دُرّ نجف

کلام الامیر — جلد سوم

وسائل

قِيلَ لِأَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مَنْ شَهِدَ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَانَ مُؤْمِناً قَالَ فَأَيْنَ فَرَائِضُ اَللَّهِ إِلَى أَنْ قَالَ: ثُمَّ قَالَ فَمَا بَالُ مَنْ جَحَدَ اَلْفَرَائِضَ كَانَ كَافِراً. (وسائل ج۱ ص۳۴)

از امیرمؤمنان(ع) پرسیدند: کسی که بگوید خدا یکتاست و به رسالت محمد(ص) ایمان داشته باشد، مؤمن است؟ فرمود: پس تکلیف فرایض چه می‌شود؟! هرکس فرایض خدا را انکار کند، کافر است.

عَنْ عَبْدِ اَلْعَظِيمِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْحَسَنِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَنْ آبَائِهِ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي حَدِيثٍ قَالَ: إِنَّ اَللَّهَ بِكَرَمِهِ وَ فَضْلِهِ يُدْخِلُ اَلْعَبْدَ بِصِدْقِ اَلنِّيَّةِ وَ اَلسَّرِيرَةِ اَلصَّالِحَةِ اَلْجَنَّةَ. (وسائل ج۱ ص۵۶)

عبدالعظیم حسنی از امام باقر(ع) از امیرمؤمنان(ع) روایت میکند: کسی که صدق نیّت و صفای باطن داشته باشد را، خداوند به واسطهٔ فضل و کرمش، بهشتی می‌کند.

علِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ اَلْمُرْتَضَى فِي رِسَالَةِ اَلْمُحْكَمِ وَ اَلْمُتَشَابِهِ نَقْلاً مِنْ تَفْسِيرِ اَلنُّعْمَانِيِّ بِإِسْنَادِهِ اَلآتِي عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : فَإِنَّ اَللَّهَ نَهَى اَلْمُؤْمِنَ أَنْ يَتَّخِذَ اَلْكَافِرَ وَلِيّاً ثُمَّ مَنَّ عَلَيْهِ بِإِطْلاَقِ اَلرُّخْصَةِ لَهُ عِنْدَ اَلتَّقِيَّةِ قَالَ اَللَّهُ تَعَالَى لاَ يَتَّخِذِ اَلْمُؤْمِنُونَ اَلْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللهِ فِي شَيْءٍ إِلاَّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً فَهَذِهِ رَحْمَةٌ تَفَضَّلَ اَللَّهُ بِهَا عَلَى اَلْمُؤْمِنِينَ رَحْمَةً لَهُمْ لِيَسْتَعْمِلُوهَا عِنْدَ اَلتَّقِيَّةِ فِي اَلظَّاهِرِ وَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ، إِنَّ اَللَّهَ يُحِبُّ أَنْ يُؤْخَذَ بِرُخَصِهِ كَمَا يُحِبُّ أَنْ يُؤْخَذَ بِعَزَائِمِهِ. (وسائل ج۱ ص۱۰۷)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خداوند مؤمنان را نهی کرده که به کافران اظهار دوستی کنند، جز در موضع تقیّه، برای حفاظتِ از خویش. و این، رخصت، و نوعی تفضّل و رحمت است نسبت به مؤمنین. و چنانکه رسول خدا(ص) فرموده، خدا دوست دارد مؤمنین همانگونه که به واجباتش عمل می‌کنند، به رخصت‌هایش هم عمل کنند.

تَمِيمِ بْنِ سَلَمَةَ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: اِقْتِصَادٌ فِي سُنَّةٍ خَيْرٌ مِنِ اِجْتِهَادٍ فِي بِدْعَةٍ. (وسائل ج۱ ص۱۱۱)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: در دایرهٔ سنّت ماندن و در آن میانه‌رو بودن، بهتر است تا به بدعت آلوده گشتن و در آن تاختن.

فِي كِتَابِ فَضْلِ اَلْكُوفَةِ بِإِسْنَادِهِ إِلَى عُقْبَةَ بْنِ عَلْقَمَةَ قَالَ: اِشْتَرَى أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَرْضاً مَا بَيْنَ اَلنَّجَفِ إِلَى اَلْحِيرَةِ إِلَى اَلْكُوفَةِ ، مِنَ اَلدَّهَاقِينَ بِأَرْبَعِينَ أَلْفَ دِرْهَمٍ وَ أَشْهَدَ عَلَى شِرَائِهِ قَالَ فَقُلْتُ لَهُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ، تَشْتَرِي هَذَا بِهَذَا اَلْمَالِ وَ لَيْسَ يَنْبُتُ حَظّاً فَقَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَقُولُ كُوفَانَ كُوفَانَ يُرَدُّ أَوَّلُهَا عَلَى آخِرِهَا يُحْشَرُ مِنْ ظَهْرِهَا سَبْعُونَ أَلْفاً يَدْخُلُونَ اَلْجَنَّةَ بِغَيْرِ حِسَابٍ فَاشْتَهَيْتُ أَنْ يُحْشَرُوا مِنْ مِلْكِي. (وسائل ج۳ ص۱۶۱)

راوی گوید: امیرمؤمنان(ع) زمین وسیعی را که بخشی از آن اکنون وادی‌السلام است، از خوانین آنجا به چهل هزار درهم خرید و سند گرفت. ایراد گرفتند که این زمین به چه کار آیدت درحالیکه چیزی در آن نمی‌روید؟! فرمود: از رسول خدا(ص) شنیدم که از ظَهرِ کوفه هزاران هزار ولیّ، بی‌حساب به بهشت محشور می‌شوند؛ دوست دارم که در ملک من خفته باشند و از آنجا عازم بهشت شوند.

عَنِ اَلْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : مَنْ حَدَّدَ قَبْراً أَوْ مَثَّلَ مِثَالاً فَقَدْ خَرَجَ عَنِ اَلْإِسْلاَمِ . وَ رَوَاهُ اَلصَّدُوقُ مُرْسَلاً وَ رَوَاهُ اَلْبَرْقِيُّ فِي اَلْمَحَاسِنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ. (وسائل ج۳ ص۲۰۸)

اصبغِ نُباته گوید امیرمؤمنان(ع) میفرمود: هرکس قبری را نشانه‌گذاری کند یا مجسمه‌ای بسازد، از اسلام خارج شده. صدوق و برقی نیز این روایت را آورده‌اند.

گوییم: مبارزهٔ علی(ع) با مقبره سازی که سنّت عجمان در یمن و عراق بوده، از محکمات تاریخ امیرمؤمنان(ع) است و در روایات بسیاری آمده است. در نهج‌البلاغه نیز آمده که رسول خدا (ص) مرا به یمن فرستاد و دستور داد تمام قبرها را با زمین برابر کن به شکلی که نشانه‌ای از آنها به جا نماند! روایت بعدی نیز نقلی از همان واقعه از زبان امام صادق(ع) است.

عَنِ اَلسَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : بَعَثَنِي رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ إِلَى اَلْمَدِينَةِ ، فَقَالَ لاَ تَدَعْ صُورَةً إِلاَّ مَحَوْتَهَا وَ لاَ قَبْراً إِلاَّ سَوَّيْتَهُ وَ لاَ كَلْباً إِلاَّ قَتَلْتَهُ. (وسائل ج۳ ص۲۰۹)

ترجمه و شرح این روایت را در روایت بالا آوردیم. منظور از صورت، مجسمه یا بت است. در این دو روایت بحث قبور و تماثیل مورد قبول فقهای عامه واقع شده و به آن عمل کرده‌اند. اما بحث کشتن سگ‌ها مورد قبول هیچ یک از فقهای عامه و خاصه واقع نشده و محملی برای آن پیدا نکرده و هیچ یک به آن عمل نکرده‌اند. در واقع روایت از این حیث مهجور و خلاف قاعده و خلاف فطرت است. به چه دلیل باید حیوانی را که خدا خلق کرده در ناحیه‌ای کشت؟! بعضی‌ها گفته‌اند ممکن است در آن ناحیه بیماری هاری شایع شده و سگ‌های ولگرد که عامل آن بیماری بوده‌اند و مردم را می‌دریده‌اند مقصود بوده؛ و الا هیچ توجیهی برای این بخش از روایت نمی‌تواند وجود داشته با شد. وجود این بخش در روایت، باعث تضعیف خود روایت هم می‌شود. مضاف بر اینکه وجود سکونی در سند روایت، روایت را تضعیف می‌کند.

عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ رَفَعَهُ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فِي حَدِيثٍ: مَنْ صَبَرَ عَلَى اَلْمُصِيبَةِ حَتَّى يَرُدَّهَا بِحُسْنِ عَزَائِهَا كَتَبَ اَللَّهُ لَهُ ثَلاَثَمِائَةِ دَرَجَةٍ. (وسائل ج۳ ص۲۵۹)

امیرمؤمنان(ع) از رسول خدا(ص) روایت میکند که هرکس مصیبتی را با صبر، به نحو احسن پشت سر بگذارد، سیصد درجه پیش خدا تقرّب پیدا می‌کند.

عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ بَكْرٍ اَلرَّجَّانِيِّ قَالَ: إِنَّ عَلِيّاً عَلَيْهِ اَلسَّلاَمِ قَتَلَ أَصْحَابَ اَلنَّهْرَوَانِ ، فَأَصْبَحَ أَصْحَابُ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمِ يَبْكُونَ عَلَيْهِمْ فَقَالَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَ تَأْسَوْنَ عَلَيْهِمْ فَقَالُوا لاَ ، إِنَّا ذَكَرْنَا اَلْأُلْفَةَ اَلَّتِي كُنَّا عَلَيْهَا وَ اَلْبَلِيَّةَ اَلَّتِي أَوْقَعَتْهُمْ فَلِذَلِكَ رَقَقْنَا عَلَيْهِمْ قَالَ لاَ بَأْسَ. (وسائل ج۳ ص۲۸۴)

راوی گوید: پس از پایان جنگ نهروان، علی(ع) دید که برخی یارانش در میان کشتگان خوارج میگردند و می‌گریند! فرمود: برایشان ناراحتید؟! گفتند: بعضی از آنها دوستان ما بودند؛ یاد خاطراتمان می‌افتیم و بحالشان تأسف می‌خوریم که چرا اینطور شد؟! امیرمؤمنان(ع) فرمود: دنیا همین است!

فِي اَلْخِصَالِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي حَدِيثِ اَلْأَرْبَعِمِائَةِ قَالَ: تَنَزَّهُوا عَنْ قُرْبِ اَلْكِلاَبِ فَمَنْ أَصَابَ اَلْكَلْبَ وَ هُوَ رَطْبٌ فَلْيَغْسِلْهُ وَ إِنْ كَانَ جَافّاً فَلْيَنْضِحْ ثَوْبَهُ بِالْمَاءِ. (وسائل ج۳ ص۴۱۷)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: تا می‌توانید از سگ دوری کنید! اگر رطوبتش به جایی خورد، آنجا را بشویید و حتی محل تماس خشکش را بعداً آب بکِشید.

فِي اَلْخِصَالِ بِإِسْنَادِهِ اَلآتِي عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي حَدِيثِ اَلْأَرْبَعِمِائَةِ قَالَ: عَلِّمُوا صِبْيَانَكُمُ اَلصَّلاَةَ وَ خُذُوهُمْ بِهَا إِذَا بَلَغُوا ثَمَانِيَ سِنِينَ. (وسائل ج۴ ص۲۰)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: به بچه‌هایتان نماز یاد بدهید و چون هشت ساله شدند، از آنها نمازخواندن بخواهید.

عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمِ أَنَّهُ قَالَ فِي كَلاَمٍ يُوصِي أَصْحَابَهُ: تَعَاهَدُوا أَمْرَ اَلصَّلاَةِ وَ حَافِظُوا عَلَيْهَا وَ اِسْتَكْثِرُوا مِنْهَا وَ تَقَرَّبُوا بِهَا إِنَّهَا لَتَحُتُّ اَلذُّنُوبَ حَتَّ اَلْوَرَقِ وَ تُطْلِقُهَا إِطْلاَقَ اَلرِّبَقِ. (وسائل ج۴ ص۳۰)

امیرمؤمنان(ع) به اصحابش راجع به نماز، زیاد سفارش میکرد و میفرمود مراقب نمازتان باشید و زیاد نماز بخوانید و با نماز به خدا نزدیک شوید. نماز، گناهانتان را می‌ریزاند، چنانکه برگِ درخت فرومی‌ریزد و می‌فرمود: نماز، شما را آزاد می‌کند، مثل برده‌ای که از بردگیِ غیر آزاد می‌شود.

عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: اَلْوَتْرُ فِي كِتَابِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَاجِبٌ وَ هُوَ وَتْرُ اَللَّيْلِ وَ اَلْمَغْرِبُ وَتْرُ اَلنَّهَارِ. (وسائل ج۴ ص۹۱)

امام باقر(ع) میفرمود: علی(ع) نماز یک رکعتی شب(وتر) را مثل نماز مغرب واجب می‌دانست.

عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: إِنِ اِسْتَطَعْتَ أَنْ تُصَلِّيَ فِي كُلِّ يَوْمٍ أَلْفَ رَكْعَةٍ فَصَلِّ إِنَّ عَلِيّاً عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ كَانَ فِي آخِرِ عُمُرِهِ يُصَلِّي فِي كُلِّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ أَلْفَ رَكْعَةٍ. (وسائل ج۴ ص۹۷)

امام صادق(ع) فرمود: علی(ع) اواخر عمرش در هر شبانه روز، هزار رکعت نماز می‌خواند.

عَنْ حَمْزَةَ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عن كَانَ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ ، قَالَ إِنَّ اَلْعَبْدَ لاَ يُقْبَلُ مِنْ صَلاَتِهِ إِلاَّ مَا أَقْبَلَ عَلَيْهِ مِنْهَا بِقَلْبِهِ فَقَالَ رَجُلٌ هَلَكْنَا فَقَالَ كَلاَّ إِنَّ اَللَّهَ مُتِمُّ ذَلِكَ بِالنَّوَافِلِ. (وسائل ج۴ ص۹۹)

روزی امیرمؤمنان(ع) فرمود: از نماز، پذیرفته نمی‌شود جز آن مقداری که با توجه باشد!

در این وقت، از اصحاب گفت: پس نمازِ هیچ کدامِ ما قبول نیست و همگی هلاک شده‌ایم!

امیرمؤمنان(ع) فرمود: ابداً؛ خداوند نمازهای مستحبّی را گذاشته؛ تا نواقص نمازهای واجب ما جبران شود.

بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي حَدِيثِ اَلْأَرْبَعِمِائَةِ قَالَ: لَيْسَ عَمَلٌ أَحَبَّ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ اَلصَّلاَةِ فَلاَ يَشْغَلَنَّكُمْ عَنْ أَوْقَاتِهَا شَيْءٌ مِنْ أُمُورِ اَلدُّنْيَا فَإِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ ذَمَّ أَقْوَاماً فَقَالَ اَلَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاَتِهِمْ سَاهُونَ، يَعْنِي أَنَّهُمْ غَافِلُونَ اِسْتَهَانُوا بِأَوْقَاتِهَا. (وسائل ج۴ ص۱۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: محبوب‌تر از نماز، عملی پیش خدا نداریم؛ پس مراقب با شید زمانیکه اولِ وقت نماز است، چیزی از امور دنیا، بیخود شما را مشغول نکند. که مشمول ذمّ خدا میشوید که فرموده: اَلَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ سَاهُونَ. یعنی به نمازشان و اوقاتش بی‌توجه‌اند!

بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي حَدِيثِ اَلْأَرْبَعِمِائَةِ قَالَ: اَلْمُنْتَظِرُ وَقْتَ اَلصَّلاَةِ بَعْدَ اَلصَّلاَةِ مِنْ زُوَّارِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ حَقٌّ عَلَى اَللَّهِ أَنْ يُكْرِمَ زَائِرَهُ وَ أَنْ يُعْطِيَهُ مَا سَأَلَ. (وسائل ج۴ ص۱۱۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کسیکه پیش از رسیدن وقت نماز، منتظر نماز است، از زائران خدا محسوب می‌شود و بر خداست که زائرش را اکرام کند و آنچه می‌خواهد به او بدهد.

عَنْ سُوَيْدِ بْنِ غَفَلَةَ عَنْ عَلِيٍّ وَ عُمَرَ وَ أَبِي بَكْرٍ وَ اِبْنِ عَبَّاسٍ قَالُوا كُلُّهُمْ: صَلِّ اَلْعَصْرَ وَ اَلْفِجَاجُ مُشْفِرَةٌ فَإِنَّهَا كَانَتْ صَلاَةَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ. (وسائل ج۴ ص۱۵۴)

راوی گوید امیرمؤمنان(ع) نماز عصر را ساعتی مانده به مغرب می‌خواند و میفرمود رسول خدا(ص) در این وقت، عصر را اقامه می‌کرد.

اَلْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدٍ اَلطُّوسِيُّ فِي اَلْمَجَالِسِ بِإِسْنَادٍ تَقَدَّمَ فِي كَيْفِيَّةِ اَلْوُضُوءِ قَالَ: لَمَّا وَلَّى أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ ، مُحَمَّدَ بْنَ أَبِي بَكْرٍ مِصْرَ وَ أَعْمَالَهَا كَتَبَ لَهُ كِتَاباً وَ أَمَرَهُ أَنْ يَقْرَأَهُ عَلَى أَهْلِ مِصْرَ وَ يَعْمَلَ بِمَا وَصَّاهُ فِيهِ وَ ذَكَرَ اَلْكِتَابَ بِطُولِهِ إِلَى أَنْ قَالَ: صَلَّى اَلْمَغْرِبَ حِينَ غَرَبَتِ اَلشَّمْسُ ثُمَّ صَلَّى اَلْعِشَاءَ اَلآخِرَةَ حِينَ غَابَ اَلشَّفَقُ ثُمَّ صَلَّى اَلصُّبْحَ فَأَغْلَسَ بِهَا وَ اَلنُّجُومُ مُشْتَبِكَةٌ فَصَلِّ لِهَذِهِ اَلْأَوْقَاتِ وَ اِلْزَمِ اَلسُّنَّةَ اَلْمَعْرُوفَةَ وَ اَلطَّرِيقَ اَلْوَاضِحَ ثُمَّ اُنْظُرْ رُكُوعَكَ وَ سُجُودَكَ فَإِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَانَ أَتَمَّ اَلنَّاسِ صَلاَةً وَ أَخَفَّهُمْ عَمَلاً فِيهَا وَ اِعْلَمْ أَنَّ كُلَّ شَيْءٍ مِنْ عَمَلِكَ تَبَعٌ لِصَلاَتِكَ فَمَنْ ضَيَّعَ اَلصَّلاَةَ فَإِنَّهُ لِغَيْرِهَا أَضْيَعُ. (وسائل ج۴ص۱۶۱)

در توصیهٔ امیرمؤمنان(ع) به محمد بن ابی‌بکر است که نماز مغرب را با مردم، حین غروب قرص خورشید بخوان و نماز عشاء را وقت ذهاب سرخی آسمان و وقت نماز صبح را وقتی که هنوز ستاره‌ها هستند و به سنّتی که معروف است عمل کن و راهی را که واضح است برو و رکوع و سجود نمازت، کامل باشد، مثل رکوع و سجود نماز رسول خدا(ص) که در عین کمالِ رکوع و سجودش، نمازش ساده و آسان بود. و بدان که بقیهٔ امور تو تابع نماز توست؛ اگر نمازت ضایع گردد بقیهٔ کارهای تو نیز ضایع خواهند شد.

عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : صَلُّوا بِهِمُ اَلْعَصْرَ وَ اَلشَّمْسُ بَيْضَاءُ حَيَّةٌ فِي عُضْوٍ مِنَ اَلنَّهَارِ حِينَ يُسَارُ فِيهَا فَرْسَخَانِ وَ صَلُّوا بِهِمْ صَلاَةَ أَضْعَفِهِمْ وَ لاَ تَكُونُوا فَتَّانِينَ. (وسائل ج۴ ص۱۶۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: نماز عصر را وقتی بخوان که خورشید چنان در کنارهٔ آسمان پهلو گرفته که دو فرسخی میشود تا شب، تاخت؛ و نماز جماعت را چنان بخوان که مأمومی طاقتش از همه کمتر است، به سختی نیفتد.

عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي حَدِيثِ اَلْأَرْبَعِمِائَةِ قَالَ: مَنْ أَتَى اَلصَّلاَةَ عَارِفاً بِحَقِّهَا غُفِرَ لَهُ قَالَ اَللَّهُ تَعَالَى اَلَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلاَتِهِمْ دَائِمُونَ ، يَعْنِي اَلَّذِينَ يَقْضُونَ مَا فَاتَهُمْ مِنَ اَللَّيْلِ بِالنَّهَارِ وَ مَا فَاتَهُمْ مِنَ اَلنَّهَارِ بِاللَّيْلِ. (وسائل ج۴ ص۲۲۸)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کسیکه نماز را بجا آورد و عارفِ به حق نماز باشد، مغفور است. اینکه خدا فرموده: اَلَّذِينَ هُمْ عَلىٰ صَلاتِهِمْ دائِمُونَ، کسانی هستند که نماز فوت شدهٔ شب را روز می‌خوانند و نماز فوت شدهٔ روز را شب.

عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي حَدِيثٍ طَوِيلٍ: إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَى إِذَا حَجَبَ عَنْ عِبَادِهِ عَيْنَ اَلشَّمْسِ اَلَّتِي جَعَلَهَا دَلِيلاً عَلَى أَوْقَاتِ اَلصَّلَوَاتِ فَمُوَسَّعٌ عَلَيْهِمْ تَأْخِيرُ اَلصَّلَوَاتِ لِيَتَبَيَّنَ لَهُمُ اَلْوَقْتُ بِظُهُورِهَا وَ يَسْتَيْقِنُوا أَنَّهَا قَدْ زَالَتْ. (وسائل ج۴ ص۲۷۹)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: روزهایی که ابری است و خورشید پیدا نیست، به تعویق انداختن نماز ظهر اشکالی ندارد. تا یقین به ظهر شرعی حاصل گردد.

عَنِ اَلسِّنْدِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي اَلْبَخْتَرِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: كَسَا عَلِيٌّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ اَلنَّاسَ بِالْكُوفَةِ ، فَكَانَ فِي اَلْكِسْوَةِ بُرْنُسُ خَزٍّ فَسَأَلَهُ إِيَّاهُ اَلْحَسَنُ فَأَبَى أَنْ يُعْطِيَهُ إِيَّاهُ وَ أَسْهَمَ عَلَيْهِ بَيْنَ اَلْمُسْلِمِينَ فَصَارَ لِفَتًى مِنْ هَمْدَانَ فَانْقَلَبَ بِهِ اَلْهَمْدَانِيُّ فَقِيلَ لَهُ إِنَّ حَسَناً كَانَ سَأَلَهُ أَبَاهُ فَمَنَعَهُ إِيَّاهُ فَأَرْسَلَ بِهِ اَلْهَمْدَانِيُّ إِلَى اَلْحَسَنِ فَقَبِلَهُ. (وسائل ج۴ ص۳۶۶)

امیرمؤمنان(ع) لباس‌هایی را میان مردم در کوفه قسمت میکرد. بُرنُسِ خَزّی را حسن(ع) طلب کرد. علی(ع) به او نداد و به میان جمعیت انداخت. بدست جوانی هَمْدانی افتاد. به او گفتند حسن(ع) اینرا می‌خواست. جوان آنرا به حسن(ع) هدیه داد و حسن پذیرفت.

عَنْ إِسْمَاعِيلَ اَلسِّنْدِيِّ عَنْ عَبْدِ خَيْرٍ قَالَ: كَانَ لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَرْبَعَةُ خَوَاتِيمَ يَتَخَتَّمُ بِهَا يَاقُوتٌ لِنُبْلِهِ وَ فَيْرُوزَجٌ لِنَصْرِهِ وَ اَلْحَدِيدُ اَلصِّينِيُّ لِقُوَّتِهِ وَ عَقِيقٌ لِحِرْزِهِ. (وسائل ج۴ ص۴۲۰)

علی(ع) چهار انگشتر داشت: یاقوت برای عزّت؛ فیروزه برای نصرت؛ حدید چینی برای قدرت؛ و عقیق برای حفاظت.

مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : جَاءَ أَعْرَابِيٌّ إِلَى اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَسَأَلَهُ عَنْ شَرِّ بِقَاعِ اَلْأَرْضِ وَ خَيْرِ بِقَاعِ اَلْأَرْضِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ، شَرُّ بِقَاعِ اَلْأَرْضِ اَلْأَسْوَاقُ إِلَى أَنْ قَالَ: وَ خَيْرُ اَلْبِقَاعِ اَلْمَسَاجِدُ وَ أَحَبُّهُمْ إِلَى اَللَّهِ أَوَّلُهُمْ دُخُولاً وَ آخِرُهُمْ خُرُوجاً مِنْهَا. (وسائل ج۵ ص۲۹۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: یک روز یک اعرابی از رسول خدا(ص) پرسید: بدترین جای زمین کجاست؟ رسول خدا(ص) فرمود: بازار! پرسید: بهترین جا کجا ست؟ فرمود: مسجد. سپس فرمود: زود وارد مساجد شوید و دیر از آنجا خارج شوید و بیشتر در آنجا بمانید.

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ اَلْمُثَنَّى عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : أَنَّ عَلِيّاً عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ كَرِهَ اَلصُّوَرَ فِي اَلْبُيُوتِ. (وسائل ج۵ ص۳۰۴)

امام صادق(ع) فرمود: امیرمؤمنان(ع) خوشش نمی‌آمد در خانه نقاشی باشد.

عَنْ غِيَاثِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: لاَ يَسْجُدُ اَلرَّجُلُ عَلَى شَيْءٍ لَيْسَ عَلَيْهِ سَائِرُ جَسَدِهِ. (وسائل ج۵ ص۳۷۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: بر چیزی که فقط پیشانی شما بر آن است، سجده نکنید.

گوییم: یعنی سجده باید بر سطح واحد صورت گیرد، به حیثی که پیشانی و دیگر مواضع در یک سطح باشد و بر یک شی باشد. مانند حصیر، یا سنگفرش، یا زمین، یا سجاده(در صورتیکه سجده بر بافتهٔ پشم و پنبه را رسته از زمین، و درست بدانیم)

فِي اَلْخِصَالِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي حَدِيثِ اَلْأَرْبَعِمِائَةِ قَالَ: لاَ يَقُومَنَّ أَحَدُكُمْ فِي اَلصَّلاَةِ مُتَكَاسِلاً وَ لاَ نَاعِساً وَ لاَ يُفَكِّرَنَّ فِي نَفْسِهِ فَإِنَّهُ بَيْنَ يَدَيْ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِنَّمَا لِلْعَبْدِ مِنْ صَلاَتِهِ مَا أَقْبَلَ عَلَيْهِ مِنْهَا بِقَلْبِهِ. (وسائل ج۵ ص۴۴۷)

امی

عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: لاَ تُجَاوِزْ بِطَرْفِكَ فِي اَلصَّلاَةِ مَوْضِعَ سُجُودِكَ. (وسائل ج۵ ص۵۱۰)

از علی علیه‌السلام نقل شده است که فرمود: در نماز، نگاهت را از محل سجده‌ات فراتر مبر.

وَ عَنْ ( أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ ) قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَ نَتَعَوَّذُ بِشَيْءٍ مِنْ هَذِهِ اَلرُّقَى قَالَ لاَ إِلاَّ مِنَ اَلْقُرْآنِ إِنَّ عَلِيّاً عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ كَانَ يَقُولُ إِنَّ كَثِيراً مِنَ اَلرُّقَى وَ اَلتَّمَائِمِ مِنَ اَلْإِشْرَاكِ. (وسائل ج۶ ص۲۳۷)

از امام باقر(ع) پرسیدیم: از نوشته‌هایی که میگویند تعویذ است، استفاده کنیم؟ فرمود: از چیزهایی استفاده کنید که فقط شامل قرآن باشد. علی(ع) میفرمود: اکثر تعویذها و دعاها، شرک است.

مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ قَالَ سَأَلَ رَجُلٌ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : فَقَالَ يَا اِبْنَ عَمِّ خَيْرِ خَلْقِ اَللَّهِ مَا مَعْنَى مَدِّ عُنُقِكَ فِي اَلرُّكُوعِ فَقَالَ تَأْوِيلُهُ آمَنْتُ بِاللَّهِ وَ لَوْ ضُرِبَتْ عُنُقِي. (وسائل ج۶ ص۳۲۵)

از امیرمؤمنان(ع) پرسیدیم: معنای کشیدن سر در رکوع چیست؟ فرمود: یعنی گردنم را هم بزنید، از دینم دست برنمی‌دارم!

عَنِ اَلْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ: كَانَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِذَا رَفَعَ رَأْسَهُ مِنَ اَلسُّجُودِ قَعَدَ حَتَّى يَطْمَئِنَّ ثُمَّ يَقُومُ فَقِيلَ لَهُ فَقَالَ هَذَا مِنْ تَوْقِيرِ اَلصَّلاَةِ. (وسائل ج۶ ص۳۴۷)

امیرمؤمنان(ع) وقتی سر از سجود بر می‌داشت، لحظه‌ای آرام می‌نشست، سپس برمی‌خاست و می‌فرمود: این کار، تکریمِ نماز است.

عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ هِلاَلٍ قَالَ: شَكَوْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ تَفَرُّقَ أَمْوَالِنَا وَ مَا دَخَلَ عَلَيْنَا فَقَالَ عَلَيْكَ بِالدُّعَاءِ وَ أَنْتَ سَاجِدٌ فَإِنَّ أَقْرَبَ مَا يَكُونُ اَلْعَبْدُ إِلَى اَللَّهِ وَ هُوَ سَاجِدٌ قَالَ قُلْتُ فَأَدْعُو فِي اَلْفَرِيضَةِ وَ أُسَمِّي حَاجَتِي فَقَالَ نَعَمْ قَدْ فَعَلَ ذَلِكَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ، فَدَعَا عَلَى قَوْمٍ بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ وَ فَعَلَهُ عَلِيٌّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ بَعْدَهُ. (وسائل ج۶ ص۳۷۱)

راوی گوید: به امام صادق(ع) از مشکلات مالی شکایت کردم؛ فرمود: در حالت سجده، دعا کن! که سجده نزدیک‌ترین حالت بنده به خداست.

راوی گوید گفتم: در سجدهٔ نماز ایرادی ندارد؟ فرمود: نه! رسول خدا(ص) هم در نماز دعا می‌کرد و چیزهایی را که می‌خواست، نام می‌برد؛ علی(ع) هم این کار را می‌کرد.

بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي حَدِيثِ اَلْأَرْبَعِمِائَةِ قَالَ: لاَ تَسْتَصْغِرُوا قَلِيلَ اَلآثَامِ فَإِنَّ اَلْقَلِيلَ يُحْصَى وَ يَرْجِعُ إِلَى اَلْكَثِيرِ وَ أَطِيلُوا اَلسُّجُودَ فَمَا مِنْ عَمَلٍ أَشَدَّ عَلَى إِبْلِيسَ مِنْ أَنْ يَرَى اِبْنَ آدَمَ سَاجِداً لِأَنَّهُ أُمِرَ بِالسُّجُودِ فَعَصَى وَ هَذَا أُمِرَ بِالسُّجُودِ فَأَطَاعَ فَنَجَا. (وسائل ج۶ ص۳۸۱)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: گناهان کوچک را دستِ کم نگیرید که روی هم جمع و زیاد میشوند و سجده‌ها را طولانی کنید که عملی بر ابلیس سنگین‌تر از سجدهٔ آدم نیست. چون سجده نکردن بر آدم او را مطرود ساخت.

قَالَ رَجُلٌ لِأَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مَا مَعْنَى قَوْلِ اَلْإِمَامِ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكُمْ فَقَالَ إِنَّ اَلْإِمَامَ يُتَرْجِمُ عَنِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ يَقُولُ فِي تَرْجَمَتِهِ لِأَهْلِ اَلْجَمَاعَةِ أَمَانٌ لَكُمْ مِنْ عَذَابِ اَللَّهِ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ. (وسائل ج۶ ص۴۱۷)

از امیرمؤمنان(ع) پرسیدند یعنی چه که امام جماعت در آخر نماز میگوید: السلام علیکم و رحمة الله و برکاته؟ فرمود: از طرف خدا به مردم سلام میدهد و به آنها از عذاب، امان میدهد.

عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَنْ آبَائِهِ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : قَالَ إِذَا فَرَغَ أَحَدُكُمْ مِنَ اَلصَّلاَةِ فَلْيَرْفَعْ يَدَيْهِ إِلَى اَلسَّمَاءِ وَ لْيَنْصَبْ فِي اَلدُّعَاءِ. (وسائل ج۶ ص۴۸۷)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: پس از نماز، دستها را به آسمان بلند کرده و مشغول دعا شوید.

عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي حَدِيثِ اَلْأَرْبَعِمِائَةِ قَالَ: إِذَا نَامَ أَحَدُكُمْ فَلْيَضَعْ يَدَهُ اَلْيُمْنَى تَحْتَ خَدِّهِ اَلْأَيْمَنِ فَإِنَّهُ لاَ يَدْرِي أَ يَنْتَبِهُ مِنْ رَقْدَتِهِ أَمْ لاَ. (وسائل ج۶ ص۵۰۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: موقع خواب دست راست خود را زیر سر بگذارید، و حس کسی را داشته باشید که نمیداند از خواب برمی‌خیزید یا نه!

عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي حَدِيثِ اَلْأَرْبَعِمِائَةِ قَالَ: مَنْ كَانَ لَهُ إِلَى رَبِّهِ حَاجَةٌ فَلْيَطْلُبْهَا فِي سَاعَاتٍ سَاعَةٍ فِي يَوْمِ اَلْجُمُعَةِ ، وَ سَاعَةٍ تَزُولُ اَلشَّمْسُ وَ حِينَ تَهُبُّ اَلرِّيَاحُ وَ تُفَتَّحُ أَبْوَابُ اَلسَّمَاءِ وَ تَنْزِلُ اَلرَّحْمَةُ وَ يَصُوتُ اَلطَّيْرُ وَ سَاعَةٍ فِي آخِرِ اَللَّيْلِ. (وسائل ج۷ ص۶۷)

امیرمؤمنان(ع) فرمود اوقاتی برای حاجت خواستن از خدا خوب است: یکی ساعتی در روز جمعه؛ دوم هنگام ظهر؛ سوم هنگامی که باد می‌وزد در این وقت درهای آسمان باز و رحمت نازل می‌شود؛ چهارم هنگامی که پرنده‌ها می‌خوانند؛ و پنجم ساعتی در آخر شب.

عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي حَدِيثٍ قَالَ: تَحَوُّلُ اَلنُّطْفَةِ فِي اَلرَّحِمِ أَرْبَعِينَ يَوْماً فَمَنْ أَرَادَ أَنْ يَدْعُوَ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَفِي تِلْكَ اَلْأَرْبَعِينَ قَبْلَ أَنْ يُخْلَقَ ثُمَّ يَبْعَثُ اَللَّهُ مَلَكَ اَلْأَرْحَامِ فَيَأْخُذُهَا فَيَقُولُ يَا إِلَهِي أَ شَقِيٌّ أَمْ سَعِيدٌ. (وسائل ج۷ ص۱۴۱)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: از انعقاد نطفه در رحم تا تعیین سرنوشت کلی آن چهل روز فرصت است. پس در این چهل روز دعا کنید. پس از این چهل روز ملکی می‌آید و می‌پرسد خدایا سرنوشت این بچه سخت باشد یا آسان؟

گوییم: یعنی رقم می‌خورد که چه روحی با چه سرنوشتی به این بدن متعلق شود و پس از آن، تغییر سرنوشت نه ناممکن، بلکه بسیار سخت است. مثلاً اگر فرزندی با تقدیری سخت برای این بدن مقدر شد، فرق می‌کند با اینکه فرزندی با تقدیری آسان و درخشان و سعادتمند برایش مقدر شده باشد. پس این فرصت چهل روزه را نباید از دست داد.

عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قِرَاءَةُ اَلْقُرْآنِ فِي اَلصَّلاَةِ أَفْضَلُ مِنْ قِرَاءَةِ اَلْقُرْآنِ فِي غَيْرِ اَلصَّلاَةِ وَ ذِكْرُ اَللَّهِ أَفْضَلُ. (وسائل ج۷ ص۱۶۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: قرآن خواندن در نماز افضل است از قرآن خواندن در غیر نماز و ذکر خدا افضل است از قرآن خواندن.

عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ اَلْعَسْكَرِيِّ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي حَدِيثٍ قَالَ: مَنْ حَزَنَهُ أَمْرٌ يَتَعَاطَاهُ فَقَالَ بِسْمِ اَللَّهِ اَلرَّحْمَنِ اَلرَّحِيمِ، وَ هُوَ مُخْلِصٌ لِلَّهِ وَ يُقْبِلُ بِقَلْبِهِ إِلَيْهِ لَمْ يَنْفَكَّ مِنْ إِحْدَى اِثْنَتَيْنِ إِمَّا بُلُوغِ حَاجَتِهِ فِي اَلدُّنْيَا وَ إِمَّا يُعَدُّ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ يُدَّخَرُ لَهُ لَدَيْهِ وَ مَا عِنْدَ اَللَّهِ خَيْرٌ وَ أَبْقَى لِلْمُؤْمِنِينَ. (وسائل ج۷ ص۱۶۹)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هر کس مسئله‌ای پیش آمده و فکرش را مشغول کرده، خالصانه و با تمام وجودش یک بسم الله الرحمن الرحیم بگوید: یا آن مسئله حل می‌شود یا پیش خدا بهتر از آن برایش ذخیره می‌شود و آنچه پیش خدا برای مؤمنین ذخیره می‌شود همیشه بهتر است.

عَاصِمِ بْنِ حَمْزَةَ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: اَلصَّلاَةُ عَلَى اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ، أَمْحَقُ لِلْخَطَايَا مِنَ اَلْمَاءِ لِلنَّارِ. (وسائل ج۷ ص۱۹۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: صلوات بر پیامبر(ص)، مثل آبی که آتش را خاموش میکند، بلکه بیشتر، اثر خطاهای انسان را محو میکند.

عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ذَاتَ يَوْمٍ لِأَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ ، أَ لاَ أُبَشِّرُكَ قَالَ بَلَى إِلَى أَنْ قَالَ: أَخْبَرَنِي جَبْرَئِيلُ أَنَّ اَلرَّجُلَ مِنْ أُمَّتِي إِذَا صَلَّى عَلَيَّ وَ أَتْبَعَ بِالصَّلاَةِ عَلَيَّ أَهْلَ بَيْتِي فُتِّحَتْ لَهُ أَبْوَابُ اَلسَّمَاءِ وَ صَلَّتْ عَلَيْهِ اَلْمَلاَئِكَةُ سَبْعِينَ صَلاَةً ثُمَّ تَحَاتُّ عَنْهُ اَلذُّنُوبُ كَمَا يَتَحَاتُّ اَلْوَرَقُ مِنَ اَلشَّجَرِ وَ يَقُولُ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَبَّيْكَ عَبْدِي وَ سَعْدَيْكَ يَا مَلاَئِكَتِي أَنْتُمْ تُصَلُّونَ عَلَيْهِ سَبْعِينَ صَلاَةً وَ أَنَا أُصَلِّي عَلَيْهِ سَبْعَمِائَةِ صَلاَةٍ. (وسائل ج۷ ص۲۰۴)

رسول خدا(ص) فرمود: یا علی، جبرئیل به من خبر داد که هرگاه مسلمانی بر من و آل من درود فرستد، درهای آسمان بر او گشوده شود و فرشتگان هفتاد درود بر او فرستند و گناهانش فرو ریزد، همان‌گونه که برگ درخت ریزد و خداوند فرماید: لبیک یا عبدی! ای فرشتگان، شما بر او هفتاد درود فرستادید و من بر او هفتصد درود می‌فرستم.

عَنْ أَبِي اَلْبَخْتَرِيِّ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: اَلاِلْتِفَاتُ فِي اَلصَّلاَةِ اِخْتِلاَسٌ مِنَ اَلشَّيْطَانِ فَإِيَّاكُمْ وَ اَلاِلْتِفَاتَ فِي اَلصَّلاَةِ فَإِنَّ اَللَّهَ مُقْبِلٌ عَلَى اَلْعَبْدِ إِذَا قَامَ فِي اَلصَّلاَةِ فَإِذَا اِلْتَفَتَ قَالَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَا اِبْنَ آدَمَ عَمَّنْ تَلْتَفِتُ ثَلاَثَةً فَإِذَا اِلْتَفَتَ اَلرَّابِعَةَ أَعْرَضَ اَللَّهُ عَنْهُ. (وسائل ج۷ ص۲۸۸)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: پرت شدن حواس در نماز، اختلاس(دزدی پنهان) شیطان از نماز انسان است. مراقب باشید کمتر حواستان پرت شود! حین نماز، خدا به بنده‌اش رو می‌کند و وقتی حواس بنده پرت می‌شود، خدا میفرماید: یابن آدم! کجا رفتی؟! تا سه بار خدا چنین میگوید و نادیده میگیرد. و بار چهارم که بنده حواسش پرت شد، خدا دیگر ولش میکند و در این نماز، از او رو بر میگرداند.

عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: لاَ جُمُعَةَ إِلاَّ فِي مِصْرٍ تُقَامُ فِيهِ اَلْحُدُودُ. (وسائل ج۷ ص۳۰۷)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: نماز جمعه فقط در شهری باید اقامه شود که در آن حدود الهی اجرا می‌گردد.

عَنْ عِيسَى بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: إِنَّ عَبْدِي يَسْتَخِيرُنِي فَأَخِيرُ لَهُ فَيَغْضَبُ. (وسائل ج۸ ص۸۰)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خدا می‌گوید گاهی بنده‌ام از من خیر را طلب می‌کند و من خیرش را برای او برمی‌گزینم، اما ناراحت میشود.

رُوِيَ عَنِ اَلصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: مَنْ صَلَّى مِنْكُمْ أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ صَلاَةَ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ ، خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ كَيَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ وَ قُضِيَتْ حَوَائِجُهُ يَقْرَأُ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ اَلْحَمْدَ مَرَّةً وَ خَمْسِينَ مَرَّةً قُلْ هُوَ اَللَّهُ أَحَدٌ ، فَإِذَا فَرَغَ مِنْهَا دَعَا. (وسائل ج۸ ص۱۱۶)

امام صادق(ع) فرمود: نماز امیرمؤمنان(ع) را بخوانید تا حوائج شما برآید و گناهانتان پاک شود، چنانکه گویا دوباره از مادر متولد شده‌اید: چهار رکعت و در هر رکعت پس از حمد، ۵۰ بار سورهٔ توحید. پس از نماز هم دعا کنید.

عَنْ أَبِي اَلْجَوْزَاءِ عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ عَمْرِو بْنِ خَالِدٍ عَنْ زَيْدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: صَلَّى بِنَا رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اَلظُّهْرَ خَمْسَ رَكَعَاتٍ ثُمَّ اِنْفَتَلَ فَقَالَ لَهُ بَعْضُ اَلْقَوْمِ يَا رَسُولَ اَللَّهِ ، هَلْ زِيدَ فِي اَلصَّلاَةِ شَيْءٌ قَالَ وَ مَا ذَاكَ قَالَ صَلَّيْتَ بِنَا خَمْسَ رَكَعَاتٍ قَالَ فَاسْتَقْبَلَ اَلْقِبْلَةَ وَ كَبَّرَ وَ هُوَ جَالِسٌ ثُمَّ سَجَدَ سَجْدَتَيْنِ لَيْسَ فِيهِمَا قِرَاءَةٌ وَ لاَ رُكُوعٌ ثُمَّ سَلَّمَ ثُمَّ كَانَ يَقُولُ هُمَا اَلْمُرْغِمَتَانِ. (وسائل ج۸ ص۲۳۳)

امیرمؤمنان(ع) روایت میکند: رسول خدا برای ما نماز ظهری خواند که پنج رکعت بود. سپس نماز را به پایان رساند. با تعجب گفتیم: نماز ظهر تغییر کرده؟ فرمود: چطور؟! عرض کردیم: پنج رکعت خواندید! رو به قبله کرد و تکبیر گفت و درحالیکه نشسته بود دو سجده بجا آورد و سلام داد و فرمود این دو سجده برای جبران است.

عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي حَدِيثٍ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : مَنْ سَمِعَ اَلنِّدَاءَ فَلَمْ يُجِبْهُ مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ فَلاَ صَلاَةَ لَهُ. (وسائل ج۸ ص۲۹۱)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کسیکه ندای مؤذن را بشنود و برای نماز برنخیزد، بی‌نماز محسوب شود.

بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ اَلْحَكَمِ عَنْ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ اَلْعَرْزَمِيِّ (عَنْ أَبِيهِ ) عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: صَلَّى عَلِيٌّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ بِالنَّاسِ عَلَى غَيْرِ طُهْرٍ وَ كَانَتِ اَلظُّهْرَ ثُمَّ دَخَلَ فَخَرَجَ مُنَادِيهِ أَنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ صَلَّى عَلَى غَيْرِ طُهْرٍ فَأَعِيدُوا فَلْيُبَلِّغِ اَلشَّاهِدُ اَلْغَائِبَ. (وسائل ج۸ ص۳۷۳)

امام صادق(ع) فرمود: امیرمؤمنان(ع) نماز ظهری را برای مردم به جماعت خواند و سپس فرمان داد منادی ندا دهد: ای مردم! امیرمؤمنان وضو نداشته؛ نماز را اعاده کنید و شاهدان به غائبان برسانند.

عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِي قُرْبِ اَلْإِسْنَادِ عَنِ اَلسِّنْدِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي اَلْبَخْتَرِيِّ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ : أَنَّ عَلِيّاً عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ كَانَ يَقُولُ اِعْتَدَّ فِي زَكَاتِكَ بِمَا أَخَذَ اَلْعَشَّارُ مِنْكَ وَ أَخْفِهَا عَنْهُ مَا اِسْتَطَعْتَ. (وسائل ج۹ ص۲۵۴)

امیرمؤمنان(ع) میفرمود: آنچه مأمور مالیات از تو می‌ستاند، زکاتت محسوب کن و آنچه می‌توانی از او پنهان ساز.

عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ اَلْحَارِثِ اَلْهَمْدَانِيِّ فِي حَدِيثٍ أَنَّهُ سَمِعَ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَقُولُ: اَلْحَوَائِجُ أَمَانَةٌ مِنَ اَللَّهِ فِي صُدُورِ اَلْعِبَادِ فَمَنْ كَتَمَهَا كُتِبَتْ لَهُ عِبَادَةٌ. (وسائل ج۹ ص۴۴۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: از رسول خدا(ص) شنیدم که حوائج مردم، امانت خداست در سینه‌هایشان. هرکس حاجتش را کتمان کند، برایش عبادت نوشته شود.

عَنْ غِيَاثِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَنْ أَبِيهِ: أَنَّ عَلِيّاً عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ كَانَ يَسْتَحِبُّ أَنْ يُفْطِرَ عَلَى اَللَّبَنِ. (وسائل ج۱۰ ص۱۶۰)

امام صادق(ع) فرمود: علی(ع) دوست داشت با شیر افطار کند.

عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِمْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : فِي حَدِيثِ اَلْقَوْمِ اَلَّذِينَ رُفِعُوا إِلَى عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ ، وَ هُمْ مُفْطِرُونَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ ، أَنَّهُ قَالَ لَهُمْ أَ سَفْرٌ أَنْتُمْ قَالُوا لاَ قَالَ فِيكُمْ عِلَّةٌ اِسْتَوْجَبْتُمُ اَلْإِفْطَارَ لاَ نَشْعُرُ بِهَا فَإِنَّكُمْ أَبْصَرُ بِأَنْفُسِكُمْ لِأَنَّ اَللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ بَلِ اَلْإِنْسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ. (وسائل ج۱۰ ص۲۲۱)

امام صادق(ع) فرمود: ماه رمضان، عدّه‌ای را گرفتند و پیش علی(ع) آوردند که اینها روزه نیستند! امیرمؤمنان(ع) از آنها پرسید: مسافرید؟ گفتند: نه. فرمود: پس لابد روزه نبودنتان به دلیلی است که ما نمی‌دانیم و خودتان بهتر می‌دانید. خدا فرموده: انسان خودش، خودش را بهتر می‌شناسد: بَلِ اَلْإِنْسَانُ عَلىٰ نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ.

عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي حَدِيثِ اَلْأَرْبَعِمِائَةِ قَالَ: إِذَا أَرَدْتُمُ اَلْحَجَّ فَتَقَدَّمُوا فِي شِرَاءِ اَلْحَوَائِجِ لِبَعْضٍ مَا يُقَوِّيكُمْ عَلَى اَلسَّفَرِ فَإِنَّ اَللَّهَ يَقُولُ وَ لَوْ أَرَادُوا اَلْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً. (وسائل ج۱۱ ص۳۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کسی که میخواهد حجّ نصیبش شود، شروع کند به خریدن برخی لوازم سفر؛ خدا فرموده: اگر واقعاً میخواستند عازم شوند، اسبابش را مهیّا می‌کردند.

عَلِيُّ بْنُ مُوسَى بْنِ طَاوُسٍ فِي أَمَانِ اَلْأَخْطَارِ عَنِ اَلْقَاسِمِ بْنِ اَلْعَلاَءِ عَنْ خَادِمٍ لِعَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: اِسْتَأْذَنْتُهُ فِي اَلزِّيَارَةِ إِلَى طُوسَ فَقَالَ يَكُونُ مَعَكَ خَاتَمٌ فَصُّهُ عَقِيقٌ أَصْفَرُ عَلَيْهِ مَا شَاءَ اَللَّهُ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ أَسْتَغْفِرُ اَللَّهَ ، وَ عَلَى اَلْجَانِبِ اَلآخَرِ مُحَمَّدٌ وَ عَلِيٌّ فَإِنَّهُ أَمَانٌ مِنَ اَلْقَطْعِ وَ أَتَمُّ لِلسَّلاَمَةِ وَ أَصْوَنُ لِدِينِكَ إِلَى أَنْ قَالَ: لِيَكُنْ مَعَكَ خَاتَمٌ آخَرُ فَيْرُوزَجُ فَإِنَّهُ يَلْقَاكَ فِي طَرِيقِكَ أَسَدٌ بَيْنَ طُوسَ وَ نَيْسَابُورَ ، فَيَمْنَعُ اَلْقَافِلَةَ مِنَ اَلْمَسِيرِ فَتَقَدَّمْ إِلَيْهِ وَ أَرِهِ اَلْخَاتَمَ وَ قُلْ لَهُ مَوْلاَيَ يَقُولُ لَكَ تَنَحَّ عَنِ اَلطَّرِيقِ ثُمَّ قَالَ لِيَكُنْ نَقْشُهُ اَللَّهُ اَلْمَلِكُ وَ عَلَى اَلْجَانِبِ اَلآخَرِ اَلْمُلْكُ لِلَّهِ اَلْوَاحِدِ اَلْقَهَّارِ فَإِنَّهُ خَاتَمُ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِلَى أَنْ قَالَ: وَ كَانَ فَصُّهُ فَيْرُوزَجاً وَ هُوَ أَمَانٌ مِنَ اَلسِّبَاعِ خَاصَّةً وَ ظَفَرٌ فِي اَلْحُرُوبِ اَلْحَدِيثَ وَ فِيهِ إِعْجَازَانِ لَهُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ. (وسائل ج۱۱ ص۴۲۸)

امام هادی(ع) فرمود: ... و انگشتر فیروزه‌ای داشته باش و یک طرفش حک کن: الله المَلِک و طرف دیگرش: المُلک للّه الواحد القهار. خاتم امیرمؤمنان(ع) اینگونه بود. چنین انگشتری، امان است از درندگان و ظفر است در جنگ‌ها ....

عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: أَتَى قَنْبَرُ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَقَالَ هَذَا سَابِقُ اَلْحَاجِّ فَقَالَ لاَ قَرَّبَ اَللَّهُ دَارَهُ إِنَّ هَذَا خَاسِرُ اَلْحَاجِّ يُتْعِبُ اَلْبَهِيمَةَ وَ يَنْقُرُ اَلصَّلاَةَ أُخْرُجْ إِلَيْهِ فَاطْرُدْهُ. (وسائل ج۱۱ ص۴۵۱)

وقتی کسی زودتر از بقیهٔ حجّاج به شهرش باز میگشت، امیرمؤمنان(ع) ناخرسند میگشت و میفرمود: چنین کسی هم مَرکبِ خویش را رنجانده، هم نمازهای خویش را ضایع کرده. پس او را طرد میکرد.

عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : لاَ تَضْرِبُوا وُجُوهَ اَلدَّوَابِّ وَ كُلُّ شَيْءٍ فِيهِ اَلرُّوحُ فَإِنَّهُ يُسَبِّحُ بِحَمْدِ اَللَّهِ. (وسائل ج۱۱ ص۴۸۴)

امیرمؤمنان(ع) روایت میکند: رسول خدا(ص) میفرمود: هرگز در صورت موجودات ذی‌روح نزنید، آنها تسبیح خدا می‌گویند.

عَنْ يَحْيَى اَلْأَزْرَقِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : اِحْتَفَرَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ بِئْراً فَرَمَوْا فِيهَا فَأُخْبِرَ بِذَلِكَ فَجَاءَ حَتَّى وَقَفَ عَلَيْهَا فَقَالَ لَتَكُفُّنَّ أَوْ لَأُسْكِنَنَّهَا اَلْحَمَامَ ثُمَّ قَالَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِنَّ خَفِيقَ أَجْنِحَتِهَا يَطْرُدُ اَلشَّيَاطِينَ. (وسائل ج۱۱ ص ۵۱۵و ۵۱۸)

امیرمؤمنان(ع) چاهی کند، آمدند و گفتند محل جنّ شده. بر سر چاه آمد و گفت: دست از آزار مردم بردارید و الا در این چاه کبوتر ساکن می‌کنم. سپس فرمود: صدای بال کبوتر، شیاطین جن را فراری میدهد.

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : لاَ خَيْرَ فِي اَلْكِلاَبِ إِلاَّ كَلْبُ صَيْدٍ أَوْ كَلْبُ مَاشِيَةٍ. (وسائل ج۱۱ ص۵۳۰)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: سگ بدرد نمیخورد مگر برای نگهبانی یا صید.

بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي وَصِيَّتِهِ لِمُحَمَّدِ بْنِ اَلْحَنَفِيَّةِ قَالَ: أُضْمُمْ آرَاءَ اَلرِّجَالِ بَعْضَهَا إِلَى بَعْضٍ ثُمَّ اِخْتَرْ أَقْرَبَهَا مِنَ اَلصَّوَابِ وَ أَبْعَدَهَا مِنَ اَلاِرْتِيَابِ إِلَى أَنْ قَالَ: قَدْ خَاطَرَ بِنَفْسِهِ مَنِ اِسْتَغْنَى بِرَأْيِهِ وَ مَنِ اِسْتَقْبَلَ وُجُوهَ اَلآرَاءِ عَرَفَ مَوَاقِعَ اَلْخَطَإِ. (وسائل ج۱۲ ص۴۶)

امیرمؤمنان(ع) به محمد حنفیّه فرمود: نظرات مختلف را کنار هم بگذار تا به نظر درست برسی. هر کس خود را از نظر دیگران مستغنی بداند به خطا می‌رود و هر کس از نظرات مختلف استقبال کند از نقاط ضعف آراء آگاه می‌شود.

اِبْنِ اَلْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي حَدِيثٍ قَالَ كَانَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ: لاَ تَغْضَبُوا وَ لاَ تُغْضِبُوا أَفْشُوا اَلسَّلاَمَ وَ أَطِيبُوا اَلْكَلاَمَ وَ صَلُّوا بِاللَّيْلِ وَ اَلنَّاسُ نِيَامٌ تَدْخُلُوا اَلْجَنَّةَ بِسَلاَمٍ ثُمَّ تَلاَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَوْلَهُ عَزَّ وَ جَلَّ اَلسَّلاَمُ اَلْمُؤْمِنُ اَلْمُهَيْمِنُ. (وسائل ج۱۲ ص۵۹)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: عصبانی نشوید و کاری نکنید مردم عصبانی شوند. سلام کنید و خوش سخن باشید. شبانگاه که مردم خفته‌اند، نماز بگذارید. اینطور، وارد بهشت می‌شوی و سر به سلامت می‌برید: اَلسَّلاَمُ اَلْمُؤْمِنُ اَلْمُهَيْمِنُ.

عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ آبَائِهِ عَلَيْهِمُ اَلسَّلاَمُ أَنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ صَاحَبَ رَجُلاً ذِمِّيّاً فَقَالَ لَهُ اَلذِّمِّيُّ أَيْنَ تُرِيدُ يَا عَبْدَ اَللَّهِ قَالَ أُرِيدُ اَلْكُوفَةَ ، فَلَمَّا عَدَلَ اَلطَّرِيقِ بِالذِّمِّيِّ عَدَلَ مَعَهُ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ ، إِلَى أَنْ قَالَ: فَقَالَ لَهُ اَلذِّمِّيُّ لِمَ عَدَلْتَ مَعِي فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ هَذَا مِنْ تَمَامِ حُسْنِ اَلصُّحْبَةِ أَنْ يُشَيِّعَ اَلرَّجُلُ صَاحِبَهُ هُنَيْئَةً إِذَا فَارَقَهُ وَ كَذَلِكَ أَمَرَنَا نَبِيُّنَا اَلْحَدِيثَ وَ فِيهِ أَنَّ اَلذِّمِّيَّ أَسْلَمَ لِذَلِكَ. (وسائل ج۱۲ ص۱۳۴)

امیرمؤمنان(ع) با مردی از اهل کتاب همسفر شد. آن مرد پرسید: بندهٔ خدا کجا می‌روی؟ امیرمؤمنان(ع) پاسخ داد: کوفه. وقتی از دو راهی رد شدند، امیرمؤمنان(ع) مقداری او را در راهش مشایعت کرد. آن مرد گفت: مگر نمی‌خواستی کوفه بروی؟ امیرمؤمنان(ع) فرمود: چرا! ولی از حُسنِ صحبت، مقداری مشایعت است؛ پیامبر ما چنین توصیه کرده. که آن مرد که چنین شنید، مسلمان شد.

بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : إِنِّي وَجَدْتُ جَمِيعَ مَا يَتَعَايَشُ بِهِ اَلنَّاسُ وَ بِهِ يَتَعَاشَرُونَ مِلْءَ مِكْيَالٍ ثُلُثَاهُ اِسْتِحْسَانٌ وَ ثُلُثُهُ تَغَافُلٌ. (وسائل ج۱۲ ص۲۰۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: خلاصهٔ زندگی، دو ثلثش، نیکی کردن به مردم است و مابقی، تغافل از بدهی‌های آنها.

عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي حَدِيثِ اَلْأَرْبَعِمِائَةِ قَالَ: إِذَا لَقِيتُمْ إِخْوَانَكُمْ فَتَصَافَحُوا وَ أَظْهِرُوا لَهُمُ اَلْبَشَاشَةَ وَ اَلْبِشْرَ تَتَفَرَّقُوا وَ مَا عَلَيْكُمْ مِنَ اَلْأَوْزَارِ قَدْ ذَهَبَ. صَافِحْ عَدُوَّكَ وَ إِنْ كَرِهَ مِمَّا أَمَرَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ عِبَادَهُ يَقُولُ اِدْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ اَلسَّيِّئَةَ اَلاَيَتَيْنِ. (وسائل ج۱۲ ص۲۲۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: به برادرانتان که میرسید، با هم دست بدهید و خو شرویی کنید؛ تا از هم جدا شوید درحالیکه سنگینی‌ها و آلودگی‌هایتان پاک شده با شد. و با د شمنانتان که روبرو می‌شوید، باز هم د ست بدهید ـ گرچه دلِ خوشی از آنها ندارید ـ تا دفعِ بدی به خوبی کرده باشید، چنانکه خدا فرموده.

قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : أُمِرْتُمْ بِالْحَجِّ وَ اَلْعُمْرَةِ فَلاَ تُبَالُوا بِأَيِّهِمَا بَدَأْتُمْ. (وسائل ج۱۴ ص۲۹۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: شما هم به حجّ امر شده‌اید و هم به عمره. پس اگر نمی‌توانید به حجّ بروید، فعلاً عازم عمره شوید.

بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي حَدِيثِ اَلْأَرْبَعِمِائَةِ قَالَ: أَلِمُّوا بِرَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ إِذَا خَرَجْتُمْ إِلَى بَيْتِ اَللَّهِ اَلْحَرَامِ ، فَإِنَّ تَرْكَهُ جَفَاءٌ وَ بِذَلِكَ أُمِرْتُمْ وَ أَلِمُّوا بِالْقُبُورِ اَلَّتِي أَلْزَمَكُمُ اَللَّهُ حَقَّهَا وَ زِيَارَتَهَا وَ أُطْلُبُوا اَلرِّزْقَ عِنْدَهَا. (وسائل ج۱۴ ص۳۲۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: در زیارت بیت الله، رسول خدا(ص) را نیز زیارت و به او التجاء کنید که ترک زیارت مدینه، جفاء به رسـول الله و ترک امر الهی اسـت. همچنین به زیارت قبوری که خداوند شـما را به رعایت حقّشـان ملزم نموده، ملتزم باشید و در آنجاها برای خود طلب رزق کنید.

عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : مَنْ سَلَّمَ عَلَيَّ فِي شَيْءٍ مِنَ اَلْأَرْضِ أُبْلِغْتُهُ وَ مَنْ سَلَّمَ عَلَيَّ عِنْدَ اَلْقَبْرِ سَمِعْتُهُ. (وسائل ج۱۴ ص۳۳۸)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: رسول خدا(ص) می‌فرمود: همیشه هرکس، در هرجای زمین که به من سلام کند، سلامش به من میرسد و هرکس که پس از رحلتم، پیش قبر من به من سلام کند، خودم سلامش را میشنوم.

مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ دَاوُدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ اَلْفَضْلِ عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْفَرَزْدَقِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى بْنِ اَلْأَحْوَلِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي اَلسَّرِيِّ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ اَلْبَلَوِيِّ عَنْ عُمَارَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَامِرٍ وَاعِظِ أَهْلِ اَلْحِجَازِ قَالَ: أَتَيْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَقُلْتُ لَهُ مَا لِمَنْ زَارَ قَبْرَهُ يَعْنِي أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ عَمَرَ تُرْبَتَهُ فَقَالَ يَا أَبَا عَامِرٍ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ ، عَنْ جَدِّهِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ ، أَنَّ اَلنَّبِيَّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ لَهُ وَ اَللَّهِ لَتُقْتَلَنَّ بِأَرْضِ اَلْعِرَاقِ ، وَ تُدْفَنُ بِهَا قُلْتُ يَا رَسُولَ اَللَّهِ ، مَا لِمَنْ زَارَ قُبُورَنَا وَ عَمَرَهَا وَ تَعَاهَدَهَا فَقَالَ لِي يَا أَبَا اَلْحَسَنِ إِنَّ اَللَّهَ جَعَلَ قَبْرَكَ وَ قُبُورَ وُلْدِكَ بِقَاعاً مِنْ بِقَاعِ اَلْجَنَّةِ ، وَ عَرْصَةً مِنْ عَرَصَاتِهَا وَ إِنَّ اَللَّهَ جَعَلَ قُلُوبَ نُجَبَاءَ مِنْ خَلْقِهِ وَ صَفْوَةٍ مِنْ عِبَادِهِ تَحِنُّ إِلَيْكُمْ وَ تَحْتَمِلُ اَلْمَذَلَّةَ وَ اَلْأَذَى فِيكُمْ فَيَعْمُرُونَ قُبُورَكُمْ وَ يُكْثِرُونَ زِيَارَتَهَا تَقَرُّباً مِنْهُمْ إِلَى اَللَّهِ وَ مَوَدَّةً مِنْهُمْ لِرَسُولِهِ ، أُولَئِكَ يَا عَلِيُّ اَلْمَخْصُوصُونَ بِشَفَاعَتِي وَ اَلْوَارِدُونَ حَوْضِي وَ هُمْ زُوَّارِي غَداً فِي اَلْجَنَّةِ ، يَا عَلِيُّ مَنْ عَمَرَ قُبُورَكُمْ وَ تَعَاهَدَهَا فَكَأَنَّمَا أَعَانَ سُلَيْمَانَ بْنَ دَاوُدَ عَلَى بِنَاءِ بَيْتِ اَلْمَقْدِسِ ، وَ مَنْ زَارَ قُبُورَكُمْ عَدْلُ ذَلِكَ لَهُ ثَوَابُ سَبْعِينَ حَجَّةً بَعْدَ حَجَّةِ اَلْإِسْلاَمِ ، وَ خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ حَتَّى يَرْجِعَ مِنْ زِيَارَتِكُمْ كَيَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ فَأَبْشِرْ وَ بَشِّرْ أَوْلِيَاءَكَ وَ مُحِبِّيكَ مِنَ اَلنَّعِيمِ وَ قُرَّةِ اَلْعَيْنِ بِمَا لاَ عَيْنٌ رَأَتْ وَ لاَ أُذُنٌ سَمِعَتْ وَ لاَ خَطَرَ عَلَى قَلْبِ بَشَرٍ وَ لَكِنْ حُثَالَةٌ مِنَ اَلنَّاسِ يُعَيِّرُونَ زُوَّارَ قُبُورِكُمْ بِزِيَارَتِكُمْ كَمَا تُعَيَّرُ اَلزَّانِيَةُ بِزِنَاهَا أُولَئِكَ شِرَارُ أُمَّتِي لاَ أَنَالَهُمُ اَللَّهُ شَفَاعَتِي وَ لاَ يَرِدُونَ حَوْضِي. (وسائل ج۱۴ ص۳۸۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: رسـول خدا(ص) به من فرمود: تو در عراق کشته می‌شوی و خداوند قبر تو را بقعه‌ای از بقعه‌های بهشت قرار می‌دهد و پیوسته قلوب نجباء خلق و برگزیدگان عباد به آستان آن کشش داشته و از زیارت آن به سـوی خدا تقرّب می‌جویند و آن قبر را آباد می‌کنند و ثواب زیارت آن قبر معادل هفتاد حج و اقلّ ثمره‌اش، خروج از گناهان است. بشـارت بر تو و بر دوستان و محبین تو.

عَنِ اَلْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : كَتَبَ اَللَّهُ اَلْجِهَادَ عَلَى اَلرِّجَالِ وَ اَلنِّسَاءِ فَجِهَادُ اَلرَّجُلِ بَذْلُ مَالِهِ وَ نَفْسِهِ حَتَّى يُقْتَلَ فِي سَبِيلِ اَللَّهِ وَ جِهَادُ اَلْمَرْأَةِ أَنْ تَصْبِرَ عَلَى مَا تَرَى مِنْ أَذَى زَوْجِهَا وَ غَيْرَتِهِ. (وسائل ج۱۵ ص۲۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: جهاد مرد بذل مال و جان در راه خداسـت و جهاد زن، صبر بر اذیت مرد و غیرت اوست.

عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: قَالَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : إِطْعَامُ اَلْأَسِيرِ وَ اَلْإِحْسَانُ إِلَيْهِ حَقٌّ وَاجِبٌ وَ إِنْ قَتَلْتَهُ مِنَ اَلْغَدِ. (وسائل ج۱۵ ص۹۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: اطعام زندانی و احسـان به او حق و واجب است؛ گرچه فردا، وقت کشتن او باشد.

عَنِ اِبْنِ اَلْمُبَارَكِ عَنْ بَكْرِ بْنِ عِيسَى قَالَ كَانَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ: يَا أَهْلَ اَلْكُوفَةِ إِنْ خَرَجْتُ مِنْ عِنْدِكُمْ بِغَيْرِ رَحْلِي وَ رَاحِلَتِي وَ غُلاَمِي فَأَنَا خَائِنٌ وَ كَانَتْ نَفَقَتُهُ تَأْتِيهِ مِنْ غَلَّتِهِ بِالْمَدِينَةِ مِنْ يَنْبُعَ ، وَ كَانَ يُطْعِمُ اَلنَّاسَ اَلْخَلَّ وَ اَللَّحْمَ وَ يَأْكُلُ مِنَ اَلثَّرِيدِ بِالزَّيْتِ وَ يُجَلِّلُهَا بِالتَّمْرِ مِنَ اَلْعَجْوَةِ وَ كَانَ ذَلِكَ طَعَامَهُ وَ زَعَمُوا أَنَّهُ كَانَ يَقْسِمُ مَا فِي بَيْتِ اَلْمَالِ فَلاَ تَأْتِي اَلْجُمُعَةُ وَ فِي بَيْتِ اَلْمَالِ شَيْءٌ وَ يَأْمُرُ بِبَيْتِ اَلْمَالِ فِي كُلِّ عَشِيَّةِ خَمِيسٍ ، فَيُنْضَحُ بِالْمَاءِ ثُمَّ يُصَلِّي فِيهِ رَكْعَتَيْنِ. (وسائل ج۱۵ ص۱۰۹)

امیرمؤمنان(ع) میفرمود: ای اهل کوفه! اگر من از کوفه رفتم و غیر از آنچه با خود آورده بودم چیز بیشـتری بردم به شـما خیانت کرده‌ام. راوی گوید: مخارج علی(ع) از باغات او در مدینه می‌رسید و برای مردم سفره می‌انداخت و به آنها گو شت می‌خورانید ولی خودش غذای ساده می‌خورد. پنج‌شنبه‌ها بیت‌المال را تقسیم می‌کرد و آنجا را شسته و دو رکعت نماز می‌خواند.

عَنِ اَلسَّكُونِيِّ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : أَنَّهُ أَتَاهُ رَجُلٌ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ، إِنَّ لِصّاً دَخَلَ عَلَى اِمْرَأَتِي فَسَرَقَ حُلِيَّهَا فَقَالَ أَمَا إِنَّهُ لَوْ دَخَلَ عَلَى اِبْنِ صَفِيَّةَ ، لَمَا رَضِيَ بِذَلِكَ حَتَّى يَعُمَّهُ بِالسَّيْفِ. (وسائل ج۱۵ ص۱۱۹)

مردی نزد امیرمؤمنان(ع) آمد و گفت: دزدی به خانه‌ی همسـرم وارد شـد و زیورآلات او را دزدید. امام فرمود: اگر این دزد به خانهٔ پسر صفیه (کنایه از خود امام) وارد می‌شد، او به هیچ‌وجه به این رضایت نمی‌داد، مگر آنکه با شمشیر به مقابله با او برمی‌خاست.

عَنْ شَيْخٍ مِنْ وُلْدِ عَدِيِّ بْنِ حَاتِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَدِيِّ بْنِ حَاتِمٍ وَ كَانَ مَعَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي غَزْوَتِهِ: أَنَّ عَلِيّاً عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ يَوْمَ اِلْتَقَى هُوَ وَ مُعَاوِيَةُ بِصِفِّينَ فَرَفَعَ بِهَا صَوْتَهُ يُسْمِعُ أَصْحَابَهُ وَ اَللَّهِ لَأَقْتُلَنَّ مُعَاوِيَةَ وَ أَصْحَابَهُ ثُمَّ قَالَ فِي آخِرِ قَوْلِهِ إِنْ شَاءَ اَللَّهُ وَ خَفَضَ بِهَا صَوْتَهُ وَ كُنْتُ مِنْهُ قَرِيباً فَقُلْتُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ إِنَّكَ حَلَفْتَ عَلَى مَا قُلْتَ ثُمَّ اِسْتَثْنَيْتَ فَمَا أَرَدْتَ بِذَلِكَ فَقَالَ إِنَّ اَلْحَرْبَ خُدْعَةٌ وَ أَنَا عِنْدَ اَلْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ كَذُوبٍ فَأَرَدْتُ أَنْ أُحَرِّضَ أَصْحَابِي عَلَيْهِمْ كَيْ لاَ يَفْشَلُوا وَ لِكَيْ يَطْمَعُوا فِيهِمْ فَافْهَمْهُمْ فَإِنَّكَ تَنْتَفِعُ بِهَا بَعْدَ اَلْيَوْمِ إِنْ شَاءَ اَللَّهُ وَ اِعْلَمْ أَنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ لِمُوسَى عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ ، حَيْثُ أَرْسَلَهُ إِلَى فِرْعَوْنَ فَأَتِيَاهُ قَوْلاً لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشىٰ وَ قَدْ عَلِمَ أَنَّهُ لاَ يَتَذَكَّرُ وَ لاَ يَخْشَى وَ لَكِنْ لِيَكُونَ ذَلِكَ أَحْرَصَ لِمُوسَى عَلَى اَلذَّهَابِ. (وسائل ج۱۵ ص۱۳۳)

امیرمؤمنان(ع) روزی با معاویه در صـفین روبه‌رو شـد، پس صـدایش را بلند کرد وبه‌گونه‌ای که یارانش بشـنوند، فریاد زد: به خدا که معاویه و یارانش را تماماً خواهم کشـت! سـپس در پایان سـخنش، آرام، بگونه‌ای که فقط اطرافیان شنیدند، گفت: إن شاء الله. راوی گوید، من گفتم: چرا آرام گفتی إن شاء الله؟ فرمود: جنگ نیرنگ ا ست؛ اما من هم آدمی دروغگو نیستم. خوا ستم یارانم را تحریک کنم تا سـسـتی نکنند و بر غلبه بر دشـمن امیدوار شـوند. خدا هم هنگامی که موسی را به سوی فرعون فرستاد، فرمود: با او به نرمی سخن بگو، شـاید پند گیرد یا بترسـد. در حالی که می‌دانسـت او نه پند خواهد گرفت و نه خواهد ترسید؛. اما این دسـتور برای آن بود که موسـی انگیزه‌ی بیشـتری پیدا کند.

عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : فِي قَوْلِهِ تَعَالَى وَ مِنَ اَلنَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ اِبْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اَللهِ ، أَنَّ اَلْمُرَادَ بِالآيَةِ اَلرَّجُلُ يُقْتَلُ عَلَى اَلْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَلنَّهْيِ عَنِ اَلْمُنْكَرِ. (وسائل ج۱۵ ص۱۴۳)

امیرمؤمنان(ع) راجع به آیهٔ "مِنَ اَلنَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ اِبْتِغَاءَ مَرْضَاتِ الله" فرمود: از جمله موارد این آیه شهدای امر به معروف و نهی از منکرند.

عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : إِنَّ لِأَهْلِ اَلدِّينِ عَلاَمَاتٍ يُعْرَفُونَ بِهَا صِدْقَ اَلْحَدِيثِ وَ أَدَاءَ اَلْأَمَانَةِ وَ وَفَاءَ اَلْعَهْدِ وَ صِلَةَ اَلْأَرْحَامِ وَ رَحْمَةَ اَلضُّعَفَاءِ وَ قِلَّةَ اَلْمُوَاقَعَةِ لِلنِّسَاءِ أَوْ قَالَ وَ قِلَّةَ اَلْمُوَاتَاةِ لِلنِّسَاءِ وَ بَذْلَ اَلْمَعْرُوفِ وَ حُسْنَ اَلْجِوَارِ وَ سَعَةَ اَلْخُلُقِ وَ اِتِّبَاعَ اَلْعِلْمِ وَ مَا يُقَرِّبُ إِلَى اَللَّهِ إِلَى أَنْ قَالَ: إِنَّ اَلْمُؤْمِنَ نَفْسُهُ مِنْهُ فِي شُغُلٍ وَ اَلنَّاسُ مِنْهُ فِي رَاحَةٍ إِذَا جَنَّ عَلَيْهِ اَللَّيْلُ اِفْتَرَشَ وَجْهَهُ وَ سَجَدَ لِلَّهِ بِمَكَارِمِ بَدَنِهِ يُنَاجِي اَلَّذِي خَلَقَهُ فِي فَكَاكِ رَقَبَتِهِ أَلاَ فَهَكَذَا فَكُونُوا. (وسائل ج۱۵ ص۱۹۰)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: دینداران واقعی چنین نشانه‌هایی دارند: راسـتگویی در گفتار، ادای امانت، وفای به عهد، رسیدگی به خویشاوندان، مهربانی با ناتوانان، و اینکه زن‌باره نیسـتند، بخشـش و نیکی به دیگران دارند، نیکویی به همسـایه می‌کنند، خوش‌خویی دارند، پیروی از علم میکنند. سـپس فرمود: مؤمن، خود در رنج و تلاش است و مردم از او در آسایش‌اند و هنگامی که شب فرا می‌رسد، در سجده است و با پروردگار خویش، برای رهایی خویش از بند گناهان، به راز و نیاز می‌پردازد. این‌گونه باشید.

مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ إِلَى وَصِيَّةِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ لِمُحَمَّدِ بْنِ اَلْحَنَفِيَّةِ قَالَ: وَ لاَ يَغْلِبَنَّ عَلَيْكَ سُوءُ اَلظَّنِّ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِنَّهُ لَنْ يَدَعَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ خَلِيلِكَ صُلْحاً. (وسائل ج۱۵ ص۲۳۰)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: مبادا سـوءظن به خدا بر تو غلبه کند. سوءظن، هرکجا سر و کله‌اش پیدا شود، صلحی بین تو و کسی باقی نخواهد گذاشت.

مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي وَصِيَّتِهِ لِمُحَمَّدِ بْنِ اَلْحَنَفِيَّةِ قَالَ: أَلْقِ عَنْكَ وَارِدَاتِ اَلْهُمُومِ بِعَزَائِمِ اَلصَّبْرِ عَوِّذْ نَفْسَكَ اَلصَّبْرَ فَنِعْمَ اَلْخُلُقُ اَلصَّبْرُ وَ اِحْمِلْهَا عَلَى مَا أَصَابَكَ مِنْ أَهْوَالِ اَلدُّنْيَا وَ هُمُومِهَا. (وسائل ج۱۵ ص۲۶۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: همّ و غمّ و افکار که هجوم می‌آورد، عزیمهٔ صـبر را بر آنها بیفکن! و با صـبر، خویش را تعویذ نما و در حِرز ببر. الحق که بهترین خُلق، صبر است. سختی‌های دنیا و خواطر آنرا با صبر پشت سر بگذار.

گوییم: در برخی نسخه‌ها "عَوِّد" آمده که غلط است و درستش "عَوِّذ" است.

وَ قَالَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ: اَلصَّبْرُ يُنَاضِلُ اَلْحَدَثَانَ وَ اَلْجَزَعُ مِنْ أَعْوَانِ اَلزَّمَانِ. (وسائل ج۱۵ ص۲۶۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: با صبر میشود به جنگ زمانه رفت و بی صبری، به نفع زمانهٔ زیانبار است.

مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحُسَيْنِ اَلرَّضِيُّ فِي نَهْجِ اَلْبَلاَغَةِ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: فِي اَلنَّهْيِ عَنْ عَيْبِ اَلنَّاسِ وَ إِنَّمَا يَنْبَغِي لِأَهْلِ اَلْعِصْمَةِ وَ اَلْمَصْنُوعِ إِلَيْهِمْ فِي اَلسَّلاَمَةِ أَنْ يَرْحَمُوا أَهْلَ اَلذُّنُوبِ وَ اَلْمَعْصِيَةِ وَ يَكُونَ اَلشُّكْرُ هُوَ اَلْغَالِبَ عَلَيْهِمْ وَ اَلْحَاجِزَ لَهُمْ عَنْهُمْ فَكَيْفَ بِالْعَائِبِ اَلَّذِي عَابَ أَخَاهُ وَ عَيَّرَهُ بِبَلْوَاهُ أَ مَا ذَكَرَ مَوْضِعَ سَتْرِ اَللَّهِ عَلَيْهِ مِنْ ذُنُوبِهِ مَا هُوَ أَعْظَمُ مِنَ اَلذَّنْبِ اَلَّذِي عَابَ بِهِ فَكَيْفَ يَذُمُّهُ بِذَنْبٍ قَدْ رَكِبَ مِثْلَهُ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ رَكِبَ ذَلِكَ اَلذَّنْبَ بِعَيْنِهِ فَقَدْ عَصَى اَللَّهَ فِيمَا سِوَاهُ مِمَّا هُوَ أَعْظَمُ مِنْهُ وَ اَيْمُ اَللَّهِ لَوْ لَمْ يَكُنْ عَصَاهُ فِي اَلْكَبِيرِ لَقَدْ عَصَاهُ فِي اَلصَّغِيرِ وَ لَجُرْأَتُهُ عَلَى عَيْبِ اَلنَّاسِ أَكْبَرُ يَا عَبْدَ اَللَّهِ لاَ تَعْجَلْ فِي عَيْبِ عَبْدٍ بِذَنْبِهِ فَلَعَلَّهُ مَغْفُورٌ لَهُ وَ لاَ تَأْمَنْ عَلَى نَفْسِكَ صَغِيرَ مَعْصِيَةٍ فَلَعَلَّكَ تُعَذَّبُ عَلَيْهِ فَلْيَكْفُفْ مَنْ عَلِمَ مِنْكُمْ عَيْبَ غَيْرِهِ لِمَا يَعْلَمُ مِنْ عَيْبِ نَفْسِهِ وَ لْيَكُنِ اَلشُّكْرُ شَاغِلاً لَهُ عَلَى مُعَافَاتِهِ مِمَّا اُبْتُلِيَ بِهِ غَيْرُهُ. (وسائل ج۱۵ ص۲۹۱)

در نهی از عیب‌جویی مردم، از امیرمؤمنان(ع): شایسته است که اهل عصمت و کسانی که سلامت دینی برای آنان فراهم شده، نسبت به گناهکاران و اهل معصـیت دلسـوز و مهربان باشـند و سپاسگزاری بر آنان غالب باشد و همان سـپاس‌گزاری، مانعی شـود میان آنان و سـرزنش دیگران. عیب‌جو، آیا به یاد نمی‌آورد کـه خـداونـد گنـاهـان بزرگ‌تری از آنچه برادرش انجام داده، بر او پوشانده؟ پس چگونه کسی را به گناهی نکوهش می‌کند که خود، همان یا بدتر از آن را مرتکب شده است؟ و اگر هم آن گناه خاص را مرتکب نشده، بی شک در گناهی دیگر که بزرگ‌تر ا ست نافرمانی خدا را کرده؛ و به خدا سوگند، اگر در گناه بزرگ نافرمانی نکرده باشـد، قطعاً در گناه کوچک مرتکب نافرمانی شـده است، و جسارت او در عیب‌جویی از مردم، خود گناهی بزرگ‌تر است. ای بنده‌ی خدا، در عیب‌جویی بنده‌ای به خاطر گناهش شـتاب نکن؛ شـاید که خدا او را آمرزیده باشـد. و نیز بر خود ایمن مباش از گناهی کوچک؛ شـاید که به خاطر همان عذاب شـوی. پس هر که از شـما عیب دیگری را دانسـت، باید به خاطر دانستن عیب خودش، از عیب‌جویی دیگران خودداری کند، و سپاسِ خداوند به خاطر سلامتی‌اش از آنچه دیگران به آن گرفتار شده‌اند، او را مشغول دارد.

وَ قَالَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ: مِنَ اَلْعِصْمَةِ تَعَذُّرُ اَلْمَعَاصِي. (وسائل ج۱۵ ص۳۰۸)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: ناتوانی از انجام گناه خودش نوعی عصـمت اسـت. یا معذور دانستن دیگران در گناهی چون انسان را از ملامت نگه می‌دارد به انسان نوعی عصمت می‌دهد.

عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : مَا مِنْ عَبْدٍ إِلاَّ وَ عَلَيْهِ أَرْبَعُونَ جُنَّةً حَتَّى يَعْمَلَ أَرْبَعِينَ كَبِيرَةً فَإِذَا عَمِلَ أَرْبَعِينَ كَبِيرَةً اِنْكَشَفَتْ عَنْهُ اَلْجُنَنُ. (وسائل ج۱۵ ص۳۱۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرکس بر آبرویش، چهل سِتر دارد و تا چهل گناه بزرگ مرتکب نشده، خدا آبرویش را نگه می‌دارد.

عَنْ جُوَيْرِيَةَ بْنِ مُسْهِرٍ قَالَ: اِشْتَدَدْتُ خَلْفَ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ ، فَقَالَ يَا جُوَيْرِيَةُ إِنَّهُ لَمْ يَهْلِكْ هَؤُلاَءِ اَلْحَمْقَى إِلاَّ بِخَفْقِ اَلنِّعَالِ خَلْفَهُمْ. (وسائل ج۱۵ ص۳۵۱)

راوی گوید: پشـت سـر امیرمؤمنان(ع) راه افتادم. برگشـت و رو به من کرد و فرمود: احمق ها را همین هلاک کرد که عده‌ای دنبال‌شـان راه افـتاد ند و تأییدشان کردند.

عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّ عَلِيّاً عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: مَا أَحَدٌ مِنْ وُلْدِ آدَمَ إِلاَّ وَ نَاصِيَتُهُ بِيَدِ مَلَكٍ فَإِنْ تَكَبَّرَ جَذَبَهُ بِنَا صِيَتِهِ إِلَى اَلْأَرْضِ ثُمَّ قَالَ لَهُ تَوَاضَعْ وَ ضَعَكَ اَللَّهُ وَ إِنْ تَوَاضَعَ جَذَبَهُ بِنَا صِيَتِهِ ثُمَّ قَالَ لَهُ اِرْفَعْ رَأْسَكَ رَفَعَكَ اَللَّهُ وَ لاَ وَضَعَكَ بِتَوَاضُعِكَ لِلَّهِ. (وسائل ج۱۵ ص۳۷۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هر آدمی نا صیه‌اش بد ست فرشته‌ای است. به محض آنکه تکبّر کند، فر شته نا صیه‌اش را به سمت زمین پایین می‌کشد و می‌گوید: تواضـع کن! بدبخت! و به محض اینکه تواضـع به خرج میدهد، فرشـته ناصـیه‌اش را بلند میکند و میگوید: سـربلند باشـی و خدا بلندت کند! که اهل تواضعی

عَنْ أَبِي اَلطُّفَيْلِ قَالَ سَمِعْتُ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ: اَلزُّهْدُ فِي اَلدُّنْيَا قَصْرُ اَلْأَمَلِ وَ شُكْرُ كُلِّ نِعْمَةٍ وَ اَلْوَرَعُ عَمَّا حَرَّمَ اَللَّهُ عَلَيْكَ. (وسائل ج۱۶ ص۱۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: زهد یعنی شـکرِ آنچه داری و رها کردن آنچه نداری و خط کشیدن دور حرام.

عَنْ عِيسَى بْنِ جَعْفَرٍ اَلْعَلَوِيِّ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّ اَلنَّبِيَّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ: عَلاَمَةُ اَلصَّابِرِ فِي ثَلاَثٍ أَوَّلُهَا أَنْ لاَ يَكْسَلَ وَ اَلثَّانِيَةُ أَنْ لاَ يَضْجَرَ وَ اَلثَّالِثَةُ أَنْ لاَ يَشْكُوَ مِنْ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ. (وسائل ج۱۶ ص۲۳)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: صـبور، اولاً خسـته نمی‌شـود؛ دوماً از کوره در نمی‌رود؛ سوماً از خدا شکوه نمی‌کند.

