دُرّ نجف

کلام الامیر — جلد دوم

الأمالی للمفید

عَنْ أَبِي خَالِدٍ اَلْكَابُلِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ اَلْبَاقِرِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: لَمَّا فَرَغَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ مِنْ تَغْسِيلِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ تَكْفِينِهِ وَ تَحْنِيطِهِ أَذِنَ لِلنَّاسِ وَ قَالَ لِيَدْخُلْ مِنْكُمْ عَشَرَةٌ عَشَرَةٌ لِيُصَلُّوا عَلَيْهِ فَدَخَلُوا وَ قَامَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُمْ وَ قَالَ - إِنَّ اَللَّهَ وَ مَلاَئِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى اَلنَّبِيِّ يَا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً وَ كَانَ اَلنَّاسُ يَقُولُونَ كَمَا يَقُولُ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ هَكَذَا كَانَتِ اَلصَّلاَةُ عَلَيْهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ. (الأمالی للمفید ج۱ ص۳۱)

ابو خالد کابلی گوید: امام باقر(ع) فرمود: چون امیرالمؤمنین(ع) از کار غسل و کفن و حنوط رسول خدا(ص) فارغ شد، بمردم اجازه داد و فرمود: ده نفر ده نفر داخل شوید و بر حضرت نماز گزارید! آنان داخل شدند و خود حضرت میان پیکر رسول خدا(ص) و مردم ایستاد و این آیه را خواند: إِنَّ اَللَّهَ وَ مَلاَئِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى اَلنَّبِيِّ يَا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً. مردم نیز همین آیه را می‌خواندند و صلوات می‌فرستادند. امام باقر(ع) فرمود: نماز بر رسول خدا(ص) به این صورت بود.

عَنْ هِشَامِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فِى مَا كَتَبَ إِلَى مَالِكِ بْنِ اَلْحَارِثِ اَلْأَشْتَرِ: اِسْتَعِنْ بِاللَّهِ عَلَى مَا أَهَمَّكَ وَ اِخْلِطِ اَلشِّدَّةَ بِاللِّينِ وَ أُرْفُقْ مَا كَانَ اَلرِّفْقُ أَبْلَغَ وَ اِعْتَزِمْ عَلَى اَلشِّدَّةِ مَتَى لَمْ تُغْنِ عَنْكَ إِلاَّ اَلشِّدَّةُ. (الأمالی للمفید ج۱ ص۷۹)

راوی گوید از جمله نصیحت‌های امیرمؤمنان(ع) به مالک اشتر هنگامی که او را به سوی مصر فرستاد این بود که: در کارهایت مدام از خدا یاری بجو و همیشه شدت را با نرمی در هم آمیز و تا جایی که رفق کارساز است، با رفق کارت را پیش ببر و وقتی چاره‌ای جز شدت نیست، در بکار بردن شدت شکی به خود راه مده.

عَنْ شَيْخٍ مِنْ أَهْلِ حَضْرَمَوْتَ عَنْ مُحَمَّدِ اِبْنِ اَلْحَنَفِيَّةِ عَلَيْهِ اَلرَّحْمَةُ قَالَ: بَيْنَا أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَطُوفُ بِالْبَيْتِ إِذَا رَجُلٌ مُتَعَلِّقٌ بِالْأَسْتَارِ وَ هُوَ يَقُولُ يَا مَنْ لاَ يَشْغَلُهُ سَمْعٌ عَنْ سَمْعٍ يَا مَنْ لاَ يُغَلِّطُهُ اَلسَّائِلُونَ يَا مَنْ لاَ يُبْرِمُهُ إِلْحَاحُ اَلْمُلِحِّينَ - أَذِقْنِي بَرْدَ عَفْوِكَ وَ حَلاَوَةَ رَحْمَتِكَ فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ هَذَا دُعَاؤُكَ - قَالَ لَهُ اَلرَّجُلُ وَ قَدْ سَمِعْتَهُ قَالَ نَعَمْ قَالَ فَادْعُ بِهِ فِي دُبُرِ كُلِّ صَلاَةٍ - فَوَ اَللَّهِ مَا يَدْعُو بِهِ أَحَدٌ مِنَ اَلْمُؤْمِنِينَ فِي أَدْبَارِ اَلصَّلاَةِ إِلاَّ غَفَرَ اَللَّهُ لَهُ ذُنُوبَهُ وَ لَوْ كَانَتْ عَدَدَ نُجُومِ اَلسَّمَاءِ وَ قَطْرِهَا وَ حَصْبَاءِ اَلْأَرْضِ وَ ثَرَاهَا. فَقَالَ لَهُ اَلرَّجُلُ وَ هُوَ اَلْخَضِرُ عَلَيْهِ وَ فَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ. (الأمالی للمفید ج۱ ص۹۱)

