دُرّ نجف

کلام الامیر — جلد سوم

أعلام الدین

رُوِيَ: أَنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَوْصَى وَلَدَهُ اَلْحَسَنَ فَقَالَ يَا بُنَيَّ أَحْرِزْ حَظَّكَ مِنَ اَلْأَدَبِ وَ فَرِّغْ لَهُ قَلْبَكَ. يُلْزِمُهُ اَللَّهُ اَلسُّعَدَاءَ وَ يَحْرِمُهُ اَلْأَشْقِيَاءَ. (أعلام الدین ج۱ص۸۴)

امیرمؤمنان(ع) در وصیّت به فرزندش امام مجتبی(ع) فرمود: پسرم، بکوش که از ادب، بی‌بهره نمانی! و در دلت برای آموختن آن جا باز کن! ادب را خدا فقط به سُعداء داده و آن را از أشقیاء دریغ می‌دارد.

قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ: اَلْعَاقِلُ يَعْمَلُ بِالدِّرَايَاتِ وَ اَلْجَاهِلُ يَعْمَلُ بِالرِّوَايَاتِ. (أعلام الدین ج۱ص۸۸)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: عاقل، به معنا، مناط، و روح روایات عمل می‌کند؛ اما جاهل، ظاهر آنها را می‌گیرد و به ظاهر آنها متمسّک است.

مِنْ كِتَابِ اَلْقَلاَئِدِ رُوِيَ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: أَيُّهَا اَلنَّاسُ اِعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ اَلدِّينِ وَ رَأْسَ اَلطَّاعَةِ لِلَّهِ طَلَبُ اَلْعِلْمِ وَ اَلْعَمَلُ بِهِ ألاَ وَ إِنَّ طَلَبَ اَلْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ اَلرِّزْقِ لِأَنَّ اَلرِّزْقَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ سَيَفِي لَكُمْ وَ اَلْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ. (أعلام الدین ج۱ص۹۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: ای مردم بدانید که سنگِ بنا در طاعت خدا و کمال دین، آموختن علم دین است و سپس عمل به آن. طلب چنین علمی بر انسان واجب‌تر است تا طلب رزق. چون رزق، مقسوم است و خدای عادل آنرا تضمین کرده و لامحال به شما خواهد رسید؛ اما علم نزد اهلش مخزون است و شما مأمورید که آن را نزد اهلش بجویید و از آنها طلب کنید. پس کوتاهی نکنید.

وَ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: مَنْ عَبَدَ اَللَّهَ بِغَيْرِ عِلْمٍ كَفَرَ مِنْ حَيْثُ لاَ يَعْلَمُ أَلاَ وَ إِنَّ اَلْأَدَبَ حُجَّةُ اَلْعَقْلِ وَ اَلْعِلْمَ حُجَّةُ اَلْقَلْبِ وَ اَلتَّلَطُّفَ مِفْتَاحُ اَلرِّزْقِ. (أعلام الدین ج۱ص۹۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: بدون علم و بی معرفت به خدا، امکان بندگیِ او نیست و چه بسا کارِ انسان، ندانسته سر از کفر درآوَرَد. عقلِ انسان، ادب را می‌شناسد و به آن دعوت می‌کند. قلب ازسان نیز نور علم را تشخیص می‌دهد و علم را از جهل باز می‌شناسد. اما روزی، روزی کلیدش نرمخویی و لطافت با مردم است.

رُوِيَ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: أَنْصِتُوا إِلَى ذِكْرِ اَللَّهِ فَإِنَّهُ أَحْسَنُ اَلْحَدِيثِ. (أعلام الدین ج۱ص۱۰۰)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: با ذکر خدا، سکوت را در خویش تعمیق کنید که بهترین سخن، سکوتِ و سکونِ ناشی از ذکر است.

قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: لِقَارِئِ اَلْقُرْآنِ بِكُلِّ حَرْفٍ يَقْرَؤُهُ فِي اَلصَّلاَةِ قَائِماً مِائَةُ حَسَنَةٍ وَ قَاعِداً خَمْسُونَ حَسَنَةً وَ مُتَطَهِّراً فِي غَيْرِ اَلصَّلاَةِ خَمْسٌ وَ عِشْرُونَ حَسَنَةً وَ غَيْرَ مُتَطَهِّرٍ عَشْرُ حَسَنَاتٍ أَمَا إِنِّي لاَ أَقُولُ المر حَرْفٌ بَلْ لَهُ بِالْأَلِفِ عَشْرٌ وَ بِاللاَّمِ عَشْرٌ وَ بِالْمِيمِ عَشْرٌ وَ بِالرَّاءِ عَشْرٌ. (أعلام الدین ج۱ص۱۰۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: آنکه قرآن می‌خواند، به ازای هر حرفی که می‌خواند حسنهٔ بسیار می‌برد. بخصوص اگر با وضو و ایستاده و در نماز باشد. اما حتی نشسته خواندن قرآن، هروقت، حتی بی‌وضو، ثواب بسیار دارد. این ثواب، حداقل ده حسنه است به ازای هر حرف. به ازاء هر حرف نه هر کلمه! یعنی "المر" به ازاء هر یک از چهار حرفش ده حسنه دارد.

وَ قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ لِبَعْضِ أَصْحَابِهِ: وَ اِعْلَمْ أَنَّ اَلدُّنْيَا دَارُ بَلِيَّةٍ لَمْ يَفْرُغْ صَاحِبُهَا سَاعَةً قَطُّ إِلاَّ كَانَتْ فَرْغَتُهُ عَلَيْهِ حَسْرَةً يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ. (أعلام الدین ج۱ص۱۰۷)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: بدان که دنیا، دارِ بلاست و هیچ‌کس حتی یک لحظه، از بلا فارغ نیست. چون فراغتِ اینجا حسرت روز قیامت است.

وَ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: لاَ يَقْبَلُ اَللَّهُ مِنَ اَلْأَعْمَالِ إِلاَّ مَا صَفَا وَ صَلُبَ وَ رَقَّ فَأَمَّا صَفَاؤُهَا فَلِلَّهِ وَ أَمَّا صَلاَبَتُهَا فَلِلدِّينِ وَ أَمَّا رِقَّتُهَا فَلِلْإِخْوَانِ. (أعلام الدین ج۱ص۱۲۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خداوند از اعمال، فقط آنهایی را می‌پذیرد که صفا و صلابت و لطافت داشته باشند. صفای اعمال، خالصانه بودن آنها نسبت به خداست و صلابت آنها، مطابقت آنها با دین است و لطافت آنها، چیزی است که باید در مواجهه با مردم رعایت شود.

وَ رَوَى اَلْبِكَالِيُّ قَالَ سَمِعْتُ مَوْلاَيَ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَقُولُ: خُلِقْنَا مِنْ طِينَةٍ وَ خُلِقَ شِيعَتُنَا مِنْ فَضْلِ طِينَتِنَا فَإِذَا كَانَ يَوْمُ اَلْقِيَامَةِ أُلْحِقُوا بِنَا. (أعلام الدین ج۱ص۱۴۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: ما از طینتی خلق شده‌ایم و شیعیان ما از بهترین بخشِ طینتِ ما خلق شده‌اند و برای همین، در قیامت به ما ملحق خواهند شد.

وَ قَالَ: مَنْ أَبْدَى إِلَى اَلنَّاسِ ضُرَّهُ فَقَدْ فَضَحَ نَفْسَهُ وَ خَيْرُ اَلْغِنَى تَرْكُ اَلسُّؤَالِ وَ شَرُّ اَلْفَقْرِ لُزُومُ اَلْخُضُوعِ. (أعلام الدین ج۱ص۱۵۹)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کسی که سفرۀ دلش را پیش مردم باز کند، خودش را مُفتَضَح کرده. و میفرمود: بهترین غنیٰ، نخواستن است و بدترین فقر، فقری است که گردنِ آدم را پیش دیگران خم کند.

قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: مَنْ أَمِنَ اَلزَّمَانَ خَانَهُ وَ مَنْ غَالَبَهُ أَهَانَهُ. (أعلام الدین ج۱ص۱۷۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: در ایّامِ یُسر، فریب روزگار را نخورید که بغتتاً آمنش به بلا بدل می‌گردد؛ در عُسر هم، با روزگار نجنگید که فایده‌ای ندارد و خوارتر میشوید.

قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : وَ لاَ يَكُنْ أَهْلُكَ أَشْقَى اَلنَّاسِ بِكَ. (أعلام الدین ج۱ص۱۷۸)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: مبادا با غریبه‌ها رفیق‌تر و نیک‌رفتارتر باشی تا خانوادۀ خودت!

قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : اِقْبَلْ عُذْرَ أَخِيكَ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ عُذْرٌ فَالْتَمِسْ لَهُ عُذْراً. (أعلام الدین ج۱ص۱۷۸)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: عذر دوستت را بپذیر و اگر عذر ندارد خودت برایش عذری بتراش!

قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : لاَ يُكَلِّفْ أَحَدُكُمْ أَخَاهُ اَلطَّلَبَ إِذَا عَرَفَ حَاجَتَهُ. (أعلام الدین ج۱ص۱۷۸)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: وقتی متوجه شدید کسی حاجتی دارد، منتظر ننشینید تا بیان کند. یعنی پیش از آنکه بیان کند حاجتش را روا کنید.

قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : لاَ تَرْغَبَنَّ فِيمَنْ زَهِدَ فِيكَ وَ لاَ تَزْهَدَنَّ فِيمَنْ رَغِبَ فِيكَ. (أعلام الدین ج۱ص۱۷۸)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: اگر کسی تمایلی به شما ندارد، شما هم به او رغبتی نداشته باشید؛ و به عکس اگر کسی به شما راغب است، به او کم محلی نکنید.

قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : أَسَدٌ حَطُومٌ خَيْرٌ مِنْ سُلْطَانٍ ظَلُومٍ وَ سُلْطَانٌ ظَلُومٌ خَيْرٌ مِنْ فِتَنٍ تَدُومُ. (أعلام الدین ج۱ص۱۸۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: شیرِ آدم‌خوار بر سلطانِ ظالم ترجیح دارد. اما همان سلطان بهتر است تا هرج و مرجِ بی‌پایان!

قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : أُذْكُرْ عِنْدَ اَلظُّلْمِ عَدْلَ اَللَّهِ فِيكَ وَ عِنْدَ اَلْمَقْدُرَةِ قُدْرَةَ اَللَّهِ عَلَيْكَ. (أعلام الدین ج۱ص۱۸۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: وقتی کسی به تو ستم می‌کند، ملتفت باش که عین عدل خداست و جوابِ ستم‌هایی که کرده‌ای و وقتِ قدرت، ملتفت باش که اگر ستم کنی، با خدای قدر قدرت طرفی.

قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : عِنْدَ تَصْحِيحِ اَلضَّمَائِرِ تُغْفَرُ اَلْكَبَائِرُ. (أعلام الدین ج۱ص۱۸۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: اگر بدنبال آنی که گناهان کبیره‌ات بخشیده شود، نخست، دلت را صاف و نیّاتت را اصلاح کن!

قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : مَنْ نَسِيَ خَطِيئَتَهُ اِسْتَعْظَمَ خَطِيئَةَ غَيْرِهِ. (أعلام الدین ج۱ص۱۸۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: آنکه خطای دیگران را بزرگ می شمُرَد، یقین! فراموش کرده که خودش هم خطاکار است.

وَ سَمِعَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ رَجُلاً يَقُولُ اَللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ اَلْفِتْنَةِ فَقَالَ أَرَاكَ تَتَعَوَّذُ مِنْ مَالِكَ وَ وَلَدِكَ يَقُولُ اَللَّهُ تَعَالَى إِنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَ أَوْلاَدُكُمْ فِتْنَةٌ وَ لَكِنْ قُولُوا اَللَّهُمَّ إِنَّا نَعُوذُ بِكَ مِنْ مَضَلاَّتِ اَلْفِتَنِ. (أعلام الدین ج۱ص۲۱۰)

امیرمؤمنان(ع) شنید که کسی میگوید: خدایا! پناه بر تو از فتنه! فرمود: از مال و فرزند به خدا پناه میبری؟! خدا در قرآن فرموده: اموال و اولاد شما فتنه است. بگو: خدایا! پناه بر تو از فتنه‌هایی که مرا به گمراهی بکشاند.

