دُرّ نجف

کلام الامیر — جلد سوم

عُدّة الداعی

عن عَلَی هَذَا خَرَجَ قَوْلُ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ رُبَّ أَمْرٍ حَرَصَ اَلْإِنْسَانُ عَلَيْهِ فَلَمَّا أَدْرَكَهُ وَدَّ أَنْ لَمْ يَكُنْ أَدْرَكَهُ. (عُدّة الداعی ج۱ص۲۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: چه بسا چیزی که انسان حریص بر آن است؛ اما وقتی به آن می‌رسد میبینید که اصلاً بدردش نمی‌خورد یا آنچیزی نیست که فکر می‌کرده.

جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ إِنَّ بِلاَلاً كَانَ يُنَاظِرُ اَلْيَوْمَ فُلاَناً فَجَعَلَ يَلْحَنُ فِي كَلاَمِهِ وَ فُلاَناً يُعْرِبُ وَ يَضْحَكُ مِنْ بِلاَلٍ فَقَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ يَا عَبْدَ اَللَّهِ إِنَّمَا يُرَادُ إِعْرَابُ اَلْكَلاَمِ وَ تَقْوِيمُهُ لِتَقْوِيمِ اَلْأَعْمَالِ وَ تَهْذِيبِهَا مَا يَنْفَعُ فُلاَناً إِعْرَابُهُ وَ تَقْوِيمُهُ لِكَلاَمِهِ إِذَا كَانَتْ أَفْعَالُهُ مَلْحُونَةً أَقْبَحَ لَحْنٍ وَ مَا ذَا يَضُرُّ بِلاَلاً لَحْنُهُ فِي كَلاَمِهِ إِذَا كَانَتْ أَفْعَالُهُ مُقَوَّمَةً أَحْسَنَ تَقْوِيمٍ وَ مُهَذَّبَةً أَحْسَنَ تَهْذِيبٍ. (عُدّة الداعی ج۱ص۲۷)

کسی نزد امیرمؤمنان(ع) آمد و گفت: بِلال حبشی با کسی بحثش شده بود و چون زبانِ بلال کمی می‌گرفت، آن شخص بلال را مسخره کرد! امیرمؤمنان(ع) که چنین شنید فرمود: بعضی فقط بدنبال ظاهر کلام و اِعرابِ درستِ آن‌اند. حال‌آنکه درستیِ کلام باید مقدمهٔ عملِ درست و نیکو باشد! چه فایده وقتی این‌ها که عربی را درست تلفظ می‌کنند، کارهایشان کج و کوله و زشت است! و خوشا بحال بلال! گرچه درست نمی‌تواند الفاظ را ادا کند، اما کارهایش درست و مُهذَّب است.

عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ لاَ يَنْفَتِلُ اَلْعَبْدُ مِنْ صَلاَتِهِ حَتَّى يَسْأَلَ اَللَّهَ اَلْجَنَّةَ. (عُدّة الداعی ج۱ص۶۷)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: مبادا بعد از نماز از سجاده برخیزید مگر آنکه از خدا حسن عاقبت و بهشت را خواسته باشید.

قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِذَا نَاوَلْتُمُ اَلسَّائِلَ فَلْيَرُدَّ اَلَّذِي يُنَاوِلُهُ يَدَهُ إِلَى فِيهِ فَيُقَبِّلْهَا فَإِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَأْخُذُهَا قَبْلَ أَنْ تَقَعَ فِي يَدِ اَلسَّائِلِ - فَإِنَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَأْخُذُ اَلصَّدَقٰاتِ. (عُدّة الداعی ج۱ص۶۸)

امیرمؤمنان(ع) می‌فرمود: وقتی صدقه‌ای میدهید، دستتان را ببوسید. چون صدقه قبل از سائل به خدا رسیده و همیشه خود خدا صدقه را می‌گیرد.

عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ جُلُوسُ سَاعَةٍ عِنْدَ اَلْعُلَمَاءِ أَحَبُّ إِلَى اَللَّهِ مِنْ عِبَادَةِ أَلْفِ سَنَةٍ. (عُدّة الداعی ج۱ص۷۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: یک ساعت نشستن پیش علماء و از علم آنها استفاده کردن را، خدا بیشتر دوست دارد تا هزار سال در جهل عبادت کردن.

قال امیرالمؤمنین(ع) : إِنَّ اَلْحَقَّ أَوْضَحُ فِي قُلُوبِ اَلْمُؤْمِنِينَ مِنْ قَذْفِ اَلشَّيْطَانِ. (عُدّة الداعی ج۱ص۹۷)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: یک راه برای شناخت حق از باطل این است که همیشه حق نسبت به القاء شیطان، وضوحش بیشتر است.

قال علي عليه السلام لسلمان الفارسي: ضَعْ عَنْكَ هُمُومَ الدنيا لِمَا أَيْقَنْتَ مِنْ فِرَاقِهَا. (عُدّة الداعی ج۱ص۱۱۰)

امیرمؤمنان(ع) به سلمان فرمود: برای دنیا غصه نخور، چون دیری نمی‌پاید و می‌گذرد.

قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَا صَاحِبَ اَلدُّعَاءِ لاَ تَسْأَلْ مَا لاَ يَكُونُ وَ لاَ يَحِلُّ. (عُدّة الداعی ج۱ص۱۵۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کسی که چیزی بخواهد که نمی‌شود و درست نیست، دعایش مستجاب نمی‌شود.

وَ قَالَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مَنْ سَأَلَ فَوْقَ قَدْرِهِ اِسْتَحَقَّ اَلْحِرْمَانَ. (عُدّة الداعی ج۱ص۱۵۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کسی که بیش از اندازهٔ خودش بخواهد، به او نمی‌دهند.

وَ فِي خَبَرٍ آخَرَ عَنْ عَلِيٍّ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مَنْ أَحَبَّ أَنْ يُجَابَ دُعَاؤُهُ فَلْيَقُلْ بَعْدَ مَا يَفْرُغُ مَا شَاءَ اَللَّهُ اِسْتِكَانَةً لِلَّهِ. (عُدّة الداعی ج۱ص۲۱۱)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کسی که می‌خواهد دعایش قبول شود، پس از دعا با حالت تضرع و شکستگی بگوید: ولی خدایا هرچی خودت می‌خوای!

قوله علیه السلام لا یقبل الله دعاء قلب لاه. (عُدّة الداعی ج۱ص۲۰۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خداوند دعای کسی را که دلش پخش و پلا باشد قبول نمی‌کند.

لِقَوْلِ اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ كَانَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ رَجُلاً دَعَّاءً. (عُدّة الداعی ج۱ص۲۰۵)

امام صادق(ع) فرمود: امیرمؤمنان(ع) فردی کثیرالدعاء بود.

"الصّراطُ المُستقیم إلى مُستحقّیِ التّقدیم" کتابی است کلامی و به زبان عربی، اثر عالم شیعه علی بن محمد بن یونس نباطی بیاضی(متوفای ۸۷۷ق) در اثبات امامت ائمهٔ اطهار(ع)؛ از این رو نام آن را «راه درست برای دستیابی به کسانی که سزاوار مقدم‌داشتن‌اند» گذاشته است. مؤلف به بسیاری از کتب اهل سنّت مراجعه کرده و به آن‌ها استدلال می‌کند. چنانکه در مقدمه ۵۲ منبع را ذکر می‌کند که مستقیماً از آن‌ها استفاده کرده و ۲۸۰ عنوان کتاب را هم ذکر کرده که مطالب آن‌ها را به نقل از دیگران آورده است. این اثر در میان بزرگان شیعه جایگاه خاصی داشته و از او نقل قول کرده‌اند. صاحب روضات الجنات این کتاب را پس از الشافی سید مرتضی، بهترین اثر کلامی و حتی از جهاتی مقدم بر آن دانسته و علامهٔ مجلسی در جای جای بحار از آن استفاده کرده است. این اثر از منابع اصلی الغدیر به شمار می‌آید و علامهٔ امینی به آن علاقه بسیار داشت و برای دستیابی به آن کوشش بسیار کرده و یافتن آن را از عنایات و الهامات اهل بیت(ع) شمرده است. تنها چاپ این کتاب به تحقیق محمدباقر بهبودی در سال ۱۳۸۴ق در مکتبة مرتضویة انجام شده که جلد اول آن با مقدمه‌ای از آیت الله مرعشی نجفی و جلد دوم با مقدمه‌ای از آقا بزرگ تهرانی است.

علامه امینی نقل کرده که: من این کتاب را می‌خواستم و عالمی در نجف، این کتاب را داشت و به من نداد. به او گفتم: اگر نمی‌دهی که من امانت ببرم، به ایوانِ خانه‌ی شما می‌آیم. شما در اتاق بنشین، من همان‌جا می‌نشینم و ورق می‌زنم و یادداشت‌هایم را برمی‌دارم و آن کتاب را به تو برمی‌گردانم. گفت: نمی‌دهم! علامه می‌گوید: در آنجا من دلم برای مظلومیت امیرمؤمنان(ع) شکست و گفتم: یا امیرالمؤمنین(ع)! من دارم برای شما قلم میزنم و به شما خدمت می‌کنم و این شخص هم از شیعیان شماست. حالا اگر یک مخالف یا معاندی این کتاب را داشت و در اختیار من نمی‌گذاشت، حرف دیگری بود؛ ولی این شخص از شیعیان شماست! می‌گوید: یک‌دفعه به دلم افتاد که به کربلا بروم. لذا از نجف به کربلا رفتم و در آنجا در حرم متوسّل به امیرالمؤمنین(ع) بودم و برای مظلومیت علی(ع) اشک می‌ریختم. ناگهان کسی آمد و گفت: آقای امینی شما هستید؟ گفتم: بله. گفت: پدر من فوت کرده و چند تا کتاب دارد، می‌توانید آن‌ها را ببینید؟ گفتم: باشد. گفت: البته هنوز آن‌ها را مرتب نکرده‌ام. شما صبح به منزل ما بیایید و صبحانه هم مهمان ما باشید؛ صبحانه بخورید و کتاب‌ها را هم ببینید. گفتم: باشد. در کربلا ماندم. صبح که به خانه‌ی آن فرد رفتم، اولین کتابی که روی میز جلوی من قرار گرفته بود کتاب الصراط المستقیم بیاضی بود.