّهِ صَلَّى ٱللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَقُولُ: أَرْجَى آيَةٍ فِي كِتَابِ ٱللَّهِ « وَ أَقِمِ الصَّلاٰةَ طَرَفَيِ النَّهٰارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ » وَ قَرَأَ ٱلْآيَةَ كُلَّهَا، وَ قَالَ: يَا عَلِيُّ وَ ٱلَّذِي بَعَثَنِي « بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً » إِنَّ أَحَدَكُمْ لَيَقُومُ إِلَى وُضُوئِهِ فَتَسَاقَطُ عَنْ جَوَارِحِهِ ٱلذُّنُوبُ، فَإِذَا اسْتَقْبَلَ [اَللَّهَ] بِوَجْهِهِ وَ قَلْبِهِ لَمْ يَنْفَتِلْ عَنْ صَلَاتِهِ وَ عَلَيْهِ مِنْ ذُنُوبِهِ شَيْءٌ كَمَا وَلَدَتْهُ أُمُّهُ، فَإِنْ أَصَابَ شَيْئاً بَيْنَ الصَّلَاتَيْنِ كَانَ لَهُ مِثْلُ ذَلِكَ حَتَّى مَنْزِلَةُ ٱلصَّلَوَاتِ ٱلْخَمْسِ لِأُمَّتِي كَنَهْرٍ جَارٍ عَلَى بَابِ أَحَدِكُمْ فَمَا ظَنُّ أَحَدِكُمْ لَوْ كَانَ فِي جَسَدِهِ دَرَنٌ ثُمَّ اغْتَسَلَ فِي ذَلِكَ ٱلنَّهْرِ خَمْسَ مَرَّاتٍ فِي ٱلْيَوْمِ أَ كَانَ يَبْقَى فِي جَسَدِهِ دَرَنٌ فَكَذَلِكَ وَ ٱللَّهِ ٱلصَّلَوَاتُ ٱلْخَمْسُ لِأُمَّتِي. (تفسیر العیاشی ج۲ ص۱۶۱)

راوی گوید: امیرمؤمنان(ع) روزی پرسید: کدام آیهٔ قرآن، امیدبخش‌ترین است؟ بعضی گفتند: إِنَّ اللّٰهَ لاٰ يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ مٰا دُونَ ذٰلِكَ لِمَنْ يَشٰاءُ. فرمود: آیهٔ خوبی است ولی امیدبخش‌ترین نیست. گفتند: يٰا عِبٰادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلىٰ أَنْفُسِهِمْ لاٰ تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اَللّٰهِ. فرمود: این هم نه. گفتند: اَلَّذِينَ إِذٰا فَعَلُوا فٰاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللّٰهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ. فرمود: این هم نیست. مردم حیران شدند و گفتند دیگر نمیدانیم. امیرمؤمنین(ع) فرمود: رسول خدا(ص) می‌فرمود امیدبخش‌ترین آیه در کتاب خدا این آیه است: وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَيِ النَّهٰارِ وَزُلَفًا مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنٰاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئٰاتِ ذٰلِكَ ذِكْرىٰ لِلذّٰاكِرِينَ [ســوره هود : ١١٤] و میفرمود: یا علی، قسم به خدایی که مرا مبعوث کرده، بنده که وضو می‌گیرد، گناهانش فرومی‌ریزد. چون با قلبش رو به خدا می‌کند و نماز می‌گذارد، نمازش تمام نشده که مثل طفلِ از مادر زاده شده، معصوم می‌گردد. پس در فاصلهٔ دو نماز هر گناهی کند، نماز بعدی پاکش می‌کند. نمازهای پنج گانه برای امّت من چون نهری است که در خانه‌های آنها جاری است و پیوسته خود را در آن می‌شویند و تطهیر می‌شوند.

مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ ٱلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: فِينَا نَزَلَتْ هَذِهِ ٱلْآيَةُ « إِنَّمٰا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هٰادٍ » فَقَالَ رَسُولُ ٱللَّهِ صَلَّى ٱللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: أَنَا ٱلْمُنْذِرُ وَ أَنْتَ ٱلْهَادِي يَا عَلِيُّ. (تفسیر العیاشی ج۲ ص۲۰۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: رسول خدا(ص) راجع به آیهٔ "إِنَّمٰا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هٰادٍ" می‌فرمود: مُنذر، منم و تو ای علی، هادی امّتی.

اَلْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ ٱلْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ ٱللَّهِ عَلَيْهِ: فِي قَوْلِ ٱللَّهِ « أَ لَمْ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللّٰهِ كُفْراً » قَالَ: قَالَ: نَحْنُ نِعْمَةُ ٱللَّهِ ٱلَّتِي أَنْعَمَ ٱللَّهُ بِهَا عَلَى ٱلْعِبَادِ. (تفسیر العیاشی ج۲ ص۲۲۹)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: منظور از نعمت در آیهٔ "لَمْ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللّٰهِ كُفْراً" ماییم. ما نعمت خدا بر مردمیم ولی کفران‌مان می‌کنند.

عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ قَالَ: خَرَجَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلَامُ عَلَى أَصْحَابِهِ وَ هُمْ يَتَذَاكَرُونَ ٱلْمُرُوَّةَ فَقَالَ: أَيْنَ أَنْتُمْ أَ نَسِيتُمْ مِنْ كِتَابِ ٱللَّهِ وَ قَدْ ذَكَرَ ذَلِكَ قَالُوا: يَا أَمِيرَ ٱلْمُؤْمِنِينَ فِي أَيِّ مَوْضِعٍ قَالَ: فِي قَوْلِهِ: « إِنَّ اللّٰهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسٰانِ وَ إِيتٰاءِ ذِي الْقُرْبىٰ وَ يَنْهىٰ عَنِ الْفَحْشٰاءِ وَ الْمُنْكَرِ » فَالْعَدْلُ الْإِنْصَافُ، وَ الْإِحْسَانُ التَّفَضُّلُ. (تفسیر العیاشی ج۲ ص۲۶۷)

امیرمؤمنان(ع) به یارانش رسید درحالیکه داشتند راجع به انسانیت و جوانمردی صحبت می‌کردند. فرمود: در کتاب خدا دقیقاً تعریف شده: إِنَّ اَللّٰهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسٰانِ وَ إِيتٰاءِ ذِي الْقُرْبىٰ وَ يَنْهىٰ عَنِ الْفَحْشٰاءِ وَ الْمُنْكَرِ. منظور از عدل انصاف است و منظور از احسان، فضل.

عَبْدِ ٱللَّهِ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ ٱللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ صَلَوَاتُ ٱللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ: إِذَا حَلَفَ ٱلرَّجُلُ بِاللَّهِ فَلَهُ ثُنْيَاهَا إِلَى أَرْبَعِينَ يَوْماً وَ ذَلِكَ أَنَّ قَوْماً مِنَ ٱلْيَهُودِ سَأَلُوا ٱلنَّبِيَّ صَلَّى ٱللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَنْ شَيْءٍ فَقَالَ اِئْتُونِي غَداً وَ لَمْ يَسْتَثْنِ حَتَّى أُخْبِرَكُمْ فَاحْتُبِسَ عَنْهُ جَبْرَئِيلُ عَلَيْهِ السَّلَامُ - أَرْبَعِينَ يَوْماً ثُمَّ أَتَاهُ وَ قَالَ وَ لاٰ تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فٰاعِلٌ ذٰلِكَ غَداً إِلاّٰ أَنْ يَشٰاءَ اللّٰهُ وَ اُذْكُرْ رَبَّكَ إِذٰا نَسِيتَ. (تفسیر العیاشی ج۲ ص۳۲۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: اگر کسی به ضِرس قاطع حرفی زد، تا چهل روز اگر یادش آمد "ان شاء الله" بگوید و از او پذیرفته است. گروهی از یهود پرسشی از پیغمبر(ص) کردند و فرمود: فردا برای پاسخ نزد ما آئید و ان شاء الله نگفت. لذا جبرئیل تا چهل روز سراغ او نیامد سپس آمد و گفت: و نباید بگوئی من کاری را فردا خواهم کرد جز که بگوئی إن شاء الله و یاد کن پروردگارت را هروقت یادت آمد. (آیه ۲۴-الکهف) یعنی مهلت انشا الله گفتن تا چهل روز ادامه دارد.

قَالَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ(ع): إِعْجَابُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ دَلِيلٌ عَلَى ضَعْفِ عَقْلِهِ. (کافی ج۱ ص۲۷).

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خود بینی مرد دلیل سست خردی او است.