دُرّ نجف

کلام الامیر — جلد دوم

روضةالواعظین

قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : اَلشَّاخِصُ فِي طَلَبِ اَلْعِلْمِ كَالْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اَللَّهِ إِنَّ طَلَبَ اَلْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ وَ كَمْ مِنْ مُؤْمِنٍ يَخْرُجُ مِنْ مَنْزِلِهِ فِي طَلَبِ اَلْعِلْمِ فَلاَ يَرْجِعُ إِلاَّ مَغْفُوراً. (روضةالواعظین ج۱ ص۱۰)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کسی که در طلب علم شاخص باشد، مثل مجاهدِ در راه خداست. طلب علم بر هر مسلمانی واجب است. بسیار است که مؤمن در طلب علم از منزلش خارج می‌شود و وقتی برمی‌گردد کاملاً آمرزیده شده.

قَالَ أَمِيرُاَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ‌اَلسَّلاَمُ : لاَ شَرَفَ كَالْعِلْمِ وَ لاَ عِلْمَ كَالنَّظَرِ. (روضةالواعظین ج۱ ص۱۰)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هیچ چیز شریف‌تر از علم نیست و هیچ علمی بالاتر از دیدنِ با چشم نیست.

قَالَ أَمِيرُاَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ‌اَلسَّلاَمُ : مَنْ أَخَذَ دِينَهُ مِنْ أَفْوَاهِ اَلرِّجَالِ أَزَالَتْهُ اَلرِّجَالُ وَ مَنْ أَخَذَ دِينَهُ مِنَ اَلْكِتَابِ وَ اَلسُّنَّةِ زَالَتِ اَلْجِبَالُ وَ لَمْ يَزُلْ. (روضةالواعظین ج۱ ص۲۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هر کس دینش را از این و آن گرفته باشد، با لغزش این و آن، بی‌دین می‌شود و هر کس دینش را از کتاب و سنّت گرفته باشد، کوه‌ها فرومیریزند و او پابرجا می‌ماند.

قَالَ أَمِيرُاَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ‌اَلسَّلاَمُ : اَلْحَقُّ لاَ يُعْرَفُ بِالرِّجَالِ اِعْرِفِ اَلْحَقَّ تَعْرِفْ أَهْلَهُ. (روضةالواعظین ج۱ ص۳۱)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: حق با اشخاص شناخته نمی‌شود. اوّل حق را بشناس آنگاه کسانی که برحق‌اند را خواهی شناخت.

سُئِلَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَنِ اَلتَّوْحِيدِ وَ اَلْعَدْلِ فَقَالَ اَلتَّوْحِيدُ أَلاَّ تَتَوَهَّمَهُ وَ اَلْعَدْلُ أَلاَّ تَتَّهِمَهُ. (روضةالواعظین ج۱ ص۳۹)

از امیرمؤمنان(ع) راجع به توحید و عدل پرسیدند، فرمود: توحید آن است که خدای خیالی برای خودت نسازی و عدل آن است که بدی‌های را به گردن خدا نیاندازی.

عَنْ أَبِي مَنْصُورٍ عَنْ زَيْدِ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: سُئِلَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَنِ اَلْحُجُبِ فَقَالَ أَوَّلُ اَلْحُجُبِ سَبْعَةٌ حَجَبَةٌ كُلِّ حِجَابٍ مِنْهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ ثُمَّ سُرَادِقَاتُ اَلْجَلاَلِ ثُمَّ سُرَادِقُ اَلْعِزِّ ثُمَّ سُرَادِقُ اَلْكِبْرِيَاءِ ثُمَّ سُرَادِقُ اَلْعَظَمَةِ ثُمَّ سُرَادِقُ اَلْقُدْسِ ثُمَّ سُرَادِقُ اَلْجَبَرُوتِ ثُمَّ سُرَادِقُ اَلْفَخْرِ ثُمَّ سُرَادِقُ اَلنُّورِ اَلْأَبْيَضِ ثُمَّ سُرَادِقُ اَلْوَحْدَانِيَّةِ ثُمَّ اَلْحِجَابُ اَلْأَعْلَى ثُمَّ العَظَمَةُ العُلْيَاء. (روضةالواعظین ج۱ ص۳۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: میان ما و خدا، نخست، هفت حجاب است که دروازه‌بانِ هر حجاب هفتاد هزار مَلَک است. سپس سرادِق(=محوّطه) جلال است و سپس سرادق عزّ و سپس سرادق کبریاء و سپس سرادق عظمت و سپس سرادق قدس و سپس سرادق جبروت و سپس سراغ فخر و سپس سراغ نور سفید و سپس وحدانیت. پس از آن حجاب اعلاء ست و پس از آن عظمت عُلیاء.

