دُرّ نجف

کلام الامیر — جلد دوم

نهج‌البلاغه

عن علی(ع): يَتْرُكَ الْمَالَ عَلَى أُصُولِهِ وَ يُنْفِقَ مِنْ ثَمَرِهِ. (نهج‌البلاغه نامهٔ ۲۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: اصل مال را باید نگه‌داشت و از ثمرهٔ مال بخشش کرد.

عن علی(ع): وَ بُؤْسَى لِمَنْ خَصْمُهُ عِنْدَ اللَّهِ الْفُقَرَاءُ وَ الْمَسَاكِينُ وَ السَّائِلُونَ وَ الْمَدْفُوعُونَ وَ الْغَارِمُونَ وَ ابْنُ السَّبِيلِ. (نهج‌البلاغه نامه ۲۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: بدا بحال کسی‌که شاکی او پیش خدا، فقیران و تهی‌دستان و محتاجین و بینوایان رانده شده، و بدهکاران و مسافرینِ در راه مانده باشند که حقّ خود را به‌روز از او مطالبه کرده‌اند و او نداده.

عن علی(ع): وَ مَنِ اسْتَهَانَ بِالْأَمَانَةِ وَ رَتَعَ فِي الْخِيَانَةِ وَ لَمْ يُنَزِّهْ نَفْسَهُ وَ دِينَهُ عَنْهَا فَقَدْ أَحَلَّ بِنَفْسِهِ الذُّلَّ وَ الْخِزْيَ فِي الدُّنْيَا وَ هُوَ فِي الآخِرَةِ أَذَلُّ وَ أَخْزَى. وَ إِنَّ أَعْظَمَ الْخِيَانَةِ خِيَانَةُ الْأُمَّةِ وَ أَفْظَعَ الْغِشِّ غِشُّ الْأَئِمَّةِ (نهج‌البلاغه نامه ۲۶).

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کسی‌که امانت را خوار دارد و در خیانت چرا کند (بی‌باک باشد) و خود و دینش را از آن پاک نسازد، در دنیا رسوایی را بخود روا داشته و در آخرت خوارتر و رسواتر است. و بزرگترین خیانت، خیانت به هموطنان و زشتترین دغل، دغل با حاکمِ وطن است.

عن علی(ع): إِنّ المتّقين أَصَابُوا لَذَّةَ زُهْدِ الدُّنْيَا فِي دُنْيَاهُمْ وَ تَيَقَّنُوا أَنَّهُمْ جِيرَانُ اللَّهِ غَداً فِي آخِرَتِهِمْ. (نهج‌البلاغه نامه ۲۷)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: همانا متّقین، هم به لذّت استغناء از دنیا می‌رسند، هم یقین دارند که فردا در آخرت در جوار خداوند مهمان‌اند.

گوییم: یعنی که زهد، لذّتی دارد که باید به آن رسید و چشید.

عن علی(ع): الْمَوْتُ أَلْزَمُ لَكُمْ مِنْ ظِلِّكُمْ، مَعْقُودٌ بِنَوَاصِيكُمْ وَ الدُّنْيَا تُطْوَى مِنْ خَلْفِكُمْ. (نهج‌البلاغه نامه ۲۷)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: دنیا از سایهٔ شما به شما نزدیکتر است و بر پیشانی‌های شما جا خوش کرده؛ دنیا هم از پسِ شما پیوسته در حال جمع شدن است.

عن علی(ع): وَ لاَ تُسْخِطِ اللَّهَ بِرِضَا أَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ فَإِنَّ فِي اللَّهِ خَلَفاً مِنْ غَيْرِهِ وَ لَيْسَ مِنَ اللَّهِ خَلَفٌ فِي غَيْرِهِ. (نهج‌البلاغه نامه ۲۷)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: مبادا بخاطر راضی کردن کسی، خشم خدا را به جان بخری! همیشه در پی رضای خدا باش زیراکه با بدست آوردن رضای خدا، نیازی به کسی نداری؛ اما رضای خَلق هیچگاه تو را کفایت نخواهد کرد.

عن علی(ع): كُلَّ شَيْءٍ مِنْ عَمَلِكَ تَبَعٌ لِصَلاَتِكَ. (نهج‌البلاغه نامه ۲۷)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: همهٔ اعمال تو تابع نماز توست. گوییم: یعنی اگر نمازت را با کیفیت و با حال حضور بجا آوری، بقیهٔ اعمال و احوالت نیز خدایی و با حضور خواهند گشت.

عن علی(ع): دَعِ الْقَوْلَ فِيمَا لاَ تَعْرِفُ وَ الْخِطَابَ فِيمَا لَمْ تُكَلَّفْ وَ أَمْسِكْ عَنْ طَرِيقٍ إِذَا خِفْتَ ضَلاَلَتَهُ فَإِنَّ الْكَفَّ عِنْدَ حَيْرَةِ الضَّلاَلِ خَيْرٌ مِنْ رُكُوبِ الْأَهْوَالِ. (نهج‌البلاغه نامه ۳۱)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: در چیزیکه نمی‌دانی سخن مگو و در آنچه مربوط نیست داخل مشو و از راهی که از گمراهی آن میترسی، حذر کن. زیرا توقف در هنگام سرگردانی بهتر است تا انجام آنچه خطرناک است.

عن علی(ع): وَ اعْلَمْ يَا بُنَيَّ أَنَّ أَحَبَّ مَا أَنْتَ آخِذٌ بِهِ إِلَيَّ مِنْ وَصِيَّتِي تَقْوَى اللَّهِ وَ الاِقْتِصَارُ عَلَى مَا فَرَضَهُ اللَّهُ عَلَيْكَ. (نهج‌البلاغه نامه به امام حسن)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: پسرم، مهم‌ترین وصیّت من به تو، رعایت تقوی و وانهادن چیزهایی است که خدا از تو نخواسته!

گوییم: یعنی بر آنچه خدا بر تو فرض کرده و فرداروز از تو بابت ترکش حساب می‌کشد، اقتصار کن و بیش از این در امور دنیا وارد مشو و خود را مشوّش مساز.

عن علی(ع): إِنَّ مَالِكَ الْمَوْتِ هُوَ مَالِكُ الْحَيَاةِ وَ أَنَّ الْخَالِقَ هُوَ الْمُمِيتُ وَ أَنَّ الْمُفْنِيَ هُوَ الْمُعِيدُ وَ أَنَّ الْمُبْتَلِيَ هُوَ الْمُعَافِي وَ أَنَّ الدُّنْيَا لَمْ تَكُنْ لِتَسْتَقِرَّ إِلاَّ عَلَى مَا جَعَلَهَا اللَّهُ عَلَيْهِ مِنَ النَّعْمَاءِ وَ الاِبْتِلاَءِ وَ الْجَزَاءِ فِي الْمَعَادِ. (نهج‌البلاغه نامه به امام حسن)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: آنکس که مرگ تو در دست اوست، حیات تو هم در دست اوست؛ همانکه آفریده، همو می‌میراند؛ همانکه می‌میراند، خودش زنده می‌کند و همانکه عافیت داده، بلا را هم خودش ترتیب می‌دهد. بدان که دنیا بر مداری می‌چرخد که خدا خواسته و نعمت و ابتلاء را خدا ترتیب میدهد. این دنیا فرجامی دارد و فرجامش جزاء آخرت است.

گوییم: یعنی خوشی‌ها و ناخوشی‌های زندگی به تصادف یا تلاش نیست و خدا در پس وقایع آن نشسته و آزمونی است برای آدمیان تا در آخرت پاداش برند.

عن علی(ع): يَا بُنَيَّ اجْعَلْ نَفْسَكَ مِيزَاناً فِيمَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ غَيْرِكَ فَأَحْبِبْ لِغَيْرِكَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِكَ وَ اكْرَهْ لَهُ مَا تَكْرَهُ لَهَا وَ لاَ تَظْلِمْ كَمَا لاَ تُحِبُّ أَنْ تُظْلَمَ وَ أَحْسِنْ كَمَا تُحِبُّ أَنْ يُحْسَنَ إِلَيْكَ وَ اسْتَقْبِحْ مِنْ نَفْسِكَ مَا تَسْتَقْبِحُهُ مِنْ غَيْرِكَ وَ ارْضَ مِنَ النَّاسِ بِمَا تَرْضَاهُ لَهُمْ مِنْ نَفْسِكَ وَ لاَ تَقُلْ مَا لاَ تَعْلَمُ وَ إِنْ قَلَّ مَا تَعْلَمُ وَ لاَ تَقُلْ مَا لاَ تُحِبُّ أَنْ يُقَالَ لَكَ. (نهج‌البلاغه نامه به امام حسن)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: پسرم، در آنچه بین تو و دیگری است خود را میزان قرار ده. پس برای دیگری بپسند آنچه برای خود می‌پسندی و نخواه برای دیگری آنچه برای خود نمی‌خواهی و ستم مکن چنانکه نمی‌خواهی بتو ستم شود و نیکی کن چنانکه دوست داری بتو نیکی شود و زشت دان از خود آنچه را که از دیگری زشت پنداری و از مردم با خرسندی پذیرا باش همانرا که خودت نسبت به آنها روا میداری. و آنچه نمی‌دانی مگو، گرچه دانسته‌ات اندک باشد، و آنچه دوست نداری به تو بگویند، تو هم به مردم مگو.

عن علی(ع): لاَ تَحْمِلَنَّ عَلَى ظَهْرِكَ فَوْقَ طَاقَتِكَ فَيَكُونَ ثِقْلُ ذَلِكَ وَبَالاً عَلَيْكَ. (نهج‌البلاغه نامه به امام حسن)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هیچ‌گاه باری بیش از طاقتت برمدار که وبالت می‌شود.

عن علی(ع): إِذَا وَجَدْتَ مِنْ أَهْلِ الْفَاقَةِ مَنْ يَحْمِلُ لَكَ زَادَكَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ فَيُوَافِيكَ بِهِ غَداً حَيْثُ تَحْتَاجُ إِلَيْهِ فَاغْتَنِمْهُ وَ حَمِّلْهُ إِيَّاهُ وَ أَكْثِرْ مِنْ تَزْوِيدِهِ وَ أَنْتَ قَادِرٌ عَلَيْهِ فَلَعَلَّكَ تَطْلُبُهُ فَلاَ تَجِدُهُ وَ اغْتَنِمْ مَنِ اسْتَقْرَضَكَ فِي حَالِ غِنَاكَ لِيَجْعَلَ قَضَاءَهُ لَكَ فِي يَوْمِ عُسْرَتِكَ. (نهج‌البلاغه نامه به امام حسن)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرگاه نیازمندی یافتی که توشهٔ تو را بسوی روز رستخیز ببرد و فردا در هنگام نیازمندیت آنرا بتو برساند، پس او را غنیمت شمرده، توشهٔ خود را بر او بنه و در حال توانایی بسیار به او کمک کن. شاید فردا دنبال چنین کسی باشی و نیابی. غنیمت بدان کسی را که در زمان بی‌نیازیت از تو قرض می‌خواهد تا در روز تنگدستیت بتو پس دهد.

عن علی(ع): إِنَّ الَّذِى بِيَدِهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ قَدْ أَذِنَ لَكَ فِى الدُّعَاءِ وَ تَكَفَّلَ لَكَ بِالْإِجَابَةِ وَ أَمَرَكَ أَنْ تَسْأَلَهُ لِيُعْطِيَكَ وَ تَسْتَرْحِمَهُ لِيَرْحَمَكَ وَ لَمْ يَجْعَلْ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ مَنْ يَحْجُبُكَ عَنْهُ وَ لَمْ يُلْجِئْكَ إِلَى مَنْ يَشْفَعُ لَكَ إِلَيْهِ وَ لَمْ يَمْنَعْكَ إِنْ أَسَأْتَ مِنَ التَّوْبَةِ. (نهج‌البلاغه نامه به امام حسن)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خدائی که بدست اوست خزانه‌های آسمانها و زمین، به تو اجازهٔ دعاء و درخواست داده و پذیرفتن را ضامن گشته و بتو فرموده که از او بخواهی تا ببخشد و رحمت و مهربانی بطلبی تا مهربانی کند و بین تو و خودش کسی را نگذاشته که او را از تو بپوشد و ترا ناچار نگردانیده که نزد او شفیع و میانجی ببری و ترا از توبه مانع نشده گرچه بدی کرده‌ای.

عن علی(ع): إِنّ اللهَ جَعَلَ فِى يَدَيْكَ مَفَاتِيحَ خَزَائِنِهِ بِمَا أَذِنَ لَكَ فِيهِ مِنْ مَسْأَلَتِهِ فَمَتَى شِئْتَ اسْتَفْتَحْتَ بِالدُّعَاءِ أَبْوَابَ نِعْمَتِهِ وَ استَمْطَرْتَ شَآبِيبَ رَحْمَتِهِ فَلاَ يُقَنِّطَنَّكَ إِبْطَاءُ إِجَابَتِهِ فَإِنَّ الْعَطِيَّةَ عَلَى قَدْرِ النِّيَّةِ وَ رُبَّمَا أُخِّرَتْ عَنْكَ الْإِجَابَةُ لِيَكُونَ ذَلِكَ أَعْظَمَ لِأَجْرِ السَّائِلِ وَ أَجْزَلَ لِعَطَاءِ الآمِلِ وَ رُبَّمَا سَأَلْتَ الشَّىْءَ فَلاَ تُؤْتَاهُ وَ أُوتِيتَ خَيْراً مِنْهُ عَاجِلاً أَوْ آجِلاً أَوْ صُرِفَ عَنْكَ لِمَا هُوَ خَيْرٌ لَكَ فَلَرُبَّ أَمْرٍ قَدْ طَلَبْتَهُ فِيهِ هَلاَكُ دِينِكَ لَوْ أُوتِيتَهُ فَلْتَكُنْ مَسْأَلَتُكَ فِيمَا يَبْقَى لَكَ جَمَالُهُ وَ يُنْفَى عَنْكَ وَبَالُهُ فَالْمَالُ لاَ يَبْقَى لَكَ وَ لاَ تَبْقَى لَهُ. (نهج‌البلاغه نامه به امام حسن)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خداوند با اجازهٔ دعایی که به تو داده، کلیدهای خزائنش را بدستت داده. پس وقتی با دعاء بدنبال درگشوده‌شدن درهای نعمتش و سرازیر شدن باران رحمتش برآمدی، مبادا دیر اجابت شدن نومیدت کند. زیرا بخشش خدا همواره به‌قدر باور و امید است. و بسا اجابتت بتأخیر افتد تا اجر دعا برایت بیشتر شود یا چیز بهتری به ذهنت خطور کند. و بسا از خدا چیزی می‌خواهی اما بجایش بهتر از آن در دنیا یا آخرت بتو داده میشود. گاهی هم دعایت اجابت نمی‌شود چون خیر تو در آن نیست؛ بسا چیزی را می‌خواهی که تباهی دین تو در آن است. پس همیشه چیزی بخواه که خوبیِ مدام و برکنار از وبال باشد. مثلاً مال، برایت نمی‌ماند و تو برایش نمی‌مانی.

عن علی(ع): وَ اعْلَمْ يَقِيناً أَنَّكَ لَنْ تَبْلُغَ أَمَلَكَ وَ لَنْ تَعْدُوَ أَجَلَكَ وَ أَنَّكَ فِي سَبِيلِ مَنْ كَانَ قَبْلَكَ فَخَفِّضْ فِي الطَّلَبِ وَ أَجْمِلْ فِي الْمُكْتَسَبِ فَإِنَّهُ رُبَّ طَلَبٍ قَدْ جَرَّ إِلَى حَرَبٍ وَ لَيْسَ كُلُّ طَالِبٍ بِمَرْزُوقٍ وَ لاَ كُلُّ مُجْمِلٍ بِمَحْرُومٍ وَ مَا خَيْرُ خَيْرٍ لاَ يُنَالُ إِلاَّ بِشَرٍّ وَ يُسْرٍ لاَ يُنَالُ إِلاَّ بِعُسْرٍ وَ رُبَّ سَاعٍ فِيمَا يَضُرُّهُ. رُبَّمَا كَانَ الدَّوَاءُ دَاءً وَ الدَّاءُ دَوَاءً. سَوْفَ يَأْتِيكَ مَا قُدِّرَ لَكَ. التَّاجِرُ مُخَاطِرٌ وَ رُبَّ يَسِيرٍ أَنْمَى مِنْ كَثِيرٍ. سَاهِلِ الدَّهْرَ مَا ذَلَّ لَكَ قَعُودُهُ وَ لاَ تُخَاطِرْ بِشَىْءٍ رَجَاءَ أَكْثَرَ مِنْهُ وَ إِيَّاكَ أَنْ تَجْمَحَ بِكَ مَطِيَّةُ اللَّجَاجِ. (نهج‌البلاغه نامه به امام حسن)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: باور کن که در دنیا، مثل آنها که پیش از تو بودند، ممکن نیست به اکثر آرزوهایت برسی، اما به مرگ قطعاً خواهی رسید. پس دایرهٔ خواسته‌ها را محدود کن و از تلاش زیاد برای رسیدن به آنها دست بردار. چه بسا تدبیر و تلاش که موجب ضرر و هلاکت است. ضمناً اینطور نیست که تلاش‌ها همه به نتیجه رسند و آنکه تلاش نکرده همیشه محروم باشد. خیری که بخواهد از راه شر بدست آید بدرد نمی‌خورد، همینطور یُسری که با سختی بخواهد بدست آید. چه بسا آدمی می‌دود در پی چیزی که آنچیز جز ضرر برایش هیچ ندارد. گاهی دوا درد است و درد دوا. آنچه برایت مقدّر است به تو خواهد رسید. تاجر پیوسته مالش در خطر است و بسا مال اندک که بیش از مال بسیار سود رساند و برکت کند. زمانه را آسان گیر مادامی که شترش رام تو است و خود را برای بیش، در خطر میفکن. وگرنه ممکن است شتر زمانه بر تو سرکشی کند.

عن علی(ع): وَلاَ تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ وَ قَدْ جَعَلَكَ اللَّهُ حُرّاً وَ إِنِ اسْتَطَعْتَ أَلاَّ يَكُونَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ اللَّهِ ذُو نِعْمَةٍ فَافْعَلْ فَإِنَّكَ مُدْرِكٌ قَسْمَكَ وَ آخِذٌ سَهْمَكَ وَ إِنَّ الْيَسِيرَ مِنَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ أَعْظَمُ وَ أَكْرَمُ مِنَ الْكَثِيرِ مِنْ خَلْقِهِ وَ إِنْ كَانَ كُلٌّ مِنْهُ. (نهج‌البلاغه نامه به امام حسن)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: بندهٔ کسی مثل خودت مباش، چراکه خدا آزاد خلقت کرده! و اگر میتوانی که بین تو و خدا بخشنده‌ای نباشد چنان باش. چون در نهایت تو به قسمتت میرسی و سهمت را از دنیا می‌بری. همیشه اندکی از جانب خدای سبحان برتر و گواراتر است تا بسیاری که از خلق او برسد. هر چند همه از او است.

علی(ع): تَلاَفِيكَ مَا فَرَطَ مِنْ صَمْتِكَ أَيْسَرُ مِنْ إِدْرَاكِكَ مَا فَاتَ مِنْ مَنْطِقِكَ وَ حِفْظُ مَا فِي الْوِعَاءِ بِشَدِّ الْوِكَاءِ وَ حِفْظُ مَا فِي يَدَيْكَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ طَلَبِ مَا فِي يَدَىْ غَيْرِكَ. (نهج‌البلاغه نامه به امام حسن)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: تدارک آنچه بر اثر سکوت فوت شده آسانتر است از بازیافتن چیزی که بسبب سخن‌گفتن از دست رفته. آری، نگاهداشتن آبی که در مَشک است به استواری بند آن است و نگاهداری آنچه در دست توست عاقلانه‌تر است از ضایع‌کردنش و سپس آویزان شدن به مردم.

علی(ع): قَارِنْ أَهْلَ الْخَيْرِ تَكُنْ مِنْهُمْ وَ بَايِنْ أَهْلَ الشَّرِّ تَبِنْ عَنْهُمْ. (نهج‌البلاغه نامه به امام حسن)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: با نیکوکاران بپیوند تا از ایشان باشی و از بدان جدا شو تا از ایشان نباشی.

علی(ع): احْمِلْ نَفْسَكَ مِنْ أَخِيكَ عِنْدَ صَرْمِهِ عَلَى الصِّلَةِ وَ عِنْدَ صُدُودِهِ عَلَى اللَّطَفِ وَ الْمُقَارَبَةِ وَ عِنْدَ جُمُودِهِ عَلَى الْبَذْلِ وَ عِنْدَ تَبَاعُدِهِ عَلَى الدُّنُوِّ وَ عِنْدَ شِدَّتِهِ عَلَى اللِّينِ وَ عِنْدَ جُرْمِهِ عَلَى الْعُذْرِ حَتَّى كَأَنَّكَ لَهُ عَبْدٌ وَ كَأَنَّهُ ذُو نِعْمَةٍ عَلَيْكَ وَ إِيَّاكَ أَنْ تَضَعَ ذَلِكَ فِي غَيْرِ مَوْضِعِهِ أَوْ أَنْ تَفْعَلَهُ بِغَيْرِ أَهْلِهِ. (نهج‌البلاغه نامه به امام حسن)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: وادار خود را نسبت به رفیق مسلمانت بر پیوستن هنگام جدائی او، و بر مهربانی و دوستی هنگام دوری او، و بر بخشش هنگام بخل و خودداری او، و بر نزدیکی هنگام دوری نمودن او، و بر نرمی هنگام درشتی او، و بر عذر هنگام بد کاری او. گویا تو بندهٔ او و او صاحب تو ست. اما بر حذر باش از اینکه آنچه بیان شد در غیر جای خود بکار بری یا آنها را درباره کسیکه لیاقت ندارد بجا آوری.

علی(ع): لاَ يَكْبُرَنَّ عَلَيْكَ ظُلْمُ مَنْ ظَلَمَكَ فَإِنَّهُ يَسْعَى فِي مَضَرَّتِهِ وَ نَفْعِكَ وَ لَيْسَ جَزَاءُ مَنْ سَرَّكَ أَنْ تَسُوءَهُ. (نهج‌البلاغه نامه به امام حسن)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: ستم ستمگر بر تو بزرگ نیاید، زیرا او به زیان خود و سود تو کوشش می‌نماید، و پاداش کسیکه ترا شاد گردانده آن نیست که تو او را اندوهگین سازی.

علی(ع): اِطْرَحْ عَنْكَ وَارِدَاتِ الْهُمُومِ بِعَزَائِمِ الصَّبْرِ وَ حُسْنِ الْيَقِينِ. (نهج‌البلاغه نامه به امام حسن)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: در هنگامهٔ بلا، همّ و غم را با استقامت و صبر و یقین به عنایت خدا در هم بکشن.

علی(ع): وَ اجْعَلْ لِكُلِّ إِنْسَانٍ مِنْ خَدَمِكَ عَمَلًا تَأْخُذُهُ بِهِ فَإِنَّهُ أَحْرَى أَلَّا يَتَوَاكَلُوا فِى خِخِدْمَتِكَ (نهج‌البلاغه نامه به امام حسن)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: و برای هر یک از زیردستان و کارکنان خود کاری تعیین کن تا (اگر آنرا انجام نداد) او را نسبت بهمان کار مؤاخذه و باز پرسی کنی، زیرا این روش سزاوارتر است تا اینکه کارهایت را بیکدیگر وا نگذارند.

علی(ع): لَا يَزِيدُنِى كَثْرَةُ النَّاسِ حَوْلِى عِزَّةً وَ لَا تَفَرُّقُهُمْ عَنِّى وَحْشَةً. (نهج‌البلاغه نامه ۳۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کثرت مردم، دور و برم، تاکنون مرا دلخوش نکرده و تنها ماندم هیچ‌گاه مرا مضطرب نساخته.

علی(ع): کتب إلی عمرو بن العاص، بعد جرحه: أَذْهَبْتَ دُنْيَاكَ وَ آخِرَتَكَ وَ لَوْ بِالْحَقِّ أَخَذْتَ أَدْرَكْتَ مَا طَلَبْتَ. (نهج‌البلاغه نامه ۳۹)

امیرمؤمنان(ع) در نامه‌ای برای عمروعاص نوشت تو چنین و چنان کردی و در اثر میل به باطل دنیا و آخرت را تباه ساختی، درحالیکه اگر تابع حق میشدی، به آنچه می‌خواستی می‌رسیدی.

علی(ع): مَا ضَرَبْتُ بسيفى أَحَداً إِلَّا دَخَلَ النَّارَ. (نهج‌البلاغه نامه ۴۱)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هیچ‌کس ضربهٔ شمشیر مرا نچشید جز آنکه روانهٔ جهنم گشت.

علی(ع): أَلَا وَ إِنَّ لِكُلِّ مَأْمُومٍ إِمَاماً يَقْتَدِى بِهِ وَ يَسْتَضِى‌ءُ بِنُورِ عِلْمِهِ أَلَا وَ إِنَّ إِمَامَكُمْ قَدِ اكْتَفَى مِنْ دُنْيَاهُ بِطِمْرَيْهِ وَ مِنْ طُعْمِهِ بِقُرْصَيْهِ أَلَا وَ إِنَّكُمْ لَا تَقْدِرُونَ عَلَى ذَلِكَ وَ لَكِنْ أَعِينُونِى بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سَدَادٍ. (نهج‌البلاغه نامه ۴۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: آگاه باش که هر کس را پیشوایی است که از او پیروی کرده، بنور علم او راه می‌جوید. اینک پیشوای شما از دنیای خود بدو کهنه جامه و از خوراکش بدو قرص نان اکتفاء کرده است. و البته شما بر چنین رفتاری توانا نیستید، ولی لااقل مرا با پاکدامنی و تلاش و عفّت و درستکاری یاری کنید.

علی(ع): وَ مَا أَصْنَعُ بِفَدَكٍ وَ غَيْرِ فَدَكٍ وَ النَّفْسُ مَظَانُّهَا فِى غَدٍ جَدَثٌ ... إِنَّمَا هِىَ نَفْسِى أَرُوضُهَا بِالتَّقْوَى لِتَثْبُتَ عَلَى جَوَانِبِ الْمَزْلَقِ. (نهج‌البلاغه نامه ۴۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: مرا چه حاجت به أرض فدک و غیر فدک، درحالیکه عاقبت من خاک است... پس پیوسته خود را با تقوی ریاضت میدهم، مبادا بر کرانه‌های لغزشگاه پایم بلغزد.

علی(ع): هَيْهَاتَ أَنْ يَغْلِبَنِى هَوَاىَ وَ يَقُودَنِى جَشَعِى إِلَى تَخَيُّرِ الْأَطْعِمَةِ وَ لَعَلَّ بِالْحِجَازِ أَوِ الْيَمَامَةِ مَنْ لَا طَمَعَ لَهُ فِى الْقُرْصِ وَ لَا عَهْدَ لَهُ بِالشِّبَعِ. (نهج‌البلاغه نامه ۴۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هیهات که هوای نفس بر من غالب شود به گونه‌ای که به انتخاب‌کردن از میان غذاها مرا وادارد! درحالیکه در حجاز یا یمامه کسانی هستند که از قرص نانی مأیوسند و تاکنون سیر نخفته‌اند.

علی(ع): إِلَيْكِ عَنِّى يَا دُنْيَا فَحَبْلُكِ عَلَى غَارِبِكِ. هَيْهَاتَ مَنْ وَطِئَ دَحْضَكِ زَلِقَ وَ مَنْ رَكِبَ لُجَجَكِ غَرِقَ وَ مَنِ ازْوَرَّ عَنْ حَبَائِلِكِ وُفِّقَ وَ السَّالِمُ مِنْكِ لَا يُبَالِى إِنْ ضَاقَ بِهِ مُنَاخُهُ وَ الدُّنْيَا عِنْدَهُ كَيَوْمٍ حَانَ انْسِلَاخُهُ. (نهج‌البلاغه نامه ۴۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: ای دنیا از من دور شو! که من افسارِ تو را بر سرت انداختم و یله‌ات کردم. هیهات، هرکس که پا بر لبهٔ تو نهاد، به درون لغزید و هرکس که درونت لغزید غرق شد. بعکس، هرکس که خود را از بند تو رهانید توفیقِ نجات یافت. کسی که از تو سر به سلامت بُرد، او را چه غم که در تهی‌دستی روزگار بگذراند، وقتی‌که روزگار پیش او به کوتاهی روزی است که تنگ غروبش رسیده.

علی(ع): مَعْشَرٍ أَسْهَرَ عُيُونَهُمْ خَوْفُ مَعَادِهِمْ وَ تَجَافَتْ عَنْ مَضَاجِعِهِمْ جُنُوبُهُمْ وَ هَمْهَمَتْ بِذِكْرِ رَبِّهِمْ شِفَاهُهُمْ وَ تَقَشَّعَتْ بِطُولِ اسْتِغْفَارِهِمْ ذُنُوبُهُمْ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. (نهج‌البلاغه نامه ۴۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: گروهی، ترسِ معاد خواب از چشمشان ربوده و بسترگُریزشان ساخته. لبانشان به ذکر خدا پیوسته در همهمه است و گناهانشان به کثرت استغفار پیوسته ریزان است. آری اینان‌اند حزب خدا و حزب خدا تنها رستگاران عالَم‌اند.