پیر مردی از حَضْرَمَوت از محمّد ابن حنفیّه روایت می‌کند که امیرمؤمنان(ع) طواف می‌کرد که به پیرمردی برخورد که چنگ به پردهٔ کعبه آویخته و می‌گفت: مَنْ لاَ يَشْغَلُهُ سَمْعٌ عَنْ سَمْعٍ يَا مَنْ لاَ يُغَلِّطُهُ اَلسَّائِلُونَ يَا مَنْ لاَ يُبْرِمُهُ إِلْحَاحُ اَلْمُلِحِّينَ أَذِقْنِي بَرْدَ عَفْوِكَ وَ حَلاَوَةَ رَحْمَتِكَ. امیرمؤمنان(ع) به او گفت: این دعای توست؟ پیرمرد پاسخ داد: مگر شنیدی؟ فرمود: آری! آن پیرمرد گفت: در پایان هر نمازی این دعا را بخوان! بخدا سوگند هیچ مؤمنی این دعا را در پایان نمازش نخواند، جز آنکه خداوند گناهان او را بیامرزد، هر چند به شمار ستارگان آسمان و قطرات باران و به تعداد ریگ ریگزارها و ذرّه‌های خاک زمین با شد. سپس آن پیرمرد که حضرت خضر(س) بود گفت: وَ فَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ.

عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ اَلْحَذَّاءِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ اَلْبَاقِرِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ فِي كِتَابِ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : ثَلاَثُ خِصَالٍ لاَ يَمُوتُ صَاحِبُهُنَّ حَتَّى يَرَى وَبَالَهُنَّ - اَلْبَغْيُ وَ قَطِيعَةُ اَلرَّحِمِ وَ اَلْيَمِينُ اَلْكَاذِبَةُ وَ إِنَّ أَعْجَلَ اَلطَّاعَةِ ثَوَاباً لَصِلَةُ اَلرَّحِمِ - إِنَّ اَلْقَوْمَ لَيَكُونُونَ فُجَّاراً فَيَتَوَاصَلُونَ فَتَنْمِي أَمْوَالُهُمْ وَ يُثْرُونَ. (الأمالی للمفید ج۱ ص۹۸)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: سه گناه‌اند که مرتکب آنها وبالشان را در همین دنیا، قبل مرگش خواهد دید: ستم؛ قطع رحم؛ و سوگند دروغ.

عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ اَلْحَذَّاءِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ اَلْبَاقِرِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ فِي كِتَابِ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : إِنَّ أَعْجَلَ اَلطَّاعَةِ ثَوَاباً لَصِلَةُ اَلرَّحِمِ إِنَّ اَلْقَوْمَ لَيَكُونُونَ فُجَّاراً فَيَتَوَاصَلُونَ فَتَنْمِي أَمْوَالُهُمْ وَ يُثْرُونَ. (الأمالی للمفید ج۱ ص۹۸)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: سریع‌الاثرترین طاعتی که سرنوشت را عوض می‌کند، صلهٔ رحم است. حتی کسانی که اهل فسق و فجورند، وقتی صلهٔ رحم می‌کنند، اموالشان زیاد شده و ثروتمند میشوند.

