یاغی و قلعه نفس
تا قلعه نفس یاغی بود، ویران کردن آن واجب و آبادان کردن آن خیانت و معصیت بود. چون قلعه از یاغی خالی شد و شاه و علمهای شاه در آن در آمد، خراب کردن قلعه غدر و خیانت و آبادان کردن آن واجب و طاعت و خدمت است.
آرزوی دراز و مرگ
اسامة بن زید، کنیزکی خرید به صد دینار به مدت یک ماه. رسول خدا صلیالله علیه و آله به این موضوع آگاه گردید. پس فرمود: آیا شما از معاملهای که اسامه نموده در شگفت نشدید که تا یک ماه دیگر به خود اطمینان دارد؟ بدانید که این علامت آرزوی دراز است؛ سوگند به آن خدایی که جانم در قبضه اوست، دیده بر هم نمیزنم جز آنکه میاندیشم الآن مرگ مرا فرامیرسد و مژههای چشم من بر هم نخواهد رسید و لقمه در دهان نمیگذارم جز آنکه میاندیشم که در گلوی من خواهد ماند!
ای مردم! اگر از خردمندانید، خود را در زُمره مردگان محسوب دارید که سوگند به خداوند، مرگ خواهد آمد و از چنگال او فرار نتوان نمود.
دلبر جانان
دلبر جانان من برد دل و جان من **** برد دل و جان من دلبر جانان من
از لب جانان من زنده شود جان من **** زنده شود جان من از لب جانان من
روضه رضوان من خاک سر کوی دوست **** خاک سر کوی دوست روضه رضوان من
من و قیامت
هر وقت پیامبر صلیالله علیه و آله میخواستند از جریان قیامت خبر دهند، رنگ رخسارشان عوض میشد و خوف و خشیتی از خدا در حضرت محسوس میشد.
امام صادق علیهالسلام فرمود: «یک وقتی رسول خدا صلیالله علیه و آله بالای منبر گونهها و چهره ایشان متغیر شد، به مردم نگاه کرد و فرمود: من با قیامت مانند این دو انگشت هستیم.»
توضیح آنکه دو انگشت متصل به هم، اگر یکی سرد و یا گرم باشد در دیگری تأثیر میگذارد و احساس میکند؛ پس پیامبر صلیالله علیه و آله اینطور قیامت را احساس مینماید.
زنگ درب بهشت
در کتاب امالی شیخ صدوق از پیامبر صلیالله علیه و آله روایتی نقل کرده است که «کوبه» حلقه درب بهشت از یاقوت سرخ است. هنگامیکه زنگ بر صفحه درب میکوبد، میگوید: یا علی!
مرحوم علامه طباطبایی در شرح این حدیث فرمودند: مهمان وقتی به خانهای میرود، صاحبخانه را صدا میزند و او را میخواند، اگر صاحبخانه نام معینی داشته باشد. مهمان همان نام معین را میبرد. صاحب بهشت، مهماندار بهشت علی بن ابیطالب علیهالسلام است. لذا صدای کوبه درب «یا علی» است.
نماز به اندازه توجه
پیامبر صلیالله علیه و آله فرمود: بعضی نصف نمازشان پذیرفته میشود، بعضی یکسوم و بعضی یکچهارم و تا یکدهم را نام برد.
بعضی از نمازها هم چون جامه کهنه پیچیده میشود و بر صورت صاحبش زده میشود. همانا بهره از نماز بهاندازه توجه و حضور میباشد.
سحر یا دعای مستجاب
امام حسن علیهالسلام در یکی از مسافرتهایش به پای درخت خشکیدهای تکیه داد؛ و شخص دیگری هم در جوار حضرت قرار داشت.
آن شخص به امام عرض کرد: «اگر این درخت سبز میبود و میوه و خرما میداد، در این هوای گرم استفاده میکردیم.»
امام بر اساس پیشنهاد او، دعائی کردند پس درخت پژمرده و خشکیده سرسبز شد و میوه داد.
ساربانی که آنجا بود گفت: «حسن بن علی علیهالسلام سحر و جادو کرد.» امام فرمود: «این سحر نیست ولیکن «دعوة ابن نبی مستجابه» دعای نوه پیامبر صلیالله علیه و آله مستجاب شد.»
