دُرّ نجف

کلام الامیر — جلد اول

خصال

مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ رَفَعَهُ إِلَی أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: کُونُوا عَلَی قَبُولِ اَلْعَمَلِ أَشَدَّ عِنَایَةً مِنْکُمْ عَلَی اَلْعَمَلِ. (خصال ج۱ ص۱۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: به قبولی عمل بیشتر عنایت داشته باشید تا خود عمل.

عَنْ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَیْنِ بْنِ رِبَاطٍ رَفَعَهُ قَالَ: شَکَا رَجُلٌ إِلَی أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ اَلْحَاجَةَ فَقَالَ لَهُ اِعْلَمْ أَنَّ کُلَّ شَيْءٍ تُصِیبُهُ مِنَ اَلدُّنْیَا فَوْقَ قُوتِكَ فَإِنَّمَا أَنْتَ فِیهِ خَازِنٌ لِغَیْرِكَ. (خصال ج۱ ص۱۶)

کسی به امیرمؤمنان(ع) شکایت برد که حاجتی دارم و برآورده نمی‌شود! امیرمؤمنان(ع) فرمود: در دنیا هرچه بیشتر از قوت نصیبت شود، مال تو نیست و تو خزانه‌دار دیگرانی. پس حاجاتت را جدّی مگیر.

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ سَمِعْتُ أَبِي یُحَدِّثُ عَنْ أَبِیهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ : أَنَّ رَجُلاً قَامَ إِلَی أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ فَقَالَ لَهُ یَا أَمِیرَ اَلْمُؤْمِنِینَ بِمَا عَرَفْتَ رَبَّكَ قَالَ بِفَسْخِ اَلْعَزْمِ وَ نَقْضِ اَلْهَمِّ لَمَّا أَنْ هَمَمْتُ فَحَالَ بَیْنِي وَ بَیْنَ هَمِّي وَ عَزَمْتُ فَخَالَفَ اَلْقَضَاءُ عَزْمِي فَعَلِمْتُ أَنَّ اَلْمُدَبِّرَ غَیْرِي قَالَ فَبِمَا ذَا شَکَرْتَ نَعْمَاهُ قَالَ نَظَرْتُ إِلَی بَلاَءٍ قَدْ صَرَفَهُ عَنِّي وَ أَبْلَی بِهِ غَیْرِي فَعَلِمْتُ أَنَّهُ قَدْ أَنْعَمَ عَلَيَّ فَشَکَرْتُهُ قَالَ فَبِمَا ذَا أَحْبَبْتَ لِقَاءَهُ قَالَ لَمَّا رَأَیْتُهُ قَدِ اِخْتَارَ لِي دِینَ مَلاَئِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ أَنْبِیَائِهِ عَلِمْتُ أَنَّ اَلَّذِي أَکْرَمَنِي بِهَذَا لَیْسَ یَنْسَانِي فَأَحْبَبْتُ لِقَاءَهُ. (خصال ج۱ ص۳۳)

در محضر امیرمؤمنان(ع) مردی برخاست و گفت: یا امیرالمؤمنین پروردگارت را به چه شناختی؟ فرمود: با بهم خوردن تصمیم و شکستن همت. چون به کاری همت گماشتم میان من و کارم فاصله افتاد و چون تصمیم گرفتم، قضای الهی بر خلاف تصمیمم جاری گردید. پس دانستم که تدبیر دیگری در کار است. عرض کرد: به چه جهت خدا را شکر می‌گزاری؟ فرمود: در بلاهائی که از من باز داشته و دیگری را بآن مبتلا ساخته خوب دقت کردم و دانستم که خدا بر من انعام فرموده؛ پس سپاسگزارش گشتم. عرض کرد: از چه جهت خدا را دوست داری؟ فرمود: از این جهت که آئین فرشتگان و فرستادگان و پیغمبرانش را برای من برگزید. پس دانستم کسی که مرا این چنین گرامی میدارد فراموشم نخواهد کرد و بهمین جهت دوستدار لقائش گشتم.

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ مُرُوءَةُ اَلسَّفَرِ فَبَذْلُ اَلزَّادِ وَ قِلَّةُ اَلْخِلاَفِ عَلَى مَنْ صَحِبَكَ وَ كَثْرَةُ ذِكْرِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي كُلِّ مَصْعَدٍ وَ مَهْبَطٍ وَ نُزُولٍ وَ قِيَامٍ وَ قُعُودٍ. (خصال ج۱ ص۵۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کار درست در سفر، خرج کردن برای همسفران است و یکی‌به‌دو نکردن با آنها و زیاد ذکر خدا گفتن خصوصاً در قیام و قعود و صعود و نزول.

عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : أَهْلَكَ اَلنَّاسَ اِثْنَانِ خَوْفُ اَلْفَقْرِ وَ طَلَبُ اَلْفَخْرِ. (خصال ج۱ ص۶۸)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: ترس از فقر و دنبال افتخارات دنیوی رفتن، آدم را به‌راهی می‌اندازد که معمولاً آخرش هلاکت است.

أَحْمَدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ اَلْبَرْقِيُّ عَنْ أَبِيهِ بِإِسْنَادِهِ يَرْفَعُهُ إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: قَطَعَ ظَهْرِي رَجُلاَنِ مِنَ اَلدُّنْيَا رَجُلٌ عَلِيمُ اَللِّسَانِ فَاسِقٌ وَ رَجُلٌ جَاهِلُ اَلْقَلْبِ نَاسِكٌ هَذَا يَصُدُّ بِلِسَانِهِ عَنْ فِسْقِهِ وَ هَذَا بِنُسُكِهِ عَنْ جَهْلِهِ فَاتَّقُوا اَلْفَاسِقَ مِنَ اَلْعُلَمَاءِ وَ اَلْجَاهِلَ مِنَ اَلْمُتَعَبِّدِينَ أُولَئِكَ فِتْنَةُ كُلِّ مَفْتُونٍ فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَقُولُ يَا عَلِيُّ هَلاَكُ أُمَّتِي عَلَى يَدَيْ كُلِّ مُنَافِقٍ عَلِيمِ اَللِّسَانِ. (خصال ج۱ ص۶۹)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: دو کس کمر مرا شکستند؛ یکی عالم فاسقی که فسقش را پشت نَطّاقی‌اش مخفی می‌کند و دوم، کسی که حقیقت دین را نفهمیده و نفهمی خویش را پشت تعبّدش مخفی می‌کند. پس حذر کنید از عالم فاسق و جاهل متعبّد! که هر که بدبخت شده توسط یکی از این دو طایفه بدبخت شده. رسول خدا(ص) می‌فرمود: هلاکت امت من به دست منافقی است که کسی حریف زبانش نمی‌شود.

