قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: يَأْتِي عَلَى اَلنَّاسِ زَمَانٌ عَضُوضٌ يَعَضُّ اَلْمَرْءُ فِيهِ عَلَى مَا فِي يَدَيْهِ وَ لَمْ يُؤْمَرْ بِذَلِكَ قَالَ اَللَّهُ سُبْحَانَهُ: «وَ لاَ تَنْسَوُا اَلْفَضْلَ بَيْنَكُمْ» تَنْهَدُّ فِيهِ اَلْأَشْرَارُ وَ تُسْتَذَلُّ اَلْأَخْيَارُ وَ يُبَايِعُ اَلْمُضْطَرِّينَ وَ قَدْ نَهَى رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَنْ بَيْعِ اَلْمُضْطَرِّينَ. (نورالثقلین ج۱ص۲۳۶)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: زمانی سخت فرا خواهد رسید که مردم، سخت به آنچه دارند میچسبند؛ یعنی بخیل میشوند. درحالیکه خداوند خلافش را دستور داده؛ خداوند فرموده: فضل و نیکی به هم را فراموش نکنید. در آن زمان، بدان برتری مییابند و نیکان خوار و ذلیل میگردند، و به دنبال شخصِ پوللازم میگردند تا مالش را از چنگش درآورند! در حالی که پیامبر خدا(ص) از خرید و فروش با فردی که ناچار شده مالش را بفروشد، نهی کرده است.
وَ خُطْبَةٌ أُخْرَى لَهُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَقُولُ فِي آخِرِهَا: وَ اِعْلَمْ أَنَّ اَلرَّاسِخِينَ فِي اَلْعِلْمِ هُمُ اَلَّذِينَ أَغْنَاهُمُ اَللَّهُ عَنِ اَلاِقْتِحَامِ فِي اَلسُّدَدِ اَلْمَضْرُوبَةِ دُونَ اَلْغُيُوبِ، فَلَزِمُوا اَلْإِقْرَارَ بِجُمْلَةِ مَا جَهِلُوا تَفْسِيرَهُ مِنَ اَلْغَيْبِ اَلْمَحْجُوبِ. «يَقُولُونَ آمَنّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا» فَمَدَحَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اِعْتِرَافَهُمْ بِالْعَجْزِ عَنْ تَنَاوُلِ مَا لَمْ يُحِيطُوا بِهِ عِلْماً، وَ سَمَّى تَرْكَهُمُ اَلتَّعَمُّقَ فِيمَا لَمْ يُكَلِّفْهُمُ اَلْبَحْثَ عَنْهُ مِنْهُمْ رُسُوخاً فَاقْتَصِرْ عَلَى ذَلِكَ وَ لاَ تُقَدِّرْ عَظَمَةَ اَللَّهِ عَلَى قَدْرِ عَقْلِكَ، فَتَكُونَ مِنَ اَلْهَالِكِينَ. (نورالثقلین ج۱ص۳۱۸)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: راسخان در علم، یعنی عالمان واقعی، کسانی هستند که از دانستن اسرار و مغیبات، احساس بینیازی میکنند و آنچه اجمالاً به آن علم دارند، کفایتشان میکند. وقتی جزئیات چیزی را نمیدانند، میگویند: مهم نیست؛ چون باور داریم همه از جانب خداست. خدا همین عجز شان از علم را ستوده و ترک تعمّقشان در آنچه مربوط به آنها نیست را دوست دارد و توغّل در علم نامیده. پس به آنچه باید بدانی، بسنده کن و نخواه با این عقل کوچکت به عظمتِ خدا پی ببری که هلاک میشوی.
بِإِسْنَادِهِ إِلَى أَبِي حَكِيمٍ قَالَ: حَدَّثَنِي اِبْنُ عَبْدِ اَللَّهِ قَالَ: بَيْنَا أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مَارٌّ بِفِنَاءِ بَيْتِ اَللَّهِ اَلْحَرَامِ إِذْ نَظَرَ إِلَى رَجُلٍ يُصَلِّي فَاسْتَحْسَنَ صَلَوَاتِهِ فَقَالَ: يَا هَذَا اَلرَّجُلُ تَعْرِفُ تَأْوِيلَ صَلَوتِكَ؟ فَسَأَلَ اَلرَّجُلَ: يَا بْنَ عَمِّ خَيْرِ خَلْقِ اَللَّهِ وَ هَلْ لِلصَّلَوةِ تَأْوِيلٌ غَيْرُ اَلتَّعَبُّدِ؟ قَالَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : اِعْلَمْ يَا هَذَا اَلرَّجُلُ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مَا بَعَثَ نَبِيَّهُ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ بِأَمْرٍ مِنَ اَلْأُمُورِ إِلاَّ وَ لَهُ مُتَشَابِهٌ وَ تَأْوِيلٌ وَ تَنْزِيلٌ وَ كُلُّ ذَلِكَ عَلَى اَلْمُتَعَبِّدِ، فَمَنْ لَمْ يَعْرِفْ تَأْوِيلَ صَلَوتِهِ فَصَلاَتُهُ كُلُّهَا خِدَاجٌ نَاقِصَةٌ غَيْرُ تَامَّةٍ. (نورالثقلین ج۱ص۳۱۹)
راوی گوید: امیرمؤمنان(ع) در حیاط مسجدالحرام کسی را دید که مشغول نماز است. نماز خواندن او مورد پسند حضرت واقع گشت و پس از آنکه نمازش بپایان رسید، به او فرمود: ای مرد، آیا تأویل(باطن و معنای عمیق) نماز را میدانی؟ مرد گفت: ای پسر عموی رسول خدا! نماز عبادت است؛ مگر تأویل خاصّی دارد؟ امیرمؤمنان(ع) فرمود: بله؛ خداوند پیامبرش(ص) را به هیچ چیزی مأمور نکرد، مگر آنکه برای آن چیز، ظاهری(تنزیلی)، باطنی(تأویلی)، و متشابهی وجود دارد و متعبّد به دین خدا، باید اینها را بشناسد! کسی که نمیداند تأویل نمازش چیست، نمازش ناقص و ناتمام است.