سَعِيدٍ عَنْ جَابِرٍ قَالَ : سَمِعَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ رَجُلاً يَشْتِمُ قَنْبَراً وَ قَدْ رَامَ قَنْبَرٌ أَنْ يَرُدَّ عَلَيْهِ فَنَادَاهُ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ مَهْلاً يَا قَنْبَرُ دَعْ شَاتِمَكَ مُهَاناً تُرْضِ اَلرَّحْمَنَ وَ تُسْخِطِ اَلشَّيْطَانَ وَ تُعَاقِبْ عَدُوَّكَ فَوَ اَلَّذِي فَلَقَ اَلْحَبَّةَ وَ بَرَأَ اَلنَّسَمَةَ مَا أَرْضَى اَلْمُؤْمِنُ رَبَّهُ بِمِثْلِ اَلْحِلْمِ وَ لاَ أَسْخَطَ اَلشَّيْطَانَ بِمِثْلِ اَلصَّمْتِ وَ لاَ عُوقِبَ اَلْأَحْمَقُ بِمِثْلِ اَلسُّكُوتِ عَنْهُ. (الأمالی للمفید ج۱ ص۱۱۸)

راوی گوید: امیرمؤمنان(ع) شنید که مردی به قنبر دشنام داد و قنبر هم می‌خواست به او پاسخ گوید. حضرت او را صدا زد و فرمود: ای قنبر! آرام باش! ناسزاگوی خود را در زبونی رها کن تا خدای رحمان را خشنود سازی و شیطان را به خشم آوری و دشمنت را کیفر دهی. سوگند به آن کس که دانه را شکافت و جانداران را بیافرید، مؤمن، خدای خویش را به چیزی مانند حلم و بردباری خرسند نسازد و شیطان را به چیزی مثل سکوت به خشم نیاورد و هیچ احمقی به عکس‌العملی مانند خاموشی سیاست نگردد.

اَلْحَسَنِ بْنِ أَبِي اَلْحَسَنِ اَلْبَصْرِيِّ قَالَ : لَمَّا قَدِمَ عَلَيْنَا أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ اَلْبَصْرَةَ مَرَّ بِي وَ أَنَا أَتَوَضَّأُ فَقَالَ يَا غُلاَمُ أَحْسِنْ وُضُوءَكَ يُحْسِنِ اَللَّهُ إِلَيْكَ. (الأمالی للمفید ج۱ ص۱۱۸)

راوی گوید: زمانی که امیرمؤمنان(ع) در بصره بود بر من گذشت در حالی که داشتم وضو می‌گرفتم. پس نگاهی به من کرد و فرمود: ای جوان خوب وضو بگیر تا از خدا خوبی ببینی!

قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ إِنَّ طَلَبَ اَلْمَعَاشِ مِنْ حِلِّهِ لاَ يَشْغَلُ عَنْ عَمَلِ اَلآخِرَةِ. (الأمالی للمفید ج۱ ص۱۱۸)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: طلب معاش از راه حلال، مانع از عمل برای آخرت نیست.

سُوَيْدِ بْنِ غَفَلَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : مَا مِنْ عَبْدٍ اِهْتَمَّ بِمَوَاقِيتِ اَلصَّلاَةِ وَ مَوَاضِعِ اَلشَّمْسِ إِلاَّ ضَمِنْتُ لَهُ اَلرَّوْحَ عِنْدَ اَلْمَوْتِ - وَ اِنْقِطَاعَ اَلْهُمُومِ وَ اَلْأَحْزَانِ. (الأمالی للمفید ج۱ ص۱۳۶)

امیرمؤمنان(ع) از رسول خدا(ص) روایت می‌کند که اگر کسی اهمیت بدهد به مواضع خورشید(مثل فجر، طلوع، زوال، غروب) و نماز اول وقت، من برایش ضمانت میکنم راحتی و اتمام غم و غصه‌ها را از لحظهٔ مرگ به بعد.

عَنْ هِشَامٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: كَانَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ يَقُولُ لِلنَّاسِ بِالْكُوفَةِ يَا أَهْلَ اَلْكُوفَةِ أَ تَرَوْنِّي لاَ أَعْلَمُ مَا يُصْلِحُكُمْ - بَلَى وَ لَكِنِّي أَكْرَهُ أَنْ أُصْلِحَكُمْ بِفَسَادِ نَفْسِي. (الأمالی للمفید ج۱ ص۲۰۷)

امیرمؤمنان(ع) مکرّر میفرمود: ای کوفیان! گمان می‌کنید که من بلد نیستم شما را به راه آورم؟! بلدم؛ اما دوست ندارم چنان شما را به راه آورم که خودم متضرر شوم.