علی(ع): فَاتَّقِ اللَّهَ يَا ابْنَ حُنَيْفٍ وَ لْتَكْفُفْ أَقْرَاصُكَ لِيَكُونَ مِنَ النَّارِ خَلَاصُكَ. (نهج‌البلاغه نامه ۴۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: ابن‌حَنیف، از خدا بترس و به دو قرص نانت راضی باش، تا از آتش روزی رهایی یابی.

علی(ع): لاتَبْغِيَا الدُّنْيَا وَ إِنْ بَغَتْكُمَا وَ لَا تَأْسَفَا عَلَى شَىْ‌ءٍ مِنْهَا زُوِىَ عَنْكُمَا. (نهج‌البلاغه نامه ۴۷)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: به دنیا رو مکنید گرچه به شما رو کند و چیزی از آن اگر از دست شما رفت، تاسف مخورید.

علی(ع): كُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً. (نهج‌البلاغه نامه ۴۷)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: همیشه در برابر ظالم و یاور مظلوم باشید.

علی(ع): سَمِعْتُ رسول الله(صلی الله علیه وآله) يَقُولُ صَلَاحُ ذَاتِ الْبَيْنِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَ الصِّيَامِ. (نهج‌البلاغه نامه ۴۷)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: شنیدم که پیامبر(ص) میگفت: آشتی برقرار کردن میان دو کس، از سالی نماز و روزه برتر است.

علی(ع): اللَّهَ اللَّهَ فِى جِيرَانِكُمْ فَإِنَّهُمْ وَصِيَّةُ نَبِيِّكُمْ مَا زَالَ يُوصِى بِهِمْ حَتَّى ظَنَنَّا أَنَّهُ سَيُوَرِّثُهُمْ. (نهج‌البلاغه نامه ۴۷)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: حدود خدا را راجع به همسایگان خود رعایت کنید و جانب آنها را پاس دارید. رسول خدا(ص) مدام راجع به آنها سفارش می‌کرد، بگونه‌ای که گمان کردیم نکند ارث را هم باید با آنها تقسیم کرد.

علی(ع): عَلَيْكُمْ بِالتَّوَاصُلِ وَ التَّبَاذُلِ وَ إِيَّاكُمْ وَ التَّدَابُرَ وَ التَّقَاطُعَ. (نهج‌البلاغه نامه ۴۷)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: بر شما باد به هم پیوستن و برای هم خرج کردن، مبادا به هم پشت کنید و احسان خود را از هم دریغ دارید.

علی(ع): لَا تَتْرُكُوا الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْىَ عَنِ الْمُنْكَرِ فَيُوَلَّى عَلَيْكُمْ شِرَارُكُمْ ثُمَّ تَدْعُونَ فَلَا يُسْتَجَابُ لَكُمْ. (نهج‌البلاغه نامه ۴۷)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که اشرار شما بر شما مسلّط می‌شوند و دعاهای شما هم دیگر مستجاب نمی‌شود.

علی(ع): إِنَّمَا يُسْتَدَلُّ عَلَى الصَّالِحِينَ بِمَا يُجْرِى اللَّهُ لَهُمْ عَلَى أَلْسُنِ عِبَادِهِ. (نهج‌البلاغه نامه ۵۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: صالحین را می‌توان شناخت با آنچه خدا راجع به آنها بر زبان بندگانش جاری ساخته.

علی(ع): أَشْعِرْ قَلْبَكَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِيَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِمْ فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ إِمَّا أَخٌ لَكَ فِى الدِّينِ وَ إِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِى الْخَلْقِ. (نهج‌البلاغه نامه ۵۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: همواره دلت از رحمت و محبت به مردم آکنده باشد و نسبت به آنها پُر لطف باش؛ چراکه آنان یا برادران دینی توأند یا برادرانت از آدم(ع).

علی(ع): لَا تَنْدَمَنَّ عَلَى عَفْوٍ وَ لَا تَبْجَحَنَّ بِعُقُوبَةٍ وَ لَا تُسْرِعَنَّ إِلَى بَادِرَةٍ وَجَدْتَ مِنْهَا مَنْدُوحَةً. (نهج‌البلاغه نامه ۵۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هیچگاه از عفو و بخششی که روا داشته‌ای پشیمان مباش، و نیز از کیفری که ناچار بوده‌ای، به دل خرسند مباش. هرگز به خشمی که می‌توانی مرتکب نشوی شتاب مکن.

علی(ع): أَنْصِفِ النَّاسَ، إِلَّا تَفْعَلْ تَظْلِمْ وَ مَنْ ظَلَمَ عِبَادَ اللَّهِ كَانَ اللَّهُ خَصْمَهُ وَ لَيْسَ شَىْ‌ءٌ أَدْعَى إِلَى تَغْيِيرِ نِعْمَةِ اللَّهِ وَ تَعْجِيلِ نِقْمَتِهِ مِنْ إِقَامَةٍ عَلَى ظُلْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ دَعْوَةَ الْمُضْطَهَدِينَ وَ هُوَ لِلظَّالِمِينَ بِالْمِرْصَادِ. (نهج‌البلاغه نامه ۵۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: انصاف را نسبت به همه مراعات کن و الا به ظلم دچار میشوی و کسی که به بندگان خدا ظلم کند، خدا به دشمنیِ با او کمر می‌بندد. بدان‌که هیچ چیز مثل ظلم، نعمت را فراری نمی‌دهد و جاذبه نقمت نیست. خداوند دعای مظلوم را خوب می‌شنود و برای ظالم کمین می‌کند.

علی(ع): وَ لْيَكُنْ أَبْعَدَ رَعِيَّتِكَ مِنْكَ وَ أَشْنَأَهُمْ عِنْدَكَ أَطْلَبُهُمْ لِمَعَايِبِ النَّاسِ... فَاسْتُرِ الْعَوْرَةَ مَا اسْتَطَعْتَ يَسْتُرِ اللَّهُ مِنْكَ مَا تُحِبُّ سَتْرَهُ. (نهج‌البلاغه نامه ۵۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: از کسانی که به دنبال عیوب مردمند دور شو و تا میتوانی زشتی‌های دیگران را بپوشان تا خداوند زشتی‌هایت بپوشاند.

علی(ع): لَا تَعْجَلَنَّ إِلَى تَصْدِيقِ سَاعٍ فَإِنَّ السَّاعِىَ غَاشٌّ وَ إِنْ تَشَبَّهَ بِالنَّاصِحِينَ. (نهج‌البلاغه نامه ۵۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: در تصدیق کسی که پشت سر دیگران بدگویی می‌کند شتاب به خرج نده. چون سعایت‌کننده متّهم است گرچه به خیرخواهان شبیه است.

علی(ع): إِنَّ شَرَّ وُزَرَائِكَ مَنْ كَانَ لِلْأَشْرَارِ قَبْلَكَ وَزِيراً. (نهج‌البلاغه نامه ۵۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: بدترین یاور و مشاور برای تو، کسی است که پیشتر با بدکاران همکاری می‌کرده و یاور آنان بوده است.

علی(ع): ثُمَّ لْيَكُنْ آثَرُهُمْ عِنْدَكَ أَقْوَلَهُمْ بِمُرِّ الْحَقِّ لَكَ وَ أَقَلَّهُمْ مُسَاعَدَةً فِيمَا يَكُونُ مِنْكَ مِمَّا كَرِهَ اللَّهُ. (نهج‌البلاغه نامه ۵۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: نزدیکترین کس به تو، باید کسی باشد که بی پرده‌تر سخنِ تلخِ حق را به گوشِ جانت می‌نشاند و کمتر در آنچه رضای خدا نیست تو را یاری می‌کند.

علی(ع): الْصَقْ بِأَهْلِ الْوَرَعِ وَ الصِّدْقِ ثُمَّ رُضْهُمْ عَلَى أَلَّا يُطْرُوكَ وَ لَا يَبْجَحُوكَ بِبَاطِلٍ لَمْ تَفْعَلْهُ فَإِنَّ كَثْرَةَ الْإِطْرَاءِ تُحْدِثُ الزَّهْوَ وَ تُدْنِى مِنَ الْعِزَّةِ. (نهج‌البلاغه نامه ۵۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: همواره دوستان خود را از اهل ورع و صدق برگزین، و آنها طوری بعر بیاور که از تو تعریف نکنند و به چیزی که وظیفهٔ تو بوده تو را نستایند. چون کثرت تعریف موجب خودشیفتگی و طغیان مرد می‌گردد.

علی(ع): وَ إِنَّ أَحَقَّ مَنْ حَسُنَ ظَنُّكَ بِهِ لَمَنْ حَسُنَ بَلَاؤُكَ عِنْدَهُ وَ إِنَّ أَحَقَّ مَنْ سَاءَ ظَنُّكَ بِهِ لَمَنْ سَاءَ بَلَاؤُكَ عِنْدَهُ. (نهج‌البلاغه نامه ۵۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کسی که با او خوب تا کرده‌ای، سزاوار است که به او حسن ظن و اعتماد داشته باشی. ولی کسی که گمان می‌کند به نحوی به او بدی کرده‌ای، هرگز سزاوار اعتماد نیست.

علی(ع): لَا تَدَعْ تَفَقُّدَ لَطِيفِ أُمُورِهِمُ اتِّكَالًا عَلَى جَسِيمِهَا فَإِنَّ لِلْيَسِيرِ مِنْ لُطْفِكَ مَوْضِعاً يَنْتَفِعُونَ بِهِ وَ لِلْجَسِيمِ مَوْقِعاً لَا يَسْتَغْنُونَ عَنْهُ. (نهج‌البلاغه نامه ۵۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: نیکی‌های کوچک به افراد را، به دلیل یا امیدِ نیکی‌های بزرگ به آنها، ترک مکن. چون نیکی‌های کوچک جای خودش را دارد و نیکی‌های بزرگ جای خودش را. و هیچ کدام جای هم را نمی‌گیرند.

علی(ع): قَالَ اللَّهُ تَعَالَى لِقَوْمٍ أَحَبَّ إِرْشَادَهُمْ: فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِى شَىْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ. فَالرَّدُّ إِلَى اللَّهِ الْأَخْذُ بِمُحْكَمِ كِتَابِهِ وَ الرَّدُّ إِلَى الرَّسُولِ الْأَخْذُ بِسُنَّتِهِ الْجَامِعَةِ غَيْرِ الْمُفَرِّقَةِ .. (نهج‌البلاغه نامه ۵۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خدا راجع به کسانی که رشدشان را خواسته فرموده: هرگاه در چیزی تردید داشتید آن را به خدا و رسول ارجاع دهید. ارجاع به خدا یعنی اخذ به محکمات کتابش و ارجاع به رسول یعنی اخذ به سنّت قطعی پیامبر، نه سنتی که محل اختلاف است.

علی(ع): الْحَقُّ كُلُّهُ ثَقِيلٌ وَ قَدْ يُخَفِّفُهُ اللَّهُ عَلَى أَقْوَامٍ طَلَبُوا الْعَاقِبَةَ فَصَبَّرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ وَثِقُوا بِصِدْقِ مَوْعُودِ اللَّهِ لَهُمْ. (نهج‌البلاغه نامه ۵۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: رعایت حق اصولاً سخت است اما خداوند آن را برای عدّه‌ای که در پی رستگاری‌اند آسان می‌سازد. پس صبر می‌کنند و به صدق وعدهٔ خدا در آخرت یقین دارند.

علی(ع): إِحْتَمِلِ الْخُرْقَ مِنَ النّاسِ وَ الْعِىَّ وَ نَحِّ عَنْهُمُ الضِّيقَ وَ الْأَنَفَ يَبْسُطِ اللَّهُ عَلَيْكَ بِذَلِكَ أَكْنَافَ رَحْمَتِهِ وَ يُوجِبْ لَكَ ثَوَابَ طَاعَتِهِ وَ أَعْطِ مَا أَعْطَيْتَ هَنِيئاً وَ امْنَعْ فِى إِجْمَالٍ وَ إِعْذَارٍ. (نهج‌البلاغه نامه ۵۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: بد خلقی و تندخویی را از مردم تحمّل کن و در مقابله، تندخویی و خودپسندی از خود نشان مده. تا خداوند تو را در کنف رحمتش داخل کند و به ثواب طاعتش برساند. هرگاه چیزی می‌بخشی گوارا ببخش و هرگاه دریغ می‌کنی عذربخواه و مُجمَل گذار.

علی(ع): وَ أَمْضِ لِكُلِّ يَوْمٍ عَمَلَهُ فَإِنَّ لِكُلِّ يَوْمٍ مَا فِيهِ. وَ اجْعَلْ لِنَفْسِكَ فِيمَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ اللَّهِ أَفْضَلَ تِلْكَ الْمَوَاقِيتِ وَ أَجْزَلَ تِلْكَ الْأَقْسَامِ وَ إِنْ كَانَتْ كُلُّهَا لِلَّهِ إِذَا صَلَحَتْ فِيهَا النِّيَّةُ وَ سَلِمَتْ مِنْهَا الرَّعِيَّةُ. (نهج‌البلاغه؛ نامه ۵۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کار هر روز را همان روز انجام بده، فردا کارهایِ لازمِ خودش را دارد. بهترین ساعات و نیکوترین اوقات هر روزت را هم برای عبادت پروردگار بگذار. هر چند همهٔ کارها در همه وقت برای خداست، اگر نیت درست باشد و قصد، خدمت به مردم باشد.

علی(ع): إِيَّاكَ وَ الْإِعْجَابَ بِنَفْسِكَ وَ الثِّقَةَ بِمَا يُعْجِبُكَ مِنْهَا وَ حُبَّ الْإِطْرَاءِ فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ أَوْثَقِ فُرَصِ الشَّيْطَانِ فِى نَفْسِهِ لِيَمْحَقَ مَا يَكُونُ مِنْ إِحْسَانِ الْمُحْسِنِينَ. (نهج‌البلاغه نامه ۵۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: بپرهیز از خودپسندی و تکیه به چیزی که ترا بخود پسندی وا دارد، و از اینکه دوست بداری مردم ترا بسیار بستایند، زیرا این حالت از مهمّترین فرصتهای شیطان است تا نیکی نیکوکاران را از بین ببرد.

علی(ع): إِنَّ الْمَنَّ يُبْطِلُ الْإِحْسَانَ وَ التَّزَيُّدَ يَذْهَبُ بِنُورِ الْحَقِّ وَ الْخُلْفَ يُوجِبُ الْمَقْتَ عِنْدَ اللَّهِ وَ النَّاسِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ. (نهج‌البلاغه نامه ۵۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: منّت نهادن احسان را ضایع می‌گرداند و کار را بیش از آنچه هست پنداشتن، نور حقّ را می‌زداید و وفاء نکردن بوعده سبب خشم خدا و مردم می‌گردد.

علی(ع): إِيَّاكَ وَ الْعَجَلَةَ بِالْأُمُورِ قَبْلَ أَوَانِهَا أَوِ التَّسَقُّطَ فِيهَا عِنْدَ إِمْكَانِهَا أَوِ اللَّجَاجَةَ فِيهَا إِذَا تَنَكَّرَتْ أَوِ الْوَهْنَ عَنْهَا إِذَا اسْتَوْضَحَتْ فَضَعْ كُلَّ أَمْرٍ مَوْضِعَهُ وَ أَوْقِعْ كُلَّ أَمْرٍ مَوْقِعَهُ. (نهج‌البلاغه نامه ۵۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: حذر کن از شتاب‌زدگی به کارها پیش از رسیدن هنگام آنها، یا رهاکردن پیگیری در آنها اگر وقتش رسیده، یا از لجاجت در آنها وقتی که سرِ رشته ناپیدا باشد، یا از سستی در آنها چون در دسترس آید. پس هر چیز را بجای خود بگذار، و هر کاری را در وقتش انجام بده.

علی(ع): لَسْنَا لِلدُّنْيَا خُلِقْنَا وَ لَا بِالسَّعْىِ فِيهَا أُمِرْنَا وَ إِنَّمَا وُضِعْنَا فِيهَا لِنُبْتَلَى بِهَا. (نهج‌البلاغه نامه ۵۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: ما برای دنیا خلق نشده‌ایم و به تلاش در آن مأمور نیستیم. ما را به دنیا آورده‌اند تا با آن امتحان‌مان کنند.

علی(ع): إِنَّ أَخَا الْحَرْبِ الْأَرِقُ وَ مَنْ نَامَ لَمْ يُنَمْ عَنْهُ. (نهج‌البلاغه نامه ۶۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: به گاهِ دشمنی، وقتی در شیپور جنگ دمیده شده، کسی که خود را به خوش‌خیالی زده و به گمانِ عدم حملهٔ دشمن، بخوابد، بداند که دشمنش بیدار است و او را غافلگیر خواهد ساخت.

علی(ع): کتبه الی سلمان: أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّمَا مَثَلُ الدُّنْيَا مَثَلُ الْحَيَّةِ لَيِّنٌ مَسُّهَا قَاتِلٌ سَمُّهَا فَأَعْرِضْ عَمَّا يُعْجِبُكَ فِيهَا لِقِلَّةِ مَا يَصْحَبُكَ مِنْهَا وَ ضَعْ عَنْكَ هُمُومَهَا لِمَا أَيْقَنْتَ بِهِ مِنْ فِرَاقِهَا وَ تَصَرُّفِ حَالَاتِهَا .. (نهج‌البلاغه نامه ۶۸)

امیرمؤمنان(ع) برای سلمان نوشت: دنیا مانند مار است؛ ظاهرش جذّاب و زیبا ست، اما می‌فریبد و می‌کُشد. پس هرگاه چیزی از آن چشمت را گرفت، یاد قبرت بیفت که جز کفنی از دنیا با تو نیست و هرگاه دنیا غصه‌دارت کرد، غصه از دل بِنه و به یادآور کوتاهی دنیا و دگرگونی حالاتش را.

علی(ع): لَا تُحَدِّثِ النَّاسَ بِكُلِّ مَا سَمِعْتَ بِهِ فَكَفَى بِذَلِكَ كَذِباً وَ لَا تَرُدَّ عَلَى النَّاسِ كُلَّ مَا حَدَّثُوكَ بِهِ فَكَفَى بِذَلِكَ جَهْلًا. (نهج‌البلاغه نامه ۶۹)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرچه را شنیدی، بازگو مکن که بسیاری از آنها دروغ است و هرچه را هم که شنیدی تکذیب مکن که بسیاری از آنها راست است.

علی(ع): اسْتَصْلِحْ كُلَّ نِعْمَةٍ أَنْعَمَهَا اللَّهُ عَلَيْكَ وَ لَا تُضَيِّعَنَّ نِعْمَةً مِنْ نِعَمِ اللَّهِ عِنْدَكَ وَ لْيُرَ عَلَيْكَ أَثَرُ مَا أَنْعَمَ اللَّهُ بِهِ عَلَيْكَ. (نهج‌البلاغه نامه ۶۹)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: نعماتی را که خداوند به تو ارزانی داشته، درست به‌کار بگیر و مراقب باش که نعمت در دستت ضایع نشود. همچنین اثر نعمت باید در زندگی‌ات دیده شود؛ یعنی از نعمت استفاده کن و آنرا مخفی ننما

علی(ع): وَ اسْكُنِ الْأَمْصَارَ الْعِظَامَ فَإِنَّهَا جِمَاعُ الْمُسْلِمِينَ وَ احْذَرْ مَنَازِلَ الْغَفْلَةِ وَ الْجَفَاءِ وَ قِلَّةَ الْأَعْوَانِ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ وَ اقْصُرْ رَأْيَكَ عَلَى مَا يَعْنِيكَ وَ إِيَّاكَ وَ مَقَاعِدَ الْأَسْوَاقِ فَإِنَّهَا مَحَاضِرُ الشَّيْطَانِ وَ مَعَارِيضُ الْفِتَنِ وَ أَكْثِرْ أَنْ تَنْظُرَ إِلَى مَنْ فُضِّلْتَ عَلَيْهِ فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ أَبْوَابِ الشُّكْرِ .. (نهج‌البلاغه نامه ۶۹)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: در شهرهای بزرگ ساکن شو که اجتماع مسلمین است. از منازل غفلت و مواضع جفا و کارهایی که یاران تو را در طاعت خدا می‌کاهد، حذر کن. فقط راجع به آنچه به تو مربوط است فکر کن و نظر داشته باش. بازارگرد مباش که بازار محل حضور شیطان است و محل فتنهٔ بسیار. به زیردستان خود نظر کن و در کار آنها تدبیر نما که این از ابواب شکر است.

علی(ع): خَادِعْ نَفْسَكَ فِي الْعِبَادَةِ وَ ارْفُقْ بِهَا وَ لَا تَقْهَرْهَا وَ خُذْ عَفْوَهَا وَ نَشَاطَهَا إِلَّا مَا كَانَ مَكْتُوباً عَلَيْكَ مِنَ الْفَرِيضَةِ. (نهج‌البلاغه نامه ۶۹)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: با خودت در عبادت مدارا کن و به لطایف‌الحیل نفست را به محراب بکشان اما به زور به عبادت وادارش مکن. همواره از نشاط و بسط برای عبادت بهره بگیر. البته عبادتِ واجب حسابش جداست و باید خودت را به آن وادار کنی.

علی(ع): إِنَّكَ لَسْتَ بِسَابِقٍ أَجَلَكَ وَ لَا مَرْزُوقٍ مَا لَيْسَ لَكَ وَ اعْلَمْ بِأَنَّ الدَّهْرَ يَوْمَانِ يَوْمٌ لَكَ وَ يَوْمٌ عَلَيْكَ وَ أَنَّ الدُّنْيَا دَارُ دُوَلٍ فَمَا كَانَ مِنْهَا لَكَ أَتَاكَ عَلَى ضَعْفِكَ وَ مَا كَانَ مِنْهَا عَلَيْكَ لَمْ تَدْفَعْهُ بِقُوَّتِكَ. (نهج‌البلاغه نامه ۷۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هیچ‌کس نمی‌تواند بر عجلش سبقت بگیرد یا آنچه را که برای او ننوشته‌اند به چنگ آورد. بدان که روزگارِ هرکس از جمله تو، دو جور است: روزی است برای تو و روزی است علیه تو. و دنیا پیوسته دگرگون می‌گردد. پس اوقاتی که بخت با تو یار است، علیرغم ضعفت، نفع میبری؛ اما در روزی که از آنِ تو نباشد، علیرغم قدرتت نمی‌توانی ضرری را که مقدّر است از خود دفع کنی.

علی(ع): سَعِ النَّاسَ بِوَجْهِكَ وَ مَجْلِسِكَ وَ حُكْمِكَ وَ إِيَّاكَ وَ الْغَضَبَ فَإِنَّهُ طَيْرَةٌ مِنَ الشَّيْطَانِ. (نهج‌البلاغه نامه ۷۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: با مردم گشاده‌رو باش و خوش‌مجلس و خوش‌حُکم. و از غضب پرهیز که وبالی از شیطان است.

علی(ع): رَضِيَ بِالذُّلِّ مَنْ كَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کسی که مشکلش را پیش مردم فاش کند، نزد آنها ذلیل و پست می‌گردد.

علی(ع): الِاحْتِمَالُ قَبْرُ الْعُيُوبِ و الْمَسْالِمَةُ خِبَاءُ الْعُيُوبِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: تحمل کردن دیگران موجب حفظ آبرو و پوشیده ماندن خطاهای انسان است؛ با مسالمت زندگی کردن پرده‌ای است بر عیب‌های انسان.

علی(ع): الظَّفَرُ بِالْحَزْمِ وَ الْحَزْمُ بِإِجَالَةِ الرَّأْيِ وَ الرَّأْيُ بِتَحْصِينِ الْأَسْرَارِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: پیروزی منوط به نقشه است و نقشه باید درست و حساب‌شده باشد که لازمهٔ آن، پنهان‌کاری و رازداری است.

علی(ع): احْذَرُوا صَوْلَةَ الْكَرِيمِ إِذَا جَاعَ وَ اللَّئِيمِ إِذَا شَبِعَ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: وای از جوانمرد، وقتی تحت فشار قرار بگیرد و وای از فرومایه، وقتی خود را بی‌نیاز ببیند!

علی(ع): لَا تَسْتَحِ مِنْ إِعْطَاءِ الْقَلِيلِ فَإِنَّ الْحِرْمَانَ أَقَلُّ مِنْهُ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: از بخشیدنِ اندک شرم مکن، زیرا نبخشیدن از آن بدتر است.

علی(ع): الْعَفَافُ زِينَةُ الْفَقْرِ وَ الشُّكْرُ زِينَةُ الْغِنَى. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: وقت فقر، مخواه و وقت غنا، شاکر باش.

علی(ع): إِذَا لَمْ يَكُنْ مَا تُرِيدُ فَلَا تُبَلْ مَا كُنْتَ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: وقتی اوضاع باب میلت نیست، به همان که هست، رضا بده.

علی(ع): مَنْ ظَفِرَ بِهِ نَصِبَ وَ مَنْ فَاتَهُ تَعِبَ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: امان از دنیا که داشتنش رنج و زحمت است و نداشتنش سختی.

علی(ع): نَفَسُ الْمَرْءِ خُطَاهُ إِلَى أَجَلِهِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: نَفَسهای هرکس، قدمهای اوست بسوی مرگ.

علی(ع): إِنَّ الْأُمُورَ إِذَا اشْتَبَهَتْ اعْتُبِرَ آخِرُهَا بِأَوَّلِهَا. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرگاه در آیندهٔ مسیری حیران شدی، به تا اینجایش بنگر. زیرا آیندهٔ راه معمولاً مشابه گذشتهٔ آن است. یعنی اگر تا اینجا خیر و سهل بوده، مابقی هم خیر است و سهل و برعکس.

علی(ع): خُذِ الْحِكْمَةَ أَنَّى كَانَتْ فَإِنَّ الْحِكْمَةَ تَكُونُ فِي صَدْرِ الْمُنَافِقِ فَتَلَجْلَجُ فِي صَدْرِهِ حَتَّى تَخْرُجَ فَتَسْكُنَ إِلَى صَوَاحِبِهَا فِي صَدْرِ الْمُؤْمِنِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: حرف حکیمانه را هر جا یافتنی، مغتنم شمار. زیرا حکمت گاهی در دل غیر مؤمن است، منتها آنجا آرام و قرار ندارد تا بیرون آید و در دل صاحب واقعی‌اش یعنی مؤمن جاگیر شود و آرام و قرار یابد.

علی(ع): قِيمَةُ كُلِّ امْرِئٍ مَا يُحْسِنُهُ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: ارزش هرکس بقدر چیزی است که پیش او ارزشمند است.

علی(ع): لَا يَرْجُوَنَّ أَحَدٌ مِنْكُمْ إِلَّا رَبَّهُ وَ لَا يَخَافَنَّ إِلَّا ذَنْبَهُ وَ لَا يَسْتَحِيَنَّ أَحَدٌ مِنْكُمْ أَنْ يَقُولَ لَا أَعْلَمُ وَ لَا يَسْتَحِيَنَّ أَحَدٌ أَنْ يَتَعَلَّمَ وَ عَلَيْكُمْ بِالصَّبْرِ فَإِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الْإِيمَانِ كَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرگز به غیر خدا امید نبندید و از جز او نترسید و از اظهار نادانی خجالت نکشید و از تلاش برای یادگرفتن حیا مکنید و صبور باشید که صبر اصلی‌ترین رکن ایمان است.

علی(ع): بَقِيَّةُ السَّيْفِ أَبْقَى عَدَداً وَ أَكْثَرُ وَلَداً. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: زنده‌ماندگان از جهاد، در زندگی استوارترند و معمولاً صاحب فرزندان بیشتری می‌شوند.

علی(ع): مَنْ أَصْلَحَ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ أَصْلَحَ اللَّهُ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّاسِ وَ مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ . (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هر کس بین خود و خدای خود را اصلاح کند، خدا رابطهٔ دیگران را با او اصلاح می‌کند و هرکس امر آخرت خود را اصلاح کند خدا امور دنیای او را اصلاح خواهد کرد.

علی(ع): لَيْسَ الْخَيْرُ أَنْ يَكْثُرَ مَالُكَ وَ وَلَدُكَ وَ لَكِنَّ الْخَيْرَ أَنْ يَكْثُرَ عِلْمُكَ وَ أَنْ يَعْظُمَ حِلْمُكَ وَ أَنْ تُبَاهِيَ النَّاسَ بِعِبَادَةِ رَبِّكَ فَإِنْ أَحْسَنْتَ حَمِدْتَ اللَّهَ وَ إِنْ أَسَأْتَ اسْتَغْفَرْتَ اللَّهَ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: سعادت، در پولدار شدن یا کثرت اولاد نیست؛ سعادت واقعی در زیاد شدن علم شخص است و صبورتر شدن وی در گذر زمان. همچنین در کثرت عبادت و در اینکه پیوسته یا در شکر باشی یا در استغفار.

