دُرّ نجف

کلام الامیر — جلد دوم

الاستبصار

قَالَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ(ع): سَمِّ عَلَى وُضُوئِكَ. (الاستبصار ج۱ ص۶۸)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: همیشه پیش از وضو گرفتن بسم‌الله بگویید.

عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ يَكُونُ فِي وَسَطِ اَلزِّحَامِ يَوْمَ اَلْجُمُعَةِ أَوْ يَوْمَ عَرَفَةَ لاَ يَسْتَطِيعُ اَلْخُرُوجَ مِنَ اَلْمَسْجِدِ مِنْ كَثْرَةِ اَلنَّاسِ يَحْدُثُ قَالَ يَتَيَمَّمُ وَ يُصَلِّي مَعَهُمْ. (الاستبصار ج۱ ص۸۱)

از امیرمؤمنان(ع) راجع به کسی پرسیدند که وسط جمعیتِ نماز جمعه یا عرفه، وضویش باطل شده و امکان خروج و تجدید وضو ندارد؛ فرمود: تیمّم کند و نمازش را با جمع بخواند.

قَالَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ(ع): مَا أُبَالِي أَ بَوْلٌ أَصَابَنِي أَوْ مَاءٌ إِذَا لَمْ أَعْلَمْ. (الاستبصار ج۱ ص۱۸۰)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: وقتی دقیق ندیده‌ام که ادرار به من پاشیده، بنا میگذارم که آب بوده.

كَانَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ إِذَا نَهَضَ مِنَ اَلرَّكْعَتَيْنِ اَلْأُولَتَيْنِ قَالَ بِحَوْلِكَ وَ قُوَّتِكَ أَقُومُ وَ أَقْعُدُ. (الاستبصار ج۱ ص۳۳۸)

امیرمؤمنان(ع) که در رکعت اول و دوم بپا می‌خواست، می‌فرمود: بِحَوْلِكَ وَ قُوَّتِكَ أَقُومُ وَ أَقْعُدُ.

قَالَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ(ع): لاَ جُمُعَةَ إِلاَّ فِي مِصْرٍ يُقَامُ فِيهِ اَلْحُدُودُ. (الاستبصار ج۱ ص۴۲۰)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: نماز جمعه جائز نیست اقامه شود جز در شهری که حدود الهی در آن اجرا می‌شود.

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: صَلَّى عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ بِالنَّاسِ عَلَى غَيْرِ طُهْرٍ وَ كَانَتِ اَلظُّهْرَ فَخَرَجَ مُنَادِيهِ أَنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ صَلَّى عَلَى غَيْرِ طُهْرٍ فَأَعِيدُوا وَ لْيُبَلِّغِ اَلشَّاهِدُ اَلْغَائِبَ. (الاستبصار ج۱ ص۴۳۳)

امام صادق فرمود: علی علیه السلام با مردم نماز ظهر خواند و پس از آن منادی ندا داد که علی فرموده که وضو نداشته! پس نماز خویش را اعاده کنید و به آنها که پراکنده گشته‌اند نیز بگویید که نماز خود را اعاده کنند.

قَالَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ(ع): هَلَكَ اَلنَّاسُ فِي بُطُونِهِمْ وَ فُرُوجِهِمْ لِأَنَّهُمْ لَمْ يُؤَدُّوا إِلَيْنَا حَقَّنَا أَلاَ وَ إِنَّ شِيعَتَنَا مِنْ ذَلِكَ وَ آبَاءَهُمْ فِي حِلٍّ. (الاستبصار ج۲ ص۵۸)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: مردم از مال خویش حق ما نمیدهند و در عین حال از آن مال می‌خورند و با آن نکاح می‌کنند، لذا در معرض هلاکت‌اند. برای همین شیعیان و پدرانشان را حلال کردیم که از هلاکت رها باشند.

قَالَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ(ع): لاَ بَأْسَ بِشَهَادَةِ اَلْمَمْلُوكِ إِذَا كَانَ عَدْلاً. (الاستبصار ج۳ ص۱۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: شهادت کارمند کسی پذیرفته است، اگر عادل باشد.

قَالَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ(ع): إِذَا صَفَقَ اَلرَّجُلُ عَلَى اَلْبَيْعِ فَقَدْ وَجَبَ وَ إِنْ لَمْ يَفْتَرِقَا. (الاستبصار ج۳ ص۷۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: وقتی در معامله دو طرف با هم دست میدهند، معامله واجب میشود؛ گرچه از هم جدا نشده باشند.

قَالَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ(ع): لَوْ لاَ مَا سَبَقَنِي إِلَيْهِ اِبْنُ اَلْخَطَّابِ مَا زَنَى إِلاَّ شَقِيٌّ. (الاستبصار ج۳ ص۱۴۱)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: اگر عمر بن خطاب صیغه را ممنوع نکرده بود، جز شقیّ زنا نمی‌کرد.