(گوییم: یعنی می‌توانم همانند معاویه با مکر یا به زور یا با پول شما را با خود همراه کنم. ما هیچ یک از این کارها را درست نمی‌دانم و اگر کاری که درست نیست مرتکب شوم، به خودم بد کرده‌ام.)

اَلْفُجَيْعِ اَلْعُقَيْلِيِّ قَالَ حَدَّثَنِي اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: لَمَّا حَضَرَتْ أَبِيَ اَلْوَفَاةُ أَقْبَلَ يُوصِي وَصِيَّةً فمنها:

راوی گوید از امام مجتبی(ع) شنیدم که وقتی پدرم امیرمؤمنین(ع) در بستر وفات بود، نصایحی فرمود از جمله آنها این بود که:

أُوصِيكَ يَا بُنَيَّ بِاَلتَّوَاضُعِ فَإِنَّهُ مِنْ أَفْضَلِ اَلْعِبَادَةِ.

پسرم! همیشه متواضع باش؛ خودِ تواضع از برترین عبادات است.

أَنْهَاكَ عَنِ اَلتَّسَرُّعِ بِالْقَوْلِ وَ اَلْفِعْلِ وَ إِذَا عَرَضَ شَيْءٌ مِنْ أَمْرِ اَلآخِرَةِ فَابْدَأْ بِهِ وَ إِذَا عَرَضَ شَيْءٌ مِنْ أَمْرِ اَلدُّنْيَا فَتَأَنَّهُ حَتَّى تُصِيبَ رُشْدَكَ فِيهِ.

پسرم! تو را بر حذر می‌دارم از عجله در گفتار و کردار! همیشه در مواجهه با امور آخرتی، آنها را بر امور دنیوی مقدّم بدار و در امور دنیوی سرعت به خرج مده؛ بلکه تأنّی کن تا مطمئن شوی که به صلاح توست.

وَ دَارِ اَلْفَاسِقَ عَنْ دِينِكَ وَ أَبْغِضْهُ بِقَلْبِكَ وَ زَايِلْهُ بِأَعْمَالِكَ.

با فاسق مدارا کن و دین خود را در معرض تاراج او قرار مده، اما با قلبت کردار او را بد بدان و در عمل، خلاف او عمل کن.

اِقْتَصِدْ فِي عِبَادَتِكَ وَ عَلَيْكَ فِيهَا بِالْأَمْرِ اَلدَّائِمِ اَلَّذِي تُطِيقُهُ.

در عبادت میان رو باش و آن عبادتی را که می‌توانی مستمراً انجام دهی، مقدّم بدار.

لاَ تَأْكُلَنَّ طَعَاماً حَتَّى تَصَدَّقَ مِنْهُ قَبْلَ أَكْلِهِ.

همیشه پیش از غذا خوردن، از همان غذا کمی صدقه بده. (گوییم: یا صدقه کنار بگذارد)

اَلصَّبْرَ اَلصَّبْرَ حَتَّى يَتَوَلَّى اَللَّهُ اَلْأَمْرَ. (الأمالی للمفید ج۱ ص۲۲۰)

صبر کن؛ آنقدر که خداوند متولّی امر شود! (گوییم: یعنی آنقدر در کارهایت صبر کن تا دست ولایت خدا در آن کار آشکار شود و خود خدا امر تو را تدبیر کند. آنوقت با تقدیر همراه شو.)

عَنْ أَبِي عَلِيٍّ اَلْهَمْدَانِيِّ أَنَّ عَبْدَ اَلرَّحْمَنِ بْنَ أَبِي لَيْلَى عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : إِذَا سَكَتُّ فَأَعْفُونِي فَإِنَّهُ لَوْ جَاءَ أَمْرٌ تَحْتَاجُونَ فِيهِ إِلَى اَلْجَوَابِ أَجَبْتُكُمْ فَكُفُّوا عَنِّي مَا كَفَفْتُ عَنْكُمْ. (الأمالی للمفید ج۱ ص۲۲۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرگاه من ساکت بودم شما هم چیزی نپرسید. چون هر وقت لازم باشد خودم خواهم گفت. پس در غیر این صورت از من دست بدارید و معافم کنید. وقتی کاری به کار شما ندارم، شما هم کاری به کار من نداشته باشید.

