دُرّ نجف

کلام الامیر — جلد سوم

سلوة الحزین

قال أميرُالمؤمنين(ع): اِدْفَعُوا أَمْوَاجَ اَلْبَلاَءِ بِالدُّعَاءِ مَا اَلْمُبْتَلَى اَلَّذِي قَدِ اِشْتَدَّ بِهِ اَلْبَلاَءُ بِأَحْوَجَ إِلَى اَلدُّعَاءِ مِنَ اَلْمُعَافَى اَلَّذِي لاَ يَأْمَنُ اَلْبَلاَءَ. (سلوة الحزین ج۱ ص۲۱)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: امواج بلا را با دعای بسیار از خود دفع کنید. البته کسی که به بلا مبتلا نیست هم مانند مبتلا، به دعای بسیار نیاز دارد تا از بلا پیشگیری کند.

قال أميرُالمؤمنين(ع): اَلْعَجَبُ لِمَنْ يَهْلِكُ وَ اَلنَّجَاةُ مَعَهُ قِيلَ وَ مَا هِيَ قَالَ اَلاِسْتِغْفَارُ. (سلوة الحزین ج۱ ص۳۱)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: عجب از آنکه انسان نابود میشود در حالی که وسیلهٔ نجات در اختیار اوست. گفتند: وسیله چیست؟ فرمود: استغفار.

قال أميرُالمؤمنين(ع): رَأَيْتُ يَوْمَ بَدْرٍ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ سَاجِداً يَقُولُ يَا حَيُّ يَا قَيُّومُ وَ اِنْصَرَفْتُ إِلَى اَلْحَرْبِ ثُمَّ رَجَعْتُ فَرَأَيْتُهُ سَاجِداً يَقُولُ يَا حَيُّ يَا قَيُّومُ وَ لَمْ يَزَلْ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَذَلِكَ حَتَّى فَتَحَ اَللَّهُ تَعَالَى لَهُ. (سلوة الحزین ج۱ ص۴۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: روز جنگ بدر دیدم رسول خدا(ص) سجده کرده و پیوسته می‌گوید: یا حیّ و یا قیوم. از او جدا شده و به معرکهٔ جنگ برگشتم و کمی بعد که باز سراغش آمدم دیدم باز در سجده است و همان ذکر را می‌گوید. پیوسته چنان بود تا خداوند فتح را نصیب ما کرد.

قال أميرُالمؤمنين(ع) لِلْبَرَاءِ بْنِ عَازِبٍ أَ لاَ أَدُلُّكَ عَلَى أَمْرٍ إِذَا فَعَلْتَهُ كُنْتَ وَلِيَّ اَللَّهِ حَقّاً قُلْتُ بَلَى يَا وَلِيَّ اَللَّهِ قَالَ تُسَبِّحُ اَللَّهَ فِي دُبُرِ كُلِّ صَلاَةٍ عَشْراً وَ تُحَمِّدُهُ عَشْراً وَ تُكَبِّرُهُ عَشْراً وَ تَقُولُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ عَشْراً. (سلوة الحزین ج۱ ص۴۹)

امیرمؤمنان(ع) به یکی از اصحاب خاصّش فرمود: چیزی یادت بدهم که با آن ولیّ خدا شوی؟! پس از هر نماز خدا را ده بار تسبیح و تحمید و تکبیر گو و ده بار بگو لا اله الا الله.