اِبْنُ اَلسِّكِّيتِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا اَلْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ مُحَمَّدِ بْنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَقُولُ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : إِيَّاكُمْ وَ اَلْإِلْطَاطَ بِالْمُنَى فَإِنَّهَا مِنْ بَضَائِعِ اَلْفَجَرَةِ. (أعلام الدین ج۱ص۲۱۰)

امام رضا(ع) از امیرمؤمنان(ع) روایت میکند که: مراقب خواست و آرزو باشید؛ چون تا بجنبی، تمام دل را فرامیگیرد! جوری که تو را به گناه وامیدارد.

أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : إِنَّمَا اِبْنُ آدَمَ لِيَوْمِهِ فَمَنْ أَصْبَحَ آمِناً فِي سَرْبِهِ مُعَافًى فِي جَسَدِهِ عِنْدَهُ قُوتُ يَوْمِهِ فَكَأَنَّمَا حِيزَتْ لَهُ اَلدُّنْيَا. (أعلام الدین ج۱ص۲۱۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: از رسول خدا(ص) شنیدم که آدم فقط همین لحظۀ حال را دارد! پس اگر جایش امن و تنش سالم است و قوت روزش را دارد، دیگر خودش را نگران هیچ‌چیز نکند. چون حُسن حالش را از دست میدهد.

أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَنِ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : أَنَّهُ لَقِيَ مَلَكٌ رَجُلاً عَلَى بَابِ دَارٍ كَانَ رَبُّهَا غَائِباً فَقَالَ لَهُ اَلْمَلَكُ مَا جَاءَ بِكَ إِلَى هَذِهِ اَلدَّارِ فَقَالَ أَخٌ أَرَدْتُ زِيَارَتَهُ قَالَ أَ لِرَحِمٍ قَالَ أَمْ نَزَعَتْكَ حَاجَةٌ قَالَ مَا بَيْنَنَا رَحِمٌ أَقْرَبُ مِنْ رَحِمِ اَلْإِسْلاَمِ وَ مَا نَزَعَتْنِي إِلَيْهِ حَاجَةٌ وَ لَكِنْ زُرْتُهُ فِي اَللَّهِ تَعَالَى رَبِّ اَلْعَالَمِينَ قَالَ فَأَبْشِرْ فَإِنِّي رَسُولُ اَللَّهِ إِلَيْكَ وَ هُوَ يُقْرِئُكَ اَلسَّلاَمَ وَ يَقُولُ لَكَ إِيَّايَ قَصَدْتَ وَ مَا عِنْدِي أَرَدْتَ بِصَنِيعِكَ فَقَدْ أَوْجَبْتُ لَكَ اَلْجَنَّةَ وَ عَافَيْتُكَ مِنْ غَضَبِي وَ اَلنَّارِ حَيْثُ أَتَيْتَهُ. (أعلام الدین ج۱ص۲۱۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: از رسول خدا(ص) شنیدم که فرشته‌ای در هیئت انسانی، دمِ در منزل کسی، مردی را دید. به او گفت: با صاحب منزل چه کار داری؟ آن مرد گفت: هیچ کار؛ آمده‌ام برای خدا برادر مسلمانم را ببینم. نه فامیل من است نه چیزی از او می‌خواهم. فرشته گفت: بشارت! من فرستادۀ خدا هستم. خدا به تو سلام می‌رساند و می‌گوید تو به قصد دیدار من آمدی و با عملت، ثواب من را خواستی. پس بهشت بر تو واجب شد و از غضب من تا ابد در امانی.

أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : إِنِ اِسْتَطَعْتُمْ أَنْ يَحْسُنَ ظَنُّكُمْ بِاللَّهِ وَ يَشْتَدَّ خَوْفُكُمْ مِنْهُ فَاجْمَعُوا بَيْنَهُمَا فَإِنَّمَا يَكُونُ حُسْنُ ظَنِّ اَلْعَبْدِ بِرَبِّهِ عَلَى قَدْرِ خَوْفِهِ مِنْهُ وَ إِنَّ أَحْسَنَ اَلنَّاسِ بِاللَّهِ ظَنّاً أَشَدُّهُمْ مِنْهُ خَوْفاً. (أعلام الدین ج۱ص۲۴۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: اگر می‌خواهی به خدا حسن ظن پیدا کنی، خوفِ او را در دلت جا کن! چون این دوتا با هم است و حسن ظن هر کسی به خدا، به قدر خشیت او از خداست.