عَنْ حَنَشِ بْنِ اَلْمُعْتَمِرِ قَالَ : دَخَلْتُ عَلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ هُوَ فِي اَلرَّحْبَةِ مُتَّكِئاً فَقُلْتُ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ رَحْمَةُ اَللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ كَيْفَ أَصْبَحْتَ قَالَ فَرَفَعَ رَأْسَهُ وَ رَدَّ عَلَيَّ وَ قَالَ - أَ أَصْبَحْتُ مُحِبّاً لِمُحِبِّنَا صَابِراً عَلَى بُغْضِ مَنْ يُبْغِضُنَا إِنَّ مُحِبَّنَا لاَ يَسْتَطِيعُ أَنْ يُبْغِضَنَا وَ إِنَّ مُبْغِضَنَا لاَ يَسْتَطِيعُ أَنْ يُحِبَّنَا. (الأمالی للمفید ج۱ ص۲۳۲)

راوی گوید خدمت امیرمؤمنان(ع) در رَحبهٔ کوفه(میدان مرکزی شهر، چسبیده به مسجد کوفه) رفتم. دیدم تکیه داده و نشسته. گفتم: سلام خدا بر تو یا امیرمؤمنان! چطور صبح کردی؟! سرش را بلند کرد و فرمود: در حالی که دوستم را دوست دارم و بر دشمن صبر می‌کنم! سپس فرمود: محبّ ما نمی‌تواند ما را دشمن بدارد و دشمن ما نمی‌تواند ما را دوست بدارد.

عَنِ اَلْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ رَحِمَهُ اَللَّهُ قَالَ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : وَ اَيْمُ اَللَّهِ مَا اِخْتَلَفَتْ أُمَّةٌ بَعْدَ نَبِيِّهَا إِلاَّ ظَهَرَ بَاطِلُهَا عَلَى حَقِّهَا إِلاَّ مَا شَاءَ الله. (الأمالی للمفید ج۱ ص۲۳۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: سنّت خدا چنین است که وقتی امّتی پس از پیامبرشان دچار اختلاف می‌شوند، عدّه‌ای که باطلند بر آنها که بر حق‌اند غالب می‌گردند.

أَبُو إِسْحَاقَ اَلْهَمْدَانِيُّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : ثَلاَثَةٌ مِنَ اَلذُّنُوبِ تُعَجَّلُ عُقُوبَتُهَا وَ لاَ تُؤَخَّرُ إِلَى اَلآخِرَةِ عُقُوقُ اَلْوَالِدَيْنِ وَ اَلْبَغْيُ عَلَى اَلنَّاسِ وَ كُفْرُ اَلْإِحْسَانِ. (الأمالی للمفید ج۱ ص۲۳۷)

امیرمؤمنان(ع) به نقل از رسول خدا(ص) فرمود: سه گناه است که مرتکب آنها عقوبتش را در همین دنیا پیش از آخرت خواهد دید: آزردن والدین؛ ستم بر مردم؛ و ناسپاسی.

أَبِي إِسْحَاقَ اَلسَّبِيعِيِّ عَنْ مَسْرُوقِ بْنِ اَلْأَجْدَعِ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ : إِنَّهُ لَيْسَ عَبْدٌ مِنْ عِبَادِ اَللَّهِ مِمَّنِ اِمْتَحَنَ اَللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ إِلاَّ وَ هُوَ يَجِدُ مَوَدَّتَنَا عَلَى قَلْبِهِ فَهُوَ يُحِبُّنَا. (الأمالی للمفید ج۱ ص۲۳۷)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: مؤمن که مُمتَحَن شد، یعنی خدا قلبش را برای ایمان آزمود و او سربلند از آزمون برآمد، در قلبش مودّت ما را می‌یابد و دوستدار ما می‌شود.