رُوِيَ: أَنَّهُ لَمَّا حُمِلَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ إِلَى يَزِيدَ عَلَيْهِ اَللَّعْنَةُ وَ هُوَ يُكَلِّمُهُ وَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يُجِيبُهُ حَسَبَ مَا يُكَلِّمُهُ وَ فِي يَدِهِ سُبْحَةٌ صَغِيرَةٌ يُدِيرُهَا بِأَصَابِعِهِ وَ هُوَ يَتَكَلَّمُ فَقَالَ لَهُ يَزِيدُ عَلَيْهِ مَا يَسْتَحِقُّهُ أَنَا أُكَلِّمُكَ وَ أَنْتَ تُجِيبُنِي وَ تُدِيرُ أَ صَابِعَكَ بِسُبْحَةٍ فِي يَدِكَ فَكَيْفَ يَجُوزُ ذَلِكَ فَقَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ حَدَّثَتْنِي أَبِي عَنْ جَدِّي صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَنَّهُ كَانَ إِذَا صَلَّى اَلْغَدَاةَ وَ اِنْفَتَلَ لاَ يَتَكَلَّمُ حَتَّى يَأْخُذَ سُبْحَةً بَيْنَ يَدَيْهِ فَيَقُولُ اَللَّهُمَّ إِنِّي أَصْبَحْتُ أُسَبِّحُكَ وَ أَحْمَدُكَ - وَ أُهَلِّلُكَ وَ أُكَبِّرُكَ وَ أُمَجِّدُكَ بِعَدَدِ مَا أُدِيرُ بِهِ سُبْحَتِي وَ يَأْخُذُ اَلسُّبْحَةَ فِي يَدِهِ وَ يُدِيرُهَا وَ هُوَ يَتَكَلَّمُ بِمَا يُرِيدُ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَتَكَلَّمَ بِالتَّسْبِيحِ وَ ذَكَرَ أَنَّ ذَلِكَ مُحْتَسَبٌ لَهُ وَ هُوَ حِرْزٌ إِلَى أَنْ يَأْوِيَ إِلَى فِرَاشِهِ فَإِذَا أَوَى إِلَى فِرَاشِهِ قَالَ مِثْلَ ذَلِكَ اَلْقَوْلِ وَ وَضَعَ سُبْحَتَهُ تَحْتَ رَأْسِهِ فَهِيَ مَحْسُوبَةٌ لَهُ مِنَ اَلْوَقْتِ إِلَى اَلْوَقْتِ فَفَعَلْتُ هَذَا اِقْتِدَاءً بِجَدِّي صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ لَهُ يَزِيدُ عَلَيْهِ اَللَّعْنَةُ مَرَّةً بَعْدَ أُخْرَى لَسْتُ أُكَلِّمُ أَحَداً مِنْكُمْ إِلاَّ وَ يُجِيبُنِي بِمَا يَفُوزُ بِهِ. (سلوة الحزین ج۱ ص۶۱)

روایت شده که وقتی امام سجاد(ع) را نزد یزید بردند، یزید دید با او سخن میگوید و جوابش را میدهد، اما تسبیحی را هم مدام در دست میچرخاند! یزید گفت: تو جواب مرا میدهی یا ذکر می‌گویی!؟ امام سجاد(ع) فرمود: پدرم راجع به علی(ع) می‌گفت که وقتی امیرمؤمنان(ع) نماز صبح را تمام می‌کرد، با کسی سخن نمی‌گفت و فی‌الفور تسبیحی بدست می‌گرفت و می‌گفت: خدایا! امروز تو را تسبیح میگویم و حمد میکنم و تهلیل میگویم و تکبیر و تمجید میکنم با هر چرخاندن تسبیحم. سپس تسبیح را به دست می‌گرفت و مدام در دست می‌چرخاند، در حالی که با مردم صحبت می‌کرد و کارهایش را انجام می‌داد. و حین صحبت با مردم، دیگر با زبان ذکر نمی‌گفت و فقط ملتفت بود که این چرخشِ تسبیح او را به خدا متّصل می‌کند و تسبیحِ خدا ست. علی(ع) این کار را حرزی می‌دانست تا شب که به بستر می‌رفت. در بستر دوباره مشابه همان جمله را به خدا می‌گفت و تسبیح را این بار زیر بالشش می‌گذاشت و چنین باور داشت که بودن تسبیح زیر سرش، برای او تسبیح گفتن است. من هم به جدم علی(ع) اقتدا و همان کار را می‌کنم. یزید که چنین شنید گفت: هیچ وقت با شما خاندان رسالت سخن نگفتم جز آنکه چیزی یاد گرفتم!