أَبُو اَلْفَضْلِ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ اَلْكَاتِبُ اَلنَّيْسَابُورِيُّ بِإِسْنَادِهِ رَفَعَهُ إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : أَنَّهُ قَالَ لِبَنِيهِ يَا بَنِيَّ إِيَّاكُمْ وَ مُعَادَاةَ اَلرِّجَالِ فَإِنَّهُمْ لاَ يَخْلُونَ مِنْ ضَرْبَيْنِ مِنْ عَاقِلٍ يَمْكُرُ بِكُمْ أَوْ جَاهِلٍ يَعْجَلُ عَلَيْكُمْ وَ اَلْكَلاَمُ ذَكَرٌ وَ اَلْجَوَابُ أُنْثَى فَإِذَا اِجْتَمَعَ اَلزَّوْجَانِ فَلاَ بُدَّ مِنَ اَلنِّتَاجِ. (خصال ج۱ ص۷۲)

امیرمؤمنان(ع) پسرانش را نصیحت کرد و فرمود: تا می‌توانید با کسی دشمنی نکنید. چون یا طرف عاقل است و در آینده به مکرش دچار می‌شوید، یا جاهل است و همانجا به شما بد و بیراه می‌گوید. حرفی شما و جوابی که می‌شنوید همیشه حکم زوجِ نر و ماده‌ای را دارند که لاجرم بچه‌ای از آنها زاده می‌شود که ممکن است دلچسب نباشد. پس در آنچه میگویید دقّت کنید.

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ثَلاَثَةٌ لاَ يَنْتَصِفُونَ مِنْ ثَلاَثَةٍ شَرِيفٌ مِنْ وَضِيعٍ وَ حَلِيمٌ مِنْ سَفِيهٍ وَ بَرٌّ مِنْ فَاجِرٍ. (خصال ج۱ ص۸۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: سه کس نمیتواند حق خود را از سه کس بستاند: شریف از پست؛ بردبار از سفیه؛ نیکوکار از بدکردار.

عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: حُسْنُ اَلْمَلَكَةِ يَكْبِتُ اَلْأَعْدَاءَ. (خصال ج۱ ص۹۱)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خیرخواهی و خوش‌برخوردی، دشمنان را ناکام می‌سازد.

عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ عَنِ اَلْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : حُبُّ اَلنِّسَاءِ فِتنَةٌ وَ هُوَ سَيْفُ اَلشَّيْطَانِ فَمَنْ أَحَبَّ اَلنِّسَاءَ لَمْ يَنْتَفِعْ بِعَيْشِهِ. (خصال ج۱ ص۱۱۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: زن‌بارگی شمشیر شیطان و برای آدم، فتنه است. کسی که بیش از حد علاقه به زن‌ها داشته باشد، از زندگی خیر نمی‌بیند.

وَ بِهَذَا اَلْإِسْنَادِ قَالَ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : اَلْعَاقِلُ، اَلدِّينُ شَرِيعَتُهُ وَ اَلْحِلْمُ طَبِيعَتُهُ وَ اَلرَّأْيُ سَجِيَّتُهُ إِنْ سُئِلَ أَجَابَ وَ إِنْ تَكَلَّمَ أَصَابَ وَ إِنْ سَمِعَ وَعَى وَ إِنْ حَدَّثَ صَدَقَ وَ إِنِ اِطْمَأَنَّ إِلَيْهِ أَحَدٌ وَفَى. (خصال ج۱ ص۱۱۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: عاقل چند صفت دارد: پایبند به دین و شریعت است؛ حلم، خصلت اوست؛ بی‌تأمّل تصمیم نمی‌گیرد؛ فقط وقتی ازو بپرسند نظر میدهد و وقتی نظر میدهد به هدف میزند؛ گوشِ شنوا دارد؛ همیشه راست می‌گوید؛ و اگر کسی به او اعتماد کند بی‌وفایی و خیانت نمی‌کند.

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : كَانَ فِيمَا وَعَظَ بِهِ لُقْمَانُ اِبْنَهُ أَنْ قَالَ لَهُ يَا بُنَيَّ لِيَعْتَبِرْ مَنْ قَصُرَ يَقِينُهُ وَ ضَعُفَتْ نِيَّتُهُ فِي طَلَبِ اَلرِّزْقِ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَهُ فِي ثَلاَثَةِ أَحْوَالٍ مِنْ أَمْرِهِ وَ آتَاهُ رِزْقَهُ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ فِي وَاحِدَةٍ مِنْهَا كَسْبٌ وَ لاَ حِيلَةٌ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى سَيَرْزُقُهُ فِي اَلْحَالِ اَلرَّابِعَةِ أَمَّا أَوَّلُ ذَلِكَ فَإِنَّهُ كَانَ فِي رَحِمِ أُمِّهِ يَرْزُقُهُ هُنَاكَ فِي قَرَارٍ مَكِينٍ حَيْثُ لاَ يُؤْذِيهِ حَرٌّ وَ لاَ بَرْدٌ ثُمَّ أَخْرَجَهُ مِنْ ذَلِكَ وَ أَجْرَى لَهُ رِزْقاً مِنْ لَبَنِ أُمِّهِ يَكْفِيهِ بِهِ وَ يُرَبِّيهِ وَ يَنْعَشُهُ مِنْ غَيْرِ حَوْلٍ بِهِ وَ لاَ قُوَّةٍ ثُمَّ فُطِمَ مِنْ ذَلِكَ فَأَجْرَى لَهُ رِزْقاً مِنْ كَسْبِ أَبَوَيْهِ بِرَأْفَةٍ وَ رَحْمَةٍ لَهُ مِنْ قُلُوبِهِمَا لاَ يَمْلِكَانِ غَيْرَ ذَلِكَ حَتَّى إِنَّهُمَا يُؤْثِرَانِهِ عَلَى أَنْفُسِهِمَا فِي أَحْوَالٍ كَثِيرَةٍ حَتَّى إِذَا كَبِرَ وَ عَقَلَ وَ اِكْتَسَبَ لِنَفْسِهِ ضَاقَ بِهِ أَمْرُهُ وَ ظَنَّ اَلظُّنُونَ بِرَبِّهِ وَ جَحَدَ اَلْحُقُوقَ فِي مَالِهِ وَ قَتَّرَ عَلَى نَفْسِهِ وَ عِيَالِهِ مَخَافَةَ إِقْتَارِ رِزْقٍ وَ سُوءِ يَقِينٍ بِالْخَلَفِ مِنَ اَللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِي اَلْعَاجِلِ وَ اَلآجِلِ فَبِئْسَ اَلْعَبْدُ هَذَا يَا بُنَيَّ. (خصال ج۱ ص۱۲۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: لقمان فرزندش را نصیحت کرد و گفت: پسرم! آنکه راجع به روزی‌رسانیِ خدا مشکوک است و مأیوس است از اینکه خدا طالبِ روزی را یاری می‌کند، توجّه کند به اینکه خداوند در سه جا به جای او کارش را ساخته و روزی وی را رسانده، درحالیکه خودش حتی توانایی طلب روزی نداشته! پس چنین خدایی حالا هم که خودش به طلب روزی برآمده، او را فراموش نمی‌کند و روزی‌اش را می‌رساند. نخست، در زهدان مادر که وی را از سردی و گرمی نگه داشت و رزق داد. دوم، او را از آنجا بیرون آورد و از شیر مادر روزی داد تا آنکه توانا و برومند گردید. سوم، از شیر گرفته و از دست رنج پدر و مادر روزی‌اش داد و دل ایشان را بر وی مهربان گردانید؛ چنانکه در تدبیر امور و روزی، او را بر خود مقدّم داشتند. چنین کسی حالا که بالیده و خردمند گردیده و برای زندگی و ارتزاق پی کار رفته، چرا در تلاش کوتاهی میکند و به خدای خویش در روزی‌رسانی بد گمان است؟! و چرا از بیم تنگیِ روزی، بر خود و همسر خویش تنگ می‌گیرد؟! چنین گمانی ابداً زیبندهٔ بنده نیست.