علی(ع): إِنَّ وَلِيَّ مُحَمَّدٍ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ إِنْ بَعُدَتْ لُحْمَتُهُ وَ إِنَّ عَدُوَّ مُحَمَّدٍ مَنْ عَصَى اللَّهَ وَ إِنْ قَرُبَتْ قَرَابَتُهُ. إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِالْأَنْبِيَاءِ أَعْلَمُهُمْ بِمَا جَاءُوا بِهِ ثُمَّ تَلَا إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: یاران واقعی محمد کسانی هستند که از خدا اطاعت کنند گرچه نسب‌شان از پیامبر دور باشد و دشمنان محمد کسانی هستند که خدا را معصیت میکنند گرچه قوم و خویش پیامبر باشند.

نزدیکترین کسان به پیامبران کسانی هستند که به معارف آنها آگاه‌تر باشند. چنانکه خداوند فرموده: نزدیکترین کسان به ابراهیم کسانی هستند که در تاریخ از او پیروی کرده‌اند.

علی(ع): لَا يَسْتَقِيمُ قَضَاءُ الْحَوَائِجِ إِلَّا بِثَلَاثٍ بِاسْتِصْغَارِهَا لِتَعْظُمَ وَ بِاسْتِكْتَامِهَا لِتَظْهَرَ وَ بِتَعْجِيلِهَا لِتَهْنُؤَ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کارهای نیک خود را کوچک قلمداد کنید تا پیش خدا بزرگ گردند و از مردم مخفی کنید تا ظهور الهی پیدا کنند و در انجامشان سرعت به‌خرج دهید تا شیرین گردند.

علی(ع): طُوبَى لِلزَّاهِدِينَ فِي الدُّنْيَا الرَّاغِبِينَ فِي الْآخِرَةِ أُولَئِكَ قَوْمٌ اتَّخَذُوا الْأَرْضَ بِسَاطاً وَ تُرَابَهَا فِرَاشاً وَ مَاءَهَا طِيباً وَ الْقُرْآنَ شِعَاراً وَ الدُّعَاءَ دِثَاراً ثُمَّ قَرَضُوا الدُّنْيَا قَرْضاً عَلَى مِنْهَاجِ الْمَسِيحِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خوشا حال زاهدانِ دنیا که به آخرت دل بسته‌اند. ایشان گروهی هستند که زمین را فرش و خاک آن را بستر و آب آن را شربت گوارا قرار داده‌اند و قرآن را شعار و دعا و درخواست را کار همیشگی خود گردانیده‌اند، آنها به روش مسیح که به دنیا دلبستگی نداشت، دنیا را از خود جدا کردند.

علی(ع): شَتَّانَ مَا بَيْنَ عَمَلَيْنِ عَمَلٍ تَذْهَبُ لَذَّتُهُ وَ تَبْقَى تَبِعَتُهُ وَ عَمَلٍ تَذْهَبُ مَئُونَتُهُ وَ يَبْقَى أَجْرُهُ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: چقدر فرق است بین عملی که لذتش می‌گذرد و تبعاتش باقی می‌ماند با عملی که سختی‌اش می‌گذرد درحالیکه اجرش ابدی است.

علی(ع): غَيْرَةُ الْمَرْأَةِ كُفْرٌ وَ غَيْرَةُ الرَّجُلِ إِيمَانٌ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: غیرت زن (نسبت به تجدید فراش شوهرش) کفر است و غیرت مرد (بر حفظ زنش از مردان اجنبی) عین ایمان است.

علی(ع): مَنْ قَصَّرَ فِي الْعَمَلِ ابْتُلِيَ بِالْهَمِّ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هر کس در عمل کوتاهی کند، به همّ و غم گرفتار می‌شود

علی(ع): لَا حَاجَةَ لِلَّهِ فِيمَنْ لَيْسَ لِلَّهِ فِي مَالِهِ وَ نَفْسِهِ نَصِيبٌ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کسی که مدت زیادی به مالش یا بدنش آسیبی نرسد، گویا خدا رهایش کرده و کاری به کارش ندارد و این خوب نیست.

علی(ع): عِظَمُ الْخَالِقِ عِنْدَكَ يُصَغِّرُ الْمَخْلُوقَ فِي عَيْنِكَ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خدا که در نظرت بزرگ شود، غیر خدا کوچک میشود.

علی(ع): إِنَّ لِلَّهِ مَلَكاً يُنَادِي فِي كُلِّ يَوْمٍ لِدُوا لِلْمَوْتِ وَ اجْمَعُوا لِلْفَنَاءِ وَ ابْنُوا لِلْخَرَابِ. الدُّنْيَا دَارُ مَمَرٍّ لَا دَارُ مَقَرٍّ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خداوند را فرشته‌ای است که هر روز فریاد می‌کند: بزائید برای مردن، و جمع کنید برای از بین رفتن، و بسازید برای ویران گشتن. دنیا گذرگاه است نه قرارگاه.

علی(ع): مَنْ أُعْطِيَ الِاسْتِغْفَارَ لَمْ يُحْرَمِ الْمَغْفِرَةَ وَ مَنْ أُعْطِيَ الشُّكْرَ لَمْ يُحْرَمِ الزِّيَادَةَ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هر کس توفیق استغفار بیابد مشمول مغفرت می‌شود و هر کس توفیق شکر بیابد زیادی نعمت نصیبش می‌گردد.

علی(ع): تَنْزِلُ الْمَعُونَةُ عَلَى قَدْرِ الْمَئُونَةِ و يَنْزِلُ الصَّبْرُ عَلَى قَدْرِ الْمُصِيبَةِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: همیشه یاریِ الهی به اندازه سختی‌ای که خودش تقدیر کرده، برای بنده میرسد و صبر به اندازهٔ گرفتاری نازل می‌گردد.

علی(ع): لَا يَعْدَمُ الصَّبُورُ الظَّفَرَ وَ إِنْ طَالَ بِهِ الزَّمَانُ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کسی که صبور باشد، آخر به مرادش میرسد، گرچه طول بکشد.

علی(ع): مَنْ كَتَمَ سِرَّهُ كَانَتِ الْخِيَرَةُ بِيَدِهِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرکس راز خویش مستور دارد، رشتهٔ کار را بدست خویش نگه‌داشته.

علی(ع): مَنْ قَضَى حَقَّ مَنْ لَا يَقْضِي حَقَّهُ فَقَدْ عَبَّدَهُ. و لَا يُعَابُ الْمَرْءُ بِتَأْخِيرِ حَقِّهِ إِنَّمَا يُعَابُ مَنْ أَخَذَ مَا لَيْسَ لَهُ (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرکس حق آنرا که در برابرش نابه‌حق می‌کند، روا دارد، با این بزرگواری او را به بند خویش می‌کشد. کوتاه آمدن از مطالبهٔ حق، عار نیست؛ آنچه عار است مطالبهٔ نابه‌حق است.

علی(ع): كَمْ مِنْ أَكْلَةٍ مَنَعَتْ أَكَلَاتٍ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: گاهی شده که یک لقمه، مانع لقمه‌های بسیاری گشته!

علی(ع): مَنِ اسْتَقْبَلَ وُجُوهَ الْآرَاءِ عَرَفَ مَوَاقِعَ الْخَطَإِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرکس از نظرات مختلف استقبال کند، به نقاط ضعف نظرات آگاه می‌شود.

علی(ع): مَنْ أَحَدَّ سِنَانَ الْغَضَبِ لِلَّهِ قَوِیَ عَلَی قَتْلِ أَشِدَّاءِ الْبَاطِلِ . (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرکس غضبش برای خدا باشد، بر از میان بردن باطل، گرچه عظیم باشد، توانا میشود.

علی(ع): إِذَا هِبْتَ أَمْراً فَقَعْ فِیهِ فَإِنَّ شِدَّةَ تَوَقِّیهِ أَعْظَمُ مِمَّا تَخَافُ مِنْهُ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرگاه از چیزی میترسیدی، خود را در آن بیفکن. زیرا ترس، رنجش، بیش از واقعیت است.

علی(ع): احْصُدِ الشَّرَّ مِنْ صَدْرِ غَیْرِکَ بِقَلْعِهِ مِنْ صَدْرِکَ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: شر را در دل خویش ریشه‌کن کن، تا در دل دیگران نیز ریشه‌کن شود.

علی(ع): مَتَی أَشْفِی غَیْظِی إِذَا غَضِبْتُ أَ حِینَ أَعْجِزُ عَنِ الِانْتِقَامِ فَیُقَالُ لِی لَوْ صَبَرْتَ أَمْ حِینَ أَقْدِرُ عَلَیْهِ فَیُقَالُ لِی لَوْ عَفَوْتَ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خشم چه ثمری دارد؟ چون یا از انتقام ناتوانم و بهتر است صبر کنم؛ یا بر انتقام قادرم و بهتر است ببخشم!

علی(ع) قَدْ مَرَّ بِقَذَرٍ عَلَی مَزْبَلَةٍ: هَذَا مَا بَخِلَ بِهِ الْبَاخِلُونَ و مَا کُنْتُمْ تَتَنَافَسُونَ فِیهِ بِالْأَمْسِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) بر نجاستی در مزبله‌ای گذشت و فرمود: این همان است که دیروز برای بچنگ آوردنش از هم سبقت می‌گرفتید و بر داشتنش بخل می‌ورزیدید.

علی(ع): إِنَّ مَعَ کُلِّ إِنْسَانٍ مَلَکَیْنِ یَحْفَظَانِهِ فَإِذَا جَاءَ الْقَدَرُ خَلَّیَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَهُ وَ إِنَّ الْأَجَلَ جُنَّةٌ حَصِینَةٌ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: همراه هر کس دو فرشته است که او را محافظت میکنند، هرگاه تقدیر الهی برسد کنار می‌روند چند قدر کارش را بکند. وجود اجل، محافظی است برای قبل از آن.

علی(ع): لَا یُزَهِّدَنَّکَ فِی الْمَعْرُوفِ مَنْ لَا یَشْکُرُهُ لَکَ فَقَدْ یَشْکُرُکَ عَلَیْهِ مَنْ لَا یَسْتَمْتِعُ بِشَیْ‌ءٍ مِنْهُ وَ قَدْ تُدْرِکُ مِنْ شُکْرِ الشَّاکِرِ أَکْثَرَ مِمَّا أَضَاعَ الْکَافِرُ وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: ناشکری مردم تو را از نیکی به آنها باز ندارد، چرا که در مقابل، گاه کسی از تو سپاسگزاری می‌کند که از عمل نیکت هیچ بهره‌ای نبرده و چه بسا همین شکرگزاری اثرش بیش از ناسپاسی افراد ناسپاس باشد و (برتر از همه اینها این که) خدا نیکوکاران را دوست دارد.

علی(ع): أَوَّلُ عِوَضِ الْحَلِیمِ مِنْ حِلْمِهِ أَنَّ النَّاسَ أَنْصَارُهُ عَلَی الْجَاهِلِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: نخستین فایدهٔ حلم آن است که مردم به یاری شخص حلیم برمی‌خیزند و از او در برابر جاهل دفاع می‌کنند.

علی(ع): الِاسْتِشَارَةُ عَیْنُ الْهِدَایَةِ وَ قَدْ خَاطَرَ مَنِ اسْتَغْنَی بِرَأْیِهِ (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: مشورت باب هدایت است و هرکس که به اندیشهٔ خویش غرّه باشد در خطر است.

علی(ع): وَ لَا تَأْمَنَنَّ مَلُولًا . (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرگز به کسی که روزی از تو دلگیر شده، اطمینان کامل مکن.

علی(ع): أَغْضِ عَلَی الْقَذَی وَ الْأَلَمِ تَرْضَ أَبَداً. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: نسبت به جزئیات و ناملایمات اغماض داشته باش تا خوشحالی مدام را تجربه کنی.

علی(ع): الْخِلَافُ یَهْدِمُ الرَّأْیَ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کسی که سر سازگاری ندارد به رأی درست نمی‌رسد.

علی(ع): مَنْ نَالَ اسْتَطَالَ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: انسان به هرچه برسد، بیشترش را طمع می‌کند.

علی(ع): فِی تَقَلُّبِ الْأَحْوَالِ عِلْمُ جَوَاهِرِ الرِّجَالِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: در دگرگونیِ زمانه است که گوهر افراد سُتُرده میشود.

علی(ع): بِئْسَ الزَّادُ إِلَی الْمَعَادِ الْعُدْوَانُ عَلَی الْعِبَادِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: از بدترین توشه‌ها برای معاد، دشمنی با مردم است.

علی(ع): مِنْ أَشْرَفِ أَعْمَالِ الْکَرِیمِ غَفْلَتُهُ عَمَّا یَعْلَمُ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: از بهترین صفات کریم، خود را به نادانی زدن و چشم پوشیدن از خطاهاست.

علی(ع): بِالتَّوَاضُعِ تَتِمُّ النِّعْمَةُ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: پس از خوبی به دیگران، اگر تواضع در برابر آنها نیز مراعات شود، احسان تمام می‌گردد.

علی(ع): بِالسِّیرَةِ الْعَادِلَةِ یُقْهَرُ الْمُنَاوِئُ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: رعایت عدالت و انصاف در دشمنی، موجب ظفر بر دشمن است.

علی(ع): مَنْ أَصْبَحَ عَلَی الدُّنْیَا حَزِیناً فَقَدْ أَصْبَحَ لِقَضَاءِ اللَّهِ سَاخِطاً وَ مَنْ أَصْبَحَ یَشْکُو مُصِیبَةً نَزَلَتْ بِهِ فَقَدْ أَصْبَحَ یَشْکُو رَبَّهُ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرکه غصهٔ دنیا را بخورد، در واقع نسبت به قضاء و قدر خدا خشمگین است و هرکه از مصیبتی که سهم اوست شاکی باشد، از خدا شاکی است.

علی(ع): مَنْ أَتَی غَنِیّاً فَتَوَاضَعَ لَهُ لِغِنَاهُ ذَهَبَ ثُلُثَا دِینِهِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرکه نزد ثروتمندی، بخاطر ثروتش تواضع کند، دو سوم دینش بر باد رفته!

علی(ع): مَنْ لَهِجَ قَلْبُهُ بِحُبِّ الدُّنْیَا الْتَاطَ قَلْبُهُ مِنْهَا بِثَلَاثٍ هَمٍّ لَا یُغِبُّهُ وَ حِرْصٍ لَا یَتْرُکُهُ وَ أَمَلٍ لَا یُدْرِکُهُ؛ فکَفَی بِالْقَنَاعَةِ مُلْکاً فَهِی حَیَاةً طَیِّبَةً. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: دلی که به محبت چیزی از دنیا آلوده گشت، پیوسته دست‌وپنجه نرم می‌کند با همّی که از آن رهایی نیابد و خواستی که رهایش نکند و آرزویی که به آن نرسد. پس خوشا بحال آنکه پادشاه مُلک قناعت است. حیات طیّبه که قرآن گفته همین است.

علی(ع): شَارِکُوا الَّذِی قَدْ أَقْبَلَ عَلَیْهِ الرِّزْقُ فَإِنَّهُ أَخْلَقُ لِلْغِنَی وَ أَجْدَرُ بِإِقْبَالِ الْحَظِّ عَلَیْهِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: در شراکت دنبال کسی باشید که دنیا به او رو آورده. از چنین شراکتی بیشتر بوی غنی و حظّ و بهره به مشام میرسد.

علی(ع): لَا تَدْعُوَنَّ إِلَی مُبَارَزَةٍ وَ إِنْ دُعِیتَ إِلَیْهَا فَأَجِبْ فَإِنَّ الدَّاعِیَ إِلَیْهَا بَاغٍ وَ الْبَاغِیَ مَصْرُوعٌ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرگز ابتدائاً کسی را به مبارزه دعوت مکن، چون کسی که مبارزه را آغاز کند تجاوز کرده و تجاوزگر از جانب خدا نصرت نمی‌شود. با اینحال اگر به مبارزهٔ تو آمدند، میدان را خالی مکن.

علی(ع): وَ اللَّهِ لَدُنْیَاکُمْ هَذِهِ أَهْوَنُ فِی عَیْنِی مِنْ عِرَاقِ خِنْزِیرٍ فِی یَدِ مَجْذُومٍ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: به خدا سوگند که دنیای شما پیش چشمم از استخوان خوکی در دست جذامی پست‌تر است.

علی(ع): إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُکْراً فَتِلْکَ عِبَادَةُ الْأَحْرَارِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کسانی که عبادتشان بخاطر شکر است، بندگان واقعی خدا هستند.

علی(ع): الْمَرْأَةُ شَرٌّ کُلُّهَا وَ شَرُّ مَا فِیهَا أَنَّهُ لَا بُدَّ مِنْهَا. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: زن همه چیزش بد است، و بدتر از آن این که مرد چاره‌ای ندارد جز ساختن با او.

علی(ع): مَنْ أَطَاعَ الْوَاشِیَ ضَیَّعَ الصَّدِیقَ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرکس به حرف سخن‌چین گوش دهد، دوستش را از دست میدهد.

علی(ع): الْحَجَرُ الْغَصِیبُ فِی الدَّارِ رَهْنٌ عَلَی خَرَابِهَا. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: سنگ غصبی در خانه‌ای، خانه را به ویرانی می‌برد.

علی(ع): إِنَّ لِلَّهِ فِی کُلِّ نِعْمَةٍ حَقّاً فَمَنْ أَدَّاهُ زَادَهُ مِنْهَا وَ مَنْ قَصَّرَ فِیهِ خَاطَرَ بِزَوَالِ نِعْمَتِهِ. احْذَرُوا نِفَارَ النِّعَمِ فَمَا کُلُّ شَارِدٍ بِمَرْدُودٍ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خدا را در هر نعمتی، حقی بر گردن بنده است. هرکس آن را ادا کرد، نعمتش فزون شود، وگرنه خطر زوال آن نعمتِ بخصوص هست. بترسید از فرار کردن و رمیدن نعمت، که رمیده گاهی هرگز به چنگ نیاید.

علی(ع): عَرَفْتُ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بِفَسْخِ الْعَزَائِمِ وَ حَلِّ الْعُقُودِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خدا را شناختم به برهم‌زدنِ تصمیم‌هایی که گمانش نمیرفت و بازکردن گره‌هایی که احتمالش نبود.

علی(ع): مَا مِنْ أَحَدٍ أَوْدَعَ قَلْباً سُرُوراً إِلَّا وَ خَلَقَ اللَّهُ لَهُ مِنْ ذَلِکَ السُّرُورِ لُطْفاً فَإِذَا نَزَلَتْ بِهِ نَائِبَةٌ جَرَی إِلَیْهَا کَالْمَاءِ فِی انْحِدَارِهِ حَتَّی یَطْرُدَهَا عَنْهُ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرگاه کسی دلی را شاد کند، خداوند از آن سرور، لطفی خلق میکند که هرگاه مشکلی بخواهد نازل شود، آن لطف مثل آبی که بسوی نشیب روان می‌شود، بسوی آن مشکل رفته و برطرفش میسازد.

علی(ع): وَ قَالَ ( علیه السلام ) : إِذَا أَمْلَقْتُمْ فَتَاجِرُوا اللَّهَ بِالصَّدَقَةِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: حتی اگر فقیر شدید، راه نجات از آن معامله با خدا در قالب صدقه است.

علی(ع): یَا ابْنَ آدَمَ لَا تَحْمِلْ هَمَّ یَوْمِکَ الَّذِی لَمْ یَأْتِکَ عَلَی یَوْمِکَ الَّذِی قَدْ أَتَاکَ فَإِنَّهُ إِنْ یَکُ مِنْ عُمُرِکَ یَأْتِ اللَّهُ فِیهِ بِرِزْقِکَ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: ای فرزند آدم! غم روزیِ فردایت را امروز مخور. چونکه اگر فردا هم، جزء عمرت باشد، روزی‌ات را خدا خواهد داد.

علی(ع): أَحْبِبْ حَبِیبَکَ هَوْناً مَا عَسَی أَنْ یَکُونَ بَغِیضَکَ یَوْماً مَا وَ أَبْغِضْ بَغِیضَکَ هَوْناً مَا عَسَی أَنْ یَکُونَ حَبِیبَکَ یَوْماً مَا. . (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: در دوستی چنان اندازه نگه‌دار که اگر دوستت فردا دشمنت شد ضرر نکنی و در دشمنی با دشمنت چنان اندازه نگه‌دار که امکان دوست‌شدنش در آینده باقی باشد.

علی(ع): مَنْ عَمِلَ فِی الدُّنْیَا لِمَا بَعْدَهَا جَاءَهُ الَّذِی لَهُ مِنَ الدُّنْیَا بِغَیْرِ عَمَلٍ فَأَحْرَزَ الْحَظَّیْنِ مَعاً وَ مَلَکَ الدَّارَیْنِ جَمِیعاً فَأَصْبَحَ وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ لَا یَسْأَلُ اللَّهَ حَاجَةً فَیَمْنَعُهُ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هر کس در دنیا برای آخرت کار کند روزیِ دنیوی‌اش، بی‌زحمت و بی‌آنکه کاری کند به او میرسد. پس به خوشیِ دودنیا نائل می‌گردد و مالک هردو می‌گردد. چنین کسی پیش خدا وجیه است و از خدا چیزی نمی‌خواهد جز آنکه به او عطا میشود.

علی(ع): اعْلَمُوا عِلْماً یَقِیناً أَنَّ اللَّهَ لَمْ یَجْعَلْ لِلْعَبْدِ وَ إِنْ عَظُمَتْ حِیلَتُهُ وَ اشْتَدَّتْ طَلِبَتُهُ وَ قَوِیَتْ مَکِیدَتُهُ أَکْثَرَ مِمَّا سُمِّیَ لَهُ فِی الذِّکْرِ الْحَکِیمِ فَزِدْ أَیُّهَا الْمُسْتَنْفِعُ فِی شُکْرِکَ وَ قَصِّرْ مِنْ عَجَلَتِکَ وَ قِفْ عِنْدَ مُنْتَهَی رِزْقِکَ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: یقین کنید که هرکس بیش از آنچه در نزد خدا برایش مقدّر شده، روزی ندارد؛ گرچه بسیار حیله کند و بسیار بجوید و نقشه‌ها بکار زند. پس ای عاقل، بر آنچه روزی‌ات شده، شکر فزون کن و از شتاب خویش در طلب دنیا بکاه و بر آنچه سهم تو شده آرام بگیر.

علی(ع): مَا قَالَ النَّاسُ لِشَیْ‌ءٍ طُوبَی لَهُ إِلَّا وَ قَدْ خَبَأَ لَهُ الدَّهْرُ یَوْمَ سَوْءٍ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: مردم به چیزی نگفتند خوشا به حالش، مگر آنکه روزگار برایش روز بدی را در آستین نهاد.

علی(ع): کَانَ لِی فِیمَا مَضَی أَخٌ فِی اللَّهِ وَ کَانَ یُعْظِمُهُ فِی عَیْنِی صِغَرُ الدُّنْیَا فِی عَیْنِهِ وَ کَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ فَلَا یَشْتَهِی مَا لَا یَجِدُ وَ لَا یُکْثِرُ إِذَا وَجَدَ وَ کَانَ أَکْثَرَ دَهْرِهِ صَامِتاً فَإِنْ قَالَ بَذَّ الْقَائِلِینَ وَ نَقَعَ غَلِیلَ السَّائِلِینَ وَ کَانَ ضَعِیفاً مُسْتَضْعَفاً فَإِنْ جَاءَ الْجِدُّ فَهُوَ لَیْثُ غَابٍ وَ صِلُّ وَادٍ لَا یُدْلِی بِحُجَّةٍ حَتَّی یَأْتِیَ قَاضِیاً وَ کَانَ لَا یَلُومُ أَحَداً عَلَی مَا یَجِدُ الْعُذْرَ فِی مِثْلِهِ حَتَّی یَسْمَعَ اعْتِذَارَهُ وَ کَانَ لَا یَشْکُو وَجَعاً إِلَّا عِنْدَ بُرْئِهِ وَ کَانَ یَقُولُ مَا یَفْعَلُ وَ لَا یَقُولُ مَا لَا یَفْعَلُ وَ کَانَ إِذَا غُلِبَ عَلَی الْکَلَامِ لَمْ یُغْلَبْ عَلَی السُّکُوتِ وَ کَانَ عَلَی مَا یَسْمَعُ أَحْرَصَ مِنْهُ عَلَی أَنْ یَتَکَلَّمَ وَ کَانَ إِذَا بَدَهَهُ أَمْرَانِ یَنْظُرُ أَیُّهُمَا أَقْرَبُ إِلَی الْهَوَی فَیُخَالِفُهُ فَعَلَیْکُمْ بِهَذِهِ الْخَلَائِقِ فَالْزَمُوهَا وَ تَنَافَسُوا فِیهَا فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِیعُوهَا فَاعْلَمُوا أَنَّ أَخْذَ الْقَلِیلِ خَیْرٌ مِنْ تَرْکِ الْکَثِیرِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: در گذشته برادری دینی داشتم، آنچه او را در نظرم بزرگ کرده بود، کوچکی دنیا پیش چشم او بود. شکم باره نبود تا هوس آنچه نیست کند و در آنچه بود افراط نمی‌کرد. معمولاً ساکت بود، اما به وقت گفتن، خوب سخن می‌گفت و خوب عطش جویندگان را فرومی‌نشاند. بی‌بضاعت بود و به او اقبال نبود، اما وقتی عزم کاری می‌کرد، شیر بیشه بود و اژدهای بیابان. جز پیش قاضی دلیل اقامه نمی‌کرد. تا محملی موجود بود، و تا وجه کار کسی را نمی‌پرسید، کسی را برای کاری ملامت نمی‌کرد. از دردش سخن نمی‌گفت جز وقتی که برطرف شده بود. هرچه میگفت میکرد و از آنچه نمی‌کرد دم فرو بسته بود. در سکوت بی‌نظیر بود. دوست داشت بیشتر بشنود تا بگوید. در دوراهی‌ها راه خلاف هوای نفس را برمی‌گزید.

بر شما باد به این صفات، حتی اگر شده بعضی از آنها.

علی(ع): مَنْ بَالَغَ فِی الْخُصُومَةِ أَثِمَ وَ مَنْ قَصَّرَ فِیهَا ظُلِمَ وَ لَا یَسْتَطِیعُ أَنْ یَتَّقِیَ اللَّهَ مَنْ خَاصَمَ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: از خصومت بپرهیزید زیرا بگونه‌ای است که زیاده‌روی در آن انسان را گنه‌کار می‌کند و کوتاهی در آن انسان را مورد ظلم قرار میدهد. آری، در خصومت رعایت تقوای الهی بسیار سخت است.

علی(ع): کِتَابُکَ أَبْلَغُ مَا یَنْطِقُ عَنْکَ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: نوشتهٔ تو ـ نسبت به کلام شفاهی‌ات ـ بهترین چیزی است که میتواند مراد درست تو را با کمترین تبعات، به مخاطب برساند.

علی(ع): إِنَّ الْمِسْكِينَ رَسُولُ اللَّهِ فَمَنْ مَنَعَهُ فَقَدْ مَنَعَ اللَّهَ وَ مَنْ أَعْطَاهُ فَقَدْ أَعْطَى اللَّهَ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: مسکین را خدا فرستاده. پس هرکه منعش کند خدا را منع کرده و هرکه عطایش کند به خدا قرض داده.

علی(ع): اتَّقُوا ظُنُونَ الْمُؤْمِنِينَ فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى جَعَلَ الْحَقَّ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: به گمانهای مؤمنین اهمیت دهید زیرا خدا حق را بر زبان آنها جاری میکند.

علی(ع): إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالًا وَ إِدْبَاراً فَإِذَا أَقْبَلَتْ فَاحْمِلُوهَا عَلَى النَّوَافِلِ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ فَاقْتَصِرُوا بِهَا عَلَى الْفَرَائِضِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: قلب‌ها اقبال دارند و ادبار. قلب که اقبال کرد به سراغ نوافل بروید و در ادبارش بر فرائض اقتصار کنید.

علی(ع): رُدُّوا الْحَجَرَ مِنْ حَيْثُ جَاءَ فَإِنَّ الشَّرَّ لَا يَدْفَعُهُ إِلَّا الشَّرُّ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: وقتی حلم سود نبخشد، جواب سنگ، سنگ است و شر را جز شر دفع نکند.

علی(ع): مَا لَقِيتُ رَجُلًا إِلَّا أَعَانَنِى عَلَى نَفْسِهِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: به هیچ کسی برنخوردم جز آنکه خودش علیه خودش بهانه‌ای بدستم داد.

علی(ع): يَا بُنَىَّ إِنِّى أَخَافُ عَلَيْكَ الْفَقْرَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنْهُ فَإِنَّ الْفَقْرَ مَنْقَصَةٌ لِلدِّينِ مَدْهَشَةٌ لِلْعَقْلِ دَاعِيَةٌ لِلْمَقْتِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: فرزندم، من بابت فقر برایت نگرانم! از آن به خدا پناه ببر. فقر موجب سستی دین، حیرانی عقل، و ایجاد کینه است.

علی(ع): لِعَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْعَبَّاسِ وَ قَدْ أَشَارَ إِلَيْهِ فِى شَىْ‌ءٍ لَمْ يُوَافِقْ رَأْيَهُ لَكَ أَنْ تُشِيرَ عَلَىَّ وَ أَرَى فَإِنْ عَصَيْتُكَ فَأَطِعْنِى. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) به ابن عباس که نظری مخالف او داشت فرمود: بر توست که به من مشورت دهی، سپس فکر می‌کنم. اما اگر به چیزی جز آنچه تو گفتی رسیدم، باید تابع من باشی.