نفس سرکش
حیوان که سرکش میشود، احتیاج به دلیل دارد. ساربان یا چاروادار، از طرفی او را تازیانه میزند که در پرتگاه نیفتد؛ و از طرفی جو و کاه نشانش میدهد و تشویقش میکند تا مبادا در مهلکه افتد و بند رام شود.
کودک مغرور و درس نخوان هم احتیاج به معلم دارد که او را بترساند؛ از طرف دیگر پدر و مادر او را تشویق میکنند.
نفس هم همینطور است، نفس حیوانی ما سرکش است، ترس و تازیانه برای این است که در مهلکه دنیوی نیفتد و جو و کاه (تزکیه و تهذیب) امید به او میدهد و راننده او میشود. ذکر خوبان و بهشت و ثواب، نفس را ترغیب میکند و آتش هلاکت، نفس را میترساند.
بوسیدن فرزند
روایت شده که پیامبر صلیالله علیه و آله، حسن علیهالسلام و حسین علیهالسلام را بوسید. اقرع بن حابس گفت: «یا رسولالله صلیالله علیه و آله من ده فرزند دارم و هیچکدام از آنها را نبوسیدم.»
پیامبر صلیالله علیه و آله فرمود: «به من چه مربوط است که خداوند رحمت را از دلت برداشته است؟»
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «بوسیدن فرزند رحمت است.»
غسلین و آتش
ملّا عبدالرزاق کاشانی (م 726) شارح کتاب «منازل السائرین» خواجه عبدالله انصاری میگوید: «ما دیدیم کسانی که دارند غسلین میخورند.»
خداوند در سوره حاقه آیه 37 میفرماید: «ولا طعام الا من غسلین: خطاکاران در قیامت طعامی غیر از چرک و خون نمیخورند.»
مرحوم ملاصدرای شیرازی (م 1050) میفرماید: «افرادی هم بودند که مشاهده میکردند، وقتی دیگران دارند حرف میزنند از دهانشان آتش میآید، وقتیکه خاموش میشوند مثلاینکه درب تنور را بستند.»
پس فحش و غیبت و تهمت و رنجاندن همه آتش است که از دهان بیرون میآید. این نموداری از باطن دوزخی افراد است که در کشف برای اهل شهود مکشوف میگردد.
ثنا و مدح معبود
در معارف به عبادات، یکی از جهات این است که: عابد در عبادت در مقام ثنای حقتعالی باشد و او را ستایش کند و حمد و تقدیس و تنزیه نماید.
چون معبود سزاوار پرستش است، عابد به ستایش او مشغول است. مدح و ثناء ذات و اسماء و صفات و الطاف خاصه و نعمتهای بیکران او دلالت دارد که او را به بندگی پذیرفته و در کمال عبادت تأثیر میگذارد.
ابوالقاسم
کسی از امام صادق علیهالسلام سؤال کرد: «چرا پیامبر صلیالله علیه و آله را ابالقاسم میگویند؟»
فرمود: «به خاطر اینکه فرزندی به نام قاسم داشت.»
عرض کرد: این را میدانم، کمی روشنتر بیان کنید. فرمود: «چون علی علیهالسلام قسیم و قاسم بهشت و جهنم است و از کودکی در دامن پیامبر صلیالله علیه و آله بزرگ شد و پیامبر صلیالله علیه و آله معلم علی علیهالسلام بود و شاگرد بهمنزله فرزند است پس پیامبر صلیالله علیه و آله بهمنزله پدر و او را ابوالقاسم نامند.»
در نهجالبلاغه هم امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «پیامبر صلیالله علیه و آله در کودکی مرا در آغوش میگرفت و غذا را میجوید و در دهان من میگذاشت.»
کم کردن شواغل
شهید ثانی در کتاب «اسرارالصلوة» میفرماید: از برای شخص ضعیف که فکرش به اندک چیزی که چشمش میبیند، متفرق میشود، علاج آن است که:
1- چشمهای خود را ببندد.
2- در خانه تاریک نماز بخواند.
3- آنکه مقابل خود چیزی نگذارد که جلب نظر او را کند.
4- نزدیک دیواری بایستد که چشمانداز نداشته باشد.