عَنِ اَلْحَارِثِ اَلْأَعْوَرِ قَالَ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : ثَلاَثٌ بِهِنَّ يَكْمُلُ اَلْمُسْلِمُ اَلتَّفَقُّهُ فِي اَلدِّينِ وَ اَلتَّقْدِيرُ فِي اَلْمَعِيشَةِ وَ اَلصَّبْرُ عَلَى اَلنَّوَائِبِ. (خصال ج۱ ص۱۲۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: شخصی کامل است که این سه ویژگی را با هم داشته باشد: در دین حقیقتاً عالِم باشد؛ در زندگی با برنامه باشد؛ و در سختی‌ها صبور باشد.

عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: مَنْ كَانَتِ اَلآخِرَةُ هِمَّتَهُ كَفَاهُ اَللَّهُ هَمَّهُ مِنَ اَلدُّنْيَا. (خصال ج۱ ص۱۲۹)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرکس همّ و غمّش آخرت باشد، خدا مسائل دنیایش را کفایت می‌کند.

عَنْ سُلَيْمِ بْنِ قَيْسٍ اَلْهِلاَلِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيّاً عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَقُولُ: اِحْذَرُوا عَلَى دِينِكُمْ ثَلاَثَةَ رَجُلاً ثَلاَثَةً رَجُلاً قَرَأَ اَلْقُرْآنَ حَتَّى إِذَا رَأَيْتَ عَلَيْهِ بَهْجَتَهُ اِخْتَرَطَ سَيْفَهُ عَلَى جَارِهِ وَ رَمَاهُ بِالشِّرْكِ فَقُلْتُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَيُّهُمَا أَوْلَى بِالشِّرْكِ قَالَ اَلرَّامِي وَ رَجُلاً اِسْتَخَفَّتْهُ اَلْأَحَادِيثُ كُلَّمَا أَحْدِثَتْ أُحْدُوثَةُ كَذِبٍ مَدَّهَا بِأَطْوَلَ مِنْهَا وَ رَجُلاً آتَاهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ سُلْطَاناً فَزَعَمَ أَنَّ طَاعَتَهُ طَاعَةُ اَللَّهِ وَ مَعْصِيَتَهُ مَعْصِيَةُ اَللَّهِ وَ كَذَبَ لِأَنَّهُ لاَ طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِي مَعْصِيَةِ اَلْخَالِقِ لاَ يَنْبَغِي لِلْمَخْلُوقِ أَنْ يَكُونَ حُبُّهُ لِمَعْصِيَةِ اَللَّهِ فَلاَ طَاعَةَ فِي مَعْصِيَتِهِ وَ لاَ طَاعَةَ لِمَنْ عَصَى اَللَّهَ إِنَّمَا اَلطَّاعَةُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِوُلاَةِ اَلْأَمْرِ وَ إِنَّمَا أَمَرَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِطَاعَةِ اَلرَّسُولِ لِأَنَّهُ مَعْصُومٌ مُطَهَّرٌ لاَ يَأْمُرُ بِمَعْصِيَتِهِ وَ إِنَّمَا أَمَرَ بِطَاعَةِ أُولِي اَلْأَمْرِ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ لاَ يَأْمُرُونَ بِمَعْصِيَتِهِ. (خصال ج۱ ص۱۳۹)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: از سه کس بر دین خودتان بترسید:

کسی که قرآن را فرا گرفته و بعلوم آن آشنا شده است و همین که نشاط و خرمی بر چهره‌اش نشست و موقعیت اجتماعی بد ست آورد، شمشیر بروی هم‌سایهٔ خود می‌کشد و او را به بی‌دینی متّهم می‌کند. راوی پرسید: یا امیرالمؤمنین کدامیك به بی‌دینی سزاوارترند؟ فرمود: آنکه تهمت میزند.

دوم، مردیکه متأثر از اندیشه‌های روز گردد، چنانکه هر مزخرفی که ساخته شود، او دنباله‌اش را میگیرد و پی‌اش می‌افتد.

سوم، مردیکه خداوند قدرتی به او داده و او گمان می‌کند که فرمان‌بُرداری او فرمان‌بری از خدا است و سرپیچی از او سرپیچی از خدا! در صورتی که چنین نیست زیرا در معصیت از هیچ مخلوقی نباید اطاعت کرد و مخلوق را نزید که دلبند گناه گردد. پس نه در معصیت باید از کسی فرمان بُرد و نه به فرمان معصیت‌کار باید در آمد و فقط می‌بایست از خدا و رسولش و جانشینان او فرمان برد. اینکه خداوند دستور داده از پیغمبر اطاعت شود برای این است که پیغمبر معصوم است و به نافرمانی خدا دستور نمیدهد و اینکه به اطاعت جانشینان پیغمبر امر شده، برای این است که آنان نیز معصومند و هرگز به چیزی که نارضایتی خداست امر نمی‌کنند.

عَنْ إِسْمَاعِيلَ اَلسُّدِّيِّ عَنْ عَبْدِ خَيْرٍ قَالَ: كَانَ لِعَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَرْبَعَةُ خَوَاتِيمَ يَتَخَتَّمُ بِهَا يَاقُوتٌ لِنُبْلِهِ وَ فَيْرُوزَجٌ لِنُصْرَتِهِ وَ اَلْحَدِيدُ اَلصِّينِيُّ لِقُوَّتِهِ وَ عَقِيقٌ لِحِرْزِهِ وَ كَانَ نَقْشُ اَلْيَاقُوتِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ اَلْمَلِكُ اَلْحَقُّ اَلْمُبِينُ وَ نَقْشُ اَلْفَيْرُوزَجِ اَللَّهُ اَلْمَلِكُ اَلْحَقُّ وَ نَقْشُ اَلْحَدِيدِ اَلصِّينِيِّ اَلْعِزَّةُ لِلَّهِ جَمِيعاً وَ نَقْشُ اَلْعَقِيقِ ثَلاَثَةُ أَسْطُرٍ مَا شَاءَ اَللَّهُ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ أَسْتَغْفِرُ اَللَّهَ. (خصال ج۱ ص۱۹۹)

راوی گوید: علی(ع) چهار انگشتر داشت: یاقوت برای عقل و بردباری؛ فیروزه برای نصرت؛ حدید چینی برای قدرت؛ عقیق بعنوان حرز برای حفاظت. نقش یاقوت لا اله الا الله الملک الحق المبین بود و نقش فیروزه الله الملک الحق و نقش حدید چینی العزة الله جمیعاً و نقش عقیق در سه سطر ما شاء الله، لا قوة الا بالله، استغفر الله.