وَ لَقَدْ أَحْسَنَ مَوْلاَنَا أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فِي قَوْلِهِ: يَدَّعِي بِزَعْمِهِ أَنَّهُ يَرْجُو اَللَّهَ، كَذَبَ وَ اَلْعَظِيمِ فَمَا بَالُهُ لاَ يَتَبَيَّنُ رَجَاؤُهُ فِي عَمَلِهِ فَكُلُّ مَنْ رَجَا تَبَيَّنَ رَجَاؤُهُ فِي عَمَلِهِ. (أعلام الدین ج۱ص۲۴۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: دروغ می‌گوید کسی که خود را اهل رجاء و امید به رحمت خدا می‌داند، اما این امید در عملش هویدا نیست. یعنی در عمل، بندۀ خدا نیست. چون هر کس به کسی امید داشته باشد، در عملش، نمودش هست.

قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : اِعْلَمُوا عِبَادَ اَللَّهِ أَنَّ اَلْمُتَّقِينَ ذَهَبُوا بِعَاجِلِ اَلدُّنْيَا وَ آجِلِ اَلآخِرَةِ فَشَارَكُوا أَهْلَ اَلدُّنْيَا فِي دُنْيَاهُمْ وَ لَمْ يُشَارِكْهُمْ أَهْلُ اَلدُّنْيَا فِي آخِرَتِهِمْ سَكَنُوا اَلدُّنْيَا بِأَفْضَلِ مَا سُكِنَتْ وَ أَكَلُوهَا بِأَفْضَلِ مَا أُكِلَتْ فَحَظُوا فِي اَلدُّنْيَا بِمَا حَظِيَ اَلْمُتْرَفُونَ وَ أَخَذُوا مَا أَخَذَهُ اَلْجَبَابِرَةُ اَلْمُتَكَبِّرُونَ ثُمَّ اِنْقَلَبُوا عَنْهَا بِالزَّادِ اَلْمُبْلِغِ وَ اَلْمَتْجَرِ اَلرَّابِحِ أَصَابُوا لَذَّةَ زُهْدِ اَلدُّنْيَا فِي دُنْيَاهُمْ وَ تَيَقَّنُوا أَنَّهُمْ جِيرَانُ اَللَّهِ غَداً فِي آخِرَتِهِمْ لاَ تُرَدُّ لَهُمْ دَعْوَةٌ وَ لاَ يَنْقُصُ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنْ لَذَّةٍ. (أعلام الدین ج۱ص۲۴۷)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: ای مردم بدانید که متّقین، هم دنیا و هم آخرت را از آنِ خود کردند. با اهل دنیا در دنیا شریکند اما آنها در آخرت با ایشان شریک نیستند. متّقین در دنیا در بهترین جاها سکونت کردند و بهترین غذاها را خوردند و از دنیا حظّ بردند، بقدرِ مرفّهینِ بی‌خدا و به دست آوردند هرچه را که در دنیا نصیب جبّاران متکبر بود. اما پس از مرگ هم با زاد و توشه‌ای کافی و تجارتی پرسود، مهمان خدا شدند. هم لذت زهدِ در دنیا را چشیدند و هم در آخرت مهمان خدا هستند. دعای چنین کسانی رد نمی‌شود و چیزی از لذت‌های دنیا هم از آنها دریغ نمی‌شود.

قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : مَنْ سَرَّ لَنَا وَلِيّاً فَقَدْ وَصَلَ لَنَا رَحِماً. (أعلام الدین ج۱ص۲۵۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرکس یکی از دوستان ما را خوشحال کند، گویا از طرف ما صلۀ رحم کرده.