علی(ع): السُّلْطَانُ وَزَعَةُ اللَّهِ فِى أَرْضِهِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: سلطان، پاسبان خدا در زمین است تا امنیت ایجاد کند.

علی(ع): الْمُؤْمِنُ بِشْرُهُ فِى وَجْهِهِ وَ حُزْنُهُ فِى قَلْبِهِ أَوْسَعُ شَىْ‌ءٍ صَدْراً يَكْرَهُ الرِّفْعَةَ وَ يَشْنَأُ السُّمْعَةَ بَعِيدٌ هَمُّهُ كَثِيرٌ صَمْتُهُ مَشْغُولٌ وَقْتُهُ شَكُورٌ صَبُورٌ مَغْمُورٌ بِفِكْرَتِهِ ضَنِينٌ بِخَلَّتِهِ سَهْلُ الْخَلِيقَةِ لَيِّنُ الْعَرِيكَةِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: مؤمن شادی‌اش در رخسار و حزنش در قلب است. سعهٔ صدر بسیار دارد. از تفاخر بیزار است و از خودنمایی متنفّر. همّتش بلند است و سکوتش بسیار. وقت اضافه ندارد. شکور است و صبور. پیوسته می‌اندیشد و به نفس خویش بدبین است. خوش‌خوست و بر دیگران آسان می‌گیرد.

علی(ع): الْغِنَى الْأَكْبَرُ الْيَأْسُ عَمَّا فِى أَيْدِى النَّاسِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: امید نداشتن به چیزی که به دست دیگران است، بزرگترین غناست.

علی(ع): الْمَسْئُولُ حُرٌّ حَتَّى يَعِدَ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: وقتی از کسی چیزی خواستند، مختار است در انجام یا عدم انجام، تا وقتی وعده نداده باشد.

علی(ع): صَوَابُ الرَّأْىِ بِالدُّوَلِ يُقْبِلُ بِإِقْبَالِهَا وَ يَذْهَبُ بِذَهَابِهَا. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: چاره‌سازی اندیشه به اقبال و ادبار دولت و بخت است؛ وقتی دولتِ کسی اقبال کند، تدابیرش هم درست از آب در میآید و وقتی دولت از کسی رو بر گرداند، هیچ تدبیری از او به نتیجهٔ دلخواه نمیرسد.

علی(ع): كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ وَ النَّاسُ مَنْقُوصُونَ مَدْخُولُونَ إِلَّا مَنْ عَصَمَ اللَّهُ يَكَادُ أَفْضَلُهُمْ رَأْياً يَرُدُّهُ عَنْ فَضْلِ رَأْيِهِ الرِّضَى وَ السُّخْطُ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کارهای انسان پیوسته او را اسیر و در بند می‌کند و آدمی مثل شمعی رو به نقصان است و در خود گرفتار، مگر آنکس که خدا نگه‌اش دارد. انسان چنان بی‌ثبات است که عاقل‌ترینش با یک خوشی یا ناخوشی از فکر درستش منصرف می‌گردد.

علی(ع): مِنَ الْعِصْمَةِ تَعَذُّرُ الْمَعَاصِى. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: اینکه کسی نتواند گناهی را انجام دهد، خودش بهره‌ای از عصمت است که خدا نصیبش کرده.

علی(ع): الثَّنَاءُ بِأَكْثَرَ مِنَ الِاسْتِحْقَاقِ مَلَقٌ وَ التَّقْصِيرُ عَنِ الِاسْتِحْقَاقِ عِىٌّ أَوْ حَسَدٌ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: ستودن دیگران بیش از استحقاق، چاپلوسی است و کمتر از آن، یا بخاطر حسد است یا ضعف‌نفس.

علی(ع): مَنْ سَلَّ سَيْفَ الْبَغْىِ قُتِلَ بِهِ وَ مَنْ كَابَدَ الْأُمُورَ عَطِبَ و مَنِ اقْتَحَمَ اللُّجَجَ غَرِقَ وَ مَنْ كَثُرَ كَلَامُهُ كَثُرَ خَطَؤُهُ وَ مَنْ قَلَّ وَرَعُهُ مَاتَ قَلْبُهُ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرکس آغازگر ستم باشد، عاقبت با همان شمشیر خواهد مرد و هرکس امور را به گره بکشاند، ضرر کند و هرکس خود را در گرداب افکند غرق شود و هرکس حرفش زیاد شود خطایش بسیار میشود و هرکس که پرهیزش از معاصی اندک شود، قلبش به مرور خواهد مرد.

علی(ع): عِنْدَ تَنَاهِى الشِّدَّةِ تَكُونُ الْفَرْجَةُ وَ عِنْدَ تَضَايُقِ حَلَقِ الْبَلَاءِ يَكُونُ الرَّخَاءُ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: سختی که به نهایت رسد فرج پدیدار می‌گردد و حلقه‌های بلا که خوب تنگ شود، از هم خواهد پاشید.

علی(ع): لَا تَجْعَلَنَّ أَكْثَرَ شُغْلِكَ بِأَهْلِكَ وَ وَلَدِكَ فَإِنْ يَكُنْ أَهْلُكَ وَ وَلَدُكَ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَوْلِيَاءَهُ وَ إِنْ يَكُونُوا أَعْدَاءَ اللَّهِ فَمَا هَمُّكَ وَ شُغْلُكَ بِأَعْدَاءِ اللَّهِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خود را زیاد مشغول اهل و فرزندت مکن. چون مادامیکه متوجه خدا باشند، خدا هوایشان را دارد و اگر بخواهند خدا را وانهند، چرا تو بیش از حدّ به فکر چنین کسانی هستی؟!

علی(ع): شَكَرْتَ الْوَاهِبَ وَ بُورِكَ لَكَ فِى الْمَوْهُوبِ وَ بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ رُزِقْتَ بِرَّهُ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) وقتی شنید کسی صاحب فرزند شده، فرمود: خدا شکر نصیبت کند و بچه‌ات موجب برکت باشد و به رشد برسد و به تو نیکی کند!

علی(ع) حین قِيلَ لَهُ (علیه السلام) لَوْ سُدَّ عَلَى رَجُلٍ بَابُ بَيْتِهِ وَ تُرِكَ فِيهِ مِنْ أَيْنَ كَانَ يَأْتِيهِ رِزْقُهُ فَقَالَ: مِنْ حَيْثُ يَأْتِيهِ أَجَلُهُ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

از امیرمؤمنان(ع) پرسیدند: اگر کسی را در خانه‌ای زندانی کنند، رزقش از کجا میرسد؟ گفت: از همانجا که اجلش میرسد. (یعنی بستن در، همانطور که مانع اجل نمیشود، مانع قَدَر و رسیدن روزی هم نمیشود.)

علی(ع): إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ لَيْسَ لَكُمْ بَدَأَ وَ لَا إِلَيْكُمُ انْتَهَى وَ قَدْ كَانَ صَاحِبُكُمْ هَذَا يُسَافِرُ فَعُدُّوهُ فِى بَعْضِ أَسْفَارِهِ فَإِنْ قَدِمَ عَلَيْكُمْ وَ إِلَّا قَدِمْتُمْ عَلَيْهِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) به کسانیکه عزیزشان مرده بود فرمود: مرگ عزیزان برای آدمی امری عمومی است. عزیز شما زیاد سفر می‌کرد؛ حالا هم فرض کنید که در یکی از سفرهاست. سفری که اگر از آن بازنگردد، روزی شما سفر می‌کنید و به او ملحق می‌شوید.

علی(ع): أَيُّهَا النَّاسُ تَوَلَّوْا مِنْ أَنْفُسِكُمْ تَأْدِيبَهَا وَ اعْدِلُوا بِهَا عَنْ ضَرَاوَةِ عَادَاتِهَا. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: ای مردم، خودتان متولّی ادب کردن خود شوید و خود را از عاداتِ زشت خوکرده، باز گردانید.

علی(ع): لَا تَظُنَّنَّ بِكَلِمَةٍ خَرَجَتْ مِنْ أَحَدٍ سُوءاً وَ أَنْتَ تَجِدُ لَهَا فِى الْخَيْرِ مُحْتَمَلًا. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: به حرفی که از دهان کسی خارج میشود، تا می‌توانی محملی از خیر پیدا کنی، هرگز گمان بد مبر.

علی(ع): الْعِلْمُ يَهْتِفُ بِالْعَمَلِ فَإِنْ أَجَابَهُ وَ إِلَّا ارْتَحَلَ عَنْهُ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: علم تشنهٔ عمل است و اگر کسی به علمش عمل را اضافه نکند، علمش از او رخت برمی‌بندد.

علی(ع): مَا أَعْمَالُ الْبِرِّ كُلُّهَا وَ الْجِهَادُ فِى سَبِيلِ اللَّهِ عِنْدَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْىِ عَنِ الْمُنْكَرِ إِلَّا كَنَفْثَةٍ فِى بَحْرٍ لُجِّىٍّ وَ إِنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْىَ عَنِ الْمُنْكَرِ لَا يُقَرِّبَانِ مِنْ أَجَلٍ وَ لَا يَنْقُصَانِ مِنْ رِزْقٍ وَ أَفْضَلُ مِنْ ذَلِكَ كُلِّهِ كَلِمَةُ عَدْلٍ عِنْدَ إِمَامٍ جَائِرٍ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: تمام نیکی‌ها، حتی جهاد، پیش امر به معروف، مثل برکه‌ای است در برابر یک دریای عظیم. امر به معروف نه اجل را جابجا می‌کند نه رزق را می‌کاهد. والاترین امر به معروف، یادآوری حق است پیش رئیس زورگو.

علی(ع): يَا ابْنَ آدَمَ الرِّزْقُ رِزْقَانِ رِزْقٌ تَطْلُبُهُ وَ رِزْقٌ يَطْلُبُكَ فَإِنْ لَمْ تَأْتِهِ أَتَاكَ وَ لَنْ يَسْبِقَكَ إِلَى رِزْقِكَ طَالِبٌ وَ لَنْ يَغْلِبَكَ عَلَيْهِ غَالِبٌ وَ لَنْ يُبْطِئَ عَنْكَ مَا قَدْ قُدِّرَ لَكَ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: رزق واقعی رزقی است که خدا برای تو مقدّر کرده، چنین رزقی در پی توست تا به تو برسد؛ نه آن رزقی که تو به دنبال آنی. آنچه رزق توست بد ست دیگری نمی‌افتد و کسی نمی‌تواند آنرا از تو برباید. آنچه مال توست همیشه به موقع خواهد رسید.

علی(ع): الْكَلَامُ فِى وَثَاقِكَ مَا لَمْ تَتَكَلَّمْ بِهِ فَإِذَا تَكَلَّمْتَ بِهِ صِرْتَ فِى وَثَاقِهِ فَاخْزُنْ لِسَانَكَ كَمَا تَخْزُنُ ذَهَبَكَ وَ وَرِقَكَ فَرُبَّ كَلِمَةٍ سَلَبَتْ نِعْمَةً وَ جَلَبَتْ نِقْمَةً لَا تَقُلْ مَا لَا تَعْلَمُ بَلْ لَا تَقُلْ كُلَّ مَا تَعْلَمُ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کلام در بند تو ست مادامیکه گفته نشده، اما تا بر زبان آورده شد، تو در بند آنی. پس همانطور که مراقب مال خویشی، مراقب زبان خویش باش. بوده که کلمه‌ای، نعمتی را سلب کرده و نقمتی بپا کرده. آنچه دقیق نمی‌دانی مگو و همهٔ آنچه را هم که میدانی، مگو.

علی(ع): مَنْ طَلَبَ شَيْئاً نَالَهُ أَوْ بَعْضَهُ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرکه چیزی را بجوید، به همه یا بخشی از آن میرسد.

علی(ع): أَلَا وَ إِنَّ مِنَ الْبَلَاءِ الْفَاقَةَ وَ أَشَدُّ مِنَ الْفَاقَةِ مَرَضُ الْبَدَنِ وَ أَشَدُّ مِنْ مَرَضِ الْبَدَنِ مَرَضُ الْقَلْبِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: از اقسام بلا، نداری است و بدتر از آن بیماری. اما آنچه از همه بدتر است مرض قلب (یعنی کمی ایمان و یقین) است.

علی(ع): ازْهَدْ فِى الدُّنْيَا يُبَصِّرْكَ اللَّهُ عَوْرَاتِهَا. خُذْ مِنَ الدُّنْيَا مَا أَتَاكَ وَ تَوَلَّ عَمَّا تَوَلَّى عَنْكَ فَإِنْ أَنْتَ لَمْ تَفْعَلْ فَأَجْمِلْ فِى الطَّلَبِ. مَنْ لَمْ يُعْطَ قَاعِداً لَمْ يُعْطَ قَائِماً. الدَّهْرُ يَوْمَانِ يَوْمٌ لَكَ وَ يَوْمٌ عَلَيْكَ فَإِذَا كَانَ عَلَيْكَ فَاصْبِرْ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: تا نسبت به دنیا، زاهد و بی‌رغبت نباشی، باطن زشت دنیا را خدا بر تو آشکار نمی‌کند. از دنیا همانرا که خودش بسوی تو می‌آید، برگیر و در پی آنچه رو گردانده، مباش. اگر به چنین زهدی موفق نیستی، لااقل در طلب آنچه نیامده، زیاد خود را به سختی میانداز. هرچیز که به راحتی بدست نیآید، مقدّر نیست، لذا با زور هم نتوان بدستش آورد. روزگار گاهی با تو و گاهی علیه توست. در روزگار ناسازگار، جز صبر کاری مکن.

علی(ع): رُبَّ قَوْلٍ أَنْفَذُ مِنْ صَوْلٍ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خردمند به گفتار کاری می‌کند که شمشیر از آن ناتوان است.

علی(ع): إِنَّا لَا نَمْلِكُ إِلَّا مَا مَلَّكَنَا الله فَمَتَى مَلَّكَنَا مَا هُوَ أَمْلَكُ بِهِ مِنَّا كَلَّفَنَا وَ مَتَى أَخَذَهُ مِنَّا وَضَعَ تَكْلِيفَهُ عَنَّا. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: ما مالک چیزی نمیشویم جز آنچه خدا به ما تملیک کرده. پس همیشه مالک واقعی اوست و هرگاه بخواهد پس می‌گیرد. هروقت هم که پس گرفت تکلیفی را از دوشمان برداشته.

علی(ع): مَا أَحْسَنَ تَوَاضُعَ الْأَغْنِيَاءِ لِلْفُقَرَاءِ طَلَباً لِمَا عِنْدَ اللَّهِ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ تِيهُ الْفُقَرَاءِ عَلَى الْأَغْنِيَاءِ اتِّكَالًا عَلَى اللَّهِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: چه‌قدر زیباست تواضع اغنیاء در برابر فقراء برای خشنودی خدا و زیباتر از آن بی‌اعتنایی فقراست نسبت به اغنیاء بخاطر توکّل بر خدا.

علی(ع): مَنْ صَارَعَ الْحَقَّ صَرَعَهُ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرکه با حق گلاویزد، عاقبت به خاک افتد.

علی(ع): الْحِلْمُ عَشِيرَةٌ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: بردباری در برابر دیگران، بقدر یک عشیره از انسان مراقبت می‌کند.

علی(ع): مِسْكِينٌ ابْنُ آدَمَ مَكْتُومُ الْأَجَلِ مَكْنُونُ الْعِلَلِ مَحْفُوظُ الْعَمَلِ تُؤْلِمُهُ الْبَقَّةُ وَ تَقْتُلُهُ الشَّرْقَةُ وَ تُنْتِنُهُ الْعَرْقَةُ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: بدبخت انسان؛ اجلش مکتوم و بلاهایش مکنون است، عملش را دقیق ثبت و ضبط می‌کنند، پشه‌ای بیچاره‌اش می‌کند و با لقمه‌ای خفه می‌شود و عرقی بدبویش می‌کند.

علی(ع): إِنَّ أَبْصَارَ هَذِهِ الْفُحُولِ طَوَامِحُ وَ إِنَّ ذَلِكَ سَبَبُ هِبَابِهَا فَإِذَا نَظَرَ أَحَدُكُمْ إِلَى امْرَأَةٍ تُعْجِبُهُ فَلْيُلَامِسْ أَهْلَهُ فَإِنَّمَا هِىَ امْرَأَةٌ كَامْرَأَتِهِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرزه‌بینی مردها موجب فوران شهوت در آنهاست. پس هروقت زنی زیبا دیدید، بجای به فتنه انداختن خویش، با زن خویش نزدیکی کنید. زیرا زنها همه مثل هم‌اند.

علی(ع): افْعَلُوا الْخَيْرَ وَ لَا تَحْقِرُوا مِنْهُ شَيْئاً‌فَإِنَّ صَغِيرَهُ كَبِيرٌ وَ قَلِيلَهُ كَثِيرٌ وَ لَا يَقُولَنَّ أَحَدُكُمْ إِنَّ أَحَداً أَوْلَى بِفِعْلِ الْخَيْرِ مِنِّى فَيَكُونَ وَ اللَّهِ كَذَلِكَ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خوبی کنید و هیچ خوبی‌ای را کم ندانید. زیرا خوبی کوچکش بزرگ و کمش زیاد است. مبادا کسی بگوید این خوبی مال من نیست و کس دیگری بهتر است آنرا انجام دهد، چون واقعاً همینطور می‌شود و توفیق آن خوبی را از دست می‌دهد.

علی(ع): مَنْ عَمِلَ لِدِينِهِ كَفَاهُ اللَّهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرکس عملش برای دینش باشد، خداوند امر دنیایش را کفایت خواهد کرد.

علی(ع): إِنَّ لِلَّهِ عِبَاداً یَخْتَصُّهُمُ اللَّهُ بِالنِّعَمِ لِمَنَافِعِ الْعِبَادِ فَیُقِرُّهَا فِی أَیْدِیهِمْ مَا بَذَلُوهَا فَإِذَا مَنَعُوهَا نَزَعَهَا مِنْهُمْ ثُمَّ حَوَّلَهَا إِلَی غَیْرِهِمْ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خدا بندگانی دارد که نعمت‌هایی را فقط به آنها داده تا صرف دیگران کنند. مادامیکه نعمت را بذل می‌کنند، نعمت در دستشان باقی خواهد ماند و اگر منع کنند، خداوند نعمت را از آنها می‌گیرد و به دیگری می‌دهد.

علی(ع): مَنْ شَکَا الْحَاجَةَ إِلَی مُؤْمِنٍ فَکَأَنَّهُ شَکَاهَا إِلَی اللَّهِ وَ مَنْ شَکَاهَا إِلَی کَافِرٍ فَکَأَنَّمَا شَکَا اللَّهَ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: حاجت بردن و شکایت کردن پیش مؤمن، گویا بردن آن پیش خداست؛ و پیش کافر، مثل شکایت از خداست.

علی(ع): مَا کَانَ اللَّهُ لِیَفْتَحَ عَلَی عَبْدٍ بَابَ الشُّکْرِ وَ یُغْلِقَ عَنْهُ بَابَ الزِّیَادَةِ وَ لَا لِیَفْتَحَ عَلَی عَبْدٍ بَابَ الدُّعَاءِ وَ یُغْلِقَ عَنْهُ بَابَ الْإِجَابَةِ وَ لَا لِیَفْتَحَ لِعَبْدٍ بَابَ التَّوْبَةِ وَ یُغْلِقَ عَنْهُ بَابَ الْمَغْفِرَةِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خداوند وقتی باب شکر را برای کسی باز کرد، حتماً نعمت را هم برایش زیاد می‌کند و باب دعا را وقتی برای کسی گشود، حتماً اجابتش می‌کند و توفیق توبه وقتی به کسی داد، حتماً او می‌بخشد.

علی(ع): الزُّهْدُ کُلُّهُ بَیْنَ کَلِمَتَیْنِ مِنَ الْقُرْآنِ، قَالَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ: ( لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلَی ما فاتَکُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکُمْ ) وَ مَنْ لَمْ یَأْسَ عَلَی الْمَاضِی وَ لَمْ یَفْرَحْ بِالآتِی فَقَدْ أَخَذَ الزُّهْدَ بِطَرَفَیْهِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: زهد را این آیهٔ قرآن معنا کرده که گفته: بر آنچه رفت، اندوه مخورید و به آنچه آمده دلخوش مباشید. لذا کسی که برای گذشته اندوه نخورد و به آینده دل خوش نکند، زهدِ کامل را رعایت کرده است.

علی(ع): لَیْسَ بَلَدٌ بِأَحَقَّ بِکَ مِنْ بَلَدٍ خَیْرُ الْبِلَادِ مَا حَمَلَکَ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: شهری از شهر دیگر برای سکونت بهتر نیست؛ در شهری ساکن شو که تو را به دوش بگیرد. یعنی حاجاتت را برآورده کند.

علی(ع): مَا مَزَحَ امْرُؤٌ مَزْحَةً إِلَّا مَجَّ مِنْ عَقْلِهِ مَجَّةً. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: مزاح، حتی کمش، بخشی از عقل را زائل می‌کند.

علی(ع): زُهْدُکَ فِی رَاغِبٍ فِیکَ نُقْصَانُ حَظٍّ وَ رَغْبَتُکَ فِی زَاهِدٍ فِیکَ ذُلُّ نَفْسٍ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: بی‌رغبتی نسبت به کسی راغب به معاشرت با توست، بی‌بهرگی است و رغبتت به کسی که مایل به معاشرت و دوستی با تو نیست، عین ذلّت است.

علی(ع): الْغِنَی وَ الْفَقْرُ بَعْدَ الْعَرْضِ عَلَی اللَّهِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: پس از عرضهٔ اعمال بر خدا، معلوم می‌شود که چه کسی واقعاً ثروتمند است و چه کسی فقیر.

علی(ع): الْإِیمَانُ أَنْ تُؤْثِرَ الصِّدْقَ حَیْثُ یَضُرُّکَ وَ أَلَّا یَکُونَ فِی حَدِیثِکَ فَضْلٌ عَنْ عَمَلِکَ وَ أَنْ تَتَّقِیَ اللَّهَ فِی حَدِیثِ غَیْرِکَ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: ایمان علامتش راست گفتن است جایی که به ظاهر به ضرر توست و اینکه حرفت از عملت پیشی نگیرد و اینکه در سخن‌گفتن راجع به دیگران، از خدا بترسی.

علی(ع): یَغْلِبُ الْمِقْدَارُ عَلَی التَّقْدِیرِ حَتَّی تَکُونَ الآفَةُ فِی التَّدْبِیرِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: تقدیر چنان بر حسابگری ما غالب است که از همان تدبیرِ ما، آفت ببار می‌آید.

علی(ع): لَکَادَ الْعَفِیفُ أَنْ یَکُونَ مَلَکاً مِنَ الْمَلَائِکَةِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کسی که عفّت خویش را حفظ کند، نزدیک است که از فرشتگان شود.

علی(ع): إِنَّ الْعَسْفَ یَعُودُ بِالْجَلَاءِ وَ الْحَیْفَ یَدْعُو إِلَی السَّیْفِ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: بیراهه رفتن در زندگی، موجب آوارگی می‌گردد و ستم، به عداوت و شمشیر ختم می‌گردد.

علی(ع): لَسْنَا نُرْعِدُ حَتَّی نُوقِعَ وَ لَا نُسِیلُ حَتَّی نُمْطِرَ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۹)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: ما غرّش نمی‌کنیم پیش از حمله و لافِ سیل نمی‌زنیم پیش از باریدن. (یعنی پیش از اقدام، آنرا بر ملا نکرده و لاف گزاف نمی‌زنیم).

علی(ع): إِنَّ الْخَطَایَا خَیْلٌ شُمُسٌ حُمِلَ عَلَیْهَا أَهْلُهَا وَ خُلِعَتْ لُجُمُهَا فَتَقَحَّمَتْ بِهِمْ فِی النَّارِ أَلَا وَ إِنَّ التَّقْوَی مَطَایَا ذُلُلٌ حُمِلَ عَلَیْهَا أَهْلُهَا وَ أُعْطُوا أَزِمَّتَهَا فَأَوْرَدَتْهُمُ الْجَنَّةَ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: گناهان مانند اسب سرکش‌اند، بر سوار خویش مستولی‌اند و لجام آنها گسیخته است؛ در آخر هم سوار خویش را در آتش دوزخ میافکنند. اما تقوی مانند شتر رامی است که مهارش بدست سوار است و سوار خود را عاقبت به بهشت می‌رساند.

علی(ع): حَقٌّ وَ بَاطِلٌ وَ لِکُلٍّ أَهْلٌ فَلَئِنْ أَمِرَ الْبَاطِلُ لَقَدِیماً فَعَلَ وَ لَئِنْ قَلَّ الْحَقُّ فَلَرُبَّمَا وَ لَعَلَّ وَ لَقَلَّمَا أَدْبَرَ شَیْ‌ءٌ فَأَقْبَلَ. (نهج‌البلاغه؛ کلمات قصار)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: حق و باطل همیشه هستند و هر کدام طرفدارانی دارند. حاکمیت باطل عجیب نیست و تا بوده چنین بوده. کم طرفدار بودن حق هم تقریباً همیشگی است. لذا منتظر حاکمیت حق یا اقبال مردم به آن نباشید.

علی(ع): مَنْ یَعْمَلْ لِغَیْرِ اللَّهِ یَکِلْهُ اللَّهُ لِمَنْ عَمِلَ لَهُ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۲۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرکس برای غیر خدا کار کند، خدا به همو محوّلش می‌کند.

علی(ع): وَ لِسَانُ الصِّدْقِ یَجْعَلُهُ اللَّهُ لِلْمَرْءِ فِی النَّاسِ خَیْرٌ لَهُ مِنَ الْمَالِ یُوَرِّثُهُ غَیْرُهُ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۲۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: نامِ نیک اگر خدا پس از مرگ کسی روزی‌اش کند، برایش بهتر از مالی است که از او باقی می‌ماند و به ورثه میرسد.

علی(ع): أَلَا لَا یَعْدِلَنَّ أَحَدُکُمْ عَنِ الْقَرَابَةِ یَرَی بِهَا الْخَصَاصَةَ أَنْ یَسُدَّهَا بِالَّذِی لَا یَزِیدُهُ إِنْ أَمْسَکَهُ وَ لَا یَنْقُصُهُ إِنْ أَهْلَکَهُ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۲۳ )

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرگاه در زندگی نزدیکان خویش حاجتی دیدید، مبادا در رفع آن سستی کنید. چون مال شما با نبخشیدن فزونی نمی‌یابد و با بخشش کاستی نمی‌پذیرد، چون خدا بخشش را زود جبران می‌کند.

علی(ع): إِنَّ الْمَالَ وَ الْبَنِینَ حَرْثُ الدُّنْیَا وَ الْعَمَلَ الصَّالِحَ حَرْثُ الآخِرَةِ وَ قَدْ یَجْمَعُهُمَا اللَّهُ لِأَقْوَامٍ فَاحْذَرُوا مِنَ اللَّهِ مَا حَذَّرَکُمْ مِنْ نَفْسِهِ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۲۳

امیرمؤمنان(ع) فرمود: مال و فرزند، متاع دنیا هستند و عمل صالح، متاع آخرت. و خدا به بعضی هر دو را با هم میدهد. پس رو به خدا کنید و در رعایت تقوایی که خواسته کوتاهی نکنید.

علی(ع): الْمَرْءُ الْمُسْلِمُ الْبَرِی‌ءُ مِنَ الْخِیَانَةِ یَنْتَظِرُ مِنَ اللَّهِ إِحْدَی الْحُسْنَیَیْنِ إِمَّا دَاعِیَ اللَّهِ فَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ لَهُ وَ إِمَّا رِزْقَ اللَّهِ فَإِذَا هُوَ ذُو أَهْلٍ وَ مَالٍ وَ مَعَهُ دِینُهُ وَ حَسَبُهُ. فَإِنَّ الْمَرْءَ الْمُسْلِمَ مَا لَمْ یَغْشَ دَنَاءَةً کَانَ کَالْفَالِجِ الْیَاسِرِ الَّذِی یَنْتَظِرُ أَوَّلَ فَوْزَةٍ مِنْ قِدَاحِهِ تُوجِبُ لَهُ الْمَغْنَمَ وَ یُرْفَعُ بِهَا عَنْهُ الْمَغْرَمُ (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۲۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: مسلمانی که اهل بدی کردن نیست و سربلند زندگی کرده، همواره منتظر یکی از دو چیز است: یا مرگش فرا رسد و بسوی خدا پرواز کند و به نعمتِ برترِ آخرت بر سد، یا رزق و روزی‌اش در همین دنیا بیشتر گردد، درحالیکه دینش و فضائلش هم پابرجاست. آری، مسلمان مادامیکه پستی و زشتی از او ظاهر نشده، مثل قماربازی است که دوران باختنش تمام شده و در مدار بردن افتاده و میرود تا ضررهای گذشته را جبران کند.