عَنِ اَلْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ لِلْحَسَنِ اِبْنِهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَا بُنَيَّ أَ لاَ أُعَلِّمُكَ أَرْبَعَ خِصَالٍ تَسْتَغْنِي بِهَا عَنِ اَلطِّبِّ؟ فَقَالَ بَلَى يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ قَالَ لاَ تَجْلِسْ عَلَى اَلطَّعَامِ إِلاَّ وَ أَنْتَ جَائِعٌ وَ لاَ تَقُمْ عَنِ اَلطَّعَامِ إِلاَّ وَ أَنْتَ تَشْتَهِيهِ وَ جَوِّدِ اَلْمَضْغَ وَ إِذَا نِمْتَ فَاعْرِضْ نَفْسَكَ عَلَى اَلْخَلاَءِ فَإِذَا اِسْتَعْمَلْتَ هَذَا اِسْتَغْنَيْتَ عَنِ اَلطِّبِّ. (خصال ج۱ ص۲۲۸)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: چهار کار نیاز به طبیب را کم می‌کند: اینکه از روی عادت یا لذّت غذا نخوری تا واقعاً گرسنه شوی؛ اینکه همیشه جلوی زیاد خوردنت را بگیری؛ اینکه با آرامش غذا بخوری و با حوصله بجَوی؛ اینکه پیش از خواب، دستشویی بروی.

عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: قَالَ عِيسَى بْنُ مَرْيَمَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ طُوبَى لِمَنْ كَانَ وَسِعَهُ بَيْتُهُ وَ سَلِمَ اَلنَّاسُ مِنْ يَدِهِ وَ لِسَانِهِ. (خصال ج۱ ص۲۹۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: عیسی بن مریم(ع) فرموده: خوش بحال آنکه خلوتِ خانه‌اش برایش تنگ نباشد و مردم از دستش در عذاب نباشند.

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: قَالَ اَلْحَارِثُ اَلْأَعْوَرُ لِأَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَنَا وَ اَللَّهِ أُحِبُّكَ فَقَالَ لَهُ يَا حَارِثُ أَمَّا إِذَا أَحْبَبْتَنِي فَلاَ تُخَاصِمْنِي وَ لاَ تُلاَعِبْنِي وَ لاَ تُجَارِينِي وَ لاَ تُمَازِحْنِي وَ لاَ تُوَاضِعْنِي وَ لاَ تُرَافِعْنِي. (خصال ج۱ ص۳۳۴)

کسی به امیرمؤمنان(ع) فرمود: به خدا من شما را دوست دارم! امیرمؤمنان(ع) فرمود: پس برای حفظ دوستی، با من مخاصمه مکن، با من بازی مکن، با من معامله مکن، با من مزاح مکن، مرا تحقیر مکن، و هرگز بر من فخر مفروش. (گوییم: عبارت "لا تجارینی" را لا تجاربنی و لا تحاربنی هم نقل کرده‌اند و در معنایش اختلاف نموده‌اند. گفته‌اند: با من یکی‌به‌دو مکن؛ پیش من اظهار علم مکن؛ با من همسایه مشو؛ مرا امتحان مکن؛ با من نجنگ، ... ما لا تتاجرنی ترجمه کرده‌ایم)

حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ قَالَ حَدَّثَنِي اَلْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : يَوْمُ اَلسَّبْتِ يَوْمُ مَكْرٍ وَ خَدِيعَةٍ وَ يَوْمُ اَلْأَحَدِ يَوْمُ غَرْسٍ وَ بِنَاءٍ وَ يَوْمُ اَلْإِثْنَيْنِ يَوْمُ سَفَرٍ وَ طَلَبٍ وَ يَوْمُ اَلثَّلاَثَاءِ يَوْمُ حَرْبٍ وَ دَمٍ وَ يَوْمُ اَلْأَرْبَعَاءِ يَوْمُ شُؤْمٍ فِيهِ يَتَطَيَّرُ اَلنَّاسُ وَ يَوْمُ اَلْخَمِيسِ يَوْمُ اَلدُّخُولِ عَلَى اَلْأُمَرَاءِ وَ قَضَاءِ اَلْحَوَائِجِ وَ يَوْمُ اَلْجُمُعَةِ يَوْمُ خِطْبَةٍ وَ نِكَاحٍ. (خصال ج۲ ص۳۸۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: روز شنبه روز نیرنگ و فریب است و روز یك شنبه روز عروسی و ساختمان است و روز دوشنبه روز مسافرت و دنبال کاری رفتن است و روز سه شنبه روز جنگ و خونریزی است و روز چهارشنبه روز شومی است و مردم در آن روز فال بد میزنند و روز پنجشنبه روز رفتن نزد فرمانداران و برآمدن نیازمندي‌ها است و روز جمعه روز خواستگاری و عقد زناشوئی بستن است.

عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ قَالَ حَدَّثَنَا اَلْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: قَامَ رَجُلٌ إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فِي اَلْجَامِعِ بِالْكُوفَةِ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَخْبِرْنِي عَنْ يَوْمِ اَلْأَرْبِعَاءِ وَ اَلتَّطَيُّرِ مِنْهُ وَ ثِقْلِهِ وَ أَيُّ أَرْبِعَاءَ هُوَ فَقَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ آخِرُ أَرْبِعَاءَ فِي اَلشَّهْرِ وَ هُوَ اَلْمَحَاقُ. (خصال ج۲ ص۳۸۸)

از امیرمؤمنان(ع) در مسجد کوفه پرسیدند درست است که چهارشنبه سنگین و نحس است؟ فرمود: بله؛ بخصوص چهارشنبهٔ آخر ماه که ماه در مُحاق است.

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: تَوَقَّوْا اَلْحِجَامَةَ يَوْمَ اَلْأَرْبِعَاءِ وَ اَلنُّورَةَ فَإِنَّ يَوْمَ اَلْأَرْبِعَاءِ يَوْمُ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ وَ فِيهِ خُلِقَتْ جَهَنَّمُ. (خصال ج۲ ص۳۸۷)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: روز چهارشنبه از حجامت و نوره حذر کنید که چهارشنبه روز نحس مستمرّ است. روزی است که جهنم در آن روز خلق شده.

عَنْ عَامِرٍ اَلشَّعْبِيِّ قَالَ: تَكَلَّمَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ بِتِسْعِ كَلِمَاتٍ اِرْتَجَلَهُنَّ اِرْتِجَالاً فَقَأْنَ عُيُونَ اَلْبَلاَغَةِ وَ أَيْتَمْنَ جَوَاهِرَ اَلْحِكْمَةِ وَ قَطَعْنَ جَمِيعَ اَلْأَنَامِ عَنِ اَللِّحَاقِ بِوَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ ثَلاَثٌ مِنْهَا فِي اَلْمُنَاجَاةِ وَ ثَلاَثٌ مِنْهَا فِي اَلْحِكْمَةِ وَ ثَلاَثٌ مِنْهَا فِي اَلْأَدَبِ فَأَمَّا اَللاَّتِي فِي اَلْمُنَاجَاةِ فَقَالَ إِلَهِي كَفَى لِي عِزّاً أَنْ أَكُونَ لَكَ عَبْداً وَ كَفَى بِي فَخْراً أَنْ تَكُونَ لِي رَبّاً أَنْتَ كَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِي كَمَا تُحِبُّ وَ أَمَّا اَللاَّتِي فِي اَلْحِكْمَةِ فَقَالَ قِيمَةُ كُلِّ اِمْرِئٍ مَا يُحْسِنُهُ وَ مَا هَلَكَ اِمْرُؤٌ عَرَفَ قَدْرَهُ وَ اَلْمَرْءُ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسَانِهِ وَ أَمَّا اَللاَّتِي فِي اَلْأَدَبِ فَقَالَ اُمْنُنْ عَلَى مَنْ شِئْتَ تَكُنْ أَمِيرَهُ وَ اِحْتَجْ إِلَى مَنْ شِئْتَ تَكُنْ أَسِيرَهُ وَ اِسْتَغْنِ عَمَّنْ شِئْتَ تَكُنْ نَظِيرَهُ. (خصال ج۲ ص۴۲۰)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خدایا من مرا همین عزّت بس که تو را بنده باشم و همین سربلندی بس که تو پروردگار من باشی. تو چنانی که من دوست دارم؛ مرا نیز چنان کن که دوست داری. و فرمود: ارزش هر کس به همان است که محبوب اوست و آنکه قدر خویش بدانست از هلاکت برست و مرد در زیر زبان خود نهفته است. و فرمود: بهر کس که احسان کنی سرورش باشی و بهر کس که ابراز نیاز کنی اسیری او شوی و از هر کس که بی‌نیاز باشی با او هم‌تراز گردی.

عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ اَلْحَسَنِ بْنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: إِنَّ مِنْ حَقِّ اَلْعَالِمِ أَنْ لاَ تُكْثِرَ اَلسُّؤَالَ عَلَيْهِ وَ لاَ تَسْبِقَهُ فِي اَلْجَوَابِ وَ لاَ تُلِحَّ عَلَيْهِ إِذَا أَعْرَضَ وَ لاَ تَأْخُذَ بِثَوْبِهِ إِذَا كَسِلَ وَ لاَ تُشِيرَ إِلَيْهِ بِيَدِكَ وَ لاَ تَغْمِزَهُ بِعَيْنِكَ وَ لاَ تُسَارَّهُ فِي مَجْلِسِهِ وَ لاَ تَطْلُبَ عَوْرَاتِهِ وَ أَنْ لاَ تَقُولَ قَالَ فُلاَنٌ خِلاَفَ قَوْلِكَ وَ لاَ تُفْشِيَ لَهُ سِرّاً وَ لاَ تَغْتَابَ عِنْدَهُ أَحَداً وَ أَنْ تَحْفَظَ لَهُ شَاهِداً وَ غَائِباً وَ أَنْ تَعُمَّ اَلْقَوْمَ بِالسَّلاَمِ وَ تَخُصَّهُ بِالتَّحِيَّةِ وَ تَجْلِسَ بَيْنَ يَدَيْهِ وَ إِنْ كَانَتْ لَهُ حَاجَةٌ سَبَقْتَ اَلْقَوْمَ إِلَى خِدْمَتِهِ وَ لاَ تَمَلَّ مِنْ طُولِ صُحْبَتِهِ فَإِنَّمَا هُوَ مِثْلُ اَلنَّخْلَةِ فَانْتَظِرْ مَتَى تَسْقُطُ عَلَيْكَ مِنْهَا مَنْفَعَةٌ وَ اَلْعَالِمُ بِمَنْزِلَةِ اَلصَّائِمِ اَلْقَائِمِ اَلْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اَللَّهِ وَ إِذَا مَاتَ اَلْعَالِمُ اِنْثَلَمَ فِي اَلْإِسْلاَمِ ثُلْمَةٌ لاَ تُسَدُّ إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ وَ إِنَّ طَالِبَ اَلْعِلْمِ لَيُشَيِّعُهُ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ مِنْ مُقَرَّبِي اَلسَّمَاءِ. (خصال ج۲ ص۵۰۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: از جملهٔ حقوق عالِم این است که پرسشات را از او بسیار نکنی و اگر در پاسخ گفتن رو گردان باشد اصرار نورزی و چون خسته شد دامنگیرش نباشی و با دست باو اشاره نکنی و با اشارهٔ چشمت با او سخن نگوئی و در مجلس او با او محرمانه صحبت نکنی و بدنبال عیب‌هایش نباشی و نگوئی که فلانی بر خلاف گفتهٔ تو گفته است و راز او را فاش نکنی و غیبت هیچ کس پیش او ننمائی و در روبرو و پشت سر نگهدار آبروی او باشی و اگر با جمعی باشد، سلام را به همه بدهی و به او خصوصاً درود گوئی و در مقابل او بنشینی و اگر نیازی داشته باشد بیشتر از مردم بخدمتش بایستی و از طول صحبت او افسرده خاطر نگردی که او مانند درخت خرما است، منتظر باش تا کی سودی از آن بر دامن تو بیفتد و عالم مقام کسی را دارد که روزها روزه‌دار و شب‌ها بعبادت بر پا ایستد و در راه خدا جهاد نماید و چون عالم بمیرد رخنه‌ای در اسلام افتد که تا روز قیامت مسدود نگردد و براستی که طالب علم را هفتاد هزار فرشته از فرشتگان مقرّب آسمان تشییع میکنند.

سَعِیدِ بْنِ عِلاَقَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ یَقُولُ: تَرْكُ الْقُمَامَةِ فِي الْبَیْتِ یُورِثُ الْفَقْرَ وَ الْیَمِینُ الْفَاجِرَةُ تُورِثُ الْفَقْرَ وَ الزِّنَا یُورِثُ الْفَقْرَ وَ إِظْهَارُ الْحِرْصِ یُورِثُ الْفَقْرَ وَ تَرْكُ التَّقْدِیرِ فِي الْمَعِیشَةِ یُورِثُ الْفَقْرَ وَ قَطِیعَةُ الرَّحِمِ یُورِثُ الْفَقْرَ وَ اِعْتِیَادُ الْكَذِبِ یُورِثُ الْفَقْرَ وَ كَثْرَةُ اَلاِسْتِمَاعِ إِلَى الْغِنَاءِ یُورِثُ الْفَقْرَ وَ رَدُّ اَلسَّائِلِ یُورِثُ الْفَقْرَ ثُمَّ قَالَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَ لاَ أُنَبِّئُكُمْ بَعْدَ ذَلِكَ بِمَا یَزِیدُ فِي اَلرِّزْقِ قَالُوا بَلَى یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ فَقَالَ صِلَةُ الرَّحِمِ تَزِیدُ فِي اَلرِّزْقِ وَ كَسْحُ الْفِنَاءِ یَزِیدُ فِي اَلرِّزْقِ وَ مُوَاسَاةُ الْأَخِ فِي اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یَزِیدُ فِي اَلرِّزْقِ وَ الْبُكُورُ فِي طَلَبِ اَلرِّزْقِ یَزِیدُ فِي اَلرِّزْقِ وَ اَلاِسْتِغْفَارُ یَزِیدُ فِي اَلرِّزْقِ وَ اِسْتِعْمَالُ الْأَمَانَةِ یَزِیدُ فِي اَلرِّزْقِ وَ قَوْلُ الْحَقِّ یَزِیدُ فِي اَلرِّزْقِ وَ إِجَابَةُ الْمُؤَذِّنِ یَزِیدُ فِي اَلرِّزْقِ وَ تَرْكُ الْكَلاَمِ فِي الْخَلاَءِ یَزِیدُ فِي اَلرِّزْقِ وَ تَرْكُ الْحِرْصِ یَزِیدُ فِي اَلرِّزْقِ وَ شُكْرُ الْمُنْعِمِ یَزِیدُ فِي اَلرِّزْقِ وَ اِجْتِنَابُ اَلْیَمِینِ الْكَاذِبَةِ یَزِیدُ فِي اَلرِّزْقِ وَ الْوُضُوءُ وَ أَكْلُ مَا یَسْقُطُ مِنَ الْخِوَانِ یَزِیدُ فِي اَلرِّزْقِ وَ مَنْ سَبَّحَ اَللَّهَ كُلَّ یَوْمٍ ثَلاَثِینَ مَرَّةً دَفَعَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَنْهُ سَبْعِینَ نَوْعاً مِنَ اَلْبَلاَءِ أَیْسَرُهَا اَلْفَقْرُ. (خصال ج۲ ص۵۰۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: این چیزها فقر می‌آورد: کثیفی خانه، سوگند دروغ، زنا، اظهار حرص، نداشتن حساب و کتاب در دخل و خرج، قطع رحم، عادت به دروغ، زیاد به غنا گوش دادن، رد کردن سائل، سوگند دروغ، در دستشویی با خود حرف زدن.