قال أميرُالمؤمنين(ع): مَا اِتَّخَمْتُ قَطُّ قِيلَ لَهُ وَ لِمَ يَا وَلِيَّ اَللَّهِ قَالَ مَا رَفَعْتُ لُقْمَةً إِلَى فَمِي إِلاَّ ذَكَرْتُ اِسْمَ اَللَّهِ سُبْحَانَهُ عَلَيْهَا. (سلوة الحزین ج۱ ص۸۰)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: تا بحال دل‌درد و سوءهاضمه نگرفته‌ام! پرسیدند: چطور؟! فرمود: با هر لقمه، ذکر خدا می‌گویم.

قال أميرُالمؤمنين(ع): عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : مَنْ أَصْبَحَ وَ لاَ يَذْكُرُ أَرْبَعَةَ أَشْيَاءَ أَخَافُ عَلَيْهِ زَوَالَ اَلنِّعْمَةِ أَوَّلُهَا أَنْ يَقُولَ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي عَرَّفَنِي نَفْسَهُ وَ لَمْ يَتْرُكْنِي عَمْيَانَ اَلْقَلْبِ وَ اَلثَّانِي يَقُولُ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي جَعَلَنِي مِنْ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ اَلثَّالِثُ يَقُولُ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي جَعَلَ رِزْقِي فِي يَدَيْهِ وَ لَمْ يَجْعَلْ رِزْقِي فِي أَيْدِي اَلنَّاسِ وَ اَلرَّابِعُ يَقُولُ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي سَتَرَ ذُنُوبِي وَ عُيُوبِي وَ لَمْ يَفْضَحْنِي بَيْنَ اَلنَّاسِ. (سلوة الحزین ج۱ ص۸۱)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرکه هر روز متذکّر چهار نعمت نباشد، در معرض زوال نعمت است: اینکه خدا خداشناسش قرار داده نه کورقلب؛ دوم اینکه مسلمان است؛ سوم اینکه روزی‌اش داده، آنهم بدست خودش نه بدست مردم. چهارم اینکه عیوب و ذنوبش را پنهان کرده و آبرویش را پیش مردم نبرده.

عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: دَعَانِي رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ يَا عَلِيُّ إِذَا أَخَذْتَ مَضْجَعَكَ فَعَلَيْكَ بِالاِسْتِغْفَارِ وَ اَلصَّلاَةِ عَلَيَّ وَ قُلْ سُبْحَانَ اَللَّهِ وَ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَ اَللَّهُ أَكْبَرُ وَ لاَ حَوْلَ [وَ لاَ] قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ اَلْعَلِيِّ اَلْعَظِيمِ وَ أَكْثِرْ مِنْ قِرَاءَةِ قُلْ هُوَ اَللَّهُ أَحَدٌ فَإِنَّهَا نُورُ اَلْقُرْآنِ وَ عَلَيْكَ بِقِرَاءَةِ آيَةِ اَلْكُرْسِيِّ فَإِنَّ فِي كُلِّ حَرْفٍ مِنْهَا أَلْفَ بَرَكَةٍ وَ أَلْفَ رَحْمَةٍ. (سلوة الحزین ج۱ ص۸۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: رسول خدا(ص) به من سفارش می‌کرد که وقتی به رختخواب میروی، قبل از خواب، استغفار کن و صلوات بفرست و تسبیحات اربعه و حوقله را بگو و سورهٔ توحید را چند بار بخوان که نور قرآن است. همچنین آیت‌الکرسی را فراموش مکن که هر حرف آن هزاران برکت و هزاران رحمت دارد.

قال أميرُالمؤمنين(ع): أُذْكُرُوا اَللَّهَ فَإِنَّهُ ذَاكِرٌ لِمَنْ ذَكَرَهُ وَ اِسْأَلُوهُ [مِنْ] فَضْلِهِ وَ رَحْمَتِهِ فَإِنَّهُ لاَ يُخَيِّبُ عَلَيْهِ دَاعٍ مِنَ اَلْمُؤْمِنِينَ دُعَاهُ. (سلوة الحزین ج۱ ص۱۱۷)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خدا را یاد کنید، چون خدا یاد می‌کند کسی که او را یاد کند. همچنین از فضل و رحمت او درخواست کنید، چون خدا نهایتاً کسی را ناامید نمی‌کند.