عَنِ اَلْحَارِثِ بْنِ حَصِيرَةَ قَالَ حَدَّثَنِي جَمَاعَةٌ مِنْ أَصْحَابِ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ يَوْماً: أُدْعُوا لِي غَنِيّاً وَ بَاهِلَةَ وَ حَيّاً آخَرَ قَدْ سَمَّاهُمْ فَلْيَأْخُذُوا عَطَايَاهُمْ فَوَ اَلَّذِي فَلَقَ اَلْحَبَّةَ وَ بَرَأَ اَلنَّسَمَةَ مَا لَهُمْ فِي اَلْإِسْلاَمِ نَصِيبٌ وَ إِنِّي شَاهِدٌ وَ مَنْزِلِي عِنْدَ اَلْحَوْضِ وَ عِنْدَ اَلْمَقَامِ اَلْمَحْمُودِ أَنَّهُمْ أَعْدَاءٌ فِي اَلدُّنْيَا وَ اَلآخِرَةِ وَ لَآخُذَنَّ غَنِيّاً أَخْذَةً تَضْرِطُ بَاهِلَةُ وَ لَئِنْ ثَبَتَتْ قَدَمَايَ لَأَرُدَّنَّ قَبَائِلَ إِلَى قَبَائِلَ - وَ قَبَائِلَ إِلَى قَبَائِلَ وَ لَأُبَهْرِجَنَّ سِتِّينَ قَبِيلَةً مَا لَهَا فِي اَلْإِسْلاَمِ نَصِيبٌ. (الأمالی للمفید ج۱ ص۳۳۹)

راوی گوید روزی امیرمؤمنان(ع) فرمود: افراد قبیلهٔ غنیّ و قبیلهٔ باهله را خبر کنید تا بیایند و سهمشان را از بیت‌المال بگیرند. با آنکه به خدا سوگند، مسلمان نیستند و من شاهد بی‌نصیبی آنها از اسلامم! و فردا سر حوض و در مقام محمود، آنان را جزو دشمنان محسوب خواهم کرد. آنروز چنان قبیله غنیّ را بگیرم که قبیله باهله از ترس خود را خراب کند! سپس فرمود: اگر کار من بگیرد و بر دشمنان ظفر یابم و خلافت را آنطور که باید به دست آورم، میدانم با شصت قبیله که مانند این دو قبیله از اسلام بی‌نصیبند چه کنم.