علی(ع): فَاتَّقُوا اللَّهَ عِبَادَ اللَّهِ وَ فِرُّوا إِلَی اللَّهِ مِنَ اللَّهِ وَ امْضُوا فِی الَّذِی نَهَجَهُ لَکمْ وَ قُومُوا بِمَا عَصَبَهُ بِکمْ فَعَلِیٌّ ضَامِنٌ لِفَلْجِکمْ آجِلًا إِنْ لَمْ تُمْنَحُوهُ عَاجِلًا . (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۲۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: ای بندگان خدا، تقوا پیشه کنید و از خدا بسوی خودش بگریزید و همواره راه واضحی را که او پیش رویتان نهاده پی بگیرید و قیام کنید به آنچه خدا مؤکّداً از شما خواسته. اگر چنین کنید، علی ضامن است که خوشبخت و رستگار شوید، در همین دنیا، و اگر نشد در آخرت.

علی(ع): اشْتَشْعِرُوا الصَّبْرَ فَإِنَّهُ أَدْعَی إِلَی النَّصْرِ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۲۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: صبر را روش و شعار خویش قرار دهید، زیرا بهترین راهی است که به پیروزی می‌انجامد.

علی(ع): لَا یَمْنَعُ الضَّیْمَ الذَّلِیلُ وَ لَا یُدْرَک الْحَقُّ إِلَّا بِالْجِدِّ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۲۹)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: با ذلیل‌نمایی نمی‌شود مانع ستم ستمگر در حق خود شد و حق را نمی‌توان بدست آورد الا با جدیّت.

علی(ع): أَنَا جَامِعٌ لَکمْ أَمْرَ عثمان: اسْتَأْثَرَ فَأَسَاءَ الْأَثَرَةَ وَ جَزِعْتُمْ فَأَسَأْتُمُ الْجَزَعَ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۳۰)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: راجع به عثمان، خلاصهٔ نظر من چنین است که در حکومت خودرأیی و استبداد به خرج داد و نباید چنین می‌کرد؛ شما هم نسبت به او صبر را از کف دادید و دستتان به خون او آلوده گشت که نباید چنین می‌کردید و چنین می‌شد.

علی(ع): لَا تَسْأَلُوا فِی الدنیا فَوْقَ الْکفَافِ وَ لَا تَطْلُبُوا مِنْها أَکثَرَ مِنَ الْبَلَاغِ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۴۵ )

امیرمؤمنان(ع) فرمود: در دنیا زیادتر از آنچه واقعاً لازم دارید مجویید و بیش از آنچه خودش مهیّا شده طلب مکنید.

علی(ع): أَلَا وَ إِنَّهُ سَیَأْمُرُکمْ بَعدی بِسَبِّی وَ الْبَرَاءَةِ مِنِّی فَأَمَّا السَّبُّ فَسُبُّونِی فَإِنَّهُ لِی زَکاةٌ وَ لَکمْ نَجَاةٌ وَ أَمَّا الْبَرَاءَةُ فَلَا تَتَبَرَّءُوا مِنِّی. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۵۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: پس از من از شما خواهند خواست که دشنامم دهید و در دل از من بیزاری بجویید؛ دشنام عیبی ندارد و برای من رفعت روح است و برای شما نجات از دشمن؛ اما در دل از من بیزاری مجویید.

(گوییم: اینکه امیرمؤمنان(ع) "سبّ" را موجب تطهیر و تعالی دانسته، مطلب دقیق و عمیقی است. هرجا مقدّر شد که به مؤمن فحش دهند و ناسزا گویند و پشت سر یا پیش رویش بدگویی کنند، به جدّ به نفع مؤمن و فرصتی است مغتنم.)

علی(ع) لما قتل الخوارج فقیل له یا أمیر المؤمنین هلک القوم بأجمعهم: کَلَّا وَ اللَّهِ إِنَّهُمْ نُطَفٌ فِی أَصْلَابِ الرِّجَالِ وَ قَرَارَاتِ النِّسَاءِ کُلَّمَا نَجَمَ مِنْهُمْ قَرْنٌ قُطِعَ حَتَّی یَکونَ آخِرُهُمْ لُصُوصاً سَلَّابِینَ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۶۰)

به امیرمؤمنان(ع) پس از جنگ نهروان گفتند: همهٔ خوارج به درک واصل شدند؛ اما او فرمود: هرگز؛ خوارج آینده، هنوز در اصلاب پدران و ارحام مادران‌اند. مدام از آنها نهضتی برمیآید و نابود می‌گردد تا آنکه آخرین‌شان دزد و راهزن می‌شوند.

علی(ع) لما خوف من الغیلة: إِنَّ عَلَیَّ مِنَ اللَّهِ جُنَّةً حَصِینَةً فَإِذَا جَاءَ یَوْمِی انْفَرَجَتْ عَنِّی وَ أَسْلَمَتْنِی فَحِینَئِذٍ لَا یَطِیشُ السَّهْمُ وَ لَا یَبْرَأُ الْکَلْمُ . (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۶۱)

امیرمؤمنان(ع) هنگامیکه احتمال ترورش میرفت، فرمود: هرکس از جمله مرا، از جانب خدا سپری محافظت می‌کند. روز مرگم که فرا رسد آن سپر کنار میرود و مرا تسلیم تقدیر می‌کند. آنروز نه تیر خطا میرود و نه زخم شفا می‌یابد.

قال علی (ع) فی سحرة الیوم الذی ضرب فیه: مَلَکتْنِی عَیْنِی وَ أَنَا جَالِسٌ فَسَنَحَ لِی رَسُولُ اللهِ(ص) فَقُلْتُ یَا رَسُولَ الله مَا ذَا لَقِیتُ مِنْ أُمَّتِک مِنَ الْأَوَدِ وَ اللَّدَدِ فَقَالَ ادْعُ عَلَیْهِمْ. فَقُلْتُ أَبْدَلَنِی اللَّهُ بِهِمْ خَیْراً مِنْهُمْ وَ أَبْدَلَهُمْ بِی شَرّاً لَهُمْ مِنِّی. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۶۹)

علی(ع) شب بعد از ضربت خوردن فرمود: در حالیکه نشسته بودم، لحظه‌ای خواب بر چشمانم مستولی گشت. رسول خدا(ص) را جلوی خود دیدم. به او گفتم از امّتت چه کژی‌ها و دشمنی‌ها که ندیدم! فرمود: نفرینشان کن! گفتم: خدایا بجای این مردم، کسان بهتری به من بده و مرا از اینها بگیر و بجای من حاکم بدی بر آنها مسلّط کن.

گوییم: این نفرین تاکنون دامن‌گیر عراق، بلکه تمام سرزمین‌های اسلامی است.

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کیْلًا بِغَیْرِ ثَمَنٍ لَوْ کانَ لَهُ وِعَاءٌ وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِینٍ .

علی(ع): من معرفت و حکمت را رایگان و لبریز، بدون توقع پاداش در پیمانهٔ شما میریزم، اگر آن وعاء(ظرف) خالی و گُنجا باشد. بعداً معنای این حرف را خواهید فهمید. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۷۰)

و من خطبة له (ع) لما عزموا علی بیعة عثمان: لَقَدْ عَلِمْتُمْ أَنِّی أَحَقُّ النَّاسِ بِهَا مِنْ غَیْرِی وَ اللَّهِ لَأُسْلِمَنَّ مَا سَلِمَتْ أُمُورُ الْمُسْلِمِینَ وَ لَمْ یَکنْ فِیهَا جَوْرٌ إِلَّا عَلَیَّ خَاصَّةً الْتِمَاساً لِأَجْرِ ذَلِک وَ فَضْلِهِ وَ زُهْداً فِیمَا تَنَافَسْتُمُوهُ مِنْ زُخْرُفِهِ وَ زِبْرِجِهِ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۷۳)

امیرمؤمنان(ع) چون عزم مردم را برای بیعت با عثمان دید، فرمود: خوب میدانید که سزاوارترین کس برای خلافت منم. با این حال، به خدا سوگند که گِرد خلافت نخواهم گشت مادامیکه امور مسلمین به سامان باشد و ستمی بر کسی نرود؛ حتی اگر بر شخص خودم ستم شود. چرا چنین میکنم؟ چون استغناء از این امور و زهد نسبت به مناصب دنیایی که بر سرش رقابت می‌ورزید، از فضائل است و پیش خدا اجر دارد.

علی(ع): اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی مَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّی فَإِنْ عُدْتُ فَعُدْ عَلَیَّ بِالْمَغْفِرَةِ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی مَا وَأَیْتُ مِنْ نَفْسِی وَ لَمْ تَجِدْ لَهُ وَفَاءً عِنْدِی اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی مَا تَقَرَّبْتُ بِهِ إِلَیْک بِلِسَانِی ثُمَّ خَالَفَهُ قَلْبِی اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی رَمَزَاتِ الْأَلْحَاظِ وَ سَقَطَاتِ الْأَلْفَاظِ وَ شَهَوَاتِ الْجَنَانِ وَ هَفَوَاتِ اللِّسَانِ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۷۷)

امیرمؤمنان(ع) دست بدعا برداشت: خدایا ببخش خطاهایی را که در من، بهتر از خودم می‌شناسی. خدایا اگر بسوی خطا بازگردم، تو با مغفرت بسوی من بازگرد. خدایا ببخش آنچه را که با خود عهد کردم اما از پسش برنیآمدم. ببخش آنچه را در پیشگاهت گفتم تا بتو نزدیک شوم اما دلم بعداً یاری‌ام نکرد. خدایا بر من ببخش اشارات بی‌جا، گفته‌های نابجا، آرزوهای دل، و لغزشهای زبانم را.

علی(ع) قال لبعض أصحابه لما عزم علی المسیر إلی الخوارج و قد قال له: إن سرت یا أمیر المؤمنین فی هذا الوقت خشیت ألا تظفر بمرادک ، من طریق علم النجوم فقال(ع): أَ تَزْعُمُ أَنَّک تَهْدِی إِلَی السَّاعَةِ الَّتِی مَنْ سَارَ فِیهَا صُرِفَ عَنْهُ السُّوءُ وَ تُخَوِّفُ مِنَ السَّاعَةِ الَّتِی مَنْ سَارَ فِیهَا حَاقَ بِهِ الضُّرُّ. فَمَنْ صَدَّقَک بِهَذَا فَقَدْ کذَّبَ الْقُرْآنَ وَ اسْتَغْنَی عَنِ الِاسْتِعَانَةِ بِاللَّهِ فِی نَیْلِ الْمَحْبُوبِ وَ دَفْعِ الْمَکرُوهِ. وَ تَبْتَغِی فِی قَوْلِک لِلْعَامِلِ بِأَمْرِک أَنْ یُولِیَک الْحَمْدَ دُونَ رَبِّهِ لِأَنَّک بِزَعْمِک أَنْتَ هَدَیْتَهُ إِلَی السَّاعَةِ الَّتِی نَالَ فِیهَا النَّفْعَ وَ أَمِنَ الضُّرَّ. ثم أقبل(ع) علی الناس فقال: أَیُّهَا النَّاسُ إِیَّاکمْ وَ تَعَلُّمَ النُّجُومِ إِلَّا مَا یُهْتَدَی بِهِ فِی بَرٍّ أَوْ بَحْرٍ فَإِنَّهَا تَدْعُو إِلَی الْکهَانَةِ. وَ الْمُنَجِّمُ کالْکاهِنِ وَ الْکاهِنُ کالسَّاحِرِ وَ السَّاحِرُ کالْکافِرِ وَ الْکافِرُ فِی النَّارِ . سِیرُوا عَلَی اسْمِ اللَّهِ (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۷۸)

امیرمؤمنان(ع) عزم جنگ نهروان کرد که کسی آمد و گفت از علم نجوم فهمیده‌ام اگر در این ساعت خارج شوی، احتمالاً ظفر نمی‌یابی. علی(ع) فرمود: فکر کرده‌ای که مردم را به ساعتی دلالت می‌کنی که اقدام در آن ایمن یا مضرّ است؟ کسی که حرف تو را درست بپندارد، قرآن را تکذیب کرده و از استعانت جستن به خدا در نیل به مقاصد و دفع آفات، استغناء جسته. کسی که به امر تو بخواهد عمل کند باید بجای خدا تو را ستایش کند؛ چون تو مدّعی علم به نفع و ضَرّی.

سپس امیرمؤمنان(ع) رو به مردم کرد و گفت: از علم نجوم جز آنچه مربوط به جهت یابی در برّ و بحر است، دوری کنید چون به کهانت (اِخبار از غیب) می‌کشاند و منجّم مثل کاهن و کاهن مثل ساحر و ساحر مثل کافر و اهل آتش است.

سپس به سپاه رو کرده و فرمود: حرکت کنید بنام و یاد خدا.

علی(ع): فَاتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ وَ كونُوا مِنْ خِيَارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ وَ لَا تُطِيعُوهُنَّ فِى الْمَعْرُوفِ حَتَّى لَا يَطْمَعْنَ فِى الْمُنْكَرِ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۷۹)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: از زنان بد دوری کنید و به زنان خوب اعتماد نکنید. در کارهای خوب به حرف آنها گوش نکنید که در کارهای بد به فرمانبری شما طمع می‌کنند.

علی(ع): مَا أَصِفُ مِنْ دَارٍ أَوَّلُهَا عَنَاءٌ وَ آخِرُهَا فَنَاءٌ فِى حَلَالِهَا حِسَابٌ وَ فِى حَرَامِهَا عِقَابٌ. مَنِ اسْتَغْنَى فِيهَا فُتِنَ وَ مَنِ افْتَقَرَ فِيهَا حَزِنَ وَ مَنْ سَاعَاهَا فَاتَتْهُ وَ مَنْ قَعَدَ عَنْهَا وَاتَتْهُ. وَ مَنْ أَبْصَرَ بِهَا بَصَّرَتْهُ وَ مَنْ أَبْصَرَ إِلَيْهَا أَعْمَتْهُ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۸۱)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: چه گویم در وصف دنیا؟ اوّلش رنج است و آخرش نابود؛ در حلالش حساب است و در حرامش عقاب؛ برخوردار از آن، مفتون است و محروم از آن، محزون؛ هرکه در پی‌اش بیفتد، به آن نرسد و هرکه بدنبالش نباشد، دنیا به دنبال او می‌افتد؛ هرکه از دنیا آموخت، بصیرت یافت و هرکه خیرهٔ دنیا گشت، کور ماند.

علی(ع): احْذَرُوا الذُّنُوبَ الْمُوَرِّطَةَ وَ الْعُيُوبَ الْمُسْخِطَةَ وَ إِنَّمَا حَظُّ أَحَدِكمْ مِنَ الْأَرْضِ ذَاتِ الطُّولِ وَ الْعَرْضِ قِيدُ قَدِّهِ مُتَعَفِّراً عَلَى خَدِّهِ. (نهج‌البلاغه؛ خطبة الغراء )

امیرمؤمنان(ع) فرمود: حذر کنید، از گناهانی که به ورطهٔ هلاکت میکشانند و از عیوبی که به سخط خدا مبتلا می‌کنند. آنهم وقتی که بهرهٔ واقعی شما از دنیا، در نهایت، بقدر طول و عرض قامت شماست با رخساری خاک‌آلود و گرفتار در قبر!

علی(ع): مُجَالَسَةَ أَهْلِ الْهَوَى مَنْسَاةٌ لِلْإِيمَانِ وَ مَحْضَرَةٌ لِلشَّيْطَانِ؛ لَا تَحَاسَدُوا فَإِنَّ الْحَسَدَ يَأْكُلُ الْإِيمَانَ كمَا تَأْكُلُ النَّارُ الْحَطَبَ؛ لَا تَبَاغَضُوا فَإِنَّهَا الْحَالِقَةُ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۸۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: زنهار از مجالست با هواپرستان، که ایمان را از یاد آدم می‌برد و شیطان را احضار می‌کند؛ و زنهار از حسد که ایمانِ آدمی را می‌خورد چنانکه آتش هیزم را؛ و زنهار از خصومت که ریشهٔ آدم را می‌کَند.

علی(ع): إِنَّ الرَّاسِخِينَ فِى الْعِلْمِ هُمُ الَّذِينَ أَغْنَاهُمْ عَنِ اقْتِحَامِ السُّدَدِ الْمَضْرُوبَةِ دُونَ الْغُيُوبِ الْإِقْرَازُ بِجُمْلَةِ مَا جَهِلُوا تَفْسِيرَهُ مِنَ الْغَيْبِ الْمَحْجُوبِ فَمَدَحَ اللَّهُ تَعَالَى اعْتِرَافَهُمْ بِالْعَجْزِ عَنْ تَنَاوُلِ مَا لَمْ يُحِيطُوا بِهِ عِلْماً وَ سَمَّى تَركهُمُ التَّعَمُّقَ فِيمَا لَمْ يُكلِّفْهُمُ الْبَحْثَ عَنْ كنْهِهِ رُسُوخاً. فَاقْتَصِرْ عَلَى ذَلِك. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۹۰)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: راسخین در علم کسانی هستند که اقرار و اعتراف به آنچه که پوشیده و در پرده است و تفسیرش را نمیدانند، بی‌نیازشان کرده از ورود به ابوابی که حقیقتش بر آنها روشن نیست. پس خداوند اقرار و اعتراف ایشان به عجز و ناتوانی از تحصیل آنچه که علم و دانش آنها به آن راه ندارد را مدح کرده و تعمّق نکردن آنانرا در آنچه کنهش را از ایشان نخواسته، رسوخ و استواری نامیده. پس تو نیز به آنچه خدا روشن و صریح بیان کرده، بسنده کن.

علی(ع): إِنّ اللهَ قَدَّرَ الْأَرْزَاقَ فَكثَّرَهَا وَ قَلَّلَهَا وَ قَسَّمَهَا عَلَى الضِّيقِ وَ السَّعَةِ فَعَدَلَ فِيهَا لِيَبْتَلِىَ مَنْ أَرَادَ بِمَيْسُورِهَا وَ مَعْسُورِهَا وَ لِيَخْتَبِرَ بِذَلِكَ الشُّكْرَ وَ الصَّبْرَ مِنْ غَنِيِّهَا وَ فَقِيرِهَا ثُمَّ قَرَنَ بِسَعَتِهَا عَقَابِيلَ فَاقَتِهَا وَ بِسَلَامَتِهَا طَوَارِقَ آفَاتِهَا وَ بِفُرَجِ أَفْرَاحِهَا غُصَصَ أَتْرَاحِهَا. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۹۰)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خداوند خودش روزی ها را تعیین کرده و زیاد و کم می‌کند. پس گاهی بر بنده‌ای تنگ میگیرد و گاهی وسعت میدهد، اما هرگز از عدالت عدول نمی‌کند. هم یُسر و سیلهٔ امتحان او ست، و هم عُسر. تا شکر و صبرِ بندگان در داد و ندادِ خدا، آشکار شود. همچنین سنّت او ست که مدام، سعه به سختیِ فاقت بدل میگردد و سلامت به آفت تحویل گشته و فرح به غصه ختم می‌گردد. اینها همه عادلانه و برای آزمودن خلق است.

علی(ع): انَّ الْفِتَنَ إِذَا أَقْبَلَتْ شَبَّهَتْ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ نَبَّهَتْ يُنْكرْنَ مُقْبِلَاتٍ وَ يُعْرَفْنَ مُدْبِرَاتٍ يَحُمْنَ حَوْمَ الرِّيَاحِ يُصِبْنَ بَلَداً وَ يُخْطِئْنَ بَلَداً. ... أَصَابَ الْبَلَاءُ مَنْ أَبْصَرَ فِيهَا وَ أَخْطَأَ الْبَلَاءُ مَنْ عَمِىَ ... نَحْنُ أَهْلَ الْبَيْتِ مِنْهَا بِمَنْجَاةٍ وَ لَسْنَا فِيهَا بِدُعَاةٍ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۹۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: فتنه‌های سیاسی وقتی بوجود می‌آیند، اولش حق جلوه می‌کنند و فقط وقتی آتششان رو به خاموشی می‌رود، باطل بودنشان آشکار می‌گردد. در آغاز، ناشناخته‌اند و در پایان، معلوم میشود فتنه بوده‌اند. چون گردباد می‌مانند که ممکن است شهری را ویران می‌کنند اما شهر مجاور سالم بماند.

کسیکه با چنین فتنه‌ای گلاویز شود لطمه خواهد دید و کسیکه آنرا نادیده بگیرد از آن خواهد رست.

ما اهل بیت در چنین فِتَنی جان به در می‌بریم چون سعی میکنم خود را انگشت‌نما نکنیم.

علی(ع): لَقَدْ أَصْبَحَتِ الْأُمَمُ تَخَافُ ظُلْمَ رُعَاتِهَا وَ أَصْبَحْتُ أَخَافُ ظُلْمَ رَعِيَّتِ. أَقَوِّمُكمْ غُدْوَةً وَ تَرْجِعُونَ إِلَىَّ عَشِيَّةً كظَهْرِ الْحَنِيَّةِ عَجَزَ الْمُقَوِّمُ وَ أَعْضَلَ الْمُقَوَّمُ. صَاحِبُكمْ يُطِيعُ اللَّهَ وَ أَنْتُمْ تَعْصُونَهُ وَ صَاحِبُ أَهْلِ الشَّامِ يَعْصِى اللَّهَ وَ هُمْ يُطِيعُونَهُ (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۹۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: رعیتِ دیگر بلاد، شب را صبح می‌کنند و از ستمِ حاکم خویش در اندیشه‌اند حال آنکه حاکم شماَ(علی) شب را صبح می‌کند و در اندیشهٔ آنست که مبادا به شما ستمی روا داشته باشد.

هر بامداد شما را چون نهالی که به قیّم ببندند، راست می‌گردانم و شب، بسوی من بازمی‌گردید چون کمانی کج‌شده. هم من خسته شده‌ام، هم شما!

من مطیع خدایم و شما مطیعِ امرم نیستید، حال آنکه معاویه عصیانِ خدا می‌کند و لشکرش مطیعِ اویند.

علی(ع): عِبَادَ اللَّهِ أُوصِيكمْ بِالرَّفْضِ لِهَذِهِ الدُّنْيَا التَّارِكةِ لَكمْ وَ إِنْ لَمْ تُحِبُّوا تَرْكهَا. فَلَا تَنَافَسُوا فِى عِزِّ الدُّنْيَا وَ فَخْرِهَا وَ لَا تَعْجَبُوا بِزِينَتِهَا وَ نَعِيمِهَا وَ لَا تَجْزَعُوا مِنْ ضَرَّائِهَا وَ بُؤْسِهَا أَلَا فَاذْكرُوا هَاذِمَ اللَّذَّاتِ وَ مُنَغِّصَ الشَّهَوَاتِ وَ قَاطِعَ الْأُمْنِيَاتِ عِنْدَ الْمُسَاوَرَةِ لِلْأَعْمَالِ الْقَبِيحَةِ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۹۸)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: ای بندگان خدا، شما را توصیه می‌کنم به ترک دنیایی که گرچه دوست ندارید ترکش کنید، اما ترک‌تان می‌کند. پس در عزّت دنیا و فخر آن مسابقه ندهید و به زینت و نعیمش دل نبندید و از سختی ها و تلخی‌هایش جزع نکنید. ای روندگان راه فنا، هنگام ارتکاب کارهای ناپسند، مرگ را یاد کنید که هادم‌اللذّات و مُنغّض الشهوات است، مرگی که یادکردنش آرزوها را از یاد آدمی می‌برد.

علی(ع): صاحب هذه الرأیه مَكيثُ الْكلَامِ بَطِى‌ءُ الْقِيَامِ سَرِيعٌ إِذَا قَامَ . (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۹۹)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کسی که لایق خلافت مسلمین است مشخصاتی دارد، از جمله آنکه با مکث و درنگ سخن می‌گوید، دیر دست به کارِ قیام می‌شود اما اگر بپاخواست و مبادرت به کاری کرد، سرعت به خرج میدهد.

علی(ع): لَا تَطْمَعُوا فِى غَيْرِ مُقْبِلٍ وَ لَا تَيْأَسُوا مِنْ مُدْبِرٍ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۹۹)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: به آنچه رو به سوی شما نکرده، امید نداشته باشید؛ اما از آن مأیوس هم مباشید.

علی(ع): ذَلِك زَمَانٌ لَا يَنْجُو فِيهِ إِلَّا كلُّ مُؤْمِنٍ نُوَمَةٍ إِنْ شَهِدَ لَمْ يُعْرَفْ وَ إِنْ غَابَ لَمْ يُفْتَقَدْ. لَيْسُوا بِالْمَسَايِيحِ وَ لَا الْمَذَايِيعِ الْبُذُرِ أُولَئِك يَفْتَحُ اللَّهُ لَهُمْ أَبْوَابَ رَحْمَتِهِ وَ يَكشِفُ عَنْهُمْ ضَرَّاءَ نِقْمَتِهِ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۰۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: زمانی خواهد آمد که در آن جز مؤمنی که گم‌نام و خاموش باشد، کسی سر به سلامت نبرد. کسیکه وقتی هست، شناس نیست و وقتی نیست، سراغی از او نگیرند. مؤمنی که نه اهل سرک کشیدن در اینجا و آنجاست و نه راجع به این و آن نظر می‌دهد. خدا برای چنین کسانی ابواب رحمتش را می‌گشاید و سختی نقمتش را برطرف می‌کند.

علی(ع): نَاصِرُنَا وَ مُحِبُّنَا يَنْتَظِرُ الرَّحْمَةَ وَ عَدُوُّنَا وَ مُبْغِضُنَا يَنْتَظِرُ السَّطْوَةَ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۰۸)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کسیکه ما را نصرت می‌کند یا دوست دارد، منتظر رحمت باشد و دشمن ما یا کسیکه ما را دوست نمی‌دارد منتظر غضب خدا باشد.

علی(ع): قَدْ حَقَّرَ رسولُ الله(ص) الدُّنْيَا وَ صَغَّرَهَا وَ أَهْوَنَ بِهَا وَ هَوَّنَهَا و فَأَعْرَضَ عَنِ الدُّنْيَا بِقَلْبِهِ وَ أَمَاتَ ذِكرَهَا عَنْ نَفْسِهِ وَ أَحَبَّ أَنْ تَغِيبَ زِينَتُهَا عَنْ عَيْنِهِ لِكيْلَا يَتَّخِذَ مِنْهَا رِبَاشاً أَوْ يَرْجُوَ فِيهَا مَقَاماً. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۰۸)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: سرور شما رسول خدا(ص) دنیا را کوچک می‌دانست و در آن آسان می‌گرفت و آن را ناچیز می شمرد. پس دنیا را از قلب خویش بیرون کرده و یاد آن را در دل کُشته بود. دوست نداشت زینت دنیا جلوی چشمش باشد، مبادا چیزی از آن طلب کند یا به اقامت در آن دل ببندد.

علی(ع): أَفِيضُوا فِى ذِكرِ اللَّهِ فَإِنَّهُ أَحْسَنُ الذِّكرِ وَ ارْغَبُوا فِيمَا وَعَدَ الْمُتَّقِينَ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۰۹)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: در ذکر خدا، خود را غرق کنید که بهترین کار است و از این راه، وعده‌ای را که به متّقین داده شده، طالب باشید.

علی(ع): تَعَلَّمُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ أَحْسَنُ الْحَدِيثِ وَ تَفَقَّهُوا فِيهِ فَإِنَّهُ رَبِيعُ الْقُلُوبِ وَ اسْتَشْفُوا بِنُورِهِ فَإِنَّهُ شِفَاءُ الصُّدُورِ وَ أَحْسِنُوا تِلَاوَتَهُ فَإِنَّهُ أَنْفَعُ الْقَصَصِ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۰۹)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: قرآن را یادبگیرید که کتاب هدایتی همیشه تازه است و در آن عمیق شوید که دلتان زنده شود و از نور آن شفای دردهای خویش را بجویید که قرآن حقیقتاً شفاء دل است. قرآن را نیکو - با طمأنینه و حضور - تلاوت کنید که نافع تر از آن گفته‌ای نیست.

علی(ع): لَمْ يَكنِ امْرُؤٌ مِنْ الدنیا فِى حَبْرَةٍ إِلَّا أَعْقَبَتْهُ بَعْدَهَا عَبْرَةً وَ لَمْ يَلْقَ فِى سَرَّائِهَا بَطْناً إِلَّا مَنَحَتْهُ مِنْ ضَرَّائِهَا ظَهْراً وَ لَمْ تَطُلَّهُ فِيهَا دِيمَةُ رَخَاءٍ إِلَّا هَتَنَتْ عَلَيْهِ مُزْنَةُ بَلَاءٍ. غَرَّارَةٌ غُرُورٌ مَا فِيهَا فَانِيَةٌ فَانِ مَنْ عَلَيْهَا لَا خَيْرَ فِى شَىْ‌ءٍ مِنْ أَزْوَادِهَا إِلَّا التَّقْوَى. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۱۰)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هیچ‌کس از دنیا سروری ندید، جز آنکه غمی پس از آن او را گزید؛ و هیچ شکمی از آن سیر نخورد، جز آنکه کمی بعد پشتش از آن خمید؛ و هیچ باران نعمتی بر کسی نبارید، جز آنکه باد بلا کمی بعد بر او وزید. بسی غَرّار است و هرچه در آنست می‌فریبد و مطلقاً فانی است و هرچه و هرچه در آنست رو به فنا دارد.