وَ رُوِيَ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : أَنَّهُ خَطَبَ فِي يَوْمِ جُمُعَةٍ خُطْبَةً فَقَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ نَسْأَلُكَ عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ تَعَالَى أُدْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ فَمَا بَالُنَا نَدْعُو فَلاَ نُجَابُ قَالَ لِأَنَّ قُلُوبَكُمْ خَانَتْ بِثَمَانِ خِصَالٍ أَوَّلُهَا أَنَّكُمْ عَرَفْتُمُ اَللَّهَ فَلَمْ تُؤَدُّوا حَقَّهُ وَ اَلثَّانِيَةُ أَنَّكُمْ آمَنْتُمْ بِرَسُولِهِ ثُمَّ خَالَفْتُمْ سُنَّتَهُ وَ أَمَتُّمْ شَرِيعَتَهُ فَأَيْنَ ثَمَرَةُ إِيمَانِكُمْ وَ اَلثَّالِثَةُ أَنَّكُمْ قَرَأْتُمْ كِتَابَهُ فَلَمْ تَعْمَلُوا بِهِ اَلرَّابِعَةُ أَنَّكُمْ قُلْتُمْ إِنَّكُمْ تَخَافُونَ مِنَ اَلنَّارِ وَ أَنْتُمْ فِي كُلِّ وَقْتٍ تُقَدِّمُونَ إِلَيْهَا بِمَعَاصِيكُمْ فَأَيْنَ خَوْفُكُمْ وَ اَلْخَامِسَةُ أَنَّكُمْ قُلْتُمْ إِنَّكُمْ تَرْغَبُونَ فِي اَلْجَنَّةِ وَ أَنْتُمْ فِي كُلِّ وَقْتٍ تَفْعَلُونَ مَا يُبَاعِدُكُمْ مِنْهَا فَأَيْنَ رَغْبَتُكُمْ فِيهَا وَ اَلسَّادِسَةُ أَنَّكُمْ أَكَلْتُمْ نِعْمَةَ اَلْمَوْلَى وَ لَمْ تَشْكُرُوا عَلَيْهَا وَ اَلسَّابِعَةُ أَنَّ اَللَّهَ أَمَرَكُمْ بِعَدَاوَةِ اَلشَّيْطَانِ فَوَالَيْتُمُوهُ بِلاَ مُخَالَفَةٍ وَ اَلثَّامِنَةُ أَنَّكُمْ جَعَلْتُمْ عُيُوبَ اَلنَّاسِ نُصْبَ أَعْيُنِكُمْ وَ عُيُوبَكُمْ وَرَاءَ ظُهُورِكُمْ فَأَيُّ دُعَاءٍ يُسْتَجَابُ لَكُمْ مَعَ هَذَا وَ قَدْ سَدَدْتُمْ أَبْوَابَهُ وَ طُرُقَهُ فَاتَّقُوا اَللَّهَ وَ أَصْلِحُوا أَعْمَالَكُمْ وَ أَخْلِصُوا سَرَائِرَكُمْ وَ أْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ اِنْهَوْا عَنِ اَلْمُنْكَرِ فَيَسْتَجِيبُ اَللَّهُ لَكُمْ دُعَاءَكُمْ. (أعلام الدین ج۱ص۲۶۹)

امیرمؤمنان(ع) بر منبر کوفه خطبه می‌خواند که کسی برخاست و پرسید: یا امیرالمؤمنین! مگر خدا نگفته دعا کنید تا من مستجاب کنم؟ پس چرا دعاهای ما مستجاب نمی‌شود؟! امیرمؤمنان(ع) فرمود: چون قلب‌های شما مشکل دارد: اوّل آنکه ادب را در برابر خدا رعایت نمی‌کنید؛ دوم آنکه سنّت رسولش را وانهاده‌اید؛ سوم آنکه قرآن را می‌خوانید اما عمل نمی‌کنید؛ چهارم آنکه مدام گناه می‌کنید؛ پنجم آنکه به زبان رغبت به بهشت دارید اما در عمل برای رسیدن به آن کاری نمی‌کنید یعنی طاعتی در چنتۀ شما نیست؛ ششم آنکه روزی خدا را می‌خورید اما شکر نمی‌کنید؛ هفتم آنکه به جای دشمن دانستن شیطان، تابعش هستید؛ هشتم آنکه به جای عیوب خود، مشغول به عیوب مردمید. با این حال باز هم انتظار دارید دعاهای شما مستجاب شود؟! درحالیکه ابواب اجابت را بر خود بسته‌اید! تقوا پیشه کنید و کارهای خود را اصلاح کنید و به تصحیح دل‌های خود بپردازید و به خوبی دعوت کنید و از بدی نهی کنید تا دعایتان مستجاب شود.

