دُرّ نجف

کلام الامیر — جلد سوم

سعد السعود

و روي عن أمير المؤمنين أنّه قال: إن الرجل ليعجبه أن يكون شراك نعله أجود من شراك نعل صاحبه فيدخل تحت العلوّ. (سعد السعود ج۱ص۸۸)

امیرمؤمنان(ع) راجع به آیهٔ "تِلْكَ الدَّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ [سوره القصص : ۸۳]" فرمود: حتی اینکه کسی بخواهد بند کفشش از دیگری بهتر باشد، او را شامل این آیه می‌کند.

عن أسباط بن عرق قال حدّثني سعيد بن كرد قال: كنت مع مولاي يوم الجمل مع اللواء فأقبل فارس قالت عائشة سلوه من هو قيل له من أنت قال أنا عمار بن ياسر قالت قولوا له ما تريد قال أنشدك بالله الذي أخرج الكتاب على نبيه رسول الله في بيتك أ تعلمين أن رسول الله جعل عليا وصيه على أهله قالت اللّهمّ نعم قال و جاء فوارس أربعة فهتف رجل منهم قالت عائشة و هذا ابن أبي طالب و ربّ الكعبة سلوه ما تريد قال أنشدك بالله الذي أنزل الكتاب على رسول الله في بيتك أ تعلمين أن رسول الله جعلني وصيه على أهله قالت اللّهمّ نعم. (سعد السعود ج۱ص۲۳۶)

راوی گوید: روز جمل، تک‌سواری بسوی سپاه جمل تاخت. عایشه گفت: بپرسید کیست؟ سوار گفت: عمار یاسرم. عایشه گفت چه می‌خواهی؟ عمار گفت: تو را به خدایی که وحی‌اش در خانهٔ تو به رسولش نازل میشد، سوگند میدهم؛ رسول خدا(ص)، علی(ع) را پس از خود وصی زنانش قرار نداد؟ عایشه گفت: چرا! کمی بعد چهار سوار بسوی سپاه جمل تاختند. سه تا دورتر ایستادند و یکی به سمت هودج عایشه آمد. عایشه گفت: به خدا خود علی است! بپرسید چه می‌خواهد؟ علی(ع) آمد و گفت: تو را به خدایی که وحی‌اش را بر رسولش در خانه تو نازل کرده سوگند میدهم، آیا رسول خدا(ص) مرا وصی تو قرار نداد؟! عایشه گفت: قرار داد!