و قال أمیر المؤمنین علیه السّلام : المتعبّد من غیر فقه کحمار الطاحونة، تدور و لا یبرح من موضعه، و رکعتان من عالم أفضل عند اللّه تعالی من سبعین رکعة من جاهل، لأنّ العالم تأتیه الفتنة فیخرج منها بعلمه، و تأتِي الجاهل فتنسفه نسفا. (غرر الأخبار ج۱ص۴۳)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: کسی که اهل تعبّد است اما درستْ دین را نمیشناسد، مثل خرِ آسیاب است. زحمت میکشد اما حرکت نمیکند. دو رکعت نمازِ عالِم، پیش خدا افضل است از هفتاد رکعت نمازِ کسی که در دینْ بصیر نیست. علمِ عالم او را از فتنهها نجات میدهد و جاهل در فتنه هلاک میگردد.
قال أمیرالمؤمنین(ع) : العلماء ثلاثة: عبد علم علما فعمل به و أفشاه فکان له نورا یوم القیامة و کان أحد مثل من عمل به، و عبد علم علما فلا هو عمل به و لا أفشاه فهو حجّة علیه یوم القیامة یکون علیه ظلمة، و عبد علم علما و لم یطق أن یعمل به فأقام السنن و الفرائض فکان له نورا یوم القیامة. (غرر الأخبار ج۱ص۴۵)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: سه جور عالِم داریم: عالِم عامل که علمش را هم ترویج میکند. علم چنین کسی، نورِ قیامتِ اوست. دوم، عالِمی که نه عمل میکند، نه علمش را ترویج میکند. علمِ چنین کسی، حجّت است علیه او در قیامت و موجب ظلمتِ او میگردد. سوم، عالِمی که توانِ عمل به همهٔ علمش را ندارد، اما بقدر توان در اقامهٔ سنن و فرایض میکوشد. چنین کسی هم علمش در قیامت نور و عامل نجاتش میگردد.
قال أمیرالمؤمنین(ع) لسلمان رضی اللّه عنه: أمّا بعد، فإنّما مثل الحیاة الدنیا مثل الحیّة فأعرض عنها ما یعجبک، و ضع عنک همومها و کن آمن ما تکون منها، أحذر ما تکون منها، فإنّ صاحبها کلّما اطمأنّ فیها إلی سرور أسخطه منها مکروه. (غرر الأخبار ج۱ص۱۲۳)
امیرمؤمنان(ع) به سلمان فرمود: دنیا گزنده است؛ پس اگر چیزی از آن به چشمت آمد، زود از آن اِعراض کن و همّ خویش را از آن بردار. از هرچه مطمئنتری، از همان بیشتر بترس! و هرگاه از چیزی منتظر خوشی بودی، معمولاً از همان برایت بلا خیزد.
(گوییم: فقرهٔ "و کن آمن ما تکون منها، أحذر ما تکون منها"در نهجالبلاغه اینطور آمده: وَكُنْ آنَسَ مَا تَكُونُ بِهَا أَحْذَرَ مَا تَكُونَ مِنْهَا، یعنی به هرچه بیشتر أُنس داری، از همان بیشتر بترس!)
قال أمیرالمؤمنین(ع) : کفّارة الذنوب العظام إعانة الملهوف، و التنفیس عن المکروب. (غرر الأخبار ج۱ص۱۲۵)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: آنچه گناهان بزرگ را جبران میکند، یاری مردم و گرهگشایی از کار آنهاست.
قال أمیرالمؤمنین(ع) : أنا و اللّه نعمة اللّه التي أنعم اللّه تعالی علی عباده. (غرر الأخبار ج۱ص۱۴۳)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: به خدا که من نعمتم بر مردم و خدا بواسطهٔ من بر آنها مِنّت گذاشته.
قال أمیرالمؤمنین(ع) : نحن و من أحبّنا کهاتین حتّی نرد علی نبیّنا الحوض و قرن إصبعیه السبّابتین. (غرر الأخبار ج۱ص۱۹۰)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: من و آنکه دلدادهٔ من است، در آخرت باهمایم تا در مقام کوثر، پیامبر را زیارت کنیم.