هیچ خیری در اندوختن آن نیست جز اندوختهٔ تقوا.

علی(ع): إِنَّمَا أَنْتُمْ إِخْوَانٌ عَلَى دِينِ اللَّهِ مَا فَرَّقَ بَيْنَكمْ إِلَّا خُبْثُ السَّرَائِرِ وَ سُوءُ الضَّمَائِرِ فَلَا تَوَازَرُونَ وَ لَا تَنَاصَحُونَ وَ لَا تَبَاذَلُونَ وَ لَا تَوَادُّونَ . (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۱۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: شما مسلمین، طبق دین خدا با هم برادرید و آنچه موجب دوری شما از یکدیگر شده، چیزی نیست جز خبث باطن و بدی نیّت. همین باعث دوری شما از هم شده، طوریکه بار هم را نمی‌کشید و خیرخواه هم نیستید و به هم نیکی نمی‌کنید و یکدگر را دوست ندارید.

علی(ع): إِنّا نَحْمَدُ اللهَ عَلَى آلَائِهِ كمَا نَحْمَدُهُ عَلَى بَلَائِهِ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۱۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: ما همچنانکه خدا را بخاطر نعمتهایش می‌ستاییم، او را بخاطر بلاهایش نیز ستایش می‌کنیم.

علی(ع): أَلَا وَ إِنَّ اللِّسَانَ الصَّالِحَ يَجْعَلُهُ اللَّهُ تَعَالَى لِلْمَرْءِ فِى النَّاسِ خَيْرٌ لَهُ مِنَ الْمَالِ يُوَرِّثُهُ مَنْ لَا يَحْمَدُهُ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۱۹)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: اینکه تا زنده‌ای، مالت را چنان ببخشی که نام نیکت بماند، بهتر از آن است که مالت را بگذاری برای وارثی که قدرناشناس است.

علی(ع): أَمْسِكوا عَنِ الْكلَامِ وَ أَنْصِتُوا لِقَوْلِى وَ أَقْبِلُوا بِأَفْئِدَتِكمْ إِلَىَّ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۲۱)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: در محضرم سخن نگویید و ساکت باشید و به سخنم گوش فرا دهید و به دل به من اقبال کنید تا هدایت شوید.

علی(ع) قاله لأصحابه فى ساحة الحرب بصفین: أَىُّ امْرِئٍ مِنْكمْ أَحَسَّ مِنْ نَفْسِهِ رَبَاطَةَ جَأْشٍ عِنْدَ اللِّقَاءِ وَ رَأَى مِنْ أَحَدٍ مِنْ إِخْوَانِهِ فَشَلًا فَلْيَذُبَّ عَنْ أَخِيهِ بِفَضْلِ نَجْدَتِهِ الَّتِى فُضِّلَ بِهَا عَلَيْهِ كمَا يَذُبُّ عَنْ نَفْسِهِ فَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَهُ مِثْلَهُ. إِنَّ الْمَوْتَ طَالِبٌ حَثِيثٌ لَا يَفُوتُهُ الْمُقِيمُ وَ لَا يُعْجِزُهُ الْهَارِبُ. إِنَّ أَكرَمَ الْمَوْتِ الْقَتْلُ وَ الَّذِى نَفْسُ ابْنِ أَبِى طَالِبٍ بِيَدِهِ لَأَلْفُ ضَرْبَةٍ بِالسَّيْفِ أَهْوَنُ عَلَىَّ مِنْ مِيتَةٍ عَلَى الْفِرَاشِ فِى غَيْرِ طَاعَةِ اللَّهِ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۲۲)

امیرمؤمنان(ع) در کشاکش جنگ صفّین به یارانش فرمود: هریک از شما که در خود، حین مواجهه با دشمن، دلیری می‌یابد و می‌بیند که دوستش چون او دلیر نیست و سستی در دلش راه دارد، به شکرانهٔ نعمتی که خدا به او داده، از برادرش نیز در برابر دشمن دفاع کند. زیرا اگر خدا نمی‌خواست، او نیز چون برادرش ضعیف می‌بود.

بدانید که مرگ، صید خویش را می‌جوید و ول‌کُنش نیست و نه با درنگ میشود از چنگش گریخت و نه فرار عاجزش می‌کند. یعنی چاره‌ای از مرگ نیست و بهترین مرگ، کشته شدن است.

قسم به خدایی که جان پسر ابیطالب بدست اوست، هزار ضربهٔ شمشیر برایم گوارا تر است از مردن بر بستری که بر طاعت خدا نباشد.

علی(ع): غُضُّوا الْأَبْصَارَ فَإِنَّهُ أَرْبَطُ لِلْجَأْشِ وَ أَسْكنُ لِلْقُلُوبِ وَ أَمِيتُوا الْأَصْوَاتَ فَإِنَّهُ أَطْرَدُ لِلْفَشَلِ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۲۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: زیاد به این طرف و آن طرف نگاه نکنید تا قوت روح و آرامش درون پیدا کنید و بدانید هرچه بیشتر ملتزم سکوت باشید بیشتر از بی‌توفیقی و سستیِ اراده فاصله می‌گیرید. (گوییم: گویا نگاه و کلام است که نیروی آدمی را می‌بلعد و می‌کاهد).

علی(ع): إِنَّ أَفْضَلَ النَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ مَنْ كانَ الْعَمَلُ بِالْحَقِّ أَحَبَّ إِلَيْهِ وَ إِنْ نَقَصَهُ وَ كرَثَهُ مِنَ الْبَاطِلِ وَ إِنْ جَرَّ إِلَيْهِ فَائِدَةً وَ زَادَهُ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۲۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: افضلِ مردم پیش خدا کسی است که همواره دنبال این باشد که طبق حق عمل کند، گرچه بظاهر ضرر کند؛ و از باطل فاصله بگیرد، گرچه ظاهراً نافع و جذّاب باشد.

علی(ع): لا تَطْلُبُوا النَّصْرَ بِالْجَوْرِ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۲۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرگز با ستم، در پی پیروزی نباشید.

علی(ع): أَلَا وَ إِنَّ إِعْطَاءَ الْمَالِ فِى غَيْرِ حَقِّهِ تَبْذِيرٌ وَ إِسْرَافٌ وَ هُوَ يَرْفَعُ صَاحِبَهُ فِى الدُّنْيَا وَ يَضَعُهُ فِى الآخِرَةِ وَ يُكرِمُهُ فِى النَّاسِ وَ يُهِينُهُ عِنْدَ اللَّهِ وَ لَمْ يَضَعِ امْرُؤٌ مَالَهُ فِى غَيْرِ حَقِّهِ وَ لَا عِنْدَ غَيْرِ أَهْلِهِ إِلَّا حَرَمَهُ اللَّهُ شُكرَهُمْ وَ كانَ لِغَيْرِهِ وُدُّهُمْ فَإِنْ زَلَّتْ بِهِ النَّعْلُ يَوْماً فَاحْتَاجَ إِلَى مَعُونَتِهِمْ فَشَرُّ خَلِيلٍ وَ أَلْأَمُ خَدِينٍ.. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۲۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: مال را نابجا خرج کردن و به ناکَس دادن، اسراف است و تبذیر و اگر در دنیا فایده‌ای برای شخص داشته باشد، موجب نقصِ درجات آخرتِ او می‌گردد و اگر پیش مردم او را محبوب کند، از چشم خدا میاندازدش. حتی از لحاظ دنیوی، اگر کسی مال را نابجا و برای نااهل خرج کند، خدا از تشکر آنان محرومش می‌کند و دوستی آنها معطوف شخص دیگری می‌شود و اگر روزی محتاج آنها شد، بدترینِ دوستانند و بی‌مهاباترینِ ملامت‌کنندگان.

علی(ع): الْزَمُوا السَّوَادَ الْأَعْظَمَ فَإِنَّ يَدَ اللَّهِ مَعَ الْجَمَاعَة. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۲۷)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: همواره ملازم جمع مؤمنین باشید، زیرا دست خدا با جماعت است.

علی(ع) لأبی‌ذر لما أخرج إلی الربذة: لَوْ أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِينَ كَانَتَا عَلَى عَبْدٍ رَتْقاً ثُمَّ اتَّقَى اللَّهَ لَجَعَلَ اللَّهُ لَهُ مِنْهُمَا مَخْرَجاً . (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۳۰)

امیرمؤمنان(ع) وقتی ابوذر را به ربذه تبعید می‌کردند – علیرغم نهی عثمان به بدرقه‌اش آمد و دلداری‌اش داد و – به او فرمود: اگر آسمان‌ها و زمین بر بنده‌ای راه ببندند و او تقوای الهی پیشه کند، خداوند برای او راه خلاصی قرار خواهد داد.

علی(ع): إِنَّمَا يَنْبَغِى لِأَهْلِ الْعِصْمَةِ وَ الْمَصْنُوعِ إِلَيْهِمْ فِى السَّلَامَةِ أَنْ يَرْحَمُوا أَهْلَ الذُّنُوبِ وَ الْمَعْصِيَةِ وَ يَكُونَ الشُّكْرُ هُوَ الْغَالِبَ عَلَيْهِمْ وَ الْحَاجِزَ لَهُمْ عَنْهُمْ؛ فَكَيْفَ بِالْعَائِبِ الَّذِى عَابَ أَخَاهُ وَ عَيَّرَهُ بِبَلْوَاهُ أَمَا ذَكَرَ مَوْضِعَ سَتْرِ اللَّهِ عَلَيْهِ مِنْ ذُنُوبِهِ مِمَّا هُوَ أَعْظَمُ مِنَ الذَّنْبِ الَّذِى عَابَهُ بِهِ. وَ ايْمُ اللَّهِ لَئِنْ لَمْ يَكُنْ عَصَاهُ فِى الْكَبِيرِ وَ عَصَاهُ فِى الصَّغِيرِ لَجَرَاءَتُهُ عَلَى عَيْبِ النَّاسِ أَكْبَرُ. يَا عَبْدَ اللَّهِ لَا تَعْجَلْ فِى عَيْبِ أَحَدٍ بِذَنْبِهِ فَلَعَلَّهُ مَغْفُورٌ لَهُ وَ لَا تَأْمَنْ عَلَى نَفْسِک صَغِيرَ مَعْصِيَةٍ فَلَعَلَّک مُعَذَّبٌ عَلَيْهِ. فَلْيَكْفُفْ مَنْ عَلِمَ مِنْكمْ عَيْبَ غَيْرِهِ لِمَا يَعْلَمُ مِنْ عَيْبِ نَفْسِهِ وَ لْيَكنِ الشُّكْرُ شَاغِلًا لَهُ عَلَى مُعَافَاتِهِ مِمَّا ابْتُلِىَ بِهِ غَيْرُهُ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۴۰)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: آنها که خداوند از گناه نگهشان داشته و سلامتی از اخلاق زشت نصیبشان ساخته، سزاوار است که بر اهل گناه و معصیت، مهربان باشند و شکر، چنان بر ایشان غالب باشد که همان شکر آنان را از بدگویی اهل معصیت باز دارد.

آنکه از برادرش عیب میگیرد و او را بواسطۀ گناهش سرزنش می‌کند، مگر یادش نیست که کجاها خداوند گناهانش را پوشانده! گناهانی به مراتب بزرگتر از آنچه برادرش را بخاطرش می‌خواهد سرزنش کند. حتی اگر کبیره‌ای مرتکب نشده، همین جرئتش بر عیب‌جویی از مردم، از بزرگترینِ کبائر است.

ای بندۀ خدا، در ملامت دیگران به گناه هرگز شتاب مکن! شاید تمام گناهانش را خدا بخشید؛ و خود را در گناهانی که کوچک فرض می‌کنی، ایمن مدان! شاید به صغیره‌ای در نهایت، مشمول عذاب شدی.

تک‌تک شما، باید عیوب نفستان، شما را از پرداختن به عیوب دیگران باز دارد. و شکرِ عافیت از آنچه دیگران به آن مبتلا هستند، باید شما را چنان مستغرقِ خویش سازد، که فکر سرزنش آنها را از سر بدر کنید.

علی(ع): أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ عَرَفَ مِنْ أَخِيهِ وَثِيقَةَ دِينٍ وَ سَدَادَ طَرِيقٍ فَلَا يَسْمَعَنَّ فِيهِ أَقَاوِيلَ الرِّجَالِ. لَيْسَ بَيْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ إِلَّا أَرْبَعُ؛ الْبَاطِلُ أَنْ تَقُولَ سَمِعْتُ وَ الْحَقُّ أَنْ تَقُولَ رَأَيْتُ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۴۱)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: ای مؤمنین، هرکس برادرش را در دین، وثیق و در روش، سدید می‌داند، به اقوایل این و آن راجع به او ترتیب اثر ندهد. بین حق و باطل چهار انگشت (فاصلۀ بین چشم تا گوش) بیشتر فاصله نیست؛ باطل آن است که صِرفاً شنیده باشی و حق آنست که خودت به چشم دیده باشی.

علی(ع): لَيْسَ لِوَاضِعِ الْمَعْرُوفِ فِى غَيْرِ حَقِّهِ وَ عِنْدَ غَيْرِ أَهْلِهِ مِنَ الْحَظِّ فِيمَا أَتَى إِلَّا مَحْمَدَةُ اللِّئَامِ مَا دَامَ مُنْعِماً عَلَيْهِمْ. فَمَنْ آتَاهُ اللَّهُ مَالًا فَلْيَصِلْ بِهِ الْقَرَابَةَ وَ لْيُحْسِنْ مِنْهُ الضِّيَافَةَ وَ لْيَفُک بِهِ الْأَسِيرَ وَ الْعَانِيَ وَ لْيُعْطِ مِنْهُ الْفَقِيرَ وَ الْغَارِمَ وَ لْيَصْبِرْ نَفْسَهُ عَلَى الْحُقُوقِ وَ النَّوَائِبِ ابْتِغَاءَ الثَّوَابِ فَإِنَّ فَوْزاً بِهَذِهِ الْخِصَالِ شَرَفُ مَكَارِمِ الدُّنْيَا وَ دَرْک فَضَائِلِ الْآخِرَةِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۴۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: آنکه نابجا و به ناکسان نیکی می‌کند، بهره‌اش تنها تمجیدی است که از جانب آنها می‌شود، آنهم فقط وقتی احسان را به آنها ادامه میدهد.

بجایش اگر خدا به شما مالی داده، به نزدیکان بخشش کنید و مهمان‌دار باشید و زندانیان و بدهکاران را نجات دهید و به فقیران بخشش کنید و ورشکستگان را دریابید و در ادای حقوق واجب الهی کوشا باشید و مشکلات بوجود آمده را برطرف سازید. و همۀ اینها را برای ثواب الهی انجام دهید.

توفیق داشتن چنین کارهایی، سبب تحصیل مکارمِ دنیا و درکِ فضائل آخرت است. إن شاء الله.

علی(ع): مَا أُحْدِثَتْ بِدْعَةٌ إِلَّا تُرِک بِهَا سُنَّةٌ فَاتَّقُوا الْبِدَعَ وَ الْزَمُوا الْمَهْيَعَ إِنَّ عَوَازِمَ الْأُمُورِ أَفْضَلُهَا وَ إِنَّ مُحْدِثَاتِهَا شِرَارُهَا. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۴۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: بدعتی ظاهر نمی‌شود جز آنکه سنّتی فراموش می‌گردد. پس، از بدعتها حذر کنید و ملازم راهِ روشن و امتحان‌پس‌داده باشید.

بهترین کارها همان است که از گذشته خوب دانسته شده و بدعتها معمولاً آبستن شرّ است.

علی(ع): تَجَلَّى اللهُ سُبْحَانَهُ لِلنّاسِ فِى كتَابِهِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَكونُوا رَأَوْهُ بِمَا أَرَاهُمْ مِنْ قُدْرَتِهِ وَ خَوَّفَهُمْ مِنْ سَطْوَتِهِ. فَإِنَّ رِفْعَةَ الَّذِينَ يَعْلَمُونَ مَا عَظَمَتُهُ أَنْ يَتَوَاضَعُوا لَهُ وَ سَلَامَةَ الَّذِينَ يَعْلَمُونَ مَا قُدْرَتُهُ أَنْ يَسْتَسْلِمُوا لَهُ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۴۷)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خداوند در کتابش بی‌آنکه دیده شود، بر مردم تجلّی کرده و قدرتش را به آنها نشان داده و از سطوتش همه را ترسانده. رفعت آنها که عظمت خدا را دریافته‌اند در گرو تواضع در برابر خداست و سلامت آنها که به قدرت خدا پی برده‌اند به این است که در برابرش تسلیم باشند.

علی(ع): أَيُّهَا النّاسُ كلُّ امْرِئٍ لَاقٍ مَا يَفِرُّ مِنْهُ فِى فِرَارِهِ كمْ أَطْرَدْتُ الْأَيَّامَ أَبْحَثُهَا عَنْ مَكنُونِ هَذَا الْأَمْرِ فَأَبَى اللَّهُ إِلَّا إِخْفَاءَهُ هَيْهَاتَ عِلْمٌ مَخْزُونٌ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۴۹)

امیرمؤمنان(ع) در آخرین ساعات عمر شریفشان در بستر شهادت فرمود: ای مردم، هرکس از هر چه بگریزد، عاقبت با همان‌چیز رو در رو می‌گردد. زمان زیادی در خفایای این مطلب کنکاش کرده‌ام و فهمیده‌ام که خواستۀ خداوند پنهان ماندن این راز است. هیهات که سرّی از اسرار خداست.

علی(ع): اِتَّقُوا سَكَرَاتِ النِّعْمَةِ وَ احْذَرُوا بَوَائِقَ النِّقْمَةِ وَ تَثَبَّتُوا فِى قَتَامِ الْعِشْوَةِ وَ اعْوِجَاجِ الْفِتْنَةِ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۵۱ )

امیرمؤمنان(ع) فرمود: از مستی ناشی از نعمت و کفران ناشی از نقمت، حذر کنید؛ و هرجا درست را از غلط تشخیص نمیدهید یا فتنه‌ای برپا شده، توقف کرده و به جانبی میل نکنید.

علی(ع): اقْدَمُوا عَلَى اللَّهِ مَظْلُومِينَ وَ لَا تَقْدَمُوا عَلَيْهِ ظَالِمِينَ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۵۱)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: اگر امر دائر شود بین ظالم بودن و مظلوم بودن، چنان کنید که مظلوم در محضر خدا حاضر شوید نه ظالم.

علی(ع): إِنَّمَا الْأَئِمَّةُ قُوَّامُ اللهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ عُرَفَاؤُهُ عَلَى عِبَادِهِ وَ لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ عَرَفَهُمْ وَ عَرَفُوهُ وَ لَا يَدْخُلُ النَّارَ إِلَّا مَنْ أَنْكَرَهُمْ وَ أَنْكَرُوهُ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۵۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: امام واقعی کسی است که خدا او را قائم بر خلق ساخته و بندگان خدا را دقیق می‌شناسد. وارد بهشت نمی‌شود جز کسی که او را بشناسد و او بشناسدش و وارد جهنم نمیشود جز کسی که امام انکارش کند و او نیز منکر امام باشد.

علی(ع): إِنَّ الْبَهَائِمَ هَمُّهَا بُطُونُهَا وَ إِنَّ السِّبَاعَ هَمُّهَا الْعُدْوَانُ عَلَى غَيْرِهَا وَ إِنَّ النِّسَاءَ هَمُّهُنَّ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ الْفَسَادُ فِيهَا إِنَّ الْمُؤْمِنِينَ مُسْتَكِينُونَ إِنَّ الْمُؤْمِنِينَ مُشْفِقُونَ إِنَّ الْمُؤْمِنِينَ خَائِفُونَ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۵۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: چرندگان در فکر چریدن‌اند و درندگان در پی دریدن و زن‌صفتان در پی زینت دنیا و به هم ریختن آن؛ اما مؤمن پیوسته مُستکین است و مُشفق و خائف. یعنی مدام در پی استکانت بدرگاه خداست و کارسازی برای خلق و پیوسته از مقام پرورگار خائف است.

علی(ع): أَرَزَ الْمُؤْمِنُونَ وَ نَطَقَ الضَّالُّونَ الْمُكَذِّبُونَ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۵۳ )

امیرمؤمنان(ع) فرمود: مؤمن معمولاً خاموش است و سخنگو کسی است که گمراه و منکر دین خداست.

علی(ع): نَحْنُ الْخَزَنَةُ وَ الْأَبْوَابُ وَ لَا تُؤْتَى الْبُيُوتُ إِلَّا مِنْ أَبْوَابِهَا فَمَنْ أَتَاهَا مِنْ غَيْرِ أَبْوَابِهَا سُمِّىَ سَارِقاً . (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۵۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: ما خازنان علم الهی و باب رحمت اوییم. به حریم خانه جز از در نشاید داخل شدن و هرکس از غیر در داخل شود سارق است.

علی(ع): قَالَ الرَّسُولُ الصَّادِقِ(ص) إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْعَبْدَ وَ يُبْغِضُ عَمَلَهُ وَ يُحِبُّ الْعَمَلَ وَ يُبْغِضُ بَدَنَهُ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۵۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: پیامبر راستگو(ص) فرمود: گاهی خدا کسی را دوست دارد ولی از کارش ناراضی است و گاهی کار کسی را دوست دارد ولی از خودش ناراضی است.

علی(ع): إِنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْىَ عَنِ الْمُنْكرِ لَخُلُقَانِ مِنْ خُلُقِ اللهِ سُبْحَانَهُ وَ إِنَّهُمَا لَا يُقَرِّبَانِ مِنْ أَجَلٍ وَ لَا يَنْقُصَانِ مِنْ رِزْقٍ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۵۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: امر به نیکی و نهی از بدی، دو صفت و خُلقِ الهی‌اند و این دو نه منجر به مرگ کسی میشوند و نه رزق کسی بدلیل آنها کاسته می‌گردد.

علی(ع): قال لی رسول الله(ص) يَوْمَ أُحُدٍ حَيْثُ اسْتُشْهِدَ مَنِ اسْتُشْهِدَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ وَ حِيزَتْ عَنِّى الشَّهَادَةُ فَشَقَّ ذَلِک عَلَىَّ فقال لى أَبْشِرْ فَإِنَّ الشَّهَادَةَ مِنْ وَرَائِک فَقَالَ لى إِنَّ ذَلِک لَكَذَلِک فَكَيْفَ صَبْرُک إِذاً فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ لَيْسَ هَذَا مِنْ مَوَاطِنِ الصَّبْرِ وَ لَكِنْ مِنْ مَوَاطِنِ الْبُشْرَى وَ الشُّكرِ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۵۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: در روز أُحد که جمعی از مؤمنین شهید شدند و شهادت روزیِ من نشد، برایم سخت بود. همان‌وقت رسول خدا(ص) به من گفت: نگران نباش که شهادت در تقدیر توست! و کیفیتش را هم برایم بیان فرمود. سپس فرمود: آنروز صبور باش. من گفتم: آنروز موضع بشارت و شکر است نه موضع صبر.

علی(ع): مَنْ شَغَلَ نَفْسَهُ بِغَيْرِ نَفْسِهِ تَحَيَّرَ فِى الظُّلُمَاتِ وَ ارْتَبَک فِى الْهَلَكَاتِ وَ مَدَّتْ بِهِ شَيَاطِينُهُ فِى طُغْيَانِهِ وَ زَيَّنَتْ لَهُ سَيِّئَ أَعْمَالِهِ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۵۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرکس خود را بغیر خود (یعنی به دنیا) مشغول کند، در ظلمات حیران شده و به مهالک آلوده گشته و شیاطینِ او به طغیانش کشند و اعمال زشتش برایش زینت یابد.

علی(ع): اللَّهُمَّ لَک الْحَمْدُ عَلَى مَا تَأْخُذُ وَ تُعْطِى وَ عَلَى مَا تُعَافِى وَ تَبْتَلِى . (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۵۹ )

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خدایا، سپاس ترا بخاطر هر چه میگیری و هر چه می‌بخشی؛ بخاطر هر سلامتی و هر ابتلایی.

علی(ع): إِنّ صاحبکم رسول الله(ص) قَضَمَ الدُّنْيَا قَضْماً وَ لَمْ يُعِرْهَا طَرْفاً أَهْضَمُ أَهْلِ الدُّنْيَا كَشْحاً وَ أَخْمَصُهُمْ مِنَ الدُّنْيَا بَطْناً عُرِضَتْ عَلَيْهِ الدُّنْيَا فَأَبَى أَنْ يَقْبَلَهَا وَ عَلِمَ أَنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ أَبْغَضَ شَيْئاً فَأَبْغَضَهُ وَ حَقَّرَ شَيْئاً فَحَقَّرَهُ وَ صَغَّرَ شَيْئاً فَصَغَّرَهُ. وَ لَوْ لَمْ يَكُنْ فِينَا إِلَّا حُبُّنَا مَا أَبْغَضَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ لَكَفَى بِهِ شِقَاقاً لِلَّهِ وَ مُحَادَّةً عَنْ أَمْرِ اللَّهِ. وَ لَقَدْ كَانَ رسول الله(ص) أَعْرَضَ عَنِ الدُّنْيَا بِقَلْبِهِ وَ أَمَاتَ ذِكْرَهَا مِنْ نَفْسِهِ وَ أَحَبَّ أَنْ تَغِيبَ زِينَتُهَا عَنْ عَيْنِهِ. وَ كَذَلِک مَنْ أَبْغَضَ شَيْئاً أَبْغَضَ أَنْ يَنْظُرَ إِلَيْهِ وَ أَنْ يُذْكَرَ عِنْدَهُ. فَتَأَسَّى مُتَأَسٍّ بِنَبِيِّهِ وَ إِلَّا فَلَا يَأْمَنِ الْهَلَكَةَ. وَ اللَّهِ لَقَدْ رَقَعْتُ مِدْرَعَتِى هَذِهِ حَتَّى اسْتَحْيَيْتُ مِنْ رَاقِعِهَا وَ لَقَدْ قَالَ لِى قَائِلٌ أَ لَا تَنْبِذُهَا عَنْک فَقُلْتُ اغْرُبْ عَنِّى فَعِنْدَ الصَّبَاحِ يَحْمَدُ الْقَوْمُ السُّرَى. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۵۹)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: اسوۀ شما رسول خدا(ص) به گوشۀ دهان از دنیا تناول می‌کرد (نه به دهانِ گشاده) و گوشۀ چشمی هم به آن نداشت. از لاغرترینِ مردمان بود و کم‌غذاترینِ ایشان. دنیا به ایشان عرضه شد اما نپذیرفت. چون فهمیده بود که هرچه مبغوض خداست و تحقیر شدۀ او و هرچه پیش خدا صغیر است، پیش بندۀ خدا نیز باید همان‌سان باشد.

محبت ما به دنیایی که خدا و رسول، آنرا دشمن شمرده، برای صدق سرکشی و مخالفت فرمان خدا، ما را کفایت می‌کند.

رسول خدا(ص) قلباً از دنیا مُعرض بود و یاد آنرا در دلش کُشته بود و دوست نداشت زینت دنیا جلوی چشمش باشد.

آری ایچنین است، هرکس چیزی را دوست نداشته باشد، دوست ندارد جلوی چشمش باشد یا ذکر آن شود.

پس هرکس به این روش پیامبر(ص) تأسّی نکند، از هلاکت ایمن نباشد.

من نیز که امام شمایم چنان کفش خود را وصله کرده‌ام که خودم خنده‌ام گرفته! کسی آمد و گفت: نمی‌خواهی دورش بیندازی؟! گفتم: دور شو که صبحگاه قدر شبرو معلوم می‌گردد.

علی(ع): وَ اعْلَمْ يَقِيناً أَنَّک لَنْ تَبْلُغَ أَمَلَک وَ لَنْ تَعْدُوَ أَجَلَک وَ أَنَّک فِى سَبِيلِ مَنْ كَانَ قَبْلَک فَخَفِّضْ فِى الطَّلَبِ وَ أَجْمِلْ فِى الْمُكْتَسَبِ فَإِنَّهُ رُبَّ طَلَبٍ قَدْ جَرَّ إِلَى حَرَبٍ وَ لَيْسَ كُلُّ طَالِبٍ بِمَرْزُوقٍ وَ لَا كُلُّ مُجْمِلٍ بِمَحْرُومٍ . وَ أَكْرِمْ نَفْسَک عَنْ كُلِّ دَنِيَّةٍ وَ إِنْ سَاقَتْک إِلَى الرَّغَائِبِ فَإِنَّک لَنْ تَعْتَاضَ بِمَا تَبْذُلُ مِنْ نَفْسِک عِوَضاً وَ لَا تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِک وَ قَدْ جَعَلَک اللَّهُ حُرّاً وَ مَا خَيْرُ خَيْرٍ لَا يُنَالُ إِلَّا بِشَرٍّ وَ يُسْرٍ لَا يُنَالُ إِلَّا بِعُسْرٍ. إِيَّاک أَنْ تُوجِفَ بِک مَطَايَا الطَّمَعِ فَتُورِدَک مَنَاهِلَ الْهَلَكَةِ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۵۹)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: یقین کن که در دنیا به اکثر آرزوهایت نمی‌رسی درحالیکه با مرگ ملاقات می‌کنی؛ سر پیشینیان تو نیز همین آمده. پس، از خواست بکاه و از تلاش برای خواسته‌ها کم کن. چه بسیار خواسته‌ها که سرمایه‌ها بر باد داده. اینکه هرکس چیزی طلب کند، قرار نیست به آن برسد و اینکه رها کند، قرار نیست که از روزی‌اش کم شود.