5- احتراز نماید از نماز بر شوارع و مواضع منقوشه و فرشهای مزین.
ازاینجهت، اهل عبادت در خانه تنگ و تاریکی که وسعت آن بهقدری بود که بتواند در آن نماز کند، عبادت میکردند تا آنکه همّ آنها، اجمع باشد.
صلوات و دعای محجوب
امام صادق علیهالسلام فرمود: «پیوسته دعا محجوب میگردد تا آنکه صلوات بر محمد و آل محمد فرستاده شود.»
صلوات پوششی بر گناه میشود و عرضه حاجات نزد پادشاه عالمیان با این پوشش و با تقدیم بهترین هدیه یعنی صلوات که اظهار ولایت و شفیع قرار دادن آنان، سبب قبولی حاجت قرار میگیرد.
امواج دریا
شیخ شبستری فرمود:
هزاران موج خیزد هر دم از وی **** نگردد قطره ای هرگز کم از وی
حقتعالی را در هستی میتوان به دریا تشبیه کرد، به خاطر بینهایتی که او را است؛ و تجلیات و ظهورات، بهمثابه امواج دریا میباشد. کثرت تجلیات و انبساط بحر هستی، بهنوعی است که هر دم و هرلحظه و هر ساعت هزاران موج از این بحر ظاهر میشود و هرگز یک قطره از آن دریا کم نمیگردد و نقصان نمییابد. چون شئونات تجلیات و ظهورات او غیرمتناهی است.
لذا در سوره لقمان آیه 27 خداوند فرمود: اگر درختان روی زمین قلم شوند و دریاها مرکب و کلمات خدا را بنویسند، پایان نخواهد یافت. (ما نفدت کلامالله)
مقام ابوحمزه ثمالی
ثابت بن دینار معروف به ابوحمزه ثمالی چهار امام یعنی امام سجاد علیهالسلام و امام باقر علیهالسلام و امام صادق علیهالسلام و امام کاظم علیهالسلام را درک کرد. او به درجاتی رسید که امام رضا علیهالسلام در وصف او فرمود: «ابوحمزه لقمان زمان خود بود که چهار نفر از ما را خدمت کرده (استفاده برده).»
امام صادق علیهالسلام وقتی او را میدید، میفرمود: هر وقت تو را میبینم احساس آرامش میکنم: «انی لاستریح اذا رأیتک»
دعای سحر که از امام سجاد علیهالسلام است، معادل دو جزء قرآن میباشد که به نام راوی آن ابوحمزه معروف گردیده است، خودش گفت: امام سجاد علیهالسلام شبهای ماه رمضان تا سحر مشغول نماز بود، چون سحر میرسید این دعا را میخواند: «الهی لا تؤدبنی بعقوبتک» از این بیان معلوم میشود که همواره از فیض امام در سحرها استفاده میبرد.
ذکر زبانی
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: خوش به حال نفسی که فرایض خداوندی را اداء کند…و لبهایشان به ذکر خدای آهسته گویا است «همهمت بذکر ربهم شفاههم»
در «مناجات الذاکرین» امام سجاد علیهالسلام آمده است: از بزرگترین نعمتها بر ما این است که ذکر تو بر زبانهای ما جاری است.
سوره زلزال
1- پیامبر صلیالله علیه و آله فرمود: «هر که سوره زلزال را چهار مرتبه بخواند، مانند آن است که تمام قرآن را خوانده است.»
2- «در تفسیرالدر المنثور» از اهل سنت نقل کرده است که پیامبر صلیالله علیه و آله فرمود: «یکبار خواندن سوره زلزال معادل نصف قرآن است.»
3- امام صادق علیهالسلام فرمود: از خواندن سوره زلزال خسته و ملول نشوید، هر کس در نوافل این سوره را بخواند، هیچگاه دچار زلزله نمیشود؛ و به زلزله و صاعقه و آفتی از آفات دنیا نمیمیرد. وقتی بمیرد امر میشود به بهشت او را ببرند و خداوند عزوجل میفرماید: «بندهام! بهشت خود را برایت مباح کردم، هر جا خواهی در آن ساکن شو و چیزی تو را مانع نخواهد بود.»