سپس فرمود: و این چیزها رزق را زیاد می‌کند: صلهٔ رحم، نظافت خانه، انصاف با دوستان، صبح زود دنبال حاجات رفتن، استغفار، امانت‌داری، حرف حق زدن، نماز اوّل وقت، مهار کردن حرص، شکر مُنعِم و تشکر از مردم، وضوی مدام، خوردن خرده‌های نان و غذا بر سفره یعنی قدردانِ نعمتِ ناچیز بودن.

سپس فرمود: هر که سی بار در روز خدا را یاد کند و تسبیح بگوید خداوند هفتاد نوع بلا از جمله فقر را از او برطرف می‌کند.

حُمْرَانَ بْنِ أَعْیَنَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ اَلْبَاقِرِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: كَانَتْ لأمير المؤمنين خَمْسُمِائَةِ نَخْلَةٍ فَیُصَلِّي عِنْدَ كُلِّ نَخْلَةٍ رَكْعَتَیْنِ وَ كَانَ یُصَلِّي صَلاَةَ مُوَدِّعٍ یَرَى أَنَّهُ لاَ یُصَلِّي بَعْدَهَا أَبَداً وَ لَقَدْ صَلَّى ذَاتَ یَوْمٍ فَسَقَطَ اَلرِّدَاءُ عَنْ أَحَدِ مَنْكِبَیْهِ فَلَمْ یُسَوِّهِ حَتَّى فَرَغَ مِنْ صَلاَتِهِ فَسَأَلَهُ بَعْضُ أَصْحَابِهِ عَنْ ذَلِكَ فَقَالَ وَیْحَكَ أَ تَدْرِي بَیْنَ یَدَيْ مَنْ كُنْتُ إِنَّ اَلْعَبْدَ لاَ یُقْبَلُ مِنْ صَلاَتِهِ إِلاَّ مَا أَقْبَلَ عَلَیْهِ مِنْهَا بِقَلْبِهِ. فَقَالَ اَلرَّجُلُ هَلَكْنَا فَقَالَ كَلاًّ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُتَمِّمُ ذَلِكَ بِالنَّوَافِلِ. (خصال ج۲ ص۵۱۷)

راوی گوید: پانصد درخت خرما در باغ امیرمؤمنان(ع) بود و ایشان عادت داشت بعضی روزها پای هر درخت دو رکعت نماز بخواند. بگونه‌ای نماز می‌خواند که گویا هر نماز آخرین نماز او در دنیاست و قرار است با نماز وداع کند. روزی وسط نماز عباء از یک دوشش افتاد ولی درستش نکرد. گفتیم چرا عباء را درست نکردید؟ فرمود: مگر متوجّه نیستید که در نماز جلوی چه کسی ایستاده‌ایم؟! و فرمود: از نماز، همان‌قدر قبول می‌شود که قلب در آن متوجه خدا باشد. در این وقت یکی از اصحاب گفت: با این اوصاف ما هلاک شده‌ایم! چون هیچ یک از نمازهای ما مقبول درگاه حق نیست. امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرگز؛ خدا با نوافل، نواقصِ نمازهای شما را جبران می‌کند.

عَنْ أبی عبدالله قَالَ: قَالَ لأمير المؤمنین عَلَیْهِ السَّلاَمُ رَجُلٌ یَا أَمِیرَالمؤمنین إِنِّي لَأُحِبُّكَ فِي اَللَّهِ حُبّاً شَدِیداً فَنَظَرَ إِلَى السَّمَاءِ وَ بَكَى وَ قَالَ اَللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أُحَبَّ لَكَ وَ أَنْتَ لِي مُبْغِضٌ. (خصال ج۲ ص۵۲۰)

امام صادق(ع) فرمود: روزی کسی به امیرمؤمنان(ع) فرمود: یا امیرالمؤمنین، من برای خدا خیلی تو را دوست دارم. پس امیرمؤمنان(ع) به آسمان نگاه کرد و گریست و گفت: خدایا! پناه بر تو که برای تو دوستم داشته باشند و تو مرا دوست نداشته باشی!

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى بْنِ عُبَیْدٍ اَلْیَقْطِینِيِّ قَالَ حَدَّثَنَا جَمَاعَةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا رَفَعُوهُ إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ : تَعَلَّمُوا اَلْعِلْمَ فَإِنَّ تَعَلُّمَهُ حَسَنَةٌ وَ مُدَارَسَتَهُ تَسْبِیحٌ وَ تَعْلِیمَهُ صَدَقَةٌ وَ هُوَ أَنِیسٌ فِي اَلْوَحْشَةِ وَ دَلِیلٌ عَلَى اَلسَّرَّاءِ وَ اَلضَّرَّاءِ وَ سِلاَحٌ عَلَى اَلْأَعْدَاءِ وَ زَیْنٌ لِلْأَخِلاَّءِ یَرْفَعُ اَللَّهُ بِهِ أَقْوَاماً یَجْعَلُهُمْ فِي اَلْخَیْرِ أَئِمَّةً یُقْتَدَى بِهِمْ تُرْمَقُ أَعْمَالُهُمْ وَ تُقْتَبَسُ آثَارُهُمْ وَ تَرْغَبُ اَلْمَلاَئِكَةُ فِي خَلَّتِهِمْ یَمْسَحُونَهُمْ فِي صَلاَتِهِمْ بِأَجْنِحَتِهِمْ وَ یَسْتَغْفِرُ لَهُمْ كُلُّ شَيْءٍ حَتَّى حِیتَانُ اَلْبُحُورِ وَ سِبَاعُ اَلْبَرِّ لِأَنَّ اَلْعِلْمَ حَیَاةُ اَلْقُلُوبِ وَ نُورُ اَلْأَبْصَارِ وَ بِالْعِلْمِ یُطَاعُ اَللَّهُ وَ یُعْبَدُ وَ بِالْعِلْمِ یُعْرَفُ الله. (خصال ج۲ ص۵۲۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: به دنبال علم دین باشید زیرا تعلّمش حسنه و مشغولش بودن تسبیح و تعلیمش صدقه است. علم، انیسِ تنهایی و راهنمای سختی و آسانی و سلاح در برابر دشمنان و زینت در جمع دوستان است. با علم، خدا عدّه‌ای را بالا می‌برد و در راه خدا، امام قرار می‌دهد تا مردم به آنها اقتدا کنند و آنها را الگو قرار دهند و از آثارشان استفاده کنند. ملائکه به چنین افرادی علاقه‌مند میشوند و در خلوت ایشان حاضر شده و وقت نماز با بالهایشان ایشان را مسح می‌کنند. برای چنین کسانی، همه، حتّی ماهیان دریا و درندگان صحرا، طلبِ مغفرت می‌کنند. آری، علم حیات قلوب و نور ابصار است. با علم است که خدا شناخته و اطاعت و عبادت می‌شود.

