این چنین اند مردان خدا
زمانی یکی صفت بزرگی میکرد و اسرار و احوال او میگفت، یکی را وجد آمد و گفت: کاشکی او را میدیدم.
رندی گفتش: او صفت آن بزرگ میگوید، شاید این خود اوست که روپوش میکند.
خوشا
خوشا آن کس که دامن چید از اغیار **** بیار واحد فرد اکتفا کرد
خوشا آن کو دلش شد از جهان سرد **** گذشت از هر هوس، ترک هوا کرد
(فیض کاشانی)
نظارگی
طاووس اگرچه جمال به کمال دارد و بلبل اگرچه الحان (آوازها) هزاردستان دارد و طوطی اگرچه زبان انسان دارد، اما اینها برای نظارگی باشند.
آنجا که بر جمال شعله شمع جانبازی باید کرد، جز پروانه دیوانه به کار نیاید که عاقل جز نظارگی را ندارد.
وادی حیرت
شیخ فریدالدین عطار نیشابوری در «منطقالطیر» درباره وادی حیرت میفرماید: وادیای است که درد و حسرت دارد، آه و سوز به بار آورد. شب و روز یا در آتش باشد و یا همانند یخ سرد باشد. آنچه از توحید بر جانش افتاده بود، جمله گم گردد.
اگر به این سالک گویند: تو مستی یا پندار، هستی یا نیستی، در ظاهری یا در باطن، بر کناری یا در عیانی، در مقام فناء هستی یا بقاء. او گوید: نمیدانم کجایم و کیستم. عاشقم اما ندانم برکیم و از عشق خود هم خبر ندارم، گاهی دلی پر عشق دارم و گاهی خالی.
قلب سوره یس
از استاد مسموع شده که: سوره یس قلب قرآن است و قلب سوره یس این آیت است: «سلامٌ قولاً من ربّ رحیم» (آیه:58) که سه اسم «سلام»، «رب» و «رحیم» را در بر دارد و عدد این آیه به ابجد (818) میباشد.
در خواص الآیات ص 109 نوشته است که خواندن این آیت در شب، برای دفع غم و قضاء حوائج نافع است.
فاصله عقل و عشق
دور بادا عاقلان از عاشقان **** دور بادا گلخن از باد صبا
عقل تا تدبیر و اندیشه کند **** رفته باشد عشق تا هفتم سما
عقل تا جوید شتر از بهر حج **** رفته باشد عشق بر کوه صفا
یک سفارش جامع
خداوند در سوره نساء آیه 131 میفرماید: هرآینه وصیت (سفارش) کردیم قبل از شما به دارندگان کتابهای آسمانی (یهود و نصاری و دیگر امتها) و شما را (در قرآن) که تقوای خدای بورزید. «لقد وصینا الذین اوتو الکتاب من قبلکم و ایاکم ان اتقوا الله»
صدق
صدق نوری است که مانند خورشید میدرخشد و همهچیز به آن روشن است. بعضی بهقدری در این صفت حقیقت دارند که هر چه میشنوند را درست و راست میپندارند. حضرت آدم فکر میکرد، ابلیس راست میگوید، لذا به وسوسه دچار شد، اما چون صدق محض بود، خداوند او را پیامبر اوالعزم قرار داد و از مقامش تنزل نداد. خداوند حضرت عیسی را به خاطر صدق، در روز قیامت به عنوان مرأت صادقین مدح میکند.
خداوند در سوره مائده آیه 119 میفرماید: «روز قیامت روزی است که راستگویان را صدقشان نفع دهد.»
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: «صدق همانند شمشیر خداوند در زمین و آسمان است، هر آنجا که صدق فرود آید در دلها نفوذ پیدا میکند.» دلیل بر راستگویی، تطابق زبان و آنچه در دل از نیت است که در ترازوی مساوات گذاشته شود. خداوند در سوره اعراف آیه 8 فرمود: «در روز قیامت به مردم بهاندازه حق و راستی اعمالشان در ترازوی میزان سنجیده و حساب میشود.» انسان صادق دنیا برایش زندان است و از هر چه بوی کذب آید دوری میکند. آن کس که شخص صادق را به کذب بفریبد و گمراه کند، خودش به لعنت ابدی دچار خواهد شد همانطور که ابلیس به این عذاب گرفتار شد.
