و في المجمع عن أمير المؤمنين عليه السلام : خطب رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلم فقال إنّ الله كتب عليكم الحجّ فقال عكاشة بن محصن و يروى سراقة بن مالك أ في كل عام يا رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلم فأعرض عنه حتّىٰ عاد مرتين أو ثلاثاً فقال رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلم ويحك ما يؤمنك أن أقول نعم و الله لو قلت نعم لوجبت و لو وجبت ما استطعتم و لو تركتم كفرتم فاتركوني ما تركتكم فإنما هلك من كان قبلكم بكثرة سؤالهم و اختلافهم علىٰ أنبيائهم فإذا أمرتكم بشيء فأتوا منه ما استطعتم و إذا نهيتكم عن شيء فاجتنبوه. (تفسير الصافي ج۲ص۹۱)
امیرمؤمنان(ع) روایت میکند که رسول خدا(ص) در حجةالوداع خطبهای ایراد کرده و فرمودند: خداوند حج را بر شما واجب کرده است. فردی برخاست و پرسید: ای رسول خدا، آیا هر سال باید حج بهجا آوریم؟ پیامبر(ص) از او روی برگرداندند تا اینکه آن شخص دو یا سه بار این سؤال را تکرار کرد. سپس رسول خدا(ص) فرمود: وای بر تو! چه اطمینانی داری که اگر بگویم آری، خداوند آن را واجب کند؟ به خدا قسم، اگر بگویم آری، واجب میشود و اگر واجب بشود، شما توانایی انجام آن را نخواهید داشت و اگر ترکش کنید، کافر خواهید شد. پس مرا رها کنید تا زمانی که شما را رها کردهام. همانا هلاکت امتهای پیشین به دلیل پرسشهای زیاد و اختلافهایشان با پیامبرانشان بود. پس هرگاه شما را به چیزی فرمان دادم، تا آنجا که میتوانید انجام دهید و هرگاه شما را از چیزی نهی کردم، از آن دوری کنید.
قول أمیر المؤمنین صلوات الله و سلامه علیه: أنّ الله افترض علیکم فرائض فلا تضیعوها و حَدَّ لکم حدوداً فلا تعتدوها و نهاکم عن أشیاء فلا تنتهکوها و سکت لکم عن أشیاء و لم یدعها نسیاناً فلا تتکلفوها وَ اَللهُ غَفُورٌ حَلِیمٌ لا یعاجلکم بعقوبة ما یفرّط منکم وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیرٍ. (تفسیر الصافی ج۲ص۹۲)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: خداوند فرائضی بر شما واجب ساخته، آنها را ضایع نکنید؛ حدودی بر شما مقرّر کرده، از آنها تعدّی نکنید؛ شما را از چیزهایی نهی کرده، به آنها تجاوز نکنید؛ نسبت به دیگر چیزها سکوت کرده؛ نه آنکه فراموش کرده باشد، بلکه عمداً سکوت کرده؛ در مورد این چیزها خود را به تکلّف نیندازید که خدا رئوف و رحیم است و مادامی که کسی افراط نکند به عذابش اقدام نکرده و از بسیاری کردهها عفو مینماید.
و في المجمع عن أمیر المؤمنین علیه السلام : ما زاد علیٰ أربعة آلاف فهو کنز أدّیٰ زکاته أو لم یؤدّ و ما دونها فهي نفقة. (تفسیر الصافی ج۲ص۳۴۰)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: مال کسی بیش از ۴ هزار دینار شود، صدق کنز میکند، که خدا در قرآن نهی کرده، چه زکاتش را داده باشد چه نه. کمتر از آن خرج زندگی است.
(گوییم: هر دینار تقریباً یک نیم سکهٔ امروزی است و منظور، نقد نگه داشتن مبلغ مازاد بر این مقدار است نه آنکه در ملک یا کارخانه یا زمین سرمایهگذاری شود. چون، سرمایهگذاری ایجاد اشتغال و خودش نوعی انفاق در راه خداست.)
و في الکافي عن أمیر المؤمنین علیه السلام : لا تعلّموا نساءکم سورة یوسف علیه السلام و لا تقرئوهن إیّاها فان فیها الفتن و علّموهنّ سورة النّور فان فیها المواعظ. (تفسیر الصافی ج۳ص۵۵)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: به زنانتان سوره نور را بیاموزید نه سوره یوسف را.
(گوییم: مقصود، اهمیت و ظرافتِ محتوایی است که به خانواده و به زنان آموزش داده میشود و در اختیار عموم قرار میگیرد.)
قال أمیر المؤمنین علیه السلام : و الله ما لله آیة أکبر منّي. (تفسیر الصافی ج۴ص۷۹)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: به خدا قسم، آیهای بزرگتر از من نیست.