قَالَ أَمِيرُاَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ‌اَلسَّلاَمُ : أَلْبِسُوا غِلْمانَكُم مِمَّا تَلْبَسُونَ وَ أَطْعِمُوهُمْ مِمَّا تَأْكُلُونَ. (روضةالواعظین ج۱ ص۱۰۷)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: به زیردستان خود لباسی بپوشانید که خودتان می‌پوشید و غذایی بدهید که خودتان هم همان غذا را می‌خورید.

أَنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ أَفْضَلُ اَلسَّلاَمِ أَتَى سُوقَ اَلْكَرَابِيسِ فَوَقَفَ عَلَى غُلاَمٍ فَقَالَ يَا غُلاَمُ عِنْدَكَ ثَوْبَانِ بِخَمْسَةِ دَرَاهِمَ قَالَ نَعَمْ عِنْدِي ثَوْبَانِ فَأَخَذَ ثَوْبَيْنِ أَحَدَهُمَا بِثَلاَثَةِ دَرَاهِمَ وَ اَلآخَرَ بِدِرْهَمَيْنِ فَقَالَ يَا قَنْبَرُ خُذِ اَلَّذِي بِثَلاَثَةِ دَرَاهِمَ فَقَالَ أَنْتَ أَوْلَى بِهِ تَصْعَدُ اَلْمِنْبَرَ وَ تَخْطُبُ اَلنَّاسَ قَالَ وَ أَنْتَ شَبَابٌ وَ لَكَ شِرَّةُ اَلشَّبَابِ وَ أَنَا أَسْتَحْيِي مِنْ رَبِّي أَنْ أَتَفَضَّلَ عَلَيْكَ : فَلَمَّا لَبِسَ اَلْقَمِيصَ مَدَّ يَدَهُ فِي رُدْنِهِ فَإِذَا هُوَ يَفْضُلُ عَنْ أَصَابِعِهِ فَقَالَ اِقْطَعْ هَذَا اَلْفَضْلَ فَقَطَعَهُ فَقَالَ اَلْغُلاَمُ هَلُمَّ أَكْفِهِ قَالَ دَعْهُ قَالَ هُوَ كَمَا هُوَ فَإِنَّ اَلْأَمْرَ أَسْرَعُ مِنْ ذَلِكَ. (روضةالواعظین ج۱ ص۱۰۷)

راوی گوید: امیرمؤمنان(ع) به پنج درهم، دو پیراهن خرید که یکی بهتر از دیگری بود، به غلامش قنبر فرمود: پیراهن بهتر را تو بردار! قنبر گفت: زیبندهٔ شما ست که به منبر می‌روید و مردم به دیدارتان می‌آیند. فرمود: نه؛ بهتر است تو برداری. چون جوانی و در تو خواست و نشاط جوانی هست. من از پروردگارم حیا می‌کنم که لباسی بهتر از تو بپوشم. پس لباس دوم را برداشت و پوشید و دید آستین‌هایش به قدری دراز است که از انگشتان دست تجاوز می‌کند. پس به فروشنده گفت اضافه‌اش را قیچی کن! فروشنده چنین کرد و سپس گفت بگذار مابقی را بدوزم تا ریش ریش نشود. امیرمؤمنان (ع) فرمود: ولش کن! اجل در شتاب است و برای چنین کارهایی فرصت نیست.

سَأَلَ رَجُلٌ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقَالَ لَهُ أَسْأَلُكَ عَنْ ثَلاَثٍ هُنَّ فِيكَ أَسْأَلُكَ عَنْ قِصَرِ خَلْقِكَ وَ عَنْ كِبَرِ بَطْنِكَ وَ عَنْ صَلَعِ رَأْسِكَ فَقَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَى لَمْ يَخْلُقْنِي طَوِيلاً وَ لَمْ يَخْلُقْنِي قَصِيراً وَ لَكِنْ خَلَقَنِي مُعْتَدِلاً أَضْرِبُ اَلْقَصِيرَ فَأَقُدُّهُ وَ أَضْرِبُ اَلطَّوِيلَ فَأَقْطَعُهُ وَ أَمَّا كِبَرُ بَطْنِي فَإِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَلَّمَنِي بَاباً مِنَ اَلْعِلْمِ فَيَفْتَحُ ذَلِكَ اَلْبَابُ أَلْفَ بَابٍ فَازْدَحَمَ اَلْعِلْمُ فِي بَطْنِي فَانْتَفَخَ عَنْهُ عُضْوِي فَأَمَّا صَلَعُ رَأْسِي فَمِنْ إِدْمَانِ لُبْسِ اَلْبَيَاضِ وَ مُجَالَدَةِ اَلْأَقْرَانِ. (روضةالواعظین ج۱ ص۱۰۸)