عَنِ اَلْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ اَلْعَبْدِيِّ قَالَ : لَمَّا ضَرَبَ اِبْنُ مُلْجَمٍ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ غَدَوْنَا عَلَيْهِ نَفَرٌ مِنْ أَصْحَابِنَا أَنَا وَ اَلْحَارِثُ وَ سُوَيْدُ بْنُ غَفَلَةَ وَ جَمَاعَةٌ مَعَنَا فَقَعَدْنَا عَلَى اَلْبَابِ فَسَمِعْنَا اَلْبُكَاءَ فَبَكَيْنَا فَخَرَجَ إِلَيْنَا اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقَالَ يَقُولُ لَكُمْ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ اِنْصَرِفُوا إِلَى مَنَازِلِكُمْ فَانْصَرَفَ اَلْقَوْمُ غَيْرِي وَ اِشْتَدَّ اَلْبُكَاءُ مِنْ مَنْزِلِهِ فَبَكَيْتُ فَخَرَجَ اَلْحَسَنُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقَالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ اِنْصَرِفُوا فَقُلْتُ لاَ وَ اَللَّهِ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ مَا تُتَابِعُنِي نَفْسِي وَ لاَ تَحْمِلُنِي رِجْلِي أَنْ أَنْصَرِفَ حَتَّى أَرَى أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ فَتَلَبَّثْ فَدَخَلَ وَ لَمْ يَلْبَثْ أَنْ خَرَجَ فَقَالَ لِيَ أُدْخُلْ فَدَخَلْتُ عَلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَإِذَا هُوَ مُسْتَنِدٌ مَعْصُوبُ اَلرَّأْسِ بِعِمَامَةٍ صَفْرَاءَ قَدْ نُزِفَ وَ اِصْفَرَّ وَجْهُهُ وَجْهُهُ أَصْفَرُ أَوْ اَلْعِمَامَةُ فَأَكْبَبْتُ عَلَيْهِ فَقَبَّلْتُهُ وَ بَكَيْتُ فَقَالَ لِي لاَ تَبْكِ يَا أَصْبَغُ فَإِنَّهَا وَ اَللَّهِ اَلْجَنَّةُ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي أَعْلَمُ وَ اَللَّهِ أَنَّكَ تَصِيرُ إِلَى اَلْجَنَّةِ وَ إِنَّمَا أَبْكِي لِفِقْدَانِي إِيَّاكَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ جُعِلْتُ فِدَاكَ حَدِّثْنِي بِحَدِيثٍ سَمِعْتَهُ مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَإِنِّي أَرَانِي لاَ أَسْمَعُ مِنْكَ حَدِيثاً بَعْدَ يَوْمِي هَذَا أَبَداً فَقَالَ نَعَمْ يَا أَصْبَغُ دَعَانِي رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَوْماً فَقَالَ لِي يَا عَلِيُّ اِنْطَلِقْ حَتَّى تَأْتِيَ مَسْجِدِي ثُمَّ تَصْعَدَ عَلَى مِنْبَرِي ثُمَّ تَدْعُوَ اَلنَّاسَ إِلَيْكَ فَتَحْمَدَ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تُثْنِيَ عَلَيْهِ وَ تُصَلِّيَ عَلَيَّ صَلاَةً كَثِيرَةً ثُمَّ تَقُولَ أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنِّي رَسُولُ رَسُولِ اَللَّهِ إِلَيْكُمْ وَ هُوَ يَقُولُ لَكُمْ أَلاَ إِنَّ لَعْنَةَ اَللَّهِ وَ لَعْنَةَ مَلاَئِكَتِهِ اَلْمُقَرَّبِينَ وَ أَنْبِيَائِهِ اَلْمُرْسَلِينَ وَ لَعْنَتِي عَلَى مَنِ اِنْتَمَى إِلَى غَيْرِ أَبِيهِ أَوِ اِدَّعَى إِلَى غَيْرِ مَوَالِيهِ أَوْ ظَلَمَ أَجِيراً أَجْرَهُ فَأَتَيْتُ مَسْجِدَهُ وَ صَعِدْتُ مِنْبَرَهُ فَلَمَّا رَأَتْنِي قُرَيْشٌ وَ مَنْ كَانَ فِي اَلْمَسْجِدِ أَقْبَلُوا نَحْوِي فَحَمِدْتُ اَللَّهَ وَ أَثْنَيْتُ عَلَيْهِ وَ صَلَّيْتُ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ صَلاَةً كَثِيرَةً ثُمَّ قُلْتُ أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنِّي رَسُولُ رَسُولِ اَللَّهِ إِلَيْكُمْ وَ هُوَ يَقُولُ لَكُمْ أَلاَ إِنَّ لَعْنَةَ اَللَّهِ وَ لَعْنَةَ مَلاَئِكَتِهِ اَلْمُقَرَّبِينَ وَ أَنْبِيَائِهِ اَلْمُرْسَلِينَ وَ لَعْنَتِي عَلَى مَنِ اِنْتَمَى إِلَى غَيْرِ أَبِيهِ أَوِ اِدَّعَى إِلَى غَيْرِ مَوَالِيهِ أَوْ ظَلَمَ أَجِيراً أَجْرَهُ قَالَ فَلَمْ يَتَكَلَّمْ أَحَدٌ مِنَ اَلْقَوْمِ إِلاَّ عُمَرُ بْنُ اَلْخَطَّابِ فَإِنَّهُ قَالَ قَدْ أَبْلَغْتَ يَا أَبَا اَلْحَسَنِ وَ لَكِنَّكَ جِئْتَ بِكَلاَمٍ غَيْرِ مُفَسَّرٍ فَقُلْتُ أُبْلِغُ ذَلِكَ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَرَجَعْتُ إِلَى اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَأَخْبَرْتُهُ اَلْخَبَرَ فَقَالَ اِرْجِعْ إِلَى مَسْجِدِي حَتَّى تَصْعَدَ مِنْبَرِي فَاحْمَدِ اَللَّهَ وَ أَثْنِ عَلَيْهِ وَ صَلِّ عَلَيَّ ثُمَّ قُلْ أَيُّهَا اَلنَّاسُ مَا كُنَّا لِنَجِيئَكُمْ بِشَيْءٍ إِلاَّ وَ عِنْدَنَا تَأْوِيلُهُ وَ تَفْسِيرُهُ أَلاَ وَ إِنِّي أَنَا أَبُوكُمْ أَلاَ وَ إِنِّي أَنَا مَوْلاَكُمْ أَلاَ وَ إِنِّي أَنَا أَجِيرُكُمْ. (الأمالی للمفید ج۱ ص۳۳۹)