هرگز برای خواسته‌ای خود را ذلیل مکن زیرا آنچه از کف میدهی به مراتب بیش از آن است که به آن میرسی.

هرگز برای دیگران مثل بنده، مطیع و خائف مباش، چون خدا تو را آزاد و بندۀ خویش آفریده.

هرگاه رسیدن به خیری، لاجرم مستلزم شرّی است یا آسانی‌ای، از سختی می‌گذشت، از آن چشم بپوش.

مراقب باش که طمع‌ها چنان بر تو مسلّط نشوند که تو را به آبشخور هلاکت درآورند.

علی(ع): غُضُّوا عَنْ الدنیا، عِبَادَ اللَّهِ غُمُومَهَا وَ أَشْغَالَهَا لِمَا قَدْ أَيْقَنْتُمْ بِهِ مِنْ فِرَاقِهَا وَ تَصَرُّفِ حَالَاتِهَا (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۶۰)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: ای بندگان خدا، از غم‌های دنیا و نیز مشغولیت‌های آن برحذر باشید؛ چون خوب میدانید که تمام شدنی است و پیوسته دگرگون می‌شود.

علی(ع): لِيَتَأَسَّ صَغِيرُكمْ بِكَبِيرِكمْ وَ لْيَرْأَفْ كَبِيرُكمْ بِصَغِيرِكمْ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۶۵ )

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کوچکترها مطیع بزرگترها باشند و از آنها یاد بگیرند و بزرگترها نسبت به کوچکترها رئوف و مهربان باشند.

علی(ع): إِنّ اللهَ فَضَّلَ حُرْمَةَ الْمُسْلِمِ عَلَى الْحُرَمِ كلِّهَا فَالْمُسْلِمُ مَنْ سَلِمَ الْمُسْلِمُونَ مِنْ لِسَانِهِ وَ يَدِهِ إِلَّا بِالْحَقِّ وَ لَا يَحِلُّ أَذَى الْمُسْلِمِ إِلَّا بِمَا يَجِبُ. تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا. اتَّقُوا اللَّهَ فِى عِبَادِهِ وَ بِلَادِهِ فَإِنَّكمْ مَسْئُولُونَ حَتَّى عَنِ الْبِقَاعِ وَ الْبَهَائِمِ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۶۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: نزد خدا حرمت مسلمان از تمام حرمت‌های دین بیشتر است و مسلمانِ واقعی کسی است که آزارش به کسی نرسد ولو به زبان، مگر مورد بجایی باشد و آزار مسلمان جایز نیست جز وقتی چاره‌ای نباشد. پس بار خود را سبک کنید تا به مقامات الهی نائل گردید. در مقولۀ عباد و بلاد، از خدا بترسید؛ شما مسئولید حتی نسبت به بَناها و بهائم.

علی(ع): اللهّم إِنْ أَظْهَرْتَنَا عَلَى عَدُوِّنَا فَجَنِّبْنَا الْبَغْيَ وَ سَدِّدْنَا لِلْحَقِّ وَ إِنْ أَظْهَرْتَهُمْ عَلَيْنَا فَارْزُقْنَا الشَّهَادَةَ وَ اعْصِمْنَا مِنَ الْفِتْنَةِ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۷۰)

امیرمؤمنان(ع) موقع حرکت بسوی صفّین دست بدعا برداشت و فرمود: خدایا، اگر ما را بر آنها ظفر بخشیدی، از ستم کردن حفظمان فرما و در عمل به حق یاری‌مان کن! و اگر آنها را بر ما غالب ساختی، شهادت نصیبمان فرما و ما را از فتنه نگه‌دار.

علی(ع): أَلَا وَ إِنَّ هَذِهِ الدُّنْيَا الَّتِي أَصْبَحْتُمْ تَتَمَنَّوْنَهَا وَ تَرْغَبُونَ فِيهَا وَ أَصْبَحَتْ تُغْضِبُكمْ وَ تُرْضِيكمْ لَيْسَتْ بِدَارِكمْ وَ لَا مَنْزِلِكمُ الَّذِي خُلِقْتُمْ لَهُ. أَلَا وَ إِنَّهَا لَيْسَتْ بِبَاقِيَةٍ لَكمْ وَ لَا تَبْقَوْنَ عَلَيْهَا فَانْصَرِفُوا بِقُلُوبِكمْ عَنْهَا. وَ اسْتَتِمُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكمْ بِالصَّبْرِ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ وَ الْمُحَافَظَةِ عَلَى مَا اسْتَحْفَظَكمْ مِنْ كتَابِهِ . (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۷۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: آگاه باشید که این دنیایی که آرزویش را دارید و به آن آویزانید و شما را به خشم می‌آورد یا شاد می‌سازد، خانۀ واقعی شما نیست و جایی نیست که برایش خلق شده‌اید.

نه دنیا برای شما می‌ماند و نه شما برای دنیا؛ پس از آن دل برکَنید. بجایش در دنیا، اتمام نعمت خدا بر خود را بخواهید که همان صبر بر بندگی و عمل به کتاب خداست.

علی(ع): وَ اللَّهِ لَوْ شِئْتُ أَنْ أُخْبِرَ كُلَّ رَجُلٍ مِنْكمْ بِمَخْرَجِهِ وَ مَوْلِجِهِ وَ جَمِيعِ شَأْنِهِ لَفَعَلْتُ وَ لَكِنْ أَخَافُ أَنْ تَكْفُرُوا أَلَا وَ إِنِّى مُفْضِيهِ إِلَى الْخَاصَّةِ مِمَّنْ يُؤْمَنُ ذَلِك مِنْهُ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۷۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: بخدا، گذشته و آینده و تمام سرنوشت همه را میدانم و اگر بخواهم می‌توانم بگویم؛ ولی می‌ترسم به غلوّ گراییده و کافر شوید، لذا کتمان می‌کنم. اما این علم را پیوسته به خواصّی از اصحاب خود افاضه خواهم کرد، آنهایی که نسبت به آنها مطمئن باشم.

علی(ع): وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ مَا مِنْ طَاعَةِ اللَّهِ شَىْءٌ إِلَّا يَأْتِى فِى كرْهٍ وَ مَا مِنْ مَعْصِيَةِ اللَّهِ شَىْءٌ إِلَّا يَأْتِى فِى شَهْوَةٍ. وَ اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّ الْمُؤْمِنَ لَا يُصْبِحُ وَ لَا يُمْسِى إِلَّا وَ نَفْسُهُ ظَنُونٌ عِنْدَهُ فَلَا يَزَالُ زَارِياً عَلَيْهَا وَ مُسْتَزِيداً لَهَا. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۷۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هیچ طاعتی نیست جز آنکه اولش سخت به نظر می‌آید و هیچ معصیتی نیست جز آنکه جذّاب بسوی آدم می‌آید. برای همین عباد خدا، همواره به نفس خود ظنین‌اند و مدام خوارش می‌کنند و بار بر او می‌نهند.

علی(ع): مَا جَالَسَ هَذَا الْقُرْآنَ أَحَدٌ إِلَّا قَامَ عَنْهُ بِزِيَادَةٍ أَوْ نُقْصَانٍ زِيَادَةٍ فِى هُدًى أَوْ نُقْصَانٍ مِنْ عَمًى. وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَيْسَ عَلَى أَحَدٍ بَعْدَ الْقُرْآنِ مِنْ فَاقَةٍ وَ لَا لِأَحَدٍ قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِنًى فَاسْتَشْفُوهُ مِنْ أَدْوَائِكمْ وَ اسْتَعِينُوا بِهِ عَلَى لَأْوَائِكمْ. فَاسْأَلُوا اللَّهَ بِهِ وَ تَوَجَّهُوا إِلَيْهِ بِحُبِّهِ إِنَّهُ مَا تَوَجَّهَ الْعِبَادُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِمِثْلِهِ. وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّعٌ. فَكونُوا مِنْ حَرَثَتِهِ وَ أَتْبَاعِهِ وَ اسْتَدِلُّوهُ عَلَى رَبِّكمْ وَ اسْتَنْصِحُوهُ عَلَى أَنْفُسِكمْ. لَكمْ نِهَايَةً فَانْتَهُوا إِلَى نِهَايَتِكمْ. وَ إِنَّ لِلْإِسْلَامِ غَايَةً فَانْتَهُوا إِلَى غَايَتِهِ. فَإِنَّهُ حَبْلُ اللَّهِ الْمَتِينُ وَ سَبَبُهُ الْأَمِينُ وَ فِيهِ رَبِيعُ الْقَلْبِ وَ يَنَابِيعُ الْعِلْمِ وَ مَا لِلْقَلْبِ جِلَاءٌ غَيْرُهُ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۷۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرکس دمی با قرآن بنشیند، برنخیزد، الا هدایتی بر او فزون گشته و جهالتی از او محو گشته.

بدانید که اگر کسی سراغ قرآن رفت، نیاز به چیز دیگری ندارد و بی‌قرآن، هیچ گاه بی‌نیاز نخواهد شد. از قرآن دوای درد های خویش را بجویید و در سختی‌ها یاری بخواهید.

با قرآن از خدا مسئلت کنید و با محبتِ قرآن به خدا توجه کنید. زیرا قرآن برای توجه به خدا بهترین وسیله است.

و بدانید که قرآن برای اهلش در قیامت شفاعت می‌کند و شفاعتش مقبول است.

پس روی قرآن وقت بگذارید و از پیروان قرآن باشید و با آن راه به خدا بجویید و نصیحت‌پذیرِ کلام خدا باشید.

هریک از شما نهایتی از رشد دارد، پس به سوی آن نهایت حرکت کنید. و اسلام را غایتی است، به غایتش برسید.

آری قرآن رشتۀ ناگسستنی برای ارتباط با خدا و عامل آرامش است. قرآن نشاط قلب است و مخزن علم. برای جلاء دل جز قرآن مرهمی نیست.

علی(ع): و لْيَخْزُنِ الرَّجُلُ لِسَانَهُ فَإِنَّ هَذَا اللِّسَانَ جَمُوحٌ بِصَاحِبِهِ وَ اللَّهِ مَا أَرَى عَبْداً يَتَّقِى تَقْوَى تَنْفَعُهُ حَتَّى يَخْزُنَ لِسَانَهُ. وَ إِنَّ لِسَانَ الْمُؤْمِنِ مِنْ وَرَاءِ قَلْبِهِ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَتَكَلَّمَ بِكَلَامٍ تَدَبَّرَهُ فِى نَفْسِهِ فَإِنْ كَانَ خَيْراً أَبْدَاهُ. وَ لَقَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) لَا يَسْتَقِيمُ إِيمَانُ عَبْدٍ حَتَّى يَسْتَقِيمَ قَلْبُهُ وَ لَا يَسْتَقِيمُ قَلْبُهُ حَتَّى يَسْتَقِيمَ لِسَانُهُ (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۷۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: مرد باید زبانش را لجام بزند. زیرا زبان بر صاحب خویش بسی سرکش است. بخدا ندیدم کسی تقوای بدردش بخورد الا اینکه زبانش را هم لجام زده باشد. آری، زبان مؤمن واقعی در پس قلب او مهار است و به هنگام صحبت نخست تدبّر می‌کند که اگر این حرف خیر است، آنگاه بر زبان آورد.

رسول خدا(ص) میفرمود: ایمان کسی کامل نمی‌شود تا قلبش درست شود و قلب کسی درست نمی‌شود تا زبانش درست شود.

علی(ع): إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ لَمْ يُعْطِ أَحَداً بِفُرْقَةٍ خَيْراً مِمَّنْ مَضَى وَ لَا مِمَّنْ بَقِيَ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۷۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خداوند هیچگاه برای هیچ‌کسی خیر را در جدایی از جمع مؤمنان قرار نداده، نه در گذشته چنین بوده و در آینده چنین خواهد بود.

علی(ع): يَا أَيُّهَا النَّاسُ طُوبَى لِمَنْ شَغَلَهُ عَيْبُهُ عَنْ عُيُوبِ النَّاسِ وَ طُوبَى لِمَنْ لَزِمَ بَيْتَهُ وَ أَكَلَ قُوتَهُ وَ اشْتَغَلَ بِطَاعَةِ رَبِّهِ وَ بَكَى عَلَى خَطِيئَتِهِ فَكَانَ مِنْ نَفْسِهِ فِى شُغْلٍ وَ النَّاسُ مِنْهُ فِى رَاحَةٍ.. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۷۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خوشا بحال آنکه بجای مردم، مشغول عیوب خویش است، آنکه خانه‌نشینی گزیده و روزی‌اش قوت است و به طاعت پرداخته و بر خطاهایش گریان است. به کار خویش مشغول است و مردم از شرش آسوده‌اند.

علی(ع): وَ ايْمُ اللَّهِ مَا كَانَ قَوْمٌ قَطُّ فِى غَضِّ نِعْمَةٍ مِنْ عَيْشٍ فَزَالَ عَنْهُمْ إِلَّا بِذُنُوبٍ اجْتَرَحُوهَا لِأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ وَ لَوْ أَنَّ النَّاسَ حِينَ تَنْزِلُ بِهِمُ النِّقَمُ وَ تَزُولُ عَنْهُمُ النِّعَمُ فَزِعُوا إِلَى رَبِّهِمْ بِصِدْقٍ مِنْ نِيَّاتِهِمْ وَ وَلَهٍ مِنْ قُلُوبِهِمْ لَرَدَّ عَلَيْهِمْ كُلَّ شَارِدٍ وَ أَصْلَحَ لَهُمْ كُلَّ فَاسِدٍ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۷۷)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کسانیکه از نعمت عیش برخوردارند، اگر نعمت از آنها زائل شود، فقط بخاطر گناهان است؛ چون خداوند به بندگان ستمی نمی‌کند.

در هر حال اگر نعمت زوال یافت و نقمتی نازل شد، اگر با صدق نیّت و دلهای شیفته به خدا فزع کنند، خداوند آنچه از دست رفته را به آنها باز گردانده و امورشان را اصلاح می‌فرماید.

علی(ع): أَحْمَدُ اللَّهَ عَلَى مَا قَضَى مِنْ أَمْرٍ وَ قَدَّرَ مِنْ فِعْلٍ وَ عَلَى ابْتِلَائِى بِكمْ أَيَّتُهَا الْفِرْقَةُ الَّتِى إِذَا أَمَرْتُ لَمْ تُطِعْ وَ إِذَا دَعَوْتُ لَمْ تُجِبْ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۷۹)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خدا را سپاس می‌گویم بر قضایش در تمام امور و قدرش در کارهایی که می‌کند و نیز بر ابتلایم به شما، فرقه‌ای که فرمانم را اطاعت نمی‌کنید و دعوتم را لبیک نمی‌گویید.

علی(ع): أَيْنَ إِخْوَانِيَ الَّذِينَ رَكِبُوا الطَّرِيقَ وَ مَضَوْا عَلَى الْحَقِّ؟ أَيْنَ عَمَّارٌ وَ أَيْنَ ابْنُ التَّيِّهَانِ وَ أَيْنَ ذُو الشَّهَادَتَيْنِ وَ أَيْنَ نُظَرَاؤُهُمْ مِنْ إِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ تَعَاقَدُوا عَلَى الْمَنِيَّةِ وَ أُبْرِدَ بِرُءُوسِهِمْ إِلَى الْفَجَرَةِ قَالَ ثُمَّ ضَرَبَ بِيَدِهِ عَلَى لِحْيَتِهِ الشَّرِيفَةِ الْكَرِيمَةِ فَأَطَالَ الْبُكَاءَ أَوِّهِ عَلَى إِخْوَانِيَ الَّذِينَ تَلَوُا الْقُرْآنَ فَأَحْكَمُوهُ وَ تَدَبَّرُوا الْفَرْضَ فَأَقَامُوهُ أَحْيَوُا السُّنَّةَ وَ أَمَاتُوا الْبِدْعَةَ دُعُوا لِلْجِهَادِ فَأَجَابُوا وَ وَثِقُوا بِالْقَائِدِ فَاتَّبَعُوهُ ثُمَّ نَادَى بِأَعْلَى صَوْتِهِ. الْجِهَادَ الْجِهَادَ عِبَادَ اللَّهِ أَلَا وَ إِنِّى مُعَسْكِرٌ فِى يَوْمِى هَذَا فَمَنْ أَرَادَ الرَّوَاحَ إِلَى اللَّهِ فَلْيَخْرُجْ! قَالَ نَوْفٌ: وَ عَقَدَ لِلْحُسَيْنِ(ع) فِى عَشَرَةِ آلَافٍ وَ لِقَيْسِ بْنِ سَعْدٍ رَحِمَهُ اللَّهُ فِى عَشَرَةِ آلَافٍ وَ لِأَبِى أَيُّوبَ الْأَنْصَارِيِّ فِى عَشَرَةِ آلَافٍ وَ لِغَيْرِهِمْ عَلَى أَعْدَادٍ أُخَرَ وَ هُوَ يُرِيدُ الرَّجْعَةَ إِلَى صِفِّينَ فَمَا دَارَتِ الْجُمُعَةُ حَتَّى ضَرَبَهُ الْمَلْعُونُ ابْنُ مُلْجَمٍ لَعَنَهُ اللَّهُ فَتَرَاجَعَتِ الْعَسَاكِرُ فَكُنَّا كَأَغْنَامٍ فَقَدَتْ رَاعِيَهَا تَخْتَطِفُهَا الذِّئَابُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۸۱)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کجایند برادران من که در راه حقّ سوار شده و براستی و درستی (عمر بپایان رسانده) گذشتند، کجا است عمّار (ابن یاسر که در سنّ بیش از نود سال در صفین شهید شد) و کجا است (ابو الهیثم مالک) ابن تیهان، و کجا است ذو الشَّهادتین (ابو عمارة خزیمة ابن ثابت الأنصاریّ که پیغمبر اکرم گواهی او را بجای گواهی دو مرد قبول فرمود و کجایند همانندان ایشان (ابن بدیل و ها شم ابن عتبه و غیر آنها) از برادران (همکیشان) آنان که (همگی در جنگ صفّین کشته شدند، و) با هم بر مرگ (کشته شدن در راه حقّ) پیمان بستند، و سرها شان (بعد از کشته شدن) بسوی معصیت کاران (معاویه و پیروانش) فرستاده شد. نوف گفت: پس از این کلام امام علیه السّلام با دست خود بریش مبارک زده گریه بسیار کرد و فرمود.

درد او دریغا بر برادران (همکیشان) من که قرآن را قرائت نموده آنرا استوار دانستند (محترم شمردند) و در آنچه واجب بود اندیشه نموده آنرا بر پا داشتند (طبق آن عمل کردند) و سنّت را زنده کرده بدعت را از بین بردند، بجهاد که خوانده شدند (آنرا) پذیرفتند، و به پیشوا اعتماد داشته از او پیروی نمودند. پس از آن به آواز بلند فریاد نمود.

ای بندگان خدا جهاد جهاد، آگاه باشید من در همین روز لشگر می آرایم هر که اراده رفتن بسوی خدا دارد باید برود. نوف گفت: پس از آن حسین علیه السّلام را بر ده هزار لشگر و قیس ابن سعد را بر ده هزار و ابو ایّوب انصاریّ را بر ده هزار و غیر ایشان را بر شماره های دیگر امیر قرار داد، و اراده بازگشت بصفّین داشت (که با اهل شام بجنگند) پس هنوز آدینه نیامده بود که ملعون ابن ملجم، خدا او را لعنت کند، بر آن بزرگوار ضربت وارد آورد، پس لشگرها برگشتند و ما چون گوسفندانی بودیم که شبان خود را گم کرده باشند و از هر طرف گرگان آنها را بر بایند (گفته اند: این خطبه آخرین خطبه‌ای است که امیر المؤمنین ع ایستاده بیان فرموده).

علی(ع): أَنْتُمْ بَنُو سَبِيلٍ عَلَى سَفَرٍ مِنْ دَارٍ لَيْسَتْ بِدَارِكمْ وَ قَدْ أُوذِنْتُمْ مِنْهَا بِالِارْتِحَالِ وَ أُمِرْتُمْ فِيهَا بِالزَّادِ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى نَفْسِى وَ أَنْفُسِكمْ وَ هُوَ حَسْبُنَا وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۸۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: شما در دنیا که جای ماندنتان نیست، مسافر و رهگذرید. شما را به کوچ کردن از آن اعلام و به توشه برداشتن از آن امر فرموده‌اند. پس برای خودم و شما از خدا یاری می‌خواهم. خدا ما را بس است و بهترین وکیل هموست.

علی(ع): الْمُتَّقُونَ هُمْ أَهْلُ الْفَضَائِلِ مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ وَ مَلْبَسُهُمُ الِاقْتِصَادُ وَ مَشْيُهُمُ التَّوَاضُعُ.

امیرمؤمنان(ع) در خطبۀ همّام (خطبه ۱۸۴) در وصف متّقین فرمود: متّقین، واجد صفاتی هستند که آنها را از دیگران متمایز می‌کند. گفتارشان صواب، معیشتشان میانه و مقتصد، رفتارشان تواضع است.

غَضُّوا أَبْصَارَهُمْ عَمَّا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ وَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النَّافِعِ لَهُمْ نَزَلَتْ أَنْفُسُهُمْ مِنْهُمْ فِى الْبَلَاءِ كَالَّتِى نَزَلَتْ فِى الرَّخَاءِ وَ لَوْ لَا الْأَجَلُ الَّذِى كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِى أَجْسَادِهِمْ طَرْفَةَ عَيْنٍ شَوْقاً إِلَى الثَّوَابِ وَ خَوْفاً مِنَ الْعِقَابِ.

از آنچه خدا حرام کرده، چشم پوشیده‌اند و گوش بر علم نافع نهاده‌اند. در سختی و گرفتاری چنانند که دیگران در آسایش و خوشی. اگر نبود اجل و مدّتی که خدا در دنیا برای ایشان تعیین فرموده از شوق ثواب و بیم عذاب چشم بر هم زدنی جان در بدنشان قرار نمی‌گرفت.

عَظُمَ الْخَالِقُ فِى أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِى أَعْيُنِهِمْ فَهُمْ وَ الْجَنَّةُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا وَ هُمْ وَ النَّارُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُعَذَّبُونَ.

خداوند در نظر آنان بزرگ است، و غیر او (هر چه هست) در دیدۀ آنها کوچک.

و یقین و باورشان ببهشت مانند یقین و باور کسی است که آنرا دیده و گویا در آن است، و ایمانشان به آتش همچون ایمان کسی است که آنرا دیده و گویا در آن گرفتار عذاب است.

حَاجَاتُهُمْ خَفِيفَةٌ وَ أَنْفُسُهُمْ عَفِيفَةٌ.

حاجاتشان اندک است و پر از عفّت‌اند.

صَبَرُوا أَيَّاماً قَصِيرَةً أَعْقَبَتْهُمْ رَاحَةً طَوِيلَةً أَرَادَتْهُمُ الدُّنْيَا فَلَمْ يُرِيدُوهَا وَ أَسَرَتْهُمْ فَفَدَوْا أَنْفُسَهُمْ مِنْهَا.

چند روز کوتاه (دنیا) را به شکیبایی بسر رساندند و در پی آن آسایش همیشگی (نعمت بی پایان بهشت) را دریابند. دنیا بآنان رو آورد (کالا و آرایش خود را بآنها جلوه داد) ایشان از آن رو گرداندند (از آن چشم پوشیدند) و آنها را اسیر و گرفتار نمود آنها جانشان را فداء کرده (به سختی های آن تن دادند تا) خود را از آن رهاندند.

أَمَّا اللَّيْلُ فَصَافُّونَ أَقْدَامَهُمْ تَالِينَ لِأَجْزَاءِ الْقُرْآنِ يُرَتِّلُونَهُ تَرْتِيلًا يُحَزِّنُونَ بِهِ أَنْفُسَهُمْ وَ يَسْتَثِيرُونَ بِهِ دَوَاءَ دَائِهِمْ.

چون شب شود (برای نماز) برپا ایستاده آیات قرآن را با تأمّل و اندیشه می‌خوانند، و با خواندن و تدبّر در آن خود را اندوهگین می‌سازند، و بوسیله آن به درمان درد خویش کوشش دارند.

يَطْلُبُونَ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى فِى فَكَاكِ رِقَابِهِمْ.

از خدای تعالی آزادی خویش را (از عذاب رستخیز) درخواست می‌نمایند.

وَ أَمَّا النَّهَارُ فَحُلَمَاءُ عُلَمَاءُ أَبْرَارٌ أَتْقِيَاءُ.

و چون روز شود بردبار و دانا و نیکو کردار و پرهیزکارند.

يَقُولُ لَقَدْ خُولِطُوا وَ لَقَدْ خَالَطَهُمْ أَمْرٌ عَظِيمٌ.

می گوید پرت و دیوانه‌اند در صورتیکه دیوانه نیستند بلکه امر بزرگی (اندیشه قیامت) با ایشان آمیخته شده است.

فَمِنْ عَلَامَةِ أَحَدِهِمْ أَنَّكَ تَرَى لَهُ قُوَّةً فِى دِينٍ وَ حَزْماً فِى لِينٍ وَ إِيمَاناً فِى يَقِينٍ وَ حِرْصاً فِى عِلْمٍ وَ عِلْماً فِى حِلْمٍ وَ قَصْداً فِى غِنًى وَ خُشُوعاً فِى عِبَادَةٍ وَ تَجَمُّلًا فِى فَاقَةٍ وَ صَبْراً فِى شِدَّةٍ وَ طَلَباً فِى حَلَالٍ وَ نَشَاطاً فِى هُدًى وَ تَحَرُّجاً عَنْ طَمَعٍ.

نشانه یکی از پرهیزکاران آنست که تو می‌بینی در امر دین توانا است، و در نرمی و خوش‌خویی دور اندیش، و در ایمان با یقین، و در (طلب) علم حریص، و در بردباری دانا، و در توانگری میانه رو (اسراف نکرده دارائی خود را بیجا صرف نمی‌کند) و در بندگی و عبادت فروتن است، و در فقر و نیازمندی آراسته جلوه میکند (تا کسی بر تنگدستی او آگاه نشود) و در سختی شکیبا و حلال را جویا و در هدایت و رستگاری دلشاد و از طمع و آز دور هستند.

يُمْسِى وَ هَمُّهُ الشُّكْرُ وَ يُصْبِحُ وَ هَمُّهُ الذِّكْرُ يَبِيتُ حَذِراً وَ يُصْبِحُ فَرِحاً.

در شب همّت او صرف سپاسگزاری (از نعمتهای حقّ تعالی) است، و در بامداد اراده‌اش ذکر و یاد خدا می‌باشد، شب را بسر می‌برد در حالیکه از غفلت خویش هراسان است، و روز از احسان و مهربانی خدا شادمان است.

قُرَّةُ عَيْنِهِ فِيمَا لَا يَزُولُ وَ زَهَادَتُهُ فِيمَا لَا يَبْقَى.

روشنی چشم او در چیزی است که جاودان است، و بی‌رغبتیش در چیزیکه باقی نمی‌ماند.

تَرَاهُ قَرِيباً أَمَلُهُ قَلِيلًا زَلَلُهُ خَاشِعاً قَلْبُهُ قَانِعَةً نَفْسُهُ مَنْزُوراً أُكُلُهُ سَهْلًا أَمْرُهُ حَرِيزاً دِينُهُ مَيِّتَةً شَهْوَتُهُ مَكْظُوماً غَيْظُهُ الْخَيْرُ مِنْهُ مَأْمُولٌ وَ الشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ.

او را می‌بینی که با آرزوی کوتاه و خطاء و لغزش اندک و دل فروتن و نفس قانع و خوراک کم و کار آسان و دین محفوظ و شهوت و خواهش از بین رفته و خشم فرو نشسته است، مردم به نیکوئی او چشم داشته و از بدیش آسوده‌اند.

يَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَهُ وَ يُعْطِى مَنْ حَرَمَهُ وَ يَصِلُ مَنْ قَطَعَهُ بَعِيداً فُحْشُهُ لَيِّناً قَوْلُهُ غَائِباً مُنْكَرُهُ حَاضِراً مَعْرُوفُهُ مُقْبِلًا خَيْرُهُ مُدْبِراً شَرُّهُ.

ببخشاید کسی را که باو ستم کند و احسان نماید بکسیکه او را محروم گرداند، و بپیوندد به آن که از او جدا گردد، در حالیکه از دشنام دادن و سخن زشت دور و گفتارش هموار است، و کار نکوهیده از او دیده نشده و کار پسندیده‌اش هویدا است، نیکوئی او رو آورده و بدیش پشت گردانیده.