في المجمع عن أمیر المؤمنین علیه السلام: انّه کان یمشي في الأسواق و هو وال یرشد الضّالّ و یعین الضعیف و یمرّ بالبیّاع و البقّال فیفتح علیه القرآن و یقرأ هذه الآیة و یقول نزلت في أهل العدل من الولاة و التواضع و أهل القدرة من سائر النّاس و عنه علیه السلام قال: الرجل لیعجبه شراك نعله فیدخل في هذه الآیة. (تفسیر الصافی ج۴ص۱۰۴)
امیرمؤمنان(ع) در بازار راه میرفت و مانند ولیّای بود که به دنبال ارشاد گمراهان میگشت و میچرخید تا ضعیفان را بیابد و یاری کند. او بر مغازهداران میگذشت و قرآن را بر آنها باز میکرد و میخواند و تذکّر میداد. مثلاً آیه تِلْكَ الدَّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ [سوره القصص : ۸۳] را زیاد میخواند میگفت حتی اگر کسی خوشش بیاید که بند کفشش از دیگری بهتر باشد داخل در این آیه است.
و في العوالي : انّ علیّاً علیه السلام إذا حضر وقت الصلاة یتململ و یتزلزل و یتلوّن فیقال له ما لك یا أمیر المؤمنین فیقول جاء وقت الصلاة وقت أمانة عرضها الله. (تفسیر الصافی ج۴ص۲۰۸)
وقت نماز که میشد، امیرمؤمنان(ع) بیقرار شده، میلرزید و میگفت: وقت ادای امانتی است که خدا به ما داده و از ما خواسته.
و في الخصال عن علیّ علیه السلام قال قال رسول الله صلّی الله علیه و آله : من لم یحبّ عترتي فهو لإحدی ثلاث امّا منافق و امّا لزنیة و امّا حملت به أمه في غیر طهر. (تفسیر الصافی ج۴ص۳۷۴)
امیرمؤمنان(ع) از رسول خدا(ص) روایت میکند که کسی که عترت مرا دوست ندارد، یا منافق(ضعیفالایمان) است، یا حاصل زناست، یا مادرش در حیض به او حامله شده.
و في المجمع روت العامّة عن علیّ علیه السلام : انه قرأ رجل عنده و طَلْحٍ مَنْضُودٍ فقال ما شأن الطّلح انّما هو و طلع کقوله وَ نَخْلٍ طَلْعُهٰا هَضِیمٌ فقیل له ألاّ تغیّره؟ فقال إنّ القرآن لا یهاج الیوم و لا یحرّك. و رواه عنه ابنه الحسن علیه السلام و قیس بن سعد. (تفسیر الصافی ج۵ص۱۲۲)
کسی قرآن میخواند به آیه وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ رسید امیرمؤمنان (ع) فرمود: درستش طَلْع است. چنانچه جای دیگر آمده: وَ نَخْلٍ طَلْعُهٰا هَضِیمٌ. گفتند عوضش کنیم؟ فرمود: خیر! دیگر کسی حق ندارد در قرآن دست ببرد و چیزی از آن را عوض کند.
لقمّيّ عن أمیر المؤمنین علیه السلام قال: أیّها الناس کلّ امرئ لاق في فراره ما منه یفرّ. (تفسیر الصافی ج۵ص۱۷۳)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: هر کس از چیزی بگریزد، روزی با آن برخورد خواهد کرد.
و في الفقیه عنه عن آبائه عن علیّ علیهم السلام : من أتاه الله برزق لم یخطّ إلیه برجله و لم یَمُدَّ إلیه یده و لم یتکلّم فیه بلسانه و لم یشدّ إلیه ثیابه و لم یتعرّض له کان ممّن ذکره الله عزّ و جلّ في کتابه وَ مَنْ یَتَّقِ اَللهَ الآیة. (تفسیر الصافی ج۵ص۱۸۸)
پرسیدند "رزق من حیث لایحتسب" در آیهٔ وَ مَنْ یَتَّقِ اَللهَ چیست؟ فرمود: رزقی که برایش قدمی بر نداشتید و تلاشی نکردید و حرفی نزدید و عزمی نکردید و شاید حتی نخواستید.
و عنه عن أمیر المؤمنین علیهما السلام قال: غسل الثّیاب یذهب الهمّ و الحزن و هو طهور للصلاة. (تفسیر الصافی ج۵ص۲۴۶)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: تمیزی لباس، فکر و خیال و غم را میبرد و باعث طهارت معنوی نماز است.
"نوادر الاخبار" فیما یَتَعَلَّقُ بِأُصولِ الدّین یا اَلنّوادِر مشهور به النوادر فیض، اثری است از ملا محسن فیض کاشانی است. فیض پس از نگارش الوافی به فکر اختصار و گزیده کتاب وافی افتاد و کتاب الشافی را نگاشت و چون در این دو کتاب، تنها روایات فقهی را از کتب اربعه نقل کرده بود، به فکر افتاد با استفاده از سایر منابع و کتب، روایات اصول اعتقادی را در کتابی مستقل به شیوه کتاب شافی؛ یعنی با اختصار، گرد آورد. حاصل این کار کتاب نوادر است.