اصبغ بن نباتة عبدی گوید: چون ابن‌ملجم بر امیرمؤمنان(ع) ضربت زد، ما چند نفر از یاران، من و حارث بن عبد الله اعور و سوید بن غفله و گروهی دیگر صبح زود بدیدن آن حضرت رفتیم. بر در خانه نشستیم و صدای گریه از خانه شنیدیم و ما نیز گریستیم. امام حسن مجتبی(ع) از خانه بیرون آمد و فرمود: امیرمؤمنان(ع) می‌فرماید: به خانه‌های خود بروید! بجز من همه رفتند و صدای گریه و ناله از منزل آن حضرت بلند بود و من نیز گریه کردم. امام حسن(ع) بیرون آمد و فرمود: مگر نگفتم بروید؟ عرضکردم: نه، بخدا سوگند ای پسر رسول خدا نفسم با من یاری نمی‌کند و پاهایم بار تنم را نمی‌کشد که بروم؛ جز اینکه امیرمؤمنان(ع) را ببینم. حضرت اندکی درنگ کرد و درون خانه رفت. چیزی نگذشت که بیرون آمد و بمن فرمود: داخل شو. پس بر امیرمؤمنان(ع) وارد شدم. دیدم حضرت تکیه داده و دستمالی زرد بسر مبارک بسته و از کثرت خونریزی رنگ چهرهٔ مبارکش زرد شده بود. خود را بروی حضرت انداختم و او را بوسیدم و گریستم. بمن فرمود: اصبغ! گریه مکن! بخدا سوگند به بهشت می‌روم. عرض‌کردم: فدایت شوم می‌دانم و گریهٔ من بخاطر آن است که شما را از دست می‌دهم. سپس گفتم: فدایت شوم یکی از احادیثی را که از رسول خدا(ص) شنیده‌ای برایم بازگو که فکر میکنم از این روز به بعد دیگر نتوانم از شما حدیثی بشنوم. فرمود: آری ای اصبغ. روزی رسول خدا(ص) مرا فرا خواند و فرمود: ای علی برو بمسجد من. سپس بر منبر بالا برو و مردم را سوی خود فرا بخوان. سپس حمد و ثنای خدا بجای می‌آوری و درود فراوان بر من میفرستی و می‌گوئی: ای مردم، من فرستادهٔ رسول خدا بسوی شما هستم و ایشان می‌فرماید: آگاه باشید، لعنت خدا و لعنت فرشتگان مقرّب و پیامبران مرسل و لعنت من بر هر کس که خود را به غیر پدر خودش منتسب کند یا خود را از آنِ غیر صاحبان خود بداند یا مزد کارگری را کم گذارد و به او ستم روا دارد. من بمسجد رفتم و چنین کردم. هیچ یک از مردم سخنی نگفت، جز عمر بن خطّاب که گفت: ای ابا الحسن پیام را رساندی؛ ولی سخنی سربسته و بدون شرح و تفسیر آوردی! گفتم: برسول خدا(ص) می‌گویم. پس خدمت پیامبر(ص) بازگشتم و داستان را بآن حضرت گزارش دادم. فرمود: بمسجدم باز گرد و بر منبر رو و حمد و ثنای الهی بجای آر و بر من درود فرست. سپس بگو: ای مردم! ما چیزی برای شما نیاوریم جز آنکه تأویل و تفسیر آن را نزد خود داریم. آگاه باشید، منم پدر شما، آگاه باشید منم مولا و صاحب اختیار شما، آگاه باشید منم اجیر و مزدبر شما.