رَوَيْتُ حَدِيثَ مَوْلاَنَا جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَنْ مَوْلاَنَا أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: لاَ تَقْطَعُوا نَهَارَكُمْ بِكَذَا وَ كَذَا وَ فَعَلْنَا كَذَا وَ كَذَا فَإِنَّ مَعَكُمْ حَفَظَةً يُحْصُونَ عَلَيْكُمْ وَ عَلَيْنَا. (محاسبةالنفس لإبن طاووس ج۱ص۱۵)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: وقتتان را بیخود هدر ندهید که ملائکهٔ محافظ شما، که بر نوشتن اعمال شما نیز موظفاند، دلگیر میشوند.
وَ قَدْ قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: مَخْرَجُ اَلْمُؤْمِنِ مِنْ سُوءِ اَلظَّنِّ أَنْ لاَ تُحَقِّقَهُ. (محاسبةالنفس لإبن طاووس ج۱ص۲۱)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: علاج سوءظن، بهاء ندادن به آن است.
وَ قَدْ رُوِيَ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : أَنَّ رَجُلاً أَتَاهُ يَسْعَى إِلَيْهِ بِرَجُلٍ فَقَالَ يَا هَذَا نَحْنُ نَسْأَلُ عَمَّا قُلْتَ فَإِنْ كُنْتَ صَادِقاً مَقَّتْنَاكَ وَ إِنْ كُنْتَ كَاذِباً عَاقَبْنَاكَ وَ إِنْ شِئْتَ أَنْ نُقِيلَكَ أَقَلْنَاكَ قَالَ أَقِلْنِي يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ. (محاسبةالنفس لإبن طاووس ج۱ص۴۵)
روزی شخصی نزد امیرمؤمنان(ع)، از کسی غیبت کرد. امیرمؤمنان(ع) به وی فرمود: من راجع به آنچه گفتی تحقیق میکنم، اگر راست گفته باشی، بخاطر غیبت کردن، تو خطاکاری و پیش من بیقَدر؛ و اگر دروغ گفته باشی، عقوبتت میکنم. اگر هم میخواهی کلاً از این قضیه میگذرم و آنرا ندید میگیرم. آن شخص که چنین شنید، گفت: یا امیرالمؤمنین! کلاً قضیه را رها کن و نشنیده بگیر.
مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ مِنْ وُلْدِ عُمَرَ بْنِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : لِلْمُؤْمِنِ عَلَى أَخِيهِ ثَلاَثُونَ حَقّاً لاَ بَرَاءَةَ لَهُ مِنْهَا إِلاَّ بِأَدَائِهَا أَوِ اَلْعَفْوِ يَغْفِرُ زَلَّتَهُ وَ يَرْحَمُ عَبْرَتَهُ وَ يَسْـتُرُ عَوْرَتَهُ وَ يُقِيلُ عَثْرَتَهُ وَ يَقْبَلُ مَعْذِرَتَهُ وَ يَرُدُّ غِيبَتَهُ وَ يُدِيمُ نَصِيحَتَهُ وَ يَحْفَظُ خُلَّتَهُ وَ يَرْعَى ذِمَّتَهُ وَ يَعُودُ مَرْضَتَهُ وَ يَشْهَدُ مَيْتَتَهُ وَ يُجِيبُ دَعْوَتَهُ وَ يَقْبَلُ هَدِيَّتَهُ وَ يُكَافِئُ صِلَتَهُ وَ يَشْكُرُ نِعْمَتَهُ وَ يُحْسِـنُ نُصْرَتَهُ وَ يَحْفَظُ حَلِيلَتَهُ وَ يَقْضِي حَاجَتَهُ وَ يَشْفَعُ مَسْأَلَتَهُ وَ يُسَمِّتُ عَطْسَتَهُ وَ يُرْشِدُ ضَالَّتَهُ وَ يَرُدُّ سَـلاَمَهُ وَ يُطَيِّبُ كَلاَمَهُ وَ يَبِرُّ إِنْعَامَهُ وَ يُصَدِّقُ إِقْسَـامَهُ وَ يُوَالِيهِ وَ لاَ يُعَادِيهِ وَ يَنْصُرُهُ ظَالِماً وَ مَظْلُوماً فَأَمَّا نُصْـرَتُهُ ظَالِماً فَيَرُدُّهُ عَنْ ظُلْمِهِ وَ أَمَّا نُصْـرَتُهُ مَظْلُوماً فَيُعِينُهُ عَلَى أَخْذِ حَقِّهِ وَ لاَ يُسْلِمُهُ وَ لاَ يَخْذُلُهُ وَ يُحِبُّ لَهُ مِنَ اَلْخَيْرِ مَا يُحِبُّ لِنَفْسِهِ وَ يَكْرَهُ لَهُ مِنَ اَلشَّرِّ مَا يَكْرَهُ لِنَفْسِهِ ثُمَّ قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ يَقُولُ إِنَّ أَحَدَكُمْ لَيَدَعُ مِنْ حُقُوقِ أَخِيهِ شَـيْئاً فَيُطَالَبُ بِهِ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ فَيُقْضَـى لَهُ عَلَيْهِ. (محاسبةالنفس لإبن طاووس ج۱ص۷۶)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: از رسول خدا(ص) شنیدم که مؤمن را بر برادرش، سی حق است که یا باید ادا شود، یا برادرش گذشت کند. در غیر اینصورت در قیامت نسبت به آن بازخواست میشود و در قیامت باید ادا کند. آن سی حق عبارتند از: گناهش را ببخشد، دلسوزش با شد، خَبطش را بپوشاند، از خطایش درگذرد عذرش را بپذیرد غیبتش را رد کند، مدام خیرخواه او باشد، دوستیاش را حفظ کند، خود را بدهکار او بداند، عیادتش کند، در تشـییع جنازهاش شـرکت کند، دعوتش را بپذیرد، هدیهاش را قبول کند، صـلهاش را جبران کند، از لطفش تشکر کند، خوب نصرتش کند، حافظ ناموسش باشد، حاجتش را برآورده سازد، برای خواسـتهاش پیش دیگران شـفاعت کند، وقتی عطسـه کرد دعا کند، هدایتش کند، جواب سـلامش را بدهد، با او خوب صـحبت کند، نیکیاش را جبران کند، حرفش را تصدیق کند، با او دوستی کند، خصومتورزی نکند، چه ظالم باشـد چه مظلوم نصـرتش کند(وقتی ظالم اسـت نگذارد ظلم کند و وقتی مظلوم اسـت کمکش کند تا حقش را بگیرد)، در سـختیها ولش نکند، نگذارد ذلیل شـود، هر چه برای خود میپسـندد یا نمیپسـندد برای او هم بپسـندد یا نپسندد.
