دُرّ نجف

کلام الامیر — جلد دوم

معدن الجواهر

جَاءَ عَنْ أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلِيٍّ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: خَصْلَةٌ مَنْ عَمِلَ بِهَا کَانَ مِنْ أَقْوَی اَلنَّاسِ قِیلَ وَ مَا هِيَ یَا أَمِیرَ اَلْمُؤْمِنِینَ قَالَ اَلتَّوَکُّلُ عَلَی اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ. (معدن الجواهر ج۱ ص۲۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خصلتی هست که اگر انسان عامل به آن باشد قوی‌ترین انسان می‌شود. پرسیدند چیست؟ فرمود: توکل بر خدا!

قَالَ أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ: اَلنَّاسُ فِي اَلدُّنْیَا رَجُلاَنِ رَجُلٌ اِبْتَاعَ نَفْسَهُ فَأَعْتَقَهَا وَ رَجُلٌ بَاعَ نَفْسَهُ فَأَوْثَقَهَا. معدن الجواهر ج۱ ص۲۶

امیرمؤمنان(ع) فرمود: در دنیا دو جور بیشتر نمی‌شود بود: یا آدم خودش را می‌خرد و آزاد می‌کند؛ یا خودش را می‌فروشد و دربند می‌کند.

قَالَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ: قَصَمَ ظَهْرِي رَجُلاَنِ عَالِمٌ مُتَهَتِّكٌ وَ جَاهِلٌ مُتَنَسِّكٌ هَذَا یُضِلُّ اَلنَّاسَ عَنْ عِلْمِهِ بِتَهَتُّکِهِ وَ هَذَا یَدْعُوهُمْ إِلَی جَهْلِهِ بِتَنَسُّکِهِ. (معدن الجواهر ج۱ ص۲۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: دو نفر کمر مرا شکسته‌ند: یکی عالم بدکار که بدکاری‌اش مردم را از علم دین می‌گریزاند و دوم جاهل مقدس‌مآب که به خاطر ظاهر مقدّسش، مردم جذب او شده جاهل بار میآیند.

قَالَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ: کَثْرَةُ اَلاِلْتِفَاتِ مِنْ الْحَمْقِ. (معدن الجواهر ج۱ ص۲۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: زیاد پخش و پلا بودن(همه‌جا سر کشیدن و همه‌چیز را دیدن و به همه‌چیز توجه کردن) از احمقی است.

رُویَ عَنْ أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: یَا طَالِبَ اَلْعِلْمِ الْعِلْمُ اَلْمَعْرِفَةُ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بِمَا یُحِبُّ وَ یَکْرَهُ. (معدن الجواهر ج۱ ص۳۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: ای کسی که به دنبال علمی! علمِ واقعی شناخت خدا و رضا و سخط اوست.

رُویَ عَنْهُ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: لاَ یَصْلُحُ المَعْروف إِلاَّ بِثَلاَثِ خِصَالٍ تَعْجِیلِهِ وَ تَصْغِیرِهِ وَ سَتْرِهِ فَإِنَّکَ إِذَا عَجَّلْتَهُ أَهْلَتَهُ وَ إِذَا صَغَّرْتَهُ عَظَّمْتَهُ وَ إِذَا سَتَرْتَهُ تَمَّمْتَهُ. (معدن الجواهر ج۱ ص۲۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: برای انجامِ خوبِ کارِ خوب، باید در آن تعجیل کرد تا از دستش نداد؛ باید آنرا آسان دید تا قابل انجام شود؛ و باید آنرا مخفی کرد تا در انجامش خلل نیافتد.

قَالَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ: اَلْمُؤْمِنُ اَلْمُصِیبُ مَنْ یَفْعَلُ ثَلاَثاً مَنْ یَتْرُكُ اَلدُّنْیَا قَبْلَ أَنْ تَتْرُکَهُ وَ یَبْنِي قَبْرَهُ قَبْلَ أَنْ یَدْخُلَهُ وَ یُرْضِـي رَبَّهُ قَبْلَ أَنْ یَلْقَاهُ. (معدن الجواهر ج۱ ص۳۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: مؤمنی موفق است که قبل از مرگ و حضورش در پیشگاه خدا: از دنیا دل بکند؛ آخرتش را آباد کند؛ و خدایش را از خودش راضی کند.

قَالَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ: ثَلاَثٌ مَنْ لَمْ یَکُنْ فِیهِ لَمْ یَجِدْ طَعْمَ اَلْإِیمَانِ حِلْمٌ یَرُدُّ بِهِ جَهْلَ کُلِّ جَاهِلٍ وَ وَرَعٌ یَحْجُزُهُ عَنِ اَلْمَحَارِمِ وَ خُلُقٌ یُدَارِي بِهِ اَلنَّاسَ. (معدن الجواهر ج۱ ص۳۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کسی که واجد این سه صفت نباشد از ایمانش بهره نخواهد برد: حلمی که از او در برابر جهل جاهل مراقبت کند؛ ورعی که او را از محارم خدا باز دارد؛ و خُلق نرمی که با آن با مردم مدارا کند.

کَانَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَدْ مَنَعَ اَلنَّاسَ بِالْکُوفَةِ مِنَ اَلْقُعُودِ عَلَی اَلطَّریقِ فَکَلَّمُوهُ فِي ذَلِكَ فَتَرَکَهُمْ بَعْدَ أَنْ شَرَطَ عَلَیْهِمْ ثَلاَثَ خِصَالٍ غَضَّ اَلْأَبْصَارِ وَ رَدَّ اَلسَّلاَمِ وَ إِرْشَادَ اَلضَّالِّ. (معدن الجواهر ج۱ ص۳۴)

راوی گوید: امیرمؤمنان(ع) در کوفه مردم را نهی کرد از اینکه بی‌جهت کنار خیابان بنشینند. اما مردم نپذیرفتند و بر آنها گران آمد. پس آنها را رها کرد، اما شرط کرد که سه چیز را رعایت کنند: چشم چرانی نکنند؛ به سلام رهگذران پاسخ بگویند؛ و راه به از کسی که از آنها می‌پرسد، نشان دهند.

قَالَ مُعَاویَةُ بْنُ أَبِي سُفْیَانَ لِخَالِدِ بْنِ اَلْمُعْتَمِرِ عَلاَمَ حُبُّكَ لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَقَالَ أُحِبُّهُ عَلَی ثَلاَثٍ حِلْمِهِ إِذَا غَضِبَ وَ صِدْقِهِ إِذَا قَالَ وَ وَفَائِهِ إِذَا وَعَدَ. (معدن الجواهر ج۱ ص۳۵)

معاویه از کسی پرسید: چرا اینقدر علی را دوست داری؟ گفت: به خاطر حلمش در وقت غضب؛ و صدقش در گفتار؛ و وفایش به وعده‌ای که میداد.

قَالَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ: أَرْبَعٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ یُبَدِّلُ اَللَّهُ سَیِّئَاتِهِ حَسَنَاتٍ اَلصِّدْقُ وَ اَلْحَیَا وَ اَلشُّکْرُ وَ حُسْنُ اَلْخُلُقِ. (معدن الجواهر ج۱ ص۴۱)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: چهار صفت اگر در کسی باشد مدام سیئاتش به حسنات بدل می‌گردد: راستگویی، حیا، شکر، و حسن خلق.

قَالَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ: مَا أَحَقُّ بِاللَّبِیبِ أَنْ یَکُونَ لَهُ أَرْبَعُ سَاعَاتٍ فِي اَلنَّهَارِ سَاعَةٌ یُحَاسِبُ فِیهَا نَفْسَهُ وَ یَنْظُرُ مَا اِکْتَسَبَ لَهَا وَ عَلَیْهَا فِي لَیْلَتِهِ وَ یَوْمِهِ وَ سَاعَةٌ یَرْفَعُ فِیهَا حَاجَتَهُ إِلَی رَبِّهِ وَ سَاعَةٌ یُفْضِي فِیهَا لِإِخْوَانِهِ وَ ثِقَاتِهِ اَلَّذِینَ یَصُدُّونَهُ عَنْ عُیُوبِهِ وَ سَاعَةٌ یُخَلِّي فِیهَا بَیْنَ نَفْسِهِ وَ بَیْنَ لَذَّتِهَا مِمَّا یُحْمَدُ وَ یَحِلُّ وَ إِنَّ هَذِهِ اَلسَّاعَةَ لَمَرْغُوبَةٌ عَلَی هَذِهِ اَلسَّاعَاتِ اَلْأُخَرِ وَ إِنَّ اِسْتِجْمَامَ اَلْقُلُوبِ وَ تَوْدِیعَهَا زِیَادَةٌ فِي قُوَّتِهَا. (معدن الجواهر ج۱ ص۴۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: عاقل، این چهار زمان را در برنامهٔ شبانه‌روزش لحاظ می‌کند: زمانی برای حساب و کتاب با خودش که چه کرده و چه نکرده و کدام کارش ارزش داشته؛ زمانی برای حرف زدن با خدا و دعا کردن و حاجت‌خواستن؛ زمانی برای معاشرت با کسانیکه از آنها چیز یاد میگیرد و عیوبش را به او می‌گویند؛ زمانی برای تفریح و استراحت که این یکی خیلی مهم است، چون آسایش و تمهید و قوّت ایجاد می‌کند.

قَالَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ: مِنْ کَرَمِ اَلْمَرْءِ خَمْسُ خِصَالٍ مِلْکُهُ لِسَانَهُ وَ إِقْبَالُهُ عَلَی شَأْنِهِ وَ بُکَاؤُهُ عَلَی مَا مَضَی مِنْ زَمَانِهِ وَ حِفْظُهُ لِقَدِیمِ إِخْوَانِهِ وَ حَنَّتُهُ إِلَی أَوْطَانِهِ. (معدن الجواهر ج۱ ص۵۰)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: دلیلِ بزرگواری شخص است اینکه: مالک زبانش باشد؛ مشغول کار خود باشد؛ اشتباهاتش را بفهمد؛ رفقای قدیمی‌اش را نگهدارد؛ و به وطنش علاقه داشته باشد.

رُویَ عَنْهُ عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: لاَ خَیْرَ فِي صُحْبَةِ مَنْ تَجْتَمِعُ فِیهِ سِتُّ خِصَالٍ إِنْ حَدَّثَكَ کَذَبَ وَ إِنْ حَدَّثْتَهُ کَذَّبَكَ وَ إِنِ اِئْتَمَنْتَهُ خَانَكَ وَ إِنِ اِئْتَمَنَكَ اِتَّهَمَكَ وَ إِنْ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِ کَفَرَكَ وَ إِنْ أَنْعَمَ عَلَیْكَ مَنَّ عَلَیْكَ. (معدن الجواهر ج۱ ص۵۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: از کسی که واجد این صفات است دوری کن: کسی که دروغ می‌گوید؛ کسی که دائم با تو مخالفت می‌کند؛ کسی که امانتدار نیست؛ کسی که نسبت به امانتی که می‌سپارد بیش از حد حساس است؛ کسی که تشکر نمی‌کند؛ کسی که اگر خوبی می‌کند منّت هم می‌گذارد و چشم‌داشت دارد.

قَالَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ: ثَمَانِیَةٌ إِنْ أُهِینُوا لاَ یَلُومُنَّ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ اَلْجَالِسُ عَلَی مَائِدَةٍ لَمْ یُدْعَ إِلَیْهَا وَ اَلْمُتَأَمِّرُ عَلَی رَبِّ اَلْبَیْتِ وَ طَالِبُ اَلْخَیْرِ مِنْ أَعْدَائِهِ وَ مُبْتَغِي اَلْفَضْلِ مِنَ اَللِّئَامِ وَ اَلدَّاخِلُ بَیْنَ اِثْنَیْنِ فِي حَدِیثِهِمَا وَ لَمْ یَأْمُرَاهُ بِهِ وَ اَلْمُسْتَخِفُّ بِالسُّلْطَانِ وَ اَلْجَالِسُ مَجْلِساً لَیْسَ لَهُ بِأَهْلٍ وَ اَلْمُقْبِلُ بِحَدِیثِهِ عَلَی مَنْ لاَ یَسْتَمِعُ مِنْهُ. (معدن الجواهر ج۱ ص۶۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خوار می‌شود و خودش مقصّر است: کسی که بی دعوت سر سفره‌ای حاضر شود؛ کسی که به صاحبخانه امر و نهی کند؛ کسی که از دشمنانش انتظار خیر داشته باشد؛ کسی که از آدم بد منتظر احسان باشد؛ کسی که در صحبت میان دو نفر بی‌اجازه وارد شود؛ کسی که حرمت حاکم را رعایت نکند؛ کسی که جایی برود که در شأن او نیست؛ کسی که نصیحت کند درحالیکه گوش شنوا نیست.