اسماء در مقام فعلیّت
هر اسمی از اسماء الهی به حسب اصل مقدم بر مظاهر است و مقوم و قیوم آنهاست ولی به حسب تعین متأخر از آنهاست. ظهور اسم الله در قلب، به مشاهده، سالک میبیند که اسماء مختلف هستند و سعه و ضیق و احاطه هر اسمی تابع مظهر و مرآتی است که در آن ظهور میکند.
نَکُشتیم
ما کشته نفسیم پس آوخ که برآید **** از ما به قیامت که چرا نفس نکشتیم
افسوس بر این عمر گرانمایه که بگذشت **** ما از سر تقصیر و خطا درنگذشتیم
باشد که عنایت برسد، ورنه مپندار **** با این عمل دوزخیان کاهل بهشتیم
یک روز پنجاه هزار سال
در آیه 4 سوره معارج آمده است: «روز قیامت یک روزش پنجاههزار سال است.» در منزل زید بن ارقم، معاذبن جبل از پیامبر صلیالله علیه و آله سؤال کرد: چه قدر یک روزش در قیامت طولانی است ای پیامبر خدا؟!
پیامبر صلیالله علیه و آله فرمود: «قسم به ذات کسی که جانم در دست اوست، این پنجاههزار سال برای مؤمن به مقدار یک نماز واجب است.»
روزها در قیامت برای همگان یکسان نیست، برای مدعیان خدایی و گناهکاران اهل کبائر و مؤمن ضعیف و اهل یقین فرق میکند.
مؤمن کامل که به باطن و روح نماز رسیده و توجهش فقط به معبود است، در قیامت آن روز بهمنزله پنجاههزار سال، بهاندازه یک نماز چهار رکعتی است؛ ولی برای دیگران در مراتب بسیار طولانی است و اینکه خداوند فرمود: یک روز قیامت همانند روز دنیایی شما؛ معلوم میگردد که آنجا آفتاب و شبی نیست. فرضاً اگر یک روز دنیایی را حساب کنند؛ مراد کمیت آن روز نیست، بلکه کیفیت ناراحتی و عذاب است که برای اهلش اینقدر طولانی میشود.
هم لطف و هم قهر
مبالغه میکنند که فلان کس همه لطف است، لطف محض است. پندارند که کمال در آن است، آن ناقص است. خداوند فقط بر این صفت که لطف محض باشد نیست، چراکه صفت قهر را هم او راست.
نادان قهر و لطف را به غیر موضع پیاده کند، اما دانای عارف به جای روا بدارد. چنین امت را اصلاح هم چون محمد صلیالله علیه و آله و قاهر و سر تیز هم چون علی علیهالسلام، شمشیر زن باشد. خداوند در سوره فتح آیه 29 فرمود: «محمد رسولالله و کسانی که با او هستند بر کفار سختگیر و بیباک و در میان خودشان مهربان و فروتن هستند.»
روزی مصطفی صلیالله علیه و آله به هر یاری از طبع و میل به صفت جنگ و صلح، لطف و قهر سؤال کرد و هر یک از اصحاب چیزی از صفت همانند حلم و عدل و ستر و…گفتند. مظهر همه اسماء جمالی و جلالی، لطف و قهر، امیرالمؤمنین علیهالسلام بود و کسی جامعیت او را نداشت. لذا دارنده کلید بهشت و جهنم و میزان در اعمال خوب و بد، هم اوست.
ابجد بندهای 100-91 دعای جوشن کبیر
«صانع کل مصنوع:517»، «خالق کل مخلوق:1557»، «رازق کل مرزوق:711»، «مالک کل مملوک:277»، «کاشف کل مکروب:719»، «فارج کل مهموم:465»، «راحم کل مرحوم:593»، «ناصر کل مخذول:1767»، «ساتر کل معیوب:839»، «ملجأ کل مطرود:383».