عَنِ اَلْمَسْعُودِيِّ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : مَنْ تَابَ تَابَ اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ أُمِرَتْ جَوَارِحُهُ أَنْ تَسْتُرَ عَلَيْهِ وَ بِقَاعُ اَلْأَرْضِ أَنْ تَكْتُمَ عَلَيْهِ وَ نَسِيَتِ اَلْحَفَظَةُ مَا كَانَتْ كَتَبَتْ عَلَيْهِ. (وسائل ج۱۶ ص۷۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هر کس توبه کند و به سـوی خدا بازگردد، خدا هم به سـوی او باز می‌گردد و به او نظر لطف میکند و به جوارحِ او امر می‌کند که لب فروبندند و به جاهایی از زمین در آن گناه کرده، امر می‌کند که گناهش را بپوشانند و فرشتگانِ کاتب به اذن خدا فراموش می‌کنند آنچه را که نوشته و حفظ کرده‌اند.

عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ قَالَ كَانَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ: إِعْمَلْ عَمَلَ رَجُلٍ لَيْسَ يَأْمُلُ مِنَ اَلْأَيَّامِ إِلاَّ يَوْمَهُ اَلَّذِي أَصْبَحَ فِيهِ وَ لَيْلَتَهُ فَاعْمَلْ أَوْ دَعْ فَاعْمَلْ وَ اَللَّهُ اَلْمُعِينُ عَلَى ذَلِكَ. (وسائل ج۱۶ ص۹۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: جوری زندگی کن که امروز آخرین روزِ زندگی توست؛ یا کاری را با همهٔ وجود انجام بده، یا با همهٔ وجود رهایش کن! تنها در این دو صورت است که خدا در کارها کمکت میکند.

مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : مَنْ تَرَكَ إِنْكَارَ اَلْمُنْكَرِ بِقَلْبِهِ وَ لِسَانِهِ فَهُوَ مَيِّتٌ بَيْنَ اَلْأَحْيَاءِ. (وسائل ج۱۶ ص۱۳۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کسی که بدی را حتی با قلب و زبانش انکار نکند، مرده‌ای بیش نیست.

عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي خُطْبَةٍ لَهُ قَالَ: وَ مَا أُحْدِثَتْ بِدْعَةٌ إِلاَّ تُرِكَتْ بِهَا سُنَّةٌ. (وسائل ج۱۶ ص۱۷۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرجا بدعتی سر برآورد، بدانید سنّتی ترک شده.

عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ كَانَ فِي وَصِيَّةِ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ لِأَصْحَابِهِ: إِذَا حَضَرَتْ بَلِيَّةٌ فَاجْعَلُوا أَمْوَالَكُمْ دُونَ أَنْفُسِكُمْ وَ إِذَا نَزَلَتْ نَازِلَةٌ فَاجْعَلُوا أَنْفُسَكُمْ دُونَ دِينِكُمْ وَ اِعْلَمُوا أَنَّ اَلْهَالِكَ مَنْ هَلَكَ دِينُهُ. (وسائل ج۱۶ ص۱۹۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: بلا که آمد، اموالتان را سپر کنید و جان به سلامت برید؛ در وهلهٔ بعد، جانتان را سپر کنید و دین به سلامت برید. هلاکتِ واقعی، دین‌باختن است.

أَحْمَدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ اَلطَّبْرِسِيُّ فِي اَلْإِحْتِجَاجِ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : إِيَّاكَ ثُمَّ إِيَّاكَ أَنْ تَتْرُكَ اَلتَّقِيَّةَ اَلَّتِي أَمَرْتُكَ بِهَا فَإِنَّكَ شَائِطٌ بِدَمِكَ وَ دِمَاءِ إِخْوَانِكَ مُعَرَّضٌ لِنِعْمَتِكَ وَ نِعْمَتِهِمْ لِلزَّوَالِ مُذِلٌّ لَهُمْ فِي أَيْدِي أَعْدَاءِ دِينِ اَللَّهِ وَ قَدْ أَمَرَكَ اَللَّهُ بِإِعْزَازِهِمْ فَإِنَّكَ إِنْ خَالَفْتَ وَصِيَّتِي كَانَ ضَرَرُكَ عَلَى إِخْوَانِكَ وَ نَفْسِكَ أَشَدَّ مِنْ ضَرَرِ اَلنَّاصِبِ لَنَا اَلْكَافِرِ بِنَا. (وسائل ج۱۶ ص۲۲۸)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: مبادا، مبادا! تقیّه را ترک کنی و خودت و برادران دینی‌ات را در معرض خطر قرار دهی و بدست دشمنان، ذلیل کنی! در اینصورت، پیش ما از ناصبی، بدتری!

عَنْ عِيسَى بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْعَلَوِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : مَنِ اِصْطَنَعَ إِلَى أَحَدٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي يَداً كَافَأْتُهُ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ. (وسائل ج۱۶ ص۳۳۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: رسول خدا(ص) میفرمود: هر کس به کسی از اهل بیتم خوبی کند، روز قیامت برایش جبران می‌کنم.

وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي حَدِيثِ اَلْأَرْبَعِمِائَةِ قَالَ: تَعَرَّضُوا لِلتِّجَارَاتِ فَإِنَّ لَكُمْ فِيهَا غِنًى عَمَّا فِي أَيْدِي اَلنَّاسِ وَ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُحِبُّ اَلْمُحْتَرِفَ اَلْأَمِينَ اَلْمَغْبُونُ غَيْرُ مَحْمُودٍ وَ لاَ مَأْجُورٍ. (وسائل ج۱۷ ص۱۱)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کار کنید تا از مردم بی‌نیاز شوید. خداوند کسی را که شرافتمندانه کار می‌کند دوست دارد. در حرفهٔ خود هم مراقب باشید کلاه سرتان نرود که کسی که حواسش را جمع نکند و کلاه سرش برود، نه پیش خدا مأجور است، نه پیش مردم ستوده.

عَنِ اَلْفَضْلِ بْنِ أَبِي قُرَّةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي حَدِيثٍ: أَنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ لِلْمَوَالِي اِتَّجِرُوا بَارَكَ اَللَّهُ لَكُمْ فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ، يَقُولُ اَلرِّزْقُ عَشَرَةُ أَجْزَاءٍ تِسْعَةُ أَجْزَاءٍ فِي اَلتِّجَارَةِ وَ وَاحِدٌ فِي غَيْرِهَا. (وسائل ج۱۷ ص۱۲)

امیرمؤمنان(ع) به ایرانیان وقتی شکایت کردند که سود کشاورزی یا صنعتمان را جور مأموران مالیات خلیفه تباه می‌کنند، فرمود: بروید سراغ تجارت؛ از رسول خدا شنیدم که نود درصد ثروت در تجارت است.

گوییم: و در روایت دیگری به ایشان فرمود: در کشاورزی و صنعت، مال شما ریشه در زمین دارد و اسیر دولت است، اما در تجارت، مالتان بر دوش شترانتان است و به چنگ حکومت نمی‌افتد. و الآن کماکان.

عَنِ اَلسِّنْدِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي اَلْبَخْتَرِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ أَنَّ عَلِيّاً عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: مَنْ تَعَلَّمَ شَيْئاً مِنَ اَلسِّحْرِ قَلِيلاً أَوْ كَثِيراً فَقَدْ كَفَرَ وَ كَانَ آخِرَ عَهْدِهِ بِرَبِّهِ وَ حَدُّهُ أَنْ يُقْتَلَ إِلاَّ أَنْ يَتُوبَ. (وسائل ج۱۷ ص۱۴۸)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرکس سِحر بیاموزد، هر قدرش را، خدا را رها کرده و کافر شده و حدّش قتل است، مگر توبه کند.

عَنْ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ بْنِ اَلْحَسَنِ اَلتَّمِيمِيِّ مُعَنْعَناً عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي حَدِيثٍ قَالَ: نَحْنُ أَهْلُ بَيْتٍ عَصَمَنَا اَللَّهُ مِنْ أَنْ نَكُونَ فَتَّانِينَ أَوْ كَذَّابِينَ أَوْ سَاحِرِينَ فَمَنْ كَانَ فِيهِ شَيْءٌ مِنْ هَذِهِ اَلْخِصَالِ فَلَيْسَ مِنَّا وَ لاَ نَحْنُ مِنْهُ. (وسائل ج۱۷ ص۱۴۸)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: ما اهل بیت نه دنبال فتنه میرویم، نه ادعاهای دروغ میکنیم، نه دنبال سحر میرویم. کسیکه ذره‌ای دنبال این چیزها باشد، سنخیتی با ما ندارد و ما از او بیزاریم.

قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : لَأَنْ أُهْدِيَ لِأَخِي اَلْمُسْلِمِ هَدِيَّةً تَنْفَعُهُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أَتَصَدَّقَ بِمِثْلِهَا. (وسائل ج۱۷ ص۲۸۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هدیه دادن به دوست به مراتب از صدقه افضل است.

رُوِيَ أَنَّهُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: نَوْرُوزُنَا كُلُّ يَوْمٍ. (وسائل ج۱۷ ص۲۸۸)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هر روز برای ما نوروز است.

قَالَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ: عُدْ مَنْ لاَ يَعُودُكَ وَ أَهْدِ إِلَى مَنْ لاَ يُهْدِي إِلَيْكَ. (وسائل ج۱۷ ص۲۸۸)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: عیادت کن اتفاقاً کسی را که تو را عیادت نمی‌کند و هدیه بده اتفاقاً به کسی که به تو هدیه نمی‌دهد.

عَنْ ثُوَيْرِ بْنِ أَبِي فَاخِتَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: أَهْدَى كِسْرَى لِلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَبِلَ مِنْهُ وَ أَهْدَى قَيْصَرُ لِلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَبِلَ مِنْهُ وَ أَهْدَتْ لَهُ اَلْمُلُوكُ فَقَبِلَ مِنْهُمْ. (وسائل ج۱۷ ص۲۹۱)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: کسری برای پیامبر (ص) هدیه‌ای فرستاد و پیامبر (ص) قبول کرد؛ قیصر برای پیامبر(ص) هدیه‌ای فرستاد و پیامبر(ص) قبول کرد پیامبر(ص) هدایا را قبول می‌کرد.

قَالَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : إِيَّاكُمْ وَ اَلدَّيْنَ فَإِنَّهُ هَمٌّ بِاللَّيْلِ وَ ذُلٌّ بِالنَّهَارِ. و قال: إِيَّاكُمْ وَ اَلدَّيْنَ فَإِنَّهُ قَضَاءٌ فِي اَلدُّنْيَا وَ قَضَاءٌ فِي اَلآخِرَةِ. (وسائل ج۱۸ ص۳۱۶)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: از اینکه قرض کنید و دِینی به گردن شما باشد حذر کنید که شب خوابتان نمی‌برد و روز ذلیلید. و میفرمود: این هم از بدی قرض است که یک بار باید در دنیا اداء شود و یک بار در آخرت.

عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي حَدِيثِ اَلْأَرْبَعِمِائَةِ قَالَ: تَزَوَّجُوا فَإِنَّ اَلتَّزْوِيجَ سُنَّةُ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ، فَإِنَّهُ كَانَ يَقُولُ مَنْ كَانَ يُحِبُّ أَنْ يَتَّبِعَ سُنَّتِي فَإِنَّ مِنْ سُنَّتِيَ اَلتَّزْوِيجَ وَ أُطْلُبُوا اَلْوَلَدَ فَإِنِّي مُكَاثِرٌ بِكُمُ اَلْأُمَمَ غَداً وَ تَوَقَّوْا عَلَى أَوْلاَدِكُمْ مِنْ لَبَنِ اَلْبَغِيِّ مِنَ اَلنِّسَاءِ وَ اَلْمَجْنُونَةِ فَإِنَّ اَللَّبَنَ يُعْدِي. (وسائل ج۲۰ ص۱۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: ازدواج کنید که ازدواج سنت رسول خدا(ص)ست. و فرزند بیاورید که رسول خدا(ص) می‌فرمود: من فردای قیامت، به فرزندان شما افتخار می‌کنم.

و فرمود: فرزندان خود را از شیرِ زنان دریده و دیوانه باز دارید که شیر در خوی اثر می‌کند.

عَنِ اَلْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ: يَظْهَرُ فِي آخِرِ اَلزَّمَانِ وَ اِقْتِرَابِ اَلسَّاعَةِ وَ هُوَ شَرُّ اَلْأَزْمِنَةِ نِسْوَةٌ كَاشِفَاتٌ عَادِيَاتٌ مُتَبَرِّجَاتٌ، مِنَ اَلدِّينِ خَارِجَاتٌ، فِي اَلْفِتَنِ دَاخِلاَتٌ، مَائِلاَتٌ إِلَى اَلشَّهَوَاتِ مُسْرِعَاتٌ إِلَى اَللَّذَّاتِ مُسْتَحِلاَّتُ اَلْمُحَرَّمَاتِ فِي جَهَنَّمَ خَالِدَاتٌ. (وسائل ج۲۰ ص۳۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: در آخرالزمان، نزدیک قیامت، که بدترین زمان است، زنانی خواهند آمد، مکشّفه، تندخو، خودنما، بی‌دین، فتّان و شهرآشوب، لذت‌پرست و شهوت‌باره، اهل حرام، زنانی واقعاً جهنمی.

عَنْ غِيَاثِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : فِي رَجُلٍ يَنْظُرُ إِلَى مَحَاسِنِ اِمْرَأَةٍ يُرِيدُ أَنْ يَتَزَوَّجَهَا قَالَ لاَ بَأْسَ إِنَّمَا هُوَ مُسْتَامٌ فَإِنْ يُقْضَ أَمْرٌ يَكُنْ. (وسائل ج۲۰ ص۸۹)

از امام صادق(ع) از علی(ع) پرسیدند در مورد مردی که به زنی نگاه می‌کند با این نیت که می‌خواهد با او ازدواج کند، فرمود: اشکالی ندارد، زیرا او خواستگار است و این کار شدنی است.

عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي حَدِيثٍ: أَنَّ جَمَاعَةً قَالُوا لِأَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِنَّا نُرِيدُ أَنْ نُزَوِّجَ فُلاَناً فُلاَنَةَ وَ نَحْنُ نُرِيدُ أَنْ تَخْطُبَ فَقَالَ وَ ذَكَرَ خُطْبَةً تَشْتَمِلُ عَلَى حَمْدِ اَللَّهِ وَ اَلثَّنَاءِ عَلَيْهِ وَ اَلْوَصِيَّةِ بِتَقْوَى اَللَّهِ وَ قَالَ فِي آخِرِهَا ثُمَّ إِنَّ فُلاَنَ بْنَ فُلاَنٍ ذَكَرَ فُلاَنَةَ بِنْتَ فُلاَنٍ وَ هُوَ فِي اَلْحَسَبِ مَنْ قَدْ عَرَفْتُمُوهُ وَ فِي اَلنَّسَبِ مَنْ لاَ تَجْهَلُونَهُ وَ قَدْ بَذَلَ لَهَا مِنَ اَلصَّدَاقِ مَا قَدْ عَرَفْتُمُوهُ فَرُدُّوا خَيْراً تُحْمَدُوا عَلَيْهِ وَ تُنْسَبُوا إِلَيْهِ وَ صَلَّى اَللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ. (وسائل ج۲۰ ص۹۷)

امام صادق(ع) فرمود: به امیرمؤمنان(ع) گفتند میخواهیم زنی را برای مردی عقد کنیم، میخواهیم شما خطبه بخوانید. امیرمؤمنان(ع) خطبه‌ای ایراد کرد که شامل حمد و ستایش خداوند و سفارش به تقوای الهی بود و در پایان آن فرمود: همانا فلان‌بن‌فلان، فلان‌دخترِ فلان را خواستگاری کرده است. او از نظر حسب، همان کسی است که شما او را می‌شناسید، و از نظر نسب، کسی است که بر شما پوشیده نیست. و مهریه‌ای را که برای او تعیین کرده، شما از آن آگاه هستید. پس با پاسخ نیکو جواب دهید تا مورد ستایش قرار گیرید و به خوبی شناخته شوید. در پایان صلوات فرستاد.

عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي حَدِيثِ اَلْأَرْبَعِمِائَةِ قَالَ: إِذَا أَرَادَ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْتِيَ زَوْجَتَهُ فَلاَ يُعَجِّلْهَا فَإِنَّ لِلنِّسَاءِ حَوَائِجَ. (وسائل ج۲۰ ص۱۱۸)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: با زن خود که می‌آمیزید، عجله نکنید و پیش‌نوازی کنید و به فکر ارضاء زن باشید.

عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي حَدِيثِ اَلْأَرْبَعِمِائَةِ قَالَ: إِذَا أَتَى أَحَدُكُمْ زَوْجَتَهُ فَلْيُقِلَّ اَلْكَلاَمَ. (وسائل ج۲۰ ص۱۲۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: با زن خود که می‌آمیزید، کمتر پر حرفی کنید!

عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قُلْتُ لَهُ مَا تَقُولُ فِي اَلْعَزْلِ فَقَالَ كَانَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ لاَ يَعْزُلُ وَ أَمَّا أَنَا فَأَعْزِلُ فَقُلْتُ هَذَا خِلاَفٌ فَقَالَ مَا ضَرَّ دَاوُدَ أَنْ خَالَفَهُ سُلَيْمَانُ ، وَ اَللَّهُ يَقُولُ فَفَهَّمْنٰاهَا سُلَيْمٰانَ. (وسائل ج۲۰ ص۱۵۰)

راوی گوید از امام صادق(ع) پرسیدم: عزل آلت و نریختن منی در رحم زن، حکمش چیست؟ فرمود: علی(ع) نمیکرد؛ ولی من می‌کنم. راوی گوید گفتم: نمیشود! فرمود: چرا، میشود. همانطور که نظر سلیمان خلاف نظر داوود بود و خدا به سلیمان نظر درست‌تر را تفهیم کرده بود: فَفَهَّمْنٰاهَا سُلَیْمٰانَ.

عَنْ أَبِي اَلْبَخْتَرِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِمُ اَلسَّلاَمُ قَالَ: لاَ بَأْسَ بِالنَّظَرِ إِلَى رُءُوسِ نِسَاءِ أَهْلِ اَلذِّمَّةِ. (وسائل ج۲۰ ص۲۰۵)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: نگاه به موی زنان غیر مسلمان، ایرادی ندارد.

عَنْ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ بْنِ كَثِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : أَنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ فِي رِسَالَتِهِ إِلَى اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِيَّاكَ وَ اَلتَّغَايُرَ فِي غَيْرِ مَوْضِعِ اَلْغَيْرَةِ فَإِنَّ ذَلِكَ يَدْعُو اَلصَّحِيحَةَ مِنْهُنَّ إِلَى اَلسَّقَمِ وَ لَكِنْ أَحْكِمْ أَمْرَهُنَّ فَإِنْ رَأَيْتَ عَيْباً فَعَجِّلِ اَلنَّكِيرَ. (وسائل ج۲۰ ص۲۳۷)

امیرمؤمنان(ع) به فرزندش سفارش کرد: حساسیت و سوءظن و غیرتِ نابجا، زن سالم را هم به لجاجت و فساد میکشاند. پس بجا غیرت داشته باش و بجا محکم‌کاری کن و وقتی واقعاً ایرادی دیدی، سخت‌بگیر.

مِنْ كِتَابِ نَوَادِرِ اَلْحِكْمَةِ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: لاَ تُغَالُوا فِي مُهُورِ اَلنِّسَاءِ فَيَكُونَ عَدَاوَةً. (وسائل ج۲۱ ص۲۵۲)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: مَهر زنان را زیاد نگیرید که خودش عامل ایجاد جدایی و نقار می‌شود.

عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: إِنِّي لَأَكْرَهُ أَنْ يَكُونَ اَلْمَهْرُ أَقَلَّ مِنْ عَشَرَةِ دَرَاهِمَ لِئَلاَّ يُشْبِهَ مَهْرَ اَلْبَغِيِّ. (وسائل ج۲۱ ص۲۵۳)

امام صادق(ع) فرمود: علی(ع) کراهت داشت که مَهر، کمتر از ده درهم باشد و میفرمود: چنین مَهرِ کمی، شبیه به مبلغی است که برای زنا میدهند.

عَنِ اِبْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قَضَى أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي اِمْرَأَةٍ تَزَوَّجَهَا رَجُلٌ وَ شَرَطَ عَلَيْهَا وَ عَلَى أَهْلِهَا إِنْ تَزَوَّجَ عَلَيْهَا اِمْرَأَةً أَوْ هَجَرَهَا أَوْ أَتَى عَلَيْهَا سُرِّيَّةً فَإِنَّهَا طَالِقٌ فَقَالَ شَرْطُ اَللَّهِ قَبْلَ شَرْطِكُمْ إِنْ شَاءَ وَفَى بِشَرْطِهِ وَ إِنْ شَاءَ أَمْسَكَ اِمْرَأَتَهُ وَ نَكَحَ عَلَيْهَا وَ تَسَرَّى عَلَيْهَا وَ هَجَرَهَا إِنْ أَتَتْ بِسَبِيلِ ذَلِكَ قَالَ اَللَّهُ تَعَالَى فِي كِتَابِهِ فَانْكِحُوا مٰا طٰابَ لَكُمْ مِنَ اَلنِّسٰاءِ مَثْنیٰ وَ ثُلاٰثَ وَ رُبٰاعَ وَ قَالَ أُحِلَّ لَكُمْ مٰا مَلَكَتْ أَيْمٰانُكُمْ. (وسائل ج۲۱ ص۲۷۷)

امیرمؤمنان(ع) در مورد زنی که مردی با او ازدواج کرده بود و با او و خانواده‌اش شرط کرده بود که اگر بر او زن دیگری بگیرد، یا او را ترک کند، یا با کنیزی نزدیکی کند، آن زن مطلقه(طلاق‌گرفته) باشد، چنین حکم کرد که: شرط خداوند بر شرط شما مقدم است. اگر مرد بخواهد، به شرط خود وفا می‌کند، و اگر بخواهد، همسر خود را نگه می‌دارد و بر او زن دیگری می‌گیرد، یا با کنیز نزدیکی می‌کند و یا او را ترک می‌کند. خداوند فرموده: پس با هر زنی که برای شما خوشایند است ازدواج کنید: دو، سه یا چهار نفر. و نیز فرموده: و آنچه که مالک آن شده‌اید(کنیزان)، برای شما حلال است.

عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي حَدِيثِ اَلْأَرْبَعِمِائَةِ قَالَ: عُقُّوا عَنْ أَوْلاَدِكُمْ يَوْمَ اَلسَّابِعِ وَ تَصَدَّقُوا بِوَزْنِ شُعُورِهِمْ فِضَّةً عَلَى مُسْلِمٍ. (وسائل ج۲۱ ص۴۲۴)

امیرمؤمنان(ع) فرمود: روز هفتم، نوزاد را سر بتراشید و بقدر وزن موهایش، به مسلمانی، نقره صدقه دهید.

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: إِنَّ اَلْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ طَلَّقَ خَمْسِينَ اِمْرَأَةً فَقَامَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ بِالْكُوفَةِ فَقَالَ يَا مَعْشَرَ أَهْلِ اَلْكُوفَةِ لاَ تُنْكِحُوا اَلْحَسَنَ فَإِنَّهُ رَجُلٌ مِطْلاَقٌ فَقَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ بَلَى وَ اَللَّهِ لَنُنْكِحَنَّهُ فَإِنَّهُ اِبْنُ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ اِبْنُ فَاطِمَةَ فَإِنْ أَعْجَبَهُ أَمْسَكَ وَ إِنْ كَرِهَ طَلَّقَ. (وسائل ج۲۲ ص۹)

امام صادق(ع) فرمود: حسن بن علی(ع) با زنان زیادی وصلت کرده و بعد آنها را طلاق می‌داد، تاجایی‌که امیرمؤمنان(ع) به اهل کوفه فرمود دیگر به او زن ندهند! اما مردم نپذیرفتند و میگفتند: دوست داریم دخترمان را به حسن بدهیم. چون فرزند رسول خدا(ص) و فاطمه(س) است. خواست دخترمان را نگه دارد؛ خواست طلاق دهد.

عَنِ اِبْنِ اَلْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قَالَ عَلِيٌّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : إِذَا وُضِعَ اَلطَّعَامُ وَ جَاءَ سَائِلٌ فَلاَ تَرُدَّنَّهُ. (وسائل ج۲۴ ص۳۷۳)

امیرمؤمنان(ع) میفرمود: وقتی سفره پهن است، اگر سائلی آمد، ردّش نکنید.

عَنْ عَلِيِّ بْنِ اَلْحَكَمِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: كَانَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَأْخُذُ بِأَوَّلِ اَلْكَلاَمِ دُونَ آخِرِهِ. (وسائل ج۲۷ ص۲۱۶)

راوی گوید: امام صادق(ع) میفرمود: امیرمؤمنان(ع) اولین حرف افراد را در محکمه می‌پذیرفت و اگر حرفشان را عوض می‌کردند، حرف دوم را نمی‌پذیرفت.

عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : فِي قَوْلِهِ تَعَالَى وَ لاٰ يَأْبَ اَلشُّهَدٰاءُ إِذٰا مٰا دُعُوا ، قَالَ مَنْ كَانَ فِي عُنُقِهِ شَهَادَةٌ فَلاَ يَأْبَ إِذَا دُعِيَ لِإِقَامَتِهَا وَ لِيُقِمْهَا وَ لْيَنْصَحْ فِيهَا وَ لاَ تَأْخُذْهُ فِيهَا لَوْمَةُ لاَئِمٍ وَ لْيَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ لْيَنْهَ عَنِ اَلْمُنْكَرِ. (وسائل ج۲۷ ص۳۱۴)

امیرمؤمنان(ع) راجع به آیهٔ "شاهدان وقتی احضار شدند، از حضور در محکمه ابا نکنند" فرمود: کسی که شاهد چیزی بوده، باید اگر خواستند شهادت دهد و همان‌را که دیده بازگو کند و در این راه از ملامتِ کسی نهراسد و قصدش امر به معروف و نهی از منکر باشد.

عَنِ اَلْحَکَمِ أَخِي أَبِي عَقِيلَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِنَّ خَصْماً يَسْتَکْثِرُ عَلَيَّ شُهُودَ اَلزُّورِ وَ قَدْ کَرِهْتُ مُکَافَأَتَهُ مَعَ أَنِّي لاَ أَدْرِي يَصْلُحُ لِي ذَلِكَ أَمْ لاَ فَقَالَ أَ مَا بَلَغَكَ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ کَانَ يَقُولُ لاَ تُؤْسِرُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَمْوَالَکُمْ بِشَهَادَاتِ اَلزُّورِ. (وسائل ج۲۷ ص۳۳۸)

راوی گوید به امام صادق(ع) گفتم: دشمنی دارم که مدام، شاهد دروغین علیه من در دادگاه حاضر میکند؛ آیا من هم با جور کردن شاهدانی دروغین، مقابله به مثل بکنم؟ امام(ع) فرمود: ابداً؛ مگر نمی‌دانی که از امیرمؤمنان(ع) روایت شده که با شهادتِ زور(دروغ)، خود و اموال خویش را اسیرِ بدبختی نکنید.

"مستدرک الوسائل" همانطور که گفته شد در قرن گذشته توسط محدّث نوری، برای استدراک(رفع نقص) وسائل الشیعه نوشته شده. یعنی به ترتیب ابواب وسایل جلو میرود و روایاتی را که وسایل نیاورده، ذکر می‌کند. محدث نوری در تبیین انگیزه خود از نگارش مستدرک الوسائل، ضمن تصریح به این که تألیف کتاب را بنا بر استخاره انجام داده، جمع‌آوری و الحاق روایات به کتاب وسائل را از بهترین عبادات دانسته و جمع‌آوری احادیث را دارای فوائد بسیار قلمداد کرده که اساس دین با آن کامل شده و شریعت پیامبر(ص) با آن سامان خواهند یافت. آقا بزرگ تهرانی مستدرک استادش حاجی نوری را چهارمین کتاب از مجامع روایی پس از وافی و بحار و وسائل برشمرده است. محدث نوری در پایان کتاب مستدرک، بخشی به نام خاتمه آورده که بنا بر تعبیر آقابزرگ، از نفیس‌ترین کتاب‌ها بوده و انسان را از تمام کتاب‌های درایه و رجال بی‌نیاز می‌سازد.

محدّث نوری معروف به خاتم‌المحدّثین از شاگردان میرزای شیرازی و ملافتحعلی سلطان‌آبادی در زمان خود به علم و تقوی شهره بود. شیخ عباس قمی(مؤلف مفاتیح الجنان) از شاگردان اوست. قبر هر دو در حجره‌ای روبروی ایوان طلای نجف است. از کارهای زیبای محدث نوری احیای سنّت پیاده‌روی اربعین است که مدت‌ها به فراموشی سپرده شده بود. محدّث نوری در اواخر عمرش با کج‌سلیقگی، دست به تألیف کتابی زد بنام "فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب الارباب". او در این کتاب کوشید تا با استفاده از پاره‌ای روایات ثابت کند که قرآن کریم گرچه عیناً کلام الهی است و چیزی بر آن افزوده نشده و تغییر نکرده اما آیاتی از آن پیش از جمع‌آوری به دلایلی حذف شده(تحریف به نقصان) و آنچه حذف شده، نزد اهلش محفوظ است. انتشار این کتاب، باعث دردسرهایی برای محدث نوری شد و اعتراض عالمان شیعه و سنی را برانگیخت و آثار بسیاری در رد این نظریه نوشتند.