إِسْمَاعِیلَ بْنِ أَبِي زِیَادٍ جَمِیعاً عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أمیرالمؤمنین: إِغْتَنِمِ اَلْبِرَّ وَ اَلْكَرَامَةَ بِالْمُؤْمِنِینَ وَ كُلُّ مَا لاَ تَرْضَى فِعْلَهُ لِنَفْسِكَ فَلاَ تَفْعَلْهُ بِأَحَدٍ مِنهم وَ لاَ تَمَلَّ مِنْ فِعْلِ اَلْخَیْرِ. (خصال ج۲ ص۵۴۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خوبی و احسان به مؤمنین را مغتنم بشمار و آنچه برای خود نمی‌پسندی در حق آنها هم روا مدار و از نیکی کردن هرگز خسته مشو.

عَنْ أَبِي اَلْأَشْهَبِ اَلنَّخَعِيِّ قَالَ قَالَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ : مَنْ دَخَلَ فِي اَلْإِسْلاَمِ طَائِعاً وَ قَرَأَ اَلْقُرْآنَ ظَاهِراً فَلَهُ فِي كُلِّ سَنَةٍ مِائَتَا دِینَارٍ فِي بَیْتِ مَالِ اَلْمُسْلِمِینَ إِنْ مُنِعَ فِي اَلدُّنْیَا أَخَذَهَا یَوْمَ اَلْقِیَامَةِ وَافِیَةً أَحْوَجَ مَا یَكُونُ إِلَیْهَا. (خصال ج۲ ص۶۰۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرکس با رغبت مسلمان شود و قرآن را بیاموزد و بخواند، سالی دویست سکهٔ طلا از بیت‌المال مسلمین سهم دارد. اگر در دنیا به وی نرسد، در آخرت به خواهند داد، وقتی که محتاج‌تر است.

عَنْ أَبِي بَصِیرٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السلاَمُ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ جَدِّي عَنْ آبَائِهِ عَلَیْهِمُ السلاَمُ : أَنَّ أَمِیرَ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السلاَمُ عَلَّمَ أَصْحَابَهُ فِي مَجْلِسٍ وَاحِدٍ أَرْبَعَمِائَةِ بَابٍ مِمَّا یُصْلِحُ لِلْمُسْلِمِ فِي دِینِهِ وَ دُنْیَاهُ، منها: لاَ تَخَتَّمُوا بِغَیْرِ اَلْفِضَّةِ، غَسْلُ اَلثِّیَابِ یُذْهِبُ اَلْهَمَّ وَ اَلْحَزَنَ، لاَ تَنْتِفُوا اَلشَّیْبَ فَإِنَّهُ نُورُ اَلْمُسْلِمِ، لاَ یَنْفُخُ اَلرَّجُلُ فِي تَعْوِیذِهِ، اَلْبَرَكَةُ فِي اَلْبَارِدِ، لَیْسَ لِلْعَبْدِ أَنْ یَخْرُجَ فِي سَفَرٍ إِذَا حَضَرَ شَهْرُ رَمَضَانَ لِقَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ اَلشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ، لاَ تُحَقِّرُوا ضُعَفَاءَ إِخْوَانِكُمْ فَإِنَّهُ مَنِ اِحْتَقَرَ مُؤْمِناً لَمْ یَجْمَعِ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بَیْنَهُمَا فِي اَلْجَنَّةِ، كُلُوا اَلتَّمْرَ فَإِنَّ فِیهِ شِفَاءً ، مَنْ فَتَحَ عَلَى نَفْسِهِ بَابَ مَسْأَلَةٍ فَتَحَ اَللَّهُ عَلَیْهِ بَابَ فَقْرٍ، مَنْ كَانَتْ لَهُ إِلَى رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَاجَةٌ فَلْیَطْلُبْهَا حِینَ تَهُبُّ اَلرِّیَاحُ وَ یَصُوتُ اَلطَّیْرُ وَ سَاعَةٍ فِي آخِرِ اَللَّیْلِ عِنْدَ طُلُوعِ اَلْفَجْرِ، أُطْلُبُوا اَلرِّزْقَ عِندَ اَلْقُبُورِ اَلَّتِي أَلْزَمَكُمُ اَللَّهُ حَقَّهَا، أَكْثِرُوا ذِكْرَ اَلْمَوْتِ وَ یَوْمِ خُرُوجِكُمْ مِنَ اَلْقُبُورِ وَ قِیَامِكُمْ بَیْنَ یَدَيِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ تُهَوِّنْ عَلَیْكُمُ اَلْمَصَائِبُ، اِصْطَنِعُوا اَلْمَعْرُوفَ بِمَا قَدَرْتُمْ عَلَى اِصْطِنَاعِهِ فَإِنَّهُ یَقِي مَصَارِعَ اَلسَّوْءِ، مُرُوا أَهَالِیَكُمْ بِالْقَوْلِ اَلْحَسَنِ عِنْدَ مَوْتَاكُمْ، زُورُوا مَوْتَاكُمْ فَإِنَّهُمْ یَفْرَحُونَ بِزِیَارَتِكُمْ وَ لْیَطْلُبِ اَلرَّجُلُ حَاجَتَهُ عِنْدَ قَبْرِ أَبِیهِ وَ أُمِّهِ بَعْدَ مَا یَدْعُو لَهُمَا، مَنْ ضَلَّ مِنْكُمْ فِي سَفَرٍ أَوْ خَافَ عَلَى نَفْسِهِ فَلْیُنَادِ یَا صَالِحُ أَغِثْنِي فَإِنَّ فِي إِخْوَانِكُمْ مِنَ اَلْجِنِّ جِنِّیّاً یُسَمَّى صَالِحاً یَسِیحُ فِي اَلْبِلاَدِ لِمَكَانِكُمْ مُحْتَسِباً نَفْسَهُ لَكُمْ فَإِذَا سَمِعَ اَلصَّوْتَ أَجَابَ، اَلْحُمَّى رَائِدُ اَلْمَوْتِ وَ سِجْنُ اَللَّهِ فِي اَلْأَرْضِ یَحْبِسُ فِیهِ مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ هِيَ تَحُتُّ اَلذُّنُوبَ كَمَا یَتَحَاتُّ اَلْوَبَرُ مِنْ سَنَامِ اَلْبَعِیرِ، لاَ یَتَدَاوَى اَلْمُسْلِمُ حَتَّى یَغْلِبَ مَرَضُهُ صِحَّتَهُ، بَادِرُوا بِعَمَلِ اَلْخَیْرِ قَبْلَ أَنْ تُشْغَلُوا عَنْهُ بِغَیْرِهِ ، اَلْمَغْبُونُ غَیْرُ مَحْمُودٍ وَ لاَ مَأْجُورٍ، مُزَاوَلَةُ قَلْعِ اَلْجِبَالِ أَیْسَرُ مِنْ مُزَاوَلَةِ مُلْكٍ مُؤَجَّلٍ، فِي كُلِّ اِمْرِئٍ وَاحِدَةٌ مِنْ ثَلاَثٍ اَلطِّیَرَةُ وَ اَلْكِبْرُ وَ اَلتَّمَنِّي فَإِذَا تَطَیَّرَ أَحَدُكُمْ فَلْیَمْضِ عَلَى طِیَرَتِهِ وَ لْیَذْكُرِ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِذَا خَشِيَ اَلْكِبَرَ فَلْیَأْكُلْ مَعَ عَبْدِهِ وَ خَادِمِهِ وَ لْیَحْلُبِ اَلشَّاةَ وَ إِذَا تَمَنَّى فَلْیَسْأَلِ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ یَبْتَهِلْ إِلَیْهِ وَ لاَ یُنَازِعْهُ نَفْسَهُ إِلَى اَلْإِثْمِ، لاَ تُعَجِّلُوا اَلرَّجُلَ عِنْدَ طَعَامِهِ حَتَّى یَفْرُغَ وَ لاَ عِنْدَ غَائِطِهِ حَتَّى یَأْتِيَ، لَیْسَ فِي اَلْبَدَنِ شَيْءٌ أَقَلَّ شُكْراً مِنَ اَلْعَیْنِ فَلاَ تُعْطُوهَا سُؤْلَهَا فَتَشْغَلَكُمْ عَنْ ذِكْرِ اَللَّهِ، مَا كَانَ لَكُمْ مِنْ رِزْقٍ فَسَیَأْتِیكُمْ عَلَى ضَعْفِكُمْ وَ مَا كَانَ عَلَیْكُمْ فَلَنْ تَقْدِرُوا أَنْ تَدْفَعُوهُ بِحِیلَةٍ، صَافِحْ عَدُوَّكَ وَ إِنْ كَرِهَ فَإِنَّهُ مِمَّا أَمَرَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ عِبَادَهُ یَقُولُ اِدْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ، مَا یُكَافِي عَدُوَّكَ بِشَيْءٍ أَشَدَّ عَلَیْهِ مِنْ أَنْ تُطِیعَ اَللَّهَ فِیهِ، اَلدُّنْیَا دُوَلٌ فَاطْلُبْ حَظَّكَ مِنْهَا بِأَجْمَلِ اَلطَّلَبِ حَتَّى تَأْتِیَكَ دَوْلَتُكَ، مَنْ صُدِئَ بِالْإِثْمِ عَشَا عَنْ ذِكْرِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ تَرَكَ اَلْأَخْذَ عَنْ أَمْرِ اَللَّهِ بِطَاعَتِهِ قَیَّضَ اَللَّهُ لَهُ شَیْطَاناً فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ، (خصال ج۲ ص۶۱۰)