مردی به امیرمؤمنان(ع) گفت: می‌خواهم از سه چیزِ تو بپرسم: نخست از کوتاهی قامتت؛ دوم از بزرگی شکمت؛ سوم از اینکه چرا موهای جلو سرت ریخته. علی(ع) فرمود: خدای متعال مرا نه بلند و نه کوتاه، بلکه معتدل و میانه آفریده. درعین حال، به هر کوتاه قامت و بلند قامتی که ضربه بزنم، دو نیمش می‌سازم. بزرگیِ شکم من بدان جهت است که رسول خدا(ص) بابی از دانش به من آموخت که از آن هزار باب سرچشمه می‌گیرد و این بزرگی علم است و اما ریختن موهای سرم به سبب کوشش و پیکار با هماوردان و پوشیدن جامهٔ سپید است.

(گوییم: به نظر نمی‌آید بین علم و بطن یا بین جامهٔ سپید و طاسی، ربطی وجود داشته باشد. با اینحال این مطلب در روایات بسیاری از زبان امیرمؤمنان(ع) آمده و به حدّ استفاضه است، بطوریکه یقینِ نوعی به صحّت انتساب این مطلب به ایشان حاصل می‌گردد. به زعم بنده، منطق سخن در امثال این روایات اسلوبِ خطابی و جدلی برای إسکات خصم است، نه اسلوب علمی و منطقی برای بیان حقیقت.)

قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : أَعْطَى اَللَّهُ عَلِيّاً مِنَ اَلْفَضْلِ جُزْءاً لَوْ قُسِمَ عَلَى أَهْلِ اَلْأَرْضِ لَوَسِعَهُمْ وَ أَعْطَاهُ مِنَ اَلْفَهْمِ جُزْءاً لَوْ قُسِمَ عَلَى أَهْلِ اَلْأَرْضِ لَوَسِعَهُمْ تَشَبَّهَتْ لِينُهُ بِلِينِ لُوطٍ وَ خُلُقُهُ بِخُلُقِ يَحْيَى وَ زُهْدُهُ بِزُهْدِ أَيُّوبَ وَ سَخَاؤُهُ بِسَخَاءِ إِبْرَاهِيمَ وَ بَهْجَتُهُ بِبَهْجَةِ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ وَ قُوَّتُهُ بِقُوَّةِ دَاوُدَ. (روضةالواعظین ج۱ ص۱۱۰)

رسول خدا(ص) فرمود: خدا به علی فضلی داده که اگر بر تمام اهل زمین قسمت شود، همه را فرا می‌گیرد و فهمی داده که اگر بر تمام اهل زمین قسمت شود، همه فهیم می‌شوند و بیش می‌آید. علی، نرمی و مدارایش مانند لوط است و خُلقش مانند یحیاست و زهدش مانند ایّوب است و سخاوتش به ابراهیم رفته و بهجتش چون بهجت سلیمان است و قوتش، قوّت داوود است.

قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : حُبُّ عَلِيٍّ نِعْمَةٌ وَ اِتِّبَاعُهُ فَضِيلَةٌ. (روضةالواعظین ج۱ ص۱۱۰)

رسول خدا(ص) فرمود: حبّ علی، نعمت است و دنبال‌رو بودن او، فضیلت.

قَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ : كَانَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عِنْدِي وَ أَتَاهُ جَبْرَئِيلُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَجَعَلَ جَبْرَئِيلُ يُومِئُ بِيَدِهِ كَالْمُتَنَاوِلِ شَيْئاً فَإِذَا بِيَدِهِ تُفَّاحَةٌ وَ سَفَرْجَلَةٌ وَ رُمَّانَةٌ فَلَمْ يَزَلِ اَلرُّمَّانُ وَ اَلسَّفَرْجَلُ وَ اَلتُّفَّاحُ كُلَّمَا أُكِلَ مِنْهُ عَادَ إِلَى مَا كَانَ حَتَّى قُبِضَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ اَلْحُسَيْنُ فَلَمْ يَلْحَقْهُ اَلتَّغْيِيرُ وَ اَلنُّقْصَانُ أَيَّامَ فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَلَمَّا تُوُفِّيَتْ عَلَيْهَا اَلسَّلاَمُ فَقَدْنَا اَلرُّمَّانَ وَ بَقِيَ اَلتُّفَّاحُ وَ اَلسَّفَرْجَلُ أَيَّامَ أَبِي فَلَمَّا أُسْتُشْهِدَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فُقِدَ اَلسَّفَرْجَلُ وَ بَقِيَ اَلتُّفَّاحُ عَلَى هَيْئَتِهِ عِنْدَ اَلْحَسَنِ حَتَّى مَاتَ فِي سَمِّهِ ثُمَّ بَقِيَ اَلتُّفَّاحَةُ إِلَى اَلْوَقْتِ اَلَّذِي حُوصِرْتُ عَنِ اَلْمَاءِ فَكُنْتُ أَشَمُّهَا إِذَا عَطِشْتُ فَتَكْسِرُ لَهَبَ عَطَشِي فَلَمَّا اِشْتَدَّ عَلَيَّ اَلْعَطَشُ عَضَضْتُهَا وَ أَيْقَنْتُ بِالْفَنَاءِ. (روضةالواعظین ج۱ ص۱۵۹)

امّ سلمه روایت می‌کند که رسول خدا(ص) در منزل ما بود که جبرئیل بر او نازل گشت و یک سیب و یک انار و یک به آورد. رسول خدا(ص) آنها را به حسنین(ع) داد تا به خانه ببرند. میوه‌ها در بیت علی(ع) بودند و اگر از آن میخوردند چیزی از آن کم نمیشد. پس از رحلت رسول خدا(ص) هم این سه میوه موجود بودند. اما پس از رحلت فاطمه(س) انار مفقود شد. هنگامی که امیرمؤمنان(ع) شهید شد، به مفقود شد. سیب نزد امام مجتبی(ع) و پس از ایشان نزد امام حسین(ع) بود. از سیدالشهدا(ع) روایت شده که در کربلا وقتی آب بر ما بستند، من سیب را می‌بوییدم و عطشم فرو می‌نشست. وقتی یقین کردم که کشته خواهم شد، سیب را خوردم.

قَالَ أَمِيرُاَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ‌اَلسَّلاَمُ : اِعْلَمُوا عِبَادَ اَللّهِ إِنَّ أَدْنَى مَا لِلصَّائِمِينَ وَ اَلصَّائِمَاتِ أَنْ يُنَادِيَهُمْ مَلَكٌ فِي آخِرِ يَوْمٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ أَبْشِرُوا عِبَادَ اَللَّهِ فَقَدْ غُفِرَ لَكُمْ مَا سَلَفَ مِنْ ذُنُوبِكُمْ فَانْظُرُوا كَيْفَ تَكُونُونَ فِيمَا تَسْتَأْنِفُونَ. (روضةالواعظین ج۲ ص۳۵۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کمترین چیزی که به مؤمنینی که ماه رمضان را روزه گرفته‌اند می‌دهند، این است که روز آخر ماه، فرشته‌ای ندا می‌دهد: بشارت بر شما بندگان خدا! خداوند از گناهانِ گذشتهٔ شما درگذشت؛ پس مراقب آینده باشید.

قَالَ أَمِيرُاَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ‌اَلسَّلاَمُ : اِفْعَلُوا اَلْخَيْرَ وَ لاَ تُحَقِّرُوا مِنْهُ شَيْئاً فَإِنَّ صَغِيرَهُ كَبِيرٌ وَ قَلِيلَهُ كَثِيرٌ وَ لاَ تَقُولَنَّ أَحَدُكُمْ إِنَّ أَحَداً أَوْلَى بِفِعْلِ اَلْخَيْرِ مِنِّي فَيَكُونُ وَ اَللَّهِ كَذَلِكَ. (روضةالواعظین ج۲ ص۳۷۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خوبی کنید و هیچ کار خوبی را کوچک ندانید؛ چون کارِ خوب کوچکش هم بزرگ است و کم‌اش هم زیاد. مبادا بگویید فلانی به این کارِ خوب سزاوارتر از من است، که به خدا قسم همان می‌شود و توفیق خوبی را از دست می‌دهید.

