رَوَى عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : مَا مِنْ عَبْدٍ أَذْنَبَ ذَنْباً فَقَامَ فَتَوَضَّأَ فَأَحْسَنَ اَلطَّهُورَ ثُمَّ يَقُومُ فَيُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ يَسْتَغْفِرُ اَللَّهَ إِلاَّ غَفَرَ اَللَّهُ لَهُ. (عوالی اللئالی ج۱ص۹۷)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: از رسول خدا(ص) شنیدم که بنده وقتی گناه کرد، برخیزد و وضوی با توجّهی بگیرد و دو رکعت نماز بخواند و از پروردگار طلب مغفرت کند. اگر چنین کند قطعاً خدا او را میبخشد.
رَوَى عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ قَالَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : أَ لاَ أُعَلِّمُكَ كَلِمَاتِ اَلْفَرَجِ إِذَا قُلْتَهُنَّ غَفَرَ اَللَّهُ لَكَ هِيَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ اَلْحَلِيمُ اَلْكَرِيمُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ اَلْعَلِيُّ اَلْعَظِيمُ سُبْحَانَ اَللَّهِ رَبِّ اَلسَّمَاوَاتِ اَلسَّبْعِ وَ رَبِّ اَلْأَرَضِينَ اَلسَّبْعِ وَ مَا فِيهِنَّ وَ مَا بَيْنَهُنَّ وَ مَا تَحْتَهُنَّ وَ رَبِّ اَلْعَرْشِ اَلْعَظِيمِ- وَ اَلْحَمْدُ لِلْهِ رَبِّ اَلْعَالَمِينَ. (عوالی اللئالی ج۱ص۱۰۴)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: روزی رسول خدا(ص) به من فرمود میخواهی کلمات فَرَج را به تو بیاموزم؟ کلماتی که اگر بر زبانت جاری شود، قطعاً خدا تو را میبخشد. بگو: لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ اَلْحَلِيمُ اَلْكَرِيمُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ اَلْعَلِيُّ اَلْعَظِيمُ سُبْحَانَ اَللَّهِ رَبِّ اَلسَّمَاوَاتِ اَلسَّبْعِ وَ رَبِّ اَلْأَرَضِينَ اَلسَّبْعِ وَ مَا فِيهِنَّ وَ مَا بَيْنَهُنَّ وَ مَا تَحْتَهُنَّ وَ رَبِّ اَلْعَرْشِ اَلْعَظِيمِ- وَ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ اَلْعَالَمِينَ.
رُوِيَ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ قَالَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : أَلاَ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَقْرَأَ رَاكِعاً وَ سَاجِداً أَمَّا اَلرُّكُوعُ فَعَظِّمُوا فِيهِ اَلرَّبَّ وَ أَمَّا اَلسُّجُودُ فَأَكْثِرُوا فِيهِ مِنَ اَلدُّعَاءِ فَإِنَّهُ قَمِنٌ أَنْ يُسْتَجَابَ لَكُمْ. (عوالی اللئالی ج۱ص۳۴۴)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: رویه رسول خدا(ص) این نبود که در رکوع یا سجود، قرآن بخواند؛ میفرمود رکوع برای تعظیم خداست. در سجود هم میفرمود زیاد دعا کنید که مظانّ استجابت است.
وَ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : مَنْ وُلِّيَ رِقَابَ عَشَرَةٍ مِنَ اَلْمُسْلِمِينَ وَ لَمْ يَعْدِلْ فِيهِمْ حَشَرَهُ اَللَّهُ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ وَ يَدَاهُ مَغْلُولَتَانِ إِلَى عُنُقِهِ فَلاَ يَفُكُّهُمَا إِلاَّ عَدْلُهُ فِي اَلدُّنْيَا. (عوالی اللئالی ج۱ص۳۶۶)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: هر کس سرپرست عدّهای ولو چند نفر شود و بین آنها عدالت را رعایت نکند، در قیامت خدا محشورش میکند در حالی که دستانش به گردنش زنجیر است. گشادگی دست در آن دنیا در گرو عدالت در این دنیاست.
وَ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : اَلتَّقِيَّةُ مُعَامَلَةُ اَلنَّاسِ بِمَا يَعْرِفُونَ وَ تَرْكُ مَا يُنْكِرُونَ حَذَراً مِنْ غَوَائِلِهِم. (عوالی اللئالی ج۱ص۴۳۲)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: تقیّه، بگونهای با مردم تعامل کردن است که برایشان آشنا و قابل فهم است؛ نه بگونهای که نمیفهمند و از سر تعصّب، انکار و مخالفت میکنند. برای در امان بودن از شرّ آنها.