(گوییم: خلاصه آنکه مخاطب أُدْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ، مؤمنین متّقی و اولیاء الهی‌اند، نه همۀ مردم)

مِنْ عَامِرٍ اَلشَّعْبِيِّ عن قَوْلِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : مَا اِسْتَغْفَرْتَهُ عَلَيْهِ فَهُوَ مِنْكَ وَ مَا حَمِدْتَهُ عَلَيْهِ فَهُوَ مِنْهُ وَ مٰا بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اَللهِ وَ مَا بِكُمْ مِنْ مصیبةٍ فَبِمٰا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ مَا اَللَّهُ بِظَلاّٰمٍ لِلْعَبِيدِ. (أعلام الدین ج۱ص۳۱۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: آنچه از آن استغفار می‌کنی، کارهای ناشایسته‌ای است که خودت کردی و آنچه بابت آن شکر می‌کنی نعمت‌هایی‌ست که خدا به تو داده. خدا فرموده: هرچه نعمت دارید از جانب خداست و هرچه مصیبت است از جانب کارهای شماست و خدا به کسی بد نمی‌کند.

قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : مَنْ قَرَأَ مِائَةَ آيَةٍ مِنَ اَلْقُرْآنِ مِنْ أَيِّ اَلْقُرْآنِ شَاءَ ثُمَّ قَالَ يَا اَللَّهُ سَبْعَ مَرَّاتٍ فَلَوْ دَعَا عَلَى صَخْرَةٍ لَفَلَقَهَا اَللَّهُ. (أعلام الدین ج۱ص۳۸۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: از هر کجای قرآن که می‌خواهید، صد آیه بخوانید؛ سپس هفت یا الله بگویید و دعا کنید. کوه به دعای شما از جا کنده می‌شود!

قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : مَنْ قَرَأَ قُلْ هُوَ اَللَّهُ أَحَدٌ مِائَةَ مَرَّةٍ غَفَرَ اَللَّهُ لَهُ ذُنُوبَ خَمْسِينَ سَنَةً. (أعلام الدین ج۱ص۳۸۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: از رسول خدا(ص) شنیدم که صد بار خواندن سورۀ توحید، گناهان کهنه را پاک میکند.

وَ مَنْ صَلَّى بِقَوْمٍ فَطَوَّلَ بُعِثَ مِنْ أَئِمَّةِ اَلْجَوْرِ. (أعلام الدین ج۱ص۴۰۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: امام جماعت اگر نماز را طول دهد، به مأمومین ستم کرده و شاید با ائمۀ جور محشور شود.

قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : إِنَّ فِي جَهَنَّمَ رَحًى تَطْحَنُ أَ فَلاَ تَسْأَلُونِّي مَا طَحْنُهَا فَقِيلَ لَهُ وَ مَا طَحْنُهَا يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ اَلْعُلَمَاءُ اَلْفَجَرَةُ وَ اَلْقُرَّاءُ اَلْفَسَقَةُ - وَ اَلْجَبَابِرَةُ اَلظَّلَمَةُ وَ اَلْوُزَرَاءُ اَلْخَوَنَةُ وَ اَلْعُرَفَاءُ اَلْكَذَبَةُ. (أعلام الدین ج۱ص۴۰۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: در جهنم آسیابی است که آسیاب می‌کند! پس از کمی تأمّل فرمود: نمیپرسید چه چیز را آسیاب می‌کند؟! گفتند: چه چیز را یا امیرالمؤمنین؟ فرمود: عالمان بی‌عمل و قاریان فاسق و حاکمان ظالم و مسئولان فاسد و عارفان دروغ‌گو را.