ادب و عدم اصرار
در سیر الی الله عجله کردن و فشار آوردن نهتنها نتیجهای ندارد، بلکه راه را مسدود میکند. آنچه، راه را باز و نزدیک میکند، ادب و تواضع است.
از خدا و اولیاء او، با زور نمیتوان چیزی گرفت، با ادب و افتادگی میتوان راه یافت، هم چنانکه سلمان راه یافت. در محضر اولیاء خدا، ادب و انتظار را باید پیشه کرد تا بتوان از آنها بهره برد. شتابزدگی و زور و اصرار، موجب محرومیت از اولیاء خدا میشود.
نشان آدمیّت
تن آدمی شریف است به جان آدمیت **** نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی **** چه میان نقش دیوار و میان آدمیت
(سعدی)
دارو
امام جواد علیهالسلام به مردی که در بستر افتاده بود و از ترس مرگ جزع و فزع میکرد، فرمود: «ای بنده خدا، چرا کودک و دیوانه از خوردن دارویی که برای صحت و عافیت بدن او مفید است خودداری میکند و از استعمال داروئی که درد و رنج را از او برطرف میکند اجتناب میورزد؟»
عرض کرد: «چون دیوانه و کودک منافع دارو را نمیدانند.»
فرمود: «سوگند به خدایی که محمد صلیالله علیه و آله را به راستی برای مقام پیامبری برگزید، فایده مرگ برای کسی که خود را آماده مرگ کند، بیشتر از منفعت این دارو برای شخص مریض است.»
مردم اگر میدانستند بهواسطه مرگ چه نعمتهای بزرگی را درمییابند، هرآینه مرگ را دوست میداشتند. ای مرد بدان که چون به مرگ وارد شوی و از این دریچه عبور نمایی، از هرگونه اندوه و آزار و رنجی نجات خواهی یافت و در دامان سرور و فرح قرار خواهی گرفت.
چون حجاب درآید
تا مرید کامل نشده، از هوی و هوس ایمن نباشد. پس از مراد دوری نگزیند و مصلحت نباشد؛ زیرا نَفَس سردی، او را در حال، سرد کند؛ اما بعد از کامل شدن، دوری او را زیان ندارد. چون میان مرید و مراد حجابی شد، آن لیل (شب) شود. چون تاریکی در آمد، میباید مرید به جد تسبیح و کوشش در زوال آن پرده کند.
هرچند تاریکی افزون میشود، مراد تو مکروهتر میشود. پس کوشش خدمت افزون کن و نومید مشو.
اثبات وحدت
در تجلی حقیقی رفع اثنینیت شود و اثبات وحدت و در مشاهده که از باب مفاعله است اثنینیت اقتضا کند.
اختیار دوست
سیر سپهر و دور قمر را چه اختیار **** در گردشاند برحسب اختیار دوست
گر باد فتنه، هر دو جهان را به هم زند **** ما و چراغ چشم و ره انتظار دوست
(حافظ)
سه صفت
امام باقر علیهالسلام به جابر فرمود: «شیعه علی علیهالسلام کسی است که:
1- چون بانگ سگان بانگ نکند.
2- چون طمع کلاغان طمع نکند.
3- از مردم سؤال نکند هرچند که از گرسنگی بمیرد.»
شبیه چشم
در حکمت 466 نهجالبلاغه، امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرماید: «چشم، نشیمنگاه حوادث است.» (العین وکاء السه)
سید رضی درباره این کلام گوید: «حضرت ظرف بدن را به مَشک و سربند آن را به چشم تشبیه نموده است، وقتی بند یعنی (چشم) سست و گشوده شود، آنچه درون مَشک است بیرون ریخته شود.»
علم
پیامبر صلیالله علیه و آله فرمود: «طلب علم بر هر مسلمانی واجب است.» مراد علم تقوی و یقین است.