عَنِ اَلْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ: سَمِعْتُ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ: إِنَّ أَحَدَكُمْ لَيَغْضَبُ فَمَا يَرْضَى حَتَّى يَدْخُلَ بِهِ اَلنَّارَ ، فَأَيُّمَا رَجُلٍ مِنْكُمْ غَضِبَ عَلَى ذِي رَحِمِهِ فَلْيَدْنُ مِنْهُ فَإِنَّ اَلرَّحِمَ إِذَا مَسَّتْهَا اَلرَّحْمَنُ اِسْتَقَرَّتْ، وَ إِنَّهَا مُتَعَلِّقَةٌ بِالْعَرْشِ يَنْتَقِضُهُ اِنْتِقَاضَ اَلْحَدِيدِ فَتُنَادِي اَللَّهُمَّ صِلِي مَنْ وَصَلَنِي وَ اِقْطَعْ مَنْ قَطَعَنِي، وَ ذَلِكَ قَوْلُ اَللَّهِ فِي كِتَابِهِ وَ اِتَّقُوا اَللهَ اَلَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَ اَلْأَرْحامَ إِنَّ اَللهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً. (نورالثقلین ج۱ص۴۳۶)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: گاهی آدم غضب میکند و غضبش تا آدم را جهنمی نکرده، آرام نمیگیرد. هرگاه بر یکی از ارحام خشمگین شدید، به او نزدیک شوید و با او آشتی کنید. زیرا رَحِم(خویشاوندی) هنگامی که رحمت خدا به آن برسد، آرام میگیرد. رحم به عرش آویخته و پیوسته ندا میدهد: خدایا! پیوند برقرار کن با کسی که با من پیوند برقرار کند، و بگسل از کسی که از من بگسلد.
چنانچه خدا فرموده: وَ اِتَّقُوا اَللهَ اَلَّذِي تَساءَلُونَ بِهِ وَ اَلْأَرْحامَ إِنَّ اَللهَ كانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً.
عَنْ حَرِيزٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحَدِهِمَا عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ قَالَ: لَمَّا كَانَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ فِي اَلْكُوفَةِ أَتَاهُ اَلنَّاسُ فَقَالُوا: اِجْعَلْ لَنَا إِمَاماً يَؤُمُّنَا فِي رَمَضَانَ، فَقَالَ: لاَ، وَ نَهَاهُمْ أَنْ يَجْتَمِعُوا فِيهِ، فَلَمَّا أَمْسَوْا جَعَلُوا يَقُولُونَ: اِبْكُوا فِي رَمَضَانَ وَارَمَضَانَاهُ فَأَتَاهُ اَلْحَارِثُ اَلْأَعْوَرُ فِي أُنَاسٍ فَقَالَ: يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ضَجُّوا اَلنَّاسُ وَ كَرِهُوا قَوْلَكَ فَقَالَ عِنْدَ ذَلِكَ: دَعْهُمْ وَ مَا يُرِيدُونَ لِيُصَلِّيَ بِهِمْ مَنْ شَاؤُا ثُمَّ قَالَ وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ اَلْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصِيراً. (نورالثقلین ج۱ص۵۵۱)
در کوفه، عوام نزد امیرمؤمنان(ع) آمدند و گفتند: برای ما امامی قرار بده که شبهای ماه رمضان نماز تراویح برایمان بخواند! حضرت که به جماعت خواندن این نماز را بدعت میدانست، فرمود: نه! و آنان را نهی کرد. شب که شد، مردم شروع کردند به گریستن و گفتن: وا رمضانا! حارث اعور با گروهی نزد امیرمؤمنان(ع) آمد و گفت: ای امیرالمؤمنین! مردم داد و فریاد راه انداختهاند و حرف تو برایشان سنگین آمده. حضرت که چنین شنید، فرمود: پس رهایشان کن و بگذار هر کار میخواهند بکنند و هر که را خواستند، بگذار برایشان نماز بخواند. سپس این آیه را تلاوت کرد: و هر کس غیر از راه مؤمنان را پیروی کند، او را به همان چیزی که خود انتخاب کرده واگذار میکنیم، و او را در جهنم وارد میسازیم، و چه بد سرانجامی است.