رُوِيَ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَكْتَالَ بِالْمِكْيَالِ اَلْوَافِي فَلْيَكُنْ آخِرُ كَلاَمِهِ إِذَا قَامَ مِنْ مَجْلِسِهِ- سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ اَلْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ إِلَى آخِرِهَا. (عوالی اللئالی ج۲ص۲۶)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: کسی که دوست دارد نامهٔ اعمالش در آخرت پُر بها باشد، در آخر کلامش وقت برخاستن از مجالس این آیه شریفه را بخواند: سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ [سوره الصافات : ۱۸۲]
رَوَى مُقَاتِلُ بْنُ حَيَّانَ عَنِ اَلْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ اَلسُّورَةُ قَالَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لِجَبْرَئِيلَ مَا هَذِهِ اَلنَّحِيرَةُ اَلَّتِي أَمَرَنِي بِهَا رَبِّي قَالَ لَيْسَتْ بِنَحِيرَةٍ وَ لَكِنَّهُ يَأْمُرُكَ إِذَا أَحْرَمْتَ لِلصَّلاَةِ أَنْ تَرْفَعَ يَدَيْكَ إِذَا كَبَّرْتَ. إِنَّ لِكُلِّ شَيْءٍ زِينَةً وَ زِينَةُ اَلصَّلاَةِ رَفْعُ اَلْأَيْدِي عِنْدَ كُلِّ تَكْبِيرَةٍ. (عوالی اللئالی ج۲ص۴۶)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: وقتی آیهٔ فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ [سوره الکوثر : ۲] نازل شد، رسول خدا(ص) از جبرئیل پرسید: منظور چیست؟ جبرئیل پاسخ داد: بلند کردن دست حین تکبیر گفتن در نماز است. این کار زینت نماز است.
رُوِيَ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : أَنَّهُ قَالَ فِي اَلتَّرْتِيلِ أَنْ تُبَيِّنَهُ تِبْيَاناً وَ لاَ تَهُذَّهُ هَذَّ اَلشِّعْرِ وَ لاَ تَنْثُرْهُ نَثْرَ اَلرَّمْلِ وَ لَكِنْ أَقْرِعْ بِهِ [قُلُوبَكُمْ] اَلْقُلُوبَ اَلْقَاسِيَةَ وَ لاَ يَكُونَنَّ هَمُّ أَحَدِكُمْ آخِرَ اَلسُّورَةِ. (عوالی اللئالی ج۲ص۴۹)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: منظور از ترتیلخواندنِ قرآن که خداوند توصیه کرده، درست بیان کردنِ آن است، نه مثل شعر و نه مثل متن؛ بر دل نشاندنِ قرائت است؛ و در لحظه بودن با قرائت است و عجله نداشتن در آن.
وَ فِي اَلْحَدِيثِ عَنْهُ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : أَنَّهُ حَضَرَتْهُ جِنَازَةٌ فَقَالَ أَ عَلَى صَاحِبِكُمْ دَيْنٌ قَالُوا نَعَمْ دِرْهَمَانِ فَقَالَ صَلُّوا عَلَى صَاحِبِكُمْ فَقَالَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ صَلِّ يَا رَسُولَ اَللَّهِ وَ أَنَا عَلَيْهِمَا ضَامِنٌ فَصَلَّى عَلَيْهِ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَقَالَ جَزَاكَ اَللَّهُ مِنَ اَلْإِسْلاَمِ خَيْراً وَ فَكَّ رِهَانَكَ كَمَا فَكَكْتَ رِهَانَ أَخِيكَ. (عوالی اللئالی ج۲ص۱۱۴)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: با رسول خدا(ص) بودم که جنازهای را آوردند که رسول خدا(ص) بَرَش نماز بخواند. پرسید: بدهی دارد؟ گفتند: بله! پس نماز نخواند و فرمود: خودتان نماز بخوانید. من عرض کردم: یا رسول الله! بدهی این مرد بر عهدهٔ من! بر او نماز بخوانید! پس رسول خدا(ص) بر او نماز خواند و پس از نماز رو به من کرد و فرمود: خدا به تو جزای خیر بدهد! برادر دینیات را از رهن رهاندی؛ خدا تو را از رهن برهاند!
وَ رُوِيَ: أَنَّ عَلِيّاً عَلَيْهِ السَّلاَمُ كَانَ لَهُ اِمْرَأَتَانِ وَ إِذَا كَانَ يَوْمُ وَاحِدَةٍ لاَ يَتَوَضَّأُ فِي بَيْتِ اَلْأُخْرَى. (عوالی اللئالی ج۲ص۱۳۴)
روایت شده که امیرمؤمنان(ع) چنان میان زنهایش به عدالت رفتار میکرد که اگر روزی مربوط به یکی از زنها بود حتی در خانهٔ زن دیگر وضو نمیگرفت.