پیامبر صلیالله علیه و آله فرمود: «علم را طلب کنید، هرچند در جاهای دور مانند کشور چین باشد.» منظور علم معرفت نفس است.
پیامبر صلیالله علیه و آله فرمود: «خدایا از علمی که نفع ندارد به تو پناه میبرم.» منظور علمی است که در عمل با اخلاص همراه نباشد.
خداوند به حضرت داوود علیهالسلام وحی کرد و فرمود: «کمترین کاری که من با عالِم بیعمل میکنم این است که از هفتاد قِسم عقوبتم، بدتر از همه آنها این است که از قلبش حلاوت یادم را خارج میکنم.»
عالِم حقیقی کسی است که اعمال صالح و محمودش او را گواهی دهد نه آنکه زباندراز و در مناظره غالب باشد. هیچ راهی به خدا نیست مگر بهوسیله دانش؛ علم اصل و سبب همه حالات خوب و صفتهای پسندیده است.
علم اندک عمل زیاد لازم دارد. چون یک ساعت تحصیل علم، یک عمر برای عمل کردن لازم دارد. عالم باید دارای عقل و ملایمت و نصیحت و حلم و بذل باشد و متعلم هم باید دارای رغبت و خشیت و حفظ در مطالب و احتیاط باشد.
تعابیر وقایع
اگر سالکی آتش در چند مقام بیند، در هر مقام معنی آن غیر معنی اول است.
1- گاه باشد که نشان عبور بر صفت آتشی بود.
2- گاه باشد که نشان گرمی طلب بود.
3- گاه باشد که نشان غلبه صفت غضب بود.
4- گاه باشد که نشان غلبه صفت شیطنت بود.
5- گاه باشد که نور ذکر بود.
6- گاه بود که آتش شوق بود که هیمه (هیزم) صفات بشری را محو کند.
7- گاه بود که آتش قهر بود.
8- گاه بود که آتش هیبت بود.
9- گاه بود که آتش هدایت بود چنانکه موسی را بود. «آنس من جانب الطور ناراً: موسی از جانب طور آتشی دید.» (قصص:29)
10- گاه بود آتش محبت باشد تا ماسوای حق بسوزد.
11- گاه بود که آتش معرفت باشد «یهدی الله لنوره من یشاء: خدا هر کس را بخواهد به نور خود هدایت میکند.» (نور:35)
12- گاه بود که آتش شاهد بود «ان بورک من فی النار و من حولها: مبارک باد آن کس در آتش است و کسی که (موسی و فرشتگان) اطراف آن است.» (نمل:8)
13- گاه بود که آتش ولایت بود «الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور: خدا، ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آوردهاند آنها را از ظلمتها بهسوی نور بیرون میبرد.» (بقره:257)
و غیر این موارد که شمردیم، جز استاد صاحبولایت نتواند فرق گذارد.
باقی دیگر وقایع و تفاوت هر یک بر این نحو قیاس شود.
ولایت خاتم
عارف شبستری (206) میفرماید:
ولایت شد به خاتم جمله ظاهر **** بر اول نقطه هم، ختم آمد آخر
ولایت اولیاء به خاتم آنان حضرت مهدی علیهالسلام ظاهر شد و بر اول نقطه وجود حقیقت نبوی، ختمش در خاتم اولیاء آمد.
از او عالم شود پر امن و ایمان **** جماد و جانور یابد از او جان
در زمان او همه اهل ایمان شوند و همه حتی جمادات و جانوران از نور مطلقهاش حیات میگیرند. (چون حضرتش مظهر اسم حی و قیوم است)
نماند در جهان یک نَفْس کافر **** شود عدل حقیقی جمله ظاهر
در زمان او یک شخص کافر، وجود نخواهد داشت، چون عدالت حقیقی بر همهجا آشکار شود.
بود از سر وحدت واقف حق **** در و پیدا نماید وجه مطلق
او که حامل سر وجود حضرت احدیت است و حق در او بذاته تجلی کرده، پس او آیینه تمام نمای وجه ربوبی خواهد بود.