كَلاَمٌ لِعَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِيهِ وَ أَمَّا قَوْلُكُمْ: إِنِّي حَكَّمْتُ فِي دِينِ اَلرِّجَالِ فَمَا حَكَّمْتُ اَلرِّجَالَ وَ إِنَّمَا حَكَّمْتُ كَلاَمَ رَبِّيَ اَلَّذِي جَعَلَهُ اَللَّهُ حَكَماً بَيْنَ أَهْلِهِ وَ قَدْ حَكَّمَ اَللَّهُ اَلرِّجَالَ فِي طَائِرٍ فَقَالَ «وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْكُمْ مُتَعَمِّداً فَجَزَاءٌ مِثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ اَلنَّعَمِ يَحْكُمُ بِهِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْكُمْ» فَدِمَاءُ اَلْمُسْلِمِينَ أَعْظَمُ عَنْ دَمِ طَائِرٍ. (نورالثقلین ج۱ص۶۷۵)
امیرمؤمنان(ع) راجع به حکمیّت فرمود: من اشخاص را حَکَم قرار ندادم؛ من کلام پروردگار(قرآن) را حکم قرار دادم! گرچه حَکَم قرار دادن اشخاص هم نادرست نیست؛ مگر ندیدهاید خدا خودش دو نفر را در مورد کفّارهٔ شکار مُحرِم، حکم قرار داده و فرموده: و هر کس عمداً در حال احرام شکار کند، باید کفارهای همانند آن از دام بدهد که دو نفر عادل از میان شما دربارهٔ آن داوری کنند( سوره مائده، آیه ۹۵). و خون مسلمانان نزد خداوند، قطعاً بزرگتر از خون یک پرنده است.
عَنْ يَزْدَادَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَمَّنْ حَدَّثَنَا مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ، سَمِعْتُهُ يَقُولُ، قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : وَ اَللَّهِ لَقَدْ أَعْطَانِي اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى تِسْعَةَ أَشْيَاءَ لَمْ يُعْطِهَا أَحَداً قَبْلِي خَلاَ اَلنَّبِيَّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ ، فُتِحَتْ لِيَ اَلسُّبُلُ، وَ عُلِّمْتُ اَلْأَسْبَابَ، وَ أُجْرِيَ لِيَ اَلسَّحَابُ، وَ عُلِّمْتُ اَلْمَنَايَا وَ اَلْبَلاَيَا وَ فَصْلَ اَلْخِطَابِ، وَ لَقَدْ نَظَرْتُ فِي اَلْمَلَكُوتِ بِإِذْنِ رَبِّي جَلَّ جَلاَلُهُ، فَمَا غَابَ عَنِّي مَا كَانَ قَبْلِي وَ مَا يَأْتِي بَعْدِي اَلْحَدِيثَ. (نورالثقلین ج۱ص۷۳۵)
امیرمؤمنان(ع) میفرمود: خداوند نُه چیز به من عطا کرده که پیش از من - جز به پیامبر خاتم(ص) - به احدی نداده است: قادرم راهها را برای اشخاص باز کنم، اسباب امور را بلدم، ابرها برایم حرکت میکنند، نحوهٔ مرگ و بلاهای هرکس را میشناسم، و فصل الخطاب (قدرت قضاوت دقیق و نهایی) به من داده شده، همچنین در ملکوت به اذن خدا نظر میکنم، پس چیزی از گذشته و آینده از من پنهان نیست.
بِإِسْنَادِهِ إِلَى عَمْرِو بْنِ جُمَيْعٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلَيْهِمُ اَلسَّلاَمُ قَالَ: دَخَلَ اَلْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ عَلَى مُعَاوِيَةَ فَقَالَ لَهُ: مَا حَمَلَ أَبَاكَ عَلَى أَنْ قَتَلَ أَهْلَ اَلْبَصْرَةِ ثُمَّ دَارَ عَشِيّاً فِي طُرُقِهِمْ فِي ثَوْبَيْنِ؟ فَقَالَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ: حَمَلَهُ عَلَى ذَلِكَ عِلْمُهُ أَنَّ مَا أَصَابَهُ لَمْ يَكُنْ لِيُخْطِئَهُ وَ مَا أَخْطَأَهُ لَمْ يَكُنْ لِيُصِيبَهُ، قَالَ: صَدَقْتَ. (نورالثقلین ج۲ص۲۸)
حسین بن علی(ع) بر معاویه وارد شد. معاویه به او گفت: چطور پدرت پس از جنگ جمل که عده زیادی از اهل بصره را کشته بود، شبش با لباسی ساده، بدون زره، در کوچه های بصره قدم میزد؟! امام حسین(ع) فرمود: پدرم میدانست بلاهایی که مقدّر است، به او میرسد؛ و وقتی بلایی مقدّر نیست، در امان است. معاویه گفت: راست میگویی.
فِي مِصْبَاحِ اَلشَّرِيعَةِ وَ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ: إِنَّ أَطْيَبَ شَيْءٍ فِي اَلْجَنَّةِ وَ أَلَذَّهُ حُبُّ اَللَّهِ وَ اَلْحُبُّ فِي اَللَّهِ وَ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ، قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ اَلْعالَمِينَ» وَ ذَلِكَ أَنَّهُمْ إِذَا عَايَنُوا مَا فِي اَلْجَنَّةِ مِنَ اَلنَّعِيمِ هَاجَتِ اَلْمَحَبَّةُ فِي قُلُوبِهِمْ فَيُنَادُونَ عِنْدَ ذَلِكَ: اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ اَلْعالَمِينَ. (نورالثقلین ج۲ص۲۹۵)
امیرمؤمنین(ع) فرمود: بهترین و لذتبخشترین چیز در بهشت، محبت خدا و محبت برای خداست. سپس فرمود: وقتی بهشتیان در بهشت، نعمت خدا را میبینند، محبت در دلشان شعله ور میگردد و فریاد میزند: اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ اَلْعالَمِينَ. و این، آخرین و بلندترین کلام آدمی است، چنانکه خدا فرموده: وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ اَلْعالَمِينَ.
عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ حَدِيثٌ طَوِيلٌ وَ فِيهِ: إِنَّ اَللَّهَ جَلَّ ذِكْرُهُ أَنْزَلَ عَزَائِمَ اَلشَّرَائِعِ وَ آيَاتِ اَلْفَرَائِضِ فِي أَوْقَاتٍ مُخْتَلِفَةٍ، كَمَا خَلَقَ اَلسَّماوَاتِ وَ اَلْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ، وَ لَوْ شَاءَ أَنْ يَخْلُقَهَا فِي أَقَلَّ مِنْ لَمْحِ اَلْبَصَرِ لَخَلَقَ، وَ لَكِنَّهُ جَعَلَ اَلْأَنَاةَ وَ اَلْمُدَارَاةَ مِثَالاً لِأُمَنَائِهِ وَ إِيجَاباً لِلْحُجَّةِ عَلَى خَلْقِهِ. (نورالثقلین ج۲ص۳۶۶)
امیرمؤمنین(ع) فرمود: خداوند، شرایع و فرایض را کمکم نازل کرد؛ همچنین، آسمانها و زمین را مرحله به مرحله آفرید، گرچه میتوانست یکجا خلق کند. روش خدا این گونه است. اولیاء خدا هم باید مرحله به مرحله عمل کردن و با مدارا و صبر پیش رفتن را رویهٔ خود سازند و سرمشق خود قرار دهند.
فِي أَمَالِي شَيْخِ اَلطَّائِفَةِ قُدِّسَ سِرُّهُ بِإِسْنَادِهِ إِلَى جَبَلَةَ بْنِ سُحَيْمٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: لَمَّا بُويِعَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ بَلَغَهُ أَنَّ مُعَاوِيَةَ قَدْ تَوَقَّفَ عَنْ إِظْهَارِ اَلْبَيْعَةِ لَهُ، وَ قَالَ: إِنْ أَقَرَّنِي عَلَى اَلشَّامِ أَوِ اَلْأَعْمَالِ اَلَّتِي وَلاَّنِيهَا عُثْمَانُ بَايَعْتُهُ، فَجَاءَ اَلْمُغِيرَةُ إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَقَالَ لَهُ: يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ إِنَّ مُعَاوِيَةَ مَنْ قَدْ عَرَفْتَ، وَ قَدْ وَلاَّهُ اَلشَّامَ مَنْ كَانَ قَبْلَكَ، فَوَلِّهِ أَنْتَ كَيْمَا يَتَّسِقَ عُرَى اَلْأُمُورِ ثُمَّ اِعْزِلْهُ إِنْ بَدَا لَكَ، فَقَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : أَ تَضْمَنُ لِي عُمُرِي يَا مُغِيرَةُ فِيمَا بَيْنَ تَوْلِيَتِهِ إِلَى خَلْعِهِ؟ قَالَ: لاَ، قَالَ: لاَ يَسْأَلُنِي اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَنْ تَوْلِيَتِهِ عَلَى رَجُلَيْنِ مِنَ اَلْمُسْلِمِينَ لَيْلَةً سَوْدَاءَ أَبَداً «وَ ما كُنْتُ مُتَّخِذَ اَلْمُضِلِّينَ عَضُداً. (نورالثقلین ج۳ص۲۶۸)
هنگامی که امیرمؤمنین(ع) به خلافت رسید، معاویه از بیعت با او خودداری کرده و پیغام فرستاد: اگر علی، مرا بر شام یا مناطقی که عثمان مرا گماشته، باقی بگذارد، با او بیعت خواهم کرد. در این گیر و دار، مغیره پیش علی(ع) آمد و گفت: ای امیرالمؤمنین! معاویه را خوب میشناسی و کسی که پیش از تو بود او را بر شام گماشته. تو نیز او را در آن منصب باقی بگذار تا کارها منظم شود، بعد اگر خواستی، عزلش کن. امیرمؤمنین(ع) فرمود: ای مغیره، آیا ضمانت میکنی که در فاصله بین ابقاء کردن تا عزلش، زنده بمانم؟ مغیره گفت: نه. امیرمؤمنان(ع) فرمود: رضای خدا نیست که معاویه حتی یک شب، حتی بر چند نفر، ولایت داشته باشد. خدا فرموده: "هرگز گمراهکنندگان را در قدرت خود شریک نمیکنم"، من نیز چنان خواهم کرد.
بِإِسْنَادِهِ إِلَى أَحْمَدَ بْنِ عَلِيٍّ اَلزَّاهِبِ قَالَ: قَالَ رَجُلٌ لِأَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : يَا اِبْنَ عَمِّ خَيْرِ خَلْقِ اَللَّهِ مَا يُعْنَى اَلسَّجْدَةُ اَلْأُولَى؟ فَقَالَ: تَأْوِيلُهُ: اَللَّهُمَّ إِنَّكَ مِنْهَا خَلَقْتَنِي يُعْنَى مِنَ اَلْأَرْضِ، وَ رَفْعُ رَأْسِكَ وَ مِنْهَا أَخْرَجْتَنَا، وَ اَلسَّجْدَةُ اَلثَّانِيَةُ وَ إِلَيْهَا تُعِيدُنَا وَ رَفْعُ رَأْسِكَ مِنَ اَلثَّانِيَةِ وَ مِنْهَا تُخْرِجُنَا تَارَةً أُخْرَى. (نورالثقلین ج۳ص۳۸۳)
امیرمؤمنین(ع) در تأویل نماز، فرمود: سجدهٔ اول، یعنی خدایا، مرا از خاک آفریدی؛ بلند کردن سر از سجده یعنی مرا از خاک بلند کردی و سجدهٔ دوم یعنی: به خاک بازمیگردیم و بلند کردن سر از آن سجده، یعنی: بار دیگر از آن خارجمان میکنی و وارد قیامت میشویم.
عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ حَدِيثٌ طَوِيلٌ يَقُولُ فِيهِ: وَ اَلْجِهَادُ عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ: عَلَى اَلْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَلنَّهْيِ عَنِ اَلْمُنْكَرِ، وَ اَلصِّدْقِ فِي اَلْمَوَاطِنِ وَ شَنَئَانِ اَلْفَاسِقِينَ، فَمَنْ أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ شَدَّ ظَهْرَ اَلْمُؤْمِنِ وَ مَنْ نَهَى عَنِ اَلْمُنْكَرِ أَرْغَمَ أَنْفَ اَلشَّيْطَانِ، وَ مَنْ صَدَقَ فِي اَلْمَوَاطِنِ قَضَى اَلَّذِي عَلَيْهِ وَ مَنْ غَضِبَ لِلَّهِ تَعَالَى غَضِبَ اَللَّهُ لَهُ. (نورالثقلین ج۳ص۵۲۳)
امیرمؤمنین(ع) فرمود: امر به خوبیها و نهی از بدیها، راست گفتن، و بغضِ با فاسقان، همگی شعبههایی از جهادند. هر که امر به معروف و نهی از منکر کند، مؤمنین را حمایت و نقشههای شیطان را بر آب کرده؛ هر که در مواقع خطر، راست بگوید، به وظیفهٔ خداییاش عمل کرده؛ و هر که برای خدا خشم بگیرد، خداوند هم برای او خشم میگیرد.
عَلَّمَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَصْحَابَهُ: لَيْسَ فِي اَلْبَدَنِ شَيْءٌ أَقَلَّ شُكْراً مِنَ اَلْعَيْنِ، فَلاَ تُعْطُوهَا سُؤْلَهَا فَتَشْغَلَكُمْ عَنْ ذِكْرِ اَللَّهِ إِذَا تَعَرَّى اَلرَّجُلُ نَظَرَ اَلشَّيْطَانُ وَ طَمِعَ فِيهِ فَاسْتَتِرُوا، لَيْسَ لِلرَّجُلِ أَنْ يَكْشِفَ ثِيَابَهُ عَنْ فَخِذَيْهِ وَ يَجْلِسَ بَيْنَ قَوْمٍ، لَكُمْ أَوَّلُ نَظْرَةٍ إِلَى اَلْمَرْأَةِ فَلاَ تُتْبِعُوهَا بِنَظْرَةٍ أُخْرَى وَ اِحْذَرُوا اَلْفِتْنَةَ، إِذَا رَأَى أَحَدُكُمُ اِمْرَأَةً تُعْجِبُهُ فَلْيَأْتِ أَهْلَهُ فَإِنَّ عِنْدَ أَهْلِهِ مِثْلَ مَا رَأَى، وَ لاَ يَجْعَلَنَّ لِلشَّيْطَانِ عَلَى قَلْبِهِ سَبِيلاً لِيَصْرِفَ بَصَرَهُ عَنْهَا، فَإِذَا لَمْ تَكُنْ لَهُ زَوْجَةٌ فَلْيُصَلِّ رَكْعَتَيْنِ وَ يَحْمَدُ اَللَّهَ كَثِيراً، وَ يُصَلِّي عَلَى اَلنَّبِيِّ وَ آلِهِ ثُمَّ يَسْأَلُ اَللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ فَإِنَّهُ يُبِيحُ لَهُ بِرَحْمَتِهِ مَا يُغْنِيهِ. (نورالثقلین ج۳ص۵۸۹)
امیرمؤمنین(ع) فرمود: در بدن، نا شکرتر از چشم نیست. نگذارید هر کجا که دلش خواست را نگاه کند! چون شما را از یاد خدا باز میدارد. سپس فرمود: وقتی آدم برهنه میشود، شیطان چشمش میزند و در او طمع میکند! پس خود را بپوشانید. سپس فرمود: یک نظر به زنان، عیبی ندارد اما نظر دوم شما را به درد سر میاندازد. اگر زنی دلربا دیدید، با همسر خویش بیامیزید، چون زنها همه مثل هماند. نگذارید شیطان بر دلتان مسلط شود و زنتان را برایتان کم جلوه دهد. کسی هم که زن ندارد، دو رکعت نماز بخواند و خدا را حمدِ بسیار کند و صلوات بفرستد و بعد، از فضل خدا، از او زن بخواهد؛ خداوند به رحمتش آنچه او را بینیاز کند، برایش حلال میگرداند.