وَ رَوَى اَلثَّعْلَبِيُّ فِي تَفْسِيرِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَنِ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَنَّهُ قَالَ: تَزَوَّجُوا وَ لاَ تُطَلِّقُوا فَإِنَّ اَلطَّلاَقَ يَهْتَزُّ مِنْهُ اَلْعَرْشُ. (عوالی اللئالی ج۲ص۱۳۹)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: رسول خدا(ص) میفرمود: ازدواج کنید و طلاق ندهید که طلاق عرش خدا را به لرزه در میآورد.
رَوَى هِشَامُ بْنُ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: كَانَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَدْخُلُ عَلَى أَهْلِهِ فَيَقُولُ عِنْدَكُمْ شَيْءٌ وَ إِلاَّ صُمْتُ فَإِنْ كَانَ عِنْدَهُمْ شَيْءٌ أَتَوْهُ وَ إِلاَّ صَامَ . وَ رَوَاهُ اَلْعَامَّةُ أَيْضاً عَنِ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ. (عوالی اللئالی ج۳ص۱۳۵)
راوی گوید روش امیرمؤمنان(ع) این بود که وقتی صبح وارد یکی از منازلش میشد، به همسرش میفرمود: چیزی در منزل هست؟! اگر چیزی بود، صبحانه میل میفرمود وگرنه آن روز را روزه میگرفت. عامّه این روش را به رسول خدا(ص) نیز نسبت میدهند.
عَنْهُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : إِذَا نَظَرَ أَحَدُكُمْ إِلَى اِمْرَأَةٍ فَلْيَلْتَمِسْ أَهْلَهُ فَإِنَّمَا هِيَ اِمْرَأَةٌ كَامْرَأَتِهِ. (عوالی اللئالی ج۳ص۲۹۰)
امیرمؤمنان(ع) میفرمود: وقتی زنی نظرتان را جلب کرد، منّت زن خود را بکشید! زن، زن است.
وَ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : رَوِّحُوا قُلُوبَكُمْ فَإِنَّهَا إِذَا أُكْرِهَتْ عَمِيَتْ. (عوالی اللئالی ج۳ص۲۹۶)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: دلهای خود را خوشحال و مدام در آرامش نگه دارید؛ چون وقتی دل تحت فشار و سختیِ بیش از حدّ قرار میگیرد، کور میشود و بینش و فهم درستِ خود را از دست میدهد.
رَوَى إِسْحَاقُ بْنُ عَمَّارٍ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ أَنَّ عَلِيّاً عَلَيْهِ السَّلاَمُ كَانَ يَقُولُ: إِذَا تَزَوَّجَ اَلرَّجُلُ اِمْرَأَةً فَوَقَعَ عَلَيْهَا ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهَا فَلَيْسَ لَهَا اَلْخِيَارُ لِتَصْبِرْ فَقَدْ بُلِيَتْ وَ لَيْسَ لِأُمَّهَاتِ اَلْأَوْلاَدِ وَ لاَ لِلْإِمَاءِ مَا لَمْ يَمَسَّهَا مِنَ اَلدَّهْرِ إِلاَّ مَرَّةً وَاحِدَةً. (عوالی اللئالی ج۳ص۳۵۷)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: وقتی کسی زنی گرفت و با او نزدیکی کرد، تقدیریست که جاری شده و دیگر نمیتواند مادر آن زن یا دختر آن زن را تا ابد به زنی بگیرد.
وَ رَوَى مُحَمَّدُ بْنُ قَيْسٍ عَنِ اَلْبَاقِرِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: قَضَى عَلِيٌّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فِي رَجُلٍ تَزَوَّجَ اِمْرَأَةً وَ أَصْدَقَهَا وَ اِشْتَرَطَتْ أَنَّ بِيَدِهَا اَلْجِمَاعَ وَ اَلطَّلاَقَ قَالَ خَالَفَتِ اَلسُّنَّةَ وَ وَلَّتِ اَلْحَقَّ مَنْ لَيْسَ بِأَهْلِهِ قَالَ فَقَضَى أَنَّ عَلَى اَلرَّجُلِ اَلنَّفَقَةَ وَ بِيَدِهِ اَلْجِمَاعَ وَ اَلطَّلاَقَ. (عوالی اللئالی ج۳ص۳۶۶)
به امیرمؤمنان(ع) گفتند زنی در ازدواج درخواست حقّ طلاق کرده و شرط کرده نزدیکی به دلخواه خودش باشد، فرمود: مخالف سنّت رسول خداست و چنین حقّی به زن دادن، دادن حقّ به نا اهل است. فرمود: مرد باید نفقه دهد و حق طلاق و نزدیکی با اوست؛ تمام! (عوالی اللئالی ج۳ص۳۶۶)
وَ رُوِيَ عَنْهُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : وَ قَدْ سُئِلَ عَنْ مَعْنَى اَلتَّصَوُّفِ فَقَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ اَلتَّصَوُّفُ مُشْتَقٌّ مِنَ اَلصُّوفِ وَ هُوَ ثَلاَثَةُ أَحْرُفٍ ص و ف فَالصَّادُ صَبْرٌ وَ صِدْقٌ وَ صَفَاءٌ وَ اَلْوَاوُ وُدٌّ وَ وِرْدٌ وَ وَفَاءٌ وَ اَلْفَاءُ فَقْرٌ وَ فَرْدٌ وَ فَنَاءٌ. (عوالی اللئالی ج۴ص۱۰۵)
از امیرمؤمنان(ع) از معنای واقعی تصوّف پرسیدند، فرمود: از صوف مشتقّ شده: صاد آن صبر است و صدق و صفاء؛ و واو آن، وُدّ و وِرد و وفاء؛ و فاء آن، فقر و فَرد و فَناء.