قال أميرُالمؤمنين(ع): فِي كُلِّ جُرْعَةِ شَرْقَةٌ وَ مَعَ كُلِّ أَكْلَةٍ غُصَّةٌ. (سلوة الحزین ج۱ ص۱۲۱)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: در دنیا هر جرعه‌ای می‌تواند گلوگیر شود و هر لقمه‌ای می‌تواند غُصه به بار آورد.

قال أميرُالمؤمنين(ع): مَنْ خَرَجَ فِي سَفَرٍ وَ مَعَهُ عَصَا لَوْزٍ مُرٍّ وَ تَلاَ قَوْلَهُ- وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاءَ مَدْيَنَ إِلَى قَوْلِهِ عَلىٰ مَا نَقُولُ وَكِيلٌ آمَنَهُ اَللَّهُ مِنْ كُلِّ سَبُعٍ ضَارٍ وَ لِصٍّ عَادٍ وَ كُلِّ ذَاتِ حُمَةٍ. (سلوة الحزین ج۱ ص۱۲۸)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: در سفرها عصایی از چوب بادام تلخ با خود داشته باشید و از آیه: وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاءَ مَدْيَنَ قَالَ عَسَى رَبِّي أَنْ يَهْدِيَنِي سَوَاءَ السَّبِيلِ [سوره القصص : ۲۲] تا آخر آیه ۲۸ را بخوانید تا از درّنده و دزد و گزنده در امان باشید. گوییم: گویا عبارت "عَسَى رَبِّي أَنْ يَهْدِيَنِي سَوَاءَ السَّبِيلِ" کفایت می‌کند و نیازی به خواندن تمام صفحه ۳۸۸ نیست.

قال أميرُالمؤمنين(ع): مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَكْثُرَ خَيْرُ بَيْتِهِ فَلْيَتَوَضَّأْ عِنْدَ حُضُورِ طَعَامِهِ. (سلوة الحزین ج۱ ص۱۴۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: برای آنکه خیر و برکت خانهٔ شما زیاد شود قبل از آمدن سر سفره وضو بگیرید.

قال أميرُالمؤمنين(ع): وُعِكَ أَبُو ذَرٍّ فَأَتَيْتُ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اَللَّهِ إِنَّ أَبَا ذَرٍّ قَدْ وُعِكَ فَقَالَ اِمْضِ بِنَا إِلَيْهِ نَعُودُهُ فَمَضَيْنَا إِلَيْهِ جَمِيعاً فَلَمَّا جَلَسْنَا قَالَ لَهُ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَيْفَ أَصْبَحْتَ يَا أَبَا ذَرٍّ قَالَ أَصْبَحْتُ وَعِكاً يَا رَسُولَ اَللَّهِ فَقَالَ أَصْبَحْتَ فِي رَوْضَةٍ مِنْ رِيَاضِ اَلْجَنَّةِ قَدِ اِنْغَمَسْتَ فِي مَاءِ اَلْحَيَوَانِ وَ قَدْ غَفَرَ اَللَّهُ لَكَ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ فَأَبْشِرْ يَا أَبَا ذَرٍّ. (سلوة الحزین ج۱ ص۱۶۷)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: ابوذر بیمار شد و با پیامبر(ص) و عدّه‌ای به عیادتش رفتیم. نشستیم و رسول خدا(ص) پرسید: خوبی ابوذر؟ گفت: نه؛ بیمارم! رسول خدا(ص) فرمود: بیمار در روضه‌ای از ریاض بهشت است و از آب حیات بهره‌مند میگردد و گناهان گذشته‌اش را خداوند بخاطر بیماری می‌آمرزد.

دَخَلَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَلَى اَلْعَلاَءِ وَ هُوَ مِنْ أَ صْحَابِهِ يَعُودُهُ فَلَمَّا رَأَى سَعَةَ دَارِهِ قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ مَا كُنْتَ تَصْنَعُ بِسَعَةِ هَذِهِ اَلدَّارِ فِي اَلدُّنْيَا وَ أَنْتَ إِلَيْهَا فِي اَلآخِرَةِ أَحْوَجُ وَ بَلَى إِنْ شِئْتَ بَلَغْتَ بِهَا اَلآخِرَةَ تَقْرِي فِيهَا اَلضَّيْفَ وَ تَصِلُ فِيهَا اَلرَّحِمَ وَ تُطْلِعُ مِنْهَا اَلْحُقُوقَ مَطَالِعَهَا فَإِذاً أَنْتَ قَدْ بَلَغْتَ بِهَا اَلآخِرَةَ. (سلوة الحزین ج۱ ص۲۳۰)

امیرمؤمنان(ع) به عیادت یکی از اصحابش رفت و چون وسعت خانه‌اش را دید، فرمود: با این خانهٔ وسیع، برای آخرتت که روزِ نیاز توست، چه می‌کنی؟ سپس فرمود: مهمان‌داری کن و به ارحامت نیکی کن و حق هرکس را در خانه، عطا کن؛ اینگونه با این خانه، آخرت هم برای تو فراهم خواهد بود.

عَنِ اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: كَانَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ إِذَا حَضَرَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ أَحَداً اَلْمَوْتُ قَالَ لَهُ قُلْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ اَلْحَلِيمُ اَلْكَرِيمُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ اَلْعَلِيُّ اَلْعَظِيمُ سُبْحَانَ اَللَّهِ رَبِّ اَلسَّمَاوَاتِ اَلسَّبْعِ [وَ رَبِّ اَلْأَرَضِينَ اَلسَّبْعِ] وَ مَا فِيهِنَّ وَ مَا بَيْنَهُنَّ وَ رَبِّ اَلْعَرْشِ اَلْعَظِيمِ- وَ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ اَلْعَالَمِينَ فَإِذَا قَالَهَا اَلْمَرِيضُ قَالَ اِذْهَبْ لَيْسَ عَلَيْكَ بَأْسٌ. (سلوة الحزین ج۱ ص۲۴۵)

امام صادق(ع) فرمود: امیرمؤمنان(ع) وقتی مرگِ یکی از اهل خانه‌اش میرسید، به او تلقین می‌کرد بگو: لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ اَلْحَلِيمُ اَلْكَرِيمُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ اَلْعَلِيُّ اَلْعَظِيمُ سُبْحَانَ اَللَّهِ رَبِّ اَلسَّمَاوَاتِ اَلسَّبْعِ وَ رَبِّ اَلْأَرَضِينَ اَلسَّبْعِ وَ مَا فِيهِنَّ وَ مَا بَيْنَهُنَّ وَ رَبِّ اَلْعَرْشِ اَلْعَظِيمِ وَ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ اَلْعَالَمِينَ. و وقتی مریض چنین می‌گفت، می‌فرمود: حالا بمیر! مشکلی نیست.

كَانَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَقُولُ عِنْدَ اَلْوَفَاةِ- تَعَاوَنُوا عَلَى اَلْبِرِّ وَ اَلتَّقْوىٰ وَ لاَ تَعَاوَنُوا عَلَى اَلْإِثْمِ وَ اَلْعُدْوَانِ - ثُمَّ كَانَ يَقُولُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ حَتَّى تُوُفِّيَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ. (سلوة الحزین ج۱ ص۲۴۹)

امیرمؤمنان(ع) وقت مرگش نصیحت کرد و فرمود: در نیکی و تقوا یاور هم باشید؛ نه در گناه و دشمنی. سپس پیوسته لا اله الا الله می‌گفت تا به رحمت خدا رفت.

صَلَّى أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَلَى جِنَازَةٍ ثُمَّ قَالَ إِنْ كُنْتَ مَغْفُوراً فَطُوبَى لَنَا نُصَلِّي عَلَى مَغْفُورٍ لَهُ وَ إِنْ كُنَّا مَغْفُورِينَ فَطُوبَى لَكَ يُصَلِّي عَلَيْكَ اَلْمَغْفُورُونَ. (سلوة الحزین ج۱ ص۲۵۹)

امیرمؤمنان(ع) بر جنازه‌ای نماز خواند، سپس فرمود: اگر او مغفور باشد، خوش به حال ما که بر مغفوری نماز خوانده‌ایم؛ و اگر ما مغفور باشیم، خوش به حال او که عدّه‌ای مغفور بر او نماز خوانده‌اند.

قال أميرُالمؤمنين(ع): مَنْ تَبِعَ جَنَازَةً كُتِبَ لَهُ أَرْبَعُ قَرَارِيطَ قِيرَاطٌ بِاتِّبَاعِهِ إِيَّاهَا وَ قِيرَاطٌ بِالصَّلاَةِ عَلَيْهَا وَ قِيرَاطٌ بِالاِنْتِظَارِ حَتَّى يُفْرَغَ مِنْ دَفْنِهَا وَ قِيرَاطٌ لِلتَّعْزِيَةِ. (سلوة الحزین ج۱ ص۲۶۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: در تشییع جنازه، دنبالِ جنازه رفتن ثواب دارد و نماز خواندن بر جنازه ثوابی دیگر و منتظر ماندن تا جنازه دفن شود ثوابی دیگر و در مجلس عزا حاضر شدن ثوابی دیگر. این ثواب‌ها از هم مجزّاست.

قال أميرُالمؤمنين(ع): مَنْ قَصُرَ عُمُرُهُ كَانَتْ مُصِيبَتُهُ فِي نَفْسِهِ وَ مَنْ طَالَ عُمُرُهُ تَوَاتَرَتْ مَصَائِبُهُ وَ رَأَى فِي نَفْسِهِ وَ أَحِبَّائِهِ مَا يَسُوؤُهُ. (سلوة الحزین ج۱ ص۲۸۷)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کسی که کم عمر کند، کمی مصیبت می‌کشد و زیادیِ عمر مساوی است با دیدن مصائب بسیاری در مورد خود و نزدیکان.

قَالَ زَيْنُ اَلْعَابِدِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : مَا أُصِيبَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ بِمُصِيبَةٍ إِلاَّ صَلَّى فِي ذَلِكَ اَلْيَوْمِ أَلْفَ رَكْعَةٍ وَ تَصَدَّقَ عَلَى سِتِّينَ مِسْكِيناً وَ صَامَ ثَلاَثَةَ أَيَّامٍ وَ قَالَ لِأَوْلاَدِهِ إِذَا أُصِبْتُمْ بِمُصِيبَةٍ فَافْعَلُوا بِمِثْلِ مَا أَفْعَلُ فَإِنِّي رَأَيْتُ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ هَكَذَا يَفْعَلُ فَاتَّبِعُوا أَثَرَ نَبِيِّكُمْ وَ يَقُولُ وَ لَمَنْ صَبَرَ وَ غَفَرَ إِنَّ ذَلِكَ لَمِنْ عَزْمِ اَلْأُمُورِ. (سلوة الحزین ج۱ ص۲۸۷)

امام سجاد(ع) فرمود: اگر مصیبتی به امیرمؤمنان(ع) می‌رسید، همان روز هزار رکعت نماز میگذاشت و به شصت مسکین صدقه می‌داد و سه روز روزه می‌گرفت و به فرزندانش نیز سفارش می‌کرد که وقت نزول مصیبت چنین کنند زیرا رسول خدا(ص) چنین می‌کرد. و می‌فرمود هر کس صبر کند و ببخشد، کار بزرگی کرده.

قال أميرُالمؤمنين(ع): مَنْ ظَلَمَكَ فَقَدْ نَفَعَكَ وَ أَضَرَّ بِنَفْسِهِ. (سلوة الحزین ج۱ ص۲۹۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هر که به تو ظلم کند، در حقیقت به تو نفع رسانده و به خودش ضرر زده.

قال أميرُالمؤمنين(ع): عَلَيْكُمْ بِالْبِكْرِ وَ إِنْ بَارَتْ وَ اَلْجَادَّةُ وَ إِنْ دَارَتْ وَ اَلْمَدِينَةُ وَ إِنْ جَارَتْ. (سلوة الحزین ج۱ ص۲۹۵)

امیرمؤمنان(ع) میفرمود: صبح زود از خانه خارج شوید، گرچه آن وقتِ صبح کم‌رونق است و کسی را نمی‌بینید. از جاده بروید، گرچه پیچ در پیچ باشد و راه را دراز کند. در شهرها ساکن شوید، گرچه ظلم و ستم به هم بین اهلشان بسیار است.

لَمَّا نَزَلَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ اَلنَّهْرَوَانَ سَأَلَ عَنْ جَمِيلِ بْنِ بُصَيْهَرِيٍّ كَاتِبِ نُوشِيرَوَانَ فَقِيلَ إِنَّهُ بَعْدُ حَيٌّ يُرْزَقُ فَأَمَرَ بِإِحْضَارِهِ فَلَمَّا حَضَرَ وَجَدَ حَوَاسَّهُ كُلَّهَا سَالِمَةً إِلاَّ اَلْبَصَرَ وَ ذِهْنَهُ صَافِياً وَ قَرِيحَتَهُ تَامَّةً فَسَأَلَهُ كَيْفَ يَنْبَغِي لِلْإِنْسَانِ يَا جَمِيلُ أَنْ يَكُونَ قَالَ يَجِبُ أَنْ يَكُونَ قَلِيلَ اَلصَّدِيقِ كَثِيرَ اَلْعَدُوِّ - قَالَ أَبْدَعْتَ يَا جَمِيلُ فَقَدْ أَجْمَعَ اَلنَّاسُ عَلَى أَنَّ كَثْرَةَ اَلْأَصْدِقَاءِ أَوْلَى فَقَالَ لَيْسَ اَلْأَمْرُ عَلَى مَا ظَنُّوا فَإِنَّ اَلْأَصْدِقَاءَ إِذَا كُلِّفُوا اَلسَّعْيَ فِي حَاجَةِ اَلْإِنْسَانِ لَمْ يَنْهَضُوا بِهَا كَمَا يَجِبُ وَ يَنْبَغِي وَ اَلْمَثَلُ فِيهِ مِنْ كَثْرَةِ اَلْمَلاَّحِينَ غَرِقَتِ اَلسَّفِينَةُ فَقَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَدِ اِمْتَحَنْتُ هَذَا فَوَجَدْتُهُ صَوَاباً فَمَا مَنْفَعَةُ كَثْرَةِ اَلْأَعْدَاءِ فَقَالَ إِنَّ اَلْأَعْدَاءَ إِذَا كَثُرُوا يَكُونُ اَلْإِنْسَانُ أَبَداً مُتَحَرِّزاً مُتَحَفِّظاً أَنْ يَنْطِقَ بِمَا يُؤْخَذُ عَلَيْهِ أَوْ تَبْدُرَ مِنْهُ زَلَّةٌ يُؤْخَذُ عَلَيْهَا فَيَكُونُ أَبَداً عَلَى هَذِهِ اَلْحَالَةِ سَلِيماً مِنَ اَلْخَطَايَا وَ اَلزَّلَلِ فَاسْتَحْسَنَ ذَلِكَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ. (سلوة الحزین ج۱ ص۲۹۷)

امیرمؤمنان(ع) وقتی به منطقه نهروان رسید، سراغ جمیل بن بُصَیهِری، کاتب انوشیروان را گرفت. گفتند پیر و زمین‌گیر شده. فرمود: می‌خواهم ببینمش! جمیل را آورند. دید هوش و حواسش سالم و ذوق و قریحه‌اش بجاست؛ فقط چشمش نابینا شده. امیرمؤمنان(ع) گفت: ای جمیل! آدم خوبست چطور باشد؟ جمیل گفت: کم‌دوست و پُردشمن! امیرمؤمنان(ع) فرمود: حرفی میزنی که نشنیده‌ایم. میگویند انسان هرچه دوست داشته باشد کم است! جمیل گفت: دوست، باری بر دوش است و به وقتش به داد آدم نمیرسد. زیادی دوست مثل زیادی خدمهٔ کشتی است که وقتی از حدّی می‌گذرد، احتمال غرق شدن کشتی را زیاد می‌کند. امیرمؤمنان(ع) فرمود: بله؛ من هم تجربه کرده‌ام؛ اما راز خوبی زیادی دشمن چیست؟ جمیل گفت: آدم حواسش به خودش و حرفش هست که گَزَک دست کسی ندهد و از خطا و لغزش محفوظ می‌ماند. امیرمؤمنان(ع) فرمود: احسنت!