قال أمیرالمؤمنین(ع) : جاء رجل إلی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله ، فقال: یا رسول اللّه ، علّمني عملا یحبّني اللّه علیه و المخلوقون، و یثري اللّه مالي، و یصحّ بدني، و یطیل عمري، و یحشرني معك؛ فقال: «هذه ستّ خصال، إذا أردت أن یحبّك اللّه فخافه و اتّقیه، و إذا أردت أن یحبّك المخلوقون فأحسن إلیهم، و إذا أردت أن یثر اللّه مالك فزكّه، و إذا أردت أن یصحّ اللّه بدنك فأكثر من الصدقة، و إذا أردت أن یطیل اللّه عمرك فصل ذوي أرحامك، و إذا أردت أن یحشرك اللّه معي فأطل السجود بین یدي اللّه الواحد القهّار. (غرر الأخبار ج۱ص۳۷۶)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: کسی پیش رسول خدا(ص) آمد و خواست چیزی به او بیاموزد که پیش خدا و خلق محبوب شود؛ رسول خدا(ص) فرمود: اگر میخواهی محبوبِ خدا شوی، جانبش را رعایت کن و تقوی بورز و اگر میخواهی محبوبِ خلق شوی، به آنها خوبی کن! پرسید: چه کنم که خدا پولدارم کند؟ فرمود: از مالت ریزش داشته باش! پرسید: چه کنم که سالم بمانم؟ فرمود: زیاد صدقه بده! پرسید: چه کنم عمرم طولانی شود؟ فرمود: به فامیلها رسیدگی کن! پرسید: یا رسول الله! چه کنم که در آخرت با شما محشور شوم؟ رسول خدا(ص) فرمود: سجدههای طولانی کن و در سجدهها، خود را در محضر خدا بدان.
"ارشاد القلوب" مشهورترین اثر حسن بن ابیالحسن دیلمی حاوی مواعظ قرآن و سنّت و فضائل است. مؤلف، هدف خود را از تالیف این اثر، رهایی مردم از عذاب الهی از طریق رهایی از غضب و شهوت دانسته. او در جزء اول کتاب در ۵۴ باب، به مواعظ و اندرزهای اخلاقی پرداخته و در بخش دوم، فضائل و مناقب اهل بیت(ع) را آورده. ارشاد القلوب، به عنوان کتابی اخلاقی، همواره مورد توجه عالمان بوده و ترجمههای بسیاری شده است. سبک نگارش کتاب، مانند کتب روایی نبوده و متنی از زبان مؤلف است که روایات را بعنوان شاهد آورده. عبارات دیلمی در عین اختصار برخوردار از بلاغتی کمنظیر است؛ خودش نیز گفته: به من جوامعالکلم عنایت شده! مشخص است که قصد دیلمی تألیف کتابی روایی نبوده و میخواسته کتابی اخلاقی با اسلوب موعظه تدوین کند. از آنجایی که خود او اهل سیروسلوک و عالمی عملگرا بوده، کلامی گیرا و نفسی گرم داشته و خواننده را تحت تأثیر قرار میدهد. سید محسن امین و بعضی دیگر از اصحاب تراجم، با توجه به بعضی مستندات چنین استنباط کردهاند که جزء دوم کتاب، که پیرامون فضائل اهل بیت است، از دیلمی نیست و بعداً ملحق به کتاب شده. شواهدی نیز آوردهاند، از جمله این که نام کتاب، با موضوع جزء دوم تناسبی ندارد. سید شهابالدین مرعشی نجفی نیز مینویسد: برای ما ثابت است که جلد دوم از ایشان نیست و هر کسی ملاحظه و تدبّر کند، این معنی برایش واضح و هویدا میگردد. دیلمی در این کتاب نیز اسنادِ روایات را اسقاط نموده است.