رُوِيَ: أَنَّ عَلِيّاً عَلَيْهِ السَّلاَمُ مَرَّ يَوْماً عَلَى تَحْتِ حَائِطٍ مَائِلٍ فَأَسْرَعَ فِي اَلْمَشْيِ فَقِيلَ لَهُ أَ تَفِرُّ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ مِنْ قَضَاءِ اَللَّهِ تَعَالَى فَقَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ نَعَمْ أَفِرُّ مِنْ قَضَاءِ اَللَّهِ إِلَى قَدَرِهِ. (عوالی اللئالی ج۴ص۱۱۱)
روایت شده که امیرمؤمنان(ع) از کنار دیوار در حال ریختنی میگذشت؛ سرعت به خرج داد. گفتند: از قضاء خدا میگریزی؟! فرمود: بله؛ از قضائش به قَدَرش.
(گوییم: فعل الهی برای تحقّق خارجی مراحل شاء، أراده، قدر، و سپس قضاء را طی میکند. و قدر، مرحلهای قبل از قضاء است. یعنی امیرالمؤمنین(ع) از دیواری که حکم شده بریزد میگریزد، به سوی جایی که چنین بلایی نسبت به آنجا صادر نشده. یعنی قبل از آمدن بلا به سرزمینی، اگر کسی مطلع شود باید از آنجا خارج شود. و اگر تخلف کند و بماند مشمول بلا میشود. رجوع کنید به فصول معرفت الاختیار در کتاب معرفت نفس بنده که ظرایف بسیاری در آنجا آمده و هم به درد دردمندان سیر و سلوک میخورد و هم به درد کسانی که به دنبال عقل معاشاند.)
"البلد الأمین" تألیف ابراهیم کَفعَمی از عالمان شیعه در قرن نهم است. موضوع کتاب، اعمال عبادی سال، تعویذات، ادعیه، و زیارت است. کتاب فوق از منابع بحارالانوار مجلسی و اکثر کتب ادعیه بعدی از جمله مفاتیحالجنان معاصر است. کفعمی، منسوب به کفعم از قراء لبنان، محدث، ادیب و شاعر و از بزرگان شیعه است که در علوم گوناگون، تبحّر داشته و تألیفات زیادی از او به یادگار مانده است. مصباح و بلدالامین از آثار مشهور اوست. ابراهیم کفعمی در کربلا سکونت داشته و وصیت کرده بوده در همانجا دفن شود؛ اما در اواخر عمر سفری به زادگاهش کرده و در سال ۹۰۵ق در روستای کَفَرعِیما درگذشته و در همانجا دفن شده. مدتها قبرش ناشناخته بوده، تا آنکه در قرن یازدهم، شخصی، موقع شخم زدن زمینش به قبری برمیخورد و سنگ قبری که رویش نوشته: هذا قبر الشیخ إبراهیم بن علی الکفعمی رحمهُ الله. و گفته شده: جنازهاش در حالی که سالم بوده مینشیند و میپرسد: قیامت شده؟ وقتی میفهمد که نه؛ باز در قبر میخوابد و میمیرد! والله عالم. در هر حال محل قبر او را باز سازی کرده و بر آن بقعهای ساختهاند که اکنون زیارتگاه است. کفعمی در زهد و تقوی شهرهٔ خاص و عام و از عُبّاد زمانه و در عبادت بینظیر بوده است. از نکات جالب در زندگی او آن است که به تمام اعمال، دعاها، عبادات و آداب زیارتهایی که در کتاب "مصباح" و احتمالاً "البلد الامین" خود آورده، عمل مینمود و در ساعاتی که وقت او اجازه نمیداده، دعاها و عباداتِ آن روز را همسرِ عالم و عابد وی به جای میآورده است.