امام صادق(ع) فرمود: امیرمؤمنان(ع) در یک مجلس به اصحابش چهار صد باب علم برای اصلاح دنیا و آخرت، تعلیم فرمود. (بعضی از آنها که کمتر نقل شده و بعضاً منحصر بفرد است عبارتند از) : رکاب انگشترتان جز نقره نباشد؛ تمیزی لباس، همّ و غم را می‌زداید؛ سفیدی موی خود را زائل نکنید چون نور شماست؛ هرگز برای تعویذ در چیزی ندمید؛ غذای داغ برکت ندارد؛ ماه رمضان سفر نروید چون خداوند فرموده ماه رمضان که میرسد روزه بگیرید و روزه با سفر مُعارض است؛ هرگز فقیر مؤمنی را تحقیر نکنید چون خدا مانع رسیدن شما به درجهٔ او در بهشت می‌شود؛ خرما بخورید که شفاست؛ هرکس درِ خواست یا درخواستی را بگشاید، خدا در فقری را برویش می‌گشاید؛ سحر و وقت وزیدن باد و وقتی که پرنده‌ها می‌خوانند، وقت استجابت دعاست؛ قبرِ کسانی را که حق به گردن شما دارند زیارت کنید و آنجا از خدا طلب روزی کنید؛ برای آنکه مصائب دنیا در نظرتان کوچک شود یاد مرگ و حشر و قیامت کنید؛ تا می‌توانید خوبی کنید که خوبی‌ها مانعی هستند در برابر بلاها؛ راجع به مردگان خود فقط خوب بگویید؛ قبر مردگان خود را زیارت کنید، این کار آنها را خوشحال می‌کند؛ سر قبر پدر و مادر خود دعا کنید و سپس از خدا حاجات خود را بخواهید؛ اگر جایی گم شدید یا ترسیدید فریاد بزنید "ای صالح به فریادم برس" صالح جنّی مؤمن است که کارش کمک به مومنین است، او صدای فریاد مؤمنان را در هر کجا می‌شنود و کمکشان می‌کند؛ تب، مرگ خفیف و زندان خدا در زمین است که هرکه را بخواهد در آن زندانی می‌کند تا گناهانش بریزد؛ تا بیماری بر شما غالب نشده اقدام به درمان نکنید؛ تا می‌توانید مشغول خوبی کردن باشید زیرا معلوم نیست فردا فراغتِ امروز را داشته باشید؛ کسی که با بی‌احتیاطی در معامله‌ای ضرر کند هیچ اجری ندارد؛ از جا بر کندن کوه‌ها آسان‌تر است تا از بین بردن حکومتی که اجل آن نرسیده؛ هیچ کسی نیست که در او یا طیره است یا کبر یا طمع، در هنگام طیره یاد خدا کنید و بگذرید، اگر کبر نمود پیدا کرد با غلامان و خادمان خود بنشینید و کارهای خانه را بدست خود انجام دهید، اگر طمع ظاهر شد از فضل خدا بخواهید و مراقب باشید به خاطر خواست، خود را به هر کاری وادار نکنید؛ در هنگام غذا خوردن و در هنگام اجابت مزاج عجله نکنید و صبور باشید؛ در بین اعضاء بدن کفورتر از چشم نیست، نگذارید هر کار می‌خواهد بکند زیرا شما را از یاد خدا باز می‌دارد؛ آنچه رزق شماست در عین ضعفِ شما به شما می‌رسد و بلایی که مقدّر است هر چقدر هم تدبیر کنید گریبان شما را می‌گیرد؛ با دشمن خود مصافحه کنید گرچه روی خوش نشان ندهد، زیرا خدا فرموده بدی را با نیکی پاسخ گوی؛ بهترین نحوی که می‌توانی با دشمنت رفتار کنی این است که نسبت به او حدود الهی را مراعات کنی، این کار به نصر و ظفر نزدیک‌تر است؛ دنیا دولت دولت است، تا وقتی دولت تو نرسیده در طلب، زیاد مکوش و صبر کن تا دولتِ تو برسد؛ بدترین نتیجهٔ گناه آن است که توفیق ذکر خدا را می‌گیرد و شیطانی قرینِ تو می‌کند.

(روایت فوق معروف به حدیث چهار صد گانه طولانی‌ترین مجلس درس و منبر مَدرَسی امیرالمؤمنین(ع) است و الحق غنی‌ترینِ آنهاست. ما از آن، حدود سی فقرهٔ بدیع و غریب را برگزیدیم که در جاهای دیگر کمتر نقل شده.)