فِيمَا عَلَّمَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَصْحَابَهُ مِنَ اَلْأَرْبَعِمِائَةِ بَابٍ: إِذَا دَخَلَ أَحَدُكُمْ مَنْزِلاً فَلْيُسَلِّمْ عَلَى أَهْلِهِ يَقُولُ: اَلسَّلاَمُ عَلَيْكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلٌ فَلْيَقُلْ: اَلسَّلاَمُ عَلَيْنَا مِنْ رَبِّنَا، وَ لْيَقْرَأْ قُلْ هُوَ اَللَّهُ أَحَدٌ حِينَ يَدْخُلُ مَنْزِلَهُ فَإِنَّهُ يَنْفِي اَلْفَقْرَ. (نورالثقلین ج۳ص۶۲۸)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: وقتی وارد خانه میشوید، بر اهل خانه سلام کنید و بگویید: سلام! اگر هم کسی در خانه نبود، باز سلام کنید و بگوید: سلام خدا بر همهٔ ما! و هنگام ورود به خانه سوره توحید بخوانید تا فقر از بین برود.
عَنْ سُلَيْمِ بْنِ قَيْسٍ اَلْهِلاَلِيِّ قَالَ: سَمِعْتُ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ: - وَ ذَكَرَ كَلاَماً طَوِيلاً- وَ فِي أَثْنَائِهِ: لاَ طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِي مَعْصِيَةِ اَلْخَالِقِ، وَ لاَ يَنْبَغِي لِلْمَخْلُوقِ أَنْ يَكُونَ جُنَّةً لِمَعْصِيَةِ اَللَّهِ، فَلاَ طَاعَةَ فِي مَعْصِيَةٍ وَ لاَ طَاعَةَ لِمَنْ عَصَى اَللَّهَ. (نورالثقلین ج۴ص۲۰۳)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: ابداً فرمانبرداری از مخلوق در نافرمانی خالق روا نیست و نباید راضی کردن مخلوق، پوششی برای معصیت باشد. چون هیچ اطاعتی در معصیت جایز متصوّر نیست و هیچ اطاعتی از شخص عاصی شایسته نیست.
فِي كِتَابِ اَلْخِصَالِ فِيمَا عَلَّمَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَصْحَابَهُ مِنَ اَلْأَرْبَعِ مِائَةِ بَابٍ مِمَّا يُصْلِحُ لِلْمُسْلِمِ فِي دِينِهِ وَ دُنْيَاهُ: فِي كُلِّ اِمْرِئٍ وَاحِدَةٌ مِنْ ثَلاَثٍ: اَلْكِبْرُ وَ اَلطِّيَرَةُ وَ اَلتَّمَنِّي، فَإِذَا تَطَيَّرَ أَحَدُكُمْ فَلْيَمْضِ عَلَى طِيَرَتِهِ وَ لْيَذْكُرِ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ إِذَا خَشِيَ اَلْكِبْرَ فَلْيَأْكُلْ مَعَ عَبْدِهِ وَ خَادِمِهِ وَ لْيَحْلُبِ اَلشَّاةَ، وَ إِذَا تَمَنَّى فَلْيَسْأَلِ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لْيَبْتَهِلْ إِلَيْهِ وَ لاَ تُنَازِعْهُ نَفْسُهُ إِلَى اَلْإِثْمِ. (نورالثقلین ج۴ص۳۸۲)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: در آدم معمولاً یکی از این سه چیز وجود دارد: تکبّر، تَطَیُّر(فال بد زدن)، و آرزو.
موقعِ تطیّر، به آن اعتنا نکنید و بگذرید و به خدا پناه ببرید؛ موقع کبر، با مستخدمین همغذا شوید و کارهای خانه را خودتان انجام دهید؛ و اگر آمال و آرزو سراغتان آمد، خواستههایتان را از خدا بخواهید و تضرّع کنید و مراقب باشید به هر قیمتی به دنبال خواستهٔ خود نباشید.
عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ فِيهِ: وَ قَدْ سَأَلَهُ رَجُلٌ عَمَّا اِشْتَبَهَ عَلَيْهِ مِنَ اَلْآيَاتِ فَأَمَّا قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ: «وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلىٰ رَبِّها ناظِرَةٌ» فَإِنَّ ذَلِكَ فِي مَوْضِعٍ يَنْتَهِي فِيهِ أَوْلِيَاءُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بَعْدَ مَا يَفْرُغُ مِنَ اَلْحِسَابِ إِلَى نَهَرٍ يُسَمَّى اَلْحَيَوَانَ، فَيَغْتَسِلُونَ فِيهِ وَ يَشْرَبُونَ مِنْهُ، فَتَنْضُرُ وُجُوهُهُمْ إِشْرَاقاً، فَيَذْهَبُ عَنْهُمْ كُلُّ قَذًى وَ وَعْثٍ ثُمَّ يُؤْمَرُونَ بِدُخُولِ اَلْجَنَّةِ، فَمِنْ هَذَا اَلْمَقَامِ يَنْظُرُونَ إِلَى رَبِّهِمْ كَيْفَ يُثِيبُهُمْ وَ مِنْهُ يَدْخُلُونَ اَلْجَنَّةَ فَذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي تَسْلِيمِ اَلْمَلاَئِكَةِ عَلَيْهِمْ: سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِينَ فَعِنْدَ ذَلِكَ أَيْقَنُوا بِدُخُولِ اَلْجَنَّةِ وَ اَلنَّظَرِ إِلَى مَا وَعَدَهُمْ، فَذَلِكَ قَوْلُهُ: «إِلىٰ رَبِّها ناظِرَةٌ» وَ إِنَّمَا يَعْنِي بِالنَّظَرِ إِلَيْهِ بِالنَّظَرِ إِلَى ثَوَابِهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى. (نورالثقلین ج۴ص۵۰۸)
کسی از امیرمؤمنان(ع) راجع به آیهٔ «وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلىٰ رَبِّها ناظِرَةٌ» پرسید؛ امیرمؤمنان(ع) فرمود: این مربوط به موقفی است که اولیای خدا پس از پایان حساب، به نهری به نام «حیوان» میرسند. در آنجا غسل میکنند و از آن مینوشند، پس چهرههایشان از شادابی میدرخشد و از آلودگی و رنج برای همیشه پاک می شوند. سپس به آنها دستور ورود به بهشت داده می شود. در این موقف است که به پروردگارشان مینگرند.
عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: وَجَدْنَا فِي كِتَابِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ اَلْكَبَائِرُ خَمْسٌ: اَلشِّرْكُ بِاللَّهِ وَ عُقُوقُ اَلْوَالِدَيْنِ وَ أَكْلُ اَلرِّبَا بَعْدَ اَلْبَيِّنَةِ؛ وَ اَلْفِرَارُ مِنَ اَلزَّحْفِ وَ اَلتَّعَرُّبُ بَعْدَ اَلْهِجْرَةِ. (نورالثقلین ج۵ ص۱۶۳)
امام صادق(ع) فرمود: در مکتب علی(ع)، کبائر فقط پنجتاست: شرک به خدا، عقوق والدین، ربای واضح، فرار از جنگ، و سکونت در دارالکفری که امکان تدیّن در آن نیست.
فِي مَجْمَعِ اَلْبَيَانِ: يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ اِخْتَلَفَ فِي هَذِهِ اَلْوِلْدَانِ فَقِيلَ: إِنَّهُمْ أَوْلاَدُ أَهْلِ اَلدُّنْيَا لَمْ يَكُنْ لَهُمْ حَسَنَاتٌ فَيُثَابُوا عَلَيْهَا وَ لاَ سَيِّئَاتٌ فَيُعَاقَبُوا عَلَيْهَا، فَأُنْزِلُوا هَذِهِ اَلْمَنْزِلَةَ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ. (نورالثقلین ج۵ ص۲۱۱)
امیرمؤمنان(ع) در تفسیر "يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ" فرمود: اینان کسانی هستند که در طفولیت مردهاند و نه کار نیکی داشتهاند که پاداش بگیرند و نه کار بدی که مجازات شوند.
عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : إِذَا غَرَسْتَ غَرْساً وَ نَبْتاً فَاقْرَأْ عَلَى كُلِّ عُودٍ أَوْ حَبَّةٍ: سُبْحَانَهُ اَلْبَاعِثُ اَلْوَارِثُ، فَإِنَّهُ لاَ يَكَادُ يُخْطِئُ إِنْ شَاءَ اَللَّهُ. (نورالثقلین ج۵ ص۲۲۴)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: هنگامی که نهال یا دانهای میکاری، بر آن بخوان: سُبْحَانَهُ الْبَاعِثُ الْوَارِثُ. معمولاً نتیجه میدهد و رشد میکند. البته همه چیز به خواست خداست.
رُوِيَ عَنْ أَبِي اَلطُّفَيْلِ قَالَ: اِشْتَرَى عَلِيٌّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ ثَوْباً فَأَعْجَبَهُ فَتَصَدَّقَ بِهِ، وَ قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَقُولُ: مَنْ آثَرَ عَلَى نَفْسِهِ آثَرَهُ اَللَّهُ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ اَلْجَنَّةَ. (نورالثقلین ج۵ ص۲۸۵)
راوی گوید: امیرمؤمنان(ع) لباسی خرید و بسیار از آن خوشش آمد. پس بلافاصله آن را صدقه داد و فرمود: از رسول خدا(ص) شنیدم که: هر کس دیگران را بر خود مقدّم دارد، خداوند در روز قیامت بهشت را بر او مقدّم خواهد داشت.
وَ اِعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ يَتَّقِ اَللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً مِنَ اَلْفِتَنِ وَ نُوراً مِنَ اَلظُّلَمِ. (نورالثقلین ج۵ ص۳۵۶)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: معنای آیهٔ "هرکس تقوی پیشه کند، خدا نجاتش میدهد"، نجات از فتنهها و ظلمتهاست، با نوری که خدا به او عنایت میکند.
فِيمَا عَلَّمَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَصْحَابَهُ مِنَ اَلْأَرْبَعِمِائَةِ بَابٍ مِمَّا يَصْلُحُ لِلْمُسْلِمِ فِي دِينِهِ وَ دُنْيَاهُ: لاَ يُصَلِّي اَلرَّجُلُ نَافِلَةً فِي وَقْتِ فَرِيضَةٍ إِلاَّ مِنْ عُذْرٍ، وَ لَكِنْ يَقْضِي بَعْدَ ذَلِكَ إِذَا أَمْكَنَهُ اَلْقَضَاءُ، قَالَ اَللَّهُ تَعَالَى: «اَلَّذِينَ هُمْ عَلىٰ صَلاٰتِهِمْ دٰائِمُونَ» يَعْنِي اَلَّذِينَ يَقْضُونَ مَا فَاتَهُمْ مِنَ اَللَّيْلِ بِالنَّهَارِ، وَ مَا فَاتَهُمْ مِنَ اَلنَّهَارِ بِاللَّيْلِ، لاَ تُقْضَى اَلنَّافِلَةُ فِي وَقْتِ فَرِيضَةٍ، اِبْدَأْ بِالْفَرِيضَةِ ثُمَّ صَلِّ مَا بَدَا لَكَ. (نورالثقلین ج۵ ص۴۱۶)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: در وقت نماز واجب، نافله نخوانید و بعداً قضای نافله را بجا آورید. سپس فرمود: معنای "اَلَّذِينَ هُمْ عَلىٰ صَلاٰتِهِمْ دٰائِمُونَ" قضا کردن نوافل است. منتها همیشه نمازهای واجب را در اولویت قرار دهید.
