قد روی الثقات عن الإمام الصادق علیه السّلام، قال: «لمّا بات علیّ علیه السّلام علی الفراش أوحی اللّه إلی ملکین من ملائکته، لم یکن في الملائکة أشدّ ائتلافا و مؤاخاة منهما، فقال: إنّي ممیت أحدکما، فاختارا أیّکما یؤثر صاحبه بالبقاء؟ فتدافعا الموت بینهما، و آثر کلّ واحد منهما البقاء لنفسه.. فأوحی اللّه إلیهما: أین أنتما عن عبدي الراضي بالموت، الذی بات علی فراش ابن عمّه یقیه الردی بنفسه؟ أما إنّي قد علمت من سریرته أنّ تلف نفسه أحبّ إلیه من أن یؤخذ شعرة من شعر ابن عمّه، انزلا إلیه و اکلآه إلی الصبح». هنالك قالت الملائكة: هنیئا لك یا ابن أبي طالب، فأنت الحبیب المواسي. (الرسالة العلویه فی فضل أمیرالمؤمنین ج۱ص۶۰)
امام صادق(ع) راجع به لیلةالمبیت فرمود: وقتی که آن واقعه میخواست رخ دهد، خداوند به دو فرشته از میان فرشتگان که بیشترین دوستی و اخوت را با هم داشتند، فرمود: من میخواهم یکی از شما دوتا را بکُشم! کدام یک از شما دیگری را بر خود ترجیح میدهد؟ هر یک از آن دو، مرگ را از خود دفع و بقاء را برای خود خواست. خداوند به آن دو گفت: حالا ببینید این بندهٔ من یعنی علی حاضر شده برای حفظ جان برادر مؤمنش محمد، مرگ را به جان بخرد و خود را به کشتن دهد. در اینجا فرشتهها گفتند مقامی که خدا به تو داده ای علی گوارایت! خداوند هم به آن دو فرشته وحی کرد که آن شب به اتاقی که علی در آن خوابیده بود نازل شده و تا صبح مراقب علی باشند.