حالات دعا کننده
امام کاظم علیهالسلام فرمود: هنگام دعا:
1- «تبتل» و آن تقلب کفّین است.
2- «ابتهال» و آن گشودن کف دستهاست و مقدم داشتن آنها مقابل صورت است.
3- «رغبت» و آن کف دستها را رو به آسمان نمودن است (در مقابل صورت نگاهداشتن.)
4- «رهبت» و آن انداختن کفین است و بلند نمودن تا مقابل صورت.
5- «تضرع» و آن حرکت دادن انگشت سبابه است و اشاره کردن به او بهسوی آسمان.
در روایت دیگر «تبصبص» آمده است یعنی بلند نمودن هر دو انگشت سبابه بهسوی آسمان.
آب خوار
آب کم جو، تشنگی آور به دست **** تا بجوشد آبت از بالا و پست
تشنه مینالد که کو آب گوار؟ **** آب میگوید که کو آن آبخوار؟
استقامت امّت
در حدیث است که رسول خدا صلیالله علیه و آله خطی مستقیم کشیدند و خطوطی در اطراف آن، هم نگاشتند فرمودند: «این خط مستقیم طریقه من است.»
پس فرمود: سوره هود مرا پیر کرد، به خاطر آیه 112 «فاستقم کما امرت و من تاب معک»: همانگونه که فرمان یافتهای، استقامت کن و همچنین کسانی که با تو بهسوی خدا آمدهاند (باید استقامت کنند). علت پیر کردن، آن است که استقامت امّت از پیامبر صلیالله علیه و آله خواسته شد.
سخن بد را نرساند
پیامبر صلیالله علیه و آله فرمود: «هیچکس از اصحاب من برایم سخنچینی نکند و چیزی را که پشت سرم شنیده به من نرساند که دوست دارم با دلی صاف و سینهای سالم از بین شما بروم.»
سخن در رضا و غضب
وقتی پیامبر صلیالله علیه و آله مطالبی را میفرمودند، عدهای مینوشتند، بعضیها اعتراض میکردند؛ که پیامبر صلیالله علیه و آله گاهی در نشاط است و گاهی در حال ناراحتی است و در حال عصبانیت، کلماتش قابلنوشتن نیست!
به پیامبر صلیالله علیه و آله این مطلب را رساندند که درهرحال که شما چیزی فرمودید، بنویسیم؟! فرمود: «من هر چه میگویم، حتی در حال رضا و غضب بنویسید.»
چون پیامبر صلیالله علیه و آله در حال سرور برای خدا میگوید؛ در حال غضب هم برای خدا میگوید؛ زیرا پیامبر صلیالله علیه و آله را چیزی مشغول نمیکند تا حرفی به غیر رضای خدا بزند.
وجود مطلق
کسی بر سر وحدت گشت واقف **** که واقف نشد اندر موافق
دل عارف شناسای وجود است ****وجود مطلق او را در شهود است
(شیخ محمود شبستری)
فرق احد و واحد
کلمه «احد» به معنی یکتاست و هر نوع جزء و شبیه و شریک، از ذات او به دور است.
کلمه «واحد» مبدأ اعداد است و در ردیف او اعداد بعدی میآید؛ و به تعبیر دیگر دارای مشابه و ردیف میباشد، واحد، اثنان، ثلاث.
اسم «احد» مبدأ اعداد نیست و نوعاً کلمه «احد» را در عاقل و «واحد» را در عاقل و غیر عاقل استعمال میکنند.
آیاتی که «واحد» در آنها آمده است، در مقابل خدایان بسیار استعمال شده است مانند سوره ص آیه 5 «اجعل الالهة الهاً واحداً»: کافران گفتند: آیا پیامبر بااینهمه خدایان بسیار، خدای واحد قرار داده است، مراد در آیات بیهمتایی نیست که در «احد» بدان معنی است.
در سوره نساء آیه 171: نصاری درباره عیسی علیهالسلام گفتند: او خداست و بعضی گفتند: پسر خداست و گروه سومی گفتند: پدر و پسر و روحالقدس. خداوند فرمود: «نگویید خدا سه است، او خدای واحد است.» در احد بیهمتایی و یکتایی وصف میشود که فقط به ذات خداوند اطلاق میشود و دوئیت در آن راه ندارد.