فِيمَا عَلَّمَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَصْحَابَهُ مِنَ اَلْأَرْبَعِمِائَةِ بَابٍ: اِلْبَسُوا ثِيَابَ اَلْقُطْنِ فَإِنَّهَا لِبَاسُ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ، وَ لَمْ يَكُنْ يَلْبَسُ اَلشَّعْرَ وَ اَلصُّوفَ إِلاَّ مِنْ عِلَّةٍ، وَ قَالَ: إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَى جَمِيلٌ يُحِبُّ اَلْجَمَالَ وَ يُحِبُّ أَنْ يَرَى أَثَرُ نِعْمَتِهِ عَلَى عَبْدِهِ. (نورالثقلین ج۵ ص۵۹۸)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: پنبه، خوب جنسی است برای لباس؛ پیامبر خدا(ص) هم پنبه میپوشید و از پشم و موی حیوانات حذر میکرد، مگر به ضرورت. و میفرمود: خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد، و دوست دارد که اثر نعمتی که به بنده داده را، بر تن او ببیند.
وَ قَدْ رُوِيَ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ: أَنَّهُ خَرَجَ فِي يَوْمِ عِيدٍ فَرَأَى أُنَاساً يُصَلُّونَ فَقَالَ: يَا أَيُّهَا اَلنَّاسُ قَدْ شَهِدْنَا نَبِيَّ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ فِي مِثْلِ هَذَا اَلْيَوْمِ فَلَمْ يَكُنْ أَحَدٌ يُصَلِّي قَبْلَ اَلْعِيدِ- أَوْ قَالَ اَلنَّبِيُّ- فَقَالَ رَجُلٌ: يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَ لاَ تَنْهَى أَنْ يُصَلُّوا قَبْلَ خُرُوجِ اَلْإِمَامِ؟ فَقَالَ: لاَ أُرِيدُ أَنْ أَنْهَى عَبْداً إِذَا صَلَّى ، وَ لَكِنَّا نُحَدِّثُهُمْ بِمَا شَهِدْنَا مِنَ اَلنَّبِيِّ أَوْ كَمَا قَالَ. (نورالثقلین ج۵ ص۶۱۰)
امیرمؤمنان(ع) در روز عیدی برای امامتِ مردم از خانه خارج شد. دید گروهی از مردم، پیش از رسیدن او نافله میخوانند. فرمود: چنین چیزی در زمان رسول خدا(ص) باب نبود و قبل از رسیدن او کسی نماز نمیخواند و همه منتظر او بودند. مردی پرسید: یا امیرالمؤمنین! نهیشان نمیکنی؟! امیرمؤمنان(ع) فرمود: نه! نمیخواهم مصداق آیهٔ أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَىٰ، عَبْدًا إِذَا صَلَّىٰ [سوره العلق : ۱۰] باشم؛ فقط چیزی را که در زمان رسول خدا(ص) دیده بودم، برایتان گفتم.
وَ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : أَنَّ اَلنَّبِيَّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَانَ يُوقِظُ اَهْلَهُ فِي اَلْعَشْرِ اَلْأَوَاخِرِ مِنْ رَمَضَانَ. (نورالثقلین ج۵ ص۶۲۹)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: رسول خدا(ص) در دههٔ آخر ماه رمضان، به نزدیکانش توصیه میکرد شبها تا میتوانند بیدار باشند.
زِرُّ بْنُ حُبَيْشٍ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ ، قَالَ: مَا زِلْنَا نَشُكُّ فِي عَذَابِ اَلْقَبْرِ حَتَّى نَزَلَتْ أَلْهَيكُمُ اَلتَّكَاثُرُ إِلَى قَوْلِهِ: كَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ يُرِيدُ فِي اَلْقَبْرِ ثُمَّ كَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ بَعْدَ الْبَعْثِ. (نورالثقلین ج۵ ص۶۶۱)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: ما راجع به اینکه در قبر هم عذابی هست یا نه، شک داشتیم. تا آنکه آیهٔ سورهٔ تکاثر نازل شد. سپس فرمود: در این سوره، "کلا سوف تعلمون" عذاب قبر است و "ثم کلا سوف تعلمون" عذاب قیامت.
"کنز الدقائق" کتاب تفسیر روایی، به قلم میرزا محمد قمی مشهدی(م۱۱۲۵ق) است. اکثر روایات این کتاب از تفسیر نورالثقلین برداشت شده است. مؤلف، معاصر مجلسی و شاگرد فیض است و به احتمال زیاد در حمله افغانها کشته شده. این تفسیر بخلاف تفسیر نور الثقلین، ناظر به تمام آیات است و افزون بر نقل احادیث مرتبط، به ارتباط آیات و تجزیه و ترکیب آنها و نظرات مختلف مفسران میپردازد. نویسندهٔ کتاب اهتمام ویژهای در رد اسرائیلیات و نقد عقاید صوفیان دارد.