"عُدّة الداعی" تألیف جمال‌الدین احمد بن فهد حِلّی، عالم ربّانی و عارف قرن هشتم و نهم هجری است. ابن فهد علوم اسلامی را نزد عالمان عراق فراگرفت و شاگردان بسیاری نیز تربیت کرد. او از شاگردان دیلمی، صاحب ارشاد القلوب است. استاد معنوی او، بهاءالدین نیلی معروف به نسّابه، نقیب وقت علویان بود. ابن فهد در اواخر عمر سفری هم به جبل عامل کرده و از عالمان آنجا از جمله فرزند شهید اول بهرۀ علمی برده. ابن فهد با شیعه کردن حاکم وقت بغداد، از امرای آل جلایر، توانست در رواج مذهب تشیّع در عراق نقش مؤثری ایفا کند. ابن فهد در اخلاق، مقامات معنوی و سلوک عرفانی یقیناً از بزرگان شیعه است. او در زمان خودش نیز به زهد و تقوا مشهور بوده است. قاضی نورالله شوشتری وی را صوفی و مرتاض خوانده است. از مرحوم سید علی قاضی نقل شده که ابن فهد، از کاملان و متمکّنان در توحید است. ابن فهد شاگردان بسیاری داشته و سید محمد نوربخش نیز از جملۀ شاگردان اوست. از نکات جالب زندگی ابن فهد، آن است که یکی از شاگردانش، سید محمد حویزی مُشَعشَعی را که آشوبی در خوزستان براه انداخت و جمع کثیری را به کشتن داد، تکفیر کرده است. قاضی نورالله شوشتری گوید کتابی در علوم غریبه نزد ابن فهد بوده که هنگام مرگ، آن را به فردی سپرده تا در فرات اندازد. اما سید مشعشعی که در آغاز، از شاگردان ابن فهد بود، آن کتاب را با حیله به چنگ آورد و با استفاده از مطالب آن، بر خوزستان استیلاء یافت.

به ابن فهد کراماتی نیز منسوب است. مثلاً مشهور است که روزی در باغش مشغول کار بود که شخصی یهودی وارد شد و گفت: شما می‌گویید پیغمبرتان گفته عالمان امّت من از انبیای بنی‌اسرائیل برترند؟ ابن فهد جواب داد: آری! یهودی گفت: نشانۀ این ادّعا چیست؟ موسای کلیم عصا را اژدها می‌کرد! در این حال ابن فهد، بیلی که در دست داشت را به زمین انداخت و بی‌درنگ ماری مهیب شد! سپس آن را گرفته، دوباره به شکل بیل درآمد. یهودی گفت: شما از این نظر در رتبه آنان هستید (نه برتر از آنان). ابن فهد گفت: برای موسی چنین خطاب آمد که «لاتخف» (نترس)؛ ولی ما نترسیده، آن را می‌گیریم!

همچنین نقل کرده‌اند که یکی از انسان‌های الهی در خواب چنان دید که مجلسی باشکوه بر پا شده و همه عالمان شیعه در آن جمع‌اند، ولی ابن فهد حضور ندارد. در عالم خواب می‌پرسد: پس ابن فهد کجاست؟ می‌گویند: او در مجلس انبیاء مقام گزیده است! آن عالم بزرگ مدتی بعد پس از دیدار با ابن فهد خوابش را برای وی تعریف می‌کند. آنگاه می‌پرسد: شما چه کرده‌اید که خلوت‌نشین محفل انس گشته و در مجلس پیامبران جای گرفته‌اید؟ ابن فهد می‌گوید: من فقیر بودم و پولی نداشتم تا به آن صدقه داده، نیازمندی را دست گیرم؛ از همین‌رو مقام و آبرویم را صدقه دادم و از موقعیت خویش نیازمند را دستگیری کردم.

ابن فهد اواخر عمر در کربلا در باغی که خریده بود و از محصول آن گذرانِ عمر میکرد، ساکن شد و در سال ۸۴۱ قمری درگذشت و در همان باغ که بعداً به باغ نقیب معروف شد به خاک سپرده شد. از باب القبلهٔ حرم حسینی تا قبر وی که امروزه در کنار خیابان واقع شده و گنبد و بارگاه دارد، چند دقیقه بیشتر راه نیست.

ابن فهد، عالِم کثیر التألیفی بوده و در رشته‌های گوناگون اسلامی از جمله فقه و کلام و تاریخ و نجوم، تألیف دارد. اما اکثر کتب وی چاپ نشده است. احتمال دارد که برخی کتب فقهی و کلامی وی، در اصل متعلّق به فقیه معاصرش، ابن فهد احسایی(از روستاهای حلّه) باشد.

از مهم‌ترین کتابهای ابن فهد حلّی یکی "التحصین فی صفات العارفین" است در ترویج و تحریض به خلوت و تنهایی و دوم، همین کتاب "عدّة الداعی و نجاح الساعی" است. عدّة الداعی به دعا و آداب و مسائل مربوط به آن می‌پردازد. این کتاب به فارسی هم ترجمه شده است.