فِى الزَّلَازِلِ وَقُورٌ وَ فِى الْمَكَارِهِ صَبُورٌ وَ فِى الرَّخَاءِ شَكُورٌ لَا يَحِيفُ عَلَى مَنْ يُبْغِضُ وَ لَا يَأْثَمُ فِيمَنْ يُحِبُّ يَعْتَرِفُ بِالْحَقِّ قَبْلَ أَنْ يُشْهَدَ عَلَيْهِ لَا يُضَيِّعُ مَا اسْتُحْفِظَ وَ لَا يَنْسَى مَا ذُكِّرَ وَ لَا يُنَابِزُ بِالْأَلْقَابِ وَ لَا يُضَارُّ بِالْجَارِ وَ لَا يَشْمَتُ بِالْمَصَائِبِ.

در سختیها با وقار و بردبار، و در ناگواریها شکیبا و در خوشی و آسایش سپاسگزار است، کسیرا که دشمن دارد بر او ستم ننماید، و آنرا که دوست دارد بخاطر او گناه نکند. بحقّ اقرار میکند پیش از آنکه بر آن گواه آرند. آنچه باو بسپارند تباه نمی‌سازد، و آنچه به یادش آورند فراموش نمی‌کند، و کسیرا به لقبهای زشت نمی‌خواند، و به همسایه زیان نمی‌رساند، و به پیش آمدهای ناگوار که برای مردم رخ میدهد شادی نمی‌کند.

إِنْ صَمَتَ لَمْ يَغُمَّهُ صَمْتُهُ وَ إِنْ ضَحِكَ لَمْ يَعْلُ صَوْتُهُ وَ إِنْ بُغِيَ عَلَيْهِ صَبَرَ حَتَّى يَكُونَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي يَنْتَقِمُ لَهُ نَفْسُهُ مِنْهُ فِي عَنَاءٍ وَ النَّاسُ مِنْهُ فِي رَاحَةٍ أَتْعَبَ نَفْسَهُ لآخِرَتِهِ وَ أَرَاحَ النَّاسَ مِنْ نَفْسِهِ.

اگر خاموش نشست خاموشیش او را اندوهگین نمی‌گرداند، و اگر بخندد آواز خنده‌اش بلند نمی‌شود، و چون بر او ستم کنند شکیبائی پیش گیرد تا خدا انتقام او را کشد، نفسش از دست او برنج و سختی گرفتار است و مردم از او در آسایش‌اند. در کار آخرت خود را برنج اندازد، و مردم را از خویش به آسایش رساند.

بُعْدُهُ عَمَّنْ تَبَاعَدَ عَنْهُ زُهْدٌ وَ نَزَاهَةٌ وَ دُنُوُّهُ مِمَّنْ دَنَا مِنْهُ لِينٌ وَ رَحْمَةٌ لَيْسَ تَبَاعُدُهُ بِكِبْرٍ وَ عَظَمَةٍ وَ لَا دُنُوُّهُ بِمَكْرٍ وَ خَدِيعَةٍ قَالَ فَصَعِقَ هَمَّامٌ صَعْقَةً كَانَتْ نَفْسُهُ فِيهَا. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۸۴)

دوری او از اشخاص بجهت بی‌نیازی و راحتی است و نزدیکی او از جهت خوش‌خویی و مهربانی است. دوری او از روی خودخواهی و بزرگی نبوده، و نزدیکیش از راه مکر و فریب نمی‌باشد. ناقل این خطبه گفت: (چون سخن به اینجا رسید) همّام بیهوش شد و هم در آن بیهوشی از دنیا رفت.

علی(ع): إِنَّ هَذَا الْإِسْلَامَ دِينُ اللَّهِ الَّذِي اصْطَفَاهُ لِنَفْسِهِ وَ أَقَامَ دَعَائِمَهُ عَلَى مَحَبته. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۸۹)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: اسلام دین خداست که برای وصول به خویش برگزیده و پایه‌های آنرا بر محبت به خویش بنا کرده

علی(ع): إِنّ الصلاةَ لَتَحُتُّ الذُّنُوبَ حَتَّ الْوَرَقِ وَ تُطْلِقُهَا إِطْلَاقَ الرِّبَقِ وَ شَبَّهَهَا رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه وآله) بِالْحَمَّةِ تَكونُ عَلَى بَابِ الرَّجُلِ فَهُوَ يَغْتَسِلُ مِنْهَا فِي الْيَوْمِ وَ اللَّيْلَةِ خَمْسَ مَرَّاتٍ فَمَا عَسَى أَنْ يَبْقَى عَلَيْهِ مِنَ الدَّرَنِ. وَ قَدْ عَرَفَ حَقَّهَا رِجَالٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ لَا تَشْغَلُهُمْ عَنْهَا زِينَةُ مَتَاعٍ وَ لَا قُرَّةُ عَيْنٍ مِنْ وَلَدٍ وَ لَا مَالٍ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۹۰)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: نماز گناهان را می‌ریزد مانند ریختن برگ (از درخت) و رها میکند مانند رها کردن بندها (از گردن چهارپایان) و رسول خدا(ص) نماز را به چشمه آب گرمی تشبیه فرموده که بر در خانه مردی باشد و شبانه روزی پنج نوبت از آن شستشو کند، پس (معلوم است) دیگر بر چنین کسی چرک باقی نخواهد ماند. حقّ نماز را مردانی از مؤمنین شناخته‌اند که زینت متاعی یا روشنی چشمی از فرزند و دارائی آنان را از آن باز نمی‌دارد.

علی(ع): إِنَّ الزَّكَاةَ جُعِلَتْ قُرْبَاناً لِأَهْلِ الْإِسْلَامِ فَمَنْ أَعْطَاهَا طَيِّبَ النَّفْسِ بِهَا فَإِنَّهَا تُجْعَلُ لَهُ كَفَّارَةً وَ مِنَ النَّارِ حِجَازاً وَ وِقَايَةً.. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۹۰)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: زکات برای مسلمین وسیلهٔ تقرّب به خداست. هرکس به طیب قلب زکات دهد، در دنیا برایش کفّاره است و در آخرت وقایه.

علی(ع): أَيُّهَا النَّاسُ لَا تَسْتَوْحِشُوا فِي طَرِيقِ الْهُدَى لِقِلَّةِ أَهْلِهِ فَإِنَّ النَّاسَ قَدِ اجْتَمَعُوا عَلَى مَائِدَةٍ شِبَعُهَا قَصِيرٌ وَ جُوعُهَا طَوِيلٌ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۹۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: در راه هدایت، از کمی روندگان وحشت نکنید؛ مردم معمولاً بر سفره‌ای جمع‌اند که ارزش و نفع چندانی ندارد.

علی(ع): أَخْرِجُوا مِنَ الدُّنْيَا قُلُوبَكمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَخْرُجَ مِنْهَا أَبْدَانُكمْ فَفِيهَا اخْتُبِرْتُمْ وَ لِغَيْرِهَا خُلِقْتُمْ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۱۹۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: پیش از خروج جسمتان از دنیا، قلب‌هایتان را از آن خارج کنید. دنیا دار امتحان شماست و برای آخرت خلق شده‌اید.

علی(ع) قد دخل علی العلاء بن زیاد و هو من أصحابه یعوده، فلما رأی سعة داره قال: مَا كُنْتَ تَصْنَعُ بِسِعَةِ هَذِهِ الدَّارِ فِي الدُّنْيَا وَ أَنْتَ إِلَيْهَا فِي الآخِرَةِ كُنْتَ أَحْوَجَ وَ بَلَى إِنْ شِئْتَ بَلَغْتَ بِهَا الآخِرَةَ تَقْرِي فِيهَا الضَّيْفَ وَ تَصِلُ فِيهَا الرَّحِمَ وَ تُطْلِعُ مِنْهَا الْحُقُوقَ مَطَالِعَهَا فَإِذاً أَنْتَ قَدْ بَلَغْتَ بِهَا الآخِرَةَ. فَقَالَ لَهُ الْعَلَاءُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَشْكُو إِلَيْك أَخِي عَاصِمَ بْنَ زِيَادٍ قَالَ: وَ مَا لَهُ. قَالَ: لَبِسَ الْعَبَاءَةَ وَ تَخَلَّى عَنِ الدُّنْيَا قَالَ عَلَيَّ بِهِ فَلَمَّا جَاءَ قَالَ: يَا عُدَيَّ نَفْسِهِ لَقَدِ اسْتَهَامَ بِك الْخَبِيثُ أَ مَا رَحِمْتَ أَهْلَك وَ وَلَدَك أَ تَرَى اللَّهَ أَحَلَّ لَك الطَّيِّبَاتِ وَ هُوَ يَكْرَهُ أَنْ تَأْخُذَهَا أَنْتَ أَهْوَنُ عَلَى اللَّهِ مِنْ ذَلِكَ. قَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ هَذَا أَنْتَ فِي خُشُونَةِ مَلْبَسِك وَ جُشُوبَةِ مَأْكَلِك. قَالَ: وَيْحَك إِنِّي لَسْتُ كَأَنْتَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى فَرَضَ عَلَى أَئِمَّةِ الْعَدْلِ أَنْ يُقَدِّرُوا أَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَةِ النَّاسِ كَيْلَا يَتَبَيَّغَ بِالْفَقِيرِ فَقْرُهُ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۲۰۰)

از سخنان علی(ع) است هنگامیکه در بصره برای عیادت علاء پسر زیاد حارثی که بیمار و از اصحاب آن بزرگوار بود باو وارد شد چون فراخی خانه او را دید فرمود: با فراخ بودن این خانه در دنیا چه کردی و حال آنکه تو به فراخی آن در آخرت نیازمندتر هستی. آری اگر بخواهی با فراخی این خانه فراخی خانه آخرت را هم دریابی میهمان در آن پذیرایی نموده با خویشاوندان پیوسته باش، و حقوق شرعیّه را از آن آشکار کن. در این صورت بواسطه فراخی این خانه، فراخی خانه آخرت را دریافته‌ای.

پس علاء به آن حضرت عرض کرد: یا امیرالمؤمنین از برادرم عاصم بتو شکایت میکنم. آن بزرگوار فرمود برای چه؟ گفت: (همچون رهبانان) گلیمی پوشیده و از دنیا دوری گزیده. حضرت فرمود: او را نزد من بیاورید. چون آمد، فرمود:

ای دشمنک خود، شیطانِ پلید خواسته ترا سرگردان کند (که باین راهت وا داشته و آنرا در نظرت آراسته است) آیا به زن و فرزندت رحم نکردی (که تنهائی و درویشی پیشه گرفتی)؟ آیا باورت این است که خداوند برای تو پاکیزه‌ها را حلال کرده ولی کراهت دارد و نمی‌خواهد که تو از آنها بهره‌مند گردی؟ نظر خدا راجع به تو به سختی نیست. عاصم گفت: یا امیرالمؤمنین کار من مانند کار تو است که در لباس زبر و خشن و خوراک سخت‌گیری.

حضرت فرمود: وای بر تو، من مانند تو نیستم، زیرا خدای تعالی به پیشوایان حقّ واجب گردانیده که خود را با مردمان تنگدست برابر نهند تا اینکه فقیر و تنگدست را پریشانیش فشار نیاورده نگران نسازد.

علی(ع): إِنَّ لَكمْ عِنْدَ كلِّ طَاعَةٍ عَوْناً مِنَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ يَقُولُ عَلَى الْأَلْسِنَةِ وَ يُثَبِّتُ الْأَفْئِدَةَ فِيهِ كَفَاءٌ لِمُكْتَفٍ وَ شِفَاءٌ لِمُشْتَفٍ (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۲۰۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: برای مؤمنان در هر طاعتی، مددی است از جانب خدا که بر زبان‌ها جاری می‌شود و دلها را محکم می‌کند؛ تا هم کفایت باشد و هم رهایی از حیرت.

علی(ع) فی وصف السالک الطریق إلی الله: قَدْ أَحْيَا عَقْلَهُ وَ أَمَاتَ نَفْسَهُ حَتَّى دَقَّ جَلِيلُهُ وَ لَطُفَ غَلِيظُهُ وَ بَرَقَ لَهُ لَامِعٌ كَثِيرُ الْبَرْقِ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۲۱۰)

امیرمؤمنان(ع) در وصف سالک طریق الی الله فرمود: چنین کسی، عقلش را زنده کرده و نفسش را میرانده، بطوریکه پهنای او باریک شده و غلظتش به لطافت بدل گشته و برایش نوری خیره‌کننده درخشیده.

علی(ع): إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى جَعَلَ الذِّكرَ جِلَاءً لِلْقُلُوبِ وَ إِنَّ لِلذِّكرِ لَأَهْلًا أَخَذُوهُ مِنَ الدُّنْيَا بَدَلًا فَلَمْ تَشْغَلْهُمْ تِجَارَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَنْهُ يَقْطَعُونَ بِهِ أَيَّامَ الْحَيَاةِ. أَنَّهُمْ يَرَوْنَ مَا لَا يَرَى النَّاسُ وَ يَسْمَعُونَ مَا لَا يَسْمَعُونَ. قَدْ حَفَّتْ بِهِمُ الْمَلَائِكَةُ وَ تَنَزَّلَتْ عَلَيْهِمُ السَّكِينَةُ وَ فُتِحَتْ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ أُعِدَّتْ لَهُمْ مَقَاعِدُ الْكرَامَاتِ. لِكلِّ بَابِ رَغْبَةٍ إِلَى اللَّهِ مِنْهُمْ يَدٌ قَارِعَةٌ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۲۱۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خداوند ذکر را جلاء قلوب قرار داده و ذکر اهلی دارد که بجای دنیا، در پی آنند. اشتغالات زندگی آنان را از ذکر بازندارد و با اشتغال به ذکر، عمر خویش را طی می‌کنند. چیزهایی می‌بینید که مردم نمی‌بیند و چیزهایی می شوند که مردم نمی شوند. ملائکه یاری شان می‌کنند و سکینه بر آنها نازل می‌شود و درهای آسمان برایشان مفتوح است و اسباب کرامت برایشان میسّر است. هر دری که راهی بسوی خدا با شد، از کوبیدنش خسته نمی‌شوند.

علی(ع): وَ لَنِعْمَ دَارُ مَنْ لَمْ يَرْضَ بِهَا دَاراً وَ مَحَلُّ مَنْ لَمْ يُوَطِّنْهَا مَحَلًّا وَ إِنَّ السُّعَدَاءَ بِالدُّنْيَا غَداً هُمُ الْهَارِبُونَ مِنْهَا الْيَوْمَ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۲۱۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: دنیا چه جای خوبی است برای کسانیکه راضی به آن نبوده و آنرا وطن خویش ندانند. سعادتمندانِ به دنیا، کسانی هستند که امروز از آن گریزانند.

علی(ع): وَ امْنَعْ فِي إِجْمَالٍ وَ إِعْذَارٍ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۲۱۷)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: منع که می‌کنی (یا جواب منفی که می‌خواهی بدهی)، مختصر بگو(زیاد توضیح نده و دلیل نیاور) و معذرت‌خواهی کن.

علی(ع): اللَّهُمَّ إِنَّك آنَسُ الآنِسِينَ لِأَوْلِيَائِك وَ أَحْضَرُهُمْ بِالْكفَايَةِ لِلْمُتَوَكلِينَ عَلَيْك. إِنْ أَوْحَشَتْهُمُ الْغُرْبَةُ آنَسَهُمْ ذِكرُك وَ إِنْ صُبَّتْ عَلَيْهِمُ الْمَصَائِبُ لَجَئُوا إِلَى الِاسْتِجَارَةِ بِك عِلْماً بِأَنَّ أَزِمَّةَ الْأُمُورِ بِيَدِك وَ مَصَادِرَهَا عَنْ قَضَائِك. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۲۱۸)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: بار پروردگارا! تو برای اولیائت بهترین انیسی و برای اهل توکّل، بهترین کفایتگر. هرگاه تنهایی آنان‌را به وحشت اندازد، یاد تو ایشان را مأنوس می‌سازد و هرگاه سختی‌ها بر آنها بتازد به پناه جستن از تو توسّل می‌جویند، چون می‌دانند سر رشتهٔ کارها بدست تو و منشأ آنها قضاء و قدر تو است.

علی(ع) فی صفة الزهاد: يَرَوْنَ أَهْلَ الدُّنْيَا يُعَظِّمُونَ مَوْتَ أَجْسَادِهِمْ وَ هُمْ أَشَدُّ إِعْظَاماً لِمَوْتِ قُلُوبِ أَحْيَائِهِمْ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۲۲۱)

امیرمؤمنان(ع) در وصف زاهدان فرمود: درحالیکه می‌بینند اهل دنیا را که از مرگ جسمشان در اندیشه‌اند، آنها در پی آنند که مبادا قلبشان بمیرد.

علی(ع): لا تَقْتَحِمُوا مَا اسْتَقْبَلْتُمْ مِنْ فَوْرِ نَارِ الْفِتْنَةِ وَ أَمِيطُوا عَنْ سَنَنِهَا وَ خَلُّوا قَصْدَ السَّبِيلِ لَهَا فَقَدْ لَعَمْرِي يَهْلِك فِي لَهَبِهَا الْمُؤْمِنُ وَ يَسْلَمُ فِيهَا غَيْرُ الْمُسْلِمِ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۲۲۹)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: آتش فتنه که در برابر شما قرار گرفت، واردش نشوید بلکه از سر راهش کنار روید و راه را برایش باز کنید. به جانم سوگند که چنین فتنه‌هایی مؤمن‌سوزند و بی‌دینان از آن جان سالم بدر کنند.

علی(ع): لَا يَقَعُ اسْمُ الْهِجْرَةِ عَلَى أَحَدٍ إِلَّا بِمَعْرِفَةِ الْحُجَّةِ فِي الْأَرْضِ فَمَنْ عَرَفَهَا وَ أَقَرَّ بِهَا فَهُوَ مُهَاجِرٌ وَ لَا يَقَعُ اسْمُ الِاسْتِضْعَافِ عَلَى مَنْ بَلَغَتْهُ الْحُجَّةُ فَسَمِعَتْهَا أُذُنُهُ وَ وَعَاهَا قَلْبُهُ.. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۲۳۱)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هجرت واقعی، هجرت بسوی حجّت خداست و هرکس حجّت خدا را شناخت و به او اقرار کرد، مهاجر است و کسی که حجّت برایش حاصل شود، طوریکه گوشش بشنود و قلبش بپذیرد، چنین کسی دیگر مستضعف نیست.

علی(ع): إِنَّ أَمْرَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا يَحْمِلُهُ إِلَّا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ وَ لَا يَعِي حَدِيثَنَا إِلَّا صُدُورٌ أَمِينَةٌ وَ أَحْلَامٌ رَزِينَةٌ. أَيُّهَا النَّاسُ سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي فَلَأَنَا بِطُرُقِ السَّمَاءِ أَعْلَمُ مِنِّي بِطُرُقِ الْأَرْضِ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۲۳۱)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: امر ما صعب است و برای بعضی، صعب‌تر می‌شود. آنرا متحمّل نمی‌شود جز بندهٔ مؤمنی که خدا ایمان قلبش را با امتحانات آزموده. احادیث ما را فقط سینه‌های امین و فکرهای صفایافته درک می‌کنند. ای مردم، پیش از آنکه مرا نیابید، از من بپرسید. من راه‌های آسمان را بهتر از راه‌های زمین می‌شناسم.

علی(ع): الْزَمُوا الْأَرْضَ وَ اصْبِرُوا عَلَى الْبَلَاءِ وَ لَا تُحَرِّكوا بِأَيْدِيكمْ وَ سُيُوفِكمْ فِي هَوَى أَلْسِنَتِكمْ وَ لَا تَسْتَعْجِلُوا بِمَا لَمْ يُعَجِّلْهُ اللَّهُ لَكمْ فَإِنَّهُ مَنْ مَاتَ مِنْكمْ عَلَى فِرَاشِهِ وَ هُوَ عَلَى مَعْرِفَةِ حَقِّ رَبِّهِ وَ حَقِّ رَسُولِهِ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ مَاتَ شَهِيداً وَ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَ اسْتَوْجَبَ ثَوَابَ مَا نَوَى مِنْ صَالِحِ عَمَلِهِ وَ قَامَتِ النَّيَّةُ مَقَامَ إِصْلَاتِهِ لِسَيْفِهِ فَإِنَّ لِكلِّ شَيْءٍ مُدَّةً وَ أَجَلًا. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۲۳۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: در جای خود بنشینید (بیهوده افزون طلب نباشید) و بر بلاء و سختی شکیبا باشید، و دستها و شمشیرهاتان را در خواهشهای زبانهاتان بکار نیندازید و نشتابید بآنچه که خدا تکلیف نکرده. زیرا از شما هرکه، بر خوابگاه خود بمیرد در حالیکه بحقّ پروردگارش و حقّ پیغمبر و فرستاده او و حقّ اهل بیت آن حضرت شناسا شد، شهید مرده است و مزد او با خدا است و سزاوار پاداش کردار نیکوئی است که در اندیشه داشته. و این اندیشه جای شمشیر کشیدن او را می‌گیرد و هر چیز را مدّت و بسر رسیدنی است (که تا آن مدّت بسر نرسد کوشش سود ندهد).

علی(ع): عِبَادَ اللَّهِ أُوصِيكمْ بِتَقْوَى اللَّهِ فَإِنَّهَا حَقُّ اللَّهِ عَلَيْكمْ وَ الْمُوجِبَةُ عَلَى اللَّهِ حَقَّكمْ وَ أَنْ تَسْتَعِينُوا عَلَيْهَا بِاللَّهِ وَ تَسْتَعِينُوا بِهَا عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ التَّقْوَى فِي الْيَوْمِ الْحِرْزُ وَ الْجُنَّةُ وَ فِي غَدٍ الطَّرِيقُ إِلَى الْجَنَّةِ مَسْلَكهَا وَاضِحٌ وَ سَالِكهَا رَابِحٌ وَ مُسْتَوْدَعُهَا حَافِظٌ. لَا تَضَعُوا مَنْ رَفَعَتْهُ التَّقْوَى وَ لَا تَرْفَعُوا مَنْ رَفَعَتْهُ الدُّنْيَا. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۲۳۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: بندگان خدا، شما را بتقوی و ترس از خدا سفارش می‌کنم. زیرا تقوی حق خدا است بر شما و حقّ شما (پاداش کردارتان) را بر خدا لازم و برقرار می‌نماید. و شما را سفارش میکنم باینکه از خدا برای تقوی کمک بطلبید و از تقوی برای (قرب به) خدا همراهی درخواست نمائید. تقوی، امروز، پناه و سپر است و در فردا، راه بهشت است. راه آن آشکار و رونده در آن سود برنده، و ضامن آن (خداوند) حافظ و نگهدار است. کم ندانید کسی را که تقوی بلند کرده و چیزی ندانید کسی را که دنیا بلند کرده.

علی(ع): إِنّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ يَبْتَلِي خَلْقَهُ بِبَعْضِ مَا يَجْهَلُونَ أَصْلَهُ تَمْيِيزاً بِالِاخْتِبَارِ لَهُمْ وَ نَفْياً لِلِاسْتِكبَارِ عَنْهُمْ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۲۳۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خداوند خلقش را گاهی به چیزی میازماید که دلیلش برایشان مجهول است تا ضمن این امتحان بین مطیع و عاصی تمایز ایجاد شود و تکبّر از مطیع رخت بربندد.

علی(ع): فَاحْذَرُوا عِبَادَ اللَّهِ عَدُوَّ اللَّهِ أَنْ يُعْدِيكمْ بِدَائِهِ وَ أَنْ يَسْتَفِزَّكمْ بِنِدَائِهِ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۲۳۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: ای بندگان خدا، بترسید از اینکه شیطان که با خدا تکبّر و دشمنی کرده، شما را نیز به درد خود مبتلا کند و به وسوسهٔ خویش سلب آرامش نماید.

علی(ع): أَصْبَحَ الشيطانُ أَعْظَمَ فِي دِينِكمْ حَرْجاً وَ أَوْرَى فِي دُنْيَاكمْ قَدْحاً مِنَ الَّذِينَ أَصْبَحْتُمْ لَهُمْ مُنَاصِبِينَ وَ عَلَيْهِمْ مُتَأَلِّبِينَ فَاجْعَلُوا عَلَيْهِ حَدَّكمْ وَ لَهُ جِدَّكمْ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۲۳۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: شیطان برای زخم زدن در دین شما خطرناکتر و برای آتش افروختن در دنیای شما شمشیر از رو بسته‌تر است، از دشمنانی که با ایشان آشکارا دشمنی کرده برای (زد و خورد با) آنها گرد می‌آیید (و از یکدیگر کمک می طلبید) پس زور و کوشش خود را بر دفع او بگمارید.

علی(ع): فَلَا تَغْتَرُّوا الرِّضَى وَ السُّخْطَ بِالْمَالِ وَ الْوَلَدِ جَهْلًا بِمَوَاقِعِ الْفِتْنَةِ وَ الِاخْتِبَارِ فِي مَوْضِعِ الْغِنَى وَ الِاقْتِدَارِ فَقَدْ قَالَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى أَ يَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنِينَ نُسارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْراتِ بَلْ لا يَشْعُرُونَ . . (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۲۳۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خوشنودی و خشم خدا را به دارائی و فرزند داشتن یا نداشتن نپندارید. اگر چنین کنید از روی نادانی به امتحان و آزمایش خدا در توانگری و تنگدستی است. خداوند سبحان فرموده: أَ يَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنِينَ نُسارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْراتِ بَلْ لا يَشْعُرُونَ یعنی آیا گمان میکنند آنچه ما از دارائی و فرزندان بایشان عطاء می‌کنیم قصد خیر به ایشان داریم؟ (چنین نیست).

علی(ع): فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ يَخْتَبِرُ عِبَادَهُ الْمُسْتَكبِرِينَ فِي أَنْفُسِهِمْ بِأَوْلِيَائِهِ الْمُسْتَضْعَفِينَ فِي أَعْيُنِهِمْ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۲۳۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خداوند بندگان مستکبر و گردنکشش را با اولیائش که در چشم آنها ضعیف و فقیرند می‌آزماید.

علی(ع): كُلَّمَا كانَتِ الْبَلْوَى وَ الِاخْتِبَارُ أَعْظَمَ كانَتِ الْمَثُوبَةُ وَ الْجَزَاءُ أَجْزَلَ.. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۲۳۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرچه بلا و امتحان سخت‌تر باشد، ثواب و جزای آن هم بیشتر است.

علی(ع): إِنّ اللَّهَ يَخْتَبِرُ عِبَادَهُ بِأَنْوَاعِ الشَّدَائِدِ وَ يَتَعَبَّدُهُمْ بِأَنْوَاعِ الْمَجَاهِدِ وَ يَبْتَلِيهِمْ بِضُرُوبِ الْمَكَارِهِ إِخْرَاجاً لِلتَّكَبُّرِ مِنْ قُلُوبِهِمْ وَ إِسْكَاناً لِلتَّذَلُّلِ فِي نُفُوسِهِمْ وَ لِيَجْعَلَ ذَلِكَ أَبْوَاباً فُتُحاً إِلَى فَضْلِهِ وَ أَسْبَاباً ذُلُلًا لِعَفْوِهِ.. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۲۳۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خداوند بندگانش را به سختیهای گوناگون می‌آزماید، و با مجاهدات متفاوت از آنان بندگی می‌خواهد، و ایشان را به اقسام سختی‌ها امتحان می‌کند تا کبر و خودپسندی از دلها هاشان بیرون رود و فروتنی در جانهاشان بنشیند. و برای اینکه از آن آزمایش‌ها ابوابی از فضل و اسبابی از عفو خود برایشان باز کند.

علی(ع): إِنِّي لَمِنْ قَوْمٍ لَا تَأْخُذُهُمْ فِي اللَّهِ لَوْمَةُ لَائِمٍ سِيمَاهُمْ سِيمَا الصِّدِّيقِينَ وَ كَلَامُهُمْ كَلَامُ الْأَبْرَارِ عُمَّارُ اللَّيْلِ وَ مَنَارُ النَّهَارِ مُتَمَسِّكُونَ بِحَبْلِ الْقُرْآنِ يُحْيُونَ سُنَنَ اللَّهِ وَ سُنَنَ رَسُولِهِ لَا يَسْتَكْبِرُونَ وَ لَا يَعْلُونَ وَ لَا يَغُلُّونَ وَ لَا يُفْسِدُونَ قُلُوبُهُمْ فِي الْجِنَانِ وَ أَجْسَادُهُمْ فِي الْعَمَلِ. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۲۳۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: من از آن کسانی هستم که در راه خدا، ملامت بازشان نمی‌دارد. چهره‌شان چهرهٔ راستگویان و سخنشان سخن نیکوکاران است. شب را آباد کننده و روز را نشانه و راهنمایند. به ریسمان قرآن خود را می‌آویزند و راه‌های خدا و روش‌های پیغمبرش را زنده میکنند. گردنکشی و سرفرازی و نادرستی و تباهکاری نمی‌کنند. دلها شان در بهشت و بدنها شان مشغول کار است.

علی(ع): يُخْبِرُكمْ الحلم عَنْ العلم وَ الظاهر عَنْ الباطن وَ الصمت عَنْ حِكمِ المنطق. (نهج‌البلاغه؛ خطبه ۲۳۹)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: همیشه حلم کسی از علم او خبر میدهد و ظاهرش از باطنش و سکوتش از حکمت سخنش.