قَالَ أَمِيرُاَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ‌اَلسَّلاَمُ : إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالاً وَ إِدْبَاراً فَإِذَا أَقْبَلَتْ فَاحْمِلُوهَا عَلَى اَلنَّوَافِلِ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ فَلْيَقْتَصِرُوا بِهَا عَلَى اَلْفَرَائِضِ. (روضةالواعظین ج۲ ص۴۱۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: قلب‌ها اقبال و ادبار دارند؛ وقت اقبال، سراغ نوافل بروید و وقت ادبار، بر فرائض اقتصار کنید.

عَزَّى أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ اَلْأَشْعَثَ بْنَ قَيْسٍ عَلَى اِبْنِهِ فَقَالَ إِنْ تَحْزَنْ فَقَدِ اِسْتَحَقَّتْ ذَلِكَ مِنْكُ اَلرَّحِمُ وَ إِنْ تَصْبِرْ فَفِي اَللَّهِ خَلَفُكَ مِنِ اِبْنِكَ وَ إِنْ صَبَرْتَ جَرَى عَلَيْكَ اَلْقَدَرُ وَ أَنْتَ مَأْجُورٌ وَ إِنْ جَزِعْتَ جَرَى عَلَيْكَ اَلْقَدَرُ وَ أَنْتَ مَأْثُومٌ. (روضةالواعظین ج۲ ص۴۲۳)

امیرمؤمنان(ع)، اَشعث را بخاطر مرگ فرزندش تسلّی داد و فرمود: اگر اندوهگین شوی، نابجا نیست؛ اما اگر راضی باشی، عوض و پاداش بسیار پیش خدا داری! سپس فرمود: همیشه چون سرنوشت بر تو جاری شود، اگر راضی باشی، مأجوری؛ و اگر جَزَع کنی، تاثیری در جریان سرنوشت ندارد و از قرب خدا محجوری.

قَالَ أَمِيرُاَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ‌اَلسَّلاَمُ : زَوَالُ اَلْإِيمَانِ اَلطَّمَعُ. (روضةالواعظین ج۲ ص۴۳۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: طمع به هرچیزی، اگر در وجود کسی بیدار شود، ایمان را اندک‌اندک زائل می‌کند.

قَالَ أَمِيرُاَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ‌اَلسَّلاَمُ : مَنْ لَمْ يَأْسَ عَلَى اَلْمَاضِي وَ مَنْ لَمْ يَفْرَحْ بِالآتِي فَقَدْ أَخَذَ اَلزُّهْدَ بِطَرَفَيْهِ أَيُّهَا اَلنَّاسُ اَلزَّهَادَةُ قَصْرُ اَلْأَمَلِ. (روضةالواعظین ج۲ ص۴۳۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هر کس بر گذشته تأسف نخورد و نسبت به آینده دل نبندد، به زهد کامل رسیده است. ای مردم! زهد می‌خواهید؟ از خواسته‌ها دست بردارید!

قَالَ أَمِيرُاَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ‌اَلسَّلاَمُ : إِنَّ صَاحِبَ الدُّنيا كُلَّمَا اِطْمَأَنَّ فِيهَا إِلَى سُرُورٍ أَشْخَصَتْهُ إِلَى مَحْذُورٍ. (روضةالواعظین ج۲ ص۴۴۱)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: تا کسی به چیزی از دنیا دل خوش کند، دنیا او را به محذوری مبتلا می‌کند.

قَالَ أَمِيرُاَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ‌اَلسَّلاَمُ : إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَى خَلَقَ خَلْقاً ضَيَّقَ عَلَيْهِمُ اَلدُّنْيَا نَظَراً لَهُمْ فَزَهَّدَهُمْ فِيهَا وَ فِي حُطَامِهَا فَرَغِبُوا فِي دَارِ اَلسَّلاَمِ. مَا أَصِفُ دَاراً مَنِ اِسْتَغْنَى فِيهَا فُتِنَ وَ مَنِ اِفْتَقَرَ فِيهَا حَزِنَ وَ مَنْ سَعَى لَهَا فَاتَتْهُ وَ مَنْ قَعَدَ عَنْهَا أَتَتْهُ. (روضةالواعظین ج۲ ص۴۴۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خداوند عدّه‌ای را در دنیا فقیر خلق کرده، چون به آنها نظر لطف داشته و خواسته نسبت به دنیا و حُطامِ آن زاهد باشند و به دارالسلامِ آخرت رغبت کنند. چه بگویم راجع به دنیا که غنی در آن مبتلاست و فقیر محزون است. هر که در پی دنیا بیفتد دنیا از او می‌گریزد و هرکه دنیا را رها کند دنیا آنچه را که موظف است، دو دستی به او پیشکش می‌کند.

رَوَى عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَنْ أَبِي جُحَيْفَةَ قَالَ : أَتَيْتُ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ أَنَا أَتَجَشَّأُ فَقَالَ يَا أَبَا جُحَيْفَةَ اِخْفِضْ جُشَاءَكَ فَإِنَّ أَكْثَرَ اَلنَّاسِ شِبَعاً فِي اَلدُّنْيَا أَطْوَلُهُمْ جُوعاً يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ. (روضةالواعظین ج۲ ص۴۵۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کسی برایم تعریف کرد که پیش پیامبر(ص) آمده بود، در حالی که آروغ می‌زد. پیامبر(ص) به او فرمود: جلوی آروغت را بگیر که سیرانِ این دنیا، گرسنگانِ آخرتند.

قَالَ أَمِيرُاَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ‌اَلسَّلاَمُ : إِذَا وَصَلَتْ إِلَيْكُمْ أَطْرَافُ اَلنِّعَمِ فَلاَ تُنَفِّرُوا أَقْصَاهَا بِقِلَّةِ اَلشُّكْرِ. (روضةالواعظین ج۲ ص۴۷۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: وقتی طلیعهٔ نعمتی آشکار شد، بقیه‌اش را با کوتاهی در شکر، از خود نَرمانید.

قَالَ أَمِيرُاَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ‌اَلسَّلاَمُ : مَنْ أَوْصَى وَ لَمْ يَحِفْ وَ لَمْ يُضَادَّ كَانَ كَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فِي حَيَاتِهِ وَ قَالَ مَا أُبَالِي أَضْرَرْتُ بِوَرَثَتِي أَوْ سَرَقْتُهُمْ ذَلِكَ اَلْمَالَ. (روضةالواعظین ج۲ ص۴۸۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هر کس وصیت کند و در آن حیف و ستمی روا ندارد، چنان است که آن مال را در زندگی خویش در راه خدا صدقه داده. سپس فرمود: زیان به وارثان، عین دزدیدن مال از ایشان است.

قَالَ أَمِيرُاَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ‌اَلسَّلاَمُ : أَيُّهَا اَلنَّاسُ مَنْ مَشَى عَلَى وَجْهِ اَلْأَرْضِ فَإِنَّهُ يَصِيرُ إِلَى بَطْنِهَا وَ لِكُلِّ ذِي رَمَقٍ قُوتٌ وَ لِكُلِّ حَبَّةٍ آكِلٌ وَ أَنْتَ قُوتُ اَلْمَوْتِ لَنْ يَنْجُوَ مِنَ اَلْمَوْتِ غَنِيٌّ بِمَالِهِ وَ لاَ فَقِيرٌ لِإِقْلاَلِهِ. (روضةالواعظین ج۲ ص۴۸۹)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هر کس که روی زمین راه می‌رود به زودی توسط زمین بلعیده خواهد شد. هر موجودی قوتی دارد و خودش قوت موجود دیگر است. من و تو نیز قوت مرگیم! نه ثروتمند را با مالش گریزی از مرگ است و نه فقیر را با التماسش.

قَالَ أَمِيرُاَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ‌اَلسَّلاَمُ عِنْدَ دَفْنِ فَاطِمَةَ عَلَيْهَا اَلسَّلاَمُ: لِكُلِّ اِجْتِمَاعٍ مِنْ خَلِيلَيْنِ فُرْقَةٌ وَ كُلُّ اَلَّذِي دُونَ اَلْمَمَاتِ قَلِيلٌ. إِنَّ اِفْتِقَادِي وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ دَلِيلٌ عَلَى أَنْ لاَ يَدُومَ خَلِيلٌ سَتُعْرِضُ عَنْ ذِكْرِي وَ تَنْسَى مَوَدَّتِي وَ يَحْدُثُ بَعْدِي لِلْخَلِيلِ خَلِيلٌ. (روضةالواعظین ج۲ ص۴۹۱)

امیرمؤمنان(ع) موقعی که فاطمه(س) را به خاک می‌سپرد، این شعر را زمزمه می‌فرمود:

تمامِ با هم بودن‌ها در این دنیا، اندک است و آخرش جدایی است.

از دست دادن من یکی را پس از دیگری، دلیل آن است که دوستی ادامه نمی‌یابد.

به زودی از یاد من روی گردان می‌شوی و دوستی مرا فراموش می‌کنی و پس از من، دوست برای دوست حدیث خواهد گفت.