فَقَالَ أَبِي قَالَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ يَقُولُ حَدَّثَنِي أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ إِنِّي كُنْتُ بِفَدَكَ فِي بَعْضِ حِيطَانِهَا وَ قَدْ صَارَتْ لِفَاطِمَةَ عَلَيْهَا السَّلاَمُ قَالَ فَإِذَا أَنَا بِامْرَأَةٍ قَدْ قَحَمَتْ عَلَيَّ وَ فِي يَدِي مِسْحَاةٌ وَ أَنَا أَعْمَلُ بِهَا فَلَمَّا نَظَرْتُ إِلَيْهَا طَارَ قَلْبِي مِمَّا تَدَاخَلَنِي مِنْ جَمَالِهَا فَشَـبَّهْتُهَا بِبُثَيْنَةَ بِنْتِ عَامِرِ اَلْجُمَحِيِّ وَ كَانَتْ مِنْ أَجْمَلِ نِسَـاءِ قُرَيْشٍ فَقَالَتْ يَا اِبْنَ أَبِي طَالِبٍ هَلْ لَكَ أَنْ تَتَزَوَّجَ بِي فَأُغْنِيَكَ عَنْ هَذِهِ اَلْمِسْحَاةِ وَ أَدُلَّكَ عَلَى خَزَائِنِ اَلْأَرْضِ فَيَكُونَ لَكَ اَلْمُلْكُ مَا بَقِيتَ وَ لِعَقِبِكَ مِنْ بَعْدِكَ فَقَالَ لَهَا عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ مَنْ أَنْتَ حَتَّى أَخْطُبَكِ مِنْ أَهْلِكَ فَقَالَتْ أَنَا اَلدُّنْيَا فَقَالَ لَهَا فَارْجِعِي وَ أُطْلُبِي زَوْجاً غَيْرِي وَ أَقْبَلْتُ عَلَى مِسْحَاتِي. (محاسبةالنفس لإبن طاووس ج۱ص۸۵)
امام سـجاد(ع) از پدرش از امیرمؤمنان(ع) روایت فرمود که: در فدک مشـغول بیل زدن بودم که زنی بسیار زیبا به سویم آمد. به حدّی زیبا بود که دلم از زیبایی او تکان خورد. شـبیه به بُثَینه، دختر عامر جُمَحی بود که زیباترین زن قریش ا ست. به من گفت: ای پسر ابیطالب، با من و صلت کن تا تو را ثروتمند سازم و از کارهایی مثل بیل زدن برای همیشـه مسـتغنی گردی! تو را صـاحب مُلک زمین میکنم و پس از تو، مُلک را به فرزندانت میدهم. امیرمؤمنان(ع) فرمود: به او گفتم: تو کیسـتی؟! گفت: من دنیا هسـتم. تا چنین شـنیدم گفتم: برو و شوهر دیگری برای خودت پیدا کن! و بیل خود را بدست گرفتم و مشغول کارم شدم.
مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّـلاَمُ حَدَّثَنِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّـلاَمُ أَنَّهُ عَلَيْهِ السَّـلاَمُ كَانَ يَقُولُ مَنْ نَظَرَ إِلَى مُؤْمِنٍ نَظْرَةً لِيُخِيفَهُ بِهَا أَخَافَهُ الله. (محاسبةالنفس لإبن طاووس ج۱ص۸۵)
امیرمؤمنـان(ع) فرمود: هرکس بـه برادر مؤمنش جوری نگـاه کنـد کـه او را بترساند، خداوند او را خواهد ترسانید.
حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ أَنَّهُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ أَخَذَ اَللَّهُ مِيثَاقَ اَلْمُؤْمِنِ أَنْ لاَ يُصَدَّقَ فِي مَقَالَتِهِ وَ لاَ يَنْتَصِفَ فِي عَدُوِّهِ وَ عَلَى أَنْ لاَ يَشْفِيَ غَيْظَهُ إِلاَّ بِفَضِيحَةِ نَفْسِهِ لِأَنَّ كُلَّ مُؤْمِنٍ مُلْجَمٌ وَ ذَلِكَ لِغَايَةٍ قَصِيرَةٍ وَ رَاحَةٍ طَوِيلَةٍ. (محا سبةالنفس لإبن طاووس ج۱ص۸۵)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: خداوند پیشـتر با مؤمن عهد کرده و به او گفته که در دنیا گفتهاش را تصـدیق نخواهند کرد و موفق به انتقام از دشـمنش نمیشـود و گفته که عصبانی شدن فایدهای ندارد جز آنکه آبروی خودش میرود و مفتضح میگردد. آری مؤمن گویا تو سط خدا در دنیا لجام شده ا ست. منتها این حالت، کوتاه است و راحت